1 hour
14 February 2025
A person with too much self esteem is not necessarily talkative and does not praise himself or his achievements much in his speech, but his speech revolves around himself, his family, his problems and conflicts, his goals and plans, his successes and failures, and everything that concerns only his world. Such people rarely show interest in the lives and problems of others, and their speech is focused only on themselves. Those who suffer from self praise think that they are the centre of the world and if they are gone the world be upside down. People with self praise are weak people because they cannot think or see other people’s success. The Bible tells us that we should think about others and serve others.
Transcribed by AI
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند که محبت است به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های ما را بپذیرین، امیدوار هستم که هر کنام تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که در هفته گذاشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنیدیم. چی از طریق ایمیل یا چی از طریق فیسبوک یا ویتساب. امروز روز والانتاین است و ما این روز را به همه کسایی که معشوق دارن یا آشق استن. یا خانم دارن یا شوهر دارن یا کسی را در زندگی دارن که دوست داشته باشن. ما بر شما این روز والانتاین تبریک میگم. خب مانند همیشه دانیال جان با ما هستن. سلام دانیال جان خوش آمدید. سلام برادر شایب عزیز. من بر شما والانتاین تبریک میگم. و همطور سلام میکنم به همه شما عزیزان در هر جای که هستید. در هر نقطه زمان و مکانی که قرار گرفتید. دعا میکنم حضور خداوند با یک آیه که شما باشد. و یاداوری از امی روز و این روز به طالعه یک حسی خوشاین به زندگی های شما ببخشد. امروز روز عشاقه است. کسانی که یک دیگه خودت دوست دارند. و من نمیدونم چقدر مرسوم است در افغانستان امیالی. ولی در او زمانی که من بودم خیلی مردم تلاش میکردن این روز تجلیل کنند. ولی نمیدونم برادر شایب امیالی چلخم است در افغانستان. ولی دعا میکنم که مردم بتانن از هر فرصت استفاده کنن برای ابراز عشق و علاقه. بله، خب شاید نه بشکل که سابق بود یا در وقت جمهوریت. ولی برصورت بشکل خصوصی یا انفرادی حتما تجلیل میکنند. چه در افغانستان در ایران بیشتر شده تجلیل از روز والانتاین. خب روز والانتاین اگر تاریخ چیش بگوییم. ایره اکثران منصوب به یک اثقف کاتولیک یا یک کشیش بنامه والانتاین. یا میدانند. مربوط به او میدانند. تاریخ میگن امپراتور کلادیوس، امپراتور روم. او به ای قیده بود که مردان متحل سربازان خوبه نمیتانند باشند. و منع ازدواج سربازا شده بود. یعنی هیچ سرباز در او زمان نمیتانست ازدواج کنن. والانتاین یک کشیش بود در امی زمان. ای چی کار میکرد؟ بطور مخفیانه سربازا ازدواجشان برقرار میکرد. یا عقد میکرد نکاحشان با مخفیانه. و ای شهرت زیاد پیدا کرد در بین سربازا و در بین مردم. بلاخره امپراتور خبر شد و ایره خودش زندانی کردند. و یک شهر قبل از این اعدام می شد. ای آشق دختر زندانبان بود. خودش آشق دختر زندانبان بود. و یک شهر قبل از این اعدام می شد. به امی دختر یک نامه نوشت. و در زیر نامه نوشت کرد. والانتاین ای تو. و ای به امی اصاب نامه والانتاین با وجود آمد. امروز در دنیا بعد از مراسم کرسمز دومین جشن است که مردم بیش از یک میلیارد در تمام جهان بیش از یک میلیارد کارد روان میکنند. یعنی شهرت زیاد دارد. و در این اواخر در کشورهای آسیایی هم روز والانتاین شهرت پیدا کردند. چی در افغانستان چی در تاجکستان و همچنان در ایران. یک چیزه که دوست های عزیز ما میگیم کتاب مقدس در اول یوهنا در فصل 4 آیه 8 میگه خدا محبت است. خدا محبت است. یعنی خدا محبت است به این مناسد که خدا از یک جانب ما را دوست داره و از جانب دیگه هم خدا آرزوش ای است که ما هم یکی دیگر را دوست داشته باشیم. ما هم یکی دیگر را دوست داشته باشیم. یعنی وقت ما یکی دیگر را دوست می داشته باشیم خدا خوش می شد. خدا خوش می باشد. چرا؟ بخاطر که خودش محبت است. خب دانیال جان یک موضوعی که شاید سوالی که ما دارم ای است. خب ما میگیم روز آشاق یا محشوقه ها یا آشق ها یا کسایی که دوست دارند. چی نامزاد هستند چی هنوز نامزاد نشدند یا چی عروسی کردند. ولی شاید یک تعداد باشه که مثلا هیچ عروسی نکرده باشند. مجرد باشند. چی دختر چی پسر. آیا اینا میتونند روز والنتاین به مادر خود یا به دختر خود یا به خواهر خود تبریک بگویند؟ نظر شما دیگر چی هست؟ ما صد درصد محافظه هستیم برادر شاید جان. شهر گذرشته ما و همسریم رفتیم بیرون در بازار برای از اینکه یک مقدار ساده بگیریم. خب امروز هم روز عشاق هست. روز کسانی که یک دیگه خود رو دوست دارند و به هم تعلق خاطر دارند. و این روز رو تجلیل می کنند. هرچند اندک. و ما هم تلاش کردیم که یک همچین اتفاقی بین ما روخ بدهند. ولی در این حین ما برای بچه های خود که خب منو سن سالشان کم از زیاد روشتم نکردن. برای از اونا یکان طفه ریزه گرفتیم برای از اینکه به اونها هم محبت خوده، عشق خوده، علاقه خوده ابراز کنیم. و هر فرصتی، هر تاریخی، هر داستانی می تانه با ما کمک بکنه که بهترین کار رو انجام بدیم و تجلیل کنیم در بهترین حاله. آلی اگر یک بچه یا یک دختر هنوز بارد یک رابطه احساسی با شخص دیگر نشده و تصمیم به این نداره که این رابطه را شکل بده و این رابطه را دوام بده در زندگی خودش بهترین حالتش ایستش که برای مادرش، برای پدرش بتانه یک طفه بگیره و یا یک گفه خوب بزنه. چرا؟ چون غور و اندازه جانش دوست داره. و این ابراز علاقه کردن خیلی کمک میکنه برازی که ما بتاریم حس خوب داشته باشیم. یک حس خوب بین یک دیگه خود به وجود بیاریم. و خدا هم دوست داشت که یه اتفاق بیفته. من میخوایم یک داستان بگویم از کتاب مقدس برادر شهرب. اولین داستان این که بگیم ما او داستان رو بلدین در کتاب پیدایش وقتی که خدا آدم رو خلق میکنه در باب دوی کتاب پیدایش یک آیتی هست. خدا میگن نیکو نیست. آدم تنها بماند. و این تنها نماندن آدم میتونه یک محفظ کلی باشه. چرا چون دیگر انسان ها هم هستند در پیرامون او و میتونه یک محفظ به صورت خاص باشه. یک یار مناسب بر از او به وجود بیاره. پس خدا نمیخوایه که انسان ها تنها بمانند. خدا میخوایه که انسان ها به هم عشق ببرزند. و در او داستان اشاره میکنه که خدا از پهلوی آدم هفوه رو خلق میکنه. یعنی از جایی که چسبیده به تن آدم هست. جایی که نشانه محبت هست. نشانه عشق هست. نشانه علاقه و رابطه هست. و بعد در او داستان یک اتفاق خیلی جالبی میافته. اولین شعر عاشقانه سراییده بشه. آدم یک شعر عاشقانه میسرایه در وصف هفوه. و اگر توجه کنید آدم وقتی که چشمان خود خواب بود از خواب بلند میشه و یک بانوی زیبایی را پیش خودش یا پیش چشمان خودش میبینه و یک شعر بر از اون میگه. میگه این است استخانی از استخانم و گوشتی از تنم. یعنی از من جدا نیست. با من است. و اولین شعر عاشقانه را میگه و به نوعی شاید اولین تاریخ ولینتاین رو پشکیل میدم. حال داستان شخص ولینتاین که این تاریخ را رقم زد و این روز را به وجود آورد یک داستانی میتونه مکمل باشه. ولی در کتاب مقدس خدا بارهای داستان را رقم زده. ولی خداوند محبت است. و او میخواهد که ما هم با یکی دیگه محبت داشته باشیم. خب در فرهنگ ما تاوره که ما بزرگ شده ایم اکثران محبت یا دوستی را در بین دو جنس مخالف میبینن. چی مرد و زن یا پدر و اولاد یا به این شکل اکثران بین مرد و زن میبینن. و اگر ما بگوییم که مثلا خود ما اگر ما یاد کنم هیچ وقت مثلا ما از پدر خود نشونیده باشم که نشونیده بودم که گفته باشه ما دوست دارم. ولی بسیار در عمل دوست داشت. ولی خوشبخطانه که در این اواخر آله در بین مردون ما هم رواج آفته که ما میگن دوست داریم. یکی دیگر هیچ والده این به اولادهای خود اولادها به والده این یا خوهر.
ولی یک چیزی که مهم است در مورد والانتاین و ای محبت امی برابری و احترام هم بسیار مهم است. که شما گفتید وقتی که هوا خلق شد گفتید استخان از استخانهایم. یعنی برابر با ما است. نهی که او پایین تر است. نهی که بالاتر است. برابر با ما است. یعنی اگر ای را در زندگی ای روز ما را ببینیم ای است که مخصد عزیز که زن و شوهر با هم در همه حقوق مساوی استن. مسئولیت ها فرق میکنن و حقوق مساوی استن. مثلا خوهر و برادر با هم مساوی استن. یعنی دختر و پسر با هم مساوی حق دارن. ولی متاسفانه شاید یک تیداد زیادی با این فکر نیستن. شاید یک تیداد زیادی فکر میکنن که پسرایشان حق بیشتر دارن. یا ای که باید احترام بیشتر شوند. در حال که این روز والانتاین از یک طرف دوستی را با ما میگه و از طرف دیگه هم این احترام و حق مساوی را. که اونمه قدر که یک پسر حق داره که ابراز احساسات کنه با یک دختر. ما باید دختر را هم این حق را بتیم مساویانه که ابراز احساسات کنه. ولی میخوایم این را در موردش که یک کمی مشکل بخصوص در این اواخر مشکل جدی به وجود آمده که خانمها یا دوشیزها دخترها در افغانستان بخصوص نه تنها برابر نیستن بلکه هیچ گونه حق ندارن. دقیقا شما درست میگید برادر شاید. میدونید که بعضی وقتا تعاریف و داستانها خیلی کمک میکنند. بعضی وقتا منابعی که ارزش ها از او دریافت میشه یا استخراج میشه این منابع تأثیرات خیلی به سزایی دارند. و این منابع تلاش میکنند که ارزش های ذهنی و فکری ما را تغییر بدند. خب یکی از این منابعی که در سرزمین ما یافت میشه سنت هست. زندگی های سنتی و یا زندگی مسحبی که این ها استخراج شده از یک منبعی و بعد در اون منبعی طبقات شک گرفتن یا این اختلاف طبقات شک گرفتن و اگر کسی در افغانستان این گونه رفتار میکنه به نوعی شاید تعاریف و یا داستان های زندگی از او یا منابعی که از او ارزش ها را دریافت میکنه اون منابع یک همچین تعاریفی را در اختیار او قرار داده. در دنیا وقتی که ما جسدجو میکنیم ببینیم که در یکان مناطقی این احساسات قدر در اون افراد میشه که مرد با مرد و یا زن با زن وارد رابطه میشه و در نقطه دیگر از دنیا قدر تفرید میشه که میبینیم که یک مرد حس برتری داره نسبت به زن و زن رو زعیف میکنه و مثلا مردسالاری شکل میگیره یک تفاوت جنسیتی شکل میگیره یک جنسی قویتر میشه و یک جنسی زعیفتر ولی در منبع ما که کتاب مقدس هست تلاش میشه یک نقطه بالانس یک تعادلی شکل بگیره بین زن و مرد و در همون داستان کتاب پیدایش در همون ابتدایی ترین آیات و ابتدایی ترین بابها کلام خدا میگه که همانطور که مرد پدر مادر خودش رو ترک میکنه و به زن خود میپیونده زن هم پدر مادر خودش رو ترک میکنه و به مرد خودش میپیونده یعنی دوتا با هم یک قربانی رو میدن و با هم از نگاه ارزشی یکی هستن و با هم یک قربانی به یک اندازه رو میدن ولی وقتی تعاریف، منابع، مذاهب میاید تعاریف رو عوض میکنن مثلا علم آمده تعریف رو حالی عوض کردن در جامعه قط میبینیم که مرد با مرد مثلا آشق و مشوق میشن یا زن با زن آشق و مشوق میشن اینا تعاریف رو عوض کردن، افراد کردن و یا در جامعه ما میبینیم که متاسفانه تفاوت جنسیتی هست و تلاش میکنن یک جنس رو برتر نشان بدن و یک جنس رو پایین تر ولی کلام خدایی رو به ما نمیگن مرد و زن هر دو فرقیاندان خدا هستن بله، همچنان یک موضوع رو باید ما همیشه روشن و واضعی بسازیم که کتاب مقدس تعالیم ایسای مسیح همیشه مخالف هر گونه هم جنس گرایی و هم جنس بازی است خداوند مرد و زن رو آفریده خداوند ازدواج رو آفریده و گفته آدم هوا رو گفت شما برین زیاد شوید، بار ور شوید و ای بسیار موضوع مهم است و یک شما موضوع فرهنگی رو هم گفتین مثلا یک موضوع جالب فرهنگی در این است که در افغانستان معمولا مرد ها با هم وقتی که بغل کشی می کنن یا روی ماچی می کنن ولی بالخراب در غرب بخصوص کشور های اورپایی یا فرانسا زن و مرد با هم روی ماچی می کنن بدون از این کدام رابطه یعنی حتما نیست کدام رابطه اونجا باشه بسیار آدی جز از فرهنگشان است مثلا حتما رئیس جمهورا وقتی می آین با یکی دیگر ملاقات می کنن خانم یک رئیس جمهور روی ماچی با رئیس جمهور دیگر می کنه یعنی این جز از فرهنگشان است اما بعض اوقات ما یادموند در اورپا یا حتی در امریکا و کانادا وقتی ما افغان ها رو می دیدیم در بازار با اون روی ماچی می کردیم دوست های خود امریکایا یا اورپایا اندازه تحجیب می کردن و از اینا بسیار جای تحجیب بود وقتی مرد ها با هم بغل کشی یا روی ماچی می کنن در حاله که برما جای تحجیب است که چطور یک زن و مرد که دیگر نمشناسند چطور روی ماچی می کنن برواهی بسیار آدی بود و این تفاوت های فرهنگی و همچنان اقاید مسحبی شما هم سرش اشاره کردین بسیار تأثیر گذار است در زندگی های ما و بعض اوقات این شاید ست ها یا حتی هزار ها سال می گیره شما مثلا امروز قوم یهود رو در نظر بگیرین شاید آداتی که امروز یک تعداد از یهودی ها دارن شاید دو هزار سال سی هزار سال سابقه داشته باشه و همچنان یک تعدادی که مردم ما و شما مردم افغانستان و ایران تاجکستان داره هزار ها سال سابقه داره و این رو بسیار مشکل است که کسی بتانه این آدت ها را تغییر بتن خب به هر صورتش دوباره اگر به روز والانتاین بیاییم شما ضرورت ندارین دوستا که بسیار توفه های قیمتی بخرید یا این که چیز خود را نشان بدین بسیار وقتا با بسیار توفه ساده میتونین این روز را به خانمتان یا به شوهرتان یا به مادرتان یا به دخترتان یا خوهرتان این را تبریگ بدین یک کارت میتونین یا بیترین این را تیلفون است یک پیام تیلفونی چی شعوه های دیگر شما بر بینده های ما پیشناد میکنین که این روز را اینا تقلیل کنن؟ بله عرضش گذاشتن واقعا میتونه با کمترین چیزها خود را نشان بده کمترین موارد خود را نشان بده بسیاری از اشخاص هستن که گفت محبت آمیز خوش دارن و بسیار از اشخاص هستن که به نوعی دوست دارن که به آنها توجه شوه یک تماس ساده میتونه این کار را انجام بده یا یک گفت محبت آمیز میتونه این کار را انجام بده و یا یک نوازش یا یک آغوشت بغل گرفتن میتونه این حالت را آشکار کنه و نشان بده بعض وقت ها یکان شرم هایی در سرزمین ما هست که ما را آزار میتونه مثلا ما باید هتمند برای زی که از مادر خود قردرانی کنیم برای از اون باید تلا بخوریم یا یکان تکه بخوریم یک توفه گران بخوریم بعض وقت ها نیاز نیست که این شرم ها، سنت ها قوانین فرهنگی ما مانه ایجاز کنن که من زن خود یا مادر خود یا خوهر خود را محبت کنم خیلی ساده ما میتونیم یک دیگه خود را خوش بسازیم فقط کافی است که قدم برداریم فقط کافی است که اون شکل را عرضش پدیم بله دوست های عزیز و یک موضوع دیگه هم شاید در بسیاری خانواده ها مثلا خوهر، مادر و خانوم یک جای در یک خانه زندگی کنن شما ضرورت ندارین که بخاطر یکی جای دگه را بگیرین خانوم شما جای خود را داره مادر تان جای خود را داره خوهر تان جای خود را داره یعنی به همش میتوانید شما والانتینه تبریکی بگویید و همچنان زبان محبت را یاد بگیرین مثلا خانوم تان کدام زبان محبت را داره خوهر تان، مادر تان و از چیزهای بسیار خرد میتوانید شروع کنین خوب دوست های عزیز روز والانتینه به همه شما تبریک میگیم و امیدوار هستم که شما هم به کسایی که دوستش دارین
با یک پیام، با یک تیلفون، با یک کارت یا با هر چیزی که شما میتونین اونا خوش میشن اونا را تبریکی بگویید بیاین دوستا بریم این کلیپ را با هم ببینیم دوباره برمی گردیم مالک هستی، سخرای نجان زانون میزانیم، میپرستیم اومد با تمام جان، شد هلولویا تو مقدسی، تو محبتی، راه و حیات راستی شاه پرجلال، تو خداوندی، ستایمت با خوشی تو مقدسی، تو محبتی، راه و حیات راستی شاه پرجلال، تو خداوندی، ستایمت با خوشی ماده کرده ای، سود پس می آیی ایمانداران را با خود می کنید ایمانداران را با خود می کنید ما ایمانداریم که تو خدایی دوستت می داریم تو بی همتایی تو مقدسی، تو محبتی، راه و حیات راستی شاه پرجلال، تو خداوندی، ستایمت با خوشی تو مقدسی، تو محبتی، راه و حیات راستی شاه پرجلال، تو خداوندی، ستایمت با خوشی تو مقدسی، تو محبتی، راه و حیات راستی شاه پرجلال، تو خداوندی، ستایمت با خوشی ستایمت با خوشی راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم دوستهای عزیز در این بخش برنامه میخوایم در ایک موضوع دیگه صحبت کنیم این موضوع ارتباط با روز والانتاین نداره ولی موضوع زندگی است موضوع یک چالش در زندگی است یک حالت از زندگی است که ما همه او را تجربه کردیم و این موضوع تحت انوان خودبینی و خودشیفتگی یا خودستایی است خودبینی خودشیفتگی یا خودستایی است دانیال جان آیا شما دوست داشتین که همیشه از خود گفته باشد یا از خود تعریف کده باشد از خود توصیف کده باشد ما یک تا دوست های امیگونه داشتیم و وقتی که همیشه صحبت شروع میکنین در هر موضوعی که شما صحبت کنین معمولا اینا پس امور دور میتن در سر خود میارن بفرمایید دانیال جان برداشت پکر کنم باور کنید که بیشتر افراد جامعه ما مردم ما فرهنگ و صنعت ما این مشکل رو دارن و یا دوچار این بلا هستن که به سرعت همه صحبت ها نتیجه گیری ها اهداف شرایط رو تغییر میدن به سمت وزیعت که خودشان در او قرار گرفتن یعنی من وقتی که توجه میکنم در هر صحبتی در هر مشورتی در هر نظرقاهی میبینم اشخاص تلاش میکنن که شرایط خود وارد از او وزیعت کنن اگر من در رابطه با مشکلات جسمی خود صحبت کنم با یکی از دوستان دیستی او شروع میکنه با صحبت کردن در این رابطه که من این مشکله دارم یا این مشکله داشتم یا امیادی مشکلاتی سختر و یا بدتر دارم و یا اگر در رابطه با موضوعات مالی صحبت کنم و بگویم که آه شرایط زندگی من فلان این رقم هست بعد او هم شروع میکنه و میگه که آه شرایط مالی من از این جهت خیلی بدتر از شرایطی و وزیعت توست و یا در رابطه با هر موضوع دیگه اگر جایی نیانس هست برای کمک کردن و یا کمک دریافت کردن با کسی وارد رابطه میشه یک دفعه میبینید که او شروع میکنه و باز میگه آه من در ایک همچین وزیعتی هستم و من میاز دارم که در من توجه شده و به من رسیدگی یا رسیدگی شد پس خودبینی یکی از مشکلاتی هستش که در فرهنگ و رفتار و جامعه ما شکل گرفته ما نمیتونیم بگوییم که ما خود ما اشخاص خودبینی نیستیم معمولا در صحبت ها و مشورت ها در اگه دیگه خود وقت نمیدیم و یا اجازه نمیدیم شخص از خود قصه کنه اجازه نمیدیم شخص با فراغ خاطر به ای اتمینان برسه که مثلا برادر شایب هالی قمخارم هست در قصهم هست گفت من را گوش میته پرسان من را میکنه فقط دمه توجه میکنه ای رقمی نیست که تا من شروع کنم دستعویت کردن او شروع میکنه از قصهای خودش که من خودم هم در ای شرایط هستم من خودم هم ای تجربه داشتم و یا خودم هم ای رقمی از ای مسائل اهور کردن پس خودبینی میتونه یک مقدار متفاوت از خودستایی و یا خودشیفتگی باشه معمولا اشخاص که خودبین هستن خیلی از دستعویتهای خودشان تعریف و تمجید نمیکنن و اونها کمتر در راقعه با ای مسائل صحبت میکنن بیشتر اونها به دنبال قرار دادن خود در شرایطی مشابه هستن بیشتر به دنبال ابراز کردن شرایط خود در وزیعتی مشابه هستن و یا در یافت کردن امکاناتی در وزیعت مشابه ای امکانات میتونه توجه باشه میتونه طرز برخورد باشه مثلا من یادم هستش که هفته گذشته با یکی از دوستان در داخل افغانستان در ارتباط شدیم و همسر از این دوست خیلی حال بدی داشت و هفته همسر منقدر از او پرسان کرد که چه اتفاقی افتاده او گفتش که یکی از قومهای ما در مهاجرات بوده و او دیپورت شده و او قومهای شوهر ما، قومهای شوی ما میشه و او دیپورت شده آمده و پدر و مادر ما توانای دعوت کردن از او را ندارن ولی همسر من خیلی ناراحت هست از این قضیه که چرا پدر و مادر ما او را دعوت نکردن و این گلایه زن بود که شوهرش داره اینطوری اینا را تحت فشار قرار میده و از اونها یک چیزی را میخواهه که در توانشان نیست وقتی من به این موضوع دقیق کردم دیدم که واقعا این خودبینی در برخشای مختلف زندگی ما خود آشاقی است
شخصی یکی از فامیلای نزدیکش دیپورت شده، آلی آمده و اینها او را مهمان کردن و آلی پدر و مادر زنش او را مهمان نکردن و این دلیلی هست بر اختلاف ویا بانگیری ویا توقع کردن و چه ریشهی میتونه داشته باشه جز خودبینی؟ و این مساحلی هستش که ما بارها و بارها او را تجربه میکنیم در کلام خدا یک اشاره خیلی مستقیم میشه در کتاب فیلیپیان بابدو آیه چهار میگه هیچی ایک از شما تنها به فکر خود نباشد بلکه به دیگران نیست بیاندشید و این خسلت شاید ما نداریم که به دیگران بیاندشیم بیشتر به خود میاندشیم مثلا چطور من از این برکت بهرمند شدم؟ چطور من بتونم بیشتر دریافت کنم؟ چطور بتونم بیشتر توجه را جلب بکنم در رفتار؟ در گرفتن؟ در به دست آوردن؟ و این موضوعات هستش که خودبینی را یک مقدار وارد زندگی ما میکنن بسیاری شاید بخواهن خودبینی را با موضوع قرور یکی کنن خودبینی را با موضوع حسادت یکی بکنن درست هست وقتی که ما احساسات رو میخواییم باز کنیم میخواییم که موشکافی کنیم میبینیم که احساسات خیلی درگیر هستن با هم مشکلات احساسی با هم درگیر هستن خیلی از احساسات هست آمل دیگر احساس میشه خیلی از عواطف هست که کمک میکنه به دیگر عواطف منفی که رشت بکنن پس خودبینی هم ریشه قرور داره و ریشه حتی خودکنبینی هم داره عدم اعتماد به نفس هم داره ریشه های فرهنگی هم داره مربوط به موضوع فقر هم میشه خودبینی یک شخصی که در فقر بزرگ شده سرزمینی که در فقر بزرگ شده ریشه های مذهبی هم داره خودبینی مثلا امروز محفظ اول ما در رابطه با رابطه بین دو نفر هست که یک دیگر رو دوست دارن ولی وقتی که در یک مذهب و سنتی وارد میشیم که مرد سالاری هست تعریف جنسیت هست مرد خواستا و ناخواستا خود را برتر میبینن نسبت به زن در خوردن مثلا در مهمانی هایی که ما در سرزمین خود داریم مرد ها غذای بهتری را میخوانند و توقع ایشان هم امی هست در مهمانی ها جای بالاتر میشینند و یا بیشتر توقع دارند که به اونها رسیدگی شود در خانه که میاین رئیس اونها هستند و زن انگار ایش کاری نکرده در خانه که میاین بچه ها باید آرام بگیرند انگار که بچه ها حق زندگی ندارند و روابط میره به سمت موضوعات حتی فرهنگی و سنتی یک مشکل دیگه هم آنها با وجود آمده در این اواخر بخصوص امرای هموطنهای ما که داخل افغانستان هستند وقتی با اونا صحبت میکنین اولین موضوعی که همه از مشکلات میگن و واقعا این مشکلات وجود دارد مشکل کار هست مشکل بپولی هست مشکل امنیت هست مشکلات مختلف وجود دارد من فکر میکنم نمیتونم این را تا حدود میشه آدم بگو یا خدبینی ولی به هر صورت اونا را شرایط ماحول یا شرایط موجود در این حالت رسانده که وقتی با کسایی که مثلا در خارج هستند تماس میگیرند این امی یکانه راهی هست که اونا میتونن مشکلات خود را بگوین و اگر کمک حاصل شده و به نظر ما از یک طرف ما میتونن خدبینی بگوین ولی از خدبینی بگوین ولی از طرف دیگه هم بسیاری در افغانستان چارا و راه دیگه ندارند جز امی که وقتی با ما در تماس میشند وقتی با دوستای خود گپ میزند کسایی که در خارج هستند که اول از مشکلات شروع کنند و این یک موضوع یک طرف موضوع است و از طرف دیگه هم ما وقتی کلپ ها را از داخل افغانستان از مردم میبینیم یک تعداد مردم هم باوجود از این مشکلات راه حل پیدا میکنند مثلا شما حتی ببینین بچه های بچه یا دختر افتساله افتساله اشساله اونا کار میکنند من یک کلپ را دیدم از یک بچه شاید سیزده ساله بوده باشه که بایی حفیظ امیری از تلویزی آریانا بایی مساحبه کرد و ای گفت هر روز سه بجه صبح من از خانه میرم مبرایم میرم و سبزیجاتا میگیرم میارم در خانه و پاک میکنم بعد از اون میرم بر فروش تا نو بجه ده بجه یازده بجه بعد از اون خانه میایم و بعد از اون مکتب میرم یعنی مقصد من در چی هست که ای هست که با تلاش و امید امی خودبینی بودن ای با چی تبدیل کرده با ای که در فکر خانواده خود به دگرها بینده شد یعنی راه حلش را پیدا کرده و نظر شما در این مورد چی هست؟ چگونه ما میتونیم ای خودبینی را تبدیل کنیم با ای که با فکر خانواده خود باشیم با فکر دگرها و یک راه راهی را پیدا کنیم و تلاش کنیم؟ دقیقا بردر شب میدونه توصف دادن ذهنی فردی شخصیتی در هر تعریفی میتونه خیلی خوب باشه میتونه باعث برکت باشه ولی اگر بخوای توصف را از نگاه دیگران به دست بیارید از نگاه کمک دیگران اعتبار دیگران آوروی دیگران و یا هران چیزی که از دیگران قرار در ما برسن ای میتونه تضعیف کننده باشه میتونه حتی روابط رو خراب کنه میتونه فاصله اجاز کنه امیالی مثلا میگم اگر ما در افغانستان اگر دوست دیگری داشته باشم که بدانم ای دوست من پرتلاش هست و در حین پرتلاشی خودش درخواست کمک میکنه ما او را اولویت قرار میدونم بر از این که اگر بتانم کمک بکنم ولی اگر دوست دیگری داشته باشم که او تلاشی نمیکنه برنامه نداره هدفی نداره از نظر شخصیتی به فکر توصف دادن خودش نیست خب در روابط فردی خود من نه در همون حیطهی که خدا به من کمک کرده که بتانم مثلا دست یکی از دوستان خوده بگیرم خب انتخاب من کدام یکی از این دوستان هست؟ کسی که بیشتر تلاش میکنه کسی که داره قدم برمی داره در موضوع توصیح فردی یا نیازهایی که داره و یا هران چیزی که هست ولی محبت کجا هست؟ مثلا میبینیم در افغانستانی که مردم در فقر به سر میبرن یکان توقعاتی که دارن که ریشه خودبینی داره فلانی من را مهمان نکرد در خانهش رفتم فلانی من را عزت نکرد یا فلانی قوم من را مهمان نکرد در وعدهش من را سر مهمان نترمید بر من رقع رایی نکرد یا هر چیزی دیگهی که میتونه ریشه خودبینی باشه و یک فاصلهی را به وجود بیاره و روابط را خراب بکنه آلی این خیلی موضوعی آلی این خیلی موضوعی موضوعی هستش که در جامعه ما تنیده ولی اگر همین موضوع را بیاریم در موضوع زناشوهی روابط بین زن و شوهر در سرزمین ما همونطور که در قسمت اول در روابطه با روز عشاق صحبت شد در روابطه با ولینتانی صحبت شد و چطور میشه این فاصله ها را کم کرد و دوست داشتن ها را بیشتر کرد ولی وقتی میعنیم وقتی میعنیم در روابط زناشوهی در سرزمین ما افغانستان متوجه یکان رفتار ها و برخورد هایی میشیم که ریشه خودبینی داره و مرد این دیکتر شده بر مرد یا این بر مرد مردی را پذیرفتن که جنس برتر هست و نیاز به توجه بیشتر داره وقتی در خانه میره و این خودبینی باعث میشه که حتی در روابطش با همسرش کمتر معذرت خواهی کنه کمتر طلب بخشش کنه یا کمتر او را محبت کنه کمتر او را نوازش کنه کمتر کلام محبت آمیز بر از او بویه پس این ریشه های خودبینی یک شروعی داره ولی در دوامش یکان دریافت های یا پیامت هایی داره که میتونه آسیب بزنه به روابط میتونه من را با بیادرم دو چار مشکلات روابطی کنه من را با قومم و دو چار مشکلات روابطی کنه من را با همسرم حتی و من نتانم با او وارد یک رابطه دوستانه و محبت آمیز شدم چرا؟ چون که باید به من رسیده شدم باید به من توجه شدم مثلا در فرهنگ ما در افغانستان من باز هم یادم میاد که یک زن باید تمام و کمال به خانواده شوهرش احترام میگذاشت و این احترام گذاشتن گذاشتن خیلی خوب است من این سنت ها را خیلی دوست دارم ولی وقتی در اون زیاده روی می شد و تبدیل به یک توقع می شد اینجا بود که خودبینی خود عاشقار میکرد که تو باید هم در بیادر محترام بگذاری کالای از اون را بشوری کالایش را اون تو کنی و هم در مادر محترام بگذاری و نایفهم این کار را بکنی اون کار را بکنی و میبینید به آن جامعه تقدیمی است و از از در واقعی خودبینی باید مختلیه ها بیشتر میشه روابط خراب تر میشه بجای ازی که من و همسر همی توجه بدیم ا حساس خوش آیندی را شکل بدیم بین خود از هم توقعاتی داریم این توقعات فاصله را بیشتر میکند درست خودبینی بلده شاهب شما موضوعی هست که اضافه می کنید
خودستایی و خودشیفتگی تبدیل شد. وقتی که در افغانستان هم یک داکتر عبدالله که بسیار شهرت هم داره او را بسیار همگی مناسی ایک انسان خودشیفته میگفتند. همیشه به فکر از ای بود که چیگونه یک لباس خوبش بپوشه یک نکتایی خوبش یعنی در شرایط که مردم بسیار غریب بودن یا یک ماشین و موتر خوبش داشته باشن یعنی خودشیفته بود معمولا کسایی که خودشیفته هستن در حقیقت خودشان با اساب مرکز سقل دنیا خود میبینن یعنی میگن اگر ما باشم این دنیا هست اگر ما نباشم دنیا یک شکل از بین میره در حال که تو نیست دوستای عزیز خودشیفتگی بسیار مرض بده است و بخصوص خودشیفتگی در بین خونرمند ها در بین شاعر ها در بین نویسنده ها در بین روشنفکر ها بیشتر از دگر ها است چرا اینا یک چیز دارن که شاید فکر میکنند دگر ها ندارن و این باعث از این میشه که اینا فکر کنند که از همه کرده یک سر و کله بالاتر هستند یا بهتر میدانند بهتر مقبولتر هستند یا ورزشکار ها امروز ما اگر خونرمند ها شاعر ها نویسنده ها ورزشکار ها رو ببینیم یک تعداد هستند که بسیار خودشیفته هستند همیشه در مورد خودصحبت یعنی هیچ وقت در مورد کسی دیگر صحبت نمیکنند یا اجازه نمیتند چگونه ما میتونیم دانیال جان متابق کتاب مقدس از این مرض خودشیفتگی خود رو نجات بدیم؟ وقتی که شما شرح میکردید به گروه های مختلف از انسان ها یا مردم ها من میخوایم این رو یک ذره ادامه کنم خوب در سرزمین ما موضوعات قومیتی هم هست که یک قوم خود رو برتر میبینند نسبت به دیگر قوم و این باعث میشه که او بیشتر مطالبه کنه توجه رو بیشتر مطالبه کنه امتیاز رو بیشتر مطالبه کنه سهم رو و دیگر اقوام میره که شاید زعیفتر باشن یا چیزی دیگر قوم و دیگر اقوام میره که شاید زعیفتر باشن یا چهره متفاوتی داشته باشن یا مذهب متفاوت یا زبان متفاوت اونها رو تحت تحصیل قرار بدن و از خودبینه همونطور که شما گفتید از کم شروع میشه و بعد تبدیل به یک بیماری میشه که همه گیر میشه و الی شاید معانی یا تعاریف دیگری رو به خود بگیره مثل مثلا نجات پرستی، قومیت پرستی، خودستایی و یا خودشیفتگی پس ای از اینجا شروع میشه و به اونجا ختم میشه و حتی در بین اعضای کلیسا، کسانی که در کلیسا میاین و خودبینی باعث میشه که اونها احساس بکنن که نسبت به دیگران به اونها کمتر توجه شده، کمتر اونها دیده شدن کمتر به اونها عرضش دادن یا عرضش قایل شدن و باید بیشتر به اونها توجه شدن حتی در بین خادمین کلیسا، یک خادم صحبت یک خادم دیگر رو نمیپذیره و یا قبول نمیکنه ریشه در قرور داره؟ بله در خشم سادت داره؟ بله ولی از کجا شروع میشه؟ از اونجایی که اون خودبینی که در درانش هست رو نمیبینه و فقط فکر میکنه خودش میتونه گفت خوب بزنه حرف خوب بزنه خوب رفتار کنه خوب دعا کنه خوب نیایش کنه خوب رهبری کنه و یا هران چیزی دیگری و بعد میبینیم که متاسفانه کارهای تیمی خوبی صورت نمیگیره مشارکتهای خوبی صورت نمیگیره میبینیم کلیساهایی که فارسی زبان هستن شکل دادن از این کلیساهایی به خاطر این موضوعات ایک مقدار سخت هست چرا؟ چون همه گی توقع دارن که با آنها دیدن شوند با آنها توجه شوند با آنها رسیدگی شوند و به دیگرها بیشتر رسیدگی کردن دمه کمتر رسیدگی کردن یا به دیگرها بیشتر توجه کردن من کمتر مورد توجه قرار گرفتم این یک قسمت بد ماجرا هستش ولی قسمت بدترشی هستش که در بین خادمین این اتفاق بیفته که کسانی که روشت کردن آیتی هست در کلام خدا من نمیدونم شاید در مورد تایم یک مقدار اشتباه میکنه بله خب بینید یک کلیپ را با هم میبینیم دوباره بر میگردیم در این موضوع در روی دزید از خدا بنگرید از این از این از خدا شکوه شانه پوشیده در جلا جهان شادی کنه جهان شادی کنه سراب ها در نوره است تاریکی پنها ناست لرزد از آبایاش از این از خدا سراری عظیم از خدا بنگرید از این عظیم از خدا هزار در تو آبای زمان در دسته اون شروع و انتحام شروع و انتحام تسلیس عقدا سر پدر و پسر بزبره خدا و شیر یهودا عظیم از خدا سراری عظیم عظیم از خدا بنگرید از این عظیم از خدا بایتان هزار در نایه همراه عظیم از خدا بایتان هزار در نایه همراه عظیم از خدا بایتان هزار در نایه همراه عظیم از خدا بایتان هزار در نایه همراه عظیم از خدا بایتان هزار در نایه همراه
اگر ما در ایک محفل از خادمین یا کلیسا می باشیم ما کوشش می کنیم که برمای ایک جای صحبت داده شوهر که ما در مورد ایک چیز صحبت کنیم و وقتی ای جای صحبت برما داده نمی شه موقع صحبت داده نمی شه بر ایک کس دیگه داده می شه ما در فکر خود چون اگر خودبین باشیم می گیم چرا بما وقت ندادن و ای باعث از ای می شه که ما در فکر خود باشیم و در فکر از ای که ای برادر یا خوهر چی گفت ایچ اصلا نباشیم یعنی یک شیوهی که می تانه مارا کمک کنه که از خودبینی و خودستایی کمی دور شویم یا برو غربه حاصل کنیم ای از که به دگرها گوش بتیم ای بسیار مهم است ای نقطه بسیار مهم است در زندگی حتی به بعض اوقات با همخوش نباشیم اگر با انها مخالف باشیم اتا امنذر نباشیم ولی حوصوله داشته باشیم و گوش بتیم که خانم ما چی می گه که دختر ما چی می گه پسر ما چی می گه ای خوهر در کریسا چی می گه می دانید به ای برادر در کریسا چی می گه سرف ناظر از ای کیه آهان دلیل داشته باشه آن نداشته باشه سرف ناظر از ای که شهرت داشته باشه آن نداشته باشه تجربه داشته باشه آن نداشته باشه ولیکن گوش بتیم ما فکر می کنیم برای خود ما ای درس بزرگی هست که می تونه مرا در خودبینی و ستایی کمک کنه که غلبه حاصل کنم و ای هست که به دگرها گوش بتم به دگرها وقت بتم حوصوله داشته باشم دقیقا کلام خدا می گه که در شنیدن تون باشید و در گفتن کن در کتاب یعقوب بابه یک آیه 19 هست که اشاره می کنه که ما باید در شنیدن تون باشیم ولی خب بیشتر مواقع تلاش کردیم که در گفتن تون باشیم یعنی حتی اجازه ندادیم شخص صحبت خود رو خلاص بکنه و یا حرف خود رو نتیجه گیری کنه ما به سرعت برای از او نتیجه گیری کردیم و سریع صحبت کردیم پس یکی از مواردی که بردرشوهر بشاره کردیه استش که ما تصمیم بگیریم که ایک شنونده خوب باشیم نه یک شنوندهی که میخوای قضاوت کنه دعاوری کنه و با اون قضاوت با اون خودمینیش بره در مرحله دیگر از عواطف و احساسات و اون رو دعاوری کنه این خوب صحبت نکرد خوب حرف نزد خوب برخورد نکرد و یا هران چیزی دیگره که میتونه در ذهن ما شکل بگیره موضوع دیگره که میتونه باز به ما کمک بکنه که از این بیماری یا از این بلا دوری کنیم این استش که به دیگران توجه کنیم به مسائلشان به مشکلاتشان توجه کنیم و برای اونها دعا کنیم کلام خدا بارها و بارها ما رو تشریخ کرده که برای یکدگر دعا کنیم و مردان خدا در کتاب مقدس شفاعت کردن برای یکدگه خود برای یکدگه خود دعا کردن در کتاب پیدایش بابه هجرم ابراهیم برای قوم سدون و اموره که در گناه بودن دعا کرد و خداوند ابراهیم رو برکت داد و داشت میرفت برای دعاوری و وقتی که داشت میرفت ابراهیم رو باخبر کرد و ابراهیم استاد شد ابراهیم نگفت که من برکت را گرفتم من وعده را گرفتم پس برو بخیر هر کاری که میکنی بکن دست از آزاد ابراهیم برای از او قوم استاد شد شفاعت کرد پس ما هم به مشکلات و موضوعاتی که منورد به دیگران میشد توجه کنیم و برای اونها دعا کنیم دعای شفاعتی کنیم که خداوند اونها رو برکت بدم برای اونها عرزش قائل باشیم برایشان وقت بامانیم کلام خدا میگرد هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشید بلکه به دیگران نیز بیندشید در فلیپیان باب دعای چهار پس ما برای دیگران عرزش قائل باشیم و اونها توجه کنیم اونها رو بشنویم برای همسر خود عرزش قائل باشیم گفتش رو بشنویم چه مرد چه زن فرق نمیکنن برایش عرزش قائل باشیم اجازه بدیم صحبت کنه احساسات خودش رو بگه و او رو محدود نکنیم و او رو شریک کنیم در تمام بخش های احساسی یا چیز هایی که قرار بدانه پس خودبینی میتونه در روابط زناشوی ما تحصیل منفی بگذاره میتونه رابطه ما رو با یک دیگر خراب کنه پس باز هم همین موضوعاتی رو که ما و برادر شرق در این جلسه ما هم گفتیم میتونه در اون رابطه هم در ما کمک کنه که شریک زندگی خود رو نهادیده نگیریم در اون توجه کنیم اگر در زندگی افتخاراتی کسب کردیم اگر موفقیت کسب کردیم بدانیم که یه کسب موفقیت حاصل زندگی باهم است نه تنها حاصل مرد بودن ما یا قدرت من بودن ما یا سروت من بودن ما یا کارهایی که من کردم نه ای حاصل بودن باهم است این نیستش که من بگم که نه چون من مرد بودم پس من ای کار کردم و تو در ای صحبی نداشتی یا صحبی نداری ای هم موضوع دیگری هستش که باید به او توجه کنیم و فکر نکنیم که تنها دستاورت ها دستاورت های ما هست ای دستاورت ها دستاورت های خانگی هست و به شریک زندگی خودتان توجه کنید به نگرانی های او توجه کنید با او صحبت کنید اجازه ندیدی نگرانی ها رشت بکنن و به جایی برسن که او دوچار احساسات و عواطف منفی بشن که فضای خانه تبدیل به فضای نام شوه و در قسمت آخر به یک دیگر گوش بدید حتی به فرزندانتان گوش بدید و اونها رو بشنوید و اجازه بدید صحبت کنید واقعا تشکر دانیال جان اگر از زندگی خود بگم شاید زیادترین مشکلات را که ما در خدمت یا روابط می بینیم ازی باشه که ما بعض اوقات بسیار به سرعت گپ می زنیم یا زیاد گپ می زنیم یا به حوصله می شیم در حال که شاید وقت ما گوش می دهیم یا حوصله داریم مشکلات زیاده نداشته باشیم برخلاف مشکلات ما حل شود و مشوری ما هم به شما بیننده های عزیزی هست که شما به ایک دیگر گوش بدین به خانواده به بچه های تان به خانم تان یا شوهر تان یا پدر و مادر تان و حوصله داشته باشین و خداون هم ما را کمک میکنه خوب دوست های عزیز تشکر ازی که تا به حال برنامه ما را دیدین و ما باز هم شما را تشویق میکنیم دوست ها که از طریق فیسبوک یا واتساب با ما در تماس شوید سوال اگر داشته باشین همچنان خواهش دعا اگر داشته باشین ما در اینجا به نام ایسای مسیح دعا میکنیم که خداون شما را کمک کنه خداون مددگار تان باشه خوب بیاین دوست های عزیز دست خود را بلند کرده دعا کنیم خداون دا سپاسگذار هستیم ازی که تو محبت هستی و تو محبت خود را برما از طریق ایسای مسیح آشکار ساختی او آمد در این دنیا محبت تو را برما نشان داد و در سلیب جان خود را به خاطر گناه های ما داد در قبر گذاشته شد و در روز سووم زنده شد تشکر میکنیم که ما تو را دوست داریم خداون دا من دعا میکنم که تمام کسایی که امروز روز والانتاین را تقلیل میکنند به هر گونه که هست چی همسر هستند یا ای که خوهر برادر پدر مادر خداون دا همه از انها را برکت بدهد و کمک و همه ای ما افغان هارا که یکی دیگر دوست داشته باشیم محبت داشته باشیم و به یکی دیگر مهربان باشیم یکی دیگر احترام کنیم و عرضش قایل باشیم خداون دا ما را از خودبینی از خودستایی خودشیفتگی نجات بدهد و برما رحم داشته باش به نام ایسای مسیح آمین آمین آمین آمین آمین
16 March 2025
14 January 2025
17 December 2024
15 November 2024
30 October 2024
23 October 2024
18 September 2024
21 August 2024