God Chooses Moses

  30 minutes

  15 December 2011

While the people of Israel lived as slaves in Egypt, God listened to their prayers and saw their sufferings. So, he chose Moses to lead them and deliver them from slavery. Moses obeyed God and was not afraid of the power of mighty Pharaoh. Let’s us also be like Moses and do what God tells us to do. We don’t have to be scared of anyone or anything. Our God is with us just like he was with Moses. He will never leave us.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چه قضیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاب کن سلام شنونده های عزیز و گرامی برنامه فریاد زن امیدوارم آرزوهای نیک کارکنان رادیو صدای زندگی را بپذیرین خوشحالیم اینک با برنامه دیگی از این سلسله برنامه در خدمت شما دوستهایی که به برنامه ما گوش فرامیدین قرار داریم نهایت آرزوی ماست که مطالب و داشته های برنامه طرف توجه و استفاده ایتان قرار بگیره خب اینک بارزویی که روزای خوش را در پیش داشته باشین می پردازیم به نشر برنامه اینوبت فریاد زن مطرس زیرا که من با تو هستم و مشوش مشروع زیرا من خدای تو هستم تو را تقویت خواهم نمود و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به دست راست عدالت خود دستگیری خواهم کرد اینو شوهر نسبتا جوانی هستند که قبلا در شهر مزار زندگی می کدند اما بعد ازی که مسیحی شدند و ایسای مسیحی را منحیث ناجی خود قبول کدند بعد از چند خانواده خانم و او از مسیحی شدن اونا خبر شدند و در پای آزار اونا بر آمدند ای خانواده مختصر بر ای که از آزار اقارب سلیمه مسئول بانند بارو بستر خود بسته می کند و روانی قبل می شند بعد از اقامت در یکی از قسمت های شهر قبل سلام بر خودکار پیدا می کند و به زندگی عادی خود می پردازند و در زمن در یکی از کلیس های خانگی جهت عبادت هفته یک بار شرکت می کند یکی از شبه ها که اونا خو می باشند سلیمه یک خو می بیند خب دوست های عزیز بیاین بشنویم که سلیمه چی خو دیده و چی میگه این صدا و آواز از چییست؟ مثل صدای یک اشتک هست که خنده می کند باش باش که دروازه رو عوض کنم که چیه هست؟ اوه یک اشتک این طفل اینجا چی می کنه؟ تو اشتک که کیستی؟ ترا اینجا چرا مندن؟ من ایسا هستم اوه تو مثل کلانا گب می زنی؟ من مسیح و خداوند تو هستم تو مسیحستی؟ ایسای مسیح؟ من نجادهنده و خداوند تو هستم اوه ایسای مسیح ایسا جان من ترا عبادت و پرستش می کنم تو واقعا بیمانند تا اوناستی تو قدرت بیمانند داری تو خدای عبدیستی تو نجادهنده میستی تو من را دوست داری تو مردم ما را دوست داری تو خونتا بخاطر ما ریختاندی جلال بر تو و بر نام تو ای خداوند فرزنده من از تو می خوایم که یک کار مهم انجام بیدی حال گوش کن که چی برک نگام خداوند ها هر چیزه که تو می خوایی من او را انجام می توم بله ای خداوند بله دوباره به مزار برو جایی که زندگی می کنی پیش خانوادیت برو و راجعه به ما با اونا گب بزن مگم خداونده برو نترس مگم اونا ما را خواد کشت خداونده فرزنده ام ایچ نترس من از تو محافظت می کنم من که تو خواد بودم نترس برو همه اونا آماد هستند که پیام من را بشنواند سالیما سالیما بخی چی می کنی سالیما بخی خوب هستی چی من خواه می دیدم چطور هست طبط چطور هست هفتیده فکر می کنم که تو نداری چطور خوب هستم آل خدا خوب احساس می کنم تو هم هفتیده مگم یک خواه بسیار عجیب دیدم سلام خوب چی خواه دیدی دباره چی بود دوست های ارجماند سالیما خواه را که دیده بود از سر تا آخر بره همسرش سلام قصه کد و سلام هم با دقت کامل به او گوش داد هر دوی اونا چند ساله می شد که مسیحی شده بودند و از پیداوای صدیق مسیح بودند و حال سالیما خانم او ای خواه بسیار عجیبه دید آه نظر به ای خواه که تو دیدی اداماله می شد که ما باید باز مزار بریم خداوند برما گفته که نباید بترسیم و هر چیزی که برد گفته باید که امتور عمل کنیم آه حقیقتاً امتور باید کنیم خداوند خواه تو آمده ما باید که با او گوش بدیم بله ما برشان خود گفتیم که چیز داره ما واقعی شده بود در مورد یه امیده هاوه که ما حال داریم کنشان گرم می زنیم سلام چیزی که تو میگی ما کده بخی موافق هستم بیا که بریم خداوند نگاهان ماست بله اگرچه که ما بسیار می ترسیم مگرم باید که توکل خدا به خدا کنیم آه تو راست میگی باید که به خدا توکل کنیم باید که پس در خانه او جای خود بریم آه افته آینده بیا که بریم پس چطور دوست های گرامی دوست های گرامی خداوند وقت که کده ما گفت می زنه و می خواهی که پلان خدا در مورد زندگی ما برما بیان کنه از تموم راها و طریقه ها برای بیان پلانش استفاده می کنه خداوند به کدام شیوه و طریقه کده ما گفت می زنه ما شنیدیم که خداوند مستقیمن از طریق خواه کده سلیما گفت زد آیا خواه ما مهم هست؟ ای خواه ما چی مانا و تبیر داره؟ بز وقت خداوند از طریق دگرها کده ما و شما گفت می زنه یا از طریق فکر ما و یا از طریق تجارب ما صوبت می کنه بز وقت از طریقهایی که او کده ما گفت می زنه و چیزت او برما می گه خیران و متحجب می شیم خب دهی برنامه ما در مورد خواه که سلیما دیده بود شنیدیم و دیدیم که ایسای مسی در خواه او ظاهر شد و بری او گفت که پیش خیشاوندهای خود مزار بره و در مورد مجد ایسای مسی کتی اونا گفت بزنه شاید که بعض مردم بگوین که او دیوانه است که به دیدن خیشاوندهای خود میره حیات او به خطر میفته نباید که او به دیدن اونا بره شما چی فکر می کنین شناندهای عزیز خداوند اکثر اوقات از ما می خواه کارای را انجام بتیم که مشکل است ولی او از ما نمی خواه که ای کارای مشکل با تنایی خود انجام بتیم خداوند ما را به جایای روان نمی کنه که نتانه ما را کمک کنه وقت خداوند ما را جای روان می کنه وسیله و را را هم فرام می کنه برمو شما ما نباید که اگر درست یا نسبت ادم ایتمنان سر خود خودا پنان کنیم خداوند در اماو لحظه که ضرورت است برما جرعت ایتمنان و وسیله را فرام می کنه خب آله بیاین داستان را از کتاب توراد در مورد او زمانه بشنویم وقت که خداوند از موسا خواست که مردم خدا کمک کنه تا از غلامی آزاد شوند موسا مثل ما و شما صرف یک امسان بود او یک گناه مهم را مرتکب شده بود مگم با او هم خداوند از او بر عملی شدن نقشه اش استفاده کند خداوند چی قسم او را به کار برد تا پلان شا و هدف شا به انجام برسانه آیا خداوند می تانه وقت که او بخوای از یک شرایط خراب بره به انجام رساندن یک کار نیت استفاده کنه پس آله بیاین به ای گوش بدیم که چی قسم خداوند حالات و شرایط ها به زندگی موسا به کار می گیرند شاید از داستان قبلی کتاب مقدس که برتون گفتم با یادتان باشه که موسا یک اسرائیلی بود زمان که موسا تفری بهش نبود مادرشو را در یک سبت و یا یک تکری ماند و او را در دریا ایلا کد تا توسط مصری ها کشتن نشد در او زمان مصری ها کوشش میکدن نوزادای اسرائیلی را که بچه بودن به قتل برسانند موسا توسط دختر فراون پادشای مصر نجات یافت و او را مثل بچه خود پرورش داد و کلانش کد بعد ازی که موسا بزرگ شد یک روز او بیرون رفت و در جایی رفت که قوم و قبیلی او کار میکد موسا اونا را دید که بچی سختی کار میکرند و برای مصری ها خشت میزنند در امو وقت دید که یک مصری یک اسرائیلی را که از قبیلی او بود میزنند موسا چار طرف خود از حل که دید که موسا مطاوجیش نیست بنان موسا او مصری را کشت و جسد او را در بین دیگه بود کد وقت پاچای مصر خبر شد که موسا چی کردن او کوشش کد که موسا را بکشم مگر موسا از مصر فرار کد و به سرزمین مادیان رفت تا در اونجا زندگی کنه در مادیان موسا با یک زن مادیانی آروسی کد که نامش سفرا بود و خود موسا به چوبانی پرداخت و موسا صاحب دو فرزند شد پیش خود تصور کنین که اول شازاده باشی و باز یک چوبان شوی در اونجا در سرزمین مصر قوم و قبلی موسا همچنان در بردگی به سر می بردن و ظلم که همراه اونا می شد می نالیدن و از خدا کمک می خواستن خداوند خداوند ناله و فریاد اونا را شونید و از روی لطف و میربانی به اونا نظر انداخت خداوند بعدایی را که به ابراهیم داده بود به یاد آورد سال ها سپری شده بود یک روز موسا مشغول چراندن رمای خسر خود یترون بود او رما را در سحراب و در اطراف کوی هوریب برای چراندن می برد در اونجا فرشتی خداوند بودهی سوزان برای موسا ظاهر شد وقت موسا او شولی عجیب دید خواست که با او نزدیک شد برای که او بوته نمی سخت جالب است نی بوته شولوار بود برای بوته ندود داشت و نمی سخت وقت موسا با او بوته نزدیک شد دمی احسنا برای موسا یک ندامت که گفت نزدیک نبیا کفشایت از پاید بکش در جای که استاده هستی زمین مقدس هست موسا پرسان که تو کی هستی؟ صدا نداد داد که ما خدای پدر تو هستم خدای ابراهیم اصحاق و یعقوب هستم بعد از اون موسا روی خدا پد کرد بخاطره که او ترسید که با طرف خداوند سل کنه خداوند خطاب به موسا گفت من رنج و زحمت قوم خوده در سرزمین مصر دیدم و من نالاو و فریاد اونار در بندگیشون ایدم از اون سبب من آمدیم که اونار از دست مصریه آزاد بسازم من اونار در سرزمین میبرم که بر ابراهیم وعده داده بودم بنان من حال تو رو پیش بادشای مصر روان میکنم تا قوم من رو از اون سرزمین بیرون بیاری من که تو خواد بودم اگر تو قوم من رو از مصر بیرون آوردی در این که ابادت خود کند موسا به خداون گفت که من کی هستم که پیش به پاچای مصر بروم و قوم خود از مصر بیرون بیارم خداون به موسا گفت کی من که تو خواد بودم وقته تو قوم منرو از مصر بیرون آوردی تو من رو در اي که ابادتobaیی به پاشای مصر بگو که خداون تو و قوم اسرائیل دستور داده که به فاصله سی روز را در صحرا سفر کنین و در اونجا بر خداون قربانی کنین و خداونتان را پرستش کنین من می فهمم که پاچای مصر قلب خود را سخت هات کد و شما را اجازه نخواد داد که برین بعد از او من با قدرت و موجزات خود مصری ها را کته آفاد زیاده سردچار خواد سختم بعد از او پاچای مصر بر شما اجازه خواد داد که برین بعد خداونت فرمود من مصری ها را نزبت به قوم خود مهربان خواد سختم و وقت شما این سرزمین را ترک کنین دست خالی از این سرزمین برون نخواد شدین هر زن باید که از همسایی خود و یا هر زن دیگر که در اون خانه زندگی میکنه اسباب از قبیل نقره و طلا و یا لباس بر خود و بر دختر و بر بچه هایتان بخواین انوزم مصا مطمئن نبود او باز پرسان کد که اگه استرائلی ها بما گوش نتن باز من چی کنم بعد از او خداونت بر مصا گفت در دست چی است مصا جواب داد که آساچوبم است خداونت فرمود او را در روی زمین پرت و آساچوب خود را در زمین انداخت آساچوب او مار تبدیل شد خداونت بر مصا گفت دست تا دراز کن و از دنبش بگی وقت خداونت دستور داد و مصا مطابق دستور خدا عمل کد مار دوباره به آساچوب تبدیل شد مصا دا آخر یک بانی دیگه کد و گفت که ایجگاه یک سخنور خوب نبوده بنان خداونت اجازه داد که برادر بزرگ مصا یعنی حارون از طرف مصا گب بزنه خداونت فرمود حالو برو برادرت حارون که ده حال آمدن از مصر است از زیدن تو خوشحال خواد شد خوب شنونده های گرامی توره که از کلام خدا شنیدیم مصا گناه عظیمه را مرتکب شده بود او دست به قتل زده بود از امی خاطر بود که او از مقام و دارایی خود منتصرف شد و مجبور به فرار از مصر شد ای یک درس فروتنی بر مصا بود که چوبان شد مگم خداوند او را بر رهبری اسرائیل آمده میکد چندین سال دبر گرفت تا که مصا آماده خدمت کدن خداوند شد او مطالب زیاده را در مورد زندگی کدن در بیابان و همطور راجع به انانات قوم خود که در آینده مصا اونا را رهبری میکد چیزایی را فرا گرفت بعض اوقات ما فکر میکنیم که اگر ما کدام کار نادرسته مرتکب میشیم و اگر کسی ما را ندید میتانیم که فرار کنیم لیکن دیر یا زود نتیجه اعمال خراب و نادرست دامنگیر ما میشن امتره که دامنگیر مصا شد حتی اگر ما در این دنیا دستگیرم نشیم بازم باداوری و ارضیابی خداوند روبرو خواد شدیم مگرم خداوند میتانه که حیات ما را از گناه که مرتکب شدیم نجات بده وقتی که شما قار و اصابانی بودین آیا گاه شما کدام عمل گناه آلود را مرتکب شدین خداوند خوش نخواد شد وقتی که ما اینطور عمال انجام میدیم خداوند میتانست که سری این گناه گناه موسا غالب شد و از اون برای انجام شدن هدف خود استفاده کنه تاوره که میبینیم برای بیرون کشیدن موسا از مصر خداوند از قدرت خود استفاده کد خداوند سبور بود و برای موسا اجازه داد که مرد آقل بار بیاید و شیوی زندگی کدن در دشت و بیابان یاد بگیرد موسا تا وقت در بیابان بود تایی که زمان ای فرا رسید که نسل ابراهیم که مثل برده در مصر زندگی می کدن آزاد بسازد این چقدر تاجباور است از که چی قسم خداوند می تانه یک حالت بد و یا حالت غیر عادلانه را بر جلال خود و بر حدف خود استفاده کنه دوستایی گرامی موسا بعوض ترسیدن از پادشا به خدا اعتماد کد شاید ما بخاطر ایمان ما و یا بخاطر چیزی که انجام دادیم احساس تنهایی و انزوا کنیم اما ما نباید که تسلیم ای حالات شویم نجات خداوند بدل ما نیست که هر وقت خاستیم بر ما محیا شوه مردم بر وعد خداوند سال های زیاده را انتظار کشیدن تا اونا را از بردگی آزاد ساخت خداوند بیترین وقت عمل کدن را میفامه وقت شما احساس می کنین که خداوند شما را در رنج و زامت تان از یاد برده ولی ای را به یاد در یاد داشته باشین که خداوند بره هر چیز یک پلان داره و ما از پلان او آگاه نیستیم موسا هیچگاه تسلیم نشد سرف نظر از ای که گذشته او چقدر تاریک و گناهالود بود و آینده او چی میشه او به خداوند اعتماد داشت که او را نجات میده و از این حالت او را رهائی میده خداوند وقت کد ما گپ میزنه از تمام تاریکه ها و راه ها استفاده می کنه خدا کد موسا از طریق بوته شولور گپ زد خداوند کد سلیمه مستقیم از طریق خو گپ زد خداوند کد مردم اکثرن از طریق خو اونا کدشان گپ میزنه بعض اوقات خداوند از طریق کلام خود کد مردم حرف میزنه بعض اوقات دیگه خداوند از طریق اشخاص یا از طریق افکار و یا از طریق خیالات ما گپ میزنه خداوند کد شما چی قسم گپ زده وقت او گپ میزنه آیا شما به او گوش میتین شنانده میربان به خداوند به خداوند گوش میتین از او اطاعت کنین و هر چیزی را که از شما میخوای انجام بتین شما میتونین که به او اعتماد کنین و به او توقل داشته باشین تا وقت که زنده هستین به کلام زنده او گوش بتین و از خدا بخواین که در زندگی هایتان کار کنه به او اجازه بتین که در قلبتان ساکن شوه تا شیطان زندگی تانه ویران و خدشدار نسازه خداوند خودش بر ما خطاب میکنه و بر هر یکی ما میگه ما ترس زیرا که من با تو هستم و مشوش مشو زیرا من خدای تو هستم تو را تقویت خواهم نمود و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به دست راست عدالت خود دستگیری خواهم کرد خب شنانده نهایت گرامی با امید ای که هر کدام ما و شما با خداوند که پدر آسمانی و خالق ماست و بخاطر نجات ما یکان فرزندش به ای دنیا فرستاد تا در بالای سلیب خون خدا بریزه توکل کنیم و بخواییم که با ما و شما کمک کنه برنامه ای نوبت خدا در امین جا به پایان میبریم تا برنامه آینده همه شما عزیزارا به خداوند بی نیاز میسپاریم موفق باشین شنونده های گرامی توجه کنید به نشانی های ما نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پستی 702 جی پی آو لاهور پاکستان نشانی ما در قبره است ساوند آف لایف پی آو باکس فایف سیون زیرا زیرا زیرا زیرا زیرا لیمزول سایبرست