Abundant Life 100 Healing of Congenital Paralysis

  28 minutes

  4 February 2016

The lame man had only desired a small coin, and now he was walking and leaping, praising God, as he had never walked before. The people who witnessed this miracle were amazed. They had seen him for years sitting at one of the temple gates begging and receiving alms. They asked themselves: What happened? How could this happen? Isaiah’s prophecy about the Christian era was being fulfilled: “Then the lame shall leap like a gazelle” (Isaiah 35:6). Is there anyone among us who is lame, weak, and outcast? Is there anyone who is hopeless, restless, and without purpose? Such a person should fix his eyes on Jesus and believe in Him alone, for it is Jesus who has all the power and authority to heal, strengthen, and give life, even eternal life.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد مجده نجات شنوندگان عزیز و دوستان گرامی امیدوارم که سلام های آگنده با محبت ما را قبول کرده و الیک بگوین چطور هستین؟ از خدا می خواهیم تمام شما دوستان با فامیل و دوستان جور و سرحال بوده و روزای پروره را در پیش داشته باشین خوش هستیم که با برنامه دیگه زندگی سرشار در حضور شما دوستان قرار داریم خوب شنونده های محرمان در برنامه این حوبت زندگی سرشار شما را دوت میکنیم با شنودن فصل سفم کتاب اعمال رسولان که از آیت یک تا دهر برادران ما جاوی جان و آقای پیام براتان تقدیم میکنه کوشش میکنند که آیوار و با تفسیر این بخش کتاب اعمال رسولان براتان تقدیم کنند خوب دوستان گرامی زیاد شما را منتظر نمی مانیم بین که با هم برنامه این حوبت گوشت بدیم دوستان محرمان به شنیدن صحبت دیگه ما پر توضیح و تفسیر آیات کتاب اعمال رسولان خوش آمدین ما هم به شما عزیزان سلام و اترام تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که همه شما سهت و سلامت باشین دوستان محرمان ما در صحبت گذاشته آیات 42 تا 47 فصل دوم اعمال رسولان زیر غهر قرار دادیم ما روی این صحبت کدیم که بعد از نزول روح القدس در روز پنتیکاست چطور کلیسای اولیه تشکیل شد بله ما روی این موضوع هم صحبت کدیم مثل که آله هم بسیار مردم سوال میکنن که آدم چطور میتونه مسیحی شوه و یا پیروی ایسای مسیحی شوه در اون وقت هم وقتی که مردم معوضه ای پترس رسول شنیدن و گناهکار بودن خود رو در کدن با پترس گفتن ما چی کنیم یعنی ما چی کنیم که از گناه های خود نجات پیدا کنیم پترس برشان گفت از گناه هایی که کدین توبه کنین و هر کدامتان به نام ایسای مسیح تحمید بگیرین که روح القدس ها دریافت کنین آله هم هر کسی که میخوای پیروی ایسای مسیح شوه باید توبه کنه و از دل به ایسای مسیح ایمان آورده و به نام او تحمید بگیره به این ترتیب او پیروی ایسای مسیح شده شامل کلیسای مسیح میشه کسایی که ای کار کردن یعنی پیروی ایسای مسیح شدن اونا کلیسای مسیح ویا جمع ایماندارا به مسیح را تشکیل کردن ما روی این موضوع هم گفت زدیم که منظور از کلیسا کدام ساختمان ویا تعمیر نیست بلکه جمع ایمانداران به مسیح هست هر وقت که دو یا سی ایماندار بر عبادت و پرستش دور هم جمع میشن ایسای مسیح در چمه اونا حاضر میشه ای را میگن کلیسای مسیح یک چیز مهم دیگه که شما گفتین او ای بود که ایمانداران در کلیسا چی میکدن؟ بله خوب شد به یاد ما آوردی ما گفتیم که ایمانداران وقتی که به شکل کلیسا دور هم جمع میشدن تعلیم رسول ها را میشونیدن از احوال یکی دیگه باخبر میشودن شام خداونده برگزار میکدن و دعا میکدن ما هم وقتی که بر عبادت بر دور هم جمع میشیم یکی از برادرها در باری کلام خدا تعلیم میته که همه میشنون بعد از چند وقت شام خداونده برگزار میکنیم که یادگار مرگ ایسای مسیح به خاطر ماست و هم از احوال یکی دیگه باخبر میشیم و سرود میخانیم و دعا میکنیم بله امروز از فصل سوم اهمال رسولان شروع میکنیم و از آیت اول تا آیت دهوم ای فصل زیر بحث قرار میتیم اگر زحمت نمیشه شما آیت اول فصل سوم بخوانید که وقت دعا بود پترس و یوهانا به خانه خدا میرفتند برادر پیام رسولان به ایسای مسیح ایمان آورده بودند اما باز هم اونا چرا به مقرارات مذهب یعودی بایبندی میکنند بله درست است که رسولان به ایسای مسیح ایمان آورده بودند و کلیسای اولی تشکیل هم شده بود اما اونا هنوز هم به صورت کامل از یهودیت نبوریده بودند اگر خوب دقت کنیم مسیحیت از یهودیت به وجود آمده شاگرد های اولی ایسای مسیح که اکثران یهودی بودند اونا اصول مذهب قدیمی خدا رعایت میکنند مسیحیت یهودیت را هم در خود داره مثلی که ما میبینیم که تورات موسا هم شامل کتاب مقدس ماست او دوران یک دوران گزار از یهودیت به مسیحیت بود تمام کتاب احمد رسولان دوران گزار از یهودیت به مسیحیت توضیح میکنند اما پیام صاحب یک سوال پیدا میشه بفرماین که الی یک نفر از دینی دیگر پیروی میکنه بعد از یکی ایسای مسیح را به عیسی نجات دینده خود قبول میکنه او هم میتونه تا یک وقت از دین سابقی خود پیروی کنه و بعد از او آهست آهست همراهش قطع علاقه کنه نه خیلی او شرایط تا حال بسیار فرق داره در او وقت انجیل هنوز به شکل کتاب موجود نبود و هم دوران گزار از یهودیت به مسیحیت تکمیل نشده بود به این خاطر اونا مجبور بودن در پالوی ای که کلیسای خود دایر میکدن بر شنیدن تعلیم از عهد عتیق به هیکل میرفتن اما آنه ای ضرورت موجود نداره آنه وقتی که یک نفر ایسای مسیح را به عیسی خداوند و نجات دهندهی خود قبول میکنه دیگه باید با دین سابقی خود قطع علاقه کنه آدم نمیتانه دو تربوزه در یک دست بگیره و برای رسیدن به خدا صرف یک راح وجود داره که او ایسای مسیح هست شما بسیار درست گفتین در فصل ششم رساله دوم قرنتیان نوشته شده از میان آنها خارج شوید و خود را از آنها جدا سازید و به چیزهای ناپاک دست نزنید و امن شما را خواهم پذیرفت منظور دیگه قطع علاقه کنن با مردم نیست که امرای اونا گفت نزنیم و یا مناصبات نداشته باشیم بلکه قطع علاقه با کارهای گروه آلود اوناست خوب اگر امکان داشته باشه آیت دوم و سیوم را بخوانین در آنجا مرد شر مادرزاد بود که اروز او را در پیش در کلان خانه خدا که به دروازه زیبا معروف بود می گذاشتند تا از کسانی که به درون خانه خدا می رفتند صدقه بگیرد وقت پترس و یوهنا را دید که به خانه خدا می روند تقاظای صدقه کرد پترس و یوهنا وقتی که از راه دروازه کلان حیکل که به نام دروازه زیبا هم یاد می شد داخل می شدند یک شر را دیدن که دان دروازه بر خیرات گرفتن ششته بود حیکل و یا خانه خدا نوه دروازه داشت که از جمعه یک دروازه ای او به نام دروازه زیبا یاد می شد ای دروازه حتما خوب نقشونگار شده بود و از دور جلاعش می کرد شما بر یک لحظه مقبوری دروازه و حالت رنجاور شل مادرزاد را در ذهن خود مجسم کنین کسی که شل مادرزاد باشه پایه او بسیار بدشکل قاق مثل چوب می باشه ای بدشکلی پایه اش تموم بدن او را یک حالت فلاکتبار می بخشه ای شل بیچاره و ناامید حتما هر روز دان ای دروازه مقبول می ششت و دست خود را بر خیرات بر مردم دراز می کرد او هرگز در ذهنش هم نمی گشت که او شفا پیدا خواد کد و از ذهنهاس کاملا ناامید بود از طریق ای دروازه زیبا صرف می تانست که چند خیرانه حاصل کنه که به او شکم خدا سیر بسازه ای دروازه نمی تانست که ضرورت روحی او را پوره کنه و به او امید ببخشه امروز هم مردم هزاران و سطحا و حتی ملینها روپیه را سر ای طور ساختمانها و یا تعمیرها مسرف می کنن و فکر می کنن که گویا بر خدا خانه ساختن و خدا حتما دیتور خانه ها حاضر می شه اما خدا به ای طور خانه ها هیچ ضرورت نداره ای طور خانه ها مثل او دروازه زیباست که هرگست نمی تانن تشنگی روحانی انسان را براورده بسازن خانه خدا دل انسان شکسته و فروتن است خدا در جمع کسای حضور پیدا می کنه که از دل و براستی در تلاش او هستن به نکته بسار خوب بشاره کده این به عوضی که ایقدر پیسه سر ای تعمیرهای قیمتی به نام خانه خدا مسرف شوه بیتر از در راه مسرف شوه که در اون واقعا خداون ازذت و جلال پیدا کنه خداون نمی خواهه که مردم غریب بچاره و مریض و بسواد و در بدر باشن خداون از آرامی مردم احساس خوشی می کنه و نام اون توسط این قسیم کمک ها جلال پیدا می کنه ما افغان هایی که از عیسای مسیح پیداییو می کنیم در آغاز کلیس های خود قرار داریم ما هم مثل کلیس های اولیه تا حال ساختمان ها و تعمیر های مخصوص برای جمع شدنی برای عبادت نداریم ما در خانه های یکی دیگه خود برای عبادت جمع می شیم و یا کلیس های خود را دائر می کنیم ما وقتی که به طرف ایمانداران جاهای دیگه می بینیم که تعمیر های کران و با شکوه برای کلیس ها دارن در دل ما آرزو بوجود می آیا که کاش که ما هم این طور ساختمان های بنام کلیس ها می داشتیم یا شاید باز ما در تلاش ای باشیم که ساختمان های رسمی و مشخص برای کلیس ها داشته باشیم که بتونه ظاهر کننده ی هویت مسیحی ما هم شوه در حاله که هویت ما در ایسای مسیح هست وقتی که ایسای مسیح توسط روح القدس در ما زندگی می کنه مردم می تانن ایسای مسیح را در زندگی ما ببینن و ما هویت پیروی مسیح را پیدا می کنیم بر علاوه وقتی که به کلیس های اولیه دقت می کنیم می بینیم که ایمانداران اولی عبادت و پرستش خدای حقیقی را از ساختمان های بزرگ و رسمی به خانه ها انتقال دادن از این طریق بود که کلیس های اولیه هم بسیار با هم متحد بود و هم بسیار پیش رفت کرد شرایط وطن ما ایجاب می کنه که کلیس های ما کلیس های خانگی باشه از طریق کلیس های خانگی ما نان و نمک شده با هم زیادتر شیر و شکر می شیم و می توانیم زیادتر به ایک دیگر اعتماد کنیم از این طریق امکان پیش رفت زیادتر کلیس ها موجود است اما باید ذکر کنم که ایمان مسیحی شرایط نیست ما هرگز به این باور نیستیم که ساختن تعمیر های مشخص بری کلیس ها ناروا و کلیس های خانگی رواست منظور صرف جلال دادن نام خداوند و وسط بخشیدن ملکود ویا پادشاهی وست خداونده ما ایماندارای افهان در ایک مرحله اساس شروع کلیس ها قرار داریم ما را با روی خود رهنمایی کنیم که قدم های راور داریم که متابق به اراده تو باشه خداونده ما از دل آرزو داریم که پادشاهی تو در بین مردم ما از هر طریقی که تو لازم میدونی وسط پیدا کنه آمین خوب آلی اگر آیات چار و پنجه بخونین اما پتروس و یوهنا طرف او دیدن و پتروس با او گافت بما نگاه کن او بخیال این که چیزی از آنها خواهد گرفت با چشمان پرتوقع طرف ایشان دید قدم شل مثل که به طرف دیگر مردم دست خود بر خیرات دراز بکد به طرف یوهنا و پتروس هم دراز کد اما پتروس با او گافت به طرف ما ببین منظوری پتروس این نبود که آدم شل چهره پتروس رو بشناسه که بعد از شفای آفتن او رو مشهور بسازه بلکه پتروس میخواست در درون چشما او ببینه و به چهره او دقت کده حالت او رو خوب در کنه وقتی که پتروس گافت به طرف ما ببین آدم شل فکر کد که ایناله برش چیزی خیرات میده با چشمای پر از امید و توقوع به طرف اونا دید توقوع و امید او صرف برابر استعاوردن چند روپیه بود او دیگه چیزی نمیتونست از اونا توقوع کنه حال در مماله که پیش رفته به ای طور انسانهای معیوب کمک میکنن که بتانن کار را انجام بتن و از او طریق ضروریات زندگی خود را پوره کنن و عضو مفید جامعه باشن و اگر هیچ کار را انجام دادن نتانن از طرف دولت برشان کمک میشه و ضرورت پیدان همی کنن که گدائی کنن اما در وطن ما و مماله که مثل وطن ما اکثر مردم معیوب بغیر از گدائی کدام چاری دیگه ندارن امیدوار استم که یک روزی در وطن ما هم برادران و خواهران معیوب ما بتانن کار کنن ویا از طرف دولت حمایه شون که مجبور به گدائی کدن نباشن در وطن ما بر علاوه که انسانهایی که یا از مادر معیوب به دنیا آمدن و یا در اثر مریضی معیوب شدن وجود دارن معیوبین دیگر هم وجود دارن ازالان برادر و خواهر ما در نتیجه جنگهای چندین ساله هم معیوب شدن بر دولت لازم است که دباره این معیوبان به وطن ما توجه کنن گفتیم که شل مادرزاد بری گدائی در دان دروازهی بنام زیبا ششته بود وقتی که پترست و یوهنا داخل می شدن دست خود را برای کمک به اونا دراز کرد و پترست به او گفت بطرف ما ببین و او بچشمای پرتوقف بطرف اونا دید خوب آل آیات شش و هفته بخوانید اما پترست گفت من تلا و نقره ندارم اما آنچی دارم به تو می دهم به نام ایسای مسی ناصری به تو عمر می کنم برخیز و را برو آنگاه پترست دست راستش را گرفت و او را از زمین بلند کرد فورا پاها و بند پاهای او قوت گرفتن وقتی که پترست بطرف چشمای پرتوقف مرد شل دید در چشمای او خاند که او چقدر مایوس هست و از او صرف امید چند قیره نداره پترست برش گفت من تلا و نقره ندارم که برات بتم پترست و یوهنا واقعا پیسه نداشتن اونا ماهگیر بودن بعد ازی که به ایسای مسی ایمان آوردن همه چیز را ترک کردن و پیروی ایسای مسی شدن اما پترست و یوهنا چیزی داشتن که بالاتر از پول و پیسه تمام دنیا بود اونا روح مسی را در قلب خود داشتن و قوت مسی اونا را همراهی میکد قصه میکنند که یک خادم خدا پیش پاپ او وقت روم که اکونیاس نامداشت رفت وقتی که او داخل اتاقی که پاپ بود داخل شد دید چند نفر مسروف شمار کدن پیسی زیادستن پاپ به طرف پیسه اشاره کده به ای خادم خدا گفت آل ما ضرورت نداریم که گفتهی پترست ها تکرار کده بگویم که ما تلا و نقره ندارم اما خادم خدا به او جواب جالب داده گفت بله شما ای را هم گفته نمیتانید که برخیز و راه برو مردم ما شما میگن آدم نباید به شخص روحانی چاق و طبیب لاغر باور کنه منظور ایست که کسی که صرف به فکرش کمه خود و جمع کدن مال دنیا است او خدا را فراموش میکنه پترست و یوهنا تلا و نقره نداشتن که به او شل بیچاره بتند پترست به او گفت به نام یسای ناصری برخیز و راه برو روح خدا او را شفا بخشید و پترست عملن به او کمک کد که استاده شد فورا پایا و بند پایا او قوت گرفتن چقدر عجیب است خداون از طریق پترست کار کرد و قدرت خودت به شفای او شل بیچاره و ناومد آشکار کرد او فورا شفا یافت خداون از طریق ما و شما هم میتونه کار کنه و کارهای عظیم خدا آشکار بسازه ما هم میتونیم سر مریض ها دست مانده به نام یسای مسیح برشان دعای شفای آفتن کنیم خداون کار را که دو زمانه کرد امروز هم میکنه او امروز هم شفا دهنده هست یکی از دوست ها قصه میکرد او امروز اولادایش دو اتاق یک خانه شریکی امروز صاحب خانه زندگی میکردن یک روز اولادای او را سرخکان میگیره صاحب خانه هم که امروز اولادایش دو خانه زندگی میکرد برش میگه بخاطر که اولادای من را سرخکان نگیره فوراً از اینجا کوچکو اونا بسیار پریشان میشن که چی کنن اونا تصمیم میگرن که برش شفای اولادایشان به نام یسای مسیح دعا کنن اونا دستای یک دگی خودم میگرن همه از خرد تا کلان از دل بر یسای مسیح دعا میکنن صبح متوجیه میشن که سرخکان اولادایشان روی گشتند وقتی که زن صاحب خانه باز میگه که بر خود معلوم کنه که بر کوچکدن تیار شدن یعنی میبینه که سرخکان اولادایشان گشته از اونا پرسان میکنه که شما چی کدین که دیگه یک شهو سرخکان اولادایتان گشت اونا میگن ما صرف به نام یسای مسیح دعا کدیم و یسای مسیح این کار را کرد شکر از که خداوند دعای ما را میشنوه و به او جواب لازم میده خوب شما آیاتی باقی مانده را که آیاتی هشت به نو و ده است بخوانید او از جا عرکت کرد روی پاهای خود استاد و در را رفتن شد و جست و خیز کنان و خدا را همگویان امرایشان داخل خانه خدا شد اما مردم هورا روان و همگویان دیدن و وقت فهمیدن که او همان کسی است که قبلا در پیش دروازه زیبا می نشست و صدقه می گرفت از آن چی بر او واقعی شده بود غرق تاجب و عیرت شدن وقتی که پتروس دست او شل مادرزاد را می گیره و به او کمک می کند او از جای خود حرکت می کند و به پایای خود استاده می شد بعد از او شروع به را رفتن می کند می بیند که را رفتن می تاند از خوشی جست و خیز می زند وقتی که چوچی هیوان نو به دنیا می آید او هم کوشش می کند که با پاهای زیب خود استاده شد پایایش کجوت می شند تا ای که استاده می شد و با ترس و لرز چند قدم می ماند و می بیند که می تاند راه بره و به دوه بعد از او جست و خیز می زند و خوشی می کند ای آدم شل هم به ای شکل پایایش قوت پیدا می کند وقتی که می بیند که می تاند راه بره از خوشی جست و خیز می زند او به خاطر که خدا زندگی او را تغییر داده همد و سپاس می گه مردم هر روز او را در دان دروازه هیکل می دیدند که خیرات می خواهد او را خوب می شناختند وقتی که او را دیدند که راه می را تعجب کردند ای کدام چال و نیرنگ نبود مردم او شل ها خوب می شناختند و پایای او را دیده بودند که بی حرکت هست از این خاطر از راه رفتن او غرق حیرت شده بودند مردم ما در باره بعض زیارت ها عقیده دارند که گویم می تاند کرها را بینا بسازه اما تا حال کسی ندیده که فلان کر و بچه فلانی که سالها کر بود تا وسط این زیارت بینا شده باشه اما پترس و یوهانا او شل مادرزاده که همه مردم می شناختند شفا دادند ایسای مسی وقتی که در روی زمین زندگی می کند ندانا کرها را بینا و شلها را به راه روان کند بلکه حتی مرده ها را هم زندگی کند آل او توسط روح القدس در بین ایماندارا زندگی می کند او قدرتی که او وقت داشت آل هم دارد صرف ایمان و اعتماد مهم هست خداونده تو را شکر می کنیم وقتی که به نام ایسای مسی به تو دعا می کنیم تو دعای ما را می شنوی در این لحظه من به شنوینده عزیز خود دعا می کنم اگر مریضی دارن از تو به نام ایسای مسی می طلبم که مریضی شان را شفا بیدی آمین دوستهای مهربان صحبت امروز در اینجا به پایان می رسانیم به امید دیدار آینده شما را به خداوند می سپارم بسلامت باشین دوستهای مهربان دوستهای مهربان دوستهای مهربان دوستهای مهربان دوستهای مهربان دوستهای مهربان الالویه الالویه دوستهای مهربان تا افسان مکرم مالکه چه دزوی رو لنگلو مکرانو زالمانو پر صلیب خیجا ولو تا افسان مکرم مالکه چه دزوی رو لنگلو مکرانو زالمانو پر صلیب خیجا ولو افسانو نبادستایم حکمتو نبادستایم تمالک کل جهانی رحمتو نبادستایم افسانو نبادستایم حکمتو نبادستایم تمالک کل جهانی رحمتو نبادستایم الالویه الالویه الالویه الالویه الالویه الالویه الالویه الالویه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی