Jesus on the Way to the Cross

  1 hour

  5 June 2020

The soldiers beat Jesus, spit on him, put a crown of thorn on him and forced him to take his cross. Finally Jesus was hung on the cross between two thieves. Jesus had all power to resist but he willingly went to the cross to give his life for our sins. Jesus died on the cross for the sins of his friends and for the sins of his enemies. Jesus said: Father forgive them. Jesus died on the cross, buried and rose again.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. بنامه خداونده که همه را یکسان دوست داره و محبت میکنه به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشین. ازی که با ما در یک هفته گذاشته از طریق تیلفون یا فیسبوک یا پیام گذاشتین یا مسجد کردین یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم و کارکنهای ما باز شما تماس میگیرند. امروز ما همچنان خوش هستیم که کسراجان را با خود داریم. سلام کسراجان سلام برادر من، وقتتان خوش باشن، در پناه پادش های سلامتی باشین. پادش های سلامتی دایتون برکت سلامتی بیدم، من خوشحالم که با شما هستم. امیدوارم که امروز هر چیزی که گفتم شد و هر چیزی که میشنویم در قلب از ما بیشند و باعث جلال نام خدا بند شد. من هستم در خدمت شما. آمید. بله، کسراجان در طول برنامه با ما خواد بودند. یک جای این برنامه را پیش میبریم. دوستای عزیز شما در هفته گذاشته یا آله هم در تلویزیون ها، از طریق رسانه ها میبینین در مورد تظاهراتی که در امریکا، ایالات متحده امریکا صورت میگیرند. در بیستو پنج مه امیم سال، یعنی تقریباً بیش از یک هفته قبل، دیرک شوین، افسر پولیس شهر میناپولیس، اون زانوی خود را برای 8 دقیقه و 46 ثانیه روی گردن جورج فلوید قرار داد. و در حال که جورج فلوید یک سیاه پوست بود و غیر مسلح و دست بند زده شده بود یا ولچک به اسطلاح شده بود. فلمی که توسط حاضران حادثه گرفته شد، نشان میده که جورج فلوید چندین بار میگه من نمیتوانم نفس بکشم. با وجود از این که چندین بار میگه من نمیتوانم نفس بکشم، ولی همچنان کسایی که اونجا بودن ناظرات و همچنان ایمامور پولیس، منه نفس کشیدن از او شدند. که بعد از او هم جان خود را از دست داد. و این من نمیتوانم نفس بکشم برای اعتراض به مرگ جورج فلوید به شعار یک گسترده تبدیل شده. و ما میبینیم که بر بیشتر از یک هفته تظاهرات در تقریبا شهرهای بزرگ بیش از شهست شهر امریکا صورت گرفته و همچنان ما میبینیم تظاهرات در شهرهای دیگه دنیا هم انجام میشند. مشکل نجات پرستی مشکل نوی نیست. مشکل نجات پرستی مشکل نوی یا جدید نیست. سالها در امریکا، در اروپا و در دگر کشورها هم وجود داشته. و این دوام داره. ولی فعلا در امریکا سیاه پوستا و همچنان لاتین تبارها آله بسیار بسطوح آمدن از این مشکل. و استلاحی از این که من نمیتوانم نفس بکشم. کسرا جان شما هستین بله؟ ما یک قصه اگر از زندگی خود کنم من چند سال قبل در کمپ کمرای رفته بودم برای یک هفته استراحت در اونجا فوتبال بازی میکدم. و در جنیان فوتبال بازی کردن من دیدم که نفسم قید شد. و دیگه نفس کشیدن نمیتونستم. من هم گفتم من نفس کشیدن نمیتونم. یکی از دوستهای ما آمد و من را کمک کرد و دوباره نفس کشد. ولی این افریقای طبار یا جورج فلائد هم همی را گفت. ولی کسی به این کمک نکرد. کسی به این کمک نکرد. فاجه ادر همی است. با وجود که این صدای من را کشید ولی کسی به این کمک نکرد. من میخوایم یک آیت را از غلاطیان بخوانم و از شما میخوایم در این مورد صحبت کنید. صحبت کنید غلاطیان. فصل سوام آیه 28 من میخوانم بر شما و بر همه بیننده های ما. آیه 28 میگرد. پس ایگر هیچ تفاوته میان یهودی و غیریهودی برده و آزاد مرد و زن وجود ندارد. زیرا همه شما در پیوستگی با مسیح ایسا یک هستید. و اگر متعلق به مسیح هستید نسل ابراهیم و مطابق وعده خدا و عرصه او هستید. بله کسا جان تشکر برادرم همیشه خب شاید ما کسایی که معجرت کردیم شاید در این باره بیشتر زیادتر از دیگران تفکر کرده باشیم فکر کرده باشیم و فکر کردیم که ای وجود داشته که ما نگاه در ما متمایستر بوده شاید به خاطر رنگ پوست مو شاید به خاطر حالا هرشیزی شبیه از ای بوده ولی خود یک چیزی رو خداوند پوست می خواند بررای خداوند فرق نمانه که marshmello میلیت و کمنیت همه جوانی چنگ نگاه به شیش منسان نگاه می کنه و کاری هم که انجام داده برنامه زیبایی رو که برای از ما انجام داد برای همه انجام داد و خداوند همه را دوست داره همه را دوست داره بعض وقتها ما دعاهای خود یک وقتهای ما خودم تا گذرشتی خودم می توانیم دعاهای خود یک مردم خاصی را دعا میکردم یک مردم خاصی را لعنت می فرستادم با بعضی حال من خوب بود برای بعضی بدی می خواستم برای بعضی خوشی می خواستم ولی امروز در خداوند شاید بالاترین چیزی را که یاد گرفتیم خداوند وقتی همه را دوست داره و ما به عنوان یک مسیحی مدعی از ای هستیم که خداوند الگوی از ما هستن ما هم باید شبیه خداوند باشیم باید همه را دوست داشته باشیم کلام خدامون میکنه در ایسای مسیح در خداوند نه قلام معنی داره نه برده معنی داره نه سیاه معنی داره نه سفید نه یهودی نه یونانی نه رومی هیچ کدوم اینا دیگه معنی نداره فقط و فقط یک چیز معنی داره محبت و محبت واقعا دوست داریم ما و کسراجان شاید گذشته تباری ما یکی نباشه شاید گذشته تباری ما یکی نباشه ولیکن چی ما یکی هست که ایسای مسیح یکی هست ما در ایسای مسیح چی پشتون چی تاجک چی هزاره چی ازبیک چی ترکمانی همه ما در ایسای مسیح چی هستیم یکی هستیم و من میخوایم شما دیدین در رسانه ها شما شاید ده باشین رئیس جمهور امریکا هم رفت در برابر یک کلیسا که به زبان انگلیسی هست یک اکس گرفت ما هم با بایبل میتونم این کتاب مقدس به زبان دریست ولی فرق ما و رئیس جمهور امریکا در چی هست در این هست که رئیس جمهور امریکا یک میلیاردر هست رئیس جمهور امریکا رئیس جمهور بزرگترین کشور قدرتترین کشور دنیا هست و این هست که من آدم عادی هستم انسان عادی هستم که کار میکنم روزانه و به فیض خدا نجات یافتیم ولی من چی میکنم من وقت بایبل را یا کتاب مقدس را میگرم این را باز میکنم و میخانم من میخوایم اینجا از رومیان بر شما بینده ها وابر کسا جان هم بخانم و از شما کسا جان میخوایم بر چند دقیقه داریم آورت صحبت کنیم رومیان فصل دوازده آی ابدا تا بیستو یک بر شما میخانم گفته به هیچ کس به عوض بدی بدی نکنید متوجه باشه که تمام کارهای شما در پیش مردم نیکو باشد حتی امکان تا آنجا که مربود به شماست با همه مردم در صلح و صفا زندگی کنید ای دوستان عزیز به هیچ وجه انتقام خود را نگیرید بلکه آن را به مکافات خدا واقضار کنید. زیرا نوشته شده است خداوند میگوید من مجازات میکنم بلکه اگر دشمن تو گرست نه است او را سیر کن و اگر توش نه است با او آب بده. زیرا با این کار آتش بر سر او فرو خواهی ریخت مغلوب بدی نشوید بلکه بدی را با خوبی مغلوب سازید. وقت ما از رئی جمهور امریکا یاد کردم ای با این منانه نیست که من تعیید میکنم کاری کهو کرده ای با این منانه است که ما وقت از کتاب مقدس یاد میکنیم باید باز کنیم بخانیم و با او ایمان بیاریم بله کسرا جان بفرماییم چیزی گفتنی؟ زنده باشه بردن من بعض وقتا در مورد ای آیات از رومیان خاندیم شاید تصور ای تصور تصور خیلی جالبی شاید باشه شاید هم از دید بازی تصور جالب نباشه یه استه که مردم مردم ما رو میبینند و مردم چیزی رو فراموش نموکنند ای همیشه باید مدد نظر از ما باشند یک الگویی رو وقتی در نظر میگیریم خدامند اسای مسیم مگه هر
درخت از میوهش اشناخت نموشد. وقتی که مردم با رو میبینند، ما مثل یک آینه نور ایسای مسیر رو تجلیم بکنیم. ما نشون میدیم که مسیحی هستیم. ای آیاتی که از رومیان خاندی دقیقاً چیزی هسته که شاید توی اوائل ایمان خواه همه در مورد چی میشنوند. ولی زمان اینا، زمان اینا برای از مو نقش پیدا میکنه که عملی کنیم و کارگردی کنیم. جواب بدی توی گذاشته امیدواری ایسای مسیر موقع شنیده اید که دندان در برابر دندان ولی من درش مو یک چیزی دیگری رو بگم. خداوند نمیاد چیزی را از طورات کم کنه. محبت و لطف از همه چی بالا تره. محبت میتونه همه چی را عوض کنه محبت میتونه معادلات باعوض کنه. محبت میتونه اوی چیزی که ما حتی تصور شده نمیکنیم فکر نمی کنیم. محبت میتونه او را جا به جا کنه میتونه او مادلهی که توی ذهن انسانی هسته، سالها جور نشده قرمزها جور نشده. محبت میتونه او معادلات را عوضش کنه با برنامه خدابن یکی کنه. محبت میتونه معادلات بسیار بغرنج را در زندگی ما که ما فکرش نمی کنیم حل کنه. خب دوستا ای را باید داشته باشین بیاین باریم یک کلیپ را ببینیم دوباره برمی گردیم. بینندگان گرامی، آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید بیاستدیقی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم. لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید. دوستای عزیز ما در این بخش برنامه بطور معمول به سوال ها جواب میدیم امروز کسرا جان بر اولین بار در برنامه خود داریم و خوش هستیم خدا را سپاس گذار هستیم. فقط ما میخوایم کسرا جان بطور مختصر جواهی یا شهادت خود را در مورد ایمانشان بگوید. و سوال ما این است کسرا جان از شما که سوال اول ما این است که شما زندگیتون یکم به ما بگوین قبل از این که به ایسای مسیح ایمان آورده بودید. برادرم در مورد زندگی قبل از ایمان قبل از شناخت ایسای مسیح قبل از این که خداوند ملاقات بکنیم. خب گفتنیا زیاده همه از ما یک داستانی داریم یک ماجرایی داریم. یک چیزهایی در زندگی از ما اتفاق افتاده و شاید مشترک باشه شاید مشترک نباشه و خب شاید برای مردم افغانستان که من خودم هم افغانستانی هستم. یک افغان هستم شاید برای از ما و از شما این چیزها خیلی مشترک تر باشه تجربیات ما. ولی خب من یک زمانی توی زندگی خب در یک رشد و بلوغی رسیدم. این رشد و بلوغ باعث شد که من یک ذره تفکرات من بیشتر در محبت خداشناسی بیشتر فعال شدم و کار کنم. خب واقعا این چیزی که ما در مورد خدا صحبت میکنیم این چیزی که خانواده از من در من یاد داده این چیزی که ملای محل در موقع این چیزی که در حالا من شعه هم بودم این چیزی که در حیات ها گفتم میشه آیا واقعیت داره یا نداره؟ بخاطر چی؟ من در این قضیه خیلی فکر میکنم یا در این خیلی تفکر میکنم چون من در مورد از این یک کتاب خاندم که بعدا اون کتابه خیلی تأثیر گذار بود. یک سوال در اون کتاب بود و سوالی بود که چرا وقتی که شما مورد یک حیات مورد ایچ صحبتی از خدا نموشه اونجی؟ چرا هیچ صحبتی از خدا نموشه فقط و فقط صحبت از آدم های صحبت از اشخاص هست صحبت از کسای هستن که اومدن مردن و امروز زنده نیستن کسایی که امروز شاید ما دیگر تبدیل در انسان پرستی شدیم کاری که در حیات ها انجام موشد. یک جره قید زهنی از من بود و واقعا چندین سال من در این قضیه فکر میکدم تا این که این خلای درانی که داشتم این خلای که با هیچ پور نمیتونستم همیشه این خلای درانی بزرگتر میشد. کار میکدم پول درامت داشتم نمیدونم و مراسم های مذهبی را کم بشه تا جایی که میتونستم انجام بیدم و از ویه خانواده مذهبی بودم افراد خانواده از من توی قسمت مذهبی خیلی آدم های شناخت شده بودن چی در افغانستان چی در ایران و تمام این چیز ها انجام موشد. ولی درانه از من هیچ موقع سیاهیش او هباب سیاهی که درانه از من بود هیچ موقع سفید نموشد. خیلی موقع سفید نموشد. کسراجان که شما چیگونه با کلام خدا اشنا شدید و چیگونه ایمان آوردید به ایسای مسیح؟ متوجه شدم که اصلا یک چیزی شانسی یا خیلی یک چیزی اتفاقی نبوده بلکه پلام و برنامه خداوند بوده. ما یک مشکل مالی داشتم در ایران با یک شرکتی و بعد پیش ازی بند خدا رفتم. فقط این چیزی که میخوام بگم برادر من اینقدر اهمیت دارم به خاطر از این اهمیتشی من مسیحی شدم. یعنی شاید اگه او اتفاق نمیافتاد من هیچ موقع مسیحی نموشدم. توی دفتر یک کار ازی بند خدا رفتم یک تابلایی کچلی توی دفتر کار خودش و روی از او تابلا نویشته بود که در این مکان نه شما نه باشد و بله شما بله باشد. انجیل مطا بابای پنجهای سی و هفت در مورد امی صحبت بکنه. در این مکان نه شما نه باشد و بله شما بله باشد. حالا من این آیه را قبلا در انجیل خوندم. قبلا از یک دستای من انجیل گرفته بودم. تصور من این بود که من این را یک جای دیدم. بعدان که با این بند خدا بشتر صحبت کردم. متوجه شدم این مسیحی هست. و درش گفتم که این چیزه که تو موگی من قبلا در انجیل خوندم. و خوب هم توضیح داد که آره در این جای انجیل هستم. منظورشی چیه و اینا. حالا در مورد اومتنی انجیل مدتا مخصوصا مویزه بالای کوخ خیلی ما صحبت کردیم. ولی یک چیزی تأثیر گذار روی که من مسیحی شدم و مهم بود. این بود که او آدمی که دمه بشارت داد. او آدمی که دمه بشارت داد. حرفشی و عملش یکی بود. یعنی هر چیزی که مو گفت. هر چیزی که مو گفت عمل مو کرد. این برای از من توی جامعه که ما زندگی مو کردیم یک چیز نو بود. حرف و عمل یک نفر یکی باشم. یک چیزی که من را جازب کردی بود. چیزی که روی قلب از من تأثیر گذار بودی بود. اون بشارت بود. اون بذر پاشیدن بود. کار روح القدس بود. ولی اون نمونه...اون کسی که در من بشارت داد. یک نمونه مسیحی بود. یکی تأثیر گذار بود روی ازی که من کلام بخوانم.
در تاریخ دنیا که هر چیزی که می گفت در حفظ او را تطبیق میکرد. ایسای مسیح می گفت خداوند شما را دوست دارد. خودش ای کار را کرد بخاطر محبت خدا در سلیب جان خود را داد. و شما بر ما اگر سوال ثیابه بگویم ای است که چه تغییر را ایمان به ایسای مسیح یا خاندن انجیل چه تغییر را در زندگی شما آورد که شما امروز از یک کسی که خودتان گفتین قلب ما سیاه بود شما را بر ایک کسی تبدیل کرد که قلبتان روشن است یا سفید است و ایسای مسیح شما را بخشیده و همچنان امروز شما به دگه محاجرین خدمت میکنین. امی تغییر بر ما بگویید. بردار من من در مورد امی سیاهی قلب خب ای احساس وجود داشت. ای احساس همیشه بود. من وقتی که ایمان آوردم در ایران کلیسای خانگی استم. ما رفتیم در یک کلیسای خانگی پر من هشت نفر نو نفر بودیم. یک جایی جمع شده بودیم. جمع شدیم یک نفر شروع کرد دعا کردن برای از من و چند نفر دیگه هم شروع کردن برای از من دعا کنن. خب تقریبا من دو هفته بود که در ایسای مسیح ایمان آورده بودم و خب سرشار از احساسات بودم و در ای سیاهی دران خب هم خیلی فکر میکردم که من خب انتظار داشتم اون موقع که ایمان میارم یک دفعه ای یک اتفاق بی افتد و یک چیزی شدم و کلن یک کسرای دیگر شدم و این چیزا ولی خب این در اینیت برای از من یک جور اتفاق افتد وقتی که اونجی برای از من دعا میکردن یک نفر در ما گفت که یک از امور خواهر برادران در ما گفت که خود تو هم برای خود خود دعا کن همین لحظه که ما برای تو دعا میکنیم خب من تعجیب کردم خب توی باور قبلی ما یک جور خودستایی یا خودپسندی بود که تو خود برای خود خود در حضور جمع بشینی دعا کنی این زیاد جالب نبود خب برای اولین بار من شروع کردم در حضور جمع برای خود خود دعا کردم وقتی در حضور جمع برای خود خود دعا میکنیم و دیگر هم برای از من دعا میکنن چیزی که من دیدم یک حبابی سیاه حبابی سیاه توی دران از من شکست خورد شد پودر شد رخت یک حباب سفید جایش ریخت هلولویه هلولویه هیچ موقع بله هیچ موقع فراموش نمی کنم که خداوند او چیزی که من سالها در اش فکر میکدم و برای از من چجوری عوض کرد چجوری برای از من تغییرش داد چیزی که سالها ذهن من را مشغول کده بود سالها من را گرفتار کده بود که خدایا تو توی یک کاری بکن و خداوند یک کار برای از من انجام داد خدا را سپاسگذار استیم از شما بیشتر خواد شنجیدیم کسراجان عزیز بیانید دوستان بریم یک کلیف ویدیو را ببینیم دوباره برمی گردیم آمید جواب بسیاری سوال ها را بما میدن شما میتونین ای برنامه ها را در ویب سایت سعد افغان دات ارگ تماشا کنین اما تا را شما نسخه کتاب مسیح چیسته میتونین از ویب سایت افغان میدیا سینتر دات ارگ داملود کنین یا از طریقه ویب سایت ای کتاب ها خریدوری کنین موسیقی ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 0-01-226-476-4462 تماس بگیرید ما به درسهای خود از انجیل مرکز دوام میدیم و موضوع امروز ما از ایسای مسیح در راه صلیب مطابق مرکز فصل 15 آیه های 16 تا 32 ما همه میفهمیم که مرکز انجیلش به شکل قصه نوشته شده که از یک نسل به نسل دیگه انتقال کند و ما میخوایم دوستان را بر کلیپ ویدیوی از فلم ایسای مسیح که در مورد امی بخش از انجیل سبت شده بر شما را دعوت کنم که بیبینین و یک چیز را باید یک حشدار به همه دوستان بدیم اگر شما بچه های خورد دارین اطفال است در چند هفته آینده ای کلیپ های ما بعض اوقات سحن های داره که شما خودتان باید تصمیم بگیرین که آیا بچه های جوانتان یا خورد ها اطفال او را ببینند یعنی سحن های راه سلیب راه دشواری است سحن های بسیار زج و شکنجه است که شاید بر بچه های جوان یا اطفال خوب نباشد به این خاطر من از شما خواهش میکنم که خودتان ای تصمیم بگیرین دوستان بیاین بریم ای کلیپ ویدیوی را ببینیم و دوباره برمگردیم موسیقی اساکر ایسا را به داخل اولی قصر والی بردند و تمام قشنگ را جمع کردند موسیقی آنها لباس ارغوانی به او پوشانیدند و تاجی از خار بافته بر سرش گذاشتند و به او عدای احترام کرده میگفتند موسیقی و با چوب بر سرش میزدند و به رویش آب دهان میانداختند بعد پیش او زانو زده و تحظیم می کردند وقت استعزاها تمام شد آنها لباس ارغوانی را از تنش دراورده و لباسهای خودش را به او پوشانیدند و او را بیرون بردند تا مسلوب کنند موسیقی آنان شخصی را به نام شمعون القیروان بدر اسکندر رفوس که از صحرا به شهر می آمد و آزان جامعی گذاشت مجبور کردند که سلیب ایسا را ببرد موسیقی آنها ایسا را به محل به نام جلجتا که معنی آن محل کاسه سر است بردند موسیقی به او شراب دادند که آمیختا با داروی به نام مر بود اما او آن را قبول نکرد موسیقی پس او را بر سلیب میخکوب کردند و لباس هایش را بین خود تقسیم نمودند و برای تعین حصه هر یک قرآن داختند ساعت نوی صبح بود که او را مسلوب کردند تقصیر نامه برایش به این مضمون نوشتند پاچای یهودیان دو نفر راهزن را نیز با او مسلوب کردند یکی در طرف راست و دیگری را در سمت چپ او بعد این طریق آن کلام تمام شد که می گوید از خطاکاران معصوب شد کسانه که از آن جام می گذشتند سرهایشان را تکان می دادند و باریش خند به ایسا می گفتند ای کسی که می خواستی خانه خدا را خراب کنی و در سه روز بسازی حالا سلیب پایین بیا و خودت را نجات بده همچنین سران کائنان و ملایان یهود نیز او را مسخره می کردند و به یک دیگر می گفتند دیگران را نجات دیداد اما نمی تواند خود را نجات دد حالا این مسیح و پاچه های اسرائیل از سلیب پایین بیاید تا ما ببینیم و با او ایمان بیاوریم کسانه هم که با او مسلوب شده بودند او را تحقیر می کردند منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید
بله ما دوستای عزیز خوشمشیم از شما بشنویم تلفونای ما سر خط است و ما و کسرا جان هم در خدمت شما استیم دوستای عزیز موضوع امروز درس ما است از انجیل مرقص فصل پانزده آیه های شانزده تا سی و دو ایسای مسیح در راه سلید کسرا جان ما همه فلم ایسای مسیح را دیدیم و بعضی از ایرانی ها و افغان ها از طریق فلم ایسای مسیح هم با ایسای مسیح ایمان آوردن که بسیار کار نیک است ولی استادای الهیات به این نظر دارند به این معتقد هستند و تاریخدان ها با وجود از این که در فلم ایسای مسیح راه سلید بشکل بسیار فجیش نشان داده شده ولی حقیقت زجر که ایسای مسیح را دادن او بالاتر از چندین بار بالاتر از چیزیست که در فلم نشان داده شده یعنی به این مناسد که چیز را که ایسای مسیح حقیقتا در راه سلید او را تحمل کرد او اصلا قابل تصور و خیال نیست یعنی در فلم یک اندازه چیز را که ما در فلم میبینیم جگرخون میشیم ولی فلم میگن حتی امور هم اصل حقیقتش چندین بار خطرناکتر و فجیه تر از ای بوده که در فلم نشان داده شده و راه سلید راه رنج است خب بفرماید کسراجان شما در این مورد صحبت کنین زنده باشه برادر من در مورد این چیزی که گفتیم راه سلید و رنج و دردی که خداوند برای از مکشید در آیه پانزده در مورد از این صحبت میکنه که ایسا را تازیانه زدن تازیانه هایی که از زمان استفاده میکدن یا شلاغ هایی که از زمان استفاده میکدن جنسی چرم بوده و داخلی از جنسی چرم یک میده استخان جای میدادن و در ما باید از او کار میذاشتن که بعد از او شلاغ میزدن بعد او چی رقم شلاغ میزدن یا چی رقم تازیانه میزدن یک نفر یاد یک ستون بسته میکدن یا در روی زمین میخوابندن بعد از او چند نفر شروع میکدن تازیانه زدن تازیانه زدن چی رقم شد که بعضی وقتا استخان های از آدم ها پیدا مو شده یعنی استخان دیده مو شده بعضی وقتا شکم یا پوشت کامل پاره مو کدن یه قد اونا بره مودن و زربه میزدن برای خب با تمام تفاصیل که دایی قبل از آیه شانزده کوری مردم و کوری پلاتوس باید اسمش که ایسای مسیح برای مسکوب شدن بورن و بعد دایی شانزده یک چیز اونجی مگم کتاب مقدس دری پشت من نبود ولی فکر کنم نمیدونم کلمه مشابهش اونجی چی مگم و همه گروه سربازان گرد هم فرا خوندن این گروه سربازان حدود 600 نفر آدم هستن 600 نفر آدم برحم که با قصاوت و برحمی شروع مکنن دایی ایسای مسیح توحید مکنن شروع مکنن دایی ایسای مسیح صدمه زدن شروع مکنن دایی ایسای مسیح را مورد تمسخور قرار دادن و تاج خاره را که جرم مکنن برای مسیح روی سر مسیح میذارن چیزی که شما گفتید نقیقا وجود دارن اون درد و رنجی که خداوند برای ازمو کشیده هم نمیتونیم که ما امروز در نمایش در بیاریم چی در فیلم چی در گفتار چی در کلمات چی روی کاغذ نمیتونیم در نمایش در بیاریم ولی این را میدانیم که خداوند برای تمام انسانهای روی زمین فداکاری کرد ایسای مسیح خداوند نیسته که از ما توقع داشته باشه که تو این کارو کن تو این کارو کن تو این کارو کن من اینجا شیشتم من هیچ کار نمی کنم خود خداوند خود خداوند شخصا آمد روی زمین زندگی کرد و خود خداوند شخصا برای تک تک انسانهای روی زمین فداکاری کرد فداکاری با محبت یک جور محبت شما در نظر بگیرید که حالا میتونید تو از پول خب بگذارید میتونید مثلا از زمان خب بگذارید میتونید از لباس خب بگذارید ولی خداوند از جان خود جان خوره کذاشت برای از ما بالاترین حد محبت محبت فداکارانه رو برای از ما انجام داد چیزی که بالاترین جان وجود نداره ولی خداوند ای کار کرد و برای از ما با تمام وجود خب با تمام توانای خب فداکاری کرد کستراجان چیزی که مهم است دوست های عزیز ای از که شاید ما بر یک برادر خود یا بخاطر مادر خود پدر خود یا خوهر خود یا دوست خود یک اندازه فداکاری کنیم اما هیچ وقت انسان ها آزر نیستن که با دشمن خود فداکاری کنند یا دشمن خود دوست داشته باشد ببینید ایسای مسیر هم رهبرای مذهبی محکومش کردند با وجود که خودش یک یهود بود و در امی مساکن یا کنیسه ها موعزه میکرد ولی امو کسا محکومش کردند رومی ها به هیچ مذهب اعتقاد نداشتند اونا فقط قدرت میدند و سلیب فجیه ترین شکل جذا بود حتی شاگرداش ازش گریختند و ایسای مسیر در راه سلیب بتنهایی رفت بتنهایی رفت یعنی به این معنی هست که او نتنها بر دوستهای خود بلکه جان خود را بر دشمنهای خود داد این چیزی هست که در هیچ عقیده و مذهب در تاریخ دنیا وجود نداره دوستهای عزیز ما باید گوش خودا، قلب خودا، فکر خودا باز کنید که در هیچ مذهبه، در هیچ روش، در هیچ عقیده این وجود نداره که کسی بخاطر دشمنهای خود جان خود را بتند تنها در مسیحیت هست و تنها در شخص ایسای مسیح هست ولی کسرا جان بفرمایید دوامدیم دقیقا برادرم کلام خداوند در مورد از این صحبت مکنه که خداوند آمده بود که او آدم هایی که مسلوبش کردن اونا را نجات بدید روی سلیب در مورد از او آدم ها خداوند گفت پدر ببخش اینا نمی فهمند چی کار مکنند، اینا نمی دانند چی کار مکنند شما حالا فکر کنید توی این همه درد و رنجی که ما داریم در مورد شاید صحبت مکنیم که خداوند کشیده هست ولی مخواهی محبت و فداکاری خانم نشون بدید مخواهی نشون بدید که من برای تک تک از شما آمدم روی زمین و خود خوره جان خوره فدا کردم من خودم وقتی در حضور خداوند واییم استم امو چیزی که داود در مذمور مگه انسان چی است؟ خداوند و در مورد ناچیز بودن انسان صحبت مکنند خدایم من آخید چی هستم؟ من چی بودم؟ که من دشمن دشمن از تو بودم من در مقابل از تو تقیان کردم من در مقابل از تو گناه کردم من روی خوره از تو برگردنده بودم ولی تو اومدی فداکاری کردی تو اومدی محبت کردی تو اومدی گفتی برگرد تو خاطر اومدی من از ما فراموش خود را برای روی رایی ممنون کردم وکنون من که من قهر ها رو بودم وکنون من خانگی بودم هر چیزی که در مmooth می آمد برای دل از صورته بیشکنم اجام دادم ش imprisonment بود من رفته بودم از دست تو من را نجات دادی تو دمه کمک کدی تو من را بلند کدی تو راه دمه نشون دادی این بر حصف فداکاری بود که تو انجام دادی حالا این امونجی که دارن تمسخور میکنن امونجی که دارن در مورد عیسای مسیح صحبت میکنن شاید خداوند اون لحظه در این فکر میکرده که کاش این کسی که دمه در توحیم میکنه کاشی هم نجات پیدا کنه کاشی هم دمه ایمان بیاره این کسی که دمه آب دهان انداخت کاشی هم دمه ایمان بیاره بیتونه نجات پیدا کنه چون روی سلیب گفت خداوند پدر اینا را ببخش خداوند محبت که از کسی دریغ نکد و از کسی هم دریغ نموکنه بقیه کافیه که خداوند یک حدیعه را دمه داده این حدیعه را ما قبول کنیم بپذیریم خداوند یک حدیعه را دمه میده ما نمو پذیریم نم پذیرفتیم یک حدیعه ها دریافتن از طریق دادن جان خود خدی میاحت طریق ت开始 شctive
ایسای مسیح ما را با خدا آشتی داد و همچنان چیکت ما وقتی با ایسای مسیح ایمان میاریم ما را با دگران آشتی میده، با دگر برادر و خوهر و دشمن آشتی میده خب دستای ازیز بیاین بریم این کلپ را ببینیم دوباره برمی گردیم ایسای مسیح ما را با خدا آشتی داد و همچنان چیکت ما را با دگران آشتی میده، با دگر برادر و خوهر و دشمن آشتی میده خب دستای ازیز بیاین بریم این کلپ را ببینیم دوباره برمی گردیم دیگه را این موندان را دیگه را این گردن دیگه با دیگه میده ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم یکم ها این جرم را دیگه دیگه یکم ها این وفد را دیگه یکم ها این موندان را دیگه با هر دیگه دیگه میادیم ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم یکم ها این جرم را دیگه دیگه یکم ها این وفد را دیگه دیگه یکم ها این موندان را دیگه با هر دیگه دیگه میادیم ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم ایسا، ایسا، همچنان دیگه دیگه ما را باید آشتیم ما را باید آشتیم ما را باید آشتیم ما را باید آشتیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در بارای برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 0-01-226-476-4462 تماس بگیرید ما به درس خود در مورد ایسای مسید راه سلیب دوام میدیم از انجیل مرقص فصل 15 آیه های 16 تا 32 و کسا جان هم با خود داریم و چیز را که میخوایم بگویم و گفتیم ای از که راه سلیب راه رنج و حوصله است راه سلیب راه رنج و حوصله است و نتیجه رنج و حوصله ببینین بر ایسای مسید او جان خود را در سلیب داد در قبر گذاشته شد و دوباره زنده شد دوباره زنده شد خب دوستای عزیز شما ای دو اکس را میبینین اکس بالا اکس است که ایسای مسید در سلیب است و پاین نگاه میکنه برای کسایی که او را به سلیب کشیدند کسایی که میبینند و اکس دوم بسیار جالب است در اینجا ای مردمی است که ایسای مسید را میبینند در سلیب ببینین یکی ای مرد و ای خانم چهره از انا فرق دارد در این بین از انا یک سرباز هم است بعضیا تحجب میکنند بعضیا غمگین استند بعضیا به طرف امید سایی میکنند آرزو سایی میکنند در اینجا یک خانم هم است و وقت ما به ایسای مسید میبینیم شاید یک تعداد کسایی که انوز به ایسای مسید ایمان نوردند که مانند امنا وقت اینا به سلیب ایسای مسید نگاه میکنند وقت اینا میبینند به ایسای مسید شاید اینا هم مختلف نظریات داشته باشند و این خوب است کار بد نیست خب دوستا بیاین یک تیلفون را با هم بگیریم دوباره برمیگردیم سلام دوست عزیز بفرمایین شما سر خط استیم سلام علیکم خصیمه باشین زنده باشین بفرماییم خوب است انشاءالله بله از برنامه توم بسیار ممنون و تشکر خوب است واقعا زحمتو شما بسیار میکشید ممنونم از خدمت شما این فیلم هایی که ما جالب میگیریم با هم خدا هم یکی داشته باشد از که ما راضی باشد خدا خود شما راضی برا کنم ممنونم عزیز تشکرم زنده باشین بسیار ممنونم تشکر تشکر خب کسرا جان دوست ما آوازش درست بشکل روشن واضح نمی آمد ولی سپاسگزاری کردن از شما و ما بخاطر از این برنامه شنیدن بله شنیدن بله ما میخوایم آیت را از لقا فصل 14 آیه 27 بخانم و از شما میخوایش میکنم در این مورد صحبت کنین لقا فصل 14 آیه 27 در اینجا میگه عیسای مسیح چی میگه که سلیب خود را برنادارد و با من نیاید نمیتوند شاگرد من باشد آقا تو اگر مدعی از ای بودی که پادشاه یهودی تو میگفتی دعای خدایی کرده بودی خب از سلیب تا شد اما نشان بده که تو مسیح هستی و خدا هستی در جامعه افغانستان این سوال ملیارت ها بار از طالع پرسیده شده ملیارت ها بار از مسیح ها پرسیده شده که آقا چی رقم خدا بود که در روی سلیب رفت چی رقم خدا بود که اجازه نداده همه درد کشیده ما دو تا پشت فرز میتونیم در این مورد داشته باشیم یک پشت فرز زمینی یک پشت فرز انسانی که آقا خب اگر خدا بود باید خود خود نجات میداد ونی ما پشت فرز خداوند در این قضیه نگاه میکنیم درد و رنج و سلیب شدن ایسای مسیح ایسای مسیح پلان و برنامه خداوند نقشه خداوند پلانچینی خداوند پلانچینی خداوند انجام داده بوده برای که این اتفاقات بیفته اگر خداوند میخواست میتونست مسیح نجات بیده ولی پلان نجاتی بوده برنامه نجاتی بوده که ایسای مسیح برای از مورد به سلیب شده درد و رنجه بی کشن برای خداوند هیچ ناممکنی وجود نداره یک سؤال اگه فیلی زیاد پرسیده همونش این میگه خدا چی رقم انسان شد برای خداوند هیچ ناممکنی وجود نداره خداوند آمد که یک کار انجام بدهد تا ما بیتونیم نجات پیدا بکنیم هیچ ناممکنی برای خداوند وجود نداره در مورد این که سلیب خودند لغا بابی چار آیه 27 میخوانیم هرکی سلیب خود را بردوش نکشند و از پهی من نیاید شاگرد من نتوانند باشند خب پیش ازی که شما کسر جان داری این مورد صحبت کنید ما میخوانیم واقعا این گب شما را در مورد افکار خدا پلان های خدا تعیید کنم در اشعیه فصل 55 آیه 8 ما بر شما میخوانیم دوستای عزیز اشعیه میگه خداوند میفرماید افکار شما مثل افکار من نیست و نه راه های شما مثل راه های من است زیرا آیه 9 فصل 55 اشعیه آیه 9 میگه زیرا همان قدر که آسمان از زمین بلند است افکار و راه های من هم بلندتر و آلیتر از افکار و راه های شما است بموخواتر خداوند با روان کردن ایسای مسیح همه افکار انسانین را شکر دارم
همه افکار انسانی را. یهودی ها افکار مختلف داشتند. یونانی ها افکار مختلف داشتند. مختلف انسان ها مذاهب امروز هم افکار مختلف دارند. همه از این افکار را شکست و چی کرد؟ اونمو فکر خود را. که خدای قادر مطلق آمد و انسان شد. این بسیار نقطه خوبی بود که شما تذاکر دادین کسراجان. بفرمایین. زنده باشی برادر من. لقای 14. فصد 14 اینسان. در مورد بشارت دادن یا در مورد تعلیم کلام نیاز هسته که این را همه مو باید بدنیم. همه مصیحی ها هم کسایی که موکن کلام خداونده بشناسند و بدانند. کلام خداوند در مورد از این صحبت مکنه که شما اگر پیرو مصیح شدید درت جدایی و خیلی سختی ها وارد زندگی از شما مو شد. چی بخوای چی نخوای. چرا؟ چرا وارد مو شد؟ به خاطر ازی که رئیسی از این دنیا شیطان هست و شیطان دشمن تمام ایماندار هست. دشمن تک تکی مصیحی هست. دشمن مصیح شیطان. به خاطر امی وقتی که شما مصیحی مو شد. عیسای مصیح موگه باید آماده ی درد رنجی که مصیح کشید. یک چیزی شبیه از اون منتظر از اون درد رنج باید باشید. امکان داره شما زندان شید. امکان داره درد بکشید. امکان داره توحین شید. امکان داره از خانواده خود جدا شید. امکان داره سختی های دیگر رو ببینید. تمام اینا سر جای خواهستند. اینا امکان داره اتفاق بیفتند. اینا امکان داره پشت بیاید. هر کسی که دنبال از من بیاید باید سلیب خوره حمل کنه. باید بدانه که راه خداوند راه آسانه نیسته. راه سختی هست. ولی در نهایت یک آسایش داره. در نهایت یک استراحت داره. در نهایت یک آرامی مطلق داره. در حضور خداوند. توی کتاب مکاشفه بابی بیستو دو. مگه شما روی او را خواهد دید. یعنی شما در آرامی خداوند. در پلان های خداوند. در نقشه های خداوند. در رو در رو با سرچشمه یه تمامی تمامی چیز زندگی میکنید. سختی رو میبینید. ولی در نهایت امو چیزی که برای ایسای مسیح اتفاق افتاده. ایسای مسیح با سختی با رنج با درد با تمام اون مشکلات به سلیب شد. ولی اون سلیب جمعه بود. ولی یک شمبه هم آمد. ایسای مسیح از مهر قیام کرد. آمید. آمید. بله کستراجان عزیز. شما موضوع دیگه را خوبه کردین. و من میخواهم یک آیت را از افساسیان فصل شش آیه دوازده بخوانم میگه. زیرا جنگ ما با انسان نیست. بلکه ما برزد فرمان روایان و اولیاء امور و نیروه های حاکم بر این دنیای تاریک و نیروه های شیطانی در آسمان در جنگ هستیم و این راه سلیب هم امیدوارست و در این جنگ ایسای مسیح پیروز شد. در سلیب وقتی ایسای مسیح جان خود داد وقتی گفت ختم شد پیروز شد بر شیطان. یعنی ایسای مسیح سر شیطان را کوبید و ما با ایمان به ایسای مسیح از یک پیروزی به پیروزی دیگه میریم. خوب دوستا بیاین بریم یک کلپ ویدیوی را ببینیم دوباره برمیگردیم برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم دوستای عزیز ما به لحظات اخیر برنامه خود نزدیک میشیم تشکرم می کنیم از شما که برنامه ما را دیدین از کسرا جان هم سپاس گذار هستیم ایک خلاص نتیجه گیری اگر کنیم کسرا جان من میخوایم یک چیز را که در فکر ما هست بگویم ببینم شما چی نظر داریم وقتی در ایسای مسیح را برش توفن داختند وقتی ایسای مسیح را اونا زجر دادند شلاق زدند و بلاخره محکوم به مرک شد و یک جان داد ای کسایی که سرباز ها رهبر های مذهبی اینا فکر می کردند که اینا قدرت دارند و دریقت ایسای مسیح با وجود که قدرت خدایی داشت و همه چیز داشت ولی خود را چی کرد زعیف مالوم می شد در کلپ که ایسای مسیح زعیف مالوم می شد اما قدرت از ایسای مسیح بود چرا او با رنج حوصله پذیرفت در سلیب جان داد و گفت خدای اینا را ببخشید امروز هم وقت ما بعض وقت از کلام خدا شریک می سازیم بعض وقت هموطنهای ما اونا هم ما در کامنت ها در منتقل خود ensemble دست Qi آمدید آمدید طریقه خود ملاک نبود ایسای مسیح خداوند ایمان بیارید تا شما و احل خانه شما نجات پیدا کنید تشکر میکنم به نام ایسای مسیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی
PYM JBZ