Mockery and Ridicule

  1 hour

  30 October 2024

Why is mockery wrong and sinful? Making fun of others is something that creates happiness and joy among friends for a few moments, but it leaves a big wound on the other person's soul that will remain for a long time. Also, mocking others is addictive, which means it spreads to others as well. Usually mocking others comes out of human pride. Sometimes we make fun of others out of jealousy. In other words, by making fun of others, we hide our jealousy and we are happy that others also laugh or enjoy making fun of another person. Mocking is different from telling a joke. The purpose of mockery is to humiliate and put down another person, which is a sin and does not have a good result.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام میکنم خدمت شما، عزیزان و همراهان گرامی در برنامه راز زندگی، خیلی خوش آمدید که باز هم فرصتی فرا هم شد تا در کنار هم باشیم. قسمت های از کلام خدا و صحبت هایی که میکنیم در چارچوب مسائل و شیوه زندگی بتانا همه به ما آگاهی بهتری ببخشه برای یک زندگی بهتر در حضور خداوند. و خیلی خوش آمدید از تماس هایی که گرفتید، کامنت هایی که گذاشتید در هفته گذاشته و همینطور شما را دعوت میکنم که با ما در ارتباط باشید. اگر سوالی دارید، اگر درخواستی از خاطر سوالهای الهیاتی و یا مسیحی دارید و یا میخواید که با شما تماس گرفته شوید و یا نیاز به کتاب مقدس دارید لطفاً با ما تماس بگیرید و اجازه بدید در این بخش ها ما بتانیم شما را کمک کنیم. و خیلی خوشحال استم که امروز همچنان ما یک صاحب خانه داریم غیر از خود خداوند در این برنامه استودیو ایراز زندگی ولی امروز من مضبن امو صاحب خانه ای استم که سابق مضبن ما بود و اردوه ما اینجا با هم برنامه را پشت میبریم. خیلی خوشحال استم بردر شایف امروز من مضبن شما استم گرشان قبلا شما مضبن ما بودید آلی من مضبن شما استم ولی شما صاحب خانه استم. سلام های ما خدمت شما تقریم است همچنان خدمت تمام بینده های ما امیدوار استم که همه تان جور سهتمن و سریحال باشیم. من بسیار خوش استم و برکت میگریم که امروز با شما یک جایی برنامه را پشت میبریم. بردر شایف همیشه از اتابا به ما وست میشد از یک شهر دیگه از یک استودیو دیگه ولی امروز آمدن دمو خانه خودشان و اردوی ما. من خیلی خوشحال استم که امروز میتونیم با هم این برنامه را از یک استودیو پشت ببریم. موضوعی که میتونه برای ما خیلی عرضشمند باشه شناخت شخصیت خداوند هست. خداوند شخصیت های قابل تعریفی داره که بر اساس فکر انسانیه ما، ما میتونیم او را به اندازه فهم و فکر خود دریافت کنیم ولی نمیتونیم کاملا درک بکنیم. چرا چون همو سفت هایی که در خداوند هست مقدارش در ما هم هست. به نوع ای را تشبیه میکنن به سفت های انتقال پذیر خداوند ولی بعضی از سفت ها و اصاف خداوند انتقال پذیر نیستن. چرا چون مربوط به او ذات مقدس خود خداوند هستن. مثل خدای قادر مطلق، خدای حاضر مطلق و خدای عالم و دانای مطلق. پس اینا سفت هایی هستن که انتقال پذیر نیستن ولی سفت های دیگری هستن که انتقال پذیر هستن و ما میتونیم در رابطه با او صحبت کنیم و قابل بحث هستن. امروز برادر ما شاید میخوای در رابطه با یکی از امی اوصاف خداوند برای ما یک برکتی داشته باشه که ما بهتر بتانیم خدای خدا بشنسیم. بفرماید برادر شاید. واقعا ما در هفته های گذاشت هم در مورد خصوصیات یا اوصاف یا صفات خدا یا خسلت های خدا صحبت کردیم. و امروز میخواییم در مورد یک صفت یا خسلت یا خصوصیت خداوند صحبت کنیم که خدا حکیم هست. گرسی در این روزها زیاد این لغت معمول نیست در دنیا. چی در دنیا شرق کشورهای ما حکیم بودن یا چی در دنیا غرب آله بیشتر همه بر سر حشیاری بر سر تیزی چالاکی در این موارد بیشتر صحبت میکنند. من لغت حکیم خودش را جستجوه کردم در فرهنگ فارسی ایتو تعریف میکنم میگه حکیم یعنی صاحب حکمت. این اسطلاح را با فیلسوف دانشمند و پوزشک یا داکتر هم اطلاق میکنند. همچنین در مورد کسی بکار میبرن که در اثبات ادعای خود دارای استدلال محکم هست. یا بنامه برهان و آن کسی که میداند که چی چیز را میتوند شناخت و چی باید کرد. و این هم مطرق شما هم تذکر دادن یکی از خسلت های خداست که با انسان هم میتوند انتقال پیدا کنند. انسان هم میتوند انسان ها هم در کتاب مقدس میخوانند. ما انسان های بسیار حکیم داشتیم. پیانبرا یا بخصوص سلیمان نبی. سلیمان نبی از او در کتاب مقدس به نام حکیم یاد میشه. که بسیار حکیم بوده یعنی حکمت داشته. و میخوایم در اینجا آیت هایی را از کتاب مقدس بخوانیم. از اول قرانتیان فصل دو یا آیت های شش تا پانزه با در مورد صحبت کنیم. در اینجا در مورد هکیم بودن خدا صحبت میکنه. که چیگونه خداون هی حکمت خود را به ما هم میخوایه ببخشه. به ما هم میخوایه ببخشه. بیشتری که ما بخونم شما در این مورد میخوایین چیز اضافت کنین. این چیزی که شما اشاره کردید اگر ما از خودتان بخواییم که در راوی تو باید صحبت کنید. یک تفاوتی بین حکمت خدا و حکمت انسان هست. و شما ایرا گفتید که حکمت انسان تبدیل شده به ایک حوشیاری. ولی حکمت خدا متفاوت از حکمت انسان هست. بعد این تفاوت ها را اگر بتانید اشاره کنید. مثلا من چطور میتونم این تفاوت ها را درک بکنم. که خدا چطور حکیمتر از انسانی هست که به دنبال حوشیاری هست. حالا این حوشیاری میتونه اگران منفع تلبی باشه. سجوی باشه. استفاده از راه ها و مسیر ها و نمیفهم برنامه هایی باشه برای رسیدن به هدف خودش. و حالا این هدف برای منافع عمومی هست. یا منافع شخصی هست. آیا این مسیری که انتخاب کرده یک مسیر درست هست. و یا قلط هست. ولی حکمت خدا با حکمت انسان متفاوت هست. چرا ما میگیم حکمت خدا متفاوت هست؟ واقعی خوبی علتهای مختلف داره. و بر اساس کتاب مقدس یکی هم شاید خود پیشدانی خدا. که یعنی ما یک قسمت از مسائل را در زندگی میبینیم. یا چالش های زندگی را یا مشکلات زندگی را یا واقعیت های زندگی را. ولی خداوند بزرگ هست. یعنی او همه چیز را میبینه. و یعنی پیشدانی خدا که او همه چیز را پیش از قبل میدانه. و هی یکی از علتهایش هست. ولی وقتی که ما در مورد حکمت میگیم این به این معنی نیست که خداوند حشیار نیست. خداوند حشیار همه هست و حکیم همه هست. خداوند دانشمند همه هست و حکیم همه هست. و حکمت خدا واقعا چیزی هست که خداوند میخواهی که ما یاد بگیریم. یاد بگیریم و حکمت از او کامل هست. حکمت از او ما میدانیم که حکمت از او مطلق هست. یعنی چون همه چیز را میدانه و قدرت هم داره. یک چیزی که شما اشاره کردید. من بخوایم او را پیش خود جمبنده کنم. شما اشاره کردید که نگاه خدا با نگاه انسان متفاوت هست. چون خدا یک نگاه کاملی داره به مسائل. و هم پیشه میدانه هم بعده میدانه و هم حاله میدانه. چون او محدود به زمان و مکان نیست. از این دلیل میشه درک کرد که واقعا خدا میتونه از انسان حکمتر باشه. ولی اگر شما را از بحث خارج کنم یا خارج نکنم. یک موضوع دیگر را مطرح کنیم به حال یک صحبتی که بین ما و شما انتقال پیدا کنه. در این روز ها یک تکنولوژی آمده به نام چت جی بی تی و یا ای آی. و اینا خیلی دارن ای آی تبلیغ میکنن. چیز خوبی هم هست. حوش مصنوی. و شما چه برداشتی دارید از حوش مصنوی؟ آیا او هم حکیم هست؟ من فکر میکنم حوش مصنوی هم یک وسیله یا افزاری هست در دست انسانها. منند هر وسیله دیگر. منند کمپیوتر، منند هر وسیله دیگر. یک نرم افزار هست. درست؟ که توسط انسان ساخته شده و انسان از او استفاده میکنه. این مربوط به این هست که چگونه ما از او استفاده میکنیم. درست هست. مثلا شما در مورد مثلا بم اطوم. بم اطوم هم قدرت خرابکاری رو داره ولی هم قدرت انرژی اطومی رو داره. که میتونه شهرها روشن بسازه. میتونه آباد بسازه توسط انرژی اطومی. و حوش مصنوی هم امیتور یک وسیله هست که انسانها خلق کردن که این مربوط به این هست که با چه هدف شما از او استفاده میکنیم. امروز یک تعداد جوانا دانش جوها از حوش مصنوی بخاطر امتانهای خود استفاده میکنه. شما هر سوال رو که بتین سوال میتونه بخاطر جواب امتان خود استفاده میکنه. یک تعداد دانش جوها یا بخاطر نوشت کردن مزمون ها در دانشگاه های دانش جوها استفاده میکنه.
یعنی این شواهای نادرست یا بحثا با آشما غلط استفاده از حوش مصنوی است. ولی یک تعداد دیگر هم بخاطر از این که کار سادتر شوه کار سادتر شوه از حوش مصنوی استفاده می کنند. سرعت بیشتر شوه کار و امروز مسیحی ها هم باید بگویم مسیحی ها هم از حوش مصنوی استفاده می کنند بخاطر از این که چطور بتانن کلام خدا را بخصوص در جاهایی که ممنوع است مثلا در کشور چین مثلا در کشور های اسلامی کلام خدا ممنوع است ولی می تانن از حوش مصنوی استفاده کنند که چگونه کلام خدا را بیشتر به مردم برسند. یعنی مربوط به ایست که چگونه ما از حوش مصنوی استفاده می کنیم. میخوایم این آیت را بخانم در مورد حکمت خدا اینجا میگه اول قرانتیان فصل دو آیه شش میگه هرچند ما پیام حکمت را برای آنهایی که از نظر روحانی بالغ هستند بیان می کنیم اما آن حکمت نیست که متعلق به این دنیا و یا حکمرانان آن باشد که به صوی نابودی پیش می روند این دنیا امروز به صوی نابودی پیش می روند ولی حکمتی که میگه ماننده حکمت این دنیا نیست وشیاری ها نیست ما حکمت پنهان خدا را بیان می کنیم حکمتی که از چشم آدمیان پوشیده بود این همان حکمتی هست که هیچیک از حکمرانان این دنیا آن را نفهمیدند زیرا اگر می فهمیدند ایسای مسیح را که سرور پرجلال بود مسلوب نمی کردند اما چنان که عشقی های نبی گفته هست آن چرا که هیچ چشم ندیده و هیچ گوش نشنیده و در دل هیچ انسان نگذشته هست خدا آن را برای کسانی که او را دوست دارند آماده کرده هست یعنی مقصدش از آماده ایسای مسیح هست اما خدا این همه را با وسیل روح خود به ما آشکار ساخته هست زیرا روح مقدس همه چیز و حتی امق اهداف خدا را کاملا می داند یعنی مقصد در این آیت ها که ما خواندیم که وقت در مورد حکمت خدا صحبت می کند مقصدش در این آیت ها که خدا می خواهد این حکمت خود را به ما از طریق روح خود انتخال بده نشان بده که از طریق روح خود و کاملا می داند کیست که افکار انسان آگاه باشد واضح هست جسد روح خود روح خود او که در درانه اوست یعنی همین گونه فقط روح خود هست که از افکار خود آگاه هست در اینقدر حکمت خود را می گه روح خود از حکمت خود آگاه هست و امی روح خود که از حکمت خود آگاه هست می خواهد ما را کمک کند حکمت خود را به ما نشان بده و آن روحی که ما دریافتیم متعلق به این دنیا نیست بلکه از جانب خود هست تا آن چیزهایی را که خدا به ما بخشیده هست بدانید ما در باره این چیزها با کلماتی که از حکمت انسانی سر چشمه گیرد سخن نمی گویم بلکه با کلماتی که روح مقدس تعلیم می دهد سخن می گویم بازوقت متوجه باشین هستیم و شما وقتی ما صحبت می کنیم در مورد کتاب مقدس یا اکثران هموطنهای ما نمی دانند می گویم شما در مورد چیز گفت می زنید نیست یعنی واقعا بازوقت اتا این کلام خدا دو هزار سال پیش نوشته شده ولی همون وقت هم بسیاری نمی دانستند و امروز هم بسیاری نمی دانند شاید می گن شما در مورد چی صحبت می کنید در اینجا می گویم سخن می گویم و به این وسیل حقائق روحانی را برای اشخاص روحانی توضیح می دهیم شخص نفسانی تعالیم روح خدا را قبول نمی کند زیرا با قیده او جهالت است و او قادر بدر که آنها نیست زیرا که تشخیص این گونه تعالیم نیاز به قضاوت روحانی دارد اما شخص روحانی قادر است در حباره همه چیز قضاوت کند ولی هج کس نمی تواند در باره او قضاوت نماید چنان که نوشته شده است این آیت ها بسیار مهم است که می گه کیست که افکار خداوند را درک کند و چی کسی می تواند به او مشوره بدهد ایسای مسیح این نقطه مهم است که ما چطور می تونیم حکمت خدا را در یافت کنیم می گه ایسای مسیح قادر به درک افکار او است و ما طرز فکر مسیح را داریم یعنی اگر این را تفسیر کنیم یعنی ما وقت به ایسای مسیح ایمان میاریم ما چی میشه؟ ما از روح خدا برخوردار میشه و ما از حکمت خدا برخوردار میشه دقیقا ولی سوال ما از شما است که چیگونه این در زندگی روزمره ما از این کار بگیریم؟ خیلی بحث جالبی را شما مترک کردید برادر شاید جان ما بعد صحبت ها ما به این فکر میکدم که شاید همون سؤال اول که حکمت خدا با حکمت انسان چه فرخهایی داره یا چه تفاوتهایی داره و وقتی خدا را بیشتر میشنسی یعنی با او بیشتر والد رابطه میشی ببینی حکمتی که خدا داره در جهت نجات است یا در جهت ارتقا دادن است در جهت بهتر کردن است در جهت رشد دادن توسع دادن است و این رشد دادن توسع دادن باز هم در جهت محبت و دوست داشتن و سلح و سلامتی و شفاه است اینجا شاید من بتونم مثلا حکمت خدا را بهتر درک بکنم چرا؟ چون یک حکمتی هست که زاینده است یعنی یک زایشی داره یا یک تولیدی داره که این تولید برای کمک به بشریت است برای ارتقا دادن بشریت و یا طبیعت و یا زندگی و حیات است و نه تنها این حیات مختص به این زمین نمیشه که خدا به ما بخشیده بلکه این حیات در ادامه داره در حضور خداوند و یه تبدیل به یک زندگی عبدی میشه اینجا من میتونم سؤال اول شاید یک مقدار در ذهن خودم پاسخ بتونم که حکمت خدا عزیز جهت خیلی منتفاوت است من روزانه به این فکر میکنم که چطور خود را نجات بتوم نیازهای خود را برطرف کنم نیاز خانواده خود را برطرف کنم ولی خدا به این فکر نمی کنه که تنها نیاز ما برطرف شد نگاه خدا یک نگاه کلی است یک نگاه جمعی است و میخواه همه با هم در برکت در سلامتی در شفا زندگی بکنن از این جهت شاید ما یک مقدار بتانیم درک بکنیم که نگاه خدا به دنیا چرخم است و یادتو نیست در کتاب پیدایش وقتی خدا خلق میکرد یک جمله خیلی زیبایی میگفت شاید هفته گزشنه هم در این رابطه یک مقدار صحبت کردیم هر وقت که خلقتش یا خلق کردنش یا به وجود آوردنش تموم میشد سعی میکرد میگفت خدا دید و گفت نیکوست خدا دید او هکمت زایندره او هکمتی که به وجود میاره در جهت نیکوی و خودش هم با چشمانش دید و درک کرد و هم با زبانش گفت این نیکوی را و ما رو میبره به یک سمتی که گفته شما انسان واقعا باید چطور کنه که فکر مسیح داشته باشه در این آیات زیبایی که شما خاندید میگه زیرا پولوس رسول میگه میگه ما میتانیم این کارها رو انجام بدیم یا ما میتانیم در این مسیح قرار بگیریم قدم برداریم چرا؟ فکر مسیح چیست؟ یعنی خدمت به دگرها در جهت ترقی ارتقاد آدم یعنی فکر کنین شما اگر مثلا امروز ادسان برق اختراک کرده که امروز ملیون ها انسان یا در طول تاریخ چقدر انسان ها تانستن از طریق از این اختراعی از اون ساحه برکت شد و زندگیشان خوبهتر شد یعنی وقتی در کتاب مقدس ما خاندید فکر مسیح یعنی مخصوصش همیشه مسیح در فکر دگرها بود چگونه ما میتوانیم حکمت خدا یعنی بر ما مسیحیا مناهش رئیس که چگونه ما میتوانیم دگرها را خدمت کنیم چگونه ما میتوانیم دگرها را توانمند بسازیم دگرها را ارتقا بدیم دقیقا بله فکر مسیح شاید ما بخوایم این رقمی خلاصه کنم از نظر دیدگاه خودم که داشتن فکر مسیح یعنی نگاه کردن مثل مسیح به تمام مسائل و دنیا پیرامون اگر ما مثل مسیح به دنیا پیرامون خود نگاه کنیم پس تصمیم گیری ها و عمل کرد های ما هم مثل مسیح خواهد بود و یا صحبت کردن مثل مسیح اگر ما بتانیم مثل مسیح نتجاگیری کنیم میتوانیم مثل مسیح هم صحبت کنیم میتوانیم مثل مسیح انتقال بدیم پس دیدن، صحبت کردن، شنیدن، قدم برداشتن و عمل کردن با دستان ما اگر در چارچوب رفتار خداوند باشن نشان میده که ما فکر مسیح را داریم و همونطور که شما گفتید در این دنیای که ما دروی قرار گرفتیم انسانهای زیادی هستن که به دنبال کمک کردن و دیگران هستن و من میخوایم از شما عزیزان در هر جایی که هستید پرسان کنم که شما آیا فکر میکنید که فکر خداوند رو دارید و خیرت و حکمت و دانشی که خدا استفاده میکنه و بخشی را که به ما بخشیده و امو رفتی که او محبت میکنه عشق میورزه و به بوجود میاره کلام خدا میگره حمط های خدا هر دیگر ما بازیم اما اینو باید در این اینجا دارین اگر در دنبال که قدم برداشتن و عمل کردن باید در درخواستان این در اینجا در اینجا در اینجا در در
روز تازه میشه. او هر روز به فکر محبت کردن هست و او آفتاب خودش رو بر نیکان و بدان یک سان میتابانه. امروز ما چطور هستیم؟ آیا فکر مسیح رو داریم؟ آیا نگاه مسیح رو داریم؟ آیا میتونیم مثل مسیح با دیگران برخورد کنیم؟ تشکیل تان میکنم که کلام خدا رو بخانید، متعالق کنید و حکمت خداوندی رو دریافت کنید و در زندگی خود عملی کنید. دوستان میکنم که یک وقفه کتا داشته باشیم بریم با هم یک سرود و یک پرستشی بکنیم و باز هم بر میگردیم و این محفظ رو ادامه میدیم. در اول کلام با خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم در اول کلام با خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم در اول کلام با خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم در اول کلام با خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم خونه کلام راستی دوستانی خدا بیدیم
کردن یک رواج هست و حتی مثلا ما دیدیم در روابط زن و شوهر که اینا وقتی میرن در مهمانی در یک محفل میرن میبینیم مثلا مرد زن خود را پشت دیگرارش خند میکنه و او را زیر سوال میبره و به نوعی او را تحقیر میکنه بعضی وقتا میبینیم زن خنده میکنه تیر خودم میاره و کنار میاره با این موضوع ولی بسیاری از وقتا میبینیم که وقتی رابطه خراب میشه و دلیلش را پرسان میکنیم میبینیم عدم احترام هست عدم توجه هست و یک مرد به خودش اجازه میده که زن خود را در برابر دیگرها تحقیر کنه و یا رشخند کنه و برعکسیش هم شاید باشه من فکر نمیکنم در جامعه ما زن ها احل رشخند کردن مرد ها باشن بیشتر رشخند کردن اینگاه را یک فرهنگ مردانه شده در سرزمین ما و شما آیا یا شاید من فکر میکنم بعض اوقات این شاید یعنی او قدر هم که ما جدی فکر میکنیم شاید کسی اتفاق قدر هم جدی نباشه مقصد ما از اینست که ناخداغایی شاید باشه چون به عادت یک چیز تبدیل شده مثلا اگر وقتی یک کسی همیشه دروغ بگویه شاید ایچ خودش ناخداغا دروغ بگویه یعنی و رشخند کردن مانند یک عادت یا تمسخور کردن شاید بعض اوقات ناخداغا باشه یعنی خود نفر نفهمه که چیه کار میکنه و ایچون عادت کرده به این یک کسی که مثلا همیشه دگرها را رشخند کرده تمسخور کرده چی خانمش باشه چی خوهرش باشه چی بیادرش این دیگه آن برش یک چیز عادی شده یعنی ولی به هر صورتش کتاب مقدس در این مورد بسیار واضح و روشن است که این کار درست نیست و چیزی که مهم است من فکر میکنم در آغاز در مورد هکمت صحبت کرده ایم یا روح خدا یا ایمان به عیسای مسیح ایمان به عیسای مسیح واقعا ما را چی میکنه ما را کمک میکنه که چشم ما را باز میسازه چشم ما را فکر ما را باز میسازه که وقت ما مثلا اگر یک کار میکنیم کسی را تقریر میکنیم تمسخور میکنیم روح خدا همچنان دیگه ایمان دارا به ما میتونن بگوین که این کار درست نیست این هم مهم است بله دقیقا برخورد خدا در کتاب مقدس بارها در رابطه به موضوع تمسخور کردن یک برخورد قاطع است خداوند در رابطه به کسانی که تمسخور میکنه بارها صحبت کرده و اونها را زیر سوال برده یک آیه هست در کتاب امثال بابی 11 آیه 12 میگه آن که امثایه خیش را خار میسازد کمعقل است یعنی کسی که تلاش میکنه با تمسخور کردن ریشخند کردن دیگران رو خار بسازه یعنی زعیف کنه پاین بیاره یعنی در واقع ریشخند کردن و تمسخور کردن تلاش کردن برای ازیز که یک نفر پاین بیارن و بعد در این حال هم پاین بیارن و هم در اون خنده میکنن و این موضوع میتونه واقعا خیلی جای سوال داشته باشه مگه ما نمیتونیم برای شاد بودن کار دیگه اینجام بتیم یعنی ما اقدر توانایی نداریم اقدر گفته شما در جلسه اول ما اقدر حکمت نداریم که مسائلی رو برای شادی بسازیم که اون تمسخور کردن در اون نباشه های ما نمیتونیم خاطرات تعریف کنیم نمیتونیم از شادی خود بگوییم و یا نمیتونیم محفل رو با صحبت های نیکو پسندیده تشویق و یا هران چیزی که میتونه خوب باشه به سمت پیش ببریم یایی که نه ما باید منتظر باشیم یک نفر یک خطا کرد اگر دیستی او رو رشخند کنیم تا دیگر ها سر از او خنده کنند و برای از که دیگر ها شاد شدند و اون نفر پایین بیاید من یک داستانی رو میخاندم در رابطه با یک مادری که زبان بزلگو داشت یعنی یک زبانی که پر از رشخند و نایف ها و فکایی گفتن و از این گفت هست فکایی گفتن خوب هست ولی نه برای از این که یک نفر تحقیر شد اون مادر ناخواسته و خواسته دختر خود رشخند میکده یعنی رفتارشه، کالا پوشیدنشه، گشتنشه، گبزدنشه، نان خوردنشه چی از گذشتهش، چی از امیالش و هر دفعه که این کار انجام میدهده از دخترش مثلا بعدا او رو بغل میکرده و گفته نراحت که نشدی من تو رو رشخند کدم یا خواستیم با هم خوش باشیم، خواستیم خنده کنیم و بعد از مدتی که این دخترش کلان شده میره متوجه میشه که این دختر دیگه وارد محافل و جامعه نمیشه برای از این که دائم تحقیر شده یعنی رشخند و تحقیر با هم همخانواده یا فامیل هستن، خواهر و بیادر هستن وقتی یک نفر رشخند میکنی به نوعی او رو تحقیر میکنی و او رو پایین میاری برای تجربه دردناکی هست که اگر کسی در یک تحقیر و یا رشخندی قرار بگیره و او دیگه در او محفل نمیاید نتیجه از این کار دو نتیجه متزاد میتونه داشته باشه یک نتیجه شیه هست که یا ای که دیگه هیچ سهم نمیگیره از زندگی گوشگیر میشه یا ای که خودش به اینطور یک نفر تبدیل میشه یعنی خودش دیگه آلی یاد میگیره شاید در جای دیگه خانواده دیگه خود دختر یا پسر ای یاد میگیر از پدر خود یا مادر خود که چطور دیگرها رو رشخند کنه چطور دیگرها رو تحقیر کنه یعنی ای دوام پیدا میکنه نسل در نسل واقعا ای مشکل بزرگ است و امروز ما میبینیم در فضای مجازی شما فضای مجازی زیادترین کسایی که در بین افغانها تکتاک هایشان یا برنامه هایشان دیده میشه برنامه های کوتا هایشان اموه است که دیگرها رو تحقیر میکنند این یک مرض است حالا ما فکر میکنم در بین افغانها نسل جوان افغانهایی به یک مرض بسیار محلک تبدیل شده بله من خودم هم تجربه دارم بارها در یکان محافلی من خودم قرار گرفتم که اشخاصی تلاش کردن دیگران رو تمسخور کنند و تلاش کردن دیگران رو بازیچه زبان و افکار خود قرار بیدند و سرزود خنده کنند و این برمه اصلا خوشایان نبود تلاش میکردم که جهت صحبت رو بشرخانم طرف یک موضوع دیگه ولی هر دفعه که تلاش میکردم میدیدم نمیشه فقط در یکان محافلی که برمه احترام میماندن یعنی من میتونستم در اون محافل به عنوان یک معلم باشم یا به عنوان یک شخصی که میتونم سخنگو باشم در اون محافل میدیدم مردم آرام هستند ولی ما بین میمانی ها و جشن ها میدیدیم که یک دیگه خود رشخند میکنند و پیش از این که با مسیح ایمان بیارم ما در افغانستان دور دانشگاه یا واقعا امیتر بودم ما مخصوصا چار پنج رفیقا بودیم چار پنج رفیقا خب با این هم تمسخور و رشخندی داشتیم ولی اکثرا ما میگفتیم نه از اون که در یک کس دگر را پیدا کنیم که سر از اون رشخندی و تمسخور کنیم واقعا قبل از این که با مسیح ایمان بیاریم و این عادت زندگی ما شده بود ولی وقت که ما همیشه بیننده های خود همیشه در مورد ایمان به عیسای مسیح صحبت میکنیم شاید آنها بگویند این ایمان به عیسای مسیح همه چیز شما است واقعا ما است شما باور کنین که وقت ما به مسیح ایمان میاریم کلام خدا میگه یک خلقت نو میشه یعنی وقت خلقت نو یعنی طبیعت ما تغییر میکنه و یکی از او هم این موضوع رشخند کردن و تغییر کردن است چرا ما یکی دیگر را کمک میکنیم خوهرها و برادرها یکی دیگر را کمک میکنند همچنان ما از روح خدا پرمشمو هم بر ما میگه ولی متاسفانه کسایی که به مسیح ایمان ندارند این چیز را ندارند این واقعیت هست دیگر بله دقیقا اون حکمت و اون خیراتی را که ندارند که برای بنا کردن دیگران هست برای تشفیق کردن دیگران هست اون زبانی را که خدا به انها بخشیده اون فکری را که خدا بخشیده و ما میتونیم این زبان را در جهت تشفیق بچرخانیم و یک نفر را بلند کنیم یک نفر را تحریف کنیم یک نفر را عزت پیدیم احترام ببخشیم ما از اون زبان استفاده کنیم برای که یک نفر را تخقیر کنیم و اون را پایین بیاریم پس این میتونه اثرات بدی داشته باشه خود من بارها شنیده بودم که ما بعد دو تا دوست سمیمی و قدیمی که جنگ خسته یکی از دلائلش همی رشخند کردن بوده یعنی اینا نتانستن کنترول زبان خود را در دست بگیرن و قدر یک دیگه خود رشخند کردن که این تبدیل به یک نفرت شده تبدیل به یک تلخی شده و این در نهایت تبدیل به جنگ شده و دو تا دوست قدیمی با هم جنگ کردن سر ازی که یک دیگه خود رشخند کردن و بارها میشنیم که یک نفر وقتی رشخند میشه و تحقیر میشه او اغده میگره در دل خودش و به جایی که بنا شده یک اغده بد در دل خود میگره و میتونه کارهای خطرناکی انجام بتن ندرقبال از او کسی که او را رشخند کرده درقبال دیگه مردم در جامعه چرا؟ چون همیشه احساس میکنه که تحقیر شده و یا رشخند شده پس رشخند کردن میتونه اگر میتونه کارهای خطرات منفی داشته باشه در روی زندگی خود شخص و همینطور در روی زندگی دیگران یک آیه هست که در عمصال 24 آیه 9 هست میگه که مردمان از تمسخورگر کراهت دارن این هم یک آسیو هست یعنی اگر من زبان من یک زبان آیه 9 هست اگر میتونه کارهای خطرات منفی داشته باشه
تمسخورگر باشه، مردم طرف من نمی آیند، از من دوری می کنند. کمتر خود را در من نزدیک می کنند و فرار می کند. ولی سوال من اینجا شاید پس چرا آل کسایی که در کشورهای ما و شما وقتی اینا در فضای مجازید اینا بیننده بیشتر دارند نزدید به دیگرها؟ یعنی این چگونه؟ چون من فکر می کنم شاید علتی جایی باشه که کلگی جامعه باید به این مرض گرفتار شدند. تبدیل به این ارزش شدند. بله، یعنی به این ارزش فرهنگی شدند. وقتی مثلا فرض می کنیم اگر مثلا در زمان که ویروس کوویت بود نیم مثلا اگر همه جامعه را دقیقا کوویت گرفته بود، همه با کوویت مبتلا بودند. و این هم مانند این رقم ویروس وارست. یک ویروس وارست که وقتی همه گیر می شه پس این هال کسی نمی دانه که چطور خود را بکش از این و چطور این را اصلاح کنه و حتی شاید این چیز بده هست یا نیست. دقیقا قدرت تشخیص آدم نشانه می گیره. مثلا گفته شما هالی سوشال میگی ها رسانه ها تلاش می کنند با تمسخور کردن دیگرها مخاطب بیشتر بگیرند. و بعد اونای هم که دنبال تمسخور کردن دیگران هستند و برنامه ها را سعی می کنند، خنده می کنند، خوش می شند. ولی برنامه های تنظه سالمی هم هستند که فکایی هستند و باعث خنده دیگران می شند بدون از این که کسی را مسخرا یا رشخند کنند یا زیر سوال ببرند. ولی ما باید بریم به سمت اخلاقی که پسندیده است. از طرف خداوند هست و گفته کلام خدا میگه که این در، در تنگی هست. این مسیر، مسیر تنگی هست و همه از این مسیر نمی تانند بیاید، باید انتخاب کنند. کلام خدا میگه به خاطر هر زبانی که، هر کلامی که از زبان تو خارج می شه داوری می شه. آلی این کلام می تانه برای بنا و تشویق باشه و یا برای تمسخور و یا توهین و یا تحقیر کردن. ما زبان خود را چطور استفاده می کنیم و برای اولاد خود، برای همسر خود، برای دوست خود، برای عزیزان و نزدیکان خود این زبان را چطور استفاده می کنیم زبانی که خدا در ما بخشیده هست. مطمئنن اگر این زبان تو همه با احترام باشه اثرات مصبت و بهتری داره. ولی اگر فقط برای ساتری باشه نشان می ده که شخصی که از این زبان درست استفاده نمی کنه گفته کلام خدا یا نادان هست در پایان اگر شما چیزی اضافه کنید بله، کاملا شما درست میکنید و چگونه ما بتانیم از این هلقه از هلقه تحقیر کردن از هلقه تماسخت کردن خود را بکشیم خود و خانواده خود را بکشیم درست است. یک آیتی هست در مذمور در زبور داود در باب یک زبور آیه یک اینطور میگه میگن خوشابه حال کسی که در مشورت شریران گام نزند و در راه گناهکاران نیستد و در محفل تمسخورگران ننشیند خوشابه حال ها شما هستید یا نه اگر خوشابه حال هستید زبان خود را از تمسخور کردن دیگران باز میدارید و تلاش میکنید از زبان خودتان برای تشفیق تعلیم پذیرش و بلند کردن دیگران استفاده کنید کلام خدا ما را تشفیق میکنه که خوشابه حال شما که در محفل تمسخورگران نمی نشینید دعا میکنم که در این هفته این چلنج را وارد زندگی خودتان بکنید تلاش بکنید زبان خود را کنترول کنید و دیگران را تمسخور نکنید خداوند پشت و پناه تان باشه شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی نامت عظیم هست دیسای مسیح مالک هستی سخرای نجام زانون می زانیم می پرستیم همه با تمام جان شوک هللویان تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی موسیقی بده کرده ای سود پس می آیی ایمانداران را با خود می بری ما ایمانداریم که تو خدایی دوستت می داریم تو بی همتایی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی تو مقدسی تو محبتی راه و حیات راستی شاه پر جلال تو خداوندی سلطه ایمت بخشی سلطه ایمت بخشی سلطه ایمت بخشی بینندگان گرامی آیا می خواید با ما بتماس شوید؟ پس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم وقتی که رفته بودیم برای یک کلیپ کتا ما و برادر شایب در رابطه با تماس خور بین فرزندان یا خانموده با هم خیلی صحبت های خوبی داشتیم و من می خوایم از برادر شایب درخواست کنم که در این رابطه یک مقدار بر ما روشنی بتن یک چیزی که ما همه در اون را تجربه کردیم یا بزرگ شدیم وقتی که والدین یا پدر و مادر می خوایین از طریق تماس خور یا تحقیر اولادهای خود را اصلا کنند مثلا اگر یکی از فرزند ها بسیار چپ هست یا درون گراه هست اون را می خوایین که با جرات شده و از طریق تحقیر کردن یا تماس خور کردن از اون را می خوایین با جرات شده اگر یکی از فرزند های بسیار شوخ هست اون را می خوایین چپ بسازند یعنی تماس خور و تحقیر یک وسیله بخاطر اصلاح اولادهای خود بکار می برند که ما فکر نمی کنیم این نتیجه را می خوایین بتند
بخاطر ازی که وقت ما از شیوی تمسخور کردن یا تخریر کردن ای چی می کنه، ای ضربه به روح و روان فرزند می زنه ضربه به روح و روان فرزند می زنه و این ها چی می کنه، فرزند implant ال الثموبی به این خاطر مشوری ما یا حتی تجربه خود ما در زندگی است که هیچ کسی باید، هیچ پدر و مادر شیوی تخریر کردن یا تمسخور کردن به خاطر اصراح فرزندهای خود استفاده نکنن یا مثلا ما و شما همیشه این گفتشونیده اینکه می گوید فرزند خود را می گوید تو رقم کاکایت هستی یا تو رقم خالت هستی یعنی با یک چیز منفی می خواهند اصراح کنن اصراح کنن و می خواهند اون را اصلاه کنن که در این خط تو نباش مانند کاکایت یا مامایت یا خالت یا عمیت ولی چون استی، ولی این نتیجه بر اکس داره نتیجه بر اکس داره، که نه تنها اون فرزند اصلاه نمی شود بلکه همچنان میتونه اون به اتمینانی که سر خود داشته باشه اون را میتونه از دست بده، میتونه بیشتر در اون گرا شده میشه اون خودش یک آدمی آمد شده که رشخند کنه دیگرها را یعنی نتیجه بر اکس داره بطشین منفی و اکس داره میتونه باعث منظوی شدن، گوشگیر شدنش شده بله ما خودم، حالا که شما میگفتید، ما خودم یکان خاطراتی در ذهن می آمد از کودکی در نحوه کالا پوشیدن، گشتن، گبزدن، نان خوردن بعد وقتی میخواهی مثلا نان خوردن بچه را اصلاه کنه میگه رقم مثلا فلان واری نان میخوره بله کالا پوشیدنش را میخواه اصلاه کنه، او را باید رشخند میکنه میگه رقم فلانی واری کالا میپوشه بله و یا گشتنش را، خوردنش را، گبزدنش را من یادم از یک از اقوام ما بود و این زبانش لکنت داشت یعنی زبانش میگرفت وقتی که گب میزن توتلا بود آه بعد دیگر بچه ها به جای از اینکه او را بپذیرن او را رشخند میکردن بله بله یعنی اما رقم که او گب میزد اونام او رقمی گب میزدن بعد وقتی اونا تکرار میکردن گبزدن از این باز خرابتر شده میگفت بله بله چرا؟ چون رشخند میشد و خود کم میدید و این عزت نفس از اون میگرفتن برای از این که رشت کنه شما خیلی خوب اشاره کردید که پدر مادر یک نقش اصاسی دارن برای رشت و توالی بچه هایشان و اونا دوست دارن بچه هایشان رشت کنن ولی نمیفهمن مشکل اینجا است که اونا دوست دارن ولی نمیدانن نمیفهمن و یا او حکمتی را که خدا میتونه برای از اونا ببخشه برای از اینکه بتانن باعث اصلاح و ارتقاء فرزند خودشان باشن او را ندارن من نداشتم شما میشاره کردید که در جوانی و بودن با خداوند یا شفا و نجات در خداوند چطور حتی فکر و چشم و زبان ما را تغییر داده که ما به این مسائل حتی فکر میکنیم که مخلوق خداوند چیزی را که خدا کامل خفق کرده را من نمیتونم رشت کنم آیا تو میتونی مثل از این خفق کنی؟ نه خب وقتی نمیتونی چطور به خودت رجازم میدی که رشت کنی؟ و یا مثلا نه ای فهم یکان زعفی را در اون ببینی در جسمش ببینی در رفتارش ببینی در گفتارش ببینی و اون را زیر سؤال ببری اون را رشت خند کنی و اگر بخواییم خیلی اجمالی این موضوع را جمعبندی کنیم و اشاره به موضوعاتی بکنیم که صحبت کردیم میتونه از همون ابتدا بررسی موضوع باشه که زبان تمسخور زبانی هست که انسان ها استفاده میکنند برای لذت بردن و یا خنده کردن سر یک نفر دیگر پس این زبان تمسخور نمیتونه زبان خوبی باشه ما باید این زبان را بگردانیم و تبدیلش کنیم به زبان تشفیق اگر میخواییم شاد کنیم دیگران رو دنبال مسیرها و راه های بگردیم که دور از موضوع تمسخور هست و بعد ویژگی های زبان تمسخور هم در راوی تو با اگر صحبت کنیم یکی از ویژگی های زبان تمسخور میتونه حتی ریشه حسادت داشته باشه بعضی وقتا دیدید یکی یک نفر دیگر میخوای تمسخور کنه و ریشه اش حسادت هست ریشه اش بخیلی هست نمیتونم ریشه اش این هستش که اون را بیاره پایین بعد تلاش میکنه این را با خنده بگوید با ریش خند بگوید و این هم میتونه یک از ریشه های زبان تمسخور باشه یک ریشه دیگه که به او اشاره نکردیم ریشه قرور و تکبر هست بعضی ها احساس قرور و تکبر دارن و فکر میکنن بهتر از دیگران هستن و چون بهتر از دیگران هستن به خودشان اجازه میدن که رفته ها را از اونا را بوبرن زیر سوال و اونا را ریش خند کنن و تمسخور کنن و موضوع دیگه که خیلی شما به او اشاره کردید ایتیاد هست به تمسخور یعنی تمسخور کردن تبدیل به ایتیاد میشه و شما به ای اشاره کردید که در جامعه ای ما چطوری انتقال پیدا میکنه اشخاص یک دیگه خود ریش خند میکنن یاد میگیرن و بعد او هم یاد میگیره که خب آلیه ای مر ریش خند کرد خب من کم نگاهیم پیش از ای من او ریش خند کنم و یک مسیر دفاعی شاید برای خود میگیرن و در رابطه با اثارات زبان تمسخور صحبت کردیم که این میتونه اثارات منفی روی رفتار ما با همسر داشته باشه رفتار ما با همسر و فرزندان و دوستان که این هم میتونه اثارات منفی داشته باشه همسری که دیگه دوست نداره من را همراهی کنه چرا؟ چون من او را میبرم در ایک محفل به جای ای از ای که او را عزت ببخشم از او تحریف کنم او را پیش دیگرها ریش خند میکنم بعد میبینم او دیگه بقدر من نمیاد میگم بیا برم خانه فلانی میمانیم میگم من نمیاد خود تنا برو بیا برم فلانا جای با هم شراکت کنیم در ای محفل عمومی من نمیاد خود تنا برو چرا؟ چون من او را عزت نکدم و او را بیشتر ریش خند کردم و ای رفتار حتی میتونه با فرزندان ما سورت بگیره و موضوع دیگر کسانی بودن که ایسای مسیر را تمسخور کردن او را ریش خند کردن اگر خدایی از روی سلیب بیا پایین اگر خدایی ای کار را بکن اگر خدایی ای رفتار را انجام بده بعضی وقتها زبان تمسخوری که تبدیل با عادت شده باعث میشه که ما حتی در برابر خدا با یک نگرشی بلکه سطحی بریم و خدا را به صورت سطحی بپذیریم رفتار خدا را رفتار خدا را و عمل کرده دیگران را حتی ریش خند کنیم مثلا کسی بود در کتاب نهمیه که نهمیه را ریش خند میکرد تو دیوار خانه خدا را جور کده نمیتونی تو خدا اصلا کده نمیتونی تو اصلا نمیشی قدر زور نزن و ای زبان تمسخور حتی در برابر خدا هم میتونه تاثیر منفی داشته باشه و آیه یه هستش که من این آیه را میگم و شما اگر چیزی خواستید اضافه کنید در امثال 11-5 میگه آن که فقیران را تمسخور کند به آفریننده آنها احانت میورزد آن که از مسیبت شادمان شود بیسزا نمیماند کسی که فقیران را تمسخور کند برادر شما خب فکر میکنم برنامه ما ختم است من دیگه چیزی ندارم من نماندم که برادر شایب زیاد گفت بزنه در این جنبندی آخر ولی خیلی باعث برکت ما بود من میخوایم باست شما را دعوت به این چلنج بکنم که این هفته پیش رو میتونه هفتهی باشه که ما زبان خود را بیشتر کنترول کنیم ببینیم در چه جاهایی تلاش میکنیم که یک دیه خود را رشخند کنیم در محافل در برخورد با همسر در برخورد با فرزندان ببینیم در چه جاهایی ما از زبان تمسخرگر استفاده میکنیم و بیاییم این زبان رو کنترول کنیم باید تصمیم بگیریم تا بتانیم شیوه های رفتاری و شیوه زندگی خود را در خداوند اصلاح کنیم دعا میکنم که هفتهی پر از برکت در سلامتی و شادی خداوند داشته باشد در پناه خدا باشد موسیقی موسیقی