God the Provider

  30 minutes

  12 January 2012

God provides food for every single creature. As he provided food and water for the people of Israel in the desert, he will also provide for us as well. This does not mean that we should stop working. Let us be thankful to God and have hope in him. Instead of complaining about difficulties, let us count our blessings. Let’s not be ungrateful like the Israelites. Pray to God and he will provide.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چه قضیاد است من نمیفمیم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاکو دعایمم مستجاکو خداونده خداونده خداونده پس خداونده با سبب رحمتش تشکر نمایید و به سبب کارهای عجیب و عیبا بنی آدم زیرا که جان آرزو من را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نکو پر ساخت خداونده خداونده با سبب رحمتش تشکر نمایید و به سبب کارهای عجیب و عیبا بنی آدم را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نکو پر ساخت و توانده که مدد کنید و از درست کردید بگو که پیسه ندارم کشتکای خود نرمتم من که ات کمک میکدم دیگه دکانورا که ات کمک میکد پیسه میخواستم اگه من از ات پیسه میخواستم شاید برم یک روپه میدادی که اتی یک روپه من میتونم که شکم اولادای من سیر کنم بشه خدا هیچ چیز سخت نیست خداونده کمک میکند باید وضع دوزی برو کدائی کن مردم بر ات کمک خواد کن از خدا نمیترسی که دوزی میکنی؟ پولیس سر ات خبر کنم که بگیرید ببارید در زندان پردیت نه بیادر جان نه هش کنی حضور میکنم که پولیس نکنی خبر نکنی من دیگه ای کارا نمیکنم دیگه دوزی نمیکنم اگه پولیس من را بندی کنه اولادای من در میدان میمانند برو دیگه من ای ده روپه را بگیرم از ایشا برگم خدا خیرت بده خدا بیادرک این ای ده روپه گرم نان خشک میخورم برو دیگه برو شنانده های مهربان طور که شنیدین نصرین بیقی نامیده است نصرین بیچاره نصرین بیچاره نه شوار داره نه کسی برش کار میده که کار کنه و نه کدوم رای دیگه وجود داره که شش اولاد خدا نان بته او احساس کرد که غیر از دوزی رای دیگه برش وجود نداره نصرین بخدا ایمان داره که او ضروریات او را آمده میکنه مگرم او پیش خود فکر کرد که در یک گوشه شیشتن و از خود تهاراک نشان ندادن نان به دست نمی آیا او پیش خود فکر کرد که چی کنه و یکانه رای که بر او وجود داشت دوزی کردن بود به نان او تصمیم گرفت که دست به دوزی بزنه اگرچی او می فامید که ای یک رای غلط و طریقی غلط هست ولی از ناچاری در ای رای نادرست قدم مند ممکن چندین دفعه ما و شما اتر یک حالت در جای بودوباش خود یا در شهر که ما و شما در او زندگی می کنیم دیده باشیم یا حتی در نزدیکترین کوچه خانه خود دوستایی گرامی شاید که خود شما در چونین یک حالت اسفناک قرار دارین ویا داشتین ویا کس را شخصا می شناسیم که در اموتر یک حالت قرار داره ای بسیار مشکل هست و جواب آسان هم برش وجود نداره بعض اوقات ای بسیار سخت هست که انسان بفامه چی بسیار خوب و درست هست که او را انجام بده خب بیاین که یک نظر به او زمان از تاریخ بندازیم که در او وقت قوم اسرائیل کدام چاری دیگی نداشتند بجز از ای که به خداوند ایتماد و توکل کنند که او ضروریاتشان آماده و محیامی سازه مگرم بیاین که نخست کمه به اقاب برگردیم آیا شما از برنامه گذشته داستان را از کتاب مقدس بخاطر دارین که چی قسم خداوند به ابراهیم سرزمین را با نامات زیاد و فرزندان زیاد به او وعده کد ایساق فرزند ابراهیم و یعقوب نواسه ابراهیم بود یعقوب پدر دوازده قوم شد بخاطر که او دوازده پسر داشت طور که از برنامه قبلی ما بخاطر دارین یوسف بچه دوست داشتنی او بود بخاطر حسادت که برادرهای او با او داشتند یوسف با غلامی با مصریا فروختند مگرم به کمک خداوند در حقیقت یوسف فرمان روای مصر شد بعدا او خانواده خودا بخاطر نجات از قهاتی از سرزمین کنان بیرون کد و به مصر آورد خانواده او در وقت که به مصر آمدند نفر بودند اما به زودترین فرصت تیدادشان زیاد شد در امو زمان که تیداد اونا زیاد شده می رفت مصری ها از قدرت اونا بهراس افتادند بخاطر که تیدادشان زیاد و زیاد شده می رفت بنان مصری ها اسرائیلی ها به غلامی خود کشانیدند اسرائیلی ها چارست سال غلام بودند بلاخره بعد از چارست سال غلامی قوم اسرائیل به پیشگاه خداوند فریاد براوردند که اونا را از غلامی نجات بده خداوند موسا را بر رهبری قوم اسرائیل آماده می کند او دبته سوزان بر موسا ظاهر شد و برش گفت که برو در پیش فراون استاده شو و برش از خاطر اسرائیلی ها بگو که اونا را آزاد کنند اگر دل فراون سخت و سخت تر شد خداوند قدرت خدا از طریق نازل کدن ده بلا سر مصریه بر فراون نشان داد بلاهای که یکی بعد از دگه سر مصریه نازل می شد شدید و شدید تر شده می رفت تا که بلای ده هم نازل شد بلای ده هم باعث مرگ اول باری تمام خانواده های مصری به شمول پسر اول باری فراون شد اسرائیلی ها از تمام این بلاها توسط خون برای قربانی اید پسه نجات یافتن خداوند فریاد اسرائیلی ها را ده انگامه که اونا غلام مصری ها بودن شنید خداوند تمام قوم اسرائیل توسط ستون از دود و آتش ادایت و رهنمائی می کند خداوند متعال قوم اسرائیل با او بردادن موجز آسا از دریای نیل از شر فراون و لشکر او نجات داد آیا خداوند بر قوم خود که آل دسترها بسر می بردند نان و آوشان آمده می کند؟ در کجا اونا نان و آو خود پیدا خواد کدند؟ در مورد شما چطور؟ آیا شما به خداوند امید دارین که تمام زروریات شما را آمده می سازن؟ آیا شما بسر زروریات تان مثل آو و نان به خداوند توکل دارین؟ خداوند در مقابل از ما چی می خواهد؟ آیا خداوند بخاطر ای که زروریات ما را فراهم می کنه شکر کدیم؟ بعض اوقات به عوض ای که در پیشگاه خدا شکایت کنیم آیا به عوض شکایت به اون توکل کدیم؟ و در مورد زروریات خود به اون چیز گفتیم؟ خب آله بیاین به داستان از کتاب مقدس گوش بتیم راهان فرشت خداوند از بیشتر همین فرشت خداوند مردمه با کوای هدایت و رهنمائی کد که در اونجا خداوند تانست کتا مردم صحبت کنه قوم اسرائیل بر سی روز در سهرها بیدون او به سفر خود ادامه دادن اونا در جایی رسیدن که در اونجا او بود مگرم اوی این منطقه قابل نوشیدن نبود بخوادر که بسیار ترخ بود مردم فریاد براوردن که ما تشناستیم چی را بنوشیم وقتی موسا در پیشگاه خداوند ارز کد که من چی کنم خداوند بر موسا درخت را نشان داد پس موسا او درخت را قطع کد و شاخهای او را در او انداخت و با انداختن شاخهای ای درخت او شیرین شد مردم اون منطقه را مارا نامیدن که به مانای ترخ می باشن پس آن وقت که باز مردم تشناشتن پیش موسا آمدن و فریاد زدن که چرا مارا از مصر بیرون آوردی مارا به خاطر امی از مصر بیرون آوردی که کل ما کته اولادها و گلای ما از تشنگی در ایجا بماریم خدافند بر موسا فرمود یک تعداد از بزرگای قومکت خود بگی و پیشا پیش مردم به طرف کوی هوریب حرکت کو تو در اونجا در کنار دریا حضور مرا احساس خواد کدی که تا امو احسایی که در دریا نیل زدی در سخرا بزن تا او جادی شد و مردم اسرائیل بگو که از او آو بخورند چیز را که خدافند بر موسا گفت امو چیزا موسا در حضور بزرگای قوم انجام داد حال مردم آو بر نوشیدن داشتند مگم اونا پرسان می کدند که آیا خدافند در بین ما ساکن هست یا نی وقت قوم اسرائیل به غذا ضرورت می داشتند پیش موسا می آمدند و شکایت می کدند و می گفتند که کاش که ما در مصر می بودیم در اونجا ما در دور دیگه کلان گوشت می ششتیم و تا هر اندازه که دل ما می شد نان می خوردیم ما خوب بیاداریم که مایی بادرنگ، خربوزه، تره پیاز، سیره مفت و بیدون پیسه بعد از می آوردیم مگم تو مارا از مصر بیرون آوردی و در یه دشته آوردی که هر کداما از گشنگی می موریم بعد خداوند بر مسافر مود که آل ما بر شما از اسمان نان روان می کنم هر کس که بخوایه می تانه که بیرون بره و هر روز نان خدا بر امو روز جمع کنه به این طریق ما اونا را آزمایش می کنم تا ببینم که اونا از حکام ما اعتاد می کنن یعنی در روز ششم باید که اونا دوچند بر خود خضا جمع کنن بخادره که در روز هفتم نان نخواد بود و روز هفتم روز مقدس است اونا باید که استراحت کنن موسا تمام چیزی را که خداوند فرموده بود بره قام خود گفت در سهرگای روز دیگه در تمام جای دانای نازوک سفید مثل برف بود مردم می گفتند که ای چی است از او سبب او را من نامیدن که مانایش ای چی است می باشه موسا گفت ای نانی است که خداوند بر خوردن بر ما روان کده از ای نان بندازی ضرورت یک روز تان جمع کنین کوشش نکنین که نان امروز بر صبای تان نگاه کنین مگرم یک تیداد مردم به گفت موسا گوش ندادن و یک مقدار او را پیش خود نگاه کده تمام کسایی که او نان را بر خود نگاه کده بودند کل از او را کرم سد و کلش گنده شد و بوی گرفت کسایی که در روز هفته بیرون رفتند تا غذا پیدا کنند هر چی گشتند چیزه نیفتند به این طریق خداوند بر قوم خود گوشت آماده کد تا بخورند خداوند هر شاب بودنه را می فرست تا مردم او را بگیرند و بخورند قوم اسرائیل بر صبح خود نان بر خوردن داشتند و بر شاب خود گوشت خداوند فرمود من این کار انجام دادم تا شما این را بفامید که من خداوند خدای شما هستم بعدا وقتی که قوم اسرائیل علیه خداوند گناه کدند خداوند اونا را مجازات کد و برای چار ست سال اونا ده هسارا سرگردان شدند این سرگردانی اونا تا وقت داوم کد تایی که تمام او کسایی که بزده خداوند گناه کده بودند اونا در همه حکم و سرپیچی کده بودند مردند بعض اوقات مردم با گفتن کلمات مثلیی که آیا خداوند در سحرا نان فرام کده میتونه مسخره میکدند مگم خداوند صادقانه و از روی مهربانی تا او روزه نان و اونا را برشان میداد با سرزمین پدراشان یعنی سرزمین که خداوند وعدی او را با ابراهیم داده بود داخل شدند شناندهای مهربان تاوره که میفامین شرایط سخت و مشکلات بلاخره با فشار و تشویش ختم میشه وقت متوجه خدا از چیزه که داریم و با چیزه که نداریم معتوف میکنیم غمگین میشیم شرا غمگین میشیم بخاطره که دلها رو شکایت کدند عادت طبعی ما انسان هست قوم اسرائیل واقعا نمیخواستند که دوباره به مصر برند و باز غلام مصری ها شوند اونا صرف میخواستند که زندگی راحت و آسانتره نسبت به ای که در مصر داشتند داشته باشند اتر معلوم میشد چیزه رو که خداوند به اونا انجام میداد اسرائیلی ها او را درک کده نمیتونستند خداوند اونا را از غلامی آزاد کد و از اونا یک ملت ساخت و به اونا سرزمین نوی را فراهم کد مگرم اونا هیچ مشکل خاصه نداشتند قوم اسرائیل صرف غذای مزدار مصری ها را از دست داده بودند و به امی خاطر فشار روحی و تشویششان زیاد شده میرفت اما اونا علت مشکلات روحی خود درک کده نمیتونستند باید خاطر نشان کد که علت تشویش و فشار روحی اونا عدم اعتماد کامل اونا به خداوند بود یکانه چیزه که اونا دبارش فکر میکدند ای بود که از این حالت خراب ارچی زودتر رهائی آبند وقت تشویش و فشار روحی صد راه شما میشه در مقابل وسوسه و تردد مقاومت کنین به خاطر که از ای طور آلات خود رهائی داده باشین به خداوند و حکمت او فکر کنین که به شما کمک کنه تا به چیزه که باعث تشویش شما شده او برطرف شوه خب شنونده گرامی در برنامه امروزی ما در مورد اهمیت اطاعت و فرمانبرداری از خداوند مطالبه را یاد گرفتیم ما یاد گرفتیم که چیزه را که خداوند بر ما و شما امر میکنه باید که او را انجام بتیم ما دیدیم که خداوند اموطوره که نان منه را بر هر روز قوم اسرائیل آماده میکد به امو شکل ضروریات روزمره ما و شما را آماده میکنه بیاین خداوند بخاطر ای محبت بیالای شانیش شکرگزار باشیم خداوند منبه تمام فیض و نعمات است ای به ای مانست که همه چیز از جانب خداوند میاید او قادر مطلق است هر چیز که خواسته باشه او میتونه که انجام بته آیا ما خداوند بخاطر چیز که بر ما محیا کده سپاسگزار هستیم یایی که ما در مورد ای فکر میکنیم که ما چی باید که داشته باشیم دوست های گرانقدر نسرین بیچاره تتی شش اولادش در یک حالت بسیار خراب قرار داره شوورش نیست که او را کمک کنه بخاطر که شوور او در اثر جنگ هایی که چندین سال دبر گرفته کشته شد بسیاری زنا در وطن ما از اثر جنگ ها و دگه اوامل در این حالت نسرین قرار دارن دوست های محترم اگر شما در این حالت قرار دارین به پیشگاه خدا دعا کنین و به او پنا ببرین خداوند سوز و آه قلب ما و شما را میشنواد به پیشگاه خدا فریاد براورین تا ضروریات شما را براورده بسازه شنانده آرجمند اگر شما کسی را میشناسین که در این حالت قرار داره برشان دعا کنین و اگر توان کمک کدن دارین کمکشان کنین و این کمک بخاطری نکنین که مردم شما را خوب بگوید بلکه بخاطر از این کمک کنین که خداوند از ما و شما میخواید از بینوایان دستگیری کنیم خب شنانده گرامی برنامه این نوبت ما به پایان خود نزدیک شده به امید ای که همه ما و شما به خداوند اعتماد کنیم و به او وفادار بانیم برنامه ای عفته خدا به پایان میبریم تا برنامه آینده خداوند ما ایسای مسیح یارو مددگارتان باشه ساعت شش و چلپنج دقیقه صبح روی موج گوتاه سی و یک متر بند مطابق به نو هزار و هیسد و پنجا پنج کلو هرژ و نشارات شبانه ای ما را ساعت هفت و سی دقیقه شب روی موج گوتاه سی و یک متر بند مطابق به نو هزار و هیسد و سی کلو هرژ میشنه بید باید داشته باشد که مطابق به شبانه رادیو صدای زندگی ساعت هفت و سی دقیقه شب شروع میشود هللویا هللویا هللویا هللویا روی موج دقیقه تکمی کرد بود پیروزی را ایسا منجیه است با خونه خود خرید مارا او خداوند است اه هللویا او عجر جاودانیه باست تکمی کرد بود پیروزی را ایسا منجیه است با خونه خود خرید مارا