30 minutes
2 February 2012
If we carefully read the story of the people of Israel, we will notice that God is incredibly patient and kind. Much more than we think he is. But ultimately, he must judge those who are willfully disobeying and breaking his laws.
Because of his great mercy, God rescued the people of Israel from slavery in Egypt. He parted the waters of the Red Sea for them to pass through and escape Pharaoh’s army who drowned in the sea. Later on, God provided food and water for his people in the desert. Sadly, they continued to not trust God and kept on disobeying him. Therefore, God punished them. For 40 years, they had to wander through the desert until the disobedient generation had died. Only their children, the new generation, were allowed to enter the land that God had promised them.
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگی چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاب کو شنانده های گرامی برنامه فریاد زند امید وارم که سلام های آمیخته با محبت و سمیمونی ما را علیق بگوین آرزو می بریم تا لحظه هایتان پرست صفا و شادی باشند خب با آرزوی خوشی و بهروزی هر یکی شما دوستا می پردازیم به نشر برنامه اینوبت خیش مانیز مانند اجداد خود گناه کرده ایمیم شرور و بکار بوده ایم شنانده های عزیز اسمان و تحمینا چند ساله میشه که با هم اززواج کدند هر دوی اونا زندگی بسیار خوش و آرام دارند و از بودن در کنار همدیگه لذت میبرند بعد از چند تحمینا احساس نخوشی میکنه بعد از گزشت چند روز وضع ظاهری تحمینا تغییر میکنه و بسیار لاغر و ناتوان میشه بلاخره اسمان امسر و متوجه مریضی و عوض نهنجار تحمینا میشه و او را پیش دکتر میبره بعد از ماینه و نتائج لابراتوار مالوم میشه که تحمینا سرطان خون داره با شنیدن این خبر اسمان بسیار جگرخون میشه اما خود تحمینا از این موضوع خبر نداره اسمان راهی خانه میشه و کته خوهر خود ساجده در مورد مریضی تحمینا گپ میزنه ایدو باهم آیستا آیستا گپ میزنن تا تحمینا از مریضی خود آگاه نشه توجه کنیم بیادر جان چرا تو جگرخون هستی؟ به خاطر نتائج مایناته تحمینا امروز پیش دکتر رفته بدم خب دکتر چی گفت؟ بخونم که تحمینا سرطان داره وی تو چی میگی؟ راست میگی؟ آهان دکتر گفت سرطان خون داره من مایناتش نشان دادم مگه مشکل خورجان که تحمینا از این گب خبر نشه تو دکتشونیدنی گپ ها را نداره آهان خدا تو را کمک و شفا بدهش چطور کنیم بیادر جان؟ دی وطن ما شما خب نه یک دوای صحیح پیدا میشه و نه یک شفاخانی صحیح تحمینای بیچاره را چطور تداوی کنیم؟ سرطان خب یک مرض عادی نیست که به یک پیشکاری و دو پیشکاری جور شو کوشش کنیم که رویی او را قوی بسازیم خداوندگی بره به قدرت خود جور بسازن آهان شناندهای گرامی تحمینا که از چند پیش مریض بود خود میفامید که واقعا مریض است زیرا هر روز نه تنها که لاغر می شد بلکه رنگش هم بزرگی می گرایید بنان وقت که اثمان از پیش داکتر آمد کتر خواهر خود در مورد مریضی تحمینا گفت می زد تحمینا در اون طرف دروازه بکه پای اونا گوش می داد که اونا در مورد چی گفت می زند وقت که تحمینا شنید او سرطان خون دارد بسیار ناامید شد و گریه را سر داد تحمینا به طرف اتاق خواه خود روان شد در راه زینا از شدت غم و تأثار تحمینا از حوش رفت و به زمین افتید اثمان و خواهرو به اجله از اتاق بیرون رفتند تا ببینند که چی واقع شده تحمینا تحمینا چی شده خیلیت خوب هست خوارجان بیار که من درویش بزنم اثمان چرا چیگه هست خوب هستی چرا زوف کدی تحمینا من شنیدم که تکت ساجده از خاطر مریضی من گفت می زند من می فهمیدم که کدام مریضی خطرناک دارم که در لاغر شدیم رنگم زرد می زند هالا من فهمیدم که من سرطان دارم من میمرم نی چرا سرطان داشته باشی شکر گل ما رو جور میشی هیچ چشمیش نکو تو بخی بخی بردو یک سال در جایت خدا بردو سهی میشه بخی من خود تفل نیستم من خود تفل نیستم که گپار برم میزنی وزمان چرا تفل باشی؟ دلم از این دنیا بیخی سرد شده من میفهمیدم که کدام مریضی لایلاج دارم که هیچ لاج ندارم من شاید که دیر زنده نباشم دمی نه این قسمت گپار نزن دیگه خدا نکنه که تو بمونی خدا من میرپانست من شفاده اندی بخیستم دیگه امروز زندگی را در پیش داریم هیچ تشویش نکو خدا من بهشته برما واده کده مگه وقتی طرف مرگ میبینم و غیر از سیایی چیز دگر نمیبینم بخی بخی گپار نزن بخی تو برو خودت در جایت پر تو بخی بخی بخی تو زوف کردی افتیدهی ببین که جایت اوگار نشده باشه بخی که من برمت بخی بلندگو زیاد تشویش نکو تبقالتا به خدا کو شنونده مهربان وقت اثمان تهمینه را به اتاقش برد گلو اثمان اغده کد و از اتاق بیرون رفت او اتر احساس کد که قلب او استاده میشه اثمان خوده کاملا نامید یافت زیرا انوز تهمینه جوان است او تهمینه را به اندازه دوست داره اثمان و تهمینه دو تفل دارن که هنوز خرد استن و به توجه و موازبت ضرورت دارن اثمان برعکس دگه شوارا خانم خوده بسیار دوست داره بدون تهمینه زندگی بره اثمان عرضش نداره اثمان تمام به امید و خوشی زندگی خوده در وجود تهمینه میبینه اثمان هم مثل تهمینه در مورد ای که یک انسان وقت میمره چی واقع میشه و هم فکر میکرد آیا بعد از ای که هر دوی اونا چشم از ای دنیا میبندن و میمیرن آیا بعد از مرگ یکی دیگه خوده خواد دیدن شما چی فکر میکنین خب دوست های ارجمند آیا شما راضی هستین و میخواین که به خداوند اعتماد کنین حتی در حنگام که شما خوده ناومید و مایوز احساس میکنین وقت ما یک خبر ناگوارم میشنویم در اون حالت ما چی باید بکنیم حتی در حنگام که وضع و شرایط بر ما ناومید کننده به نظر میرسه آیا امکان داره که ما اومید داشته باشیم؟ شنهنده گرامی او کدام چیزای هست که صفات خداونده بر ما و شما بیان میکنه بله میربانی خداوند مهربان هست قادر مطلق هست او از گناه نفرت داره و تمام گناه ها را داوری میکنه خداوند همیشه به وعدهای خود وفا میکنه خداوند صفتهای بسیار زیاد داره اما ما در اینجا چند دانه او را ذکر کدیم اگر ما پیشنهاد پرفیز و مهربانانه خداونده بخاطر گناه رد کنیم چی واقعی خواد شد؟ چی زیان در او وجود داره؟ اگر ما به خداوند ایتماد نکنیم اگر ما به خداوند ایتماد نکنیم چی واقعی میشه؟ خب پس بیاین که نظر به مثال از کتاب مقدس پردیم و بیبینیم که بنی اسرائیل دگه به خداوند ایتماد و توکال ندارن بعد از مدت بسیار کم یعنی بیش از یک سال بعد ازی که اسرائیلی ها از غلامی مصری ها نجات یافتن اسرائیل انوزم یک کشور جوان و نو تحسیس بود مردم ضرورت داشتن که زیاد یاد بگیرن زیرا اونا آزمایش های زیاده را در پیش رو داشتن و آزمایش های سخته را سپری خواد کدن در شروع بعد از رهائی از غلامی قوم اسرائیل از خداوند با بسیار دقت پیروی میکدن خب پس بیاین گوش بتیم و ببینم که چی واقعی میشه وقت اونا به خداوند اعتماد نمیکنن که او به وعده هایش وفادار است خداوند به موسا فرموده بود که چند نفره به سرزمین کنآن امو سرزمین که خداوند بره ابراهیم و نسل او وعده کده بود روان کنه تا در اونجا برن و سرزمین کنآن برسی و ارزیو بی کنن موسا از دوازده قبیلی اسرائیل یک یک نفر انتخاب کد موسا ای دوازده نفره مطابق به دستور خداوند به سرزمین کنآن روان کد تا مردم و سرزمین اوجه را ببینن که آیا واقعا ای سرزمین حاصل خیز است یا نی بعد از چهل روز ای نمائند ها پس آمدن و کد خود چند نمونی از میبای او سرزمین ها آوردن و اماطوره که خداوند گفته بود اونا سرزمین کنآن به امو شکل یافدن مگرم وقت اونا در باره سرزمین کنآن راپور خودمی دادن ده نفر از ای گروپ در باره غلای اناقی و انسانای قوی هیکل که در او سرزمین زندگی می کدن گپ می زدن دو نفر دیگه از ای گروپ خطاب اسرائیلی ها گفتند که همه چیز واقعیت داره وره به هر حال باید که اونا برند و او سرزمین تسخیر کنند مگرم ده نفر دیگه از گفته بودند که مردم ای سرزمین نظبت به اسرائیلی ها بسیار قوی هستند بنابراین اونا ای خبر خراب و ناگوه را در بین مردم پخش کدند و اونا بره مردم می گفتند که ما پیش اونا مثل ملخ مالم می شیم و می گفتند که اونا زن و آولدهای ما را از ما خواد گرفتند در او شهو تمام اسرائیلی ها گریه را سردادند و با آواز بلند می گریستند همشان به عزیز مصاب و حارون شکایت کدند و می گفتند کاش که ما در مصر می مردیم بیا در سحرا اونا می گفتند ما باید که یک رهبر جدید بر خود انتخاب کنیم تا ما را دوباره به سرزمین مصر ببره ای دو مرد خداشناس و صادق یعنی یوشه و کالیب پیش قوم حضور کدند و برشانو گفتند که خداون ما را ادایت خواد کد و بزده خداون قیام نکنین و از مردم او سرزمین نترسین مگرم قوم اسرائیل در باره سنگسار کدن یوشه و کالیب گفت می زدند در امی اصنا حضور پرجلال خداوند در خیمه ابادت نماین شد و خداوند خطاب به موسا گفت تا چو وقت ای قوم در مقابل ما به احترامی و به توجوی میکنن با وجود ای همه انشان دادن موجزایی که من در بینشان انجام دادم تا چو وقت اونا از ایمان آردن و باور کردن بما انکار میکنن من ای قوم هلاک خواد کدم و موسا از تو من یک قوم بزرگتر و قویتر به وجود خواد تا اوردم موسا به خاطر قوم در پشگاه خداوند از خداوند التماس کد تا اونا را ببخشه با وجود که تو گناه اونا را بی سزا نمی مانی اما خداوند به موسا گفت امون قسمه که تو از من خواستی تا اونا را ببخشم من اونا را میبخشم همچنان خداوند گفت که به هر حال هیچ کدام از اونای که جلال و موجزات من را در مصر و بیابان دیدن و بارا از تواکل کدن و اطاعت کدن سر بازدن حتی موافق به دیدن سرزمین که به اجدادشان واده دادم نخواد شدن هر کسی که بیساله است و بزرگتر از اوست و به زد من شکایت کده در سهره خواد مردن و در ایوز اطفالشان در اون سرزمین خواد رفتن بنابران او کسایی که مسئولیت پخش خبرای خراب و موزره در بین مردم در باره او سرزمین پخش کده بودن اونا کته برای سردچار شدن و مردن روز بعد اسرائیلی ها گفتن که ما گناهکار استیم و به زد خداوند گناه کده ایم ما حالا میخواییم از اینجا به او سرزمین که خداوند واده کده بریم موسا برشان حشدار داد و گفت شما کامیاب نخواد شدین بخاطره که خداوند کده شما نیست شما از دست دشمارایتان شکست خواد خوردین مردم به موسا گوش ندادن و کوشش کردن که به او سرزمین برند اما اونا توسطای کسایی که در او سرزمین زندگی میکدن مورد حمله قرار گرفتن و اونا بن اسرائیل شکست دادن از این سبب اونا برای چههل سال در سهرا سرگردان بودن و خداوند اونارا کده فرشتی خود رهنمایی و هدایت میکد تا ای که تمام او کسی که علیه خداوند گله و شکایت کده بودن همشان موردن بعد از او خداوند وعدی خودا به وسیلی یهشه بنجام رسند و یهشه قوم اسرائیل به سرزمین وعده شده هدایت کدد در تمام او سارا خداوند اونارا کمک کد و نان و او روزانه شانه برشان آماده میکد کالا و بود اونا هیچ کنه نشده بود شناندهای گرامی شما اگر در شرایط و حالت اسرائیلیها قرار می داشتین چی میکدین؟ آیا شما اما تر که اسرائیلیها از مردم قوی هیکل و سرزمین ترسیدن؟ شما می ترسین؟ ای سرزمین امو سرزمین از که خداوند و ابراهیم اصحاق و یعقوب واده کده بود ای سرزمین یک منطقی بسیار خرد تقریباً در حدود 70 کلومتر در 25 کلومتر بود مگم بسیار سرزمین سرسبز و دارای درختهای انجیر خرما و درختهای با میوههای مغزدار بود خداوند با مجزههای شدفتاور خود قوم اسرائیل بخاطر رهائی از غلامی هدایت رهبری کد و اونا را از طریق بیابانهای خشک و بی سمر تا بکنار سرزمین وادهشده هدایت کد خداوند از اونا نگهداری و محافظت کد و خوراک و ضروریاتشان محیامی کد و هر وعدهخود که بر اونا داده بود به انجام رسانید مگم وقت اونا را تشویق کد تا قدم آخری را در ایمان ور دارن و به سرزمین وادهشده داخل شوند قوم اسرائیل انکار کدند زیرا اونا دیگه به خداوند ایتماد نداشتند چرا اونا انکار کدند تا به سرزمین وادهشده داخل شوند در حال که ای مقصد و هدف اصلی اونا از وقت که از سرزمین مصر حرکت کدند بود بخاطر که اونا ترسیدند بعض وقتا ما میترسیم ما به خداوند ایتماد دارم که تمام مسائل مشابهی را کنترول و داره میکنه مگم به توانای خداوند شک داریم که آیا او پرابلمهای کلانه تصامیم مشکل و حالات ترسناک و خوفاوره کنترول کده میتونه یا نی؟ بخاطر داشته باشین که خداوند حالا این نقشهها را در زندگی شما داشته و او نمیمانه که شما افسرده ویا مایوس باشین دوستهای مهربان با یاداوری تمام او چیزای که خداوند برما و شما انجام داده ایمان و ایتماد ما نسبت به خداوند زیاد و زیادتر شده میره با وجود که قوم اسرائیل چیزای نادرست میگفتن با ان هم موسا برشان دعا میکد و از خداوند خواسته اونا را ببخشه خداوند اونا را بخشید مگرم هنوزم نتایج بیایمانی اونا اثرات خدا داشت داوری خداوند به شکل آمد که مردم زیادتر ترسیدن اونا از مردن در بیابان دهراز بودن اونا بران خداوند اونا را از طریق سرگردان کدن در بیابان مجازات کد تایی که همه اونای که در برابر خداوند گناه کده بودن در دشت ها مردن شناندهای مهربان امروزم خداوند خداوند گناه ما را میبخشه و عفو میکنه مگرم کی بخاطر تمام گناه های ما و شما مجازات خواد شد دوست من در برنامه آینده ما داستان را در باره شخص خواد شنیدیم که خداوند برگوزید تا گناههای ما را به دوش خود بگیره و بعوض ما مجازات شوه به شرط که بخشایش او را بخاطر گناههای خواد قبول کنیم خب امطره که در شروع برنامه ما و شما با هم یک جای شنیدیم تهمینه و شوهر او در یک حالت بسیار خراب قرار دارن و خدا بیخی ناومید احساس می کنن اونا چی باید بکنن؟ مرض سرطان واقعا یک مرض بسیار خطرناک و ناگوار است که انسان به او مبتلا شوه اکثران این مریضی تداوی نداره بناران داشتن ایمان قوی به خداوند ضروریست و همین چیزه خداوند از ما و شما میخواهه خب باید متذکر شد که تنها خداوند است که آینده را میفامه ما نباید اجازه بتیم که مشکلات ما را از قدرت خداوند غافل بسازه خداوند به قدرت خود ما را کمک میکنه و وادعایی بود ما را هدایت میکنه ما باید که به خداوند اعتماد کنیم زیرا آینده ما در دستای پر قدرت و پرتوان اوست پس مشوره ما بر تهمینه ای است که صرف و صرف به خدا توکل کنه زیرا همه چیز از او صادر میشه خب دوستای مهربان توره که میدانین ما با پایانی برنامه خیش رسیدیم بنان با شما دوستا خداحافظی میکنیم روزای شاده را در پیش داشته باشین موسیقی شنونده های گرامی توجه کنید به نشانی های ما نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی آ پاکستان نشانی ما در قبرست صدای زندگی صندوق پوستی 57000 قبرست
9 February 2012
26 January 2012
19 January 2012
12 January 2012
5 January 2012
29 December 2011
15 December 2011
8 December 2011