30 minutes
26 January 2012
From the beginning of creation to the coming of Jesus, God had been forgiving the sins of human beings. But sin had to be punished. So, God accepted the shedding of the blood of an innocent animal instead of the blood of a sinful human being. That is why people offered animal sacrifices.
But in God’s good time, he sent Jesus Christ to be the ultimate sacrifice for our sins. Jesus Christ lived a sinless and innocent life among us. He is called the “lamb of God”, God’s own provision of a substitute sacrifice for the salvation of all people, not just the Israelites. Therefore, we no longer need to bring any animal sacrifices. Jesus has already been sacrificed for our sins once and for all.
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگی چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاک کن موسیقی شنوندهای گرامی برنامهی فریاد زن امیدواریم که سلامهای آمیخته با محبت و سمیمانهی ما را قبول کنین آرزو میبریم تا لحظههایتان شاد پرست صفا و سمیمیت باشه نهایت خوشی ماست که با برنامهی دیگه از این سلسله برنامها در خدمت شما خدا جویانهگرامی قرار داریم آرزوی ماست که کته فامیلهایتان جور و سرحال بوده و آماده شنیدن برنامهیتان باشین خب با آرزوی خوشی و بهروزی هر یکی از شما دوستا میپردازیم به نشر برنامهی نوبت خیش بیایید در برابر خدا سرف رود آوریم و او را عبادت کنیم بیایید در حضور آفرینندهی خود زانو بزنیم شناندهای گرانقدر پدر سیما پولدارترین و سروتمندترین شخص در قریه خود میباشن به امی خاطر خانواده اونا در بین قریه از احترام زیاده برخوردار است در قریه اونا هر موضوعی که روخ میتن احالی قریه نخوست پیش پدر سیما میرن تا اول نظر او را در مورد بفهمن هر باری که پدر سیما بر گشت و گزار از خانه خود بیرون میره مردم قریه دست به سینه در مقابل او استاده میشن سیما که دختر خشتیپ و مقبول فامیل خود است هنوز چارده سال نداشت که یکی از احالی قریه شان جهت خاستگاری بر پسر شان به خانه اونا آمده بود باید متذکر شد که خانواده که بر خاستگاری سیما آمده بود اونا هم از جمله خانواده سرشناس قریه شان بود مگرم خوشبختانه که پدر سیما به اونا جواب منفی داد زیرا او میخواست که اول سیما مکتب خوده به پایان برسانه بعد از او میتانه که نامزاد شوه ای کار پدر سیما در قریه شان یک چیز غیر معمول بود بر ای که هر دختره که جوان میشد او را به شوهر میدادن مگرم پدر سیما اولین کسه در قریه اونا بود که سر تحصیل دختر خواد تاکید میکد سیما همیشه لباسای خوده از قیمتی ترین دوکان قریه شان میخرید سیما که کالای به نفش تلایی خوده بطن داشت بسیار خوشحال و سرحال به نظر میرسید زیرا بخاطر اید فامیل مامای او به خانهشان آمده بودن تا ایده کتی اونا سپری کنن یکی از دخترهای مامای سیما که حمیده نام داره علاوه بری که دختر مامای سیما میشد بلکه خوارخانده و دوست سمیمی سیما نیز بود زمانه که اونا خرد بودن با هم یک جای ساد تیری میکدن به امی خاطر ارباره که حمیده به خانه اونا میامد سیما بسیار خوشحال میبود مگم ای بار سیما با وجودی که حمیده به خانهشان آمده بود و سوی دگه اید بود با وجود ای همهی خوشیها سیما دباتن خود احساس کنبودی میکد او نمیتانست بفهمه که علت ای چیست سیما کتر دختر مامای خود حمیده در صحن اولیشان در زیر تاک انگور شیشته و کتر او راز دل میکنه توجه کنید میفهمیم حمیده جان من در این وقتها به خیلی یک قسم هستم چرا چیزی گره بس؟ نمیفهمم اگران و خدا یک قسم تنهایی شاس میکنم مثل ای که چیز را گم کده باشم آیا تو هم گاهی وقتهای تو شدی؟ اگر راست بپرسی یک وقت ما هم امتر بدم مگرم حال شکر دگههای تو نیستم چرا حالتو نیستی؟ چی کدی که حالتو احساس نمیکنی؟ علتش حال برد گفته نمیتانم بس کدوم وقت دیگه برک میگم خواه واه بابا آنه بگو دیگه تا هم چقدر نازنوزه یاداری این آنه آنه مره ایچ آرام نمیگیره بگو نی؟ تو خوش میشی که شهو مره خواه نبره؟ میبخشی سیما جان میبخشی ما آنه برد گفته نمیتانم خواه از این گفتام و شما که تیر شویم این را بگو که در روز اید قربانی میکنین یا نه؟ مثل سالهای دیگه باره که در اید خانیتان میامدیم و شما قربانی میکنین و کل ما کباب میخوردیم چه خوب ساعت ما تیر میشه دار؟ آه این خب یک چیز واضحه سمیده جان پدرم امسال تصمیم داره که بر قربانی یک گو بخره خواه بخاطره که کار تجارتش بسیار خوب پیش میره خواه خواه امسال پدرجانم در تجارتش خوب پایده کده دیگه بمیخواهدر امسال ما توانی را داریم که یک گو قربانی کنیم مگم آله خب گو بسیار قیمت هست آه قیمت خواه است مگم پدرجانم میگه که به ما اندازه گنای ما کم میشه و پیش خدابند لیاقت و عرضش ما زیاد میشه و دیگه ای که یک ذره گوشتشا بر امسایا روان میکنیم و دیگه ایشا بر غریبای قریه ما میتیم یادت میایه؟ در ویده دیگه که خانیتان بودیم پدرت تنهای یک گوزفنده قربانی کد او وقت هنوز ما و تو خارد بودیم منو بخی دیروزوری یادم میای، یادت هست؟ آهان راست میگی، چند سال پیش بود آهان پار سال شما چی را قربانی کده این امیتا جان؟ مامایم خب کارش خوب پیش میره گوزفند قربانی کده این یا گو؟ اگه راست بپرسی، پار سال ما ایچ قربانی نکدیم چی؟ چرا نکدین؟ قرضار بودین؟ یا یکی کدام گفت دگه بود؟ نه، پدرم قرضار نبود خیلی چرا قربانی نکدین امیتا جان؟ جالب هست، هیچ باورم نمیایده نه که پدرت در کارش نخص کده چطور؟ نه، چرا نخص کنه؟ شکر ازها هر سال دیگه کده کارش بسیار خوب پیش میره خیلی که کارش خوب پیش میره، چرا قربانی نکدین؟ دختر اما جان، آل ما و فامیل ما به ای باور داریم که بره همه یک قربانی وجود داره چی؟ تو دواره چی گفت میذنی امیتا؟ مقصد چیست؟ من هیچی نفهمیدم من آل ای را برد گفتن نمیتنم مگرم یک روز کل چیز را برد خواد گفتم کلش را برد تشریح میکنم خب؟ دختر اما جان، فکر میکنم که تو حقلتا از دست دادی تو هیچ بخود نیست که تو چی میگی؟ من دوا میکنم سیما جان که یک روز تمام یکها را بفهمیم سبر، سبر که تو امیده تو من را که تیگهپای دیوانه میسازی خب، شنندهای مهربان از برنامه گذاشته، اگر بخاطرتان مونده باشه ما باهم یک جای شنیدیم که خداوند شریعت مقدس خدا بشکل ده فرمان بر موسای نبی داد باید خاطر نشان کد که در پالوی ای ده فرمان خداوند قوانین و احکام دیگه نیست بر موسا داد ای قوانین بود که بر اسرائیلیها کمک کد تا طور زندگی نماین که زندگی اونا مقبول خدا واقع شوه ای قوانین اسرائیلیها را کمک میکد که گنایشان را برشان نشان بده شرایط خداوند بر یک زندگی که نزد و خوش آیند و برگوزیده باشه کدام است گناه به چی شکل کفاره میشه؟ دوستای ارجمند ما چندین حادثه را در عهد عتیق کتاب مقدس خاندیم که خونریزی را دبرداشت بیاد بیارین او وقت را که آدم و هوا از خداوند به اطاعتی کدند و باعث شرمساری اونا شد و بعد از او خداوند بر آدم و هوا از پوست حیوانات لباس ساخت و اونا را پوشانید خون عیوان رختانده شد و مرد تا گناه آدم و هوا را بپوشاند آیا شما کلام خداوند دباره خون در داستان قاین و حابیل بخاطر دارین؟ وقت قاین حابیل کشت ای اولیم قتل بود که دروی زمین رخ داد زندگی یک انسان با رختاندن خون از بین رفت باید گفت که مثال های دگه هم وجود داره باید برکفار گناه خون رختانده شوه خب دوستای گرامی پس بیاییم که بشونیدن داستان از عهد عتیق کتاب مقدس ادامه بتیم و او داستان را بشنویم انگامه که خداوند بر بنی اسرائیل دستور میتر که یک تعمیر زیبای را در سرزمین خشک و بیاسل آباد کنن ای تعمیر چیزای زیاده را راجع به خداوند و راه نجات او آشکار خواد کد قوم اسرائیل بر مدت زیاد در سرزمین مصر زندگی میکدن مصری ها خدایان دروغین زیاد را بیوز خدای حقیقی پرستش و صدایش میکدن مگرم بسیاری از اسرائیلیانیز خدای حقیقی را نمیشناختن اونا داستانهای زمان ابراهیم، اسحاق و یعقوبه فرموش کده بودن او داستانهای را که اجداد و پدرهای اونا در مورد خدای حقیقی و زنده میفامیدن خداوند نام مقدس خدا بره مصاد داد در وقت که کته او از طریق بوتی سوزان یک میزد آشکار کرد در او ایام خداوند میخواست که یک محل یا یک جایی داشته باشه تا که قوم خدا در او جا ملاقات کنه و قوم او او را در اون جا عبادت را پرستش کنند بنابراین خداوند نقشه خدا بخاطر محل عبادت بره مصاد آشکار کرد چون قوم اسرائیل در حال نقل و مکان استن پس محل عبادت هم باید که نظر به وقت و زمان از یک جای به جای دیگر نقل کنه بنابراین ای محل را که خداوند گفته بود یک خیمه بود که به نام خیمه عبادت یاد می شد یک دیوار مقدس در اطراف خیمه کتی یک رای دخولی وجود داشت همچنان در داخل ای خیمه یک قربانگاه وجود داشت که در اون جا قربانی ها تقدیم و سختانده می شد در اقب ای قربانگاه خود خیمه وجود داشت که دارای دو اتاق بود اتاق کلان او را بنام قدس یاد می کدن و اتاق خرتر از او را بنام قدس الاقتاس یاد می کدن تناقا اینا اجازه داشتن که در وقت عبادت در داخل خیمه وارد جامن در اتاق کلان خیمه عبادت کاهین هر روز برای سختاندن خوشبو در حضور خداوند داخل می شد در او اتاق یک چراغدان کته هفت چراغ وجود داشت که برای مردم روح خداونده بیادشان می آورد در اونجا یک میز خورد هم وجود داشت که دوازده قرص نان تازه پختشدگی را در هر روز سبت در سر اون میز می ماندن در اونجا باید که دوازده قرص نان وجود می داشت یعنی برای هر قوم اسرائیل یک قرص نان وجود می داشت و این نان بیاد قوم اسرائیل می داد که خداوند برای اونا نان و غذایشان را آماده می کند در قدسل اقداس یک صندوق چوبی قرار داشت که کته سر میزی تلائی باشانیده شده بود و دو فرشته در سر او قرار داشت در داخل صندوق شریعت یا امو قانینی بود که خداوند او را برای قوم خود داده بود خداوند فرمود که حضور مقدس او در بین دو فرشته که در سر صندوق عهد قرار داشت خاد بود سال یک مرتبه کاهن اعظم در اتاق داخل می شد و در سر صندوق خون می ریختاند تا گناهای امو سال مردمه می پوشند یا کفاره می کند یک پرده گرنگ و سنگین اتاق قدس و قدس الاغداسه از هم جدا می کند و ای برای کاهن های یاداون می شد که خداوند پاک و مقدس است بغیر از کاهن کسی دیگه در اونجا رفته نمی تانست امو صندوق عهد بنام صندوق تورادنی زیاد می شد هر زمان که شخص از احکام و شریعت خداوند سرپیچی می کند او شخص باید که یک هیوان به عیبه بر قربانی در قربانگا می آورد در وقت قربانی شخص متمرد باید که دست خدا در سر هیوان می ماند و به گناه خود اعتراف می کند کاهن هیوانه می کشد و بعد از او خون او را در اطراف قربانگا پاش می داد چربی داخل اوجود هیوان باید که در قربانگا منحیص قربانی سختنی سختن نمی شد گشت هیوان قربانی شداره کاهن بر خوردن خود و فامیل خود استفاده می کند به این شکل خداوند یک وسیله را آماده کند تا گناه یک شخص گناهکار را بپشانه و هم غذای کاهنا را که در بین مردم و خدا قرار داشت محیا کنه خون باید اختانده می شد تا گناه شخص گناهکار را می پشانید این یک تصفیر بود که خداوند می خواست تا مردم او را ببینند و او را بفامند حارون برادر بزرگ موسا و بچای او اولین کاهنای بودند که خداوند انتخابشان کده بود کاهنای بعدی که بعد از حارون و بچای او خدمت می کند تمامشان از نسل حارون و از قبله لاوی بودند افراد خانوادی دیگر باید در عبادت ویا در وقت انتقال خیمه عبادت که ضرورت می بود کمک می کند گاهین باید که در مورد زندگی خود بسیار محتاط می بود او باید که زندگی پاک و بعالایشانه می داشت و تمام نرمای اخلاقی را باید که مراد می کند خداوند ای را بخاطر انجام داد تا که مردم او را به طریق عبادت و پرستش کنند که باعث خشنودی او می شد خداوند نمی خواست که قوم اسرائیل مثل کسای باشند که اعمال ناشایسته و غیر اخلاقی جز از مراسم عبادت اونا بود و خدای باقی را پرستش نمی کند اعمال بسیار بد و شریر مثل قربانی کدن اطفالشان و حتی فحشا در عبادت خداوند خشنود و رستگار نمی سازه خداوند فرمود که او نمی خواهد که جلال عظمت خدا کته کسی شریک بسازه و خداین دیگی وجود نداره زیرا او خود خدای واحد و یکانه هست به این خیسم خداوند می خواست که قوم خدا از ارتکاب گناه و فساد در وقت عبادت نگاه کند و تنها او را عبادت و پرستش کند شنونده گرانقدر چرا شما فکر می کنین که خداوند یک محل بر عبادت قوم اسرائیل می خواست؟ به خاطر که خداوند می خواست او را به طور شایست و درست عبادت و پرستش کنند مردم در او زمان چیزای مختلف در طبیعت عبادت می کند مثل عیوان، سنگ و چوب و حتی محتاب و ستاره بنابران اونا یک محل نظر به دستور خداوند بر عبادت ضرورت داشتند ای تعمیر و ای خیم عبادت چی را بر ما می عموزاند؟ ای خیم عبادت بر ما یاد می تا که خداوند مقدس است و حضور او پاک و پرجلال بنان تنها او کسی که قابل قبول خداوند باشه می تانه در حضور او بیاین ای دلچسب است که خداوند ضروریات کائنا را از گشت قربانی تقدیم شده ویا نظر شده محیاو و فراهم می کند آیا ای قربانی های خون یک پوشش دائیمی و پایدار بر کفاری گناه بود؟ نه، ای قربانی خون یک پوشش دائیمی و پایدار بر کفاری گناه نبود ارباره که یک شخص یکی از احکام خداوند نقص میکد باید یک قربانی خون میکد و ای تکرار شده می رفت آیا شما کار را که کاهن در وقت عبادت انجام می داد بیاد دارین؟ کاهن میانجی در بین شخص گناهکار و خداوند بود بیاد دارین که عمیده بر سیما گفت که فامیل اونا دگه دید قربانی نمیکنند بخاطره که یک قربانی کامل بر کلگی صورت گرفته خب بر ای که شما دوستا زیادتر در باره ای قربانی کامل که بر همه ما شما صورت گرفته معلومات کافی پیدا بکنین به ای سلسله برنامه که فریاد زن نام داره گوش بتین یک میانجی که سزاوار بود در بین انسان گناهکار و خداوند مقدس قرار بگیره او یک کاهن مومن و صادق بود شنانده مهربان آیا ای جالب نیست که ای خدایی که خالق ماست و ای جهان با ای زیبایی و پیچیدگیش خلق کده چقدر مهربان است و چقدر ما شما را دوست دارم آیا شایستگیه ای را نداره که خداوند از دل و جان دوست داشته باشیم و او را عبادت و پرستش کنیم بله او سزاوار عبادت و پرستش است در حضور او خم شویم و او را پرستش کنیم تاره که در کتاب زبور داود نبی میخانیم که بیایید در برابر خدا سرف رود آوریم و او را عبادت کنیم بیایید در حضور آفریننده خود زانو بزنیم خب دوست های ارجمند به امید ای که خداوند متعاله از دل و جان ستایش کنیم برنامه ای نوبت فریاد زن بپایان میبریم روزای پربار و بابرکت را بره همه تان آرزو می کنیم خداحافظ تان دوست های عزیز کیست خدا غیر از خدا برد کیست صحره نجات غیر از خداید مرد خدا به مقابل می بخشند به دراهایی که می را و مرا حفظ می کند خایم را چوبای آهو می گردند تا بر بلندی بیستند کیست خدا غیر از خدا برد کیست صحره نجات غیر از خداید مرد کیست خدا غیر از خدا برد کیست صحره نجات غیر از خداید مرد خدا به مقابل می بخشند به دراهایی که می را و مرا حفظ می کند او برای جنگی در مراحل آمد می بخشند تا در روز افردی و برد کیست خدا غیر از خدا برد کیست صحره نجات غیر از خداید مرد PYM JBZ
2 February 2012
19 January 2012
12 January 2012
5 January 2012
29 December 2011
15 December 2011
8 December 2011
1 December 2011