1 hour
14 February 2025
To be jealous is to feel resentment, bitterness, or hostility towards someone because they have something you don't—you don't want to bless a better condition for another person. It's destructive, making us lazy and creates illusion in our mind.
Unlike anxiety, which is very obvious, jealousy is very internal and hidden, destroying from within. For us, jealousy is a very simple and unremarkable thing, while the destructive power of jealousy can be greater than any other sin.
Transcribed by AI
برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیا ورد. سلام و سلامتی خداوند بر شما محبوبان و دوستان گرامی دوست داریم که باس هم به شما خوش آمدید بگیم در برنامه دیگر در استودیوی راز زندگی. خیلی خوشحال هستیم که باس هم فرصتی فراهم شده تا در کنار هم باشیم، از کلام خدا بشنویم و موضوعات روز رو با هم مرور کنیم. امروز هم در برنامه ما و برادر شایب یک جای هستیم و می خواهم که در کنار شما یک فرصتی رقم بزنیم که حضور خداوند باعث برکت همه ما باشه. برادر شایب جان خوش آمدید. سلام دانیال جان، همچنان سلامه ما به تمام بینده های راز زندگی در هر کجایی که هستیم، بخصوص در داخل افغانستان تقدیم هست و امید دارم که همه تان جور، سیعتمن و سریحال باشین. همچنان افغان هایی که در دگه کشور ها همه ما پراگنده هستیم، چی ایران، چی پاکستان، چی هندوستان، ترکیه و تاجکستان و ازباکستان بس شما هم سلام تقدیم میکنم. بسیار خوش هستیم که امروز هم رئیس شما هستیم دانیال جان. خدا را شکر، همه تور که برادر شایب گفت، وطندار های ما در این شرایط، در این وضعیت هایی که شرایط سیاسی، اجتماعی افغانستان داره، در هر جایی از این دنیا، از این جهان پحناور قرار گرفتن و هم تجربیات تلخ دارن و هم تجربیات شیرین و بارها و بارها وقتی ما با یک آیک شما در ارتباط میشیم و از شما میشنویم که در چه شرایطی قرار گرفتید، چه سختی هایی را تحمل میکنید، به خصوص کسانی که در این روزها در پاکستان دوشار سختی شدن در اسلام آباد و دولت بسیار با سختی با آنها برخورد میکنه، خانواده ها، اشتوکا، زن ها، آنها را میگیره و در کمپ پناهندگی میبره. من میدونم که شرایط برای کلیگی شما سخت است، همینطور در ایران و یا در تاجیکستان وقتی خبرهایی در این هفته گذشته شنیدیم که پیش دروازه میان و حتی زنها را با خود به کمپ مهاجرین میبرن، بسیار برای ما نگران کننده و تلخ است. ولی دعا میکنیم که حضور خداوند با شما باشه و خداوند شما را از تمامی مشکلات عزیز شرایط عبور بته. میدونیم که بعضی اوقات که سختی فشار میاره، صدای خداوند قویتر میشه و یا مطالبه ما برای حضور خداوند قویتر میشه و ما هم دعا میکنیم که حضور خداوند باعث تسریع آرامی شما باشه و خود خداوند دری تازه باز کنه و اگر واقعا ما میتونیم کاری انجام بدیم، خداوند از طریق ما راه هایی را محایا کنه که باعث برکت شما باشه و این برنامه هایی که تداروک دیده میشه و ما یک جایی جمع میشیم، صحبت میکنیم، تمامی برنامه ها به ما کمک میکنه در مسیری قرار بگیریم که در اون مسیر سلامتی خداوند وارد زندگی ما شود. میدونیم سختی در دنیا بسیار است ولی امطور که کلام خداوند میگن ایسای مسیر در انجیل یوهنا باب شانزه آیت سی و سه میگه که میدونم در دنیا برای شما سختی بسیار است ولی دل قوی دارید. امطور که ما پیروز شدم شما هم پیروز میشید. پس ما شما را تشفیق میکنم در هر جایی که استید دل قوی دارید و خداوند توکل کنید. منتظر خداوند باشید. دعا میکنم که فرست های پیش رو روز های پیش رو روز های پر از براکت برای یک آ یک شما باشم. برادر شاید جان میدانم که شما برای ما یک موضوعی آماده کردید و موضوعاتی را میخواید در جریان بانید. از شما میشنیم که امروز برای ما چه چیزی دارید. بله. خب ما شما همه با فلمهای هندی بزرگ شدیم. یعنی از فرهنگ هندوستان مردمش میدانیم و حالا بسیار افغان ها بخصوص ایماندارا هم در هندوستان زندگی میکنند. و در همین روزا یک جشنواری در هندوستان است بنامی کومیلا که این جشنواره برای 45 روز است و تا رسمی آغاز شده و تا روز 26 فبراری دوام پیدا میکنند. و تا حال ده ها نفر جان خود از دست دادن میخوایند که در این جشنواره شرکت کنند و در طول از این 6 هفته هندوها در روتخانه سنگم که اونا به حساب خودشان مقدسترین روتخانه است که در ساحل دریای گنگا است و در اینجا میرند خود را با این آب میشویند یا همام میکنند و با این آب شستن و همام کردن اینا فکر میکنند که گناهانشان پاک میشد و روحشان خالص میشد دولت هند پیشبینی کرده که تقریبا ست ملیون هندو شاید بتانند برند و در این دریا غسل کنند و در این مراسم شرکت کند سوال در اینجا است که آیا آب، خاک، سنگ یا یک جای میتونه گناهای انسان را بشوید؟ آیا آب، سنگ، خاک یا یک خانه میتونه گناهای انسان را بشوید؟ خب ما همه میدانیم که اگر یک کسی در برابر ما انسان گناه میکنه چه برادر ما باشه، رفیق ما باشه، دشمن ما باشه تنها کسی که میتونه او را بخشه ما استیم خود ما و همچنان خدا و همچنان اگر کسی در برابر خدا گناه میکنه تنها خدا او را بخشیده میتونه این بسیار منطق عادی است یعنی چیز ضرورت نداره که آدمهای زیادی کدام مشکل باشه که ما نفهمیم و میخواییم ما در اینجا از رومیان ما میخوانم رومیان فصل 3 آیه های 23 تا 26 که امی که میگن خدا میبخشه خدا چگونه میبخشه ببینید دوستهای عزیز آب یا خاک یا خانه یا سنگ نمیتونن گناه های ما را بخشن چرا اونا به جان است و اینجا رومیان 3 آیه های 23 تا 26 چی میگه میگه زیرا همه گناه کرده و از جلال خدا دور مانده اند یعنی همه انسان ها گناه کارستند تنها کسی که در طول تاریخ بشر گناه نکرده ایسای مسیح است دیگه همه چی قبل از ایسای مسیح چی بعد از ایسای مسیح همه گناه کردند آیه 24 میگه اما با فیض خدا فیض خدا چی است؟ یعنی مقصد دیگه ایست که فیض خدا چیزی که ما لیاقتش نداشتیم یعنی با عمال ما نیست میگه با فیض خدا و نجات به وسیله ایسای مسیح بخشش رایگان خدا را در یافت میدارند تا آمدل شمرده شدند خدا مسیح را به انوان کفاره گناه هان قرار داد کفاره ای که توسط خون مسیح و از راه ایمان به او به دست می آید خدا با این کار عدالت خود را ثابت نبود زیرا به سبب بردباری خود گناه هان گزشتر را نادیده گرفت خدا عدالتش را همین حالا در زمان ما ثابت کرد تا خودش آدل باشد و به هر کسی که به ایسای مسیح ایمان آورد آدل بشمارد و هر کسی را که به ایسای مسیح ایمان بیاورد آدل بشمارد در اینجا دو موضوع را میخوایم اشاره کنم و از شما دانیال جان میخوایم داریم آورد صحبت کنیم موضوع اول ای که کسی با اعمال خود نمیتانه نجات پیدا کنه یعنی ما اگر بروم در آب خود را پرتام یا ما بروم یک سنگ را بوسک کنام یا ما بروم در یک خانه را زیارت کنم ما با اعمال خود نمیتانیم خود را نجات بتیم ای بر اساس فیض خداست و همچنان کسی که ما را نجات میتا او اشیا نیست آب نیست سنگ نیست خانه نیست خاک نیست یا زیارت نیست بلکه کسی که ما را نجات میتا خداوند خودش از طریق ایسای مسیح است که زنده است ای دو نکته بسیار مهمی است که همه ما باید ای را مدنظر داشته باشیم و از طریق ایمان با ایسای مسیح فیض خدا و ایمان فیض خدا و فیض خدا و ایمان با ایسای مسیح بله بفرماییم من درست است برادر شاید جان خیلی اشاره خوبی کردید به این موضوع که بارها و بارها این موضوع بحث شده مطرح شده و وقتی که یک مسیحی تلاش میکنه در رابطه با از این صحبت بکنه که ما با فیض خداوند بخشش را تجربه کردیم نه با اعمال شخصی بسیاری از عزیزان و دوستان ما در افغانستان رو دوچار یک اشتباه میکنه اونها نمیتونن ایره درک بکنن چرا؟ چون سالها برای از ای که پارسا شناخت شووند و یا آدل شناخت شووند و یا آدل شناخت شووند
که گناه ها نشان بخشیده شوه، سال ها عمال مثهبی انجام دادن و هر روز باید پنی وعده به حضور خداوند می رفتن. این در نفس اشتباه نیست. این در رابطه اشتباه نیست که به حضور خدا رفتن. ولی در تحریف یک اشتباهی را به وجود میاره. مثلا میگه که ما باید این کار رو انجام بتم تا بخشیده شوم. باید این پنی وعده عمل مثهبی رو انجام بتم. باید این زیارت رو انجام بتم. باید این قرآن و یا این کتاب و این آیات رو من باید بخانم. و باید این عمال و مناسک مثهبی را از جمعه زیارات که مثلا حج و زیارت برای دیگر مسلمانان که چرا ما از اسلام صحبت میکنیم؟ چون مردم سرزمین ما یک همچین دینی دارن. خود من یک همچین بکراندی داشتم. از اینجا من از او مثال میزنم. پس عمل کردن به شریعت یا موازین شرعی به من یک حسی میداد که من دارم تلاش میکنم که پاک شمم. من دارم تلاش میکنم که پارسا شناخته شمم. آدل شناخته شمم. من دارم تلاش میکنم که در حضور خدا پذیرفته شمم. ولی در مسیح شروع رابطه با خداون اینگونه نیست. که من با تلاش انسانی پارسا شناخته شمم. یا من با تلاش انسانی آدم خوبی شمم. در الهیات مسیحی، در رابطه با مسیح، در کتاب مقدس فیض از جانب خداست که میاید. بخشش از جانب خداست که میاید. محبت از جانب خداست که میاید. اگر نه من هر چقدر عمل خوب انجام بتم بازم کم میاید. یعنی امروز من عمل خوب انجام بتم. صبا انجام بتم. دیگه صبا انجام بتم. اگر یک جایی کتایی کنم بازم کم آمده ام از جلال خدا. همونطوری که در این آیه میخانیم که در رومیان بابسته آیت 23 میگن همه گناه کردن و همه از جلال خدا کتا و یا قاسر آمدن. یعنی هر کاری بکنیم بازم ما یک انسان گناهکار استیم. فقط کافی یک گناهی انجام بتیم. پس ما با اعمال مذهبی و با اعمال شریعتی نمیتونیم تبدیل به یک انسان پاک شویم. آلی برادر شاید مثال زد از قسل تحمید در آب سند روتخانه سند یا سنگام که یک حالتی رو اونا میبخشه که ما پاک میشیم. ما با اعمال مذهبی نمیتونیم پاک شویم. تنها و از طریق فیض خداست. از طریق بخشیش خداست. که ما اول پاک میشیم و بعد از پاکی وارد اعمال مذهبی میشیم. و در پاکی هست که ما میتونیم وارد رابطه با خداوند بشیم. بله. شما اگر ببینیم که حتی با اعمال خود همه کسی دو مشکل در اعمال وجود داره. یکی ای که هر قدر که کوشش کنن باز هم اتمینان وجود نداره. دقیقا. میگه که ما این کارها رو میکنیم نماز میخانیم یا روزم میگیریم یا زکات میتیم ولی انوز هم شاید شاید ما بتانیم رستگار شویم یا نجات پیدا کنیم. یعنی اتمینان وجود داره. در مسئلیت ما اتمینان داریم. و موضوع دیگه هم ای که حتی کسایی که گناهای کبیره انجام میتن بر از اونا ایچ راه نجات وجود نداره. و از او جمله خود دروغ یک نوی از گناهای کبیره است. یعنی ما تا به حال کسی را ندیدیم که دروغ نگفته باشه. یعنی مخصد ما در ایه است که هر کسی که دروغ میگه ایک عمل کبیره است و او دیگه نجات پیدا نمی کنه. یعنی مسئله در ایه است که از یک طرف اعمال نمی تانه و از طرف دیگه هم اتمینان نداره. ما مسیحی ها از طرف دیگه به ای شما هم خوب تشریف داردین که ما به فیض خدا در شخص ایسای مسیح. و فیض خدا در شخص ایسای مسیح. ای نقطه عطف است. یعنی نقطه بسیار مهم است. چرا؟ بخاطر از ای که ایسای مسیح در این دنیا به امی خاطر آمد. به امی خاطر آمد. او در این دنیا از باکره تولد شد. و همچنان او موجزه کرد. بزرگ شد. پاتشای خدا را موجزه کرد. ولی امو بزرگترین کار ایسای مسیح در سلیب بود که او جان خود را به خاطر گناهان ما داد. در اینجا در اعمال رسولان فصل 4 آیه 12 ما میخوانیم میگه نجات تنها از طریق ایسا به دست می آید. نجات تنها از طریق ایسا به دست می آید. هیچ نام غیر از نام ایسا در زیر آسمان به مردم عطا نشده است. تا به وسیل آن نجات یابید. یعنی هیچ نام دگه نیست. از یک طرف ما بر اساس فیض خدا و از طرف دگام از طریق ایسای مسیح. از طریق ایمان به ایسای مسیح نجات پیدا میکنه. و واقعا ما هم وقتی که رزا جان مسلمان بودیم ما همیشه در فکر خود که ما مسیحان ملاقات میکردیم بر اولین بار میگفتیم اینا چگونه اتمینان به ایمان خود دارن. چگونه اتمینان به زندگی عبدی دارن. ای همیشه مورد سوال ما بود. چرا ما وقتی مسلمان بودیم امی اتمینان نداشتیم. شما هم شاید امی گناه بوده باشین. خیلی مسائل دیگر پیش می آمد. شما وقتی شما اشتراح میکنید و موضوع سرنوشت پیش می آمد و اینا موضوعاتی بود که چالش برنگیز بود. ولی وقتی وارد مسیحیت میشی انگار داستانهای زندگی ما در مسیحیت به سوی میره که یک اتمینانی میاید. یک باوری میاید. چرا؟ چون خدا من را دوست داره. خدا در مرحله اول من را دوست داره. من را میپذیره. و وقتی پذیرفت در مرحله دوم من با او وارد رابطه میشم. وقتی پدر من را دوست داشته باشه من او را دوست دارم و با او وارد رابطه میشم. و اگر کاری انجام میدم کارهای من بر اساس به دست آوردن محبت پدر من نیست. که من این کار را بکنم تا پدر من از من خوش شدم. نه. من این کار را بکنم چون من او را دوست دارم. و او من را دوست داره. ما وارد رابطه تنگا تنگ شدیم. من برای مادرم یا برای همسرم اگر کاری انجام میتوم بر اساس بایت ها و نبایت ها و معامله نیست. بر اساس یک رابطه توامه با عشق هست. توامه با پذیرش هست. او من را پذیرفته. و امیالی من از دل و جان بر از او هر کاری میکنم. این رابطه را اگر ما ببریم در پیش حضور خداوند. در حضور خداوند میتونیم بهتر درک بکنیم. خدا در مراهنه اول ما را پذیروه به واسط ایسای مسیح. چون ایسا یکانا راه شد برای پذیرفتن ما. آلی وقتی خدا ما را پذیرفته و ما از عشق و محبت و پذیرفتگی خداوند بهرمند شدیم. آلی ما وارد قدم بعدی میشیم و هر کاری را برای خداوند انجام میدیم. کلام خدام میگن میگن که هر کاری که میکنید برای خداوند انجام بدید. و ای توامه با عشق و محبت است. بله. یک سوال شد دوستایی میکنند خب در مسیحیت هم غسل تحمید است. و ولی دوستایی عزیز در مسیحیت هم غسل تحمید است ولیکن نجات در غسل تحمید نیست. نجات در ایمان است. در مسیحیت نجات در ایمان و ایسای مسیح است. نشاندادن امو ایمان که در قلب ما است قبلا او به جهان است. یعنی مسیحی ها وقت غسل تحمید میگرند در ایقت ایمان که دارند او را به کلیسا و مردم جهان نشان میدن که ما مسیحی هستیم. یعنی در غسل تحمید کسی مسیحی نمیشه بلکه در ایمان به ایسای مسیحی. بعض اوقات افغانهای ما شاید در افغانستان که ایمان میارن سال ها غسل تحمید نگیرن ولی ایماندار هستن نجاتیافته هستن چون شرایطش میاثر نبوده شاید سالها نگرفته باشن بله دقیقا غسل تحمید نشانه بخشش گناهان نیست ایمان به مسیح است که نشانه بخشش یعنی عامل بخشش گناهان است غسل تحمید عامل بخشش نیست همینطور که برادر شایف گفت غسل تحمید سمبولی هست از نشاندادن مردن در گزشته یعنی کسی که به زیر آب میره و در گزشته خودش میمیره و در مسیح دو مرتبه زنده میشه و این سمبولی هست از حیات از زندگی تازه از حیات تازه در مسیح پس غسل تحمید شاید بعض از ایماندارها حتی اشتباه رو میکردن و فکر میکردن غسل تحمید یعنی آمورزش گناهان نه غسل تحمید سمبولی هست از پیوستن به این عهد و پیوستن به این زندگی و حیات تازه در مسیح پس ببینید عزیزان داستان های زیادی در دنیا پیرامون ما هست همین روز ها در هندوستان همونطور که برادر شعب گفت مناسقی انجام میشه برای بخشش گناهان و یا برای سعادتمندی و یا در گزشته ما اعمال مسهبی بسیاری بود که ما رو دنبال میکردیم برای سعادتمندی برای برکت برای بخشش ولی هیچ کدام از اینها پاسخون نیستن
اگر خود خداوند ما را نبخشه، اگر خود خداوند وارد زندگی ما نشه و ما از فیض از او بهرمند نشیم و تنها راهی که میتونه ما را بهرمند بسازه از فیض خداوند ایمان اوردن به ایسای مسیح است و مسیح میشه پارسایی ما، مسیح میشه ادالت ما و ما از طریق مسیح است که میتونیم به حضور خداوند بریم و خداوند وقتی به ما نگاه میکنه در واقع مسیح رو در ما میبینه و این میشه ادالت و پارسایی ما دعا میکنم در هر جایی که استید، ذهن شما، فکر شما، نگاه شما متوجه خداوند شوه و شما به سمتی حرکت کنید که او در اراده و محبت خدای حقیقی است بریم با هم یک کلیپ کتاب ببینیم و برمیگردیم و این محبت رو دنبال میکنیم در اول کلام بود، کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود در اول کلام بود، کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود خانه کلام راستی دوی صحی خدا بود
دلیل میشه که من او را تخریب کنم. مثلا بگویم که ای حقش نیست. یا یک چیزی دیگه بگویم. بگویم ای از روابط خود استفاده کرده. ای دروغ گفته. و یا ای لیاغتش نداره. و تلاش بکنم او شخص رو در برابر دیگرها زیفتر نشان بتم. حقیرتر نشان بتم. و یا خود بالا ببرم. و به نوعی از پایین آوردن دیگرها استفاده کنم تا ما بالا برم. و این میشه او نگرش منفی حسادت که بسیاری از مواقع ما درگیر از او هستیم ولی این را نمیتونیم تشخیص بدیم. خیلی مواقع یک چهره خوب به خود میگیره. تبدیل به یک قضاوت عادلانه میشه. مثلا یک دوستی میه از ما پرسان میکنه که نظرت در رابطه و فلانی چی است؟ و بعد ما به سرعت پاسخ میدم. فلانی خوبه است. ولی این مشکلات رو داره. ولی این کار را انجام میده. ولی این رقم رفتار میکنه. به نوعی او حسادت درانی خود با یک قضاوت مصبت آشکار میکنم. پس اینجا هم خیلی پنهان هست. یعنی این را من نمیتونم شناسایی کنم. خیلی مواقع پیش میای که من باید جلوی زبان خود را بگیرم و متوجه خود باشم. آلی که دارم این گفت میزنم از روی حسن نیت هست و یا نه. از روی عزیز که من واقعا خوشحال نیستم اون موقعیتی که او کسب کرده. موقعیتی هستش که لائقش هست. من خوشحال نیستم که او این را به دست بیاره. و من میخواهم که او را پایین بیارم. بسیاری از مواقع حتی این رفتار ما در بین مسیحیان میبینیم. نه تنها در بین مسیحیانی که هنوز بالغ نشدن. بلکه در بین مسیحیانی که خادم هستن. خدمت میکنن. و برخورد دیگران حتی با اونها باعث میشه که اونها حسادتشان برنگیخته شوه. مثلا فکر کنید که مردم به اونها بیشتر توجه میکنن. و به یک خادم کمتر توجه میکنن. و یا دیگر خادمین از زحمات یک خادم بیشتر تشکر میکنن و نسبت به زحمات از او بیتوجه هستن. و این حسادت میبینیم حتی در بین خادمین هم شکل میگره. در بین مسیحیان هم شکل میگره. و این خیلی به صورت پنهان هست. برادر شایب شما آیا تجربهی دارید؟ بله. یکی از موضوعاتی که در مورد حسادت و همچنان دیگر گناه هایی که همیشه اینا اول در فکر ما یا از طریق یک وسوسه ایجاد میشه. یعنی وسوسه خودش گناه نیست. ولیکن ما را در شرایط گناه قرار میده که اگر او را اما وسوسهی که در فکر ما میاد اگر او را ما به حساب ریشه بدهیم و در فکر خود بیشتر سر از او فکر کنیم و باعث گناه میشه. و حسادت هم اینی است. شاید مثلا یک وسوسه فرض میکنیم ما یک ماشین یا موتر مقبوله میبینیم. یا یک تیلیفون مقبوله میبینیم. یا یک لباس مقبوله میبینیم. میگیم چرا ما نداریم. خب این بخش اولی از وسوسه میشیم. ولی اگر وقتی این را به ذهن خود بیشتر ما به حساب دورش میدهیم و یک ذره پرداسش میدهیم و او بالاخره به گناه تبدیل میشه. که حسادت باشه یا قهر باشه یا دروغ باشه یا انوای گناه های مختلف. و اکثرا چیزی که ما و شما تجربه کردیم همیشه حسادت از کجاش وقتی یک کسی یک نظر میته همیشه به این شکل شروع میشه که میگه بله مثلا این دوست این برادر یا این خوهر بسیار خوب هست و همیشه یک لغت اما میشه اگر متوجه شد. اما و بعد از این که اما میگه شما میدانین که اینجا چیز باید باشه. و این یک مشکل و همچنان مثلا در باید خادمین معمولا که ما هم تجربه کرده ایم خادمین افغان شکلی هست که خادمین افغان در مراحل مختلف از خدمت قرار دارن. و معمولا حسادت در باید ما تور نمایان میشه که ما وقتی یک خادم دگر را میبینیم که بیشتر از ما فعال هست. بیشتر از ما تأثیر گذار هست. ما همیشه به این فکر این حسادت به این شکل میشه که چرا ما ماننده از این نیستم. یعنی دو موضوع حسادت از یکی حسادته که باید ساب ما در مقابل یک کس داریم که چرا ای داره از ما کده بیشتر. مثلا چی از لحاظ پولی یا خدمت یا از لحاظ شهرت یا از لحاظ مختلف چیزا یکی این موضوع است. ولی یک موضوع دیگر هم میتونه این باشه چرا ما ماننده از این نیستم و چرا ما ایتر صحبت کردن نمیتونم یا چرا ما ایتر خدمت کردن نمیتونم یا چرا ما ایتر موقع زکردن نمیتونم یا چرا ما ایتر شهرت ندارم ایn موضوع است و این باعث از این میشه که وقت این گونه فکر میکنه میبخشید دو راه داری هایی که در تلاش از این بشهیم که چگونه از شهرت یا از شخص دگه ما بکاهیم چطور بتانیم شهرت از اون را کم کنیم یا بدش بگاهیم ویایی که باعث از این میشه که خود ما تلاش بیجای کنیم چیزی که مشورهی که ما برای خوهران برادرهای مسیحی میتیم و همچنان از تجربه زندگی خود ای از که خداون هر کدام ما را فراخونده بر وظیفه مخصوص با طوفه هایی که داریم ما ضرورت نداریم که از دگرها تقلید کنیم ما ضرورت نداریم که مانند دگرها باشیم مثلا بعض اوقات در کلیسای ما یک کسی بود بسیار زیاد خودش پولدار بود بسیار سروعتمن بود اما کاری که در کلیسا میکرد اویی بود که پاکاری بود پاکاری کلیسا بود واقعا یک درس بزرگ برای ما بود شاید بعض اوقات فکر میکنه خب ای آدمی که سروعتمند است شاید بتانه خوب ماویزان کنه یا خوب جاهای دیگر بدرخشه اما او فراخوندگیش نبود فراخوندگیش فقط امی بود که در کلیسا خدمت کنه پاکاری کنه یعنی مقصد ما در ای است که فراخوندگی ما در هر جایی که باشه در هر بخشی که باشه یعنی ما معنند شما باشن شما معنند ما باشین یا ما معنند دگران باشین و دوامی که تفاههای خداوند داده کاملا فرق داره با توفایی که برمه دادن بهتر از ای است که هر کودایی ما بتانیم امو توفایي که خداوند برمه داده سر از امو کار کنیم و با فیض خدا در امو جایی که ما میدرخشیم تلاش کنیم خداوند که شما اشاره کردید بسیار نکته کلیدی هست خداوند به ما استدادهای ذاتی و شخصی بخشیده و ما به جایی که تمرکز کنیم روی دیگران رفتارشان عملکردشان داشته هایشان تمرکز کنیم روی خود و تلاش کنیم او قابلیت ها و شایستگیهای ذاتی خود ارتقاب رو بخشیم و او هیته خود و محدود خود گسترش بدیم مطمئنن ما در او بخش و بسیاری که توانمند هستیم بهتر میتونیم رشت بکنیم تایی که بریم و دیگران رو مورد قضاوت و عرضیابی قرار بدیم و یا خود را در جای از اونا قرار بدیم و میخواییم مثل از اونا رشت بکنیم پس این میتونه نکته راه بردی و کلیدی باشه یک داستان خیلی معروفی هست در کتاب مقدس در انجیل متا باب بیس هست داستانی که اربابی که تاکستان داره تلاش میکنه که کارگر بگیره و صبحی وقت میره و تدادی کارگر رو به صلاح از یک مکانی که کارگر ها جمع میشدن اونها رو میاره بر ازی که اونها کار بکنن و کارگران میاد و در اون منطقه شروع به کار میکنن و مسروف میشن و نزدیکای چاشت ارباب دوباره میره کارگران دیگری که در اونجا آمده بودن و در حال کسی میگشتن که بر ازو کار بکنن اونها رو دوباره میاره سر زمین و اونها رو مسروف کار میکنه و نزدیکای قروب نزدیکای دیگر میره دیگر کارگرانی که شاید یک ساعت مانده روز خلاص شوه اونها رو میاره سر کار و اونها هم کار میکنن در پایان روز ای ارباب تصمیم میگره و به کلگی دست موز میتن تنخواه شانم میتن و فکر کنین نفر یک درهم برای کلگی میده چه کسانی که از صبح آمدن چه کسانی که در چاشت آمدن و چه کسانی که در شام آمدن نزدیک قروب آمدن و برای کلگی همون پیسه رو میدن و کسانی که اول صبح آمده بودن میاین پیش ارباب میگن تو ادالت رو رایت نکردی و ارباب میگن چرا مگه من پول خوبی برای تو ندادم از این کارات از این پول خوبی برای من دادید ولی شما به اون کسایی که چاشتم آمدن همین پول دادید به اون کسایی که نزدیک های دیگرم آمدن همونها همین پول دادید و به نوعی این داستانی که عیسا مصیح در انجیل متا مطرح می کنه ما را میبره در فضای زندگی خود زندگی روزمره خود وقتی خدا می بخشه ما چطور میتانیم نقشه خدا را بگیریم و نقشه کسانی را بازی کنیم میخوای نعمنت خدا به ازو میکنیم
نیایه یا نعمت خدا در دیست از او نرسه. در واقع حسادت ما را تبدیل به انسان هایی میکنه که شخصیت سالمی ندارن. شما فکر کنید ما تبدیل شدم به انسانی که دوست ندارم. برادر ما برکت بگیره. مثلا ما خبر شدم برادر شایب ارتقا پیدا کرده در یک موضوع شغلی، نمیفهم فرهنگی، هنری و یا مالی یا موقعیتی و بعد ما خوش نشم و دوست نداشته باشم که او این نعمت رو به دست بیاره. اینجا ما هستم که دوچار یک سقوط اخلاقی شدم. ما هستم که دوچار یک بیماری شدم. ایسای مسیح در این داستان خدا به عنوان او باغبان و یا او عرباب تاکستان معرفه میکنه. کسی که بسیاری را دعوت میکنه که سر از این زمین که زمین زندگی هست کار کنن، تلاش کنن، به دست بیارن. و در این داستان میبینیم که بسیاری توقع میکنن و ادالت خداوند رو زیر سوال میبرن. ادالت عرباب تاکستان رو زیر سوال میبرن. که تو برای چی برای از اونایی که آخر شهر آمدن یا نزدیکای غروب آمدن هم امو اندازه دست موز میدی که برما دادی. و اینجا ایسای مسیح به اونها میگه. میگه که بسیاری هستن که در آخر آمدن و اونها اول میشن. بسیاری هستن که در اول آمدن و اونها آخر میشن. منظور ایسای مسیح در طرز برخورد و عمل کرد اونها بود. و این به ما یاد میده که در این دنیایی که خداوند ما رو قرار داده در این زمین هستی که خداوند ما رو قرار داده و اوست گمی بخشه بر کاترو ما رقم از این کارگره ها نباشیم که ادالت خدا رو با حسادت زیر سوال ببریم. این یکی از داستانهای کلام خداست. داستانهای دیگری هم هست. داستان خشمی که از حسادت خواست در بین دوتا برادر در کتاب پیدایش که کلیگی ما این داستان رو بلدیم. داستان قائن و حابیل. اینها هم دوچار یک خشمی شدن. قائن دوچار یک خشمی شد که حاصل حسادت بود. اینها هر دویشان به حضور خداوند رفتن. هر دویشان قربانی بردن. خداوند نگفت ما از قربانی قائن خوشم نامد. خداوند در اون آیت در باب چار کتاب پیدایش میگه که قربانی حابیل رو پذیرفت. از اون خوشش آمد. چرا که بهترین گلهش بود. و یعنی قائن فرصت داشت بر ازی که بتانه جبران کنه و دوباره قربانی ببره. کار درستی انجام بده. ولی حسادت خشم قائن رو برنگیخت و باعث شد قائن کار درست رو انجام نده. برای ازی که خود بالا ببره حتی باعث قتل شده و بیادر خود پایین بیاره. و حابیل رو پایین بیاره. پس حسادت میتونه ما رو دوچار قتل حتی بکنه. دوچار قیبت بکنه. دوچار دروغ بکنه. دوچار تمه بکنه حسادت. حتی میتونه ما رو فریب بده. آیتی هستش که من این آیت رو میخوام بخانم در کتاب امثال هست. من این رو نوت کردم. اجازه بدید یه آیت رو پیدا کنم. در امثال باب 14 آیه 30 میگه که دل آرام به بدن حیات میبخشد اما حساد استخانها رو میپوساند. پس دل خود رو آرام بسازید در حضور خداوند. حساد میتونه ما رو مسترب کنه. میتونه ما رو نارام کنه. و میتونه افکار و ذهن ما رو درگیر کنه. و این درگیری افکار و ذهن باعث میشه بدن ما درگیر استراب. کارهایی که نباید بکنه. اعمالی که نباید انجام بته. حزینه هایی که نباید بکنه. درگیر شوه و به خود آسیب بزنه. پس حسادت میتونه ما رو از درون بپوستاند. در این قسمت با هم بریم. یک وقفه کتا داریم. یک کلیب میبینیم و بر میگردیم. این موضوع رو جمع بندیم میکنیم. اینهایی چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. جهان قرارت میکند. قریبه تحقیل میکند. لیچون مهرد جشینم. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. محبت کردی تو مرا. بخشیدی گناه مرا. عصامستی روح خدا. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. بخشیدی گناه مرا. عصامستی روح خدا. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. بخشیدی گناه مرا. عصامستی روح خدا. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. بخشیدی گناه مرا. عصامستی روح خدا. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. چگونه تار که دو قرمش. بخشیدی گناه مرا. عصامستی روح خدا. احساسات خود دنبال کنید. بخشیدی گناه مرا. برنامه های تلویزیونی یکان داستان های از او شنیدیم. بعدی شخص باغبان یا کشاورد که این چراق جادو رو در زمین خود پیدا میکنه وقتی اون رو لمس میکنه یک قول چراق جادو بیرون می آیه
و پرسان میکنه که تو چی چیزی میخوای من براتو انجام بتام و ای باغبان و ای کشاورد دستی فکر میکنه و میگه که همسایه من یک دانه گو داره و من گو ندارم گو از او را بکش تا من دلم یخ شوه مثل ای که مدت ها بوده یا آزار میدیده وقتی میدیده که او از گو خود استفاده میکنه و یا قد از او خوش هست و یا زندگی خوبی بر خود ساخته و ای باغبان به جایی از ای که به صلاح قول چراق جادو تلب کنه که ای خودش را برکت بتر رشت بکنه و یا بر خود از او یک گو بتر او میگه که همین گو همسایه من را بکش تا من یک ذره دلم یخ شوه و آرام بگیرم پس این موضوع همون موضوع حسادت هست که بسیاری از مواقع ما را به جایی که متوجه خود بکنه ما را درگیر خود بکنه و به ما کمک بکنه که ما رشت بکنیم و به دست بیاریم تلاش میکنیم از دیگرها کم کنیم یا تلاش میکنیم دیگرها را نمانیم آلی یا با گب یا با نفرین یا با قیبت یا با دروغ یا با هر رفتاری که میتونه ناشایست باشه بردن شاید جان شما ادامه بدید در این رابطه بله این قصه بسیار خوب را شما کردین خب سوال من این است که چگونه ما مسیحی ها از این مشکل خود را نجات بدیم ببینید ما با ایمان به ایسای مسیح ریشه گناه در ما قطع شده با ایمان به ایسای مسیح ولیکن ما طبیعت گناهکار انوز هست ما در جسم گناهکار انوز زندگی میکنیم و خواهی نخواهی گناه های مختلف از ما سر میزنه که یکی از ای هم گناه حسادت است در نوت هایتان شما که روان کردین یک از مرقص فصل 17 آیه های 20 تا 23 که ایسای مسیح حسادت را در کنار قتل و زنا قرار میده میگه ایسا بس خانان خود ادامه داده گفت افزود آن چه از درون آدمی بیرون میشود انسان را نجس میسازد زیرا از درون و قلب انسان افکار پلیت فساد جنسی، دوزدی، قتل، زنا، خودخواهی، خیانت فریب، شهوترانی، حسادت حسادت، تخمت، تکبر و هماقت بیرون می آید این بدیه ها همه از درون انسان سرچشما میگیرند و انسان را ناپاک میسازند خب این را ما میدانیم که حسادت گناه است ولی چی کنیم؟ چی کنیم؟ چی کنیم که این گناه را در دنون خود خشک کنیم؟ یا چی کنیم ما که مانند دیگر گناه ها این گناه را هم از ما سر نزنم؟ من فکر می کنم یک چیزی که مهم است در زندگی مسیحی ها او قناعت است قناعت به مناه تنبلی نیست قناعت به مناه از این نیست که ما تلاش نکنیم نه، ما قناعت داریم به چیزی که خداوند ما را داده ولی تلاش می کنیم که بیشتر بیاموزیم بیشتر از دیگر مسیحی ها بیاموزیم بیشتر مانند مسیح شویم و این تلاش ما تلاش فعال است ولی همزمان قناعت داریم این یک موضوع است همچنان از پیشرفت دیگر مسیحی ها ما باید خود را عادت باید بتیم که ما خوش شویم از پیشرفت دیگر مسیحی ها در هر جنبه که باشه ما بسیار خوش می شوم وقتی که ما می شنوام که یک افغان مسیحی چی خوادم یا هرچی است مثلا در یوتیوب ویو ها را بیشتر گرفتن مثلا مردم بیشتر در یوتیوب دیدنش یا در فیسبوک یا ای که بیشتر در کلیسه ها میتونن ما از این کار این چی می شم؟ این ما خوش می شوم یعنی ما اگر بتانیم خود را افکار خود را با کمک خدا تحت تسلط خود بیاریم که ما از پیشرفت دیگرها خوش شویم این امکان داره که حسادت را یا احساس حسادت را در ما خوش کنه و این گناه حسادت از ما سر نزنه شما چی نظر دارین؟ چی گناه مسیحی ها میتونن حسادت را در خود از بینده برن؟ سوال خیلی خوبیه است که هنگ شخصی میتونه از خود پرسان کنه که واقعا چه فکری دارید برای از این که اولی که حسادت را شناسایی کنید؟ آیا ما از پیشرفت و ترقی و رشت دوست خود برادر خود همسایه خود نراحت می شوم؟ اگر نراحت می شوم و یا نمی تانم بپذیرم و یا نمی تانم قبول کنم و دستی او را قضاوت می کنم داوری می کنم و تلاش می کنم او را پایین بیارم پس در وجود ما یک حسادتی هست و این می تانه باعث شده که من این را شناسایی کنم واقعا در وجود ما یک حسادتی هست همونطور که در داستان این باغبان در داستان اولی با هم مرور کردیم که باغبان در سه ساعت از روز سه دسته از کارگره را میاره و با اونها یک لخم برخورد می کنه می تانه به ما کمک بکنه که ما در عالم و دنیایی زندگی می کنیم که این مالک داره خدای قادر مطلق او را خرد کرده پس ما نمی تانم برای کسی مانه باشم من نمی تانم برای کسی نعمت و برکت رو نخوایم و به جایش برای از او سختی و فشار و نمی فهم زفف و محرومیت رو بخوایم پس این می تانه اولی نکتهی باشه که ما به او توجه کنیم واقعا خداوند از که می بخشه خدا آفتا به خود رو بر نیکان و بعدان یک سان می تابانه و یا باران خدا بر جنگل و بیابان یک سان می بارانه پس این خدا است که رحمت های خدا تقسیم میکنه پس ما باید این را بتانم تشخیص بدم در راوطه خود با خدا بعضی ها برای رسیدن به خدا سخت می کشن سخت تلاش میکنن برای از اینکه به خدا برسن و بعد در این مسیر احساس میکنن تمام برکات رو باید خودشان بگیرن نه دیگران بعضی وقتان ما دوچار یک همچین اشتباهی هم میشیم میگیم ما سخت تلاش کردم و نرسیدم و او کم تلاش کرده و رسیده پس این میتونه اما نقطه نظری باشه که خداوند است که از فیض و رحمت خودش میبخشه نهی که ما کم کنم و یا ما زیاد کنم و یا موضوع دیگر میتونه این باشه خودمون رو با دیگران مقاهیسه نکنیم در داستان اون باغبانی که کشوارزی که اون چراغ جادور رو پیدا کرد اون دیستی خود رو با همسایی خود مقاییسه کرد اون تلاش نکرد دایر قوت استعداط ها توانمندی ها نیاس های خود رو پیدا کنه و رشت بته اون بیشتر خود با همسایی خود مقاییسه کرد تلاش کنیم خودم با دیگران مقاییسه نکنیم و استعداط ها و توانمندی های خودش ناسایی کنیم روی از او تمرکز کنیم مطمئنن خدا ما رو برکت میده راه های رو پیدا می کنیم برای رشت و ترقی و خدا ما رو در اون مسیری که قدم برداشتیم با آرامش برکت میده و موضوع دیگر بخشش هست بعضی وقتا ما نیاز هستش که این بخشش روزانه رو هر روز تجربه کنیم خیلی وقتا هستش که ما نمیتونیم دیگران رو ببخشیم و این یک تلخی در وجود ما هست و این تلخی باعث حسادت میشه این تلخی باعث قضاوت میشه باعث داوره میشه من حتی خود داوره می کنم در برابر از او شخص خود پایین میبینم چرا؟ چون تلخی در وجود ما هست که نمیتونم با او تلخی کنار بیام پس بخشش هم بخش خیلی جالبی هست من میتونم در درون خود اون رو تقوییت بکنم برای از این بتونم بهتر دیگران رو درک بکنم و بهتر به دیگران فرصت بتم و فرصت رو از آنها نگیرم و موضوع آخری که حسادت رو به دعا تبدیل کنیم دعا کنیم و به جای حسادت به حضور خدا بریم و از خدا بخواییم که حسادت رو از ما برداره و دعا میکنم که در هفته پیش رو خداوند شما را برکت بته حسادت رو شناسایی کنید دعا کنید خداوند شما را فیض ببخشه و در برکت خداوند در شادی زندگی کنید در حفاظت خداوند باشید موسیقی
2 March 2025
5 February 2025
13 December 2024
20 November 2024
6 November 2024
25 September 2024
11 September 2024
5 September 2024