Peace or Conflict

  1 hour

  16 July 2024

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. به نام خداوند یکتا و بیمانند به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین. امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که با ما در هفته گذاشته تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش می شیم از شما بشنوید. خب ما در این برنامه همکار خود دانیال جان هم با خود داریم. خوش آمدید دانیال جان. سلام بردر شاید و عزیز. خوشحال استم که باز شما را می بینم و در این برنامه یک جای قرار گرفتیم. و همطور سلام میکنم به همه دوستان عزیزان و وطنداران عزیز در هر جایی که قرار دارید. در هر زمان و مکانی که استید و برنامه ما را می بینید. خیلی خوشحال استم که باز هم فرصتی هست تا با هم بحثای از کلام خدا و یا موضوعات اجتماعی را با هم مرور کنیم. برکت بگیریم. فهم کسب کنیم برای بهتر زندگی کردن. دانیال جان من با دوست هایی که به کامنت ها و تیلفون های بینده های ما جواب میکنم. با اونا صحبت میکنم. یکی داده در چند هفتهی میشه که در برنامه های زنده ما تیلفون نداریم. ولی دوست ها برنامه های ما را می بینند. از نقطه های مختلف افغانستان، ایران، پاکستان اونا می بینند. و نظر میتند و کامنت میگذارند. این جای خوشی هست. ما شما را تشویق میکنیم دوست های عزیز که جرت کنین، تیلفون کنین. همچنان اگر خواهش دعا داشته باشین. ما به نام ایسای مسید دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کند. خب در هفته گذاشته ما یک سسل درس هایی را از صفات و خصوصیات خداوند بر آغاز برنامه در قسمت اول برنامه آغاز کردیم. هفته گذاشته در مورد از ای صحبت کردیم که خداوند ما یا هوا که در احد عتیق نامه ازو است خداوند یکتا و بمانند است. امروز میخواییم در مورد خصوصیت یا صفت دوم خداوند صحبت کنیم. که ای عبارت از متعال یا بزرگ بودن یا والا بودن است. ما میگیم خدای متعال. متعال در فرهنگ فارسی یعنی عالی یعنی والا یعنی بلند شمنده یکی از صفات خداوند. خداوند ما و شما خدای یکتا بمانند و متعال است. اشعیه فصل 55 آیه های 8 و 9 میگن خداوند میفرماید. افکار شما مثل افکار من نیست. نه راحای شما مثل راحای من است. زیرا همان قدر که آسمان و زمین بلند است. افکار و راحای من هم بلندتر و آلیتر از افکار و راحای شما است. ببینید اما تو که جایگاه خداوند جای خدا بلند و بالا است. همون گناه افکار و کارهای او بالاترین و بلندترین است. که انسان نمیتانه. ما به قدرت خود نمیتانیم به صورت کامل افکار خداوند را درک کنیم. انسان تنها به شکل محدود میتانه افکار و کارهای خداوند را از طریق کلامی ازو از طریق روح خداوند و از طریق دیگر ایماندارا بفهمه و درک کنه. چیزی که مهم از دوستای عزیز وقت ما میگیم خدای متعال. در اینجا یعنی خدایی که والا است. خدایی که آلی است. خدایی که بالا است. بالاتر است. ای خدای متعال خدای فعال است. اگر ای خدای متعال که ما میگیم اگر نتانه زندگی ما را تغییر بتا در ای دنیا دگه او خدای متعال نیست. خدای متعال یعنی ای کسی است که چی میکنه؟ او شفاه میده ما را. قدرت داره که شفاه بده. قدرت داره که نجات بده. و قدرت داره که ما را رستگار بسازه. بخاطر چی؟ بخاطر ازوی که او بالاتر فراتر از همه محدودیت ها و همه چیزهایی است که ما میفهمیم. و انسان خودش نمیتانه سرنوشت خود را با مستقل تعین کنه. بله در سرنوشت خود سه هم داره اما خودش نمیتانه سرنوشت خود را تعین کنه. و انسان خود را چی میدانه؟ زعیف میدانه. در اینجاست که اینمی خدای متعال، قدرت شفاه و نجات و رستگاری را از طریق ایسای مسی بر ما چی میکنه؟ فراهم میسازه. شفاه از طریق ایسای مسی. من میخوایم یک آیت را در اینجا بخانم و دانیال جان از شما نظر میخوایم. وقتی در یوهانا فصل 14 آیه 6 بسیار آیه مشهور است که میگن ایسای مسی میگن من راه و راستی و زندگی هستم. هیچ کس جز با وسیلی من نزده پدر نمی آید. یعنی وقتی ایسای مسی این گفت میزنه. یعنی مفهومش دیگه است که امو متعال بودن خداونده امو قدرت شفاه قدرت نجات که خداوند داره. ای را از طریق مسی چی میکنه در این دنیا بر ما آورد نشان داد. میخوایم در این آورد شما بیشتر صحبت کنیم. بله بردن شاید جان واقعا من یادم از یک زمانی با یک شخصی بحث میکردم. خب او شخص هم دیندار بود و خدا دوست و خدا پرست بود. منطقه در مسیری که خدا را شناخته بود و یا خدا بر از او تعریف شده بود او تعریف تعریف اشتباهی بود. او تعریف میتونست یکان بخشی از شخصیت خدا را معرفه کنه. ولی نمیتونست کاملا خدا را به ما نشان بده. و وقتی در این آیه شما اشاره کردید در انجیل یوهنات 14 که ایسای مسیر داره از خود میگه که راه راستی هست یا قیامت و حیات هست. انگار ایسای مسیر میخواهید تمام او صفات خداوندی را از طریق درک بشری در وجود خودش به دیگران نشان بده. و ما وقتی برای از او دوست گفتم برای از او برادر گفتم تو برای از ای که خدا را بشناسی مراجعه میکنی به الگوهایی که برای تو معرفی شدن. آلیه میتونن اشخاص باشن میتونن انبیاء باشن میتونن افراد و یا ایدولوژی ها باشن. من به عنوان یک شخص مسیحی برای از ای که خدا را بشناسوم مراجعه میکنم به ایسای مسیر چون یکانه الگوی من ایسای مسیر هست که میتونن خدا را در من بشناسانه. و در ابتدا او متوجه گفت من نشد و من براش تشریح کردم گفتم تو فکر کن یک پیانبر و یا یک نبی که تو از او پیروی میکنی. اون نبی و پیانبر درخت خدا را به تو معرفی میکنن خدا را به تو میشناسانه. پس تو از طریق اون پیانبر و نبی به نوعی به تعریفی خدا را میشناسی. آلیه من به عنوان یک مسیحی از طریق مسیح خدا را میشناسوم. تفاوت ایدولوژی من، فکر من، مکتب من با تو در ای است که راه شناخت ما با راه شناخت شما یک مقدار متفاوت است. اینجا هستش که میتانیم به این موضوع برسیم که این موضوع میتانه به ما کمک بکنه که چطور ما خدا را بشناسیم. یک آیه هست در کتاب مقدس در انجیل یوهنا باب هفته در همون انجیل یوهنا باب هفته آیات دو و سه هست. من این آیات را خیلی دوست دارم بخانیم با هم دیگه. من از آیه سه میخوانم ببخشید انجیل یوهنا باب هفته آیه سه. میگه این است حیات جاویدان که تو را تنها خدای حقیقی و ایسای مسیح را که فرستاده ای بشناسند. من کار را که به من سپردی به کمال رساندم و اینگونه تو را بر روی زمین به جلال دادم. میدونید در رابطه با موضوعی هستش که اینجا ایسای مسیح اشاره میکنند. میگه این است حیات جاویدان که تو را تنها خدای حقیقی و ایسای مسیح را که فرستاده ای بشناسند. شناختن ایسای مسیح به ما کمک میکنند که خدا را بشنسیم. چرا؟ چون اون صفات انتقال ناپذیری که خدا داره، اون صفاتی که خدا به بشر نمیتونه انتقال بده، اون صفات انتقال ناپذیر در وجود، در زندگی، در رفتار، در گفتار مسیح خود را نمایان میکنه. خود را آشکار میکنه. از اینجا حتی از که ما به مسیح نگاه میکنیم. مسیح راه میرفت و شفا میداد. مسیح با کلامش، با گفتارش شفا میداد. مسیح با افکار و داستانها و مثالها و زندگی خودش دیگران رو در مسیری قرار میداد که اون مسیر، مسیر حیات و شفا بود. از اینجا حتی از که ما به مسیح نگاه میکنیم. از اینجا حتی از که کلام خدا مسیح رو تنها راه راستی معرفی میکنه و اور قیامت و حیات مسیح راستی معرفی میکنه.
نمیدونم آیا برادر شایب شما صدای منو دارید و اصلا هستید؟ بله صدای تانو داشتم. امی آیت ها بسیار مهم است که شما خاندین و در اینجا میگه زیرا امی آیه سیر ما دوباره تکرار میگه زیرا تو اختیار بشر را به دست او سپرده ای تا به همه ای کسانی که تو به او بخشیده ای زندگی عبدی بدهد. اینجا میخوایم که یک موضوع را بر دوست های زیاد تشریح کنیم. وقتی در مورد زندگی در مورد شفا و نجات سوال میشه یا این سوال در ذهن ما پیدا میشه اکثرا ما انسان ها به این میفتیم که چطور مثلا از مریضی خود شفا پیدا کنیم. چطور مثلا از بدبختی هایی که در زندگی هست نجات پیدا کنیم. چطور مثلا از بیکاری نجات پیدا کنیم. چگونه از فقر نجات پیدا کنیم. ولی خداوند میخوای از این چیزها مارا نجات پیدا کنیم. ولی مهمتر از همه خداوند میخوای از ریشه یعنی میخوای مارا از گناه نجات پیدا کنیم. چون این چیزهایی که ما میبینیم که مریضی هست، فقر هست یا بدبختی هست یا بیکاری هست این از ریشه گناه باوجود آمده است. وقتی که آدم و هوا گناه کردن وقتی بعد از او گناه سلسلهش دوام پیدا کرد. خداوند میخوای مارا اول این ریشه گناه را قطع کنه، مارا نجات پیدا کنه از گناه و بعد از او از که عیسای مسیح میگه پاتشای خدا را به طلب دیگر چیزها بر شما داده میشه. یعنی به این معنی است که اول ما باید متوجه از این باشیم که چطور گناه های ما بخشیده شد. هیچ کسی در رâuی زمی دارید نیست که گناه های مرا بخشید. یعنی خداوند میخوای مارا شفا پیدا کنند، خداوند میخوای مارا زندگی آرام داشته باشند، خداوند میخوای مارا کار داشته باشند، خداوند میخوای zombies خوش داشته باشم. ولی در قدم اول خداوند میخوای که ما از گناه نجات پیدا کنیم، یعنی از گناه شفا پیدا کنیم و او را خداوند ایسای مسیح را روان کرد در این دنیا، در صلیب جان خدا داد به خاطر گناه های ما که ما وقتی به اون ایمان میریم، گناه های ما بخشیده میشه. یعنی ما اول از گناه شفا پیدا میکنیم، نجات پیدا میکنیم، در صحبت زندگی ابدی میشیم و بعد از او است که دیگر چیزها برما داده میشه. و بعد وقتا که دیگر چیزها داده میشه، مخصوص از این است که همه چیزها، مسیحی ها به حساب همیشهان گلزار است تمام زندگی شان، نخید نیه؟ مسیحی ها هم مریض میشند، مسیحی ها هم بدبختی های زندگی را میبینند، با مشکلات مواجه هستند، هر روز امروز مسیحی ها در چین، مسیحی ها در هندوستان، مسیحی ها در پاکستان، مسیحی ها در کشورهای اسلامی، یمن یا فلسطین، امروز اما با بسیار مشکلات بیشتر نسبت مسیحی ها در افغانستان دست پنجنر میکنند. یعنی مسیحی ها هم مشکلات خود را دارند، اما چیزی که مسیح میکنه اوی است که ما را از گناه نجات میده و بعد از او هم شفای از او در زندگی ما جاری میشه، یعنی ما را تغییر میده، ما را تغییر میده. شما چی میخواین اضافه کنید؟ بله درست است برادر شاید جان، عامل جدایی همون چیزی که گفتید از خداوند گناه است و وقتی این عامل در زندگی ما قرار میگیره، خب ما از اون موقعیتی که در حضور خدا داریم، از اون موقعیت فاصله میگیریم و وقتی هرچی فاصلهی ما بیشتر شده، خب مطمئنن شناخت ما از خدا کمتر میشه و ما نمیتونیم حضور خدا را در زندگی خود احساس کنیم، درک بکنیم از این جهت نمیتونیم خدا را بیشتر هم بشناسیم و مسیح میاید تا این عامل از بین ببره، عاملی که باعث جدایی شده و چیزی که شما اشاره کردید و دامن زندگی بشریت را گرفته و هیچ کس نمیتونه بگوید که ما گناهکار نیستم مسیح میاید تا این عامل جدایی را برطرف کنه و وقتی این عامل برطرف میشه شناخت ما از خدای قادر مطلب و یا خدای متعال که شما از اون نام بردید روز به روز بیشتر میشه و ما با رابطهی که با مسیح داریم میتونیم این خدای متعال را بیشتر بشناسیم با اون وارد رابطه شویم این فاصله از بین بره از همه مهمتر در زندگی ما آشکار شویم و خدا نشان بده خیلی از عزیزان ما در سرزمین در سرزمین ما افغانستان در هر جایی که هستن اونها انسانهای خداپرستی هستن و اونها خدا را دوست دارن خدا دوست هستن خدا جوه هستن و در تمام جنبه های زندگی خودشان خدا را وارد میکنن منطقه تحریفی که از خدا دارن یک تحریف متفاوت هست خدایی در اعمال رسولان پولوس رسول میره به معبد آپولوس در اعمال رسولان باب 17 و اونجا میبینن که اونها قربانی میدن به خدایان ناشناخته و یک لوحی هست و اونجا نوشته شده که این قربانی ها به اسطلاح تقدیم به خدای ناشناخته پولوس رسول وقتی به اون معبد میره با اونها وارد صحبت میشه و به اونها میگه که من میخوام این خدایی را که شما انسانهای دینداری هستید من میخوام این خدایی را که شما در اینجا معرفی کردید و این قربانی ها را به اون تقدیم میکنید و میگی تقدیم به خدای ناشناخته من میخوام این خدا را به شما بشناسانوم و پولوس رسول شروع میکنه از مسیح صحبت کردن بر ازی که با مسیح بتانه خدا را به اونها بشناسانه کلام خدا هم امروز به ما کمک میکنه که ما با مسیح پی به خدای متعال ببریم اون را بشناسیم و اون وارد رابطه شویم و این رابطه باعث صلح ما با خدا صلح ما با خود و صلح ما با دیگران شوه و این صلح خدا را نشان بته خدایی که حضور داره و آمل صلح هست نه آمل گناه اون برطرف کننده گناه هست و آمل صلح و نجات هست بله واقعا باز هم دوست های عزیز میگیم وقتی ما میگیم خدای یکتا خدای بمانند خدای متعال اگر این خدای یکتا بمانند و متعال نتانه انسان را از گناه شفا بته در همین دنیا پس اون نه یکتاست نه بمانندست نه متعال یعنی ما مسیحی ها اونمو خدای را پرستش میکنیم اونمو خدای یکتا بمانند و متعال پرستش میکنیم که در همین دنیا ما را از گناه شفا میتن از گناه نجات میتن و ای را کلام خدا در انجیل ما بطور واضع و روشن خانده و میخانیم که مسیح آمد و او بار گناه های ما را گرفت یعنی امی خدای متعال به حساب بالا بودن خدا والا بودن خدا آلی بودن خد را در چهره مسیح برما نشان داد نه تنها نشان داد بلکه همچنان مسیح در سلیب جان خدا بخاطر گناه های ما داد و وقت ما با او ایمان میاریم از گناه شفا پیدا میکن وقتی که ما از گناه یا ریشه گناه قطع میشه در زندگی ما ما دوباره با خداوند آشتی میکنیم ما دوباره با خداوند نزدیک میشیم اونجا از که دگه چیزا چی از لحاظ مریضی های روانی باشه روحی باشه یا روحانی باشه یا جسمی باشه او را هم خداوند میخواه شفا بتا همچنان دگه مشکلاتی که ما در زندگی ما داریم بله امروز مسیحا با مشکلات مختلفه گفتیم که امروز مسیحا در چین در هندوستان در ایران زندانی هستن در پاکستان زندانی هستن هر روز مشکلات مختلفه دارن اما اونا چی دارن؟ اونا شفایفته از گناه هستن اونا محبت دارن اونا در قلب خود دشمنهای خود را بخشیدن و اونا زندگیشان تغییر یافته و این جزه مهم از امروز متاسفانه یا که بگویم مردم افغانستان بیشتر متوجه از ای هستن که چگونه مثلا از این حالت که بیکاری هست یا نامنی هست یا ای که جنگهای مختلف هست یا ای که بپولی هست چطور از این نجات پیدا کنن؟ هیچ وقت ما از اون کارها نجات پیدا کردن نمی تانیم مگر ای که از گناه اول نجات پیدا کنیم دوستهای عزیز حتی شاید مسیح های افغان تعدادشان کم باشد شاید هزارا نفر باشد در داخل افغانستان نسبت به 34 ملیون اما این همین هزارا نفر چی دارن؟ در قلب خود شادمانی دارن اونا بخشیده شده هستن و چی دارن؟ یک امید و آرزو دارن و ما شما دعوت میکنیم دوستهای عزیز که کتاب مقدس را بخانین و از گناه شفا پیدا کنین به این خدای متعال که شفا دهنده هست و از طریق ایسای مسیح ما را میخواهد شفا بتا ایمان برین و دیگر تغییرات در زندگی تان هم ببینین دوستها بیاین بریم یک سرود را با هم میبینیم میشنویم دوباره برمیگردیم
PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ
همیشه اینها زیاد جنگ نمیکردن ولی همون جنگ های کمشان هم باعث وحشت ما میشد یعنی او فضای خانه یک فضای پر از ترس میشد فضایی میشد که من در او احساس امنیت نداشتم و دوست داشتم از او فضا دوری کنم یادم هست که یکی از بچه های فامیل که من خرد بدم برمه قصه میکرد که ما قیچی را قیچی را در خانه باز نمیمانیم بست نمی کنیم میگفتم از چه خاطر؟ میگفتم از خاطر از این که بین پدر و مادرم جنگ نشد و در اون دوران وقتی من این را گوش میدادم برمه یک راهکار بود که من از این وقت اگر در خانه قیچی باز بود این را بست نکنم که یک وقت جنگ نشد ما بین پدر و مادر یا این که میگفتم قیچی را باز و بست زیاد نکنین یعنی صدای خشنگ جنگ واره در خانه جنگ میشه دقیقا این میدونی در اون لحظه شاید برای ما یک راهکار بود ولی همیانی برای ما یک چیز است یک اهمیت است ببینید چقدر یک بچه در خانه احساس نامنی میکده که به دنبال راهکار میگشت که بین پدر و مادرش یک سلحی برقرار باشه یک رابطه توامه با شادی برقرار باشه و این چقدر براز اون بچه پر اهمیت بوده که به دنبال این راهکار ها میگشت و اگر ما و شما امروز در هر جایی که هستیم در افغانستان خارج از افغانستان در روابط خود با همسر با فرزندان با قوم و خیش و پدر و مادر خود اگر این رابطه های ما به دور از سلح هست و تبدیل به یک جنگ شده تبدیل به یک نزا شده تبدیل به یک دوری شده خب باید بیاین به این فکر کنیم چرا یه اتفاق افتاده خب ما انسانهای بالنخ هستیم و میتونیم به این موضوعات فکر کنیم چرا بین ما و خوهرم بین ما و مثلا بیادرم یک جنگ هست که سالها با هم قار هستیم چرا در سلز زندگی نکردیم مگر ما نمیگیم ما انسانهای فهم هستیم خدا به ما قدرت فکر کردن بخشیده خدا به ما این توانایی را داده که ما بتانیم از بین خوب و بد تشخیص بدیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد و چرا این اتفاق ها ما بین یک خانواده میافتند بفرمید برادر شاید و یک موضوع دیگه هم خوب وقته که پسر بچه ها یا اطفال یا بچه ها اونا خرد میباشن اونا سلح را از پدر مادر خود از خانواده یک درک که میداشت باشن یا میفهمن های سلح وجود دارن اما وقت ما بالغ میشیم بزرگ میشیم در اینجا ما اکثران در جامعه که ما شما کلان شدیم جامعه افغانستان یا ایران اکثران این سلح را مربوط به چیزهایی که در اطراف ما میافته ما مربوط به اون میدانیم مثلا اکثران ما میگیم ما خب در جنگ بزرگ شدیم مثلا خب ما نادار بودیم ما فقیر بودیم یا شاید کسی دیگه بگیه خب ما پول داشتیم ولی آرامی نداشتیم کسی دیگه شاید بگیه ما بیکار بودیم یعنی به اوامل خارج از ما به اون میدازیم میگیم ما به این خاطر سلح نداشتیم اما چیزی که میخواییم ما توجه دوستان را در مورد سلح درونی یعنی اکثران انسان ها با خود اول در جنگ هستند قبل ازی که با دیگرها در جنگ باشند خودشان ندارن سلح درونی ندارن در قلب خود خوش نیستند به اون خاطر وقت ما سلح درونی نداریم قلب ما خوش نیست امو که میگن شبنم مرچر توفان هست یعنی حتی ایک چیزی بسیار عادی هم که در بیرون در خانواده یا در خارج یا در کار ما افتاده بیافته او ما را نراحت میسازد ما را جگرخون میسازد یعنی ما مهم کوشش کنیم که چطور بتانیم ما سلح درونی پیدا کنیم خود ما با خود اول سلح کنیم درست است برادر شایب جان بعض وقتا ما وقتی با موقعیت سلح روبرو میشیم شاید اول بگیم یک حس سلح اعتمادی بسیاری یک موقعیت است یعنی جایی است که ما در اون خرا görفتیم و عارام هستیم در اندازه دکم خود ما حساست میکنیم را دـیاگن ہستند که هفته نفر آرام شد دیاگن هستند که برود ممنون به صلح برود سلح Theme ما بعد وقتی ما به فطر این او برود هستیم که این آرام شد این نقطه به انutter word یکقادی در پیدا اون سلح مثلا من ترس میخورم که این نفر میخواهی آرامش من را بگیره و این سلحی که در شرایط فعلیه ما وجود داره این سلح خب دانیل جان یک تلفون داریم هم این را بگیریم بله بفرماییم سلام دوست عزیز بفرماییم شما سریخت هستین سلام دوست عزیز بفرماییم خب فکر میکنم ما یک تلفون داشتیم قطع شد دوست عزیز اگر شما تلفون کردین میتونین دوباره با ما تماس بگیرین قطع شد بفرماییم دانیل جان بله از آنجایی شروع کنم که در رابطه باید صحبت کردیم که چه زمانی بیشتر مواقع ما احساس میکنیم که صلح را از دست میدیم و احساس میکنیم دیگران هستند که آمل صلح هستند ولی چیزی که برادر شایب شما اشاره کردید این از ما باید شروع شوه ما هستیم که آمل صلح هستیم نه دیگران اینجا ما باید به این فکر کنیم که چطور میتونم به این صلح درونی دست پیدا کنم چطور میتونم اون افکار به هم ریخته خودا یا اون زندگی به هم ریخته خودا اصلاح کنم اون رفتاری که توعمه با نایف هم خشونت هست اون رفتاری که داو دوست داشتن و محبت نیست اون رفتاری که با دینبال ایجاد رابطن نیست به دشنا به ترس مکرم و با دشنا به فاصله هست اینجا هستش که ما تلاش میکنیم نه از درون خود نه از جانب خود نه از رفتار خود نه از رفتار خود اینجا هستش که ما میتونیم این تحسیل روی دیگران بمانیم من وقتی با شما درست رفتار کنم با احترام رفتار کنم و تلاش کنم گفت شما را به فهمم در اون شرایط هست که میتونم با شما در یک سلح مدام رفتار کنم اگر نه به سرعت واکنش نشانده هم و نخواهیم شما را درک بکنم و احساس کنم شما به من از آسیب زدید یا میخوایید آسیب بزنید خواستا و نخواستایی سلح از بین میره و تبدیل به یک نظام میشه کلام خدا یک جایی در انجیل متا باب پنج پکر میکنم آیه نه باشه ایسای مسی در معوضه بالای کو میگه خوشا به حال سلح کنندگان یک خوشا به حال بر اونها میمانه میگه خوش به حال کسایی که در پی سلح هستن میگه چرا چون آنها پسران خدا خانده خواهند شد یا فرزندان خدا خانده خواهند شد یک تشفیق هست اگر امروز ما میخواییم واقعا در مسیر خدا پسندانه خدا دوستی قدم برداریم ما باید در پی سلح باشیم یعنی کسی که آغازگره سلح هست و در جایی دیگر ایسای مسی اشاره میکنه در روابط ما با دیگران میگه اگر این مسال خیلی معروف هست در بین مسیحیان و دیگران ایسای مسی میگه اگر کسی بر گونه چپت زد گونه راست تا دور بته اینجا مفهوم مفهوم از این نیستش که در برابر بی ادالتی ما هیچ اعتراضی نکنیم اینجا مفهوم مفهوم سلح هست میگه در پی سلح باشیم نه در پی جنگ ایسای مسی از این خاطر میگه که گونه راست روی خود دور بته یعنی آماده برای سلح باش نه آماده برای جنگ یا نزا ولی اگر به خود دقیق کنیم در روابط ما با همسر، فرزندان، قوم و خیش دنیا پی رامون ما اینگار بیشتر آماده جنگ استیم نفر فقط کافی یک گب بزنه من هم خود تشویق در جنگ میکنم هم اولاد خود تشویق در جنگ میکنم هم قوم خود تشویق در جنگ میکنم امیالی در افغانستان خب سلح همه تور که برادر شاید بشار کرد از درون ما شروع میکنه از خود ما شروع میکنه از ما رقم میخوره و وقتی از ما رقم بخوره فرزند و همسر ما در سلح زندگی میکنن برادر و خوهر و پدر و مدر ما در سلح زندگی میکنن enoughقوم ما در سلح زندگی میکنه ولی متحسین در افغانستان میخویم که وقتی در یک خانه سلح نیست در ما بین چند قوم هم سلح نیست میبینیم که قومای مختلف در افغانستان به دنبال منفعتهای شخصی هستن و متحسین دیگر اقوام رو زیر سوال میبرن دیگر اقوام رو رشخند میکنن یا با اونها وارد نظامشن و یا اصلا اونها رو نمیپذیرن و ایش سلحی بین افغانستان نیست در بین اقوام مختلف افغانستان نیست منظور من جنگ نیست منظور من او سلحی که آرامش میارد سلحی که بدون
بی احترامی یا بدون قضاوت هست. چرا ما باید یک دیگه خود را قضاوت کنیم و با زبان بد این سلح و آرامش را از بین ببریم؟ در صورت که هر روز هم از صبح تا شام برای یک دیگه خود میگیم سلام فقط بگو یه که ما داریم دروغ میگیم. وقتی من میگم سلام بر تو انگار من این را داریم دروغ میگم. سلام برادر شایب. انگار من داریم دروغ میگم. و بعد از اون ما برادر شایب با هم در یک جنگ هستیم. و این یک دروغ هست. یک راست نیست. یسای مسیح یک جایی به شاگردان میگه که میگه سلام بر شما. دو مرتبه اشاره میکنه. میگه سلام بر شما. سلح و سلامتی بر شما. و بعد از اونها را رایه میکنه. میگه همانطور که خدا من را رایه کرد که من آمل سلح باشم من هم شما را رایه میکنم که شما هم آمل سلح باشید. امروز ما فرزندان خداوند هستیم. در هر جایی که هستیم. در خانه خود. در رفتار با همسر. با فرزند. با همسایه. ما فرزندان خدا هستیم. و باید در مسیر سلح قدم برداریم. همانطور که مسیح در مسیر سلح قدم برداشت. این گونه ما فرزندان خدا خواهیم شد. میگه در پی سلح باشید. خوش ها به حال سلح کنندگان. برداشت بفرمید. واقعا اشعی های نبی ایسای مسیر منت شهزاده سلح منت. و پیشگویی میکنه. و ایسای مسیر هم وقتی که در این دنیا درس میته به شاگردهای خود او هم میگه سلح که ما بر شما میگذارم. میگه این دنیا او آرامش و سلامتی که ما بر شما میگذارم. او سلح که ما بر شما میگذارم این دنیا برتان داده نمیتند. چرا در این دنیا اطراف خود هر روز ما فقط چی رو میبینیم؟ ما بدبختی رو میبینیم. ما بیکاری رو میبینیم. ما جنگ رو میبینیم. ما نزا رو میبینیم. چی در خانواده، چی در بین دوستا، چی بین اقارب، چی بین اقوام و در مجموع اتا بین کشورها. ولی ایسای مسیر میگه من سلح برین شما میارم. من سلامتی میارم. خب در کتاب خزست داستان های زیاده هست. در این مورد در مورد سلح مثلا یوسف با برادرهای خود آشتی کرد. یا داود پاتشا امی کار کرد. که شاؤل رو رحا کرد. بمیگونه انواع مختلف از این سلح بین برادرها یا اقوام خانواده هست. ولی چیزی که میخوایم یک کم شما تشریف بتین بیشتر در مورد سلح خانواده هست. دانیان جان. سلح در خانواده چقدر میتونه برای ما مهم باشه. چقدر میتونه کمک بکنه به پیشرفت ما در زندگی. میدونید خیلی از ماها به دنبال ازی هستیم که در زندگی خود ترقی کنیم. در زندگی خود رشت کنیم. خیلی آلی داشته باشیم. ما دوست داریم که دستاورتهای خود را اراعه بتیم. و دیگران شاهد از این دستاورتها باشن. و این بدون سلح در خانواده امکان پذیر نمیتونه باشه. اگر فرزند ما در ترس کلان شوه در یک وحشتی که در اون جنگ بین پدر و مادر یا کاکا و پدر یا اقوام هست. اون بچه اون خلاقیت ذهنی خود از دست میده. تصمیماتی که میگیره و یا اهدافی را که پایریزی میکنه بر اساس ترس هست. ندر آرامش و سلامتی. و رفتار من با همسرم وقتی که من در خانه می آیم آیا اون منتظر یک آرامش هست؟ منتظر دیدن یک همسری هست که با خود آرامش میاره؟ و یا میگه بازم گفته مردم های ما و شما میگفتن که ازرائیل آمد. این لفظ من بارها و بارها شنیدم که میگفتن آرام بگیرید که ازرائیل آمد. آرام بگیرید که پدرتان آمد. یعنی اون رفتاری که تو همه با سل هست آیا من نشاندهنده سل هستم؟ و یا نشاندهنده جنگ و نزا هستم؟ شما خوش دارید کدام باشید؟ شما خوش دارید وقتی که از دروازه وارد میشید کلگی خنده کنند و یا کلگی ترس بخورند و ببریزند و این میتونه به ما کمک بکنه که یک زندگی تا همه با سل و شادی برای پرزندان همسر و برای خود بسازید. دستان ازیز بین باریم یک سرود را با هم ببینم بشنویم در این مورد موضوع مهم از دوباره صحبت می کنیم. با صدای خود سوی خدایم فریاد جان سوز می کشن با صدای خود سوی خدایم اندو هم را بیان با صدای خود سوی خدایم اندو هم را بیان با صدای خود سوز می کنم برود خستن قلب شکستن دنگی جان را پشه می آرم وقت اگه رو از حال می رم صدای هم را بشنویتو ای خدایم ای خدایم به سمت ما نظر بنداز شناسه نیست برای ما بنابراه نیافتم من که جان خود را پانجو پنا برام ای خدایم فریاد می کشم امیدم بروست در روست سختی او جان ما را مگام دارم از دشمنان جانم از ما زور دارم او جان ما را مگام دارم از دشمنان جانم از ما زور دارم به صدای خود سوی خدایم فریاد جان سوز می کشم به صدای خود سوی خدایم به صدای خود سوی خدایم اندو هم را بیان می کنم خدای من امید من دن و در روز نیجات من خدای من امید من بیان میکنم صدای خود سوز می کنم دن و در روز نیجات من دن و در روز نیجات من دن و در روز نیجات من دن و در روز نیجات من بینندگان گرامی، آیا می خواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید و یا استقیقی ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فيسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما استیم
دوستای عزیز ما در بخش اخیر برنامه خود هستیم و در این لحظات ما در مورد صلح در زندگی صحبت میکنیم و گفتیم که ضرور است که ما صلح درونی داشته باشیم و در مورد از این صحبت کردیم که در ایک خانواده چیگونه صلح میتونه با وجود بیاه بخصوص پدر خانواده بسیار مهم است که او چیگونه یک آدم صلح جو است یا امتحان که دانیال جان شما گفتید آیا وقت در خانه میای کلگی از او میترسند و به اصلا میگن که ایک آدم بسیار قدرتمند یا ازرائیل یا خطرناک آمد کلگی از او میترسند یا ای که وقت در خانه میای دگاه کمک میکنند که به طرف از او بدون و سلح را در او پیدا کنند منحیست پدر خانواده وقت ما سلح در خانواده صحبت میکنیم ای به این منانی است که در او خانواده هیچوقت جنجال یا گفتگوی نباشه نه مقصد ما در ای است که وقت ما سلح در خانواده صحبت میکنیم مقصد ما ای است که همه به یکی دیگه احترام دارن و مشکلات خودا یا ای که اختلاف هایی که وجود دارن او را در فضای آرام در فضای سلح هل میکنند با گفتگو هل میکنند بدون دشنام همل میکنند بدون حمله های فیزیکی یا بدون لط کردن بدون از ای که توحین کردن هل میکنند ای کار مشکلی است و ما وقت با خانوم هم در این مورد صحبت میکنیم همیشه بر ما خانوم ای را یاد آوری میکنند ببینید که اولادها او وقت که زن و شوهر با هم سلح دارن او را زیاد متوجه نمیشند بچه ها زیاد اون موقعت هایی که زن و شوهر با هم مهربان استند چی در اتاق خواب باشد او را بچه ها نمیبینند متوجه نمیشند اما وقتی یک زن و شوهر با هم اختلاف دارن غالمغال میکنند یا به خصوص شوهر اگر از صدای بلند استفاده میکنند خودم صدای بلند هست به طور طبیعی و اکثرن اولادهای من میکنند که چرا غالمغال میکنید در حاله که من غالمغال نمیکنم اون صدای طبیعی هست اما من باید یک ذره تون یا اندازه صدای خود را چیکنم پاین بیارم به خاطر از این که اگر صدای آدی من باشد بلند است اونا فکر میکنند من غالمغال میکنم یا فکر میکنند من قهر هستم در حاله که این طور نیست یعنی ما باید در خود تغییر بیاریم و مهم هم در این است که وقت سلح در خانواده میگیم اکثرن اولادهای ما وقتهایی را میبینند یا در ذهنشان میمانه که ما سلح نداریم یا اختلاف داریم او وقتهایی را که ما سلح داریم یا در خوشی مهربان هستیم در اینکه دیگه او را نمیبینند زیاد یا اگر ببینند هم به اسطلاح توجه نشان نمیتند ولی بر وقت که یک مرد خانواده یا خانم وقت ما سلح نداریم وقت ما دست به دشنامدادن میزنیم در تحقیر کردن در او وقت است که بیشتر از همه اولادها متوجه میشن و او وقت است که اونا آسیب پذیر میشن او نقطه آسیب پذیری اولادها است که ای درس خوبه برما هست که ما باید متوجه از ای باشیم بله دقیقا آرامش حق اولادها هست آرامش حق یک خانواده هست وقتی که یک خانواده در سلح زندگی میکنه در آرامش زندگی میکنه یعنی در واقع به صورت طبیعی زندگی میکنه همون رقمی که خدا میخوای اونا زندگی میکنه و وقتی ای آرامش به هم میخوره و ای نزا یا ای عدم سلح شکل میگیره ای عدم امنیت شکل میگیره در واقع او چیزی هست که شما اشاره کردید خیلی خوب به او که بچه ها ای را در ذهن خود زبت میکنن چرا؟ چون که زندگی در سلح و آرامش حق از اونا هست ولی وقتی ای حق از اونا گرفتمشه یا ای در خانواده ای اتفاقات به وجود میای ای حق از اونا گرفتمشه و اونا او را به خاطر میسپارند و ای میتونه در رفتارشان، در زندگیشان حتی در آیندهشان تأثیر منفی بامانند همینطور که در این سالهای گذاشته در زندگی ما مردم سرزمین افغانستان تأثیرات منفی ماندن کلام خدا میگه که در پی سلح باشید ایسای مسی مارا رایی میکنه که یک زندگی توعم با سلح داشته باشید ولی در دنیا مردم برای از اینکه سلح ها به دست بیارن از راه های مختلف استفاده میکنند فریب میزنند، نیرنگ میزنند افراد و اشخاصی دیگه ای را معرفه میکنند دولتمرد ها نمیفهم جنگ میکنند دوباره سلح میکنند، جنگ میکنند دوباره برنامه ریزی میکنند برای از اینکه شخص دیگر ای را بیارن ولی این سلحی که قرار است ما داشته باشیم سلحی است که مند نظر خدا است و امونطور که برادر شایب باز اشاره کرد من از صحبت برادر شایب استفاده میکنم این سلح درونی است که سلح با خدا است و این تنها زمانی شکل میگیره که ما با مسیح وارد رابطه شویم وقتی با اون وارد رابطه میشیم این سلح با خدا باعث میشه که ما از درون با این سلح روبرو شویم با این آشتی، با این سلامتی آشنا بشیم و این سلح در زندگی ما نمایان شویم ما نمیتونیم آمل سلح باشیم تا زمانی که دیگران رو دوست نداشته باشیم ایسای مسیح ما رو دوست داشت، محبت کرد جان خود رو برما داد تا اون رو نشناسیم تا با اون وارد یک شناخت نشیم که اون به خاطر چه چیزی آمد و این سلح رو برگذار کرد که ما هم آمل سلح باشیم پس ما هم نمیتونیم آمل سلح باشیم تا دیگران رو دوست نداشته باشیم نسل به نسل رفته و ما اون رو انتقال میدیم که یکی از اون هم دشمن دادن یا همیشه در نزا و جنگ زندگی کردن است ولی برخلاف خداون میخواهی که وقت سلح درونی ما داشته باشیم یعنی ریشه جنگ را در قلب ما وقت ای قطع میشه در وقت ما میتونیم با اولاد خود در سلزنی کنیم با خانم خود، با بچه های خود خوب دوستهای عزیز برنامه ما به ختم رسیده میشه دانیال جان شما بر این سلحه بر بینده های ما کسایی که هم امروز شاید در فکر از این باشن که چطور دشنام بتن در خانواده خود، خانم خود یا اعضای خانواد رفیق خود بر از انها دعا کنید که امروز خداون انها را کمک کنه که سلح داشته باشه آمین، آمین ایسای مسی وقتی که در ترس شاگردان وارد میشه به اونها سلام میفرسته دیگه سلام بر شما سلح و سلامتی خداوند بر شما من هم دعا میکنم که سلح و سلامتی خداوند بر یکایی که شما قرار بگیره در هر جایی که قرار دارید دعا میکنم آرامش الهی محبت الهی تمام وجود شما را درور بگیره افکار و ذهنیت و دیدگان شما را درور بگیره و به شما این قوت و بخشه که شما هم با دنیا پیرامون با عزیزانتان با جامعه در سلح و سلامتی زندگی کنید و اونها را محبت کنید نه تنها آمل نزا نباشید بلکه آمل سلح باشید آمل پیوند باشید آمل شفا باشید به نام مقدس هیسای مصیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی