1 hour
21 January 2025
There is a proverb that says that every dish has its place. Although God’s Word encourages us to tell the truth, we must tell the truth with love. We must remember that having great relationships with family and friends is more important than trying to tell the truth by insulting or hurting others. Also, being talkative does not help us build trust or friendships.
Transcribed by AI
برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. امروز دانیال جان هم مانند همیشه مهمان ما نی بلکه مجری این برنامه یک جایستند ولی مهمان به خاطر از این میگیم که هر دوی ما از استادیوها نیستیم. از استادیوهایی که باید می بودیم امروز نیستیم. خوش آمدید دالیان جان. سلام برادر شاید عزیز، عزیز استید واقعا. بله امروز ما درگیر هوای سرز زمستانی شدیم و نتانستیم از خانه تکان بخوریم. از این خاطر در خانه موندیم و از طریق زوم وز شدیم. ولی دعو میکنم که همه شما عزیزان در هر جایی که استید در حفاظت خداوند باشید. همطور هفتهی که پیش رو داریم، هفتهی پر از برکات، شادی و حضور خداوند باشه. بله دوست، از این که با ما هفته گزشته تماس گرفتین از طریق فیسبوک، واتساب یا تیلفون ها یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. چی حال دارین بخصوص اوی در هموطنهای ما که در افغانستان زندگی میکنند. ما هفتهی گزشته در مورد از ای صحبت کردیم که شاید یک عده در سال نو تصمیم های نو یا تصامیم نو بگیرند. و امروز میخوایم در مورد از ای صحبت کنیم که ما چی عادت هایی را داشته باشیم که ای تصامیم خود را بتانیم اجرا کنیم. یک مشکل که وجود داره ای هست که بخصوص در کشورهای غربی و شاید در کشورهای افغانستان ایران هم که بسیاری در سال نو چی سال نو ای صحی باشه یا چی سال نو نوروز ما خود را شما باشه. دانیال جان این مشکل وجود داره که تصمیم را میگرند ولی در یک افته او تصمیم فراموش میشه دیگه امو کار تصامیم که دارند دیگه او را اجرا کرده نمیتونند. این واقعا یک مشکل بزرگی همیشه در زندگی ما بوده. دقیقا همینطور است برادر شرکت. من یادم است یک مطلب میخوندم که بر از اینکه یک کار ما بتانیم انجام بدیم برای دفعه اول حدقل با 16 روز او کار را پشت سره هم انجام بدیم برنامه ریزی کنیم جز برنامه های ما باشه. ولی من نمیدونم این تعداد روز هایی که بر اساس او مقاله خونده بودم میتونه صحیح باشه یا نه. مرحله اول 16 روز بود و مرحله دوهم 33 روز. من میگم بعد از 33 روز اگر او کار را دوامدار انجام بدی برنامه ریزی کنی آرام آرام نهادی نمیشه و میتونی او را تکرار کنی و به راحتی انجام بدی. ولی اگر نتونی تا امو 16 روز اول کار را انجام بدی شاید نتونی ادامه بدی اتا. واقعا ای باز یک موضوع دیگه هم است که فرق در عادتهای خوب و خراب دارد. عادتهای خراب شاید 16 روز وقت نگیرد. مثلا شما اگر ما مثلا اگر کسی که سیگریت نمی کشه معمولا سیگریت اول همیشه مجانی هست از یک کس دوست رفیق قدم میگیرد. یعنی شما بر عادت کردن سیگریت به 16 روز ضرورت ندارید اگر امو چند روز اول آدم سیگریت بکشه عادتی میشه ولی عادتهای خوب وقت زیادتر ضرورت دارد. ما میخوایم در اینجا چار عادت را بر بینده های ما و بر خود ما هم بگویم که ای مارا کمک میکنه تا بتانیم تصامیم را که گرفتیم در سال نو او را بتانیم بکمک خدا اجرا کنیم. بکمک خداون اجرا کنیم. ببینید دوستهای عزیز ما هچوقت نمیتانیم تصامیم را گرفتیم بدون کمک و رحنمائی و حکمت خدا او را نمیتانیم درست اجرا کنیم. ما همیشه اول از خداون میخواییم مارا کمک کنند. اول این چار عادت روزان اولینش نظم و دسپلین است. نظم و دسپلین است. مثلا شما میخوایید تصمیم گرفتید که میخوایید هفته بجه صبح بخیزید. یا شش صبح بخیزید. یا اشت صبح بخیزید. بر از او باید بخاطر که به این کار عادت کنیم باید نک نظم داشته باشید. من میخواییم یک آیت را از اول قرانتیان فصل نو آیه 27 چی میگه در اینجا پولیس رسول منند همیشه از ورزشکارها استفاده میکنه از عادتهای ورزشکارها میگه بدن خود را زحمت میدهم و آن را تحت فرمان خود در میاورم. تا ما بعدا پس از این که دیگران را به مسابقه دعوت کردم خودم از شرکتداران محروم شدم. نظم و دسپلین شما ایچ وقت شما ندیده باشین که یک آدم به نظم و دسپلین کسی خوش داشته باشه. اطلاعوال ما ندیدیم. مطمئنان امی رقم است. اگر که فکر کنید که امی درمی زندگی روزمره خود ما اگر ساعت خواهی ما تغییر کنه نه ای فهم ساعت خوراک ما تغییر کنه نحوه کالا پوشیدن و نظافت و رفت آمد و تمام برنامه های ما هیچ قایده و قانون و نظم و انضباطی نداشته باشه. کل زندگی ما به هم میریزه. پس نظم میتونه خیلی به ما کمک کنه و همینطور کلام خدا میگه که روح خدا روح نظم است. خداوند خلقتش رو بر اساس نظم داره کنترول میکنه. نظمی که اگر یک تغییری در او بیاید مطمئنان یک اتفاق بدی خواهد افتاد. ولی خداوند میدانه که ای آفتاب خود رو تلو کنه و که ای گروه و چطور زمین رو برکت بده در فصلهای مختلف. پس واقعا خدای ما خدای نظم است و ما هم باید در نظم قدم برداریم. واقعا اینجا همین گفت که شما زنید در دوم تیمتاوز فصل اول آیه 7 میگه میگه زیرا روحی که خدا به ما اطا کرده نه روح ترس بلکه روح قوت محبت و حاکمیت بر نفس است. واقعا حاکمیت بر نفس نه تانا ای رو میگه که ما باید مثلا اگر چربی کم تر بخوریم یا شکر کم تر بخوریم یعنی نه تانا به حساب بر جسم ما بلکه حاکمیت بر نفس همچنان در مورد جاهای که میریم کارهای که میکنیم گبهایی که میزنیم یا در دنیا وسوسه هایی که است بخصوص بر مرده وسوسه هایی که است یا بر خانوم ها همچنان بر دوشیزه ها پسران وسوسه هایی که است بر از نا چی داشته باشیم؟ ما حاکمیت بر نفس داشته باشیم یعنی اول نظم و دسپلین بسیار مهم است دوم حوصله و بردباری حوصله و بردباری ما انسان به طور طبیعی به حوصله است خب بخصوص مرد ها خانوم ها یک ذره بیشتر حوصله دارند در زندگی ولی ما مرد ها طبیعتاً به حوصله استیم و ما باید با طریق نظم و دسپلین بتانیم چیکنیم حوصله خود را و بردبار باشیم و حوصله مند باشیم در اینجا یک آیت را من میخانم و شما دانیال جان خواهیش میکنم برای این مورد صحبت کنین رومیان 8 آیه 25 میگه اما اگر در امید چیزه هستیم که هنوز ندیده ایم با بردباری منتظر آن میباشیم آمین واقعاً همینطور هست بردر شاید وقتی که شما صحبت میکنین در ببینته بگو آقایان که آقایان بردبار یا سبور نیستن من خنده گرفته بود داشتم فکر میکدم واقعاً انگار که من زمانهایی که یک مقدار ضعیفتر میشم از نظر ایمانی و یا امید ما کمتر میشن این بینظمی خواسته و نخواسته میایی در زندگی ما قرار میکرد چون و چون که احساس زرف میکنم یا احساس میکنم که پاسخ درستی دریافت نکردم و یا توکل و اعتماد ما به خدا کمتر میشن همه اینها کمک میکنن که یک ناومیدی بیاید و این ناومیدی ما رو میبره به سمت ای که سبور نباشیم بردبار نباشیم خیشتندار نباشیم یک مقدار دو چار استراب و نگرانی شدیم شما اشاره کردید به این موضوع که مشکلات بیرون مشکلات درون و این مشکلاتی که باعث میشه که از نظر جسمی حتی ضعیف شدیم که یکی از اونها همین استراب هست که خودش دلیلیه بر بسیاری از بیماری ها هست و اگر ما نتونیم خود رو کنترول کنیم و استراب بیاید خواسته و نخواسته دو چار مشکلات دیگری هم خواهیم شد ولی چیزی که شما گفتید در رساله رومیان بابه هشت امیدی که به دست آوردیم درست از که این امید یک امید کامل نیست یک بیانه است ولی خداوند این رو به ما داده یعنی که ما در کنار از او با حضور از او میتونیم با اعتماد بر او زندگی خود رو به پیش بگواریم در همین رساله رومیان بابه پنج آیت دیگری هست که ایمان و امید امید که امید که امید که
و صبر رو در کنار هم قرار میته و میگه که ایمان به امید کمک میکنه و امید به صبر کمک میکنه و اگر امید ما بن خداوند باشه مطمئنن توکل و اعتماد ما برو بیشتر خواد شد و ای توکل و اعتماد کمک میکنه که ما صبر باشیم و ای صبر ما از جنس اجبار نیست که مثلا یک نفر مجبور است، چاره دیگه نداره باید صبر باشه، نه ای صبر بر اساس انتخابی برپای امید است، امیدی که برپای ایمان و اعتماد به خداوند است پس ما ای امید رو درگافت کردیم، خداوند با حضورش، با آمادنش در زندگی ما ای اعتماد، ای امید، ای توکل رو در زهن و زندگی ما شکل داده برازی که بتانیم با صبر بیشتر ادامه بدیم، برنامه رزی کنیم، دعا کنیم و خدا نظم وارد زندگی ما شوه، و ما هم در این نظم و انضباط و امیدواری ادامه بدیم بله، اکثران وقتی در مورد صبر یا بردباری یا حوصله صحبت میشه مطمئنان ما شاید با یاد عیوب سابر بفتن، که ای یکی از کتاب های بسیار خوب و مهمه عهد اتیق است، ولی چیز که ما مسیحی ها صبر یا حوصله مسیحی ها صبر فعال است صبر با امید است، صبر از این نیست که ما ندانیم چی میشه و بگویم خب ارچی که آمد نه دوستای عزیز، صبر ما مسیحی ها صبر با امید است، در اینجا در آغاز آیت ببینید چی گفته گفتن، اما اگر در امید چیزی هستیم که هنوز ندیدیم یعنی ما امیدوار استیم، ما صبر فعال داریم یعنی حوصله داریم که فعالیت داره فعال استیم، ما صبر میکنیم که امید ما است ولی به اون امید میرسیم و این میتونه یکی در مورد خداوند باشه که ما به خداوند امید داریم که اون ما را کمک میکنه، همچنان در جریان مشکلات زندگی وقتی مشکلات زندگی ما را میگیره یا هر تصمیمی که شما میگیرید در اون اگر صبر نداشته باشه ما نمیتونیم به اون امید که داریم برسیم، یعنی صبر ما صبر فعال است اول گفتیم دسپلین و نظم و دوم حوصله و بردباری و ثوم استوار و دوامدار بودن اول قرانتیان فصل پانزده آیه پینجاو اشت میگه پس ای عزیزان استوار و ثابت قدم بمانید پس ای عزیزان استوار و ثابت قدم بمانید همیشه در کار خداوند مشغول باشید زیرا میدانید که زحمت های شما برای خدمت به خداوند به نتیجه نخواهد بود بردباری صبری هست که توامه با برنامه است یعنی صبری که در اون یک برنامهی هست خیشتنداری به معنی صبری هست که در اون یک برنامهی هست یعنی من یک برنامه ریزی دارم، یک هدف دارم و برنامه خود پلان دارم و در اون مورد انجام میدام از این خاطر یک امیدی در من شکل میگیره که این بردباری و صبر رو یا خیشتنداری رو به وجود میاره پس این میتونن خیلی به ما کمک بکنه که اگر ما بر ایمانی استوار باشیم که بر اساس شناختی از خداوند هست این میتونن چقدر کمک بکنه که ما این مراحلی رو که بردر شاید یکی یکی ذکر کردن ما بتونم این مراحل رو پشت سر بگذاریم ولی اگر استواری ما بر اساس شرایط سیاسی بیرون، نعیف هم، رفتار مردم، دولت ها، سیاست ها، قدرت ها، هر اون چیزی که در بیرون میخوای در ما تذریخ شوه استواری ما بر اساس از اونا سنجیده شوه مطمئنن ما میلغزیم و لغزش میخوای ولی اگر ما استواری ما بر اساس ایمانی هست که به خداوند داریم، وقت هست که میتونیم استوار باشیم و ادامه بدیم و معیوست نشیم و اعلان نکنیم هدف خدا، برنامه خدا، انضباط خدا و سبر خدا و ناومید شویم و ما فکر میکنیم ایمان خیلی به ما کمک میکنه که در این بخش، در بخش شخصی هم بتانیم استوار تر ادامه بدیم بله، ما اگر از زندگی خود بگویم شاید بارها ما خواستیم که در باشگاه یا جم ازویت بگیرم و باور کنین که امسال هم، آغاز سال امی کار کردم و دخترم برم گفت که چند بار از که در جم خود را شامل ساختی ولی نمیری ما گفتیم بیا یک بار دیگه هم امی را آزمایش میکنم و ما آله امو توقع از خود را کم ساختم سابق میگفتم پنج بار جم میرم، آله گفتم خب ما پنج بار شاید ندارم ولی هدف اقل اگر بتانم سی بار هفته جم بروم یا باشگاه بروم، ای مرا کومت میکنه تا به حال خداوند کومت کرده من نمیدونم ولی یعنی مقصد من در چی است که حتی اگر ما میفتیم اگر ما میفتیم یا بعض اوقات استوار نمیمانیم یا نمیتانیم بوده یا طبیعتاً ای به ای مانانه است که دوباره بر نخیزیم، ای به ای مانانه است که ما دوباره آغاز نکنیم یا تصمیم درست نگیریم خداوند همیشه چی میکنه؟ او است که ما را کومت کنه، همچنان ما هم، خود ما هم باید از شکست های خود درست خوب بگیریم نه ای که درست بد، مثلا اگر درست بد میگرفتم ما میگفتیم خب دیگه ما پنج شش بار در جم خود شامل کردیم نتانستم دیگه ما یک طرف جم نمیرم، ولی نه ای مذعیفی خود را بیان کردم بیان میکنم و همچنان کوشش میکنم که خداوند ما را کومت کنه که بتانم بدن خود را تحت فرمان خود، یا فکر خود را تحت فرمان خود بیارم و ای میتونه شاید بر شما یک تصمیم بسیار کوچک باشد ولی مقصد ما در ای است که ای تصمیم های کوچک میتونه ما را کومت کنه که در تصمیم های بزرگ خود هم استوار و ثابت قدم ببانیم، یعنی یک تمرین میشه بر ما دقیقاً، یعنی شما خیلی خوب مطرح کردید، یعنی ما وقتی هدف گذاری میکنیم و میخواییم او را شخصی صازی کنیم یعنی بخشی از رفتار و زندگی روزمره خود کنیم، خب مالمدار است که باید او را یک مقدار در او تقسم بندیا، قسمت بندیا ریزش کنیم چون که یک مثال است میگه سنگ بزرگ علامت نزدن است و یعنی که واقعاً اگر یک کار بزرگی را بخواییم یک دفعه انجام بتیم شد نتونیم، پس باید او را تقسم بندی کنیم و معیوث نشیم، یعنی یک تکراری باشه یک تمرینی باشه، مطمئنن یک دفعه ایش کار را نمیتونیم انجام بتیم، ولی تکرار و تمرین کمک میکنه که او نهادی نشوه، برای ما شخصی شوه، و همطور که شما گفتید یک عادت پسندیده شوه مثلاً بعضی از عادت ها استش که همیانی ما نخواسته انجام میدیم، چرا؟ چون که دیگه او عادت کردیم مثلاً همی برستدن دندانه، شاید همین روزهای اول قدر ما در بچه ها پشار آوردیم که اونا بعد از یک مدت دیگه عادت کردن آلی دیگه برشان نمیگیم، خودشان خستن میرن و برست میزنن دندانهای خود را برازی که میدانن این فایده داره براشان، برای سلامتیشان، برای صحتشان و براشان یک عادت شده، و بسیاری از کارهای دیگه که در طول روز ما اونا را به صورت عادت انجام میدیم مثلاً همین محترم صحبت کردن، یا گفت خوب زدن، گفت صحیز زدن در ابتدا خب شاید سخت باشه کسی که سال هاست کلمات درستی به کار نبورده و بعد یک دفعه بخواهید درست صحبت کنه خب دوچار مشکل میشه، ولی باید آرام آرام این تأثیرگذاری را به وجود بیاره، خود را کنترول کنه و اعتقاد همون آیه که برادر شایب همون ابتدا خواندید در اول غالنتیان باب نو از آیه 26 تا 27 پلوس رسول میکنه من مشت میزنم ولی نرقم کسی که در هوا مشت میزنم، من هدف دارم پس ما مگر مشت میزنیم در هوا نزنیم، در هدف میزنیم برازی که یک هدف پسندیده، یک عادت پسندیده وارد زندگی های ما شده واقعا و موضوع چارم، پذیرفتن واقعیتها و آمادگی برای تغییر است ما میخوایم از ارمیا فصل 29 آیه 11 ای آیه بسیار خوبه و مهمه است که میگه خداوند میفرماید من اراده خود را در بارای شما میدانم یعنی خواست خود خداوند میگه من میدانم، نقشه من فقط برای سلامتی شما است نه برای بدبختیتون من میخواهم شما آینده امید بخش داشته باشد و اینجا از که خداوند چی میگه؟ میگه ما امید ما به او است، او میگه پلان من بر شما پلان خوب است یعنی تصامیم خوبه که ما میگیریم او را خداوند برکت میده او را خداوند برکت میده، نه تنها برکت میده بلکه ما را کمک میکنه که او تصامیم بتانیم در زندگی خود اجرا کنیم یعنی اگر تقرار کنیم و میریم با یک کلیپ، تقرار اگر کنیم اول گفتیم دسپلین و نظم در تصامیم
اسامی ما وقتی که می گیریم بسیار مهم است. دوم گفتیم حوصله و بردباری بسیار مهم است. سوم استوار و دوام بودن و چارم هم واقعیت های زندگی را بپذیریم واقعیت های زندگی را بپذیریم و آمادگی برای تغییر داشته باشیم. تنها چیزی که تغییر نمیکنه یا کسی که تغییر نمیکنه او مرده ها استند. مرده ها تغییر نمیکنند. دیگه تا که ما زنده استیم در حالت تغییر استیم. آمید. دوست های عزیز خوب بیاین بریم یک کلپ را با هم ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم. دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم دوست های عزیز خوب بیاین برمی گردیم
بعضی وقت ها اون رقم که شما گفتید خب ما بر اساس احترام و شخصیت خود تلاش میکنیم که آرام بگیریم و گرم نزنیم، اجازه بدیم که اونا سخن بگوید. ولی خب میتونیم بر اساس رفتار، معنی شخصیت خود یکان تغییراتی به وجود بیاریم، فاصله ها را تشخیص بدیم، چه زمان نزید شویم، چه زمان فاصله بگیریم، و یا چطور برخورد بکنیم، چقدر به اون شخص اجازه بدیم که دخالت بکنن. بعضی وقت ها میبینید که خانواده ها به اشخاص قریبه، و یا حتی از قوم که خیلی بارد خانه ما نیستن به اون ها اجازه میدن که دخالت کنن. بعد اونا میان نسنجیده گفت میزنند و به جایی که تأثیر مصبت بانند تأثیر منفی میبونند. پس اگر بخواییم عبارت نسنجیده صحبت کردن، و یا بی ملاحظه گفتن یکرام با هم منا کنیم، میتونیم به این منا برسیم که گفتن چیزی بدون فکر است. یعنی یک شخصی طوری صحبت میکنه که اصلا به او گفتی که زده هیچ فکری نمیکنه و اصلا توجه به این نمیکنه که این گفتی که از دعان ما خارج شد چه پیامتی داره؟ چه دستاوردی داره؟ هایا میتونه تأثیر مصبت بانه؟ درجهت مصبت هست این گفت ما؟ و یا درجهت منفیست؟ پس کسانی که نسنجیده گفت میزنند، اینا اصلا این را نمیفامند یا درک نمیکنند که این گفت ما خوب بود، درجهت مصبت بود، تشبیخ بود، تعلیم بود، ارتقادادن بود، و یا درجهت خراب کردن بود. ولی بعضی از اشخاص هستند که این را میفامند و میدونند که درجهت تخریب باید صحبت کنند بر اساس خشمشان هست، بر اساس حسادتشان هست، بر اساس تلخی و عدم بخششی که در وجودشان هست و اونا هم میخواهند که طوری گفت بزنند که از سر منفی بادند. ولی اشخاصی هستند که بی ملاحظه گفت میزند. یعنی که اینا در واقع خوب و بد هم تشخیص نمیدن و این رقمی گفت میزند. شاید یک معنای دیگم میتونه ای باشه که کسانی که ناسنجیده گفت میزند کسانی هستند که به حساسیتهای اطرافیان توجه نمی کنند. برشان مهم نیست. این طفل هست، این زن هست، این نفر بیکار هست، این نفر فقیر هست، این نفر نوع عزیزان خود از دست داده، این نفر دوچار مشکلات روحی، روحانی، آسیب های اجتماعی هست و این بی ملاحظه همون گفت خوده میزند و تأثیر منفی خوده روی اشخاص میمانند. مثل این که یک خاطره یک نفر تعریف میکرد میگفت که شخصی یکی از عزیزان خود از دست داده بود و اشخاصی میرفتند برای از این که برای از اون تسلیه بتند. و وقتی این شخص رفته بوده و بعد از اون وارد صحبت شده بوده بعد از این که تسلیه داده اون را در رابطه با ملک از اون صحبت کرده که آلی تصمیم شما برای ملک و انوال از اون چراکم هست؟ آلی شما اون را چراکم تخصیم میکنید؟ و چه پلانی برای از اون دارید؟ مراقب باش که کسی تو را بازی نه ته؟ خب اون شخص آلی داغدار هست آلی در ایک فضایی هستش که نیاز به تسلیه و آرامی داره ولی اشخاصی که نسنجیده گرم میزنند من خواستم از این مثال استفاده کنم تا این محبت هسته باز کنیم که کسانی که نسنجیده گرم میزنند اصلا شرایط رو درک نمیکنند وضعیت احساسی موجود رو درک نمیکنند یا مثلا طرز برخورد یک شخص بالغ با یک کودک از اون توقعی داره که رفتاری داشته باشه رقم ایک شخص بالغ و یا از اون توقعاتی داره طوری اون رو سوحبت می کنه به جای از این که اون رو تشمیح کنه اون رو عاین میاره تهقیر می کنه نسنجیده گرم میزنند آن رو زیر سوال میبره شاید قومیتش رو زیر سوال میبره شاید دانشش، آگاهی و رفتارش رو زیر سوال میبره و این نسنجیده گرم زدن باعث میشه که اون تفل با یک هقارت با یک اغده با یک خودکنبینی بزرگ شوه و این حساسیت ها همین طور ادامه پیدا کنه و بعد ما یک دفعه وارد جامعه شویم که در اون جامعه کلیگی بی ملاحظه گرم میزنند از کلان گرفته تا خرد کلیگی بی ملاحظه گرم میزنند پس این واقعا یک موضوعی هستش امسال ما میتونیم بر اساس صحبتهایی که داشتیم به او فکر کنیم و این عادت بد رو بی ملاحظه صحبت کردن رو تبدیل کنیم به ایک عادت خوب و با ملاحظه صحبت کنیم والی باید چطور رفتار کرد چه کارهایی رو باید انجام داد چه الگویی داریم از چه منابعی استفاده کنیم از چه اشخاصی مشروعت بگیریم و این میتونه قدم بعدی باشه بله اما یک چیزی که واقعا مشکل هست چون مثلا فرض میکنم اگر یک کسی دروغ میگه خب شما با رضو میتونین گفته که دروغ میگه یک کسی که قهر هست خشم داره او رو میتونین گفته که خب تو خشم داری قهر هستی ولی برای یک کسی که به ملاحظه یا به هوده یا نسنجیده گفت میزنه گفتن از این موضوع بسیار مشکل هست بسیار مشکل هست و این تا وقت که خود از اون نفر اگر متوجه شده شبه این گفت جداغانه هست ولی گفتن از این موضوع مشکل هست یا این که مثلا بخصوص در کلپ های کومیدی یا شبخند افغانستان که بود یا همش بسیار زیاد سر خانم ها بسیار افغان ها اکثران کومیدیان ها سر خانم ها چی میکنن به حساب که اونا پرحرفی میکنن ولی این تنها مربوط به خانم ها نیست مسئل پرحرفی یا به ملاحظه گفتن این به همه ما هست همه انسان ها، مرد ها، جوان ها، دختر ها، پسر ها همه میتوانند به ملاحظه گفتن یا پرحرفی کنند و این واقعا مشکل بزرگ هست و از طرف دیگه هم مشکل دیگه کجا داره این که چطور این اصلاح شده اگر خود نفر نمیفهمه چی در خانواده، چی در بین رفیقا چرا هیچ کس نمیخوایه که روابط خراب شده چی روابط خانوادگی باشه چی روابط دوستی در بین رفیقا باشه شما مشوریت هم در این مورد چیست واقعا امیدتور هست چون که ما میخواییم یک حقیقتی رو بیان کنیم بسیار از اشخاصی هم که بی ملاحظه گفت میزنند و یک دلیلی دارند میگویند که ما داریم صادقانه گفت میزنیم ما داریم رک و راست صحبت میکنیم شما مره میشناسید، من زبان رکی دارم شما مره میشناسید، من صادق هستم چیزی را پوتوپنهان نمیکنم و این را خیلی امیدتو کادوپه چشمیکنند و خب میگند که نه، من صادقانه گفت میزنم ولی بسیاری از وقتها شده که اشخاصی هم که حتی بایی طرز برخورد میایند خب به این توجه نمیکنند که صادقانه گفت زدن تو نیاز به ایک سنجش داره نیاز به ایک ملاحظه کردن داره چون بسیاری از وقتها این صادقانه گفت زدن تو باعث جدایی بین زن و شوی شده بسیاری از وقتها باعث اختلاف بین بچه و پدر شده باعث اختلاف بین دختر و مادر شده پس صادقانه گفت زدن هم بر اساس کلام خدا باید با محبت باشه این یک سنجشی باشه داره و اگر این سنجش نباشه باست هم اون بی ملاحظه گفت زدن است و یا نسنجیده گفت زدن است همطور که بردر شایف شما گفتید من یک گفت از شما بگیرم و این محبت در اون قسمت یک ذره باست کنیم که بعضی وقتا عواطف و احساسات غلط ما باعث میشه که ما نسنجیده گفت بزنم همطور که بردر شایف گفت مثل خشم است کسی خشکین شده و نمیتونه خشم خود را کنترول کنه و در زمان خشکین شدهش یک گفت های بی ملاحظه میزنه که دل بسیاری را میرنجانه و یا از خود دور میکنه و این هم یکی از موضوعاتی است که میتونه ما را به خودش متوجه بسازه دیگر مسایلی که مربوط به احساسات عواطف میشه حسادت هست اشخاصی هستن که در وجودشان یک حسادتی هست و نسبت به دیگران حسادت میکنن از این خاطر که تلاش کنن یک نفر را پایین بیارن و یا او را تضعیف کنن در چشم مردم در چشم دیگران باز هم بی ملاحظه پشت سر از او گفت میزنن و تلاش میکنن که او را پایین بیارن خیلی وقت ها به خاطر قضاوت هست داوری قضاوت ها و داوری های نابجه های ما بعض وقت ها باعث میشه که ما بی ملاحظه گفت بزنیم چرا؟ چون ما نمیتونیم طاقت بیاریم یک نفر را که بر اساس شرایط خودش رفتار کرده و با ما مشورت نکرده یا بر اساس رفتار و شرایط و آگاهی و فهم من رفتار نکرده بعد من تلاش میکنم بی ملاحظه گفت بزنم تا باز هم او را قضاوت کرده باشم هم در نگاه خودش هم در نگاه دیگران و بسیاری از وقت ها بی ملاحظه گفتن نشانه ادم آگاهی هست یعنی یک شخصی که واقعا دانائی و اطلاع کافی نداره فهم کافی نداره او بی ملاحظه گفت میزنه به دیگر ها اجازه صحبت کردن نمیده هر چیزی نفر مقابل داره و از او میگه که او گوش کنند
او دیستی آمادگی میگره تا جواب خوده بته، نظر خوده بته و بر از اون ایچ اجازه و یا امان نته که او وارد شوه و یا صحبت کنه. پس این ها میتونه ایک سری عواملی باشه که موضوع احساسی و مربوط به عواطف ما رو داشته باشه. ولی خیلی وقت های استش که همونطور که برادر شویه و مشاره کرد بی ملاحظه صحبت کردن مربوط به اون ادم آگاهی و یا رشتش، شخصیتش و شرایطی که در اون کلان شده، جامعه که در اون کلان شده همه این ها دیست در دیست هم داده تا اون شخص تبدیل به پردی شبک بی ملاحظه گب بزنه. آلی باید چی کار کرد؟ در برابر شخصی که بی ملاحظه گب میزنه و یا در رابطه با خودت که آیا من بی ملاحظه گب میزنم یا نمیزنم؟ خب یکی از راه هایی هستش که مثلا من از برادر شایب پرسن کنم برادر شایب من را در محافل، در جمع، در گروه ها، در مشورت ها، در وقتهای شخصی با خودت من را دیدی؟ آیا میتونی برمه بگویی که من شخصی بی ملاحظه هستم؟ گبه های من، صحبت های من نسنجیده هست؟ آیا من این رقمی تالی در ما بین صحبت ها شما متوجه شده که من یک همچین آدمی هستم؟ خب یکی از روش ها میتونه ای باشه که ما از نزدیکان خود پرسان کنیم مثلا زن از شوی خود پرسان کنه، شوی از زن خود پرسان کنه آیا من در این روابط بی ملاحظه گرم زدم؟ و اگر واقعا گرم زدیم ایرا بپذیریم؟ خیلی وقتا از زن آدم، بفرماید برادر شایب خب دانر جان اگر ما پرسان کنید ما میگم نخیلی نیه شما بی ملاحظه گرم نمیزنید شما با احتیاط و صحبت خوش دارین و ایک قصه میگن دو فیلسوف یا دو عالم با هم جرابحظ داشتن و یک عالم یک فیلسوف است، فیلسوف دیگر سوال کرد گفت که هشارترین نفر در دنیا کی است؟ فیلسوف دیگر گفت که هشارترین نفر کسی است که هیچ گرم نزده گفت خواهد تو میتونی مره یک مثال بدی؟ گفت نه تا والا او نفر تا به حال تولد نشد یعنی شاید یکی از شیوه های دگه ازی که مارا کمک کنه که بی ملاحظه یا ناسنجیده گفت نزنیم ای باشه که بعض جایها خاموش باشیم واقعا خاموشی باور کنین بسیار انسان را کمک میکنه حوصله داشته باشیم و بیشتر بشنویم اگر ما میدانیم یا دوستای ما برما گفته معمولا خوب در بین افغان ها مثلا یک تیداد شاید پرحرف باشه بی ملاحظه گفت بزنه بعض اوقات ملاحظه زیاد صحبت میکنن حتی شاید در بین مسیح ها هم کسایی که موعزه میکنن یا کسایی که از کلام خدا شاید بسیار صحبت کردن خوش دارن ما همه ما صحبت کردن خوش داریم یعنی اگر ما از خود بپرسیم یا کس دگی شاید بعض اوقات حتی برما هم بر مسیح ها خوب باشه که ما عادت یاد بگیریم که خاموش باشیم یعنی بکاری که غراز نداریم کشیش داست بسیار خوب ما بود او همیشه میگفت در کار که خودت در اونجا شامله از او مشکل نیستی یعنی در اونجا کدام کار نداری در او کار میگفت کار نداشته باش اگر بخش از مشکل نیستی در مورد از او هیچ صحبت نکن خودت مشکل نشد بله چرا ما فکر میکنیم که بعض اوقات چه مسیحی چه غیر مسیحی ما فکر میکنیم که ما مشکل کشا هستیم یعنی با حرف زدن با پرحرفی یا با بملاحظه حرف زدن ما فکر میکنیم که دگرها را کمک میکنیم اونا را از مشکلشان نجات میدیم ولی بعض اوقات نتیجه ما خودما تجربه کردیم از پرحرفی یا با بملاحظه گفت زنده که در نتیجه از او ما زرر میرسانیم برای طرف مقابل ما نمیخوایم زرر برسانیم میخواییم کمک کنیم اما نتیجه برعکس میشه به من اجازه صحبت دادن من بملاحظه گفتم میتونستم ملاحظه خود را بیشتر کنم نسبت به مسائل پس چیزی که برادر شایب شما گفتید سکوت کردن عجله نکردن برای از اینکه نظر بدیم و یا سکوت کنیم و برای از اینکه فهم بیشتری داشته باشیم آگاهی بیشتری کست بکنیم و یا حتی سؤالات بیشتری پرسان کنیم حتی شرایط را بهتر درک بکنیم تا اون زمان هیچ صحبتی نکنیم هیچ نظری ندیم و تلاش بکنیم اول شرایط را درک بکنیم بسیار از وقتا شده که مثلا من و همسرم هردوی ما تجربه کردیم در تربیت فرزند خود و معمولا وقتی که همسرم بچه ها را گپ میزنن من چیزی نمیگم وقتی من گپ میزنم اون چیزی نمیگن و بعد از اینکه ما گپ خود را زدیم با همدیگر نشستیم صحبت کردیم به این نشه نسیدیم که میتونستیم با ملاحظه بیشتر صحبت کنیم و عجله نکنیم تایم بدیم زمان بدیم و بیاییم ببینیم چه شرایطی باعث شده که این بچه ها این رفتار رو بکنن و بعد من بتانم با ملاحظه بیشتر این گپ رو بزنم با ملاحظه بهتر بتانم به اون مشورتی بتم که او رو بلندش کنم نهی که او را پایین بیارم ضعیفش کنم و او گپی که من از زبانم خارج میشه روی از او میتونه تحصیل بانن حالا چه بهتر تحصیل مصبت بانن و همطور که برادر شاید گفت بعض وقت هم مذهب بسیاری از مذهبیون هستن عمیالی در افغانستان ما و شما که میرن پای منبر اونا یک تریبون دارن و چنان بی ملاحظه گفت میزنن چنان مردم مشورانن به صحبتها و رفتارها و قضاوتهایی که فضای مجازی پر شده از این شرایط یک نفر میارن میمانن رو بریشان و اولا قضاوت میکنن در رابطه با عرفهایی که زده یا کارهایی که کده و خود همین مذهب هم باعث میشه که بسیاری از اشخاص بی ملاحظه صحبت بکنن و حتی به خود اجازه بدن دیگران رو قضاوت کنن تضعیف کنن در خانه یک نفر میرن وارد میشن بی ملاحظه گفت میزنن نان شما از خوردن نیست نایف هم نان شما این رقم هست رفتار شما این رقم هست برکت از خانه تان رفته خدا روی خود از شما دور کده همون چیزی که شما در رابطه با عیوب گفتید دوستان عیوب این رفتار رو داشتن و اونها بی ملاحظه صحبت کردن و اجازه ندادن که خدا او رو بلند بکنه او رو تضعیف کردن و پایین آبوردن خب دوستای عزیز بیاین بریم با هم یک کلپ رو ببینیم دوباره برمی گردیم آماده ای برچه این جای موقع دست این را یقین نام هنجیه ما میره گرد میشه لبد عرض ما را گرموبد از روی میمان چون که خود فرمونه ما رای محبان با شما بستم زهر احمد عهد و بیمان گرده عهد و وفا بمانی حجم مرا به دانی نام مرا به تانی با قلب و بجدان میکنم هر مشکلی را حل و آسان بیرسانم هر دوارا نزدی از دان طرز دوارا امن خدا یاد بما داده تا او کد قبوله های صبحان هر که خود و را با دل و جان قلب و زبان خانه تود یابت جواب از قذر رحمان پس بیا تا متصاهد گردیم و همراست هاجت خود را بریم نزده سب افساس گویی ای پدر روحانی هاجت مرا دانی باطن مرا خانی ای شاه شاهان
قدره مارا رحمه از نقص و شیطان قدرته مارا از احسان روح ایمان بینندگان گرامی، آیا میخواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید استریکی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم موسیقی بینده های عزیز ما در بخش اخیر برنامه استیم و در صحبت قبلی در مورد بملاحظه صحبت کردن ما و دانیال جان با هم صحبت کردیم و دانیال جان شما گفتید که بسیاری از روحانیون یا رهبرای مذهبی همیشه اکثران بملاحظه صحبت میکنند و این مرا به معیاد من نمیدونم شما میبینین یک برنامه صدای امریکا است بنام صفحه آخر و مهدی فلاحتی مجری از این برنامه است در آخر از این همیشه یک چیز داره بنام پرده آخر و در این پرده آخر امی گفته های روحانیون بملاحظه گفتن یا دروغ هایشان یا گفت هایی که بهوده است این رو میگذاره و این باعثت مناند یک تنس یعنی مقصد در این است که بعض اوقات اگر کسایی که بملاحظه گفت میزنند یا پرحرفی میکنند این همچنان میتواند موجب رشخندی و تنس جور کردن بردگره شاند یعنی ما بردگره ایره یک دستاویز میتیم که اونا میتوانند از بملاحظه حرف زدن ما یا از پرحرفی ما یک تنس جور کنند یا رشخندی کنند و این واقعا در زندگی رخ میده اکثران خیلی موضوعی هستش که قابل تحمل هست میدونید چرا چون که اون شخص روحانی یا مذهبی که در اون موقعیت یا جایگاه قرار گرفته هیچ وقت پیش خودش این رقم فکر نمیکنه که من بملاحظه گفت میزنم برعکس او فکر میکنه که بسیار داره با ملاحظه گفت میزنه چرا چون که یک منبع داره یک میار داره یک الگو داره و بر اساس اون منبع میار من گفت سنجیده میزنم ولی گفت از اون سنجیده نیست او را دستاورد خود قرار میدن و رشخند میکنه و یادم هست در انجیل یوهنه بابه هشت داستان زن زناکار وقتی که بسیار از همین مذهبیون یک زن رو پیش مسیح میارن و بر اساس شریعت یا مذهب این زن باید سنگسار شد ایسای مسیح دیستی گفت نمیزنن و یک مکسی میکنه قدست خود روی زمین یکن نخشونگاری نوشته میکنه مینویسه ولی به هر صورت وقتی بلند میشه یک گفت سنجیده میزنه برمگرده میگه که هر کسی که گناه نکرده سنگ اول رو بزنه و دیگرها وقتی مردانی که اونجی هستن و مثهبی هستن خیلی هم مثهب خود رو دوست دارن خیلی هم شریعت مدار هستن اونا سنگها رو به زمین مندازن و او زن رو رهام میکنن و میرن و حتی وقتی ایسای مسیح بالای سر از او زن میره او زن رو محکوم نمیکنه میگه چی میگه براز او میگه دیگران تو رو محکوم نکردن من هم تو رو محکوم نمیکنم و براز او میگه برخیز برو و دیگر گناه نکن زبان مسیح زبانی هست که در راستی هست و در فیض در انجیل یوهناب باب یک آیه چارده اشاره میشه که ایسای مسیح کسی هست که پر از فیض و راستی هست یعنی راستی خود را درستی خود را با فیض و محبت به ما اعلان میکنه داستان دیگری هست داستان زن سامری که پنج تن شوی داشته و بعد با یک شوی با یک کسی دیگری زندگی میکرده که او همسرش نبوده وقتی ایسای مسیح او رو در ورابط او چاه ملاقات میکنه ایسا چقدر سنجیده با او گرم میزنه ایسا چقدر سنجیده او را تشفیق میکنه و او را هدایت میکنه به سمت درستی به سمت پاکی و یا دیگر شاگردان مسیح مردانه که در خطا در اشتباه در شرایط بدی بودن در فقر بودن در زرار بودن و یا در کشتن دیگر ایمانداران مثل پولوس ایسا اونها رو ملاقات میکنه کسانه که در ترس بودن ایسا اونها رو ملاقات میکنه اونها سنجیده صحبت میکنه که اونها رو احیا کنه نهی که اونها رو پایین بیادن اونها رو تشفیق کنه اونها رو تعلیم بته و اونها رو راهی کنه برای زندگی بهتر پس شاگردان مسیح همه ای ما و شما ایمانداران و دیگر عزیزانی که این برنامه رو میبینن همه ای ما دعوت شدیم که یک قدم مصبت برای زندگی خود برداریم و این سال جدید یک بانه میتونه باشه بر از این که ما هدف رو در زندگی خود با کمک خداوند عملی کنیم و دعا کنیم به حضور خداوند بریم تا خدا به ما کمک بکنه که زبان خود رو کنترول کنیم و بتانیم با ملاحظه بیشتر با سنجیش بیشتر صحبت کنیم بله دوستهای عزیز وقت در مورد بی ملاحظه بودن یا بی ملاحظه صحبت کردن یا پرحرفی صحبت می کنیم دو نکتر رو باید ما در نظر داشته باشیم یکی ای که حقیقت را با محبت بگوییم حقیقت را یا راستی را با محبت بگوییم و ای را تمرین کنیم تمرین کنیم و همچنان که شما گفتید موضوعی از کولیسیان فصل چهار آیه شش که میگه با کمک خدا سخنان امروزم پرفیض و سنجیده خواهد بود بخواییم که او ما را کمک کنه تا سنجیده گفت بزنیم بملاحظه گفت نزنیم و پرحرفی نکنیم ما هم وقت ما تقریبا تمام هست تشکر ازی که ای برنامه ما را دیدین خداوان هر یک شما را برکت بده و دعای ما ای است دوستای عزیز دعای ما ای است که خداوان همه ما را کمک کنه تا سنجیده گفت بزنیم به حقیقت را با محبتش بگویم خب بیاین همه دعا میکنیم خداوان دار سپاس گذار استیم ازی که تو خدای پر از فیض استی تو خدای راستی استی و تو خدای حقیقت استی و تو خدای استی که ما را کمک میکنی در زندگی ما بله خداوان دار ما زعیف استیم ما میلخضیم ما میفتم خداوان دار تو خطاهای ما را اجتباهات ما را ببخش و هر یکی ما را برکت بده بخصوص با مردم افغانستان با مردم ایران و با مردم تاجکستان فارسی زمان ها دعا میکنم که همی ما را کمک کن که به ملاحظه گپ نزنیم و خداوان دار ما را کمک کن که راستی را با محبت بگویم و سنجیده گپ بزنیم و حوصله داشته باشیم بعض اوقات خاموش باشیم خداوان دار ما زندگی خود را به دستای تو میسپاریم خداوان دار مردم افغانستان مردم ایران و همچنان مردم تاجکستان همه فارسی زبان ها را تو برکت بده تو خداوان دار خدای از انا باش و کمک کننده از انا باش به نام ایسای مسیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی
6 April 2025
16 March 2025
14 February 2025
14 January 2025
17 December 2024
15 November 2024
30 October 2024
23 October 2024