1 hour
26 June 2024
We all experience fear in our lives. When we are little, we don’t have much fear, but as we grow our fear grows with us. There is the fear of death, fear of hunger, fear of sickness, fear of other people, and the list goes on and on. Proverbs 9:10a says, "The fear of the LORD is the beginning of wisdom." This verse means we respect and acknowledge the power and strength of God above everything else in our life. The main purpose of the fear of man is to make God smaller than our fear and to make our fear bigger or stronger than God. Respecting and fearing God gives us wisdom to deal with our daily fears in life.
Transcribed by AI
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین. امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشین. امروز هم مانند هفته گذاشته دانیال جان با خود داریم. خوش آمدید دانیال جان. سلام برادر شایب عزیز و همطور سلام میکنم به تمام دوستان، همراهان و وطنداران گرامی در هر جا و مکانی که قرار دارید. در هر زمانی که در این برنامه شرکت میکنید و برنامه ما رو میبینید. من هم خوش آمد میکنم هم برای شما هم برای برادر شایب و دعا میکنم که وقت و زمان مناسبی را خدا به ما ببخشه. واقعا دوست های عزیز دانیال جان و ما یا ما و دانیال جان مجریای برنامه را زندگی هستیم. بعض اوقات چون از دو شهر مختلف ما یک جای میشیم. بعض اوقات انترنت شد کار نکنه در یک جای در دگه جای. یعنی هردی ما برنامه را پیش میبریم یا ختم میکنیم. و تشکر دانیال جان که ما را کمک میکنیم. عزیز هستید. من خیلی خوشحال هستم. میدونم که خدا خالق فرست ها هست. امروز صبح یک آیه را میخوندم در کتاب مراسی ارمیا و خیلی مناسب دیدم که آیه را یاد داشت کنم نتبرداری کنم که بخانم. در مراسی ارمیا باب سه آیه 22 و 23 میگن محبتهای خداوند هرگز پایان نمیپذیرد. زیرا که رحمتهای او بپایان است. آنها هر بامداد تازه میشود و وفاداری تو عظیم است. امروز هم وقتی که ای آیه را میخوندم واقعا یک روز تازهی را ما شروع کردیم و شاید شما در نه افهم ساعتهای مکانی مختلفی باشید یک جایی روز یک جایی شهر ولی رحمت خدا هر روز تازه میشه. محبتهای خدا بپایان است بیزوال است. هر جایی که باشیم هر روز یک روزی تازه است که در خلغت خدا قرار گرفتیم و ما نمیتونم این محبت خدا را نادیده بگیریم. پس هر جایی که استید در هر مکانی که قرار گرفتید میدونم که محبت خدا زندگی شما را پوشش داده. واقعا دوست های عزیز هفته گذشته ما یک کم یاداوری کردیم که هزار روز از او وقت گذشت که دوشیزه ها دخترهای نوجوان بعد سنف شش نمیتونستند و نتانستند در هزار روز گذشته که تقریبا سه سال میشه با انا درس خودا تحصیل خودا به دانشگاه و امچان مکتب بعد سنف شش دوام بتند. در اینجا ما میخوایم که سرگذشت دو دختر را یک کم صحبت کنیم در موردش و قابل یاداوری است که بیش از یک میلیون تقریبا دو میلیون دختر و دوشیزه جوان افغانستان نتانستند در مکتب بالاتر سنف شش برند یا در دانشگاه و این دو دختر نامشان فرزانه و وحیده دو دختر جوانی هستند که آرزو داشتند دانشگاه برمند و در زمین مورد علاقه شان تحصیل کنند اما اکنون در جوزجان در یک محصی خیاتی لباس میدوزند این دو دختر به بی بی سی گفتند که بعد از تحتیلی مکتب افسرده شدند و تصمیم گرفتند به این معصر بروند که هم در آمده برای خودشان پیدا کرده و هم کمک با خانواده هایشان کنند این دو دختر بهترین نمونه از تلاش بر زندگی است از یک طرف ببینید بسیاری خانواده ها افسرده شدند دخترها افسرده شدند وقت دخترها نتانه در خانواده دختر و پسر داره و وقت برادرش بره به مکتب و دختر نره نتانه دختر بلکه والدین بلکه برادرها همه افسرده میشند ولی این دو دختر تلاش کردند و ما از طریق صفحات اجتماعی یکی در زیاد از همواتان ها وقتی با ما تماس میگرند شما هم خوبی را میدانید دانیال جان یا از طریق تلفون و دگه راها اکثریت از انا خواهیش کمک پولی میکنند میخواهم در این مورد چند واقعیت را بر شما دوست های عزیز ما تذکر بدیم اول ای که چرا همواتان های ما از مسیحی ها میخواهند که کمکشان کنند چرا از مسیحی ها میخواهند خب ما همه میدانیم مثلا ملاها آخوندها مسلمانا کسایی که استند تاجرا یا دکان دگرها هم زیاد است ولی اکثران از مسیحی ها میخواهند بخاطره که انا واقعا شنیدن یا خبر دانند که مسیحی ها یا خود مسیح چقدر وقت در این دنیا بود به غریب ها کمک میکند به کسایی که ضرورت داشتن کمک میکرد همچنان مسیحی ها این چیز پت نیست دوستهای عزیز در تمام دنیا امروز هر جای وقت یک حالت میشه حادثه میشه اولین کسایی که میرند اونجا مسیحی ها است یا سازمان مسیحی ها مسیحی میرند و این گفت بده نیست یا شاید هم فکر کنند که مسیحی ها پولدار استند چون مسیحی هایی که در غرب زندگی میکنند نا پولدار استند یا سروعتمند استند این گفت هم دروغ نیست دوستهایی ولی یک تعداد مسیحی ها کسایی که در غرب زندگی میکنند اینا سروعتمند هستند و سروعت خود را هم در راه خدا در راه پاتشای خدا اینا مصرف میکنند و این کار بده نیست اما مسیحی های افغان مانند ما کسایی که از افغانستان خارج شده ما خود ما کار میکنیم و همچنان تا اندازه توان خود دیگر ها را کمک میکنیم هر مسیحی ما دوستهایی عزیز مسیحی ها را دیدیم همه ما کمک میکنیم دانیال جان شما میخوایید تا این لحظه چیز اضافه کنید؟ بله سخاوت یکی از صفات پسندیده است که در وجود انسان ها ما او را میتونیم ببینیم ولی گفته شما بردرشوهب شاید در بین ایمانداران به مسیح ما سخاوت را بیشتر میبینیم و به نوعی میبینیم که این ها تلاش میکنن که به هم نوع خود کمک کنن و به دنیا پیرامون خود فکر کنن شاید اولین معسصات خیریه اولین دانشگاه ها و مکاتب اولین بیمارستان ها و شفاخانه ها و درمانگاه ها تمام این ها شاید بنیانگزارانشان در ابتدا مسیحی هان بودن چرا چون اونا به دنیا پیرامون خود فکر میکنن و تلاش میکنن که تقسیم کنن آن چیزی را که خدا به اونا بخشیده پس سخاوت یک صفت پسندیدهی هستش که خداون میبخشه و ما در این راستا قدم بر میداریم چرا چون خدا داده وقتی خدا داده ما هم به خدا تقدیم میکنیم ما مسیحیان و یا مسیحیانی که در غرب هستن ولی من فکر میکنم سؤال یا موضوعی که مطرح میشه نگاه و برخورد مردم ما به این موضوع و برخورد و یا این توقع و درخواست و این شرایطی که شاید مردم ما دارن اینجا هستش که شاید چالش ها به وجود میاره مشکل ها به وجود میاره که چرا وقتی در اولین ارتباط یا دومین ارتباط و یا هر ارتباطی که صورت میگیره این انگیزه هست که حتماً باید به عزیزان ما کمک شده حتماً باید اون ها درخواست های اقتصادی یا فقر خود و بیکاری خود را عنوان کنن ما میدانیم که این مسئله در افغانستان در بین مردم ما فقر و بیکاری و بیبرنامگی این رواج داره ما این را خوب درک میکنیم ولی در کنار از این خب باید خود ما مردم عزیزان ما در افغانستان در هر جایی که هستن اون ها به این درک برسن که چه طرز برخورده میتونه بهتر باشه چه طرز برخورده میتونه صحیحتر باشه پس ما باید یک فکری بر از این طرز برخورده بهتر و یا یک عمل کرده بهتر داشته باشیم من نمیگم که در نزنیم، درخواست نکنیم، طلب نکنیم ولی در کنار درخواست و طلب و نیفهم هر چیزی یک مقدار به خودم فکر کنیم چه کاری میتونیم بکنیم که باید انجام بدیم دنیا امروز به قابلیت، به شایستگی، به تجربه بها میده خب ما چطور میتونیم این قابلیت ها و شایستگی ها رو کسب کنیم حالی که برادر شایب از اون دو دختر قصه کرد که این ها در اون شرایط تلاش میکنن که قابلیت کسب کنن، مهارت کسب کنن تجربیات نو وارد زندگی خود بکنن برای از اینکه از این شرایط خود بیرون بکشن این تلاش پسندیده است، این تلاش قابل قدر است و سخاوتمندی برای چنین اشخاصی واقعا خیلی قابل قدر است که یک شخصی برای این اشخاص سخاوتمند باشه و به اونها کمک بکنه که اونها رشت بکنن پس فکر میکنم قدم های اول رو خود ما باید برداریم در هر جایی که هستیم، در هر جایی که شما عزیزان هستید در هر شرایطی که قرار گرفتید این رو درک میکنیم که سرزمین ما، مردم ما در فقر و بدبختی و بیپولی و بیکاری به سر میبرن ولی این دلیل نمیشه
که تلاش نکنن. این دلیل نمیشه که در جا بزنن و هیچ فکری، هیچ فعالیتی، هیچ مهارتی، هیچ قابلیتی را کسب نکنن. پس تشمیخ تان میکنم که قدم اول رو بردارید. از امو جایی که شیشتید بخزید و مکان تان تغییر بدید. دعا بکنید خدا برای تان نشان بدهد، افکار جدید، راه های جدید، اشخاص و پلان های جدید برای از این که روز به روز در این زندگی که خدا به ما بخشیده ما با هم رشت کنیم. واقعا دوست های از ما باید بگویم که وظیفه برنامه ما در اینجا، وظیفه برنامه راست زندگی، یه از که ما کلام خدا را، انجیل را شریک بسازیم. همچنان در مورد ایسای مسیح بگویم، این برنامه مسیحی است و این کار را انجام میدیم. همچنان ما همیشه افغانهای مسیحی را ما تشویق میکنیم که شما خانواده های تانه در افغانستان، صرف نظر از این که اونا مسلمان استن یا مسیح استن یا هر کسی که استن، خانواده های تانه، دوسته های تانه، کسها را که مشکلات دارند کمک کنند و این کار را خوشبخطانه مسیحی ها هم انجام میده. هر کدام ما انجام میدیم این کار را. ولی همچنان تلاش شما بسیار مهم است. تلاش هر نفر بسیار مهم است. یک واقعیت دیگه هم موجود دار و اوی است که مسیحی ها در کشورهای آسیایی، مثلا در چین، در پاکستان، در هندوستان، واقعا غریب استن. اونا فقیر استن، نه تنها غریب بلکه فقیر استن. اونا ندارن چیزه، بسیار کارهای مشقتباره میکنند. ولی اوقدر که ما تقاظه هایی را از افغانها میگریم، از دگر مسیحی های پاکستان و هندوستان چین اوقدر تقاظه ها ندارند. و خودشان کوشش میکنند که کار کنند و مسئولیت پذیر باشند. در اینجا ما میخوایم یک آیت را از کلام خدا، از امسال فصل 12 آیه 11 چی میگه؟ میگه دهقان پرکار آزوقه فراوان خواهد داشت، اما کسی که وقت خود را بهوده طلف میکند، احمق است. واقعا شاید اینجا بسیار احمق بر ما به حساب یک دشنام است. در فرماول کلام خدا چرا ای را بکار برده بخاطر از ای که توجه ما را جلب کنه دوستهای عزیز. نه ای که خدا میخوای ما را دشنام بده است تریخ کلام خود، نه ای در اینجا میخوای واقعیت را چی کنه که کسی که بهوده وقت خود را طلف میکند. یعنی ای که حتی اگر کار هم نداره، امروز ما و بیدیوها را میبینیم از خیابانهای کابول یا ولایات که چقدر افغانها تلاش دارند، واقعا ایداد زیاد تلاش دارند. این واقعیت است، تلاش میکنند. باور کنین که از پسر بچه یا دختر بچه هشت ساله یا ده ساله که ای بیوز از اینکه مکتب بره ولی نصف روز را میاید در بازار یک کار میکنه تا خانواده خود را شاید صد افغانی، شاید دو صد افغانی آید میکنند. ولی تلاش میکنند، ولی تلاش میکنند. یعنی چی است که اونموها افغانها یک تیار دوزیاد شان این کمک را، این تلاش را میکنند، این کوشش را میکنند، واقعا. واقعا، همچنان مزمور 128 آیه یک و دو برمون میگه میگه خوشحال به حال کسی که از خداون میترسد و ره روی طریقهای او میباشد. حاصل دسترنج تو احدیاجات ارتراح فرا هم مینماید و تو سعدتمن و کامران میباشید. یعنی چی است؟ وقتی که میبینین متحصفانه یک کاری که در بیس سال گذاشته بخصوص در وقت جمهوریت غربی ها در افغانستان کردن، اینا بسیار وقتا پول دادن بدون از ای که از کسی کار طلب کنند. یا بدون کار بسیار پول دادن، بر انژیوها پول دادن، بر سازمان های مختلف، بر دولت، بر همه پول دادن بدون از ای که مسئولیت پذیری مردم داشته باشه بدون از ای کار و بعضا افغان ها به ای آدت کردن بعضی کسا که چگونه یک پول بدون کار به دست بیاید. اینا میگه میگه ما اول باید کار کنیم و او پول را که به دست میاریم یا زحمت میکشیم به دست میاریم، او را خداوان چندین بار برکت میده. ای بسیار واقعیت دگیه از من. چند روز قبل ویدیو رو دیدم که یک دختر ده ساله در سرکت میره چیز مفروشه و خبرنگار را ازش پرسان کرد. گفت تو چقدر آیت داری؟ گفت من شاید روز صد روپه یا ده صد روپه. ولی ای کار چی میکنه؟ ای کمک میکنه خانواده از او دختره. گرچه ای کار خوبه نیست که دخترهای خرسال یا بچه های خرسال بیوز از اینکه آنها به مکتب برند، آنها کار کنند. ولی توصیح ما به خانواده ها، به جوانها، بخصوص پسرها و دخترها ای است که شما تلاش کنید. شما تلاش کنید و خداوان هم برکت میده. شما تلاش کنید نتانا خودتانه برکت میده بلکه خانواده تانه و بالاتر از همه دوست های عزیز کلام خدا بر ما در متا شش آیه سی و سی میگه پاتشاهی خدا را به طلبید و دگر چیزها هم به شما داده خواد شد. پاتشاهی خدا به این مناست که ما خدا را ازش کمک بخواییم و همچنان پاتشاهی خدا به این مناست که کلام خدا را بخوانیم، کتاب مقدس را بخوانیم پاتشاهی خدا به این مناست که ما در مورد مسیح بدانیم و به اون ایمان بیاریم. بله، یک واقعیت دیگه ای که امروز دانیال جان شما شاید به این کار هم شهادت بدید. یک واقعیت دیگه امروز ای است که افغانهایی که مسیحی شدن اونا نه تنهای کسایی که در غرب یا کشورهای خارج زندگی میکنن بلکه در افغانستان هم کسایی که زندگی میکنن اونا زندگی بهتر دارن. بله، ای واقعیت وجود دارد. چرا؟ بخاطر از ای که ما وقت زندگی خود را به مسیح میتیم وقت خواست خدا را در زندگی خود میخواییم وقت خدا را ما کلامش را میخوانیم خدا هم چی میکنه؟ خدا هم ما را حکمت میده، خدا هم راها درها را باز میکنه. ای واقعیت هست. شما هم ای تجربه ها را دارین از خودتان و مسیح های دیگر دانیال جان؟ بله، من یک تجربه دارم برای خیلی تجربه نوه هست، برای هفته گذاشته هست. یک عزیزی از طریق فیسبوک با ما در ارتباط شد و گفت من میخوایم که با شما در رابطه با مسیحیت صحبت کنم و میخوایم از شما یک ذره معلومات بگیرم و عزیزان جواب از او را دادن و او را برصورت پاسخ سوالهایش را دادن و در نهایت سوالها به اینجا ختم شد که اگر من مسیحی شوم شما برای من چی کار میکنید؟ من را پیسه میدید، من را از اینجا منتقل میکنید، نیازهای من را برطرف میکنید و بعد وقتی عزیزان برای از اونا گفتن ما در توان ما نیست که این کمک ها را برای شما انجام بدیم بعد او عزیز برگشت گفتش که پس من مسیحی خب خیلی من مسیحی نمیشوم و میخوایم اشاره بکنم به این فرهنگی که شیعک گرفته چرا؟ چون که دیگران فکر میکنن پادشاهی خدا که عیسای مسیح از او صحبت میکنه که نخوص در پی پادشاهی خدا باشید فکر میکنند پادشاهی خدا خیلی مربوط به موضوعات دنیاوی و مادی میشه و فکر میکنند که در ابتدا موضوعات مادی اونها حل میشه نیازهای اونها حل میشه ولی وقتی عیسای مسیح از پادشاهی خدا صحبت میکنه از یک شرایطی صحبت میکنه که در او شرایط خدا حضور داره جایی که خدا حضور داره آرامش هست تصمیم هست فکر هست قوت هست نظر هست هدف هست و اگر پادشاهی خدا در ما نباشه ما آرام نیستیم نمیتونیم تصمیم بگیریم نمیتونیم درست فکر کنیم قوت نداریم برای از این که بخزیم و عمل کنیم اینجا است که پادشاهی خدا معنا پیدا میکنه شاید بسیاری فکر کنند که مسیحی شدن راهی برای پولدار شدن است نه مسیحی شدن راهی برای ارتباط رابطه امیق با خدا هست و این رابطه امیق به ما کمک میکنه که در این آرامش بهتر دعا کنیم بهتر عمل کنیم قدم برداریم و خدا ما را در این قدم ها برکت بده پس چیزی بود که من از هفته گزشته برداشت برای شما گفتم نمیدونم آمین که کمک کننده باشه بله بله این واقعیت وجود دارد دو واقعیت واقعیت اولیه است که واقعا وقت ما زندگی خود را به مسیح هر کدام ما میتیم زندگی ما تغییر میکنه وقت ما پاتشای خدا را میخواییم در زندگی خود مسیح را سرور خود خداوند خود خطاب میکنیم او ما را حکمت میته او ما را حشیاری میته همچنان او ما را کمک میکنن که کوشش کنیم تلاش کنیم راه های جدید را نه راه های بد یا نه راه های که به حساب حرام خوری باشه بلکه راه های که با تلاش با کار و زحمت ما او را به حساب یک مقدار پول را یک مقدار را بر خانواده خود بر خود به دست بیاریم و خداوند هم او را برکت میته ای چیز تجربه شده است در زندگی مسیحی ها و افغان های ما هموطن های ما میتونن این از این تجربه استفاده کنن این از این تجربه استفاده کنن زندگی خود را بتن به ایسای مسیح کلام خدا را بخوانن و خودشان تغییر در زندگی خود ببینن خودشان این چیز نیست دوست های عزیز که ما شما را باغ گل و سرخ و سبز نشان بتیم یا این که کنام دیگرید
پول نخیر. نه. ما پول نداریم. ما پول نداریم. ما چیزی که داریم واقعا میخوایم دگرها را خدمت کنیم. و چیزی که داریم وہی است که ما خبر خوش ایسای مسیر را بر شما میرسانیم که وقت شما به او ایمان میرین خودتان تجربه کنین و خودتان ببینین که چگونه زندگی شما تغییر میکنه. خب دوستان بیاین بریم یک کلیپ را با هم ببینیم و بشنویم دوباره برمیگردیم. همه میگن خون و آتیشه همه میگن خدا خوابه همه درها را از تو بسته همه میگن فقط گریست همه میگن مادرها خستن همه میگن آسمون تلخه همه میگن گستای کوچه یخ بسته خد دقیقی کن امینه به قوتی روحی ثقفیه و فی موعیدی تمس با ایمانی من و تو تا تلوه سو توی دستای مهربونش فرده ها رو میصازی امید و ایمان و هشت بحرم استاده است صدایش را میشه نظر نجاتمی بخشند مسیر پیروز است لا موت ولا حیات ولا قوه تقدیر تفسانه عن محبت الله نمیت حیات نمیت هدرت نمیت بانه مورد از محبت شد سازا درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست شخصیت یک مسیحی ترس یا شجاعت دانیال جان ما همه ای را شنیدیم که بعض از استادهای کتاب مقدس اینا میگن که تقریبا در سی سد و شست و پنج آیت در کتاب مقدس در مورد از ای نشته شده که نترسید یعنی او را ارتباط به ای میتن که خداوند بر هر روز بر ما یک آیت داده که ما نترسیم ولی ترس جزی از زندگی ماست ای بسیار مشکل خواد بود بدون ترس زندگی کردن بفرماین در این مورد با ما بیشتر صحبت کنید بله برادر شاید واقعا چه کسی هست که بتونه بگویا ما نمیترسیم و یا یک روز صبح که از خواب برمیخویزه بلند میشه بگویا که ما امروز هیچ ترسی ندارم و همه چیز امروز بر وفق مراد هست و ما از هیچ چیز ترس نمیخورم بس امو رقم که شما گفتید این موضوع خیلی مهم هست چون اگر مهم نمیبود کلام خدا 365 یا 366 بار نمیگفت که ما ترسید یا نترسید یک احساس بسیار قوی و قالب که این احساس میتونه روی رفتار ما تحصیر منفی بمانند حتی میتونه روی افکار ما تحصیر منفی بمانند و یا بدن ما را تحت تحصیل قرار بده انسانی که در ترس زندگی میکنه یک بدنی زیف داشته باشه پس این یک احساس بسیار قوی هست که کلام خدا به اون بارها اشاره میکنه که نترسید و بعد خیلی جالب هست که مردم این را یک صفت زیف میدانند مثلا اگر به یک کس بگویی که تو میترسی و دوست داره که این صفت را از خود دور کنه و یا به ترس به عنوان یک صفت رزیله نگاه کنه و بگویی که نه من نمیترسم که گفته که من میترسم و در برابر ترس اگر ما در برابر کلمه ترس اگر ما کلمه شجاعت رو قرار بدیم شاید بتونیم مثلا ترس رو بهتر منا کنیم در صورت که شجاعت هم میتونه هم احساس باشه در صورت که شجاعت هم میتونه هم احساس باشه و هم عمل کرد هم آگاهی و فهم بدی ترس یک احساسی هست که عمل کرد آگاهی و فهم رو زیر سوال میبره و بعد شجاعت میایه و آگاهی و فهم میبخشه و ما رو به عمل وامی داره از این خاطر از که شجاعت در برابر کلمه ترس در مقابل کلمه ترس و یا گفته عدبیات و تزاد کلمه ترس هست ترس چطور میتونه زندگی ما رو تحت تحصیل قرار بده امروز در سرزمین ما من فکر میکنم چرا رای دور بریم در این ساعت گذشته در این برنامه اول که ما شروع کردیم به نوع اشاره کردیم در رابطه با فقر و بیپولی مردم سرزمین ما و ترس های زیادی هست که از طریق فقر وارد زندگی ما میشه ترس های زیادی هست که از طریق بیپولی و بیکاری و نداشتن آینده روشن وارد زندگی ما میشه و یا ترس از مرگ که انسانهایی که از مرگ میترسن و برای از این که از خود حفاظت بکنن چه رفتارهای میکنن ترس از بیپولی و فقر برای مردم چه شرایط و وضعیتهایی رو به وجود میارن که مردم دست به هر کاری میزنن شاید دوزدی بکنن شاید دروغ بکنن شاید حق خوری بکنن ظلم بکنن و این ترس چه عواقبی داره که ذهنیتها رو خراب میکنه رفتارها رو تغییر میده و دنیا پیرامون خود رو کنترول میکنه یادم هست در افغانستان که بودم یک کتاب میخوندم نویسنده کتاب رو یادم رفتن نامش چی بود ولی کتاب در رابطه با ای بود که مساهبه با شیطان و نویسنده کتاب شیطان رو پیش روی خود منده بود و از او مساهبه میکرد یعنی از او پرسان میکرد و شیطان پاسخ میداد خیلی کتاب به نظر من کتاب جالبی بود و نویسنده از تخیل خود استفاده میکرد که با شیطان داره مساهبه میکنه وقتی از شیطان پرسان میکرد که تو چطور بر مردم رو کنترول میکنی چطور بر دنیا حکومت میکنی یا چطور قدرت خود رو بر مردم اعمال میکنی شیطان در پاسخ اول
نویسنده و یاده او کسی که مساحبه میکنه و از اون میگه که با ترس، شیطان میگه ما با ترس مردم رو کنترول میکنم و بعد شخصی که مساحبه میکنه باز پرسان میکنه با چه ترسی؟ میگه اولین ترسی که ما به اونها وارد میکنم ترس از مرگ است و ما با ترس از مرگ اونها رو کنترول میکنم و دومین ترسی که ما به اونها وارد میکنم و اونها رو کنترول میکنم ترس از فقر است، ترس از بیپولی است، ترس از دست دادن است پس اگر امروز ما هم به یک مقدار توجه کنیم که چه ترسهایی در زندگی ما هستن که ما رو کنترول میکنن و تلاش میکنن که افکار ما، رفتار ما، حتی بدن ما رو کنترول کنه که ما یک دفع خشک شویم و هیچ کاری کده نتانیم میتونیم ترسهای زیادی رو نام ببریم که به نوعی میتونم بگوییم که ترس از خدا باعث شجاعت میشه ترسی که باعث خشک شدن است، باعث منفعل شدن است، او ترس از خدا نیست، او ترس از شیطان است ترس شیطان، ترسی که شیطان در دل ما میاره این ترس باعث میشه که ما خشک شویم، حرکت نکنیم، فکر نکنیم و دائم در جا بزنیم و تلاش نکنیم از موانع فرصت ها و موقعیت ها عبور کنیم بفرمایید برادر شاید واقعا در اینجا دو، یکی قصه بسیار مشروعی که در مکتب همیشه مارا معالم میگفتن از ناپلیون ناپلیون را که او بسیار فوتوهات زیاد کرده بود در سمت شرق و غرب به هردو طرف و یکی از کنام جایی بخلم لشکرش شکست میخوره و نصف شب یکی از قماندانهایش میاین و تختخت میکنن دروازهشا میگن که میخواین خبر شکست را برش برسانند وقتی که باز میکنند میگه چی گب شده؟ میگه خب این شکست است در جواب میگه او ما بسیار ترسیده کنم فکر کردم از من شما امتحان میگیرین یعنی حتی ناپلیون هم ترس او امتحان دادن را داشته و از طرف دیگه شاید دوستان در فضای مجازی یک کلپ کوتای است که شما از مساحب با شیطان صحبت کردین که از شیطان پرسان میکنند که تو تقسیموقات در یک هفته کجا میباشی؟ خب میگه روز دوشنبه که شروع میشه من در امریکا استم سیشنبه در انگلیس استم و چارشنبه در آلمان استم و پنشنبه در چین استم خب میگه دگر روزهایشا چی میکنی؟ میگه باقی مانده روزهایشا من میرم در ایران و افغانستان درس میخانم واقعا یعنی ای است که امی خود ایجاد ترس باعث از ای میشه واقعا ای از جانب شیطان میره شما یعنی مقصد در ای است که کلام خدا از یک طرف میگه میگه آغاز حکمت ترس از خدا است خب شاید در اینجا لغت درسترش احترام یا ستایش خدا یا عبادت خدا آغاز حکمت احترام ترس و ستایش و عبادت خدا است یعنی مقصد در اینجا وقتی کلام خدا ای گپ رو میزنه مقصد از این نیست که ما از خدا بترسیم و بگرزیم یا دور از خدا شویم مقصد در اینجا در اینجا است که ما خدا را بزرگ جلوه میکنیم یعنی خدا را امو چیزی که است او را میپذیریم و ترس همیشه تهداب ترس در ای است که بزرگی خدا را خرد میسازه و بزرگی شرایط را زیادتر میسازه یعنی وقتی که شما گفتین امی ترس از مرگ یعنی ترس از مرگ در ای است که برما مرگ را بزرگتر از خدا میسازه مرگ را بزرگتر از دگه چیزها میسازه یعنی ترس از بیپولی یا فقیری یعنی مقصد در این است که فقیل بودن را یا بیپولی را بزرگتر از خدا برما جور میکنه و یعنی در حقیقت ما برده از او میشیم و اینجا است که این کار ما را چی میکنه ما را هم انرژی ما را میگره هم توان ما را میگره و هم ما را یک اندازه باید برده خود جور میکنه وقتی کلام خدا میگه که ترس از خدا آغاز حکمت است یعنی به این معناست که ما خدا را خرد نمیسازم دگه چیزها را بزرگتر از خدا نمیسازم بلکه خدا خدای بزرگ است خدای است که با ما توجه داره خدا است که ما را دوست داره خدا است که هیچوقت ما را تنها نمیکذاره این یعنی وقتی کلام خدا میگه که آغاز حکمت ترس از خدا است یا ترس خدا آغاز حکمت است یعنی امی است که موجودیت خدا را بزرگی خدا را او باعث از این میشه که ما را چی کنه در ترسهای روزمره ای ما کمک کنه ما را شجاعت بته از طرف دیگر ما را شجاعت بته بفرماییم دقیقا بله برادر شاید جان تشکر پس اگر بر اساس کلام خدا به این موضوع ترس اگر بخواییم بپردازیم به این نتشکر میرسیم که از نظر کلام خدا شاید دونو ترس معرفی میشه یکی ترس از خدا هست که بر اساس کتاب همثال سلیمان با به یک در آغاز کتاب همثال سلیمان که کتاب حکمتی هست اشاره به همین موضوع میکنه که ترس از خدا سراغاز دانش یا سراغاز حکمت است و این ترس به معنای محبت داشتن به خدا است چون وقتی به خدا محبت داری اجازه میدی خدا وارد زندگی شود و وقتی او وارد زندگی های ما میشه حضور از او به ما قوت و قدرت میبخشه در او حضور از که ما آیات وعده ها و کلام خدا را مطالعه میکنیم و بارها و بارها در کلام خدا میبینیم که خدا به مردان کتاب مقدس میگن نترسید چرا نترسید؟ کلام خدا میگه چون من با شما هستم میگه چون من با شما هستم شما پیروزتر از پیروزمندان هستید پس ما نیاز به این ملاقات هر روزه داریم همونطوری که برادر شایب در ابتداق گفت 365 یا 6 بار نترسید به معنی حضور خداست حضور خدا به این معنی است که به ما فهم و حکمت میبخشه دانائی میبخشه که در او شرایط ترس بتانیم راه درست را انتخاب کنیم و با شجاعت ادامه بدیم شاید فکر کنیم که ترس اصلا وجود نداره نمیشه که ترس وجود نداشته باشه ترس هست حتی برای کسانی که با شجاعت قدم برمی دارن اونها ترس دارن ولی با شجاعت فهم قوتی که دارن و بر اساس او شرایطی که در او قرار گرفتن و ترس نمیتونه روی از اونها کنترول داشته باشه اینها قدم برمی دارن ترس ترس را نمیتونیم پنهان بکنیم و ببینیم که نه اصلا ترسی وجود نداره در همه شرایط ترس وجود داره امتحان ما باید این ترس را کنترول کنیم و بودن با خدا رابطه داشتن با خدا رابطه داشتن با برادران و خوهران ایمانی ملاقات با خدا در کلام دعا و پرستش همه این ها با ما کمک میکنن که روزانه بر این ترس قلبه کنیم او را کنترول کنیم با کنترول از او از خداوند از شرایط پیرامون از خود از امو ترس درس بگیریم برای این که بتانیم برای او قلبه کنیم و عبور کنیم و بعد عبور از هر کدام از ترسهایی که در زندگی ما هست تبدیل به یک تجربه میشه و ما را بالغ میکنه رقم یک بچه که رزه است و او ترسهایی شاید زیادی داره و او ترسها خیلی خرد است هم او ترسهایی خیلی خردی داره شاید ترس از گرسنگی باشه او ترسهایی که گشنه بمانه و گریان از او برایه و یا چیزهای دیگه سامان بازی کسی از او بگیره یا نداشته باشه ترسهایی که از ای قبیل است ولی او به مرور وقتی رشت میکنه کلان میشه ترسهایی متعددی را پشت سر میمانه ای ترسها تبدیل به تجربه میشه بر از او به او کمک میکنه که او بالغ شوه و عبور کنه تمام همین خسلت داریم ترسهای زیادی در زندگی ما هست که ما رو میترسانند ولی اگر در حضور خداوند فروتن شویم با برادران و خوهران ایمانی و یا برادران و خوهران خود کسانی که امین هستن مشورت کنیم فهم کسبونیم آگاه تر شویم تکیه بر وعدهای خدا و ایمان به خدا داشته باشیم مطمئن هستم تمام ترسهایی که ما از آنها عبور میکنیم برادران شویم اگر شما چیزی را اضافه میکنید بفرمایید بله کلام خدا رو ما میخانیم وقتی میگه نه ترسید یا ایسای مسیح خودش وقتی در این دنیا بود بارها میگفت نه ترسید وقتی ما نه ترسید در کلام خدا میخانیم در اینجا مقصد تفسیر از این آیت ها ای نیست که مقصد ترس طبیعی باشه یعنی ترس های طبیعی مثلا ما وقتی اگر زلزله شده خود را میخواییم نجات بدیم مثلا اگر یک چیز را ببینیم که یک حالت بده می آیای یا مثلا
سیل می آیا یا چیزی می خواهیم یک جای امن تر برنامه این حالت های طبیعی هست که ذهن ما، فکر ما یا می خواهید که بگرزیم از امو حالت یا یا مثلا یک حیوان اگر سر ما حمله می کنه ما نمی خواهیم که بگویم خب خدا گفته مرا نترس دیگه من امین جه استم که حیوان مرا ضربه بزنه یا حالت بد را سر ما بیرن. این ترس های طبیعی را در اونجا هم ما حکمت ضرورت داریم. امی حکمت خدا را ضرورت داریم در اونجا. مقصد وقت کلام خدا یا ایسای مسیح میگه نترسید. او مقصدش درزیست که میگه از چیزهایی که ما تحت کنترول ما نیست. از چیزهایی که در زندگی ما رخ می تا و تحت کنترول ما نیست. مثلا فرض می کنیم بزرگترین ترس شما گفتین هر انسان بزرگترین ترسش ترس مرگ است. یعنی این واقعیت وجود دارد. ترس مرگ چرا ما از مریضی می ترسیم؟ بخاطر ازی که مریضی امکان داره باعث مرگ شو. چرا ما از گشنبودن می ترسیم؟ بخاطر از گشنبودن باعث ازی شاید شوید که ما بمیریم. این واقعیت های زندگی هست. یعنی ترس از مرگ و ایسای مسیح چی میگه؟ میگه که نه ترسید وقت شما به ما ایمان داشته باشید شما هم اگر بمورید روح ما زنده میشد. ایسای مسیح میرد. یعنی ما وقت ایسای مسیح ایمان میاریم ما صاحب زندگی جاوید در همین دنیا میشیم. یعنی بیلی گریه هم گفتی که مشهور داره و او میگه که وقت مسیحی ها میمورند آدرستشان تغییر میکنند. یعنی به این مناسد که ما یک آدرست خانه داریم وقت زنده هستیم وقت مسیح ها میمورند این آدرست تغییر میکنند و روح ما پیش مسیح میره. یعنی ما به آسمان میره. یعنی مسیح چی میکنه وقتی میگن نه ترسید. امی ترس مرگ را از ما میگیره. این به این منانه است که مسیح ها مرگ را تجربه نمی کند. نخید نه. مسیحی ها چی جوان، چی پیر، چی از لحاظ مریضی، چی از لحاظ فرق، چی از لحاظ رنج، چی از لحاظ شکنجه یا در حالت خوب مسیح ها هم میمورند. ولی کاری که مسیح میکنه در این دنیا امی حاکمیت یا تسلط مرگ یا حاکمیت تسلط ترس از مرگ را میگیره. میگیره از ما. و این بزرگترین چیزه است که واقعا همه ما به این ضرورت داریم. درسته است. اگر که باز برگردیم به اون موضوع که دو دانه ترس کلام خدا معرفه میکنه. یک ترس از خدا است که سراغاز حکمت و دانش است. او به ما شجاعت میبخشه برای بهتر عمل کردن. یعنی حکمتی از جنس حکمت خدا، چشمانی از جنس چشمان خدا و ما با چشمان خدا و با حکمت خدا میتونیم از موانه و مشکلات عبور کنیم. و این ترس از خدا به ما کمک میکنه که شجاع شویم. ولی ترس دیگری که شاید کلام خدا از او نام میبره ترس از شریر یا ترس از دنیا است و یا ترس از انسانها و مردم است. که کلام خدا باز هم در امثال اشاره میکنه که کسی که از انسان بترسه او ملعون باد. میگه اگر کسی از انسان بترسه و یا از دنیا و از شرارت بترسه او خود به نوعی دوچار لعنت میکنه. دوچار مشکل میکنه. پس اگر باز در این تایم مایی را جمبندی کنیم ما از روح خدا هدایت میشیم و یا از روح شیطان و یا دنیا. اگر از روح خدا هدایت شویم در اول در دومه تیموتاوس باب یک آیه هفت میگه زیرا روحی که خدا به ما بخشیده نه روح ترس بلکه روح قوت محبت و انضباط است. پس ما باید ایرا تشخیص بدیم که از روح خدا هدایت میشیم و یا از روح دنیا و شریش و آیا ترسی که در زندگی ما هست ترس از خدا هست و یا ترس از دنیا و شریش؟ ایسا ببینو به تنها نگاه دلم رو شفاده بگیر دست من رو که گرمای دسته پناه شبامه توی سخری من نترسم در دنیا نگاهت برامه توی رنج و سختی پناه هم به ایسا امیدم خدا من تو تنها نجاتی تو راه رخ بایی تو این ظلمت توها تو تنها به صدایی و زورت رسیده به جانم شمیده که روحت من گفت تو ایسا خدایی به دنیا نمیده به سورت کناره نمیره به مرمه به راه جدایی برقل نمیتوده توی تو رو پوده توی یه روح و زهره تو تنخوش رفایی موسیقی تو تنها نجاتی تو راه رخ بایی تو این ظلمت توها تو تنها به صدایی و زورت رسیده به جانم شمیده که روحت من گفت تو ایسا خدایی به دنیا نمیده به سورت کناره نمیره به مرمه به راه جدایی برقل نمیتوده توی تو رو پوده توی یه روح و زهره تو تنخوش رفایی تو تنها نجاتی تو راه رخ بایی تو این ظلمت توها تو تنها به صدایی و زورت رسیده به جانم شمیده که روحت من گفت تو ایسا خدایی به دنیا نمیده به سورت کناره نمیره به مرمه به راه جدایی برقل نمیتوده توی تو رو پوده توی یه روح و زهره تو تنخوش رفایی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم دوست های عزیز ما در بخش اخیر برنامه خود استیم و ما در مورد ترس یا شجاعت بیشتر در مورد ترس صحبت کردیم حالا میخوایم دانیال جان اگر یک که شما هم در مورد شجاعت صحبت کنیم خداوان در این مورد و ما چی میگه بفرماییم در واقع وقتی خدا میگه که نترس یعنی شجاع باش و هیچ وقت نمیگه که کسی که شجاع است نمیترسه یعنی اگر بخواییم شجاعت رو معنا کنیم شجاعت به معنای نترسیدن نیست شجاعت به معنای داشتن یک فهم، آگاهی، قوت، قدرت در زمانی هست که ما دوچار ترس میشیم شجاعت به این معنا است که ما بتانیم ترس خود را کنترول کنیم و با یک فهم و آگاهی عمل کنیم و در جا نزنیم شاید شجاعت را اینطور بشه بهتر بشه
تایی که اگر از یک کسی پرسان کنی تو شخص دلیری هستی، این کار را می تانی بکنی، خود از اونجی نمی فهم، می تانی پایین بیندازی، نمی فهم این کار را کده می تانی، این مانه را، این وزن را بلند کده می تانی یا چیزهای از این قبل که مردم شاید تعبیری از شجاعت کنند، در در تاریکی این قدم مانده می تانی یا هر چیزی دیگری که تعبیری برای مناه شجاعت داره و خیلی دوست دارن خودش شجاع معرفی کنن و بگن آه من شخص دلیری هستم و هر کاری کده می تانم فقط پرسان کن و انجام بدم نه، شجاعت به مناه فهم و خرط هست، شجاعت به مناه حکمت هست، شجاعت به این مناه هست که در زمانی که تو می ترسی اتفاقا در اون زمان تو بتانی بدن خودتا، افکار خودتا، رفتار خودتا کنترول کنی و قدم هایی برداری در جهت مصبت، در جهت درست، اینجا هست که شجاعت تبدیل به یک صفت انسانی می شه که اگر به یک شخصی بگیم اون شخص شجاعت در واقعی شجاعت دلیلی بر آگاهی و فروتنی اون شخص هست یعنی اون شخص فهمیده تر هست، اون می تانه بهتر تسمیم بگیره، بهتر عمل بکنه، ترس ها را بهتر شناسائی کنه مثلا یکی از مشکلاتی که ما در برخورده با ترس داریم، این هست که نمی تانیم ترس ها را شناسائی کنیم، اونها را درک کنیم اونها را برای خود باز کنیم که دلیل ترس ما چی هست؟ چرا من حالی ترسیدم و برای از این ترس چی کاری کدم می تانم؟ چه راهی را باید بروم؟ خیلی از ما ها نمی تانیم حتی اون قدم اول را برداریم، اینجا هست که شجاعت می آیا به کمک ما و این شجاعت کجا میشه پیدا کرد؟ و اگر عزیزانی که حالی در برنامه ما هستن و دارن میبینن و خود ما حتی فکر کنیم یک سوال پرسان کنم که شما شجاعت را از کجا پیدا میکنید و چطور خود دلیل می سازید؟ عزیزان شما چه سوالی در ذهن، چه جوابی در ذهن تان شکل می گیره بر اساس این سوال؟ من می خواهم این را باز برگردن به کلام مقدس نه تنها در کلام بر اساس زندگی مسیحی، بلکه در زندگی روزمره هم به همی صورت هست ما نیاز داریم به یک سری آگاهی، فهم، تجربه، قابلیت، شایستگی، هر اسمی که روی از اون می تانیم بمانیم که این ها وارد زندگی ما شوند، که وارد شدن اون ها به ما اعتماد به نفس، عزت نفس بیشتری ببخشن تا ما بتانیم قدم های استوارتری رو برداریم، یعنی در شجاعت گام برداریم خوبی بخشیش می تانه مربوط به روابط ما با دنیا پیرامون و یا کسب محارت و قابلیت و شایستگی باشن و بخشی از این کسب شجاعت هم می تانه در حضور خدا باشن رفتن به حضور خدا، به یاد آوردن وعدهای خدا، احکام خدا و متعالیه کردن کلام خدا و دعا کردن و اجازه دادن این که خدا بیایا و زندگی ما را کنترول کنه اینجا هست که ما می تانیم تمرکز بیشتر، آرامش بیشتر برای ادامه دادن داشته باشیم برادر شایب شما چطور اگر بخواید به عزیزان کمک کنید؟ واقعا ببینید اگر ما اگر خود را در شجاعت را در فرهنگ خود، اگر به حساب از تاریخ خود بخانیم اکثران کسایی را در تاریخ شجاع می دانستن که چقدر فتوحات می کردن، چقدر زمین های دگر را می گرفتن چقدر دگر ها را می کشتن بخصوص دشمن های خود را، اونا را شجاع می گفتن یایی که در روزمراه هم شجاع کسی را می گیم که در هر مورد از دگرها کده یک خارقل آدگی یا زیادروی داشته باشه مثلا یک کسی که بسیار یک کسی را نجات می دهد، هیچ کس کسی را در جای یک کسی صدمه می بیند و او را نجات می دهد و می گیند بسیار آدم شجاع هست، یا به خاطر یک کسی دیگر جان خود را در خطر می دازد ای از لحاظ فرهنگی ما شجاع می گیم ولی وقت ما مورد شجاعت در کتاب مقدس صحبت می کنیم ای شجاعت چیز را می گه که شما چقدر حکمت دارید شما چقدر می تانید از ترسهایی که در زندگی ما روخ می دهد از اون منحیط یک موقعیت استفاده کنیم و خداوند را حاضر ببینید پاتشاهی از اون را حاضر ببینید و یک چیزی که همی ما تجربه داریم ببینید ما در زندگی خود همه ترسها را تجربه کردیم یعنی باور کنین که شاید اگر من خودم از زندگی خود بگویم نود یا بیشتر از نود پایین فیصد ترسهای ما بیجا بوده کاملا بیجا بوده، حسنا اون ترسی که من داشتم ایچ اصلا روخ نداده هیچ روخ نداده و این یعنی چی را برما ثابت میکنه؟ این را که وفاداری خدا به وعدهایش پس وقت خدا وفادار است به وعدهایش که او هیچوقت ما را رها نمیکنه در ترسهای ما با ما است، ما را حکمت میته ما را شجاعت میته پس میتونیم ما بر امی اساس زندگی خود را دوام بدیم هر قدر ما از ترس از مردم بخصوص هر قدر ما از ترس مردم دور میشیم و به خدا نزدیک میشیم اونمه قدر ما چی میشیم؟ شجاع میشیم و مشکلی که دانیا جان امروز مردم افغانستان داره ای است که ترس از دگرها، ترس از خانواده، ترس از انسانها بالاتر است نسبت به ترس از خدا و ای واقعا یعنی به دقیقا تا دگرها شرایط و موقعیت خب آدم نمیتونه کسی را ملامت کنه ولی امی واقعیت است در حال کلام خدا میگه میگه ما اگر خدا را بزرگ بدانیم قدرت از او را بزرگ بدانیم و ای را بدانیم که او در زندگی ما است و کار میکنه او چی میکنه؟ ما را در ترس های روزمره ما حکمت میته و شجاعت میته بله برادر شاید جان دقیقا ترس ما را وارد انتخاب های اشتباه میکنه و ما دائم انتخاب های اشتباه میکنیم و نمیتونیم حرکت ها و یا انتخاب های درست را انجام بدیم پس اگر بخواییم در آخر برنامه موضوع جمبندی بکنیم و به یک جمبندی برسیم تلاش بکنیم ترس های خود را شناسایی کنیم و این ترس ها را بشناسیم از کجا سرچشمه گرفته این ترس ها ما را در چه حالات روانی و یا در چه وضعیت های سرگردان و سردرگم میکنه پس بیاییم در قدم اول ترس ها را شناسایی کنیم و بفهمیم که ریشه ترس دلیل از این ترس چی هست و در قدم بعدی بریم به حضور خدا دعا کنیم تا آرامش الهی وجود ما را دربر بگیره و به ما مشورت بده خدا به ما مشورت بده که در این ترس ها بتاریم انتخاب های بهتری داشته باشیم و همینطور از مشورت دوستان برادران برادران و خوهران ایمانی خود از اونها هم استفاده کنیم در ترس های خود تنها نمانیم صحبت کنیم با دیگران شریک بسازیم و از اونها کمک بگیریم تا انتخاب های اشتباه نداشته باشیم امروز در سرزمین ما مردم از روی ترس انتخاب های اشتباه زیادی دارن که نه تنها به آنها کمک نمیکنه بلکه بیشتر آنها را درگیر میکنه ولی دوست های عزیز امیدوار هستیم که با خاندن کلام خدا شما از حکمت و شجاعت برپردار شدین همی ما شما و به امیدوار برنامه امروز خدا ختم میکنیم همه تانه به دسته های مبارک خداوند میسپاریم پرپردار خدا باشد موسیقی موسیقی
16 July 2024
13 June 2024
28 May 2024
7 May 2024
30 April 2024
23 April 2024
26 June 2020
20 June 2020