Patience and Self Control

  1 hour

  25 September 2024

Patience is the ability to maintain composure and self-control in the face of frustration, distress, or suffering. This virtue includes tolerating difficulties and delays without losing one's cool and reacting negatively. Patience helps us deal with difficult situations with calmness and balance and avoid rash and immature decisions.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی بوجود بیاورید. برنامه خداوند یکتا و لایزال برنامه زنده راز زندگی خوش آمدین، سلام های ما را بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، سیعتمند و سرحال باشید. از این که در هفته گذاشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم، ما همیشه خوش میشیم از شما بشنوید. همچنان در این برنامه هم دانیال جان مهمان ما هستند، مهمان نه بلکه همراه از این یک جای ما مجری از این برنامه هستیم، دانیال جان خوش آمدین. من هم سلام میکنم اول بر شما برادر شایب عزیز و همطور سلام میکنم به همه همراهان و دوستان گرامی در برنامه راز زندگی. من خوشحال هستم که باز هم فرصتی فراهم شد در کنار هم باشیم و در این لحظاتی که با هم هستیم، موضوعاتی رو که با هم برسی میکنیم کلیکش باعث برکت ما، فهم ما و آگاهی ما برای داشتن یک زندگی بهتر باشن. بله برادر شایب جان. ما و دانیال جان یک جای برنامه را پیش میبریم، خب در آغاز ما شروع میکنیم و از قسمت دوام دانیال جان پیش میبرن. خب دوستان ما درسهایی را در مورد خصوصیت و خسلت های خداوند داشتیم، صحبت کردیم. امروز میخواییم در مورد یک خصوصیت و خسلت دگیه خداوند در بخش اول از این برنامه صحبت کنیم که او عبارت از ایز که خدا حقیقت هست. حقیقت به چی معنی؟ حقیقت خودش چی است؟ حقیقت یا واقعیت چیزی است که خارج از ذهن ما وجود دارد. ما چی باشیم نباشیم حقیقت وجود دارد در این دنیا، واقعیت ها موجود است. یعنی خارج از ذهن ما وجود دارد، این حقیقت است. یعنی همچنان میگه حقیقت به معنی توافق با آنچه نشان داده می شود. توافق با آنچه نشان، یک آدم میگن بسیار راست گوست. یعنی چیزی که میگه اموطور است. مثلا این شامل چی است؟ شامل صداقت است، شامل وفاداری است و شامل صبات است. وقت ما میگیم خداوند حقیقت است یعنی خداوند صادق است یعنی خداوند وفادار است یعنی خداوند باصبات است. و خداوند همچنان ای را از کلام خود بر ما چی کرده؟ نشان داده، از طریق کمال کلام خود. خداوند یعنی آنچه که هست خود را از طریق کلام خود در گزشتن نشان داد و بعد از اینکه ایسای مسیح آمد در این دنیا از طریق ایسای مسیح خود را بما مکاشفه کرد و همچنان او کاملا قابل اعتماد است. در یوهنا فصل عبد آیه 3 میخانه میگن این است زندگی ابدی که آنها ترا یگانه خدای حقیقی و ایسای مسیح را کفرستاده ایتوس بشناسند. ببینید یگانه خدای حقیقی گفته. یعنی خداوند نتنها حقیقت است، نتنها یک واقعیت است بلکه یگانه حقیقت است. یگانه خدای حقیقی است. دیگر خدای بجز از خدای ما که در کتاب مقدس به او گفته شده وجود نداره. دیگر خدای وجود نداره. همچنان در یوهنا فصل 4 آیه 24 میگن خدا روح است و هر که او را میپرستد باید در روح و راستی او را عبادت کنید. یعنی در روح و حقیقت. یعنی به چی معنی است که ما در روح خداوند را میپرستیم و همچنان ای که او حقیقت است، او راستی است، او واقعا موجود است، او صادق است، او باسبات است و او است. ای نقطه مهم است. من یک آیت دگر هم میخانم از اشعیه و از شما دانیل جان خواهش میکنم که در اون مورد صحبت کنین. میگه اشعیه فصل 65 آیه 16 میگه هر کسی که برکت به طلبت و قسم بخورد و نام خدای برحق را یاد کند. هر کسی که برکت به طلبت و قسم بخورد و نام خدای برحق را یاد کند. برکت میبیند، سختی های گذشته اش فراموش میشود و از بین میرود. اشعیه فصل 65 آیه 16 وقتی ما میدانیم او وجود داره و بارها و بارها در کلام خدا و یا اشخاص و افراد مختلف از زبانشان از نقلشان و یا از واسطه هایی که اونها را تعریف کردن زندگیشانه شنیدیم که اونها خدا را ملاقات کردن و یا خدا در زندگی از اونا حضور داشته. یعنی یک حقیقتی را بیان میکنند با زندگی کردنشان، با رفتارشان و در زندگی از اونها ما این حقیقت را جستجو میکنیم. یعنی حضور خدا. کلام خدا میگه که در گزشتن خدا تلاش کردن بارها و بارها از طریق طرق مختلف، حتی از طریق طبیعت، از روش های مختلف با ما وارد رابطه شده. یعنی با ما صحبت کند. یعنی حقیقت وجود خود را آشکار کنه برای ما. آلی یکی از این طریق ها میتونه طبیعت باشه. طریق دیگر میتونه انبیاء و کسانی باشه که فرستاده و شما اشاره کردید که در روزهای آخر از طریق عیسای مسیح خدا خود را به ما آشکار کرده. وقتی شما این آیات را میخوندید، فکرم رفت طرف یک آیه در ابراهیان باب 11. میگه در رابطه با ایمان صحبت میکنه. کسی میتونه این حقیقت را درک بکنه که به وجود خداوند ایمان داشته باشه. یعنی ایمان داشته باشه که این حسدی، این دنیایی که شیعه گرفته خالقی قادر و متعال داره. اون کسی میتونه به این حقیقت پی ببره و اجازه بده که حضور خدا در زندگی از اون خدا آشکار بسازه. من این آیه را میخونم. در باب 11 کتاب ابراهیان، نویسنده به ابراهیان اینطور مینویسته. باب 1 و 2 از چیزهای دیدنی پدید نیامد. این موضوع شاید خیلی از این قسمت از کلام خدا استفاده کنن و در رابطه با موضوع ایمان صحبت بکنن. ولی من از این قسمت استفاده میخوام بکنم و در رابطه با این قسمت صحبت کنم که ما چطور میتونیم به اون خدایی که دیدن همیشه ایمان داشته باشیم؟ وقتی شما اشاره کردید که خدا روح هست و اون را نمیشه دید چطور میتونیم به اون ایمان داشته باشیم و اون رو ببینیم و به اون وارد رابطه شویم و این شناخت و این حقیقت وارد زندگی ما شویم و یکان را میتونه ایمان باشه وقتی به دنیا پیرامون خود نگاه میکنیم به مردم، انسانها، طبیعت، به بدن خود حتی نگاه میکنیم متوجه میشیم این نظم رو و این قدرت و این زیبایی تنها از طرف خدای قادر مطلق است که عملی میشه و به وجود میایم. واقعا این موضوع حقیقت امروز در دنیایی که ما آل زندگی میکنیم بسیار وقتا ما میبینیم که حقیقت به اصاب وارو نمیشه یعنی حقیقت درست جلوه پیدا نمیکنه بسیاری اصلا حقیقت را نمیگن بسیاری اصلا بسیاری اتا سازمن های رسانه ای انها به دروخ پراگنی مصروف است یعنی حقیقت یک شکل دگه جلوه میکنه امروز ما که میبینیم در این دنیا اما این به این معنی نیست که حقیقت وجود نداره حقیقت شما هر طرف اگه بخواین شاید انسان ها بخواین او را رنگ بتن یا تبدیل کنن یا شکلش را تغییر بتن ولی حقیقت پای بر جای است چون وقت ما میگیم خداوند حقیقت است یعنی ای که او باسبات است او پار بر جای است هیچ کسی نمیتانه حتی اگر تلاش هم کنن که حقیقت را که خداوند است او را چی کنه او را تغییر بتن یا سرش گفته یکان پرده بندازه یا او را پنهان کنه حقیقت همیشه خود را آشکار میسازه همیشه خداوند هم
آشکار می سازه در زندگی خانوادگی ما و او می خواهی که ما را کمک کنه وقتی عیسای مسیح در این دنیا آمد و حقیقت یا قلب خدا را به ما نشان داد نه تنها می خواهی ما را کمک کنه بلکه همچنان می خواهی ما را تغییر بتن تغییر بتن و این مهمترین چیزی که از این از که شاید خود بزرگ دوستا بگوید که ما هم ایمان داریم که خدا حقیقت است خب پس دیگه چی تفاوت وجود داره بلکه نه دوستا تفاوت وجود داره به حقیقت که ما ایمان داریم در کتاب مقدس این حقیقت خداوند ما را چی می کنه تغییر می ده دقیقا ما را تغییر داده و هر روز تغییر می ده شما به این سوال چی جواب دارین دانیال جان وقتی کسی بگوید خب ما هم ایمان داریم که مثلا افغان ها اکثرت چی بگوید ما هم ایمان داریم که خداوند حقیقت است و وجود دارد پس چی تفاوت وجود دارد یادم است برادر شاید جان وقتی که طالب ها آمدن و کابل ها گرفتن در او وقت ما در کابل بودیم و خب کلیگی سرواز های طالب ها را دیدن و می دانن چراخم رفتار می کنن چه کرداری دارن چراخم در شهر می گشتن و چطور باعث روب و وحشت مردم می شدن و امیالی هم حتی که اونا وقتی سرکت در یک چیک پایند بند می کنن و یا تلاش می کنن مردم را کنترول کنن چه وحشتی را با خود می آرن چه ترسی را با خود می آرن و یکان دفعا شاید ما در شوشال می دیان می بینیم که چه ظلمی را نسبت در مردم و یا دختران و زنان می کنن من چرا از این استفاده کردم؟ کلام خدا در انجیل یوهنا بابهاشت آیه 33 می گه که حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد یادم است در او دوران وقتی من می دیدم در اطراف کابول مردم را که در چه وضعیتی بودن نه تنها در او تاریخ شاید تاریخ قبل از او و امیالی مردم چطور گرفتار بودن مردم چطور احساس اسیری و دربندی می کردن بعضی هستن امیالی شاید بیند فضای مجازی بگن که ما اصلا دربند نیستیم ما آزاد استیم و بسیار داریم آزادانه رفتار میکنیم ولی این حقیقت نداره حقیقت در واقع اون چیز که شما گفتید و کلام خدا اشاره میکنه حقیقت باعث آزادی می شه نه دربند شدن نه محدود کردن نه محروم کردن نه ترساندن نه فرار و گریز نه شکنجه و عذاب و ظلم و زدن و از این گپه ها حقیقت کلام خدا ما رو آزاد میکنه از بند ها از گناهان از خطاها از اشتباه ها اینجا است که کلام خدا میگه حقیقت رو خواهید شناخت و شناخت حقیقت کمک میکنه ما آزاد شویم شناخت خدا کمک میکنه ما آزاد شویم یعنی در واقع او صفات حقیقه که در خدا هست وقتی او رو میشناسید انجیل یوهنا بابه افده آیه 3 که اشاره کردید ما بر از این خانده شدیم که خدا رو بشناسیم یکانه راه حیات و نجات ما شناخت خدا است و وقتی او رو میشناسیم او شناخت باعث آزادی میشه و این آزادی اول در زندگی شخصیت رفتار و کردار من میاید من وقتی که در او تاریخ کابل بودم وقتی نگاه میکردم میدیدم که اونا حقیقت رو طور دیگری شناختن در واقع اونا حقیقتی رو نشناختن چون اگر حقیقت رو میشناختن رفتارشون با مر din عوض میشه کردارشون با مر د ام اوظ میشه و یا مردمی که در او شرایط بسیار سخت و روب و وہشت بودن اون ها اگر حقیقت رو میشناختن میدانیستن که خدا هزور داره و این هزور تعیط ِومید و دلگرمی میشه تعیط فهر ميشه تعیط از این میشه که اونا استقامت کنن استاد شون بایست از این میشه که حتی بتونن اعتراض کنن ولی وقتی حقیقت وجود نداشته باشه تاریکی میایه و امتون که گفتید دنیا تلاش میکنه حقیقت رو از طریق مسائل دیگه با مردم معرفی کنه که بیشتر مردم رو درگیر میکنه دربند میکنه و فریب میده بله و یک چیز دیگه که حقیقت که در زندگی انسان ها است که بعدا میخوایم در بخش دوام در مورد از او صحبت کنیم حوصله و خشتنداری است ای هم از این حقیقت خدا یعنی خدا ما فکر میکنیم خداون سبور است خداون سبر داره و واقعا سبر خداون در وقتی ما میبینیم ای از این حقیقتش میاید یعنی از باسبات بودنش میاد از پایدار بودنش میاد ما میتوانیم چالش یکی دیگر رو در مورد سبر یا خشتنداری به چالش بکشنیم اما هیچوقت ما نمیتوانیم خدا رو بخاطر سبر و سبور بودنش به چالش بکشنیم بخاطر واقعا چرا بخاطر اگر خداون امرای ما سبور نمیبود ما شاید امروز هیچ در این دنیا زندگی نمیداشتم شاید من امروز سالها قبل کشتر شده بودم یا سالها قبل از بین میرفتم امتودر هر انسان خداون با همه ما چی است؟ سبور است امو شاعر ایرانی شاعر مشعوری که داره که میگه عجب سبر خدا دارد اما یک لحظه اول که میدن ظلم را از مخلوق بیوجدان زمان را با همه زیبایی هاش دگرگون و ویرانه میکردن واقعا این ببینید چقدر ما وقتی یک چیز را که خوش ما نمی آیا یا وقتی یک دروغ را میبینیم یا یک چیز را میبینیم که حقیقت را پنهان میکنه ما چقدر به حوثله میشیم ما چقدر میخوایم واکنش نشان بدیم چقدر میخوایم اکس عمل نشان بدیم یا همون حالت خود را بیان کنیم اما خداون که ایقدر دروغ هار ایقدر در دنیا میبینه باوجود خودش حقیقت است ولی چی صبر داره چقدر صبر است که واقعا با صبر خود انتظار میکشه و انتظار است که چی وقت این مخلوق ما چی وقت افغان ها چی وقت ایرانی ها اینا حقیقت را میافن و زندگیشان تغییر میکنه دقیقا همین طور است و خدا یک مثال است میگه که خدا دیرخشم است کلیگ مایی را شنیدیم و کلیگ تقریبا پی بردن که منظور از این که خدا دیرخشم است چی هست یعنی واقعا خدا درخشم خودش خیلی آهستن عمل میکنه و خیلی صبر هست و اجازه میده فرصت میده مثل یک پدر و مادری که خطای بچه خود را میبینن ولی به اون فرصت میدن ولی بچه ها ما بین خود تلاش میکنن یک دیگه خود را قضاوت کنن صبر نیستن ولی پدر و مادر خیلی صبر هستن که این بچه بازگرده و دوباره بیایی با آقاش خانواده و یا این که اجازه بده که این پدر و مادر اون را محبت کنن ولی در اینه از این که خدا دیرخشم هست خدا دیرمحبت نیست مثلا کسی نمیگه خدا دیرمحبت هست میگه خدا درخشم خودش صبر هست ولی درمحبت خودش صبر نیست بلافاصله محبت میکنه و بلافاصله وفاداری خوده ثابت میکنه و برکت میده این همون خدای حقیقی هستش که ما را دعوت میکنه به سمت خودش چرا؟ چون که او با ما با حوصله رفتار میکنه خیلی از مردم اطراف ما هستن بلافاصله دیدید که یک زبان و شکایت دارن میگن که خدا چرا فلانی را نزد یا چرا فلانی قوم و دولت و قدرت از بین نورد خدا در او محبت در او شخصیتی که داره سبورانه رفتار میکنه همونطور که من یک زمانی حقیقت را ناشناخته بودم و آزادی در زندگی من نامده بود خدا با من با سبر برخورد کرد و اجازه داد که من حقیقت را بشناسم و وقتی حقیقت را شناختم آزادی آمد و این حقیقت بود که من را آزاد کرد و آزادی آمد نگاه من چشمان من شفا پیدا کرد گوش های من شفا پیدا کرد قلب من از قلب سنگی تبدیل به قلب گوشتی شد آلی میتونم یک مقدار قلب خدا را درک بکنم آلی میتونم حقیقت خدا را درک بکنم که چطور تلاش میکنه خلقت خدا نجات بته چطور تلاش میکنه و وارد رابطه میشه که خلقت خدا مخلوق خدا فرزند خدا نجات بته و او را دعوت کنه به محبت و وفاداری عبدی خودش وفاداری عبدی خودش شما بفرمید بله دوست های عزیز در بخش دوم دانیال جان در مورد از امی صحبت میکنه که چی گونه ما حوصلمان باشیم چی گونه ما حوصله داشته باشیم و خشتنداری داشته باشیم خوب دوست های عزیز بیاین باریم یک سرود را بشنبهیم و دوباره با دانیال جان برمیگردیم موسیقی موسیقی
محبت شفاقات نوری افنیتهار عدالات و اقمات روحی عبادیار شبانی نیتو آین سوی تو دابر حدید خادر مطلع محبت شفاقات نوری افنیتهار عدالات و اقمات روحی عبادیار پرزه پای زورستی تو کنی رحمت درخال خواهی موی سکن سرتانت آبه های اوهی تل خانه جوهی سروری موی ایسای ماسی محبت شفاقات نوری افنیتهار عدالات و اقمات روحی عبادیار بینندگان گرامی آیا می خواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ای میل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم بله دوستان عزیز باس هم سلام میکنم و خوش آمدید میگم براتان نمی فهم از ابتدای جلسه با ما بودید و یا از امیالی با ما وصل شدید در قسمت اول در رابطه با حقیقت خدا صحبت کردیم حقیقت وجودی خدا که میتونه در زندگی ما خدا آشکار کنه و نه تنها آشکار کنه بلکه تحصیل مصبت بانه بلکه باعث شده ما هم آزادی هایی را به دست بیاریم که او آزادی ها از جنس حضور خداست و این آزادی میتونه آزادی از گناه باشه از بردگی و بندگی باشه از رفتار و نمیفهم برخورد نشایست باشه و این آزادی ها تنها با حضور خداست که میاسر میشه چون اخلاقیات رو ما میتونیم در بخش های مختلف معنابه کنیم ولی تنها در یک منبع و یا در یک بخش هست که اخلاقیات میتونه تعالی پیدا کنه و بهتر شده و او بخش بخشی هست که خدا حضور داره برادر شایب جان ما را در این بخش برکت دادن و آلی میخواییم در رابطه با موضوع دیگری صحبت کنیم که این هم از جمعه از صفات انتقال پذیر خداوند هست صفاتی که میتونه در زندگی فرزندان خدا خود را آشکار کنه یکی از او صفات ها صفت و یا فضیلت پسندیده صبر هست وقتی ما پرسان کنم از هر کدام از شما که آیا صبور هستید و یا صبور نیستید شاید یک ذره برگردید در درون خود مرور کنید کنکاش کنید و یک جواب پیدا بکنید آهان من صبور هستم ولی یک دفعه میشه مثلا میرید در یک جایی از یک سرکت تیر میشید یک نفر با موتر تیز از کنار شما رد میشه یا میرید در یک لین استاد میشید مثلا ما یادم هست که میرفتم بره گرفتن تسکیره و دونجید در لین استاد شده بودیم و بسیاری از مردم بی حوصله بودن صبور نبودن جنگ میکدن ناراض بودن ناراحت بودن فریاد میزدن بینظباطی میکردن سعی میکردن خود از لین خورش کنن یکان واسطه پیدا کنن برای اینکه کارشان زودترف انجام شود بعد در اون شراید یک دفعه اگر به خود بیاییم ببینیم که واو ما اصلا صبور نیستیم و این صبر در زندگی ما خود آشکار نمیکنه یکان جایی میگیم ما صبور هستیم که شاید مجبور باشیم اگر مجبور نباشیم اصلا صبور نیستیم بردر شاید جان آلی من شما اگر پرسان کنم که شما صبور هستید بردر شاید یا نه من اگر به زندگی خود فکر کنم این نظر به جای است در چی جایه در بعض جای ها امتوکی آدم مجبور هست که صبر کنه شما مثلا انتظار یک داکتر را دارین انتظار یک کس را می کشین شما چاره ندارین جز صبر این یک موضوع ولی در بعض جاهای دگام یک چیز است و وی است که زندگی بسیار به سرعت پیش میره بسیار به شتاب پیش میره از هر لحاظ ما شما می بینیم که در قرن 21 چار سال قرن 21 در قرن 20 آخرش به شکل نبود زندگی بسیار آهسته بود ما شما این چیزهایی را که امروز که سلفون هست که تلفون هست یا چیزهایی که هست این را نداشتیم یعنی اینقدر شلوغ نبودیم در زندگی و این مصروف بودن یا سرعت باعث از این میشه که ما سبر و حوصولی خود را بعض اوقات در زندگی از دست بدیم سرف نذاره که شما مسیحی هستین یا نیستین یا کسی مسیحی هست یا نیست سبر و حوصولی خود را از دست بدیم ولی معمولا وقتی ما سبر خود را از دست میدیم این کاملا در زندگی خودم بارها یا ست ها بار از آرها بار تجربه شده که نتیجه خوب ندارد هیچ وقت نتیجه خوب نداشته و ندارد دقیقا وقتی من برای برادر شایب پیام میدم برادر شایب خیلی پیام های کتا بر مرایه میکنه مثلا چرا چون که گفته خودشان زندگی که آلی ما داریم تجربه میکنیم یک زندگی هستش که در اون خیلی شتاب هست و در این شتاب یک مقدار مجبور هستیم که وقتهای خود را مدیریت کنیم و برای وقت گذاشتن هم حتی نمیتونیم سبر باشیم و میگیم خب خیلی کتا میکنم بر از اینکه بتانم به اون شتاب خود را برسانم و یا خود را با زندگی که در تکنولوژی امروز هست خود را برابر بسازم ولی در گذاشتن مردم خیلی راحتتر زندگی میکردن خیلی سبورتر بودن خیلی آرامتر بودن برای یک دیگه خود وقت میموندن گفت یک دیگه خود را گوش میکدن فرصت میدادن یک نفر امیالی اصلا فرصت پیدا نمیشه و زندگی ما را مجبور میسازه بر از اینکه تبدیل شدیم به اشخاصی که وقت ندارن حوصله ندارن و یا سبور نیستن یکان دفعه مجبور میشیم در ترافیق مثلا سرک بند است موتر ستار شده مثلا فکر کنید از کت سنگی تا مثلا نفهم چارایی شهید و یا از چارایی شهید تا میدان هوایی را یا در سمت سرک تایمنی را موتر همینطور استاد میشد که ساعت ها مجبور بودی اونجا استاد شوی و مجبور بودی که سبور باشی و این یک جور بود و مجبور بودی این را قبول کنی ولی یک جاهایی بود که حتی باید سبور میبودی ولی اونجا سبور نداشتی و تلاش میکردی که اجلاک کنی تا به جواب برسی و این دنیایی که در پیرامون ما هست این شتابی که داره به ما الگاه میکنه این شتاب ما را تبدیل میکنه به انسانهای بی حوصله انسانهایی که سبور نیستن ولی ما میخواییم از یک نقط نظر دیگه به این موضوع به پردازیم و سبور را از نقط نظر یک فضیلت نگاه کنیم نه بر ازی که دوباره دوچار یک شتاب شویم و بگوییم که اجلاک کنیم به یک جوابی برسیم بر ازی که زندگی ما خیلی زود خوب شویم خیلی زود به جواب برسیم ما وقتی زندگی یک کشاورز را مطالعه میکنم میبینم یک کشاورز وقتی زمین را گلوه میکنه قبلش زمین را تر میکنه بعد گلوه میکنه بعد دانه را میکاره بعد او را کود میده از او نگهداری میکنه تا او به سمر برسه میبینم کشاورز چقدر سبور است تا یک دانه به سمر برسه تا یک کشاورز چقدر سبور است تا یک کشاورز چقدر سبور است
بایست برکت از این کشاورز و یا باغبان باشه وقتی یک معلمه در مکتب میبینم که این معلم با بچه ها با اطفال چقدر با حوثله رفتار میکنه تا این بچه ها رشت کنن یاد بگیرن پربرش پیدا کنن و با حوثله بسیار رفتار میکنه و من بعض وقت ها میروم از معلم مکتب خود بچه هایم تشکر میکنم تشکری میکنم و بسیار برکت بتو قدر احساسی که بچه های من رو تربیت میکنی و آنها رو چیزای خوب یاد میدی اگه من باشم در خانم من این کار رو نمیتونم بکنم ولی خدا را شکر تو هستی و این کار رو میتونی انجام بدی پس اینجا ما متوجه میشیم که صبر واقعا یک فضیلت است صبر کمک میکنه ما درست برخورد کنیم درست رفتار کنیم حتی انتظار بجا بکشیم ولی یک صبر هایی هست برادر شایف جان صبر هایی هستش که در اجبار هست یعنی که ما مجبور هستیم که صبر باشیم بعضی از این اجبار ها اجبار هایی هستش که انتخابی هست مثلا من انتخاب میکنم بر از این که یک چند سالی رو پول و منابع مالی خود رو مدیریت کنم و کمتر خرش کنم تا به یک نتیجه برسم این اجبار هست ولی من انتخاب میکنم که این اجبار باشه یک صبر دیگری هست در موضوع مثلا تحصیل و به دست آوردن دانش من در این باز خود قرار میدم انضباط و صبر هستم بر از این که بعد از یک مدتی به یک نتیجه برسم یا سرمایه گذاری تمام این ها یا کسانی که والی در محاجرت هستن و صبر هستن یک اجباری رو انتخاب میکنن ولی بعضی وقتا یک صبر هایی هست که این اجبار از طرف ما نیست از طرف دیگران هست در این اجبار ما چطور باید برخورد کنیم اگر من مثال بزنم که بهتر بتانیم این رو درخ بکنیم مثلا کسی هست که ما رو در شرایط سختی قرار داده و ما مجبور هستیم که طاقت بیاریم ما باید چطرز برخوردی داشته باشیم برادر شایف شما متوجه منظور من شدید آهان مثلا امروز خانوم های افغان بانوها در افغانستان دوشیزه ها جوان دختر ها اینا در یک صبر اجباری قرار دارند که هیچ چاره ندارند اینطور نمیشه که شما مثلا خوب یک تعداد مثلا در سی سال که گذشته ملل متعید میگه نزدیک به هفت میلیون افغان از افغانستان خارج شده ولی همه مردم چلی میلیون افغان نمیتانند از افغانستان خارج شد و این طور که اداد زیاد خانوم ها یا دوشیز ها مجبور هستن اینا باشن یعنی مجبور هستن حوصله کنند مجبور هستن بازندگی بسازند یا امروز سطح هزار محاجر افغان در ایران وجود دارد در ترکیه و در کشورهای دیگر که هیچ راه دیگر برشان وجود ندارد و مجبور هستن در ارض صبر اجباری قرار دارد که من فکر می کنم در این حالت وقتی ما قرار می گریم همه ما شما این حالت ها را گذاشتن ما هم در این طور یک حالت در پاکستان بودیم من حیثم حاجر یا در وقت جنگ های که در افغانستان در سال های نوت بود در این صبر اجباری قرار داشتیم من فکر می کنم یکانا چیزی که ما را کمک می کنه ای از که یک الگو داشته باشیم یک کسی باشه که ما به اون اتقا کنیم یک الگو داشته باشیم کسی باشه که ما به اون اتقا کنیم خب بعض اوقات می شه بعضی کسا بر خانواده های خود اتقا می کنند به پدر خود به مادر خود یا به بزرگ سالای یا به برادر کلان خوهر کلان ولی چیزی که بر ما کتاب مقدس درس می تا و اوی از که ما می تانیم به خدا اتقا کنیم امچنان به عیسای مسیم وقت مسئله سبر می رسه وقت مسئله سبر می رسه واقعا عیسای مسیم بهترین الگو بهترین نمونه از سبر و خشتنداری دقیقا عیسای مسیم میگه که در متا 11-28 میگه که نزده من به عده تمامی گران باران و زحمت کشان میگه یوغ ما سبوک هست و میگه چرا که ما افتاد دل و حلیم هستم شاید اینجا واجه حلیم خیلی اشاره میکنه به همه فروتنی و سبور بودن و مهربان بودن مسی که پیش ما بیایید ما بار شما رو بردارم اگر قمی هست سختی هست اگر عذابی هست وقتی که در رابطه با فضیلت سبر صحبت میکنیم و او را میخواییم ببریم در کتاب مقدس و در چارشوب کتاب مقدس او را بررسه کنیم متوجه میشیم سبر یک اجبار شده یک اجبار و انتخابی که جبری هست ولی در کتاب مقدس تبدیل به ایک فضیلت میشه یعنی ما باید ایره پرورش بدیم در حضور خداوند و وقتی ایره پرورش میدیم یعنی مهارت از ایره کسب میکنیم و سبورتر میشیم برای پیدا کردن راه برای پیدا کردن مسیر برای درست کردن زندگی برای از ای که بتانیم از فرصت ها درست استفاده کنیم پس اینجا وقتی ما سبر را میبریم در کلام خدا میبینیم خدا هم سبور بود همون چیزی که در محفظ بخش اول با هم مرور کردیم خدا هم سبور هست خدا سبور هست برای گرفتن نتیجه برای بدست آوردن نتیجه مطلوب و انسان هایی که به نام خداوند خانده میشن هفته گذشته در رابطه با کسانی صحبت کردیم که به نام خدا خانده میشن من سبر خداوی خدای مطلق انسان هایی که به نام خدا خانده میشن به نوعی سبر خدا را در حضور خدا میبرن بعضی وقت هاست من سبر خدا میبرم در حضور مردم در حضور دنیا و واقعی ما سبر خدا در حضور مردم و دنیا میبروم جوابی که از مردم و دنیا میگیروم خیلی موقعت ، سطی و بسیار از مواقع حتی جواب نه هست وعده که حتی عملی نمی شه و این وقتی ما در حضور خدا میبرم یعنی در سبر خود یک چیزی را وارد می کنم به نام ایمان و وقتی ایمان وارد می شه امید می آیه و وقتی امید می آیه سبر ما تبدیل به یک فضیلت می شه سبر ما او وقت هست که به ما کمک می کنه دانیل جان یک تیلفون داریم ایرا بگیریم سلام دوست عزیز بفرمایید شما سر خط هستین سلام شما بابا شما خوب هستین دانیل جان تانجور هست فضل خدا شما چی حال دارین؟ شکر از من رسیل هستم شما را در افغانستان زمان دارم بسیار خوش میشم دانیل جان هم با ما هستن من شاید برادر این برنامه شما را باشه برای زبان یک سوال بریم من حرکت شده نمی کنم برنامه شما وقتش کم هست من بفرمایید خدا خیلی خوش میکنم خب این تحیه برنامه ها کار زیاد کار داره حوصوله کار داره همچنان و ما همینقدر میتونیم این برنامه ها را تنظیم کنیم تحیه کنیم ولی امیدوار هستیم که دیگه افغان ها هم برنامه هایی داشته باشن از دریخ سات سیون پارس و که دارن هم و همچنان چینل های دیگه و سوال دومشان دایی بود که فکر میکنم چرا خداوند شیطان و ابلیس را در این دنیا اجازه میتونه رزا جان ما شما در یک گروپ هستیم امرای دیگه خادمین که سوال های مختلف را در اونجا ما بحث میکنیم سرش و تصادفا در هفته گذاشته در این مورد خادمین مختلف در این مورد سوال بحث کردن خب این دوست عزیز مایی سوال کرده شما چی جواب دارین دانیال جان ای که واقعا شیطان چرا قدرت داره میتونه یک سوال در برابر از این سوال مطرح شده چه کسی به شیطان قدرت داده آیا خدا به شیطان قدرت داده شاید بگردیم به دنبال از این جواب که میشه خدا به شیطان قدرت داده باشه یعنی به اون اجازه داده و جلوی از اون را نگرفته ولی آیا نمیتونیم یک رخم دیگه به این سوال پاسخ بدیم که چرا ما به شیطان اجازه میدیم چرا ما به خدا اجازه نمیدیم چرا؟ چون خداوند به ما قدرت انتخاب داده اراده آزاد
خدا نمیخواهی ما تبدیل به انسان هایی شویم که فقط مثل یک روبات دستور میگیریم و زندگی میکنیم. خدا به ما اجازه داده که انتخاب بکنیم و زندگی کنیم و در این انتخاب اراده آزاد داشته باشیم. پس در این اراده آزاد هست که اشتباه صورت میگیره. اشتباه از طرف ما هست نه از طرف خدا. خدا نمیخواست طبیعت دوچار فساد شوه و یا خلقت دوچار فساد شوه. اینجا انتخاب های ما هست که اشتباه هست و ما وقتی به شریر و یا به شیطان قدرت میدیم او صاحب میشه. وقتی یسای مسیح میگه که آلی شیطان صاحب دنیا است یا قدرت داره در دنیا منظورش این نیستش که خدا قدرت نداره و یا خدا نمیتونه در برابر شیطان استاد شوه. چرا؟ خدا در برابر شیطان بارها و بارها استاد شده و فرزندان خدا حفاظت کرده. ولی اینجا سوالی که میتونه بر خود ما به وجود بیایم من امروز چقدر به خدا اجازه میدم که وارد زندگیم شده؟ چقدر به شیطان اجازه میدم؟ به همون اندازه که من به شیطان اجازه میدم شیطان قدرت میگیره و زندگی من رهبری میکنه. پس اگر دوست عزیز شما در دنیا میبینید که شیطان قدرت داره دلیلش ای هستش که ما انسان ها هستیم که به او اجازه میدیم مارا رهبری کنه و قدرت ها و مردمان دنیا هستن که اجازه میدن که او قدرت داشته باشه در واقع مالک دنیا صاحب دنیا خالق دنیا خداوند هست قدرت در دست خداوند هست و او اجازه میده که چطور ای خلقت شکل بگیره نه شیطان و اینجا انتخاب های اشتباه ما هستش که باعث میشه شیطان قدرت داشته باشه در رابطه با سوال دومش من سوال سهومش شاید موضوع زن نداشته باشم برادر شایب شما میخوامید سوال سهومش ای بود که گفت که چرا خداوند آل پیانبر های رمانند اشعیه روان نمیکنه که مردم رهنمایی کنن خب شما بفرمایید میدونید یک زمانی بود که وقتی ما کتاب مقدس رو میخانیم و صحبت میکنیم صحبت های ما بر اساس منابعی هستش که در اختیار داریم وقتی شما کتاب مقدس اسلام رو متعلق میکنید او اشاره میکنه که آخرین پیغمبر آمده و بعد از او دیگر پیغمبری نمیار ولی وقتی منابع مسیحی رو متعلق میکنیم در منابع مسیحی میبینیم که ایسا به عنوان خود خداوند حضور پیدا کرده و بعد از اینکه حضور پیدا کرده وارد رابطه شخصی شده و بسیاری رو فرست داده و امروز ما بر اساس منابع مسیحی و زندگی مسیحی رسولان داریم کسانی داریم که نووت میکنن کسانی هستن که رسالت میکنن و کسانی هستن که دیگران رو رهبری میکنن ما در منابع مسیحی و الهیات مسیحی هنوز هم اشخاصی رو داریم که به صورتی با خدا در اتفاقت هستن خود ما سؤال میبود که میگفتم که چرا خدا فقط با یک نفر صحبت میکنه چرا با ما صحبت نمیکنه وقتی وارد کتاب مقدس شدم متوجه شدم که خدا با ما هم صحبت میکنه و خدا ما را هم راهی میکنه به عنوان رسول به عنوان نبی به عنوان شاگرد به عنوان یک مسیحی مرم راهی میکنه و کتاب مقدس رو در دست من میده و حضور روحانی خودش را به واسطه روح القدس با من میفرسته تا ما هم با اون وارد رابطه شدیم ما در این قسمت دوم برنامه با هم دیگر میریم و یک کلیپ کتایی را میبینیم و بعد از او بر میگردیم و به این موضوع بیشتر میپردازیم خونه کلام راستی بوسه خدا موسیقی خونه کلام راستی بوسه خدا موسیقی خونه کلام راستی بوسه خدا موسیقی خونه کلام راستی بوسه خدا بینندگان گرامی آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم باس هم سلام میکنم به شما عزیزان در قسمت پایانی برنامه امروز هستیم در قسمت اول در رابطه با حقیقت وجود خداوند صحبت کردیم و در قسمت دوم در رابطه با سبر صحبت کردیم و در ماوین جلسه یکی از عزیزان با ما تماس کردن و سه سوال یا دو سوال از ما پرسان کردن و میخواییم یک مقدار در رابطه با سوال این برادر ادامه بتیم برای پاسخش و بعد از او به جمبندی بپردازیم که اید و محفظ رو با هم بتانیم جمبندی کنیم اگر که من برادر شایب جان پیش دسته کنم و یک خاطره از خود بگویم بر از ای که بتانم به یه برادر کمک بکنم یادم میاد که زمانی من بحث میکردم با یکی از برادران دیگر و او تلاش میکرد که من قناعت ببهشم و بگوید که در مسیر درستی هستیم و تو باید در این مسیر ادامه بتیم و من یک آنجوابی که بر از او میدادم در ادامه صحبتم ای بود که اگر خود خدا بیایا با من صحبت کنه من میتونم گفتش را بپذیرم ولی اگر خدا با من صحبت نکنه من این گفت قبول ندارم که او با یکی دیگر صحبت کرده و او نقل قول میکنه و من باید گفت از او را بپذیرم و قبول کنم به صورت مستقیم اگر بخواییم براتان بگویم من میگفتم که من قبول ندارم که یک شخصی با خدا صحبت کرده و از او دستور گرفته و او دستورات رو به من داده و آلی من باید او دستوراتی را عملی کنم که یک شخصی دیگر در من داده نه خود خدا و من این را این رقمی جواب میدادم ولی سالها بعدش خداوند از طریق وارد زندگی من شد و من در وقتی که ایمان رو بردم به مسیحیت این جواب سوال من خود به خود دادن شد و میخوایم یک آیت بخانم شاید دوتا آیت بخانم یک آیتی هست در کتاب ارمیاباب سی و یک از آیه سی و یک به بعد از در رویته با یک عهد تازه صحبت میکنه در این قسمت آیه سی و چارش رو میخوام که بیشتر وقت ما رو نگیرم دیگر کسی به همسایه یا به برادرش تعلیم نخواهد داد و نخواهد گفت خداوند را بشناسید زیرا خداوند میگوید همه از خرد و بزرگ یا خرد و کلان مرا خواهند شناخد از آن رو که تخصیل ایشان را خواهم آمرزید و گناه ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد این قسمت از کلام خدا اشاره به یک عهد تازه میکنه عهدی که در مسیحیت هست در این عهد تازه که به واسطه مسیح شکل میگیره روح خدا به واسطه امتحانی
کفاره مسیر در درون ما قرار میکرد. و اینجا کلام خدا میگه دیگر برادر برادر رو تعلیم نمیده بلکه روح من که در اوست او را تعلیم میده. یعنی حضور خدا میایه با ما. امانویل یعنی خدایی که در ما است. خدایی که با ما است. اینجا دیگه من لازم نیست که بروم ساعت ها نمیفهم یک کتاب رو بخانم. ساعت ها نماز بخانم. زیارت ها رو نمیفهم. مکانهای مقدس بسیاری رو بروم برازی که خدا رو پیدا کنم. اینجا خدا خودش حضور داره. و در این حضور هست که خدا من را برکت میده و من را تعلیم میده. اینجا آلی برادر عزیز دوست عزیز شما در هر جایی که استید شما دیگر نیاز به اک پیانبر ندارید. نیاز به اک شخص دیگه ای فرست داده دیگه ای ندارید. چرا؟ چون تمام از این عهد در مسیح پایان گرفت و در مسیح معنای تازه گرفت. با آمدن مسیح، با قربانی مسیح روح خدا در ایمانداران به مسیح قرار میگیره و اونها را هدایت میکنه. و خدا با خود شما، با خود ما وارد ایک رابطه شخصی و تنگا تنگ میشه. برادر شاهب جان، شما چیزی اضافه میخوایید بکنید؟ بله، کاملا همین طور است. یعنی خدا او کار را که باید انجام میداد، انجام داد. ایسای مسیح را در این دنیا روان کرد که پاتشایی خدا را مویزه کنه در این دنیا روان کرد تا در سلیب جان خود را بخاطر همه بده بخاطر همه انسان ها بخاطر گناه از اونا بده در قبر گذاشته شد و در روز ثوم زنده شد. خداوند کار خود را انجام داد. نجات از طریق ایسای مسیح. همچنان امروز خداوند انوز هم از طریق ما افغان ها کار میکنه. از طریق امروز خادمین افغان. تقریبا در اکثریت کشور ها که افغان ها استن خادمین افغان هم موجود دارد اونجا. که کار میکنه و امی پیام مسیح را. امی پیام مسیح را که پیام زندگی است، پیام نجات است پیام بخشیش است، پیام فیض است با شما میرسانه. ما وظیفه ما امی است که ما میرسانه. ما با این کار فرا خونده شدیم. ولی این مهم است که مردم افغانستان یا کسایی که میشنون با این پیام چی میکنن؟ اینا با این پیام چی میکنن؟ آیا این پیام را سرش جستجو میکنن؟ میخانن بیشتر؟ آیا خودشان علاقه میگرن به این پیام؟ یا اکتداد شاید کاملا پیام را توجه نکنن؟ خوشبختی در این است که امروز اکثریت جوان ها مانند این جوانه که گفتند و دیگر جوان ها، اینا علاقه زیاده به کلام خدا دارند و این دارند که خودشان به چشم خود خودشان بخوانند و ببینند، پیدا کنند ایسای مسیح را و ما این کار را تشویق میکنیم. دقیقا دوباره به او آیتی که در جلسه اول امروز به او پرداختیم من رسیدم که میگه در انجیل یوهنه بابهاشت آیت سی و سه میگه حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد. وقتی در جستجوی حقیقت باشیم، حقیقت خود را برما آشکار میکنه و نه تنها آشکار میکنه بلکه باعث آزادی ما میشه. آیت دیگری هست از کتاب هزقیال بابه سی و شش از آیه بیس و پنج میخانم. میگه آب پاک بر شما خواهم پاشید و تاهر خواهید شد. من شما را از همه ناپاکی ها و از همه بوتهایتان تاهر خواهم ساخت. خداوند ای را میگه. و بعد اشاره میکنه میگه و دلی تازه به شما خواهم بخشید. و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهات. و دل سنگی را از پیکر شما به در آوردد دلی گوشتین به شما خواهم داد. روح خود را در اندرونتان خواهم نهات و شما را به فرایز خود سالک خواهم گردانید. و شما قوانین مرا نگاه خواهید داشت و آنها را به جا خواهید آورد. امروز ما برای از ای که بخواییم قوانین الهی و یا دستورات خداوند را انجام بدیم نیاز داریم با خودش وارد رابطه شویم. نه با اشخاص و افراد. نه با واسطه هایی که میخوای معنای از ایره داشته باشه که من دیگه نمیتونم با خدا وارد رابطه شویم. من صلاحیت از ایره ندارم. من توانایی از ایره ندارم. من سواد از ایره ندارم. نه. چون ایسای مسیح ای پروسر قط کرد. ای داستان را تغییر داد. با عمل نجات بخش خودش بر روی سلیب. و خودش باعث شد که ما پیوند بخوریم به خداوند. و روح خدا بیاید در درون ما و ما را کمک کنه و ما را هدایت کنه. امروز تنها واسطهی که ما نیاز داریم خود خداوند است. نه شخص و اشخاص و تعاریفی از قبیل نایف ها و پیانبر و یا درست است که در گذشته خدا از تریخهای مختلف تلاش کرد که با ما وارد رابطه شوه. بلی در عهد جدید در عهد تازه خدا از طریق مسیح ما را به یک پیوندی ناگستستنی دوت کرد که روح خدا بیاید و او خودش ما را هدایت کند. شما را تشریخ میکنم امروز در هر جایی که استید با خود خدا وارد رابطه شوید. مطمئن باشید روح خدا شما را تعلیم میده. روح خدا مهیه میکنه. یاد میده. روح خدا معلم است. او خالق است. خالق طبیعت است. او به ما یاد میده و مسیرها را فراهم میکنه تا ما خدا را بیشتر بشناسیم و این شناخت زندگی ما را نجات بده. اگر برادر شاید جان شما میخوایید چیزی را اضافه کنید. از شما میشنویم اگر نه بتانیم... بفرمایید. اگر نه بتانیم یک جمبندی بکنیم در رابطه با خدایی که باعث آزادی ما میشه و رفتارش، احکامش وارد زندگی ما میشه و همینطور یکی از صفتهای خدا که در زندگی ما تبدیل به فضیلت میشه. او فضیلت سبر است. شما را تشفیق میکنم به خیشتنداری. وقتی که ما از خدا فاصله میگیریم تنهایی میایه. وقتی که ما از خدا فاصله میگیریم ترس میایه. وقتی که ما از خدا فاصله میگیریم احساس فقر میکنیم. و این احساسات و عواطف ما را دربار میگیره و ما را از او حالت سبوری تبدیل میکنه به یک شخصی که قار است. خشبگین است. شخصی که حوصله نداره. شخصی که منتظر است. ولی نمیدونه منتظر چی است. ولی کلام خدا ما را دوت میکنه. یک آیتی هست در مزامیر. میگن منتظران خداوند خجل یا خجال اززده نخواهن شد. امروز ما منتظر خدا هستیم در زندگی خود یا منتظر دنیا و مردم. اگر منتظر مردم و دنیا باشیم مطمئنن خجال اززده میشیم. و در مواقعی شاید حتی سبر ما هیچ نتیجه نداشته باشه. ولی اگر سبر ما در حضور خدا تقویت شده در ایمان و امید به خدا تقویت شده تبدیل به یک سمره و میوه میشه. کلام خدا در غلاطیان باب پنج اشاره میکنه به میوه های روح القدس که سبر یکی از اون میوه هاست که به ما کمک میکنه با ای فضیلت با ایمان بیشتر با امید بیشتر ادامه بدیم. و ای کمک میکنه که نه تنها خود ما سبر باشیم بلکه دیگران رو دلگرم بکنیم. اشخاصی که پیرامون ما هستن و آنها نیاز به دلگرمی دارن نیاز دارن یک نفر سنگ سبر از آنها باشه گفت از آنها رو گوش بده و آنها رو مشبرت بده اگر ما در حضور خدا سبر نشیم نمیتانیم کسی را مشبرت بدیم ما خودم سبر نباشیم چطور میتانیم یک نفر آرام بسازم ولی اگر فضیلت سبر بواسط روح خدا در زندگی ما خدا آشکار بکنه ما میتانیم باعث برکت دیگران باشیم. فرصت زیادی نداریم برای اتمام برنامه خیلی خوشحال شدم که تانستیم امروز موضوعات مختلفی را از کلام خدا با هم مرور کنیم، صحبت کنیم و دعا میکنم که سبر خدا در زندگی شما خودا نمایان بسازه و با ایمان بیشتر به ای زندگی ادامه بدید و سمرات بیشتری را در زندگی خودتان مشاهده کنیم. بردن شایب جان شما در پایان صحبتی داری؟ نه، فکر میکنم برنامه ما ختم است. خداوند همه شما را برکت بده شما را به دستای مبارک خداوند میسپاریم. در پناه خدا بشد. بردن شما را به دستای مبارک خداوند میسپاریم.