1 hour
17 December 2024
Transcribed by AI
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام دوستان عزیز یاران گرامی در برنامه راز زندگی کلام خدا میگه که رحمتهای خداوند هر روز تازه میشن. وقتی ما در تازگی رحمتهای خداوند قرار میگیریم خواسته و نخواسته شاد میشیم. شادی میکنیم. خوشی میکنیم. آیتی هست در مظامیر در زبور داود در باب سی و دو کتاب زبور داود این گنامه سرایه آیه 11 را میخونم میگه ای پار سایان در خداوند شادی کنید و خوش باشید ای همه ای راست دلان بانگ شادی براورید دعا میکنم که ای روزها ای لحظات ای روزهای سرد زمستان برای شما در هر جایی که استید پر از گرمای حضور خداوند باشن باز هم برنامه دیگر را آغاز میکنیم خیلی تشکری میکنم از تمام شما عزیزان که در هفته های گذشته با ما در ارتباط شدید از راه های مختلف ارتباط کرفتید و باعث برکت و تشویق ما بودید امروز هم میخواییم از برادر ما شعب که امروز در استودیو با ما هست بشنبیم و از کلام خداوند برکت بگیریم برادر شعب جان خیلی خوش آمدید سلام دانیل جان به شما و همچنان به همه ی بینده های راز زندگی ولی من خوش هستم که اینجا هستیم دوست همه میدانند که مصیحی ها در سراسر دنیا چند هفته قبل کرسمس یا سالگرد تولدی مصیح را بنامه هفته های ظهور یاد میکنند که هفته اولیش بنامه امید بود هفته گزشته بنامه صلح و سلامتی و این هفته که می آیا یعنی اکشنبه این بنامه هفته خوشی و شادی است خوشی و شادی است ما شما همه از طریق رسانه ها یا فضای مجازی در محورد حوادثی که در سوریه روختت همه شنیدیم و میبینیم و کلیپ های زیاد سرازیر میشه در فضای مجازی که نشان میته دروازه های زندان ها باز میشه و این زندانی ها که بعد از دها سال یکی را دیدم بعد از چل سال آزاد میشن و اینا در حالی که خودشان نمیفهمند در حالی خوشی دارند اما نمیفهمند چی گناه است چطور کنند حتی بعض اوقات چطور امکان دارند میگه این ما آزاد شده باشم و واقعا آیا شما دوست های عزیز کسی در خانواده شما زندان رحاش شده باشد خوشیش ترجمه کده باشد از من یک برادر من مدت سال ها قبل چل پینجا سال قبل زندانی شد و بعد از که از زندان خارج شد اگر شما خوش بودیم یا اگر شما مریض بوده باشید وقت شفا پیدا می کنین چقه ایک خوشی قلبی خوشی درونی برما رخ میتن این را همین ما ترجمه کردیم دانیال جان بله؟ بله واقعا شادی خوشی یک نعمت است که از طرف خداوند است چرا؟ چون که وقتی یک اتفاق خوب میفته ما خیلی راحت میتونیم او را پیوند بزنیم که او را برای ما فراهم کرده بعض وقتها انسان ها هم دست دست هم میدن یک دیگه خودش شاد می کنن و دمی وقعی که دمی چند روز شک گرفت خب شاید خدا از انسان ها استفاده کرد تا یک دیگه خودش شاد کنن و یک اتفاق مبارک برای بعضیها بیفته ولی واقعا این خوشی چطور دوامدار میشه برادر شاید؟ شاید یکان خوشی های لحظه ای هست که یک نفر دستی او را تجربه میکنه خیلی شاد میشه حیجان زده میشه ولی یک دفعه دوباره میای در بطن زندگی در زندگی روزمره و با مشکلات و نمیفهم نیازها و خواستها دستو پنجا نرم میکنه و بعد یک دفعه متوجه میشه که این خوشی و شادی که یک دفعه تجربه کرده بود داره کم میشه و یایی که نمیتونه ایرا دوامدار ادامه بده و یایی که نمیتونه میشه ایرا ادامه دارد این میتونه یک سوال ها باشه برای ادامه دادن ولی من میخوام چند آیت را از لقا فصل 4 آیه های 16 تا 21 که دوستا بخوانم لقا فصل 4 میگه ایساس پس به شهر ناصره جایی که در آن بزرگ شده بود آمد و در روز سبت یا روز شمبه مانند همیشه به کنیسه رفت برای قراعت کلام خدا برخواست و تومار عشقی های نبی را به او دادند وقت ایسا تومار را باز کرد آن قسمت را یافت که میفرماید روح خداوند بر من است خداوند مرا مزح کرده است تا خبر خوش را به فقر ها برسانند مرا فرستاده است تا آزادی از ایران بینایی اشخاص کر و رحایی ستمدیدگان را اعلام کنم و اعلام کنم که زمان آن رسیده است که خداوند مردم خود را نجات دهد ایسا تومار را بسته کرد و به سرپرست کنیسه داد و نشست همه در کنیسه به او چشم دخته بودند ایسا به آنها گفت امروز در حال که به کلام مقدس گوش می دادید پیشگوی های آن به حقیقت پیوست خداوند کلامشا برکت بتند یعنی در اینجا ایسای مسی که امی خبر خوش است ای پیشگوی اشرای نبی را که تقریبا 800 سال قبل از ایسای مسی پیشگوی کرده بود میخوانه که در مورد خودش بود یعنی در حقیقت ایسای مسی ای که میخوای مارا اول با رهان کردن از زندان گناه از مرض گناه شفا بتد که ما کسایی راستیم و بجای از اون مارا اول خوشی درونی یا خوشی قلبی بتد خوشی های ظاهری امتتاکی شما گفتین و ما همین ما تجربه می کنیم ای معقطی هست یعنی کسی ایک گوشی نو می خورد بسیار خوشحال می شند ولی روز بعدش دیگر اون خوشی را ندارد یا کسی یک کالای نو می خورد یا ماشین نو یا کار نو پیدا می کند خداون برکت می تست خوشی های معقط هم ولی در آیات که خاندیم اینجا ایسای مسیح با آزاد کردن ما از گناه با شفا دادن ما از گناه و بخشیدن ما ای خبر خوشمیده که ما از درون شاد باشیم و ای خوشی های دیگر که معقطی برکت خداوند هست ولی چیزی که مهم است و اونو میخوایم بر همه دستا برسنیم که وقت ما خوشی درونی داریم یعنی وقت ایسای مسیح در قلب ماست او کار میکنه در زندگی ماست ما خوشی و ناخوشی زندگی را به گونه دگه میبینیم یعنی به گونه میبینیم خوشی و ناخوشی در زندگی معقطی هست مقصد من خوشی و ناخوشی ظاهری هست معقطی هست بلاخره هم غم ختم میشه هم خوشی های ظاهری ولی ای خوشی درونی که در مسیح داریم ای همیشه با ما هست تا وقت که ما زنده هستیم بله خورد سالی یا رزگی خودم میفتادم که یک چیزی بین بچه ها مرسوم بود یا رسم بود که بچه ها وقت زیادی شادی میکدن بعد در ایک دیگه خود میگفتن که زیاد خنده نکنید که بعدش گریان میکنید و ای بین بچه ها خب شک گرفته بود بچه ها یک ترسی داشتن بر از ای که بیش از اندازه خوشی کنن و خدای نخواست یک دفعه از اون خوشی شان تبدیل شود به قم نراهتی یا تبدیل به اشک ای آیتی که شما خندید در اشعی ها وقتی نبووت میشه کلام خدا در مکاشفه بابا بیستو یک هم اشاره به شادی و خوشی میکنه و میگه ایسا وقتی که آسمان زمین و زمین جدید آسمان جدید و زمین جدید شکل میگیره ایسا هر اشکی را پاک میکنه یعنی هر قمی را از بین میبره و تبدیل به شادی میکنه وقتی خیلی شما زیوا گفتید وقتی که ما در خداوند زندگی می کنیم انتخابهای ما در خداوند شکل میگیره وقتی خدا ما را نجات میده از گناه از بردگی از بندگی ازاد می کنه ما میتونم انتخابهای صحیح داشته باشیم وقتی خدا در زندگی ما قرار بگیره و ما انتخابهای صحیح داشته باشیم وقتی خداوند شکل می کنیم
خواستا و نخواستا هر روز ما تبدیل به ایک شادی میشه و شادی هم یک هدیه هست از طرف خداوند همینطور که خب همه ما میدانیم شادی یکی از هدیه های روح القدس هست که به ما میبخشه که روزانه در شادی زندگی کنیم ولی خب باز زندگی روزمهرگی ما رو میبره به سمت چالش ها به سمت سختی ها به سمت مشکلات اشخاص، افراد، روابط خواستا و نخواستا ما رو میخواهند پایین بیارن اونجاست که کلام خدا و یا رابطه با خدا میتونن ما رو دوباره احیا کنه و ما رو بلند کنه و ما شادی رو تجربه کنیم و بتونیم بر شرایط کنترول پیدا کنیم یعنی شرایط نتونه ما رو پایین بیاره یک جایی هست که پولوس رسول در زندان هست و زندان های گذشته خیلی زندان های تاریکی بودن خیلی نه برق بود، نه بهداش بود، نه هیچ چیز سر و سامان نداشت ولی ایسای ببخشید پولوس رسول در زندان یک فریادی میزنه در باب فلیپیان، فلیپیان باب چهار، آیت چهار میگه به شما میگویم شاد باشید باز هم میگویم شاد باشد وقتی پولوس هم میبریم زیر زربین میگیم که پولوس تو در یک چیز هستی، در یک زندان تاریک هستی چطور در او زندان تاریک که شرایط خوبی نداری باز فریاد میزنه میگویه که به شما میگویم شاد باشید باز هم میگویم شاد باشید و چطور میشه یک شخصی از خداوند لبریز شده حضور خداوند در زندگی، در تمام لحظات زندگی از او باشه که او بتونه ابراز شادی کنه حتی در زندان برادر شاید مثال زدن کسانی از زندان آزاد شدن و شادی میکردن ولی ما شخصی نداریم که در زندان بود و دیگرها رو میگفت شاد باشید اگر کسی دیگه میتونه سو را زیر سوال ببرن میگفت تو چی میگی؟ خودت دبند هستی آلی من را میگیش شاد باش؟ ولی واقعا رابطه با خداوند ما را به سمت شادی میورد بله و ما یک زمان سالها قبل در پاکستان که ما حاجر بودیم ما دوستای مسیحی داشتیم و اینا همیشه خوش بودن از زندگی خود شکرگذار بودن خوش بودن ولی ما همیشه انوز که به مسیح ایمان نیاورده بودیم همیشه از مشکلات صحبت میکردیم همیشه گفت هایی میذاردیم که ایک دو خوشی نبود همیشه از غم صحبت میکردیم و ما فکر میکردیم که خوشی از این غیری افغان ها یا ما سما میگی خارجی ها در پول و پیسه شان بوده یعنی فکر میکردیم که یا چون خب شهروند کانادا، امریکا یا انگلیس، انگلیس هستن یا زندگی بهتر دارن به این خاطر اینا خوش هستن اما وقت خود ما در امو پاکستان در امو شرایط به ایسای مسیح ایمان آوردیم و ای خوشی قلبی را دریافت کردیم ما در او وقت دیدیم که نه خوشی از انا تنها مربوط به ای که اینا تابیت کشورهای غربی را دارن یا یک کمی از ما کدا بیشتر پول دارن نیست بلکه خوشی از انا که اینا از ای کشورها آمدن و در شرایط بد که پاکستان هم شرایط بد بود زندگی میکنند، خوشی از انا در مسیح هست و خوشی از انا در خدمت به دگرها هست و واقعا ای چیزی هست که ما در زندگی یا در عقیده قبلی خود ای را تجربه نکرده بودیم متاسفانه بله ما یادم هستش که خب در سرزمین ما فرهنگ های مختلف و یا یک مثب به چند طرز برخورد مختلف انجام میشه و حمله میشه ماهایی هست که ماهای ازاه هست ماهای ماتم هست و در اون ماها اشخاص دست سر روی خود میزنند ناله میکنند، گریان میکنند، شیوان میکنند و یا ای که بر اساس یک فرهنگی که در اون فرهنگ شادی شاید اصلا از بین رفته امید از بین رفته در اون فرهنگ میبینیم که مثلا یک کس نمیتونه با صدای بلند بخنده یک کس نمیتونه یک آواز شادی بخانه یک کس نمیتونه یک موسیقی گوشت بته یک کس نمیتونه با طبیعت به راحتی ارتباط برقرار کنه و همه چیز محدود میشه همه چیز قید است و شادی از انسان ها گرفته میشه بر اساس مذهب و یا فرهنگ و یا سنت و این نمیتونه چیز درستی باشه این نمیتونه از خداوند باشه چرا؟ چون خداوند میخواه که ما در شادی زندگی کنیم و بعد شادی یک موضوع انتقال پذیر هست یعنی ما میتونیم شادی خود را به دیگران انتقال بدیم ولی یک دفعه در یک فرهنگی رو برو میشیم که در اون فرهنگ میبینیم به جایی که مردم شادی را انتقال بتن یک دیگه خود را تلخ میکنن گمگین میکنن دل سرد میکنن مانه میشن منظور من این نیستش که یک نفر مثلا خدای نخواسته بیمهابا باشه هیچ حد و مرزی نداشته باشه یا هر کاری که دلش شده انجام بتن برازی که بگویم من میخواهم شادی کنم نه انسان ها قدرت تشخیص دارن در اخلاقیات زندگی میکنن و میتونن خوب را از بد تشخیص بتن ولی وقتی بردار شاهد من بعضی وقتا با ازیزان در ارتباط میشم که در افغانستان هستن و یا مهاجر هستن همونطور که شما گفتید خاطره تان در پاکستان میبینن که اونها قمع ترویج میکنن ناراحتی را ترویج میکنن نالر را ترویج میکنن شرایط بد خود را ترویج میکنن در صورت که خدا تلاش میکنه به ما وعده خوب ببخشه کلام خدا میگه که محبت ها و یا رحمت های خدا هر روز تازه میشه ولی دیگران تلاش میکنن اون را خفه کنن و انگار نیاز هستش که ما مردم یک مقدار نگاه خودا به سمت شادی و خوشی تغییر بتیم طور دیگری باید نگاه کنیم نمیفهم بردار شاهد شما در این رابطه واقعا چیزی که ما و شما از زندگی خود تجربه داریم از زندگی همواتنهای خود که حالی هم است خب یک اداد باید باید به این عقید هستند خب که هر روز همه چیز بدتر شده میره یعنی هر روز غم بشتر میشه جنگ بشتر میشه خون و کشتار بشتر میشه ولی یک تعداد دیگه هم هم هستند به خصوص حال جوان ها در افغانستان که ما میخواین خوش باشند ما خوشی را در چیزهای این دنیا میبینند در چیزهایی میبینند که معقدی هست که او چی یک ماشین نو باشه موتر نو باشه یا یک زندگی بهتر باشه یا یک کار بهتر باشه یا حتی فکر میکنند اگر شما از افغانستان برایین شاید خوش باشه خوشتر باشه یعنی در چیزهای معقدی میبینند ولی ما خوشی را که ما صحبت میکنیم ای خوشی درونی هست که اول ما خوشی را در خداوند میبینیم یعنی به این مناسد که ما میگیم خداوند ما خوش هست و او میخوای که ما پیروای از او هم خوشی قلبی داشته باشه دقیقا به همین صورت هست یعنی که خدا هیچوقت نمیخوای که ما دوشار قم و ناله و شکفه و شکایت و یا هر چیز تلخی شدیم که خوشی را از ما بدوزده شادی را از ما بدوزده ولی گفته شما بعضی وقتا جوانا فکر میکنند که شادی در لذت هست بله ما از لذت های سالم استفاده میکنیم برای از این که شادی زندگی خود را بیشتر کنیم ولی لذت دلیلی بر شادی نیست شادی هست که لذت ها را میصازه لذت نمیتونه شادی را بیصازه از این خاطر بعضی از جوانها شاید برعکس دریافت میکنند میگن ما باید هرچی میتونیم لذت خود را بیشتر کنیم تا شادی ما بیشتر شده از این خاطر میبینیم که دست به کارهای میزنند برنامه های دارند و یا از مواد استفاده میکنند و یا هر چیزی که میتونه اتیاد آور باشه موقعت باشه زیاده روی باشه از این مواد استفاده میکنند تا شادی خود را بیشتر کنند و این مسیر اشتباهی هستش که شاید دنیا معرفه میکنند ولی درواقع شادی باید از درون بجوشه از جایی که حضور خداوند هست از جایی که خدا میتونه ما را کاور کنه ما را بپوشانه با حضورش و این میتونه یک شادی درونی باشه که ما میتونیم او را به دیگران هم بدیم دیگران هم در این شادی سهم ببرند و آنها هم شاد باشند خب عزیزان دعا میکنم که لحظات شادی را بتانید بسازید حتی با کمترین چیزهایی که در اختیار دارید و در خانه در کنار همسر فرزندان قوم و خش بتانید یک دیگر را محبت کنید و شادی را تولید کنید و در این روز های سرد حضور خداوند بخش بعدی برنامه را با هم میبینیم و برمیگردیم و باز با هم ادامه میدیم
ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم شناب ای دوست که او راهی نجات است کلامش در حقیقت با صبات است بیازی جان و دلو را فرستیم کلامش در حقیقت با صبات است بیازی جان و دلو را فرستیم کلامش در حقیقت با صبات است ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم دل منزین همه دنیا بریدم وجود عشق ایسا را چشیدم سه سی ماه و دلم خوشی و ویداس امیدی نو برای من رسیدم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم ایسا بومد یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم نظرات شما در مورد برنامه هستیم همینطور میتونین در طول برنامه با ما تماس بگیرید و میتونیم صدای شما را بشنویم و یا اگر موردی برای دعا هست و یا برکتی برای گفتن یا شهادتی برای اعلان کردن هست میتونیم از شما بشنویم در بخش اول برنامه در رابطه با شادی صحبت کردیم شادی که از طرف خداوند هست ای شادی دوامدار هست نه تنها دوامدار هست بلکه باعث میشه ای شادی در تمام جامعه سرایت کنن و جامعه در شادی زندگی کنن مردمی که پیرامون ما هستن در قسمت دوم برنامه امروز ما میخواییم در رابطه با یکی از بلایای زبان یا مشکلاتی که زبان به وجود میارن صحبت کنیم برادر شاید جان شما در رابطه با تحقیر کردن شاد بارها و بارها فکر کردید فکر کردید شنیدید صحبت کردید دیگران رو تشمیخ کردید که تحقیر نکن و تشمیخ کن شما در رابطه با تحقیر کردن هم میدانم که تجربیات زیادی داشتید بخصوص در بین فرهنگ و مردم سرزمین ما امروز محبت ما تحقیر کردن هست هایا شما خاطره شهادتی و یا چیزی از گذشته دارید؟ خب خاطره ها زیاد هست و یادم میکنم در مکتب کابل مکتب استقلال خانده ایم و در اونجا ما یکی در هموطنهای اهل هنود داشتیم که امروز یک جای همسنفی ما بودن و ما چقدر فهمیده یا نافهمیده بسیار شاگرده خوب بودن ولی فهمیده نافهمیده ما آنها را تحقیر میکردیم به انواع مختلف بخاطر از اینکه امو مذهبی را که ما داشتیم نداشتن یا امو شیوه هایی را که ما زندگی میکردیم نمیکردن ولی بسیار انسانهای خوب بودن و برخلاف در مکتب هم بسیار لایق بودن و زحمتکش بودن مثلا میامدن تا چاشت امرای ما مکتب میخواندن بعد تا چاشت امرای پدر خود در دکانش را کار میکردن و درجه شان هم از ما کدا بهتر بودن بفرمایید واقعا همین طور است ما وقتی که یک کسی را میخواییم تحقیر کنیم شاید بعضی وقت ها اصلا فکر نمیکنیم به سرعت این عمل را انجام میدیم و زبان ما باز میشه به تحقیر کردن و یا به سلا یک کسی را پایین آوردن و در رابطه با از او صحبت کردن آلی حتی میتونه نحوه کالا پوشیدنش باشه نحوه حرف زدنش باشه میتونه نحوه غذا خوردنش باشه و ما خواستا و نخواستا گفته شما فهمیده و نفهمیده ما یک نفر را تحقیر میکنیم و هم فهم خود را پایین میاریم و هم به او شخص آسیب میزنیم و او را پایین میاریم و او شخص احساس بدی خواد داشت و شاید نتونه درست ادامه بتا و شاید نتونه درست ارتباط برقرار کنه شاید ای تحقیر کردنها در درون از او یک مشکلی را به وجود بیاره که او با دیگران نتونه وارد رابطه صحیح شوه و یا ای که بخواهی به دیگران حتی آسیب بزنه یادم هست که برادر شاید ما در کابل را در یک منطقه فقیرنشینی رفتیم برازی که یک مقدار کمک توضیح کنیم کمکهای خیلی زیادی نبود کمکهای مواد خوراکه بود و ما وقتی رفتم پیش دروازه یکی از همی عزیزانی که خوب هر صورت نیاز داشتن نیازمند بودن خانوم خانه بر آمد و من برش گفتم ملومات دادم که هدف ما چیست ما آمدیم لیست بگیریم و نام شما را بگیریم فقط یک نمبر تلفون بر ما بته که ما بتانم برات زنگ بزنم و با تو هموهن کنیم که بیایی کمکتا بگیری وقتی که ما برازی گفتم که نمبر تلفون تا بته بعدی گفت که ما زن هستم و ما ناقص و لعقل هستم و ما نمیتونم نمبر حفظ کنم نمیتونم نمبر از بر کنم خب ما نمیخواییم بگویم که کل زن ها یک همچین طرز برخوردی دارند و یا یک همچین فکری نسبت به خود دارند ولی میخواییم بگوییم که جامعه چطور یک شخص رو محدود میکنه تحقیر میکنه زیر سوال میبره که او شخص حتی خودش هم باور میکنه که او نمیفامه یا ناقص و لعقل هست و یا ای که نمیتونه تشخیص بته ما امول لحظه برش گفتم خوهر کی گفته که تو ناقص و لعقل هستی تو از ما بهتر میفامی تو اگر بخوایی یاد بگیری میتونی یاد بگیری و تو خودت نخواستی یاد بگیری و گفت دیگرها رو گوش کردی و من گوشی تلفونش رو گرفتم نمبرش را از طریق گوشیش یاد داشتم ولی این موضوع همیشه در ذهنم بود و هنوز هم که هنوزه این را فراموش نکردم و یا مثال های دیگری که خودم از دوران کدکی داشتم چطور؟ وقتی در مهاجرات بودم و در مکتب میرفتم و دیگر دانش آموز هایی خب اونا خورد بودن، رزه بودن شاید اونا هم نمیتونستن تشخیص بدن و اونا یک مهاجر
جره افخان رو ریشخند میکردن و یا گفت بد میکفتن و بعد ما خودم دا او فضای مکتب چقدر احساس کمبود و زرف میکردم و شاید بگویم که سالها در زرف کلان شدم و یه تجربه تلخ ریزگیه ماست که تخخیر کردن میتونه چقدر آسیب بزنم و در روابط زن و شوهر برادر شوهر و همینطور در روابط پدر با اولاداش در روابط با زن و شوهر و اولاداش ما هر روزه از زبان تخخیر استفاده میکنیم تلاش میکنیم اونا رو مقایسه کنیم تلاش میکنیم دیگران رو به روخشان بکشیم تلاش میکنیم زعفایشان رو نشان بتیم و این رقم به نوع اونا رو مثلا بخواییم یک ذره در خود بیاریم که یک حرکتی بکنن یک تلاشی بکنن ولی چرا از زبان تخخیر؟ متاسفان امروز در فضای مجازی در بین افغانها بخصوص کسایی که در خارج از افغانستان استن زبان تخخیر معمول شده از یک طرف یعنی همه اکثران استفاده میکنن و از طرف دیگر هم این باعث از این میشه که اینا با گرفتن ویوز یا کسایی که بیشتر این کلپ های از اینا رو میبینن اینا پول به دست بیارن یعنی با دشنام دادن با تختیر کردن با الفاظ بعد در جوریان کلپ های خود به یکی دیگر و دیگر هم اینا رو تشویق میکنن یا بیشتر میبینن کلپ های از اینا رو این باعث از این میشه که اینا امرار ما آش کنن بله دقیقا من بعضی از کلپ ها رو دیدم که تلاش میکنن یک دیگر خوده کلپ های یک دیگر خوده رفتار یک دیگر خوده و یا اشخاصی از جامعه رو نشانه بگیرن و اونها رو تحقیر کنن و بعد خیلی جالب است که اونها بیننده هم دارن یعنی که اشخاصی تحقیر کننده هستن و اشخاصی بیننده تحقیر هستن انگار اونا هم دوست دارن که ببینن یک شخصی تحقیر میشه دوست دارن که ایرا ببینن و شاید خودشان هم در زندگی خودشان این کار رو انجام میدن ولی خب شاید موضوعی که ما امروز انتخاب کردیم در رابطه با او با هم صحبت کنیم یکی از مشکلات جامعه است و شاید نیاز هستش که یک مقدار ما به خود توجه کنیم که هر روز وقتی ما دارم بچه خود رسامی کشیده و یا کالای خود سهی نفوشیده و یا نان خود سهی نمیخوره هر کدام از این طرز برخورت های اولاد خود رو میبینم و این دیستی زبان من رو میبره به سمت تحقیر اینجا نیاز هستش که یک مقدار ما استاد شدم یک مقدار آرام بگیرم و این بچه رو اول تشمیح کنم یک رسامی آورده درسته خب نتونستم مثل بیادرش یا دوستش یا خوهرش یک رسامی خوب بکشه ولی خب من باید اونجا توجه کنم و اون رو تحقیر نکنم شاید بیتوجه ای من یک تحقیر هست و یا کالا پوشیدنش، طرز کالا پوشیدنش طرز نان خوردنش من بارها و بارها این موضوع خود من شاهد بدم من دست چپ هستم یعنی چپقه هستم گفته افغانها و من قد دست چپ نان خوردم از یک برادر من هم چپ هست من چپ می نویسم خب وقتی رزه بودم قد دست چپ نان می خوردم و یک دفعه در مهمانی یک نفر که ریش سفید بود و کلان بود من رو تحقیر کرد و بعد در خود همون مهمانی هم برگشت که اگه من یه رخمی قد از این برخورد نکنم این همیشه قد دست چپ نان می خورد و می دانید همیشه باز در ذهن من هست می دانید تحقیر کردن ها مثل یک زربه محکم می مانه که بعدها ما باید اونها رو ببخشیم ما باید اونها رو به حضور خداوند ببریم و اون لحظات و اون شرایط خودها به حضور خداوند ببریم تا شفای خدا بیاید ولی من می خواهم یک ذره این موضوع جدیه بگیریم خیلی برای ما ساده هست و انگار موضوع مهم نیست خب من زن خود رو تحقیر می کنم که مثلا نانش خوب نیست یا نان خود رو خوب جور نمی کنه یا خانهش خوب پاک نیست اون رو قد دیگری مقایسه می کنم زیر سوال می برم تحقیرش می کنم و بعد برعکس هم هست درست نیست برادر شاید؟ می بینیم خیلی ساده شده در بین مردم واقعا کلام خداوند بسیار واضح و روشن هست در این مورد در متا فصل 7 تا 12 ایسای مسیح می گه بادیگران همان طور رفتار کنید که می خواید با شما رفتار شود این خلاصه تورات و نوشته های پیامبران هست یعنی دریقت می گه خلاصه کلام خدا بر شما ای از که بادگرار همان طور رفتار کنید که می خواید با شما رفتار شود ما هیچ وقت نمی خواید کسی ما را تقیر کنه یا قصد نفس شما را پای مال کنه یا کسی بما ضرر برسنه میگه شما نمیخواید کسی شما را تقیر کنه قصد نفس شما را پای مال کنه یا شما را به چشم پاین ببینه به این شکل شما هم دگرها را تقیر نکنید یعنی واضع و روشن است و به خصوص به مصیحی ها به خصوص بخاطر که مصیحی ها ما چون الگوی ما مصیح هست منحیث نجات دهنده ما منحیث سروار ما منحیث خداوند ما پس دگرها در جامعه هم آنچه را از مصیح میبینن و شنیدن اما تو از ما هم توقع دارن یعنی توقع جامعه توجه توقع افغان ها از مصیحی ها نسبت به حتی خود مسلمان ها بلندتر است بخاطر چی؟ بخاطر ازی که اینا شنیدن که مصیح محبت داشت شنیدن که مصیح صلح جو بود شنیدن که مصیح مهربان بود شنیدن که مصیح دلسوز بود پس اینا وقتی که ما را میگم مصیح هستیم اینا هم ما را در آینه مصیح میبینن میگن که شما هم باید ماننده مصیح باشد دقیقا همونطور است بفرماییم بنده بنده ادامه بیدید بعد شما میشنیم ما بین کلامتان آمدیم و امی کار بر مصیحی هم این کار مشکله است کار ساده نیست دوستای عزیز اگر شما فکر کنین که مثلا کسی به مصیح ایمان میاره و فردایش دیگه صد فیصد ماننده مصیح میشه نه این بسیار کار مشکل است زندگی حقیقت زندگی مشکلات خود داره ولی جای خوشی در این است که ما به کمک مصیح به کمک کلام خدا به کمک روی خدا به کمک یک دیگه به کمک دیگه ایمان دارد ما میریم که آهست آهست ماننده مصیح شود آمید دقیقا همینطور است وقتی که یک الگو داشته باشیم که اون الگو برای ما زنده باشه و به اون نگاه کنیم و از اون یاد بگیریم همونطور که در کلام خدا بارها اشاره شده که مصیح با خراجگیران مینشست و مصیح با اخشار زعیف جامعه مینشست در صورت که کسانی که خودم مذهبی میدانستن و یا مذهبی بودن اونها دیگران رو تحقیر میکردن و اونها رو جزبه اشخاص پاییندیست جامعه در نظر میگرفتن وقتی ایسای مصیح با زن سامری ملاقات کرد او زن بود و از سامره بود ولی ایسا به اون اعتبار داد به اون آبرو داد به اون احترام داد وقتی ایسا او رو ملاقات کرد او رو بلند کرد او رو پایین نبود به عنوان سامری بودن چرا؟ چون یهودی ها سامری ها رو نجست میدانستن و یا یهودی ها زن ها رو نمیشومردن در سرشماری حتی زن ها شومردن نمیشودن و مرد ها با زن ها اصلا صحبت نمیکردن خود زن سامری بر میگرده به ایسای مصیح میگرد اگر یک مرد یهودی هستی از من طلب او میکنی یعنی یک کار غیر متداول هست ولی طرز برخورد مصیح این گناه نبود مصیح حتی با اشخاص گناه کار هم وقتی برخورد میکرد، صحبت میکرد و یا وقتی اون حال شفا میداد به اون میگفت فرزندم برو و دیگر گناه نکن و پیش چشم از اون گناهشا نمی آورد و اون رو با گناهش تحقیر نمیکرد اون رو زیر سوال نمی برد و اون رو بلند میکرد و طرز برخورد صحیحی با زنها داشت ولی در جامعه ما وقتی که یک ذره بیشتر وارد میشیم میبینیم جامعه ما تبدیل به یک جامعه تک گطبی شده خب خیلی موضوع تحقیر همگیر هست در تمام قسمتهای جامعه، در تمام روابط مثلا رئیس یک کمپنی یا مدیر یک مکتب و یا کسی که قدرت داره زیر دستای خود را تحقیر میکنه
مرد زن خوده تحقیر می کنه مرد و زن اولادهای خود رو تحقیر می کنه دو تا قوم که با هم نسبت فامیلی دارن اونها یک دیه خود رو تحقیر می کنه و یا دو تا مذہب دو تا فرهنگ مثلا نه ای فهم تاجیک شاید هزاره تحقیر کنه هزاره شاید ازبکه تحقیر کنه و یا پشتون کلی گیشان رو تحقیر کنه وزیر سوال ببره فرهنگی که همگیر شده ولی خداوند ما رو دوت می کنه که آرام بگیریم و ما رو کمک می کنه که زبان خود رو کنترول کنیم این زبانی که می تانه مثل یک جرقه کوچک در یک جنگل بزرگ باشه و یک جنگل رو به آتش بکشه و یا این زبانی که کلام خدا می گه که می تانه مرد رو به وجود بیاره با ایلانش و می تانه حیات رو به وجود بیاره با ایلانی که می کنه پس ما از این زبان درست استفاده کنیم و یک دیگه خود رو تحقیر نکنیم وقتی در جامعه قرب نگاه می کنم که چطور به زنها فرصت داده می شه چطور به دختران فرصت داده می شه اونها تحقیر نمی شن مرد ها نمی گنن تنها ما هستیم که تصمیم می گیریم تنها ما هستیم که فکر می کنیم تنها ما هستیم که باید در جامعه معلوم شویم می بینم که این جوامهی که در قرب هستن چطور زن و مرد دوشا دوشه هم باعث ترقی رشت پیشرفت و شادی هستن ولی وقتی برمی گردن به فرهنگ سنتی و یا قدیمی خود و یا فرهنگ مذهبی خود می بینم که مردم سرزمین ما هنوز در همه مسائل گذشته سنتی خود ماندن من نمی گویم که مسائل سنتی چیزهای بدی هستن نه ما چیزهای خیلی خوبی داریم که اونها را حفظ می کنیم ولی مراغب زبان خود باشیم به دیگران موقعیت بدیم به دیگران اجازه بدیم و اونها را تشویخ کنیم نه تحقیر اونها را بلند کنیم نه تضعیف برادر شاید جان واقعا این را باید یاد بگیریم گرچه امروز جوانا در داخل افغانستان اینا هم بخاطر که در فضای مجازی هستن یا معلومات را خودشان جستجو میکنن تلاش میکنن یک تیدادشان میخواین واقعا بهتر زندگی کنن میخواین که تحقیر نکنن میخواین که دیگرارا کمک کنن ولی چون یک چیز را باید مدنظر داشته باشیم و اوی است که چون ما شاید ست ها سال با یک شیوه مردم زندگی کرده و تغییر از شیوه شاید بسیار زمان را بگیره ولی یک چیزی که با امی خاطر ما همیشه میگیم میگیم که شما به مسیح ایمان بیارین و هر قدر افغانهای ما به مسیح بیشتر ایمان بیارن ای باعث ازی میشه که نتنها خودشان تغییر کنن زندگیشان بهتر شد ولی که در نتیجه ازی جامعه بهتر میشه و ای موضوع مهم است بله دقیقا همینطور هست و خیلی مواقع هستش که ما فکر میکنیم با سرکوف زدن میتونیم مثلا یک تغییر به وجود بیاریم خیلی وقت ها هست که ما فکر میکنیم با مقایس کردن میتونیم یک تغییر به وجود بیاریم و یا منظور از مقایسه که به صورت منفی هست یعنی ای به دیگران رو برملا کردن ای به دیگران رو حتی بر خودشان خیلی واضح و شفاف گفتن بدون ازی که به او کمک کنی تا روش کنه خیلی وقت ها فکر میکنیم منتگذاشتن مثلا چون منتگذاشتن هم یک شیوهی از تغییر کردن هست و فکر میکنیم یک کاری رو برای یک کسی انجام دادیم باید سر از او منت بمانیم تا او بفاهمه که من یه محبت بر از او کردم و ما خیلی وقت ها واجه ها و معانی رو اشتباه دریافت میکنیم و اشتباه او رو بیان میکنیم ولی اگر یک ذره استاد شویم یک ذره آرام تر شویم متوجه میشیم که سرکوف نزنیم و متوجه میشیم که اگر در حق کسی نیکی کردیم برای دیگر جار بزنیم و بگوییم که من در حق از ای کار کردم و بخواییم او رو حتی در نگاه دیگران تحقیر کنیم پاین بیاریم و خود از بالا ببریم بعضی وقتها تحقیر کردن با تکبر با حسادت با خودبینی با خودخواهی یک مسیر میشه و از تحقیر کردن شروع میشه و ما رو تبدیل به انسانهای متکبر میکنه پس بیایی تصمیم بگیریم و ای یک روزه نمیشه گفته برادر شایب خود مسیحی ها هم وقتی به ایسای مسیح نگاه میکنن سالها شاید زمان ببره که روز به روز به او کاملیت مسیح نزدیک تر شوند و با کمک مسیح و روح خدا میشه ای کار انجام داد ولی نیاز به تمرین و تصمیم داره پس تشمیخ تان میکنم که در ای راستا تصمیم بگیرید که زبان تان رو در جهت درست بچرخانید بریم قسمت بعدی برنامه را ببینیم و باز برمیگردیم و تلاش میکنیم که این محفظ رو با هم جمبندی کنیم دیگه تو از بحر دوم آمده ای برچه نیم جای موقع پس این را یقین نام هنجیه ما میره گرد میشه لبست حرز ما راگر بود از روی میمان چون که خود فرمونه ما رای دیگه دیگه خود فرمونه ما رای محفظ با شما بستم ذهر رحمت رهز و پیمان گرده قهد و وفا بمانی حکم مرا به دانی نام مرا به خانی با قلب و بجدان میکنم هر مشکلی را حل و آسان میرسانم هر دوارا نزده یزدان ترز دوارا ابن خدا یاد به ما داده تا افتاد قبوله های صبحان هر که خود و را با دل و جان قلب و زبان خان از زد یا به جواب از قذر رحمان پس بیا تا متصهد گردیم و همراس حاجت خود را بریم نزده سب افساس گوی ای پدر روحانی حاجت مرا دامی باطن مرا خانی ای شاه شاهان پادرا مرا رحمان از نقص و شیطان قدرت مرا از احسان دونه ایما بس لطفا به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید استریکی ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم شادی و خوشی خب دوستان به بخش پایانی برنامه امروز رسیدیم در بخش ابتدایی در رابطه با شادی و خوشی صحبت کردیم شادی و خوشی که از طرف خداون میتونه زندگی های ما را پوشش بتا و ما در این شادی نه تنها خوب زندگی کنیم بلکه باعث شادی دیگران نیز باشیم سهم بگیریم در شاد کردن دیگران در مسیر اخلاقی و درست در مسیر که کتاب مقدس به ما نشان میتر و در بخش دوم در رابطه با تحقیر کردن صحبت کردیم تحقیر کردن ای که میتونه شادی را حتی از دیگران بگیره
خیلی وقتا ما تبدیل به انسان های ظالمی میشیم و یک تصمیم میگیریم و تلاش می کنیم این تصمیم خود را عملی کنیم هرطور شده ما باید شادی را از این بگیرم هرطور شده ما باید موقعیت اجتماعی این را از این بگیرم هرطور شده ما باید این را در نظر دیگران پایین بزنم کم بزنم و اون را پایین بیارم بعضی وقتا روابط ما خیلی ظالمانه میشه بیایید یک مقدار بیشتر با هم دقت کنیم و بیشتر در این بخش پایانی این موضوع را با هم بررسی کنیم که چطور میشه که من به جای از این که همسر خود تشویق کنم در روابطش در کارهایی که انجام میده تلاش می کنم او را سرکوفت بزنم نه تنها وقتایی که تنها هستیم بلکه در جهم زمان که مادرش هست پدرش هست بیادرش هست ویا خوهرش هست در حضور بچه هایش ما او را سرکوفت میزنیم و او را پایین میاریم و برعکسیش هم هست میتونه یک زن شروع خود را سرکوفت بزنه و او را پایین بیاره و گفته ما مردم او را تانه بده که تو رقم دیگه مردم نیستی و احترامی که کلام خدا به ما یاداور میشه که ای زنان همسران خود را احترام کنید و اونها را احترام بگذارید و به اونها کمک کنید منظور تشمیقشان کنید احترام بگذارید که اونها بتانن سرپرستی خود را بهتر انجام بدن او را بعضیها نادیده میگیرند بردن شب من میخوایم از شما پرسان کنم در این بخش پایانی که ما موضوع تحقیر کردن را با هم بتانیم به یک سرانجام میبرسانیم من میخوایم چند آیت را از کولسیان فصل سه آیه های دوازده تا چارده را بخوانم سه آیت را میگه شما که بر گذیدگان مقدس و محبوب خدا استید یعنی بر ما و شما میگه بر مسیحی ها خود را با لباس دلسوزی، مهربانی، فروتنی، ملائمت و سبر بپوشانید وقت ما دگرها را تحقیر میکنیم، پاین میزنیم یا عزت نفسشان را پایمال میکنیم در این قطع ما دلسوزی نمی کنیم، مهربان نیستیم، مغرور استیم، ملائمت نداریم و به سبر استیم یعنی کلام خدا بر ما رهنمایی میکنه اگر شما میخوایید که دگرها را تحقیر نکنین، آنها را پاین نزنین شما باید دلسوز باشید، مهربان باشید، فروتن باشید، ملائمت داشته باشید و سبر داشته باشید آیه 13 چی میگه؟ میگه یک دیگر را تحمل کنید چیزی را که شما بین زن و شوهر گفتید من فکر میکنم که تحمل و سبر یک چیز بسیار بنیادی است بر زندگی زن و شوهری یک دیگر را تحمل کنید و اگر از همدیگر شکایت دارید همان گونه که خداوند شما را بخشیده است، شما نیز یک دیگر را ببخشید آیه 14 میگه؟ مهمتر از همه به همدیگر محبت کنید زیرا محبت همه ما را به هم میپیوندد و کامل میگردند واقعا ای رهنمای خوبی است برما یعنی یک چیز کار برودی است کلام خدا در زندگی ما که ما را کمک میکنه که چطور بتانیم دیگر را تخطیر نکنیم و اونا را پایین نزنیم و عزت نفسشان را پای مال نسازیم ما باید یک قدم برداریم، تصمیم بگیریم یکی تصمیم از نزدیکترین جایی که در اون حضور داریم شروع کنیم وقتی در خانه، در کنار همسر، در کنار فرزنده ها هستیم از همون جا شروع کنیم اگر تا به حال از زبان تحقیر استفاده کردیم برای از این که تحقیر به وجود بیاریم زبان تحقیر خود را تبدیل کنیم و به جای زبان تحقیر از زبان تشفیق استفاده کنیم به خاطر از این که تحقیر کردن جواب نمیده تحقیر کردن وضعیت را بدتر می کنه شخص را عزت نفسش را از بین می بره احساساتش را آسیب دیده می کنه و او شخص در نظر شما خود کم می بینه وقتی در نظر شما خود کم ببینه از شما فرار می کنه و با شما وارد رابطه نمی شه و اگر پشت سر شما شرایطی پیش بیاره در رابطه با شما بد صحبت می کنه پس ما نواید خود تبدیل به انسان هایی بکنیم که دیگران از دست ما فرار می کنن من یادم از او شخصی که من را در سر دسترخان تحقیر کرد سالهای سال من از دست از او فرار کردم خب او شخص سال خورده بود و آلی خب فوت کرده ولی هنوز خاطره ایش در ذهن من مانده و درست هست من او را بخشیدم کلام خدا میگه یک دیگر را ببخشید بر ازی که شفا بیاید شما هم یک دیگر را ببخشید اگر تا به امروز از همسرتان چه زن چه شوهر شما زبان تشفیق را دریافت نکردید و زبان تحقیر را دریافت کردید او را ببخشید ولی در این حال قدم برداری در جهت اصلاح و از خانه شروع کنید امروز تصمیم بگیرید و او را عملی کنید وقتی شما از خانه شروع کنید زن مرد را عزت و احترام کنه و مرد همسر خود را محبت کنه فرزندان شما در عزت و احترام در محبت کلان میشن اونها هم یک دیگر را تحقیر نمیکنن و اونها هم وقتی وارد جامعه شدن در مکتب در روابطشان وقتی بزرگتر شدن اونها هم در فضایی قرار میدن خوده که دیگران را تحقیر نکنن و دیگران را زیر سوال نبرن پس تحقیر نمیتونه جواب درستی باشه برای رسیدن ما به اهداف ما بعضی وقتا پشت خود میگیم که چرا تحقیر نکنم ما باید این شخص را تحقیر کنم سر جایش بشنم ما باید این را در حضور دیگران بد کنم ما باید حق از این را کف دستش بانم و از این معانی و الفاظ استفاده میکنیم از این تعریف ها استفاده میکنیم تا یک دیگر را تضعیف کنیم و این نمیتونه جواب بده چرا؟ چون اون شخصی که زعیف شده نمیتونه درست عمل کنه نمیتونه درست زندگی کنه نمیتونه درست حرف بزنه و اگر من از این زبان استفاده کنم همچنان باعث شدم که اون در ظرف خودش ادامه بده برادر شاید جان در پایان اگر موضوعی میخوایید اضافه کنید فقط دعای ما و آرزوی ما ای است که او کسایی که تحقیر میکنند دیگر این کار را انجام نتند سبر داشته باشند ملائمت در زندگی داشته باشند دلسوز و مهربان باشند و همچنان او کسایی که تحقیر شدند یا خود را تحقیر شده میدانند اونا هم سبر داشته باشند دلسوز باشند مهربان باشند و بدانند که خداوند همیشه تراب در کسایی است که تحقیر شدند آمین آمین تشکر برادر شاید جان خب عزیزان به پایان برنامه نزدیک میشیم و در لحظات آخر هستیم دعا میکنم که این هفته هفتهی باشه برای یک آیکتان پر از تجربیات جدید تلاش کنید زبان خود را کنترول کنید حتی افکار و ذهن خودتان را کنترول کنید وقتی من این کلمات را میگم خود من از این قاعده مستثنان نیستم که شما فکر کنید من خیلی آلی و پرفیکت هستم من هم خود را به چالش میکشم و وارد از این چلنج میشم در هفتهی روبرو در هفتهی پیشیرو ما بتانیم یک قدم مصبت برداریم و هر روز ما بهتر از روز دیگر باشه یک چیز بیشتری یاد بگیریم برای پیش برد و زندگی در شادی شادی که خداوند برای ما میخواهید پس یک دیگر را تحقیر نکنیم بلکه یک دیگر را بنا کنیم و تشویق کنیم و تلاش کنیم که به این امر مهم دست پیدا کنیم شما را به دستان پرمهر خداوند میسپارم تا هفته بعد خداوند یارو یاورتان باشه در پناه خدا باشید موسیقی موسیقی
14 January 2025
15 November 2024
30 October 2024
23 October 2024
18 September 2024
21 August 2024
7 August 2024
16 July 2024