1 hour
7 May 2024
Jealousy is destructive because the jealous person thinks the other should fall. It is possible that the other will not fall at all, but will prosper, and this always creates more jealousy. This is vicious and bad behaviour because a jealous person does not like that another has a blessing and tries to pull him down or witness the fall of that person. We see many examples of Jealousy in the Bible, from the book of Genesis, like when Adam’s son Cain, killed his brother Abel, or when Joseph’s brothers sold him to Egyptians. Pharisees and religious leaders were jealous when they were jealous about Jesus. Jealousy breaks our relationship with God and with others. Instead of jealousy we can pray. We can thank God for our blessings and be content all the time.
Transcribed by AI
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. به نام خداوند قادر مطلق به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین امیدوار هستم که همه تان جور سیعتمند و سرحال باشین. از این که در افته گذشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش می شیم که از شما بشنویم. خوب دانیال جان هم مارا در این برنامه همکاری می کنند. خوش آمدید دانیال جان. سلام برادر شاید عزیز. خوش آمدید که باستم شما را می بینم. و همطور سلام میکنم به همه عزیزانی که از این طریق مهمان خانه های شما هستیم. و وقتی را داریم که بتانیم از کلام خدا از افکار و نظریات یک دیگه خود با خبر شبیم. تا برای کلیگی ما آگاهی ببخشم. خوش آمدید که ما بین شما هستیم. بله دست های عزیز این برنامه برنامه مسیحی هست. اگر شما کدوم خواهش دعا داشته باشید. و یا مشکل در زندگی داشته باشید که می خواهید با ما شریک بسازید. به هر حال می تانید باید پیام بتید یا تیلفون کنید. تیلفونهای ما باز هستیم. و ما در اینجا به نام ایسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کند. خداوند شما را یاری بدهد. دوستا چند سال قبل یکی از افغانهای پشتون به ما یک پیام داد. ایمیل روان کرد. گفت ما بسیار از مذهب خسته شدیم. ما بسیار مذاهب مختلفه گفت. از اسلام امچان بودایی و دگه مذاهب هندویی و دگه را مذاهب. کاملا ازش خسته شدیم. ما میخواییم که تو من را به یک طریقت یا به یک مذهب رهنمایی کنی. ما برش جواب دانم گفتیم اگر مذهب میخوایی که پیدا کنی ما ترا کمک کند نمیتونم. ولی اگر میخوایی که خداوند را بشناسی با خداوند را بتبگیری ما میتونم ترا کمک کنم. و ما رهنمایی کردم که کتاب مقدس را بخواند. چرا در کتاب مقدس در عهد حتیق بخصوص خداوند در اونجا خود را شناختاند برای قوم اسرائیل و قوم های اطراف اسرائیل. ولی بعد ازی که ایسای مسیح در دنیا آمد خداوند از طریق ایسای مسیح خود را به قوم اسرائیل و همچنان به تمام اقوام دنیا شناختاند. مذهب با رابطه با خدا فرق دارد. چرا در مذهب ما شما هم دانیال جان میدانیم هر کسی باید در مذهب یا ای که رابطه خونی داشته باشد. یعنی از پدر و مادرش امو مذهب داشته باشد. که مثل مسلمان زاده ها پدر و مادرشان مسلمان بودند. یا یهود زاده ها همطور یا همچنان بودایی ها هندوی ها. یا ای که باید امو قوانین از امو مذهب را در ایش داخل شوند و کاملا مراعات کند. در حاله که رابطه گرفتن با خدا اول از خدا شروع میشه. رابطه گرفتن در مذهب اول از این شروع میشه که انسان چی کار کرده میتونه. چی کار کنه. ولی رابطه گرفتن با خدا اول از خدا شروع میشه. که خدا چی کار برما کرد. ما میخواییم اینجا آیتهایی را از کوالیسیان فصل اول آیه های 15 تا 23 را بر شما بخوانم. شما میتونین ایرا در ویبساید افغان بایبلز دات اوارجی هم بخوانید. میگه مسیح صورت خدای نادیده، نخست زاده و مافق همه آفری نشست. زیرا همه چیز به وسیل او آفریده شد. هران چه در آسمان و برزمین است دیدنی و نادیدنی تختهای پادشاهی و قدرتهای روحی، حکمرانان و صاحبان قدرت همه به وسیل او و برای او آفریده شدند. در این دعایه، مافق بودن مسیح رو نشان میده. یعنی قدرت خدایی مسیح رو برما نشان میده. و میگه آیابدا میگه او پیش از همه چیز وجود داشت، همه چیز میدهیم که خدا وجود داشت. یعنی مساوی بودن مسیح به خدا را میگه او پیش از همه چیز وجود داشت و همه چیز در او با هم ارتباط پیدا میکند. مسیح سر کلیسا که بدن خود او است میباشد. او آغاز است و اولین کسی است که پس از مرک زنده شد. تا در همه چیز برطری داشته باشد. زیرا خوشنودی خدا در این بود که با کاملیت خود در مسیح ساکن باشد. در اینجا، در آیات دیگه ما میبینیم که وقت خداوند از طریق عیسای مسیح به این دنیا میاید در اینجا میگه مسیح سر کلیسا است و او باعث خوشنودی خداوند شد و با وسط مسیح همه چیز را چه در آسمان و چه برزمین با خدا با خود آشتی داد. یعنی مسیح ما را با خدا آشتی داد. خدا به وسیل خون مسیح برسلیب سلح را بین خود و خلق برقرار ساخت. ببینین وقتی که آدم و هوا گناه کردن امی سلح از بین رفت. گناه باعث از بین رفتن سلح شد. گناه باعث ازی شد که انسان از خدا دور شد. ولی خداوند از طریق مسیح با وسیل خون مسیح برسلیب سلح را بین خود و خلقت برقرار ساخت. آیه 21 میگم. آیه 21 تا 21 را میخوانم. دانیال جان شما را میگم اگر چیز در این مورد بگوین. میگه شما زمان از خدا دور بودید و با اعمال و افکار شریرانه خود با او دشمنی داشتید. اما اکنون خدا با وسیل مرگ جسمانی مسیح شما را با خود آشتی داد تا در حضور مقدس به عیب و دور از هر ملامتی باشد. با شرط انکه پایه های ایمانتان محکم و استوار بماند و ان امید را که از خبر خوش دریافته اید ترک نکنید. این همان خبر خوش است که شما شنیده اید و در سرسان دنیا اعلام شده است و من پولس خدمتگاران میباشم. آمین. آمین. تشکر از این آیاتی که قرارت کردید برادر شایب جان. وقتی که در ابتدای برنامه اشاره کردید به خواسته اون برادر من یاد خود افتادم که واقعا خواسته همه ما امی بود. یک روزی بشهر به دنبال ازی است که رنج زندگی خود کاهش بده و به نوعی زندگی با خود یک رنج داره و ما باید نیازهای خود را برطرف کنیم و در این زندگی باید سهم بگیریم. و از هر راه و تجربه و امکانی استفاده کنیم تا بتونیم نیازهای خود را برطرف کنیم و خواسته و نخواسته درگیری یک رنج میشیم و به دنبال یک بیرون رفت هستیم. یک طوری این رنج ما کاسته شوهد یا کمتر شوهد و نه تنها رنج شاید تنهایی هم باشه شاید احساس تنهایی یا تنها بودن در اون شرایط سخت زندگی در اون شرایطی که ما باید تنهایی او را تجربه کنیم. این هم یکی از موضوعاتی هستش که وقتی شما صحبت میکردید و خواسته برادر رو به یاد می آوردید ما به یاد خود آفتادیم که زمان ما هم در رنج ها و در تنهایی های خودم گرفتار شده بودم و دنبال یک بیرون رفت بودم. یک راهی که بتانم از این خود را خارج کنم و برایم از این تنهایی از این رنج و موضوع دیگری که بعدها که به مسیح ایمان آوردم و این خیلی به ما کمک کرد دوری کردن از گناه یا دوری کردن از بدی این هم یکی از موضوعاتی بود که خب ما در یک خانواده شریعتی یا مذهبی کلان شده بودم در آداب و رسوم یا مذهب گذشته. خب ما تلاش میکردیم از گناه دوری کنیم و تلاش میکردیم که از بدی یا گناه دوری کنیم و در این تلاش بسیار از اوقات ماندم شدیم. یعنی یک بارهای روی دوش ما بود که برداشتن از او بارها واقعا سخت بود و بعضی وقتا طاقت فرسا بود و باید یک تکرار میکردیم. بعد ها که ایمان آوردم و برگشتم به گذشته آرام آرام متوجه شدم که خدای کتاب مقدس همونطور که شما گفتید از کلوسیان واسطه ای ایسای مسیف واسطه ای بین ما و خدا بود بر از ای که بتانا خدا را به ما معرفه کنه و این خدا بتانا این رنج بشریت رو کاهش بتد. چون ما باید سهم بگیریم ولی در این سهم خدایی در کنار ما قرار بگیره که ما کمتر این رنج رو بفهمیم یا بتانیم با این خدا همراه شویم و خدا در رنج ها ما را کمک کنه در تنهایی ها با اون وارد رابطه شویم یک رابطه که دور از مذهب است دور از اعمال مذهبی نمیفهم حرام و حلالو انجام بده انجام نده و این رقم انجام بده اون رقم اگر انجام بدی وارد رابطه نمیشی و همینطور دوری کردن از بدی و دوری کردن از گناه و خیلی تلاش میکردم که گناه نکنم و انسان خوبی باشم ولی همیشه این تلاش ما به ایک سرانجام نمیرسید همیشه به یک جایی ختم شد که دوباره احساس میکردم که کم آوردم و نمیتانم ولی در مسیحیه
احساس قوی تری به من دست داد که تنها نیستم و این رابطه کمک میکنه که من از بدی یا گنات دوری کنم. این رابطه به من کمک میکنه کمتر احساس تنهایی کنم و این رابطه کمک میکنه که در رنجها حضور خدا را بیشتر درک کنم و حضور خدا را بیشتر بفهمم. و این شاید خاطره ما یا درک ما از این موضوع شناخت خدا بود که این چطور زمانی که من سرگردان بودم به دنبال یک همچین شرایطی میگشتم که مثلا برادر شایب یک راهی در من نشان بته که من یک ذره آرام شوم. شاید من در این شرایط بودم که یکی از دوستان به نام علی نمیفهم بالی کجا هست هر جایی که هست دعا میکنم که در سلامتی باشه. یک روزی بر ما پیام داد گفت چرا قدر نارامی؟ و از این طریق من با مسیح آشنا شدم و زندگی خدا به مسیح سپردم و زندگی من خیلی دستخوش تغییرات قرار گرفت. این دوست ما هم که من امروز شریک ساختم کتاب مقدس چند این ایمیل داشتم بعد از اون رویاه هم دید خواب هم دیده بود و خدا مند اون رو کمک کرد به عیسای مسیح ایمان آورد. من تقریبا بعد از 7-8 سال اون رو در هندوستان ملاقات کردم. من خودم هم نمی دانستم یک کشیش عباید ای را در هندوستان آمد و با ما معرفی کرد. گفتی امو کسی بود که خودت با این کلام خدا را شریک ساختم. خوب این کار خدا است ولی چیزی که مهم از این است که مذهب همیشه یک طرفه است. اگر ما شما متوجه شده باشیم ما شما کلیگی ما مسلمان زاده بودیم و مذهب یک طرفه است. شما یک تنها میتونین با خدا همه چیزی که دارین بگویید ولی رابطه که ما در مسیح میگیم ای رابطه دو طرفه است. ای رابطه دو طرفه است. بله ما به مسیح ایمان میاریم. ما به مسیح دعا میکنیم. ما به مسیح خواهشای خود را میگیم. ما به مسیح شریک میسازیم همه مشکلات خودا خوشی ها و نخوشی های خودا ولی همچنان ما از مسیح میشنویم. از مسیح میشنویم. ای بسیار چیزی است که مسیحیت بفراتر یا بالاتر از یک مذهب است. ما میخوایم شما مثلا تجربه خود را دانیال جان که مثلا شما در این رابطه از مسیح چی شنیدین مثلا؟ میتونید خب موضوع رابطه واقعا یک موضوع شیرینی است نه؟ مثلا وقتی دوتا دوست با هم رابطه برقرار میکنن و این رابطه دوستی کمک میکنه که ما احساس بکنیم در قم یا در شادی یک دیگه خود شریک استیم. و اگر من نیاز دارم که در این رابطه مثلا با یکی از دوستان خود ارتباط بگیرم، تماس بگیرم، درد دل کنم، این رابطه به این شرایط کمک میکنه. یعنی رابطه این شرایط را تقوییت میکنه. و یا همینطور رابطه برادرانه بین مثلا دوتا برادر و یا رابطه پدر و فرزند که فرزند به پدر خود تکیه میکنه و یا پدر قم فرزند خودم میخوره و به نیاز های از او فکر میکنه و از او برنامه ریزی میکنه و بعد این حوییت بخشیدن به این رابطه این را ارزشمند میکنه. مثلا من میتونم یک تعریفی از رابطه دوستی داشته باشم. میتونم یک تعریفی از رابطه برادرانه داشته باشم و یا یک تعریفی از رابطه پدر و فرزند و پسر یا دختر داشته باشم. بعد این حوییتی که ارزش گذاری میشه من را تشفیق میکنه که وارد از این رابطه شویم. و خیلی جالب بود برای اولین بار که وقتی ایمان آورده بودم از انجیل متا بابه هفت آیاتی را خانده بودم که در او آیات خدا خودا پدر معرفی میکنه و ایمانداران رو فرزند و بعد در این رابطه من خیلی هم شاد بودم هم برای من یک ذره شوخی مانند بود و از خدا پرسان میکنم میگفتم آیا تو پدر ماستی؟ آیا راستی تو پدر ماستی و من فرزند تو هستم؟ و این کمک میکرد که من وارد ایک رابطهی به دور از مذحب شوم. یعنی که در مذحب مثل این میمونه که پدر بچه خود را بگوید تا این کار را نکنی، تا اون کار را نکنی، تا دیگه کار را نکنی بچه ما شدن نمیتونی ولی در رابطه پدر و فرزندی در حینی از این که بچه متولد میشه اون پدر، پدر از این بچه هست و این بچه فرزند از اون پدر هست اصلا لازم نیست این بچه کاری بکنه تا فرزند باشه در واقع پذیروفته شده هست به عنوان یک فرزند و این در مسیحیت واقعا برای من شگفت انگیز بود من در مسیحیت دیگه احساس تنهایی نمیکردم خدا برای من به عنوان پدر بود و من برای از اون به عنوان فرزند بودم بعد این حوییت تازه کمک میکرد که این رابطه من خیلی شیرین تر از اون اعمالی باشه که در گزشتن انجام میدادم که نمیتونم زیارت های مختلف، اعمال مذهبی مختلف و بعد از اون آدم شکم داره آیا این پذیروفته شد یا پذیروفتن نشد آیا این مورد قبول قرار گرفت یا مورد قبول قرار نگرفت ولی در رابطه پدر و فرزندی، پدر فرزند خودمی پذیره و بعد از اون از که این عشق و این رابطه تبدیل به رفتار و احکام و کردار میشه خودم سال 99، پدر خودم از دست دادم در پاکستان بود و آنها فوت کردن و پاکستان ام وقت ما هم آمدیم با خانواده این بسیار یک ضربه بزرگی بود در همه فرهنگ ما شما وقت پدر تان از دست میدین رقم یک پایه، یک کوه، یک طرفدار، یک مدافع تان از دست میدین ولی در همون سال وقت من کتاب مقدس را خاندم من به ایسای مسیح ایمان آوردم و پدر آسمانی را دریافت کردم در یک سال، تقریبا شاید یک شش ماه تفاوت داشت یعنی به این مناسد که ما مسیح، بلی از طریق مسیح ما این رابطه را حاصل میکنیم با خداوند و بگویم که اگر ما بگویم که چی وقت چی میشنویم از خداوند ایتر ایک زندگی مسیحی بسیار مشکل است که آدم تشریح بده ما به ایسا هم بعضی اوقات به طور مشخص میشنویم از خداوند از طریق کلامش، از طریق دیگر ایمان دارا، از طریق کشیشا، از طریق خانم خود، از طریق اولاد خود و بعضی اوقات هم ما به طور دائمی، این رابطه رابطه دائمی است که مثلا ما خداوند ما را میگه، خداوند با ما راه میره و این واقعا چیزی است که شما هم شاید این احساس داشته باشن که بسیار مشکل است تشریح دادن از این فقط این زمان کسی دیگر میتونه احساس کنه که او هم مسیحی باشه و او هم این تجربه را داشته باشه شاید بر اکثریت بینده های ما که انها مسلمان هستن و مسلمانزاده هستن این موضوع بسیار مشکل باشه فهمیدنش که مقصد ما در چی است وقت رابطه با خدا میگیم وقت رابطه پدرانه میگیم ولی اگر ما به صورت مختصر بگویم که بیاین دوستای عزیز کتاب مقدس را بخانید خودتان خودتان کتاب مقدس را بخانید خودتان مسیح را بشناسید خودتان به اون ایمان برید و خودتان ببینید که این چیزی که ما میگیم چی معنی دارد بله دقیقا همین طور هست و ما هم تشویق میکنیم که پرسان کنن از خدا پرسان کنن مردم ما مردم دینداری هستن و خدا دوست هستن و چرا که نه از خود خدا پرسان کنن که خدای خودت رو در ما عشقار بساز نمیفهمم از چه راهی چه مسیری ولی اگر واقعا مسیحیت میخوای این خدای ناشناختر را به ما معرفی کنه و به ما بشناسانه چرا جلوه خود را بگیریم و کتاب مقدس را متعالیه نکنیم چرا سنت، نعیف ها و مذاهب، اشخاص جلوه ما را بگیرن و اجازه ندن ما این خدای کتاب مقدس را بشناسیم و با اون وارد رابطه شویم و این پیشنهاد من هم هست با خود خدا وارد رابطه شوید از اون درخواست کنید در تنهایاتان در رنجهایتان اون زمان هایی که میخواید از گناه و یا از بدی دوره کنید از خدا درخواست کنید خدای کجاستی؟ من نیاز به حضور تو دارم آمید خب دوستایی عزیز بین بریم یک کلپ را با هم ببینیم بشنویم دوباره با دانیال جان برمیگردیم برنامه... دیگه اان عکس TONER دکتر که در خورب؟ ک투 بگردر بیمی آخ او یکتنی میکند خب نه آنها فکر نداد نه قدر دکتر که او سبノ بطزینه در комнаت در نگه نداد محمد اسمهال این شما شما شما شما شما برتش به شما صفت 4 بیشتر مatson چیز جمعه بیشترت
صدایم رو بیشت نویده ای خدایم ای خدایم بسمت ما نظر بنداز شناسه نیست برای ما بناگاه نیافتم من که جان خود رو پانج و پناه برم ای خدایم فریاد می کشم امیدم برای روز در روز سختی و جان ما را میگام دارم از دشمنان جانم از ما زورتر است و جان ما را میگام دارم از دشمنان جانم از ما زورتر است با صدای خود سوی خدایم فریاد جان سوز می کشم با صدای خود سوی خدایم اندو هم را بیان می کنم موسیقی خدای من امید من دن و در روز نجات من خدای من امید من دن و در روز نجات من دن و در روز نجات من دن و در روز نجات من دن و در روز نجات من موسیقی موسیقی دوست های عزیز ما و دانیال جان درس هایی را در نورد رشد شخصیت مسیحی چند هفته قبل شروع کرده ایم و امروز موضوع بسیار مهم داریم تحت انوان حسادت یا قناعت بفرماین دانیال جان بله برادر شاید جان یک از موضوعات مهم روزمره زندگی ما همونطوری که شاید هفته های پیش در رابطه با احساسات و عواطف صحبت کردیم و گفتیم که از احساسات و عواطف گریزی نیست و در واقع ما تجربه میکنیم احساسات و عواطف رو ولی یکی از این احساسات و عواطفی که در کلام خدا به اون پرداختمشم موضوع حسادت هست و ای که حسادت چه تأثیری روی زندگی ما داره روی برخورد ما و روابط ما داره و یای که اصلا حسادت چه معنایی داره و در چه جاهایی میتونه خوب باشه و در چه جاهایی میتونه بد باشه و نحوه عمل کرده ما در کجاهایی میتونه برای ما خوب باشه و در چه جاهایی میتونه ما رو به گناه و به خطا بکشنه پس حسادت شاید یکی از موضوعاتی هستش که امروز کلگی ما با اون درگیر باشیم و به نوعی استراب رو وارد زندگی ما بکنه و اشخاصی که در حسادت زندگی میکنن و به نوعی درخواست هایی دارن که اون درخواست ها میتونه خواستن چیزی باشه که دیگران دارن و یا برخوردار شدن از شرایط دیگران باشه آلی میتونه شرایط مادی و یا شرایط نعیف و منوی اونها باشه و چیزی که از خودش نیست و اون رو دوست داره که بر اساسی که شخص دیگری بیرون از زندگی از اون رو داره و این دوست داره اون رو به دست بیاره من یادم هست که وقتی که اولادهای من ریزه بودن دختر من نو به دنیا آمده بود و خب اون آرام آرام کلان شده میرفت و همینطور که وشیار میشد یکان دفعه اگه یک چیزی رو مثلا من دو دانه چاکلیت میگرفتم یک دانش دو میدادم یک دانش دو بچه میدادم و دختر ریزه میگفت من امورم میخوایم و یعنی اون چاکلیتی رو که برای برادرش میگرفتم میگفت من امورم میخوایم نه تنها از خودم استفاده میکنم بلکه امورم میخوایم یعنی این عواتف و احساسات ما به نوعی درگیر این تجربه حسادت میشد وقتای هستش که اتفاقهای خوبی شاید برای یک سری از اشخاص میفته و خاسته و ناخاسته در درون ما یک قمی شکل میگیره و این قم برای ما میتونه دوتا معنا داشته باشه یک معناش میتونه این باشه که چرا او از این نعمت بهرمند شد و من بهرمند نشدم و یک معناشی میتونه باشه که من تشفیق شوم برای از اینکه امور رخم که او از این نعمت بهرمند شده من بهرمند شوم پس اینجا حسادت شاید دوتا معنا پیدا کنه یک معناشی که میتونه معنای واقعا منفی باشه یعنی من نمیخوایم اون نعمتی را که شخصی دیگر از اون بهرمند شده او از ایش بهرمند باشه و تلاش میکنم او را از ایش بگیرم یا او را پایین بیارم سطحشه مقامشه رتبهشه و یا هرطور شده او را خرابش کنم در نظر دیگران و یک معنای دیگرم میتونه داشته باشه که معنای حسادت نیست شاید معنای قبطه خوردن باشه یا معنای حسرت خوردن باشه مثلا فیلالی زندگیش روز بروز روشت کرده و توانمندیهایش روز بروز پیشرفت کرده و این من را تشریخ میکنه که من در این رابطه روشت کنم و پیشرفت کنم و وارد یک بازی نیفم مقایسه کردن مسابقه دادن رقابت کردن نشم و در این رقابت تلاش نکنم دیگران را خراب کنم و یا سطح دیگران را پایین بیارم و یک موضوعی را من میخوندم در رابطه با موضوع استراب که حسادت خیلی به استراب کمک میکنه یعنی اشخاصی که در وجودشان یک حسادتی هست این ها معمولا اشخاصی هستن که استراب دارن چرا؟ چون احساس میکنن پس مندن عقب مندن باید تلاش کنن به دست بیارن از هر رایی که شده به دست بیارن و در این جاست که به خطا میفتن و وجودشان پر از استراب میشه و خیلی جالب هست در این تحقیق من وقتی میخوندم نوشته بود که هشتاد و پایین درصد از بیماری های جسمی به خاطر استراب هست یعنی کسانی که درگیر بیماری هستن میتونه ایک از اصلی ترین التهای بیماریشان استراب باشه و حسادت یکی از او عواطفی هست که استراب ما را افصایش میده دانله جان یک دقیقه یک تیلفون داریم و میره بگیریم سلام دوست عزیز بفرمایید شما سر خط هستین بله بله خدمت گذاران خوروند متحد حالی هستم از ایران سلامت دکنم خدمت شما قربان زنده باشی خدایتو تان کن خدایتو برکت بده برادران عزیز من خیلی ساده عیلی راحت بروت صحبت میکنیم ارز کنم به وزیر شما کلام هشتادت صحبت بود کلمه هشتادت به میان آوردید با این هشتادت کلام خداوندم اومده در انجیل که شاگردان خداوند منم منمهای خودشم هم اعلام میکردن بله که خداوند اومد جواب دار چه کسی بالاتر اصلا من این ادعای هشتادت من اول باشم من اول باشم خیلی خلاصه در بیان میکنم
این نقطه ممکنه توی ایماندارانم باشه توی خدمتگذاران خداوند هسته اتاق آدمین که دعا می کنن خدمتگذار خداوند هست بلی برشان دعا کنیم دعا کنیم که خداوند اتحاد و یکدیلی در دلهای ما قرار بده که نقطه بسیار مهم میره اگر کسی رو خداوند اطایای اعلام می کنه بهش برای خدمت به خدا همه ما در بدن خداوند هستیم و نیاز به خداوند ما داریم متخطایان ما فرض می کنه در انجام خدمت این نیست من بزرگتر با شما توفیق کرد این معنان نداره همه ما فرضان داریم خداوند اتحاد خودتو با حال کسانی که با حال خود خداوند رو انجام بردیم علی جان تشکر از تیلفون تان بسیار جد خداوند شما را برکت بته خوب رزا جان واقعا علی جان گفتن برای دعا کنین بیاین یک لحظه من میخوایم دعا کنم برای چی مسیحی یا چی غیر مسیحی کسایی که احساس احسادت می کنن یا حسرت می کنن اول برای خدمتگذاران خداوند آمین خوب دعا کنیم خداوند سپاسگذار هستم استو بنامی عیسای مسیح عیسای مسیح آمد و او خدمت کرد دیگرارا و ما را درس بزرگ خدمتگذاری را داد و ای که ما قناعت داشته باشیم حسادت نکنیم خداوند برای مسیحی یا غیر مسیحی که آنها حسادت دارن یا دیگرها حسرت می کنن خداوند دعا میکنم که تو انا را احساس قناعت بدی خداوند تو انا را کمک کن با فیضت خداوند ببخش ما را اگر ما حسادت کردیم یا حسود بودیم خداوند ما این مسیحی ها را یا خادمین به دست های مبارکتو می سپاریم که تو انا را کمک کن دستشان را بگی که اونا قانعی باشن در زندگی خود و این قناعت را سرچشمی زندگی خود بسازن به نام ایسای مسیح آمید آمید آمید آمید آمید آمید درپناه خداوند سفر دارم درپناه خداوند بشین خداوند برکت فهر آبان برسین خداوند برکت فهر آبان برسین و یا رقابت بگویم یک رقابتی که کسی بگوید که ما برتر هستم و یا بهتر هستم و همونطور که شما اشاره کردید ایسای مسیح به اونها درس فروتنی داد که چطور یک دیگه خودا دیگران را از خود برتر بدانید و دیگران را خدمت کنید در فلیپیان باب دو وقتی برادر صحبت میکرد من یاد این قسمت از کلام خدا افتادم که ایسای مسیح فروتن میشه و میای دیگران را خدمت میکنه و به دیگران درس خدمت و محبت میده و در جای دیگر در کتاب اول قرانتیان باب سیزده اشاره میشه که در محبت حسادت نیست در دوست داشتن حسادت نیست پس اگر برگردیم به موضوع اصلی حسادت میتونه ما را وارد یک رقابتی بکنه که در اون رقابت ما بگوییم دیگری حق قذیر نداشت سهم دیگری نبود او نباید این موقعیت را به دست میابرد او لیاغتش را نداشت لیاغت ما بیشتر بود و وارد یک بازی شبیم که در این بازی دیگران را محروم کنیم یا قضاوت کنیم و خود را بالا ببریم و بعد در این بالا بردن اتفاقا خیلی حرکت معکوس است به جایی که ما بالا بریم که دیگری را پایین بیاریم تا همسطه ما شود اینجا است که حسادت معنای بدی پیدا میکنه ولی اگر ما تلاش کنیم که بالا بریم به دنبال حکمت باشیم به دنبال برنامه باشیم به دنبال محارت و کسب تجربه باشیم اونجا است که حسادت شاید همو قبطخوردن ویا حسرت بهتر شدن داشته باشه و به ما کمک بکنه اینجا است که ما میتونیم از موضوع حسادت یک برداشت بهتر داشته باشیم نه یک برداشت منفی ولی اگر ما نعمتی را که خدا برای دیگری داده حالا این نعمت میتونه شامل مادیات باشه و یا شامل مسائل منوی جایگاه مقام شهرت علم دانائی و اگر ما بخواییم این رقمی قضاوت بکنیم که این نعمت سهم از اون نبود اگر خدا در دادن از این موضوع حکمت نداشت یا خدای نکرده خدا فهم نداشت و خدا اشتباه کرد اینجا است که ما داریم اشتباه میکنیم و وارد یک بازی میشیم که حسادت ما رو میبره به سمت خطا کردن به سمت گناه کردن برداشت شایب جان شما میخوای چیزی اضافه کنید در مورد شما رقابت گفتید ما میشهد وقتی که در مکتب درس میخانیم معلم ها میگفتند چیزی بود به نام رقابت سالم یعنی رقابت سالم یعنی ای که بدون از ای که حسادت کنه شاگرده یا کسایی که در مکتب استند یا درس میخانند تحصیل میتوانند قدرت دانائی خود را میتوانند کوشش کنند واقعا رقابت سالم در مسیحیت هم موجود دارد که ما بتانیم کمک کنیم یکی دیگر را که اساس از ای حسادت نیست بلکه اساس از ای قناعت است ما به چیزی که داریم قناعت میکنیم ولی در ضمن میخواییم که خود ما رشت کنیم و همزمان با ما دگرها هم رشت کنند شخصیت مسیحیشان رشت کنند اونا هم در قناعت رشت کنند ولی حسادت ما را به یک رقابت ناسالم میکشنه که رقابت ناسالم در نتیجه ما بازنده استیم ببینین رقابت سالم در رقابت سالم همه برنده است شما مثلا در یک سنف یا در یک کلاسی که استن وقتی رقابت سالم موجود داره اینا به چیزهای نوی به چیزهای بهتر همه شاگرده در اونجا به دست میرند یعنی همه برنده است اما در رقابت ناسالم وقتی حسادت اساسش باشه یکی دیگر شما و شما گفتیم یکی دیگر ما پاین میزنیم میخواییم خود را بلند کنیم و در نتیجه همه بازنده است در رقابت ناسالم نمیشه که اساسش حسادت باشه واقعا حسادت مشکل بزرگ است در زندگی انفرادی ما در زندگی خانوادگی ما در زندگی اجتماعی ما در زندگی بین رفقا خودم شخصا مثلا من یک موتر یا ماشین بنز بسیار خوش دارم موتر بنز بسیار خوش دارم ولی تا به حال خداوند به من این بحیان نساخته نمیتانم بخورم چون بسیار بحایش هم بلند است قیمتش بلند است بعض اوقات چی میشه کسی که موتر بنز در خیابان یا سرکت میبینم یک حالت میگم که من چرا این موتر ندارم این ماشین ندارم ولی باز خداوند پس مرا کمک میکنه که نه این چیزی که داریم یعنی به این مناسد که زندگی مسیحی دوست های عزیز زندگی روبات ها نیست زندگی ماشین ها نیست که ما هیچ گونه احساس نداشته باشیم ما فقط بگویم که ما این امتی اگه آدم استیم دیگر 24 سات امیتوره نه ما هم با وسوسه ها مواجه میشیم ما هم با احساسات خود بعض اوقات کنترول کرده نمیتانیم این چیزی که مهم است و در اون آغاز گفتیم چون ما رابطه دو جانبه با خدا داریم با روح خدا داریم با کلام خدا داریم ما را خداوان در احساسات ما کمک میکنه که ما چی کنیم ما غلبه کنیم بر احساسات خود بر حسادت بودن خود یا بر حسرت داشتن یا بر ایزه چیزا غلبه کنیم تا در مسیحیت رشت کنیم تا شخصیت ما منند شخصیت مسیح شود تشکر اشخاص دیگری هست در دنیا پیرامون ما افراد فامیل دوستان اونها هم ترقی میکنن ولی اگر ما گفته شما قناعت نداشتا باشیم به اون مکان یا جایی که قرار گرفتیم تلاش میکنیم کلی گیره پایین بیاریم و در این منده میشیم و بازنده اصلی خود ما هستیم دیگران رشت میکنن ترقی میکنن به دست میارن ولی شخصی که در حسادت قرغ است و کلام خوده ایک آیت خیلی زیبایی داره در امثال سلیمان باب 14 فکر میکنم آیه 30 باشه اگر اشتباه نکنم میگه که میگه حسادت استخانها رو میپوسنه میگه از درون خراب میکنه یعنی از درون یک شخص رو تحت تحصیل قرار میده استراب یک واکنش بیرونی هست کسی که مسترب هست در رفتار شما میتونید رو تشخیص بیدید که مثلا دستش میلرزه خوده کنترول کرده نمیتونه و یا گوشگیری میکنه
در استراب شما یک عملکرد رو از یک شخص میبینید چون آشکار است ولی در حسادت شما این حسادت رو نمیتونید ببینید چون در درون شخص پنهان شده و حتی خود شخص نمیتونه او را ببینه و او را شناسایی کنه و فکر میکنه که این طبیعی است باید این رقم باشه و نمیدونه که این از درون او را خراب میکنه از درون او را فیصله میکنه در اکتهام قدس نمونه های زیادی از حسادت وجود داره و یکی از نمونه های از او یوسف و برادرانش است که در پیدایش فصل 37 در مورد از او میگه چگونه برادران یوسف حسادت کردن و او را میخواستن بکشن و یا اوی کرو فروختن بالاخره یعنی این حسادت واقعا رابطه چندین رابطه را خراب میکنه هم رابطه با خدا را خراب میکنه هم رابطه با انسان ها را و شما در مورد این نقطه که برادران یوسف هست چی نظر دارین؟ دقیقا ببینید که در این رابطه که شما گفتید از کتاب مقدس شاید اگر یک داستان قبل از او را به پردازی میبینیم که در یک داستانی که همه ما این داستان را بلد هستیم قائن و حابیل و در کتاب مقدس نام قائن و حابیل را داریم ولی در بین مردم ما قائن را قابیل میگن چرا؟ چون قابیل یاد گرفتن و این دو تا برادر یک رابطه برادرانه و هم دارن از یک خون هستن ولی حسادت بین از اینا گفته شما برادر شاید حسادت رابطه برادری را خراب میکنه و یک برادر میزنه یک برادر دیگر را میکشه و خشمش باعث میشه حسادت خشمشه برمی انگیزه و او برادر دیگر را میکشه و باز هم شما اشاره کردید رابطه این شخص قائن با خدا هم خراب میشه پس حسادت رابطه را خراب میکنه برادرانه و یوسف در این شرایط رابطهشان با برادرشان با پدرشان با خدا رابطهشان خراب شد ولی در این موابعین اگر بخواییم یک نکته ای را اشاره کنیم یعنی صراحت یعنی یعقوب، پدر یوسف باید حکمت بیشتری داشته میبود برای از اینکه حسادت برادران کلانتر یوسف بر نه انگیزانه یعنی توری رفتار میکرد که این حسادت شکل نگیره ولی یعقوب شاید باید حکمت بیشتری را به کار میبورد حالی یوسف یک زده رزتر بود، شاید نمیفامید ولی یوسف هم میتونست کمتر حسادت دیگران را بر بی انگیزانه و اونها را تحریک کنه که اونها وارد یک رقابت شوند آه یوسف را سعی کنید که پدر به اون بیشتر توجه میکنه برای از اون کالا گرفته و اون محبوب پدر از اون خواب های عجیب و غریب میبینه و اونها تصمیم بگیرن و این حسادت راهی شوند که شیطان در ذهن و رفتار از اونها کار بکنه و باعث پیش اونها تصمیم بگیرن اول یوسف را بکشن بعد دوباره تصمیم شان اول یوسف را ساودا کنن ولی ما میبینیم یوسف روشت کرد یوسف ترقی کرد یوسف بالا رفت چرا؟ چون یوسف میدونست در کجا گام برداره یوسف میدونست که نواید در گذشته گام برداره و یوسف روشت کرد و عزیز مصر شد یکی از اشخاص تحصیل گذار مصر شد که اتا خاندان خود فرزندان یغوب را نجات داد از قهدی خب دوستاتا به حال ما ای را یاد گرفتیم که حسادت باعث از این میشه که رابطه ما با خدا خراب شوه همچنون باعث از این میشه که رابطه ما با دیگران و در مرقص فصل 7 آیه های 20 تا 23 ایسای مسیح اتا حسادت را در کنار قتل و زنا قرار میده یعنی از گناه های بسیار مهمه میگه ایسا به سخنان خود ادامه داده افزود آنچه از درون آدمی بیرون میشود انسان را نجس میسازد زیرا در درون و قلب انسان افکار پلیت فساد جنسی، دزدی، قتل، زنا، خودخواهی، خیانت، فریب، شهوترانی حسادت، تهمت، تکبر و هموقت بیرون میاید این بدیه ها همه از درون انسان سر چشمه میگیرند و انسان را ناپاک میسازند خب در این مورد بیشتر صحبت میکنیم بیاین بریم یک کلپ را با هم ببینیم بشنویم دوباره با دانیال جان برمی گردیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
سیزده و چارده بر ما حکم میکنه میکنه پس باید مانند کسانی رفتار کنیم که در روشنایی روز بسر میبرند و از عیاشی و مستی، هرزگی و فساد اخلاقی و نزا و حسادت بپرهیزیم بلکه خسلت خداوند ما ایسای مسیح را مانند لباس نو پوشیده و دیگر در فکر انجام دادن در فکر انجام دادن خواهشای نفسانی خواد نباشیم خداوند کلامشا برکت پته بفرماید شما راه کارهایی را بر ما تشریف کنید برادر شاید جان شما در برنامه قبلی یعنی در تایم قبلی اشاره به ایک آیت کردید که ایسای مسیح در او آیت حسادت را در کنار دیگر اعمال رزیله قرار میده ولی خیلی جالب است که دیدن نمیشه انگار که برای ما خیلی این موضوع پیش پا افتاده است و خیلی برای ما جدی نیست در واقع این خیلی جدی است اگر جدی نمی بود ایسا او را در کنار اعمال رزیله دیگر قرار نمی داد و امیتور در رومیان که امیالی خاندیم و چطور پولوس باز پولوس رسول حسادت را در کنار این موضوع قرار میده پس ما حسادت ایک موضوع بسیار جدیه هست که ما باید ایک مقدار به خود فکر کنیم که آیا ما در این شرایط هستیم و در این تجربه قرار گرفتیم که هیچ نمی فهمیم شاید میشه که اصلا متلع نیستیم و حسادت در وجود ما هست و باعث میشه که ما از شادی دیگران شاد نشیم و یا از شادی دیگران قمگین شویم و این قمگین بودن ما را واداره به یک عملی که شاید درست نباشه از این خاطر خب راهکار میتونه راهکارهای زیادی باشه ولی یکی از این راهکارهایی که آلی ما در این فرست کم میتونیم در این مشورت با هم داشته باشیم در عنوان برنامه هست حسادت یا قناعت ما چقدر انسان های شک گذاری هستیم و چقدر به حضور خدا میریم و از اراده خدا در زندگی خود رازی هستیم و این خیلی مهمه هست که آیا در اون شرایطی که هر کدام ما قرار گرفتیم شک گذار هستیم به حضور خدا میریم و اراده خدا را پذیرفتیم برای زندگی خود اینجا هستش که قناعت ویا شک گذار بودن از خدا میتونه به ما کمک بکنه که این موضوع یک مقدار بتاریم کنترول کنیم و همینطور موضوع حسادت را باید شناسائی کنیم چه موضوعاتی هست که حسادت ما را تحریک میکنه یعنی محرک هست و از خود بیاییم پرسان کنیم چه موضوعی آلی من را قمگین کرده و یا من را ناراحت کرده یعنی دیگری را پایین بیارم و یا دیگری را دعاوری کنم دیگری را زیر سؤال ببرم این خیلی مهم است که ما بتانیم این موضوع را شناسائی کنیم چه موضوعی هست و وقتی این موضوع را شناسائی کردیم به این موضوع پی ببریم که ما نمیتونیم همه موارد یا همه موقعیت های زندگی را با هم داشته باشیم ما نمیتونیم برادر شاید شاید این امکان فیلن نباشه و شاید این امکان در آینده فراهم شد و ما تلاش بکنیم برای به دست آوردن ما نمیتونیم شاید صدای خوبی داشته باشیم خدا یک سری استعداد ها را به یک سری اشخاص داده و او صدای خوبی داره آلی ما بیاییم نسبت به او حسادت کنم یا اندام خوب داده اندام بزرگ یا حیکلی داده چرا من کتا هستم و او چرا کلان هست یا هر چیزی که میتونه حسادت ما را تحریک کنه چرا فلانی تجارت خوبی داره خب شاید او در بخش تجارت و اقتصاد مهارت داره و من این مهارت ندارم بیاییم بپذیریم که چه جاهای ما توانمندی داریم و چه جاهای استعداد های خدادادی داریم و چه جاهای خدا به ما برکت داده و چه جاهای بیشتر بپردازیم بیشتر فکر کنیم تا در این قسمت ترقی کنیم خیلی ها هستن که توانایی خاندن دارن توانایی نوشتن دارن توانایی سرچ و تحقیق دارن اون ها میتونن معلمین و یا استادان دانشگاه باشن ولی شاید ما نتونیم این کارو بکنیم و بیاییم واقعیت خدا و وقعی زندگی خدا تحلیل کنیم و واقعا اراده خدا برای زندگی ما چیست و برین به حضور خدا به حسادت رو تبدیل به دعا کنیم اگر جایی هست که واقعا ما احساس نیاز میکنم و یا جایی هست که برادر ما در اون رشد کرده دوست ما در اون رشد کرده فاميل ما در اون رشد کرده و در آن جا به احساس کمبود میکنم این را بوبرم به حضور خدا اول شکر گذار باشم و بعد بوبرم به حضور خدا خدایا در این رابطه من نیاز به حضور و کمک تو دارم نیاز به حکمتی از جانب تو دارم من را حکیم بساز تا بتانم رای خدا پیدا بکنم تا بتانم زندگی خدا سر و سامان ببخشم این موضوعات رو شاید ما خیلی به صورت پراکنده گفتیم خیلی موضوعوار واردش نشدیم من میدانم هر کدام از شمایی که آلی بیننده استید خدا به شما در زندگیتان تجربیات زیادی بخشیده و شما فقط نیاز دارید که این تجربیات رو به کار ببرید در جهت درست در جهت رابطهی که با خدا دارید در جهت بدی از گناه ببخشید در جهت دوری از بدی و دوری از گناه همون موضوعی که شاید در اول جلسه گفتیم در این جهت تجربیات خدا به کار ببرید به حضور خدا برید خداوند شما را برکت خواهد داد واقعا ما بیاد یک شعری از رازق فانی افتادم که او میگه با هر دلی که شاد شود شاد میشوم آباد هرکی گشت من آباد میشوم در دام هرکی رفت شریکی غمش منم از بند هرکی رست من آزاد میشوم واقعا کلام خدا هم برما امیر میگه که در شادی دیگره ما شاد باشیم در غمشان ما غم شریکی کنیم و حسادت نکنیم به هیچ کسی حسادت به هیچ چیز نکنیم و دعای ما امی است دعای ما امی است که مارا کمک کنه هر یک مارا بخصوص در خانواده ها امروز حسادت بسیار زیاد است در بین خانواده ها در بین رفیقا در اجتماعی ایمانداران بعض اوقات در کلیسا که خداوند ایرن نمیخوای خداوند میخوای که ما در قناعت زندگی کنیم و به چیزی که داریم به امو خوش باشیم به چیزی که داریم خوش باشیم و میخوایم که دعا کنیم خداوند سپاسگزار استیم از تمام برکاتی که تو مارا داری ما قناعت داریم به چیزی که داریم خداوند ما را از ازازت دور داشته باش چی در کلیسا چی در بین ایمانداران همچنان مردم مارا و خداوند مارا احساس قناعت بده که ما به چیزی که داریم قناعت کنیم و از تو همیشه شکر گذار باشیم خداوند شکر گذار استیم از تو که تو تمام احتیاجات مارا میدانی و بر ما میسازی تشکر میکنیم به نام ایسای مسیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی