Self Praise

  1 hour

  16 March 2025

Why does the Christian faith and practise discourage self praise behaviour? Although self praise in the western culture might be a good thing to do, the problem of self praise is that the focus is on us, our achievements, and our good work. Self-praise can lead to arrogance, resentment from others, and even depression, making it important to be mindful and judicious in self-appreciation. As followers of Jesus, we are encouraged to serve, admire, and love others as Jesus did.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام میکنم به شما محبوبان خداوند. امیدوارستم در هر جایی که استید حضور خداوند شادی سلامتی و برکت خداوند با شما باشه. امروز هم وقتی که از مسیر در راه می آمدم و به اطراف خود نگاه میکردم منتظر آمدن بهار بودم. منتظر سرسبزی بودم. در سرزمین ما یک مقدار در او جایی که ما زندگی می کنیم یک مقدار بهار دیرتر می آید. یک مقدار جوانه دیرتر در درختان خود نشان می تند. از این خاطر انتظار ما خیلی زیاد است برای بهار. ولی می دانم برای شما که در افغانستان استید بهار به زودی می رسد و یک نویدی دارد. یک پیامی دارد و او پیام پیام شادی است. دعا میکنم که زندگی های شما پر از شادی باشد. امروز در استیدیو برادر شوایف هم با ما هستند من از یک استیدیو از یک شاره دیگر و برادر شوایف از یک استیدیو در شاره دیگر هر دوی ما در خدمت شما عزیزان هستیم تا با هم یک ساعت خوبی را رغم بزنیم. سلام برادر شوایف جان. سلام دانیال جان. همچنان سلامه با تمام کارکنهای برنامه زندگی و بینده های برنامه زندگی در هر کجایی که هستند. بخصوص در افغانستان، ایران، پاکستان، هندوستان و تاجکستان و ازباکستان. سلام و احترامات ما تقریم هست. امیدوار هستم که همه تان جور، سعتمند و سریحال باشین. تشکر برادر شوایف جان. یک شعری هست به یاد ما آمد که امروز این شعر را بخانم. میگه درخت دوستی بینشان که بار درخت دوستی بینشان اجازه بدید من از روی شعر بخانم. که اشتباه نکنم. درخت دوستی بینشان که کام دل به بار آرد. نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد. وقتی که این شعر را میخانم وقتی که متوجه میشم ما را وارد یک تصمیمی میکنن وارد یک عملی میکنن به این فکر میکنم که آیا ما تصمیم میگیرم یک عملی را انجام بتم که بعد از عمل کردن به اون تصمیم احساس خوبی داشته باشم. درخت دوستی نشاندن یکی از این کارهاست که وقتی من درختی را برای دوستی، برای محبت، برای مهربانی و یا برای نیکویی اون درخت منشانم یک احساس خوبی به من دست میده و تلاش میکنم در جهت نیکویی قدم بردارم. چرا من مثال درخت را زدم؟ برای از این که میدونم برادر شاهب میخوای در حوال تو با چه موضوعی صحبت بکنه. از این جهت، از این شعر شروع کردیم تا براسیم به برادر شاهب، تا برادر شاهب ادامه بتا و موضوعی را که امروز برای ما جدا کرده، انتخاب کرده باعث برکت ما باشه. برادر شاهب از شما میشنویم. ولی تشکر. واقعا این شعری بسیار خوب را شما خاندین و هفته گذاشته بخصوص مردم ایران اونا یک جشن دارن به نام روز درختکاری. ما در ایران سفر نکردیم ولی میشنوم و میبینم و دوستا که قصه میکنند که در این روز دهقان همه کشاورزا میایند و همچنان درخت اونا غرس میکنند، درخت مینشانند و در افغانستان گرچه این روز به نام روز دهقان است که در دوی حمل تقلیل میشه و کسایی که در اون روز در افغانستان دوی حمل و کسایی که بر روز بروی زمین کار میکنند اونا میایند یا جشن ها برپا میشه و درخت و گل میکنند ما میخوایم پیش از اینکه در مورد این جشن صحبت کنیم میخوایم شما از تجربه تان که در ایران در این روز درختکاری چی میکنند؟ خب یک مشارکت بسیار خوب هست چرا؟ چون یک عملی هستش که در اون کلگی سهم میگیرند یک دوتی صورت میگیرد و از کسانی که در کار باغداری و زراعت هستند اونها رو دوت می کنند و از اونها درخت می گیرند و اونها درخت ها رو احدا می کنند و اینها جمع می شند و یک مناطقی را انتخاب می کنند بر ازی که اون منطقه را آباد کنند یعنی خوشکی را بر طرف کنند یک بیابان یا یک دشت یا مناطقی که نیاز به سرسبزی و زیبایی دارد در اونجا با هم جمع می شند و درخت می کنند و این خیلی خوشحالیست ولی واقعا درخت شاندن یک خوشی بخصوص داره و کار خوب همه از بر طبیعت چون افغانستان و ایران اردوش همه ساله از خوشکسالیها اینا ضربه می بینند از خوشکسالیها و مسائل اقلیمی و تغییرات اقلیمی که آمده و درخت شاندن میتونه ایرا کمک کنه بر سرسبزی هم بسیار خوب است این شیر دیگر یک فرد یک شیر را می خوانم که میگه برگ درختان سبز در نظر حوشیار هر ورقش دفتر است معرفت کردگار و وقتی ما شما یک برگ در دست خود می بینیم می بینیم که چی لاهای داره چی رشته های در این برگ است یعنی در این شیر میگه که هر ورقی هر رشته هر لای از این برگ کردگار خداوند را برما هم معرفی میکنه و هم حکمت از اون را برما نشان میده هم حکمت خداوند را برما نشان میده سوال من از دوست هایی است که آیا شما فکر کردین که وقتی یک درخت را می نشانین یا غرس می کنین اون درخت از دو جهت باید رشت کنه ام از جهت ریشه که اون را ما نمی بینیم و هم از شاخ و پنجه اول باید از ریشه رشت کنه این درخت در غیر از شاخ و پنجه نمی کشه حتی گل های عادی هم اگر ریشه رشت نکنه این شاخ و پنجه نمی کشه خب وقتی ما یک گل را یا درخت را می شانیم یک جایی را می کنیم نرم می سازیم اطرافش ولی ریشه باید در زمین سخت بره یعنی در زمین سخت بره این کار ریشه دواندن کار مشکل تر است نسبت به شاخ و پنجه چون زمین سخت است و هر قدر زمین سخت باشه ولی وقتی اون را ما آب میتیم چی می شه؟ اون ریشه رشت می کنه دوم وقتی ریشه رشت می کنه تنه درخت هم باشخ ها رشت می کنن و بعد از او است که برک ها و بعد از او رشت برک ها درخت شگوفا می کنه و گل می آره و یا میوا می تن زندگی مسیحی هم مانند چی است؟ یک درخت است اول باید ریشه ایمان مسیحی رشت کنه اول باید ما همه ما تجربه کردیم که اول باید ریشه ایمان مسیحی رشت کنه شما اگر چیز نظر داشته باشین باز ما میخواییم از یهانه ها پانزده بخوانم شما وقتی که مثال درخت رو می زدید ما یاد کتاب زبور افتادم در باب اول کتاب زبور اشاره به شخصی می کنه که در حضور خداوند قرار می گیره نه در حضور اشخاص یا افراد شریر و بعد مثال می زنه در کتاب زبور داوود در باب اول از این کتاب می گنه کسی که در شریعت خداوند یا در خداوند تعمل می کنه همطور که شما مثال زدید که این برگ درخت مثل یک کتابچه می مانه که او رو وقتی نگاه می کنی خداوند رو بیشتر می شناسی او یک معرفتی به تو می ده که خداوند رو بیشتر بشناسی در این کتاب هم در کتاب زبور داوود اشاره به شخصی می کنه که به خداوند فکر می کنه در شریعت از او تعمل می کنه می گه او به سان درختیست نشانده بر کناره جویبار که میوه خیش در موسمش آرد به بار و برگشت نیز پجمرده نشود و در هران چکند کامیابد و این مثال خیلی زیبایی استش که واقعا اگر ما وارد یک معرفت و شناختی از خداوند شبیم رخم یک درختی هستیم که ریشه های از این درخت از یک جای خوب تغذیع می کنه و همطور که شما گفتید در تنه، در ساغه، در ریشه، در برگ و شاخه روشت می کنه و به بار می آیه، سمر می آره، میوه می ده و اون میوه واقعا مزدار است بفرماید برداشتیم بله، ما می خواییم چند آیت را از یوهنا فصل پانزده آیه های پنج تا اشته ما برای شما بخوانم یوهنا فصل پانزده آیه های پنج تا اشت ایسای مسیم چی میگه؟ میگه من تاک هستم در ایقات میگه من این ریشه هستم من تاک هستم و شما شاخه هستیم
حایان، هر کسی در من بماند و من در او میوه بسیار می آورد زیرا جدا از من هیچ چیز کردن نمیتوانید هر کسی در من نماند مانند شاخه بدور افگنده می شود و خشک می گردد مردم شاخه های خشکیده را جمع می کنند و در آتش می اندازند و می سوزانند اگر در من بمانید و سخنان من در شما هر цی بخواید برای شما انجام داده خواهد شد جلال پدر من در این اصک شما میوه بسیار به آورد و با این گونه شاگردان من خواهید دود بیمیدین ای hunter checkpoint جمعی آخری شمايه کلیدی است جمعی کلیدی است anticipated مешьک קتrences ژلال پدر من در این اصک شما میوه بسیار به آورد یعنی خداوند میخواهد که ما میوه بسیار بریم در اینقدر دگرارا را محبت کنیم دگرارا را خدمت کنیم مهربان باشیم خداوند از ما این کار را میخواهد و با این گونه شاگردان من خواهید بود یعنی از این میوه است که ما را مسیحی یاد میکنند از این میوه است که ما خود را میگیم پیروی ایسای مسیح اگر به آغاز از این آیت ها بریم در اینجا میمونیم که ایسای مسیح در اینقدر میگه میگه ما اونمو ریشه است یعنی میگه اول شما باید ایسای مسیح ریشه ایسای مسیح میگه که باید در زندگی ما ریشه داشته باشه یعنی ایمان به ایسای مسیح باید اول وجود داشته باشه در زندگی ما این بسیار مهم است اولین کار که یک انسان میکنه چی است؟ اول به ایسای مسیح ایمان میره و این در اینقدر این ریشه ایمان است این ریشه ایمان به ایسای مسیح است که چی میکنه؟ ما را کمک میکنه که روشت کنیم ما را کمک میکنه که روشت کنیم همچنان ما را کمک میکنه که میوه بیاریم ما را کمک میکنه که میوه بریم شما میخوان چیز اضافه کنید؟ میبخشین من تلفون خود را خاموش نکرده بودم بزرگ وقت های اتفاق میرفته و آدم فراموش میکنه درست است وقتی که یک درختی نیاز به تغذیه داره شما وقتی تشریح میکردید من داشتم تصور میکردم یک درختی که نیاز به تغذیه داره و ای از کجا تغذیه میکنه؟ و از همون جایی که تغذیه میکنه اگر آب صحی یا خاک صحی نایفهم باران است، او است، آفتاب است، اکسیجن است هران چیزی که ای درخت نیاز داره برای تغذیه اگر اینها درست باشن خب ای درخت سمر میاره یعنی ببار میشینه و اگر این ریشه در جای درستی قرار نگیره و این درست آبیاری نشه خب مطمئنن این درخت یا خشک میشه و یا اگر میوه بیاره میوه سهی نمیاره و اگر من این را در خود بگیرم برادر شاید بگم که من رقم از اون درخت هستم و طرف از این میوه هایی که در زندگی من خود را آشکار میکنه نگاه کنم آیا میتونم با خودم صادق باشم بگم که مثلا همین میوهی که من آلی میدم خیلی مزدار نیست و یا خیلی خوبش نشده و چرا این اتفاق افتاده از کجا این اتفاق افتاده و این ریشه داره از کجا تغذیه میکنه از کجا داره دریافت میکنه اون منبع دریافتش چی هست و این ریشه در کجا قرار گرفته و این میتونه مثال خیلی خوبی باشه بر ازی که ما خود را در اون شرایط قرار بدیم تا بدانیم که واقعا از چه منبعی تغذیه میکنیم و مطمئنن از هر منبعی تغذیه کنیم سمر از این درخت هم بر اساس از اون منبع هست و این آیت هم خیلی زیبا است که ایسای مسیر میگه که ما تاک هستم شما شاخه و بعد میگه شاخه جدا از درخت و یا تاک هیچ کاری کرده نمیتونه یعنی که باید وصل باشی به اون درخت ریشه و اون منبع و این میتونه مثال بسیار قابل درکه باشه و واقعا یک درخت چی وقت خوشک میشه؟ وقتی که ریشه ایش خوشک شد وقتی ریشه ایش یعنی اگر ریشه درخت آب داشته باشه یا خوب ریشه محکم باشه شاخه ها خوشک نمیشن با همه سردی و گرمی چون تغذیه میشن از اونجا ولی اگر ریشه خوشک شد و به این خاطر ما مسیحی ها همیشه ما ضرورت داریم به ایسای مسیح که همیشه در ما باشه یعنی چطور و چی معنی بودن ایسای مسیح در زندگی ما؟ معنیش دیگه ایست که ما از طریق خاندن کلام خدا از طریق پرستش خداوند از طریق کلیسا از طریق مشارکت با دگه مسیحا این چی میبینه؟ میبینیم ایسای مسیح را در زندگی خود و دستای عزیز شما امروز دنیا همه مذاهب را همه عقیده ها را داوری یا قضاوت نبر اساس ازی می کنن که اساسی از اون مذاهب چیست بلکه بر اساس میوه های از اون مذاهب و عقیده داوری می کنن یعنی اگر میوه که ایماندارا میترد میوه خوب باشد میوه مهربانی باشد میوه محبت باشد این چیست؟ به این حساب امتحان کلام خدا میگه میگه که شما را دیده یعنی مسیحی ها را دیگه مردم دیده اونا هم به پدر آسمانی ایمان میارن و او را پرستش می کنن این نقطه بسیار مهمه است که فرق که ایمان مسیحی با همه مذاهب دیگر داره شما مثلا مذاهب دیگر جمعه یا عقیده های دیگر جمعه از خوبی و بدی است یعنی مقصد در ای است که عقیده های دیگر شما می بینین هم یک کسی یک کار خوب می کنه در پالویش یک زرر هم می رسن یک کار خوب یک زرر یک کار خوب یعنی جمع مخلوط است از یک چیز خوب و بد اما در اینجا عیسای مسیح نگفته این گره مخلوط را نگفته اینجا گفته که وقت شما در ما استین همیشه شما میوه خوب میارید یعنی در ایقت عیسای مسیح چی میگه؟ که ایمان مسیحی امی ایماندارای مسیحی پیروای مسیح همیشه اینا باید و شاید میوه خوب بتن اگر ما میوه خوب نمیتیم اگر ما مهربان نیستیم اگر ما خدمت نمی کنیم دگرارا اگر ما محبت نمی کنیم دگرارا در ایقت چی است؟ ما به درستی پیرو احکام ایسای مسیح نیستیم یعنی درست پیروش پیروی نمی کنیم که ما باید چی کنیم؟ باید با دیگر مسیحی ها صحبت کنیم باید اعتراف کنیم به گناه های خود امتحان که شما گفتین همه ما ما انسان گناه می کنیم اعتراف کنیم به گناه های خود و کوش کنیم که اصلاح شده خدا را شکر میکنیم که در ایمان مسیحی هم اعتراف هست هم توبه هست و هم اصلاح هست اصلاح از طریق کلام خدا ما می شیم اصلاح از طریق یکی دیگر می شیم بله دقیقا همین طور هست برداشتر وقتی که توجه میکنیم به گفته های مسیح در همین انجیل یوهانه باب پانزه و مسیح داره خودش این راهکار را برما میتره من بیاد میارم که خود من تلاش میکردم که به نوعی اگر از این مثال استفاده کنیم تلاش میکردم که این میوه هایی که همیشه سبز میشه و این میوه هایی که در زندگی یا در شخصیت من خودن نشان میتر اینها را اصلاح کنم و همیشه تلاش میکردم مثلا برای اصلاح این میور از درخت بکنم و دور پرتم و تلاش میکردم اون میور را بکنم و دور پرتم و این تلاش من پشت سره هم بود و این مواقع من را دوچار مندگی میکرد میگفتم چرا من اصلاح نمیشم چرا همین میوه من که قرار اصلاح شد و مثل مثلا دروغ خشب هسادت نفرد هران چیزی که میتونه یک میاری از شناخت میوه داشته باشه و من تلاش میکردم اینها را از درخت بکنم و دور پرتم و هیچ وقت متوجه ریشه نبودم که ریشه من در جای درستی قرار نگرفته یعنی باید این ریشه در یک جای درستی قرار بگیره چون اگر در جای درست قرار نگیره درست آبیاری نمیشه درست تغذیه نمیشه پس باید در جای درستی قرار بگیره که سمر از این درخت بر اساس از اون تغذیه تغییر بکنه و شاید من تلاش زیادی میکردم بر از این که خود تغییر بکنم و وقتی این آیاتو میخانیم اگر در من بمانید و کلام من در شما بمانند هران چه که بخوایید میتونید انجام بدید و این هدایت است یک کود است یک شیوه زندگی است که ما اگر ریشه ما در جای درستی قرار گرفته پس سمر درستی میدیم همونطور که برادر شعب گفت خیلی از اشخاص هستن اقاعد مذاهب ایدولوژی ها مکاتب این ها میوایشان مخلوت است گفته برادر شعب از یک چشمه هم آب شور بیرون بیاره هم آب شیرین خب نمیشه از یک چشمه باید یا آب شور بیرون بیاره یا آب شیرین پس این خیلی خوب است که ما به این توجه کنیم که در کجا ریشه دوندیم در کجا ریشه ریشه درخت خوده درخت زندگی خوده قرار دادیم که این کام دل ما را به بار بیرون
امو شعری که در ابتدا خاندم که درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد این کجا میتونه این به ما کمک بکنه که از این رنج و سختی آزاد شبیم خب خدای شکر دعا میکنم که خداوند ما رو فیض ببخشه و در این راستا برکت بتا تقبیعت کنه تا سمر نیکو بیاریم بریم و یک ویدیو کلیپ کتاب ببینیم و برمی گردیم از جان و دل خواهم تو را بیسا به قلب من دارا باشد تو را آنجا سرا کن را بریم را قوه و شور این جهان نامد کنه هر از دل نهان نیکن توی نکوشه با سالم کاری قدره با خود خواهی اون که برو قرور از من نمایه کمار دور گردان تو قلب من پر سرور خواه از دل تو را این رود سرگردان من این قلب نافرمان من در آیو کن درمان من در آیو کن درمان من موسیقی گرین دلت ایسا شبت هر چیز روحم سو شبت دشتی روی زیبا شبت تو دل شبت دنیا سر تو سر قلبم اگر از آن تو شدگر چیزی نخوا همه پدر نسه خدا و دنیا برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم موسیقی خب سلام دوباره میکنم به همه شما عزیزان در قسمت اول در رابطه با یک درخت صحبت کردیم درخته که میتونه زندگی شخصیت و وجود ما باشه بسیار از مواقعی میشه که ما از مثال ها استفاده میکنیم از تمثیل ها استفاده میکنیم بر ازی که یک درکی همیختر از شیوه زندگی رفتار آینده و هران چیزی که میتونه به دست بیاریم داشته باشه و خدا هم به ما کمک میکنه در طبیعت در هستی در خلقت تا بتانیم او را ازی تریخ بیشتر بشناسیم پس تمامی ازی تمثیل ها میتونه کمک کننده باشه وقتی که من یک درختم منشانم در یک باغ و یا در یک زمین باید فکرم در او باشه باید تمام تلاش خود را بکنم در سردی در گرمی در شرایط سخت از او مراقبت کنم و اگر مراقبت من صحیح باشه مطمئنن او درخت جان میگیره ریشه میدوانه و کلان میشه و در نهایت سمر میاده خیلی وقتا هستش که فرزندان ما رخم یک نحال و یا امی درختی هستن که ما باید انها را شکل بدیم و انها را بکاریم به نوعی و مراقب از انها باشیم انها را حرست کنیم و به انها فکر کنیم که چطور انها میتونن رشت بکنن بسیاری از شما پدر و مادری که امیادی در برنامه با ما هستید یکی از بهترین قسمتهای زندگی تا فرزندان تانه هستن که تلاش میکنین انها را رخم یک درخت از همون ریزگی از همون خردی کمک کنید و به تمام نیاس هایشان فکر کنید تا انها رشت کنند و پدر ما که دراسمان هست خداوند ما یک همچین نگاهی به ما داره و او هم میخواهی که ما هم همچون فرزندان خداوند سمر بیاریم و رشت بکنیم در قسمت دوم برنامه امروز ما میخواهیم در رابطه با یک از همین آداد صحبت کنیم یا یک از رفتار ها و طرز برخورت هایی که میتونه مشوق نباشه میتونه تحصیل گذار نباشه به نوعی یک حالت نمایشی داره از حقیقت دور میکنه ما را از واقعیت دور میکنه و ما را تبدیل میکنه به یک انسان نمایشی یا رفتارهای ما را تبدیل میکنه به رفتارهای نمایشی و موضوعی که من انتخاب کردم امروز برادر شایب در رابطه با موضوع خدستائی هست کسی که خودم خوب تعریف میکنه همیشه تلاش میکنه بهتر نشان بته نه ایفهم در رفتارش گفتارش کردارش تلاش میکنه خود اول نشان بته و بیشترین امتیازات رو برای خود بگیره بسیار از مواقع تلاش میکنه حتی قلوف کنه بزرگ نمایی کنه بیش از اندازه خود نشان بته و همیشه مدعیست در تمامی موارد مدعیست و ادعا داره و میگه که من میفهمم من انجام دادم قدمه مشورت نکردن من را حساب نکردن من برش گفته بودم و یا در موارد دیگر بردر شب در راویته با اشخاصی که خودسطا هستن کسانی که خودسطایی میکنن شما چه مطلبی را در ذهن دارید؟ خودسطایی در ایقات یک مرض هست یک مرض هست که همیشه با ما وجود داشته و هست مهم در ایه است که چطور ما میتونیم ای مرض را شناسایی کنیم و چطور بتانیم ای مرض را به کمک خداوند شفا پیدا کنیم از ای مرض خودسطایی یا خودبینی امتحان که در آغاز گفتیم که واقعا ریشه اگر ریشه ما در مسیح هست که ما مسیحی ها میگم که ما به مسیح ایمان داریم و ریشه ما در مسیح هست در ای وقت است که ما نسبت به دیگه همه اقاید دیگه همگی ما امکانات بهتر داریم ما شرایط و وضعیت ما بهتر است که ای خودسطایی را شناسایی کنیم و بخاطر رفع از او یا بخاطر غلبه بر خودسطایی میتونیم کارهای را انجام بدیم چون مسیح گفته که ما با شما استم یعنی مسیح در زندگی ما است و او ما را در همه جهات زندگی کمک میکنه دوستای ما میدانند که مسیحی بودن تنها بر روز یک شمبه در کلیسا نیست یا مسیحی بودن تنها بر وقت دعا نیست یا بر یک کانفرانس نیست بلکه مسیحی بودن در عقد 24 ساعتم ما همیشه با مسیح یک جای زندگی میکنیم با همه ضعیفی های ما با همه خوبی ها و بدی های ما با مسیح زندگی میکنیم و مسیح ما را کمک میکنه در هر بخش از زندگی ما هیچ بخش از زندگی مسیحی دور از مسیحی نیست دور از کلام خدا نیست و دور از شواهای مسیحی نیست یعنی منحیص مسیحی ما وقت میتانیم این غلبات حاصل کنیم
ستایی یا خود بینی که ما چی کنیم ما با دیگر مسیحی ها مشوره کنیم و همچنان گوش بدیم بدگرها گوش بدیم ای از تجربه خودم همست و هر روز ما میتونیم در اینجا چی کنیم بخصوص گوش دادن بدگرها امی که شما گفتین که کسی که خود ستایی میکنه همیشه مدعی است یعنی همیشه دوا به ای داره که او بہتر است یعنی همیشه اگر ما خودستایی کنم هممیشه بفکر اذیه استم که ما بهترستم همیشه خوب تر استم ماویزهما بهتر است کارما خوبتر است خدمت ما بیتر است جای ما بهتر است یا ماشین ما موتر ما خوبتر است خانه ما بهتر است همچین ماد میکنم ادعا دارم که ادعا دارم که واقعا خلاف تعلیمات مسیح هست چرا مسیح ما را میگه میگه کسی که میخوای رهبر باشه او باید اول خدمت گذار باشه یعنی مقصدش در ای است که باید ادعا نداشته مدعی نباشه بلکه برخلاف کسی باشه که میخوای دگرارا خدمت کنه بله بردار شایب چیزی که از صحبتهای شما باید بخوایم کمک کنم به برداشت های شخصی خودم و همیتون عزیزان دیگر ای که واقعا ما یک الگو داریم و الگوی ما خود مسیح است و ای الگو را میتونیم در جامعه مسیحی در کلیسه در کلام در صحبتها و مشاورتها او الگو را پیدا بکنیم و بتانیم حتی خود را بشناسیم یعنی یک آینه داریم که در او آینه میتونیم خود را ببینیم و در او آینه او زعفه و اشتباهات و خطاهای خود را پیدا بکنیم و موضوع دیگه ای که من میخوایم باز به او اشاره بکنم باز از صحبتهای برادر شاید بخواییم به او بپردازیم موضوعی هستش که خدستایی، خدبینی، پرحرفی، تکبر، گرور اینا همه باهم انگار از یک خانواده هستن منطقه ها در شیوه های مختلف خود را آشکار میکنن مثلا شاید در هفته های گذشته ما در حالت با خدبینی صحبت کردیم این یکی از موضوعاتی هست که ریشه گرور و تکبر داره و شخص خدبین بیشتر همه چیز رو برای خود میخواهی نه برای دیگران و آلی شخصی که خدستایی میکنه شخصی هستش که باز هم این تلاش میکنه همه امتیازات رو به جهت خود معتوف کنه ولی چطور این کار را میکنه؟ تلاش میکنه با رفتار، با گفتار، با نمایهش این را نشان بده و اجازه نمیده دیگران از او تحریف بکنن اجازه نمیده دیگران از او قصه بکنن، از او تحریف بکنن، نام از او را خوب بگوین بگوین این شخص در این رفتار، در این هرفه، در این برخورد، در این وضعیت، در چهره نمیتونم در این شرایه، در تربیت فرزندانش، در وسائل خانش، در مدیریتش در برنامه ریزیش، در گبزدنش، در صداقتش، این شخص واقعا شخص خوبی هست اجازه نمیده و او خودش تلاش میکنه از خود دفاع بکنه و بعد در یک همچین تلاشی وقتی قرار میگیره به جایی که به خود کمک بکنه بیشتر خود آزار میته چرا؟ چون برای خودستایی نیاز داره از هر ابزاری استفاده کنه که خودا بهتر نشان بته، خودا بهتر معرفی کنه و بعض وقت ها شاید انسان های خودستا مجبور شووند حتی دروغ بگویند ما فلان جا رفتم، آه، فلان جا رو من دیدم، من در اون مکان بودم و مجبورن دروغ بگویند، بعض وقت ها میگن آه، من فلانی مشورت دادم برش و اون گفت من را گوش نداد و حتی مجبورن برای از این خودستایی دست به گناهان دیگر بزنن یعنی از یک شرایط دیگری استفاده بکنن که خودا بهتر نشان بتن و اجازه نمیدن دیگران از اون ها تعریف بکنن و به محصه از این که این تلاش رو انجام میدن که خودا بهتر نشان بدن امون لحظه، لحظه ای هستش که سقوط میکنن یعنی امون لحظه هست که اون شخصی که میشنه و گفت از این را داوره میکنه پس اشخاصی که خودستایی میکنن خودا در معرض داوری هم قرار میدن و اشخاصی که این هارو میشنون، زندگیشون را دیدن، رفتارشون را دیدن، نعیفام وزیادشون را دیدن اون ها به سرعت این هارو داوره میکنن میگنن نو با این که این هایی که من میشنسم این رخمی که میکنه نیست این رخمی که میگن نو بوده و نیست و نمیتونه باشه و این ها حتی خودا در معرض داوری قرار میدن و در جریان نیستن که در معرض داوری قرار گرفتن و به خودا خیلی آزار میدن و در سرزمین ما همین اتفاق میفته متاسفانه در بین مردم ما همونطور که برادر شایق اشاره کرد همه ما یک مقدار از این خودسطایی قسمتی از این خودسطایی را در رفتار خود داریم و تلاش میکنیم که خودا خوب جلوه بتیم و این خوب جلوه دادن نمیتونه به خودی خود بد باشه ولی وقتی افراد میشه از زیاده روی میشه و وقتی تبدیل به خودسطایی میشه و این را میتونیم در رفتار اطرافیان خود ببینیم که اگر بخواهن یک چیزی را زیادی ازش تعریف کنن یا زیادی به نمایش بگذارن اونجا است که تبدیل به خودسطایی میشه و برادر شایق چیزی هست شما اضافه کنید ولی یک مشکل در خودسطایی هست ولی یک مشکل دیگه از لحاظ فرهنگی هم داریم اکثر ما فروتن یا فروتنی برای کسی میگیم که از چیزی که است خود پایینتر نشان بده متوجه شنید چه میگم؟ بینده هام آرزو دارم که متوجه باشن ما مثلا فرض می کنیم یک کسی که معلم است یا یک مدیر است یا یک رئیس است اون وقت بیاید اگر سر خود خم کنه و بگوید که من نوکر تانستم شاید مردم فکر کنند که چقدر رئیس فروتن است یعنی از اون چیزی که است خود پایینتر نشان دادن بعض اوقات در فرهنگ ما شما فروتنی حساب میرد ولی در مسیحیت فروتنی به این معنی نیست که از چیزی که کسی هست پایینت خود جلوه بده بلکه چیست که خود بالا جلوه نده یعنی خدستائی در مسیحیت وقتی از که شما هم به این اشاره کردین که ما از چیزی که هستیم امتو باشیم چیز خود را بالا نشان نده که اینی بسیار نقطه مهم است در این مورد و خصوص از لحاظ فرهنگی مثلا فرض می کنیم اگر یک مسیحی یک انژینیر است یک داکتر است ولی اگر او می آیا می گوید که ما یک داکتر استم من حیث یک داکتر بر شما اینی مشوره را می توم این به این معنی نیست که خدستائی می کند این به این معنی است که او امو چیزی که داره اون امو را بر ما می گه ولی اگر یک مسیحی ایچ داکتر نیست یا طبیب نیست یا درس نخانده ولی می آیا می گه که ما بر شما اینی دوا یا طابلیت را مشوره می توم این یک بسیار بالاتر از چیزی که است خود را می گه مطمئن شدین ما چی می گویم؟ مقصد ما در اینی است که چیزی که استیم امو تر به شکل طبیعی باشیم و چیزی بالاتر از خود را نشان نتیم و بخصوص از این که خود بهتر نشان دادن از دگرها بل این از جمله خدستائی است حتی اگر بهتر هم باشیم یک چیزی که مهم است اینی است که شاید مسیحی ها هم توفه های مختلف دارند یکی بهتر از دگر هستند ولی آیا ما ضرورت داریم که امی بهتر بودن خود را در همه جا نشان بدیم مقصد ما از بهتر بودن چی است؟ مقصد ما از این است که یک مسیحی شاید خدمات بیشتر از دگرها داره آیا ضرورت به این داره که هر جای از خدمات خود صحبت کنه یک مسیحی شاید امکانات بیشتر از دگرها داشته باشه شاید ضرورت به این داره که همیشه از امکانات خود صحبت کنه یعنی مقصد در این است که خدستائی توجه ما را همیشه به خود ما مندازه یعنی ما در صحبت خود و وقت نفر اصلی خود ما هستیم در حال که مسیح میگه که باید دگرها توجه اصلی شما باشه خدمت به دگرها و کمک به دگرها دقیقا همینطور از شخصی که خدستائی میکنه فکر میکنه که برتر بودن از او بالاتر بودن از او باید به دیگرها معرفی شوه یعنی این را ضروری میدانه و باید این را بگوید در بسیاری از موارد اشخاصی که به خصوص در قرب هستن اونها تلاش میکنن توانمندیهای خود را به زبان بیارن برای از این که موقعیت های اجتماعی را به دست بیارن و یا برای از این که خود را تشریح کنن مثلا در رابطه با از این صحبت میکنن در حقیقت در شفافیت که تحصیلات مایی قدر است و ما این توانمندی های خود را به زبان بیارن
آره دارم. در این قسمت ها تجربه دارم و این کارها را انجام دادم و این چیز درستی هست. این یک حقیقتی هست که باید بیان شوهرد. بلیز زمانی تبدیل به خود ستایه میشه که این حقیقت بزرگتر از اون چیزی که هست خود را عاشقار کنه. و من متوجه منظور بردر شایب شدم که داشت اشاره میکرد به این موضوع که ایسای مسیح کلام خدا داره ما را تشمیق میکنه که فروتنی یعنی زندگی در حقیقت، زندگی در راستی نهی که من بخواهیم مثلا خود را فروتن نشان بتوم، سر خود را خم بگیروم، پایین بشینوم و خود را ایک رخم دیگه نشان مثلا مثل کسانی که در سرزمین ما خود را با امان رهبر، رئیس قوم، نایفان بزرگتر محرفی میکرد و بیشتر کارهای نمایشی انجام میداد بر از این که بگو یا من فروتن هستم. ولی در واقع او فروتن نبود و اگر جایی نام از او را بد میگرفتن یا به او احترام نمیگذاشتن یک دفعه میدیدید که او شخصیت خدستایی از او خود را آشکار میکرد و خود ما هم کمک میکردیم، ما مردم هم این رخم بودیم، یک نفر را به جایی میرساندیم و به او اجازه میدادیم که او خدستایی کنه ما تلاش میکردیم که او را بیشتر آشکار کنیم و تلاش میکردیم او را به اون نقطه برسانیم و این بارها و بارها اشتباه بود و کار خوبی نبود و همینطور زندگی که در او خدستایی باشه فکر کنید پدر و مادر که تلاش میکنن واقعیت زندگی خود را آشکار نکنن تلاش میکنن یک زندگی نمایشی داشته باشن، چقدر اونا خود مباجعه با رنج میسازن، با سختی میسازن و بعد از او طرف فرزندشانم در این شرایط قرار میگیره و او فرزندم مجبور است که رفتار پدر و مادر خود را تعیید کنه و مثل از اونا زندگی کنه و تلاش میکنه که او هم خودستا باشه و خود را بهتر نشان بده، خود را بالاتر نشان بده و از پدر و مادر خودش الگو بگیره و مثلا در جامعه ما کسی داکتر نیست ولی خود داکتر میگه، کسی انجینیر نیست، خود انجینیر میگه کسی تحصیلات آنچنانی نداره، مثلا تحصیلات دانشکایی نداره ولی تلاش میکنه که از زواهر استفاده کنه و خود را بالا نشان بده تلاش نمیکنه بر اساس حقائق زندگی کنه ولی ما چند روز قبل یک کلیف را دیدم از داخل افغانستان که یک کسی شاید سنش شدود شاید سی و اشت یا سی و هفت ساله بود و لیست تحصیلات خود را گفت که در چندین رشده ماستری، در سه رشده ماستری داشت و دکتورا داشت یعنی او هدیقل باید یک کسی میبود پینجا ساله یا پینجا پایند ساله یعنی مقصد ایست که بیشتر از چیزی که بود یا دروغد یا راست او میگفت در کلام خدا در رومیان فصل پانزده آیه یک و دور من بر شما میخونم میگه ما که در ایمان قوی هستیم وظیفه داریم که زعیفان را در ناتوانیهایشان کمک نبوده و فقط در فکر آسائش خود نباشیم هر یک از ما باید برای خوبی و آسائش دیگر ایمانداران بکشیم تا آنها در ایمان خود رشت کنند زیرا ایسای مسیح های ثوم میگه زیرا ایسای مسیح نیست در فکر آسائش خود نبود یعنی ما از الگوه خود از ایسای مسیح درست میگریم که ما هم به فکر زعیفا باشیم وقت خود ستایی میکنیم خود ما مرکز قرار میگریم اما درست های مسیح بر ما میگه که نه شما دگرها را مرکز قرار بکنید اما تو که ایسای مسیح دگرها را کمک کرد امونگونه ما هم دگرها را کمک کنیم در واقع خود ستایی خود ستایی ما را به ایک موقعیت میبره که خودبین هم شویم و وقتی این قرور و تکبر در کنار هم قرار میگیره ما دگران را دگر نمیبینیم و بیشتر خود را میبینیم و به دیگران حتی اجازه نمیدیم روشت کنن و نمیتونیم دیگران را تشمیح کنیم و نمیتونیم فرزند خود را تشمیح کنیم در جهت حقیقت در جهت راستی بیشتر را را تشمیح میکنیم در جهت نمایش در جهت ناراستی و یا ای که بزرگ جلوه دادن و میبینیم که متاسفانه در بین مردم ما بزرگ نمایی خیلی رواش داره و وقتی حتی یک کدک شروع میکنه به قصه کدن چنان قصه میکنه که دیگران مات و محبوت میمانند که کجای از این قصه درست است کجایش نادرست است برای از این که نمیتونیم تشخیص بدیم چرا که این رواش پیدا کرده پس بریم با هم یک کلیف کتا ببینیم و این محبت را در قسمت پایانی با هم ادامه میدیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
ERROR: error code: 520