The Ascension of Jesus Christ and the Election of the Successor of Judas

  30 minutes

  3 July 2024

The book of Acts is a continuation of the Gospel of Luke. The most important purpose of the book of Acts is to show what Jesus Christ realised about the descent of the Holy Spirit on the day of Pentecost. The disciples were empowered to spread the good news to Jerusalem, Judea, Samaria and to the ends of the earth. The book of the Acts of the Apostles begins with the growth of the Christian faith among the Jews and the possibility of its expansion among the Gentiles, and continues to talk about the growth of the church in the known world at that time.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راژیو صدای زندگی شنودگان عزیز سلام شما آواز ما را از راژیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موجه کوتای 31 متر بند پخش میگردد داستان های دنبالدار سلام شنودگان عزیز و عرجمند با نهایت خوشحالی اینکه سریال دیگر راژیویی را که به اساس کتاب اعمال رسولان تییه و ترتیب نموده ایم تقدیمتان میداریم دوستان عزیز اجازه بدید این سریال راژیویی را با مقدمه کوتای در مورد کتاب اعمال رسولان آهاز کنیم کتاب اعمال رسولان را به اختصار کتاب اعمال هم میگوین این کتاب در واقع دومین کتاب تاریخی است که لقا آن را نوشته است یا بیتر است بگوییم کتاب اعمال رسولان در واقع بخش دومین جیل لقا است این کتاب در مورد کارهای شاگردانی ایسای مسی و به ویژه در مورد فعالیت های پولس رسول نوشته است گفته می شود که کتاب اعمال رسولان در بین سالهای شهست تا شهست پنج ميلادی نوشته شده است در آن زمان بسیاری از رومی ها در امپراتوری روم در مورد دین نوزور مسیت در شگفت بودند در چون این زمان است که لقا کتاب اعمال رسولان یعنی کتاب تاریخی خود را در مورد چگونگی انتشار مسیت توسط رسولان مسی از شهر ارشلم تا شهرهای بزرگ پای تخت امپراتوری روم تاریخ کرده است لقا اردو کتاب خود را یعنی هم انجیل لقا و هم کتاب اعمال رسولان را به یکی از صاحب منصبان امپراتوری روم که او را تیو فولوس عزیز میخاند تقدیم کرده است متحصفان اطلاعات ما در مورد تیو فولوس بسیار اندک است خوب دوستانی مهربان ما در این سریال رادوی سعی کرده ایم تا به طور کاملان ساده وقای عوادس و اتفاقات را که لقا در کتاب اعمال رسولان بیان کرده است به شکل درامه رادوی تقدیم شما کنیم البته در این درامه های رادوی جهت ارعای بیتر اندک از تخیل استفاده کرده و تلاش کرده ایم تا از طریق گفتگوهای یک خانمادهی مسیحی که زلائخا و ناتان نامیده می شوند و چند شخصیت ایماندار دیگر به عیسای مسیح موضوع و مطلب مورد نظر را خدمت شما تقدیم نماییم شخصیت هایی که ما از طریق آنها برنامه های خش را بیان می داریم در سالهای بعد سود عیسای مسیح در روشلیم و نوایی اطراف آن شهر زندگی می کردن عرضو داریم با این تلاش خدمت درجهت شناخت بهتر عیسای مسیح و ایمان مسیحیت انجام داده باشیم سلام مانده نباشی والیکم باز دیر کدی تا بالا یک دفعه هم نشده که سر وقت خانه بیایی وعده کده بودی که نزدیکای شام خانه می رسی مگرم نرسیدی از اما وقت که افتا و پرید ما و اولادا ماتل تو بودیم یک ساعت دستر خانه وار موند اولادا چشم برا بودن که آلی می آیی آلی می آیی مگرم نامدی نوقت شد پیش شما در گپ ماندم اولادا چی شدن؟ رفتن خواه کدن نان خوردن یا ماندشان که نان نخورده خواه شدن؟ می خواستن ماتل تو بیشینن مگرم من نماندمشان نان دادمشان رفتن و خواه کدن تو چی؟ تو نان خوردی؟ پشت من نگرد بگو کجا بودی؟ چرا قدیر کدی؟ نی که باز پیش رفیقی پیرت شمون در ورشلین رفته بودی آه از امی خاطر دیر شد نی؟ او چی می گفت؟ آه زنای خواه تو اول یک کمه او بده که دستای ما بشویم دمم که راست شد باید برات قصه میکنم اینه او هم آماده و تیار است تو فقط دستای تا بشوی تو تا دستای تا خشک کنی من میرم نانم یارم برو در خانه بشی راستی یادم رفت پرسان کنم روغان آوردی یا باز یادت رفت؟ بردی ایک مشک روغان آوردیم هر چی مصرف کنی چار پنگ ماره بس است در دالیز ماندیمش به سانتخ جای بجایش میکنم خوب کدی برو بشی من این نانه برات آوردم نگفتیش همون باز است چی قصه میکد؟ او از چی نیست که خبر نداشته باشه میفهمی او باسواد است آدم باسواد از همه چیز با خبر میباشه راست میریم کتاب خونده میتونه تا جایی که من خبر دارم او در نوجوانیش هم لوخای طبیبه میشناخته هم قطع پولس رسول آشناهی داشته خواه خواه از همین خاطر هر باری که در شارع اورشلم میروم میبینم که چند نفر ایماندار در خانهش جمع شدن از این گفت ها ترشو بگو او چی میگفت؟ او از یک کتاب نوی لوخا گفت میزد کتاب نو؟ نفهمیدم لوخا غیر از انجیل کدام کتاب دیگر هم نوشته کده؟ آه نوشته کده ما هم خبر نداشتم تا جایی که از شمون شنیدم این کتاب او یک کتاب تاریخی هست خواه لوخا این کتاب خود را در بارای کارهای شاگرد های ایسای مسیه نوشته کده نام کتاب خب پرسان نکدی ها؟ نه نه پرسان کدم نام کتاب احمال رسولان هست خواه اما شمون میگفت بهتر از نام این کتاب لوخا را کتاب احمال روح القدس بانیم بر این که هر کار را که پولس یا دیگه شاگرد های ایسای مسیه انجام دادن به هدایت روح خدا کدن آه این گب خود درست هست وقتی ایسا را در روی سلیب کشتن شاگرد های او از ترس گریختن خود را در خانه های خود پت کدن بله لیکن وقت دوباره بعد از سه روز ایسای مسیه زنده شد و اونا استادشان را در پالوشان دیدن جرات پیدا کدن بله همطور است به این حساب همطوره که تو گفتی در این کتاب تنها در باره کارای انسان ها گفتن نمیشه در باره کارای روح قدس هم چیزهای گفته میشه من از شمون در باره هدف کتاب احمال رسولان پرسان کردم خب او گفت که یک هدف امدهی کتابیست که نشان بده چطور وعده ایسا در باره نزول روح قدس به شاگرده ایسای مسیه تحقیق پیدا میکنه میشه اصل گپیست که پولس رسول و دیگه شاگرده پس از قیام مسیه از بین مرده ها توسط روح قدس رهنمایی شدن و کارهایی که خداوند میخواست توسط اونا در نقاط مختلف دنیا انجام بدن اگه من غلط نکنم مانای گپ تویست که بعد ازی که شاگرده از روح قدس قوت یافتند رفتند مجده نجات ایسای مسیه را در یهودیه و سامره و دگه جای دنیا بر مردم رساندند درست میگی در این کتاب نوی که لقا نوشت کده از انتشار مجده نجات ایسای مسیه در بین یهودیه و غیر یهودیه گفتده میشه خوا خوا البته امون میگفت که لقا یک هدف دیگه هم از نوشت کده این کتاب داشته او چیست دیگه او ایست که لقا توسط امی کتاب بر خورنده ها میگه که کلیسا یک سازمان سیاسی نیست راست میگه از امی خاطر بر چپکدن یا بر قدرت رساندن کدام رژیم کار نمیکنه بر ای که کلیسا بدن مسی در روی زمین هست که بر برقراری پادشایی روحانی خدا تلاش میکنه از انجیل لقا در باره کارا موجزات و تعلیمات ایسا گفت میزنه بله وقتی که او در بین ما انسان ها زندگی میکد لیکن کتاب اعمال رسولان او در باره کارا شاگرده او در سراسر دنیا هست تا جایی که من از گفت های شمون فهمیدم در اصل کتاب دوم او ادامه امو انجیل لقا هست ناتان تو من را بیخی گیچ میکنی واضح گفت بزن سلاح خواه اول خب تو من را دهن خوردن بان هنوز من اصل گفت شروع نکندم تو سوالهای تا سرما شروع کردی تو خب عادت داری که نان بخوری و گب بزنی کدام وقت شده که نان بخوری و گب نزنی من که تو را میشناسم خوش داری که در وقت نان خوردن گب بزنی خیلی پیش ازی که گلونه ما بگیره یک پیاله آو خب بده اینه اینه یام آو تو عادت کردی که ای گپای را که مهم هست برم بگویی من را مهندار بسازی گوش کن زلیخا اصل گفتی است که وقتی ایسای مسی با آسمان بالا برده شد کاری او تعلیم دادن او در بین ما انسان ها خلاس نشده گفتی است که او به جای خود روح خوده یعنی روح قدس ها در بین ما روان کرده تا توسط شاگرداش در بین ما انسان ها کار کنه من این گپا خوب میفهمم من از مردم شنیده بودم وقتی ایسا را دستگیر کردن شاگرداش تمام امید خدا از دست داده بودن اتا بعضی از اونا فکر میکردن که ایمان مسی پیش ازی که در دنیا انتشار پیدا کنه پایان یافتن مگرم وقتی که دیدن ایسای مسی از بین مردها بلند شد و چل روز دگه با اونا بود باز و میدوار شدن بله کاملا راست میگی حقیقت امی است در امو چل روزی که ایسای مسی بعد از قیامش بار بار به شاگرداش ظاهر شد دباره ملکوت خدا به اونا تعلیم داد راستش پرسان کنی ناتان من زیاد دباره ملکوت خدا چیز نمی فهمم چند روز پیش زن همسایی ما مردها مردها را خب می شناسی بله ها دباره ملکوت خدا از من پرسان کرد من ورش همه که گفتم که ملکوت خدا امو حکومت روحانی است بسیار درست برش گفتی ایسا نامده بود که کدام حکومت زمینی در روی زمین برقرار کنه او آمده بود تا ملکوت روحانی خدا در دلهای ما انسان ها برقرار کنه آمین بله ملکوت خدا در اصل همون وقتی شروع شده که ایسای مسی در روی زمین در بین ما انسان ها بود در اصل ملکوت خدا در دل تمام این مندارا به ایسای مسی ظاهر شده آمین یعنی وقتی که ایسای مسی پس بیاید جهان فیلی به آخر میرسد و ملکوت خدا به طور کامل ظاهر میشد ما این گفت از شمون شنیدیم و میگفت که لقا در کتاب اعمال رسولان در همین بار ایطور نوشت کرده یک روز در کوه زیتون بعد از ایک شاگرده دور ایسای مسی جمع میشن یکی از شاگرده از ایسا ایطور سوال میکنه خداونده آیا وقت آن رسیده است که توبار دیگر سلطنت را به اسرائیل بازگردانی؟ برای شما نیاز نیست که تاریخ ها و زمان های را که پدر در اختیار خود نگه داشته است بدانید اما وقت روح القدس بر شما نازل شود قدرت خواهید یافت و در ارشلیم و تمام یهودیه و سامره و تا دور افتاده ترین نقاط دنیا شاهدان من خواهید بود ما فکر میکنم چون شاگرده ایسای مسیح همگیشان مثل ما و تو یهودی بودن به ای امید بودن که ایسای مسیح یک روز حکومت مستقل اسرائیل از نو برقرار خواد ساخت از امی خاطر اوی سوال کده بود دلکه موضوع اماطره که تو بفتی روشن بود که ایسای مسیح در کوشش برپایی حکومت زمینی نیست درست میگی در امو روزایی که ایسای مسیح در بین شاگردهش بود بر اونا گفت که قدرت و اقتداری که شما دریافت میکنن از نوی دنیاوی یا سیاسی نیست بلکه اقتدار شما بالاتر از این مسائل خواد بود اموطور در امو روزا ایسا به شاگردهش گفته بود که شما این اقتدار از روح القدس به دست بیارین این امو چیزی هست که پدر به شما وعده داده بود شما تا به حال منتظر تحقیق همین وعده بودین بعد از این سخنا ایسا به شاگردهش یک گفت بسیار مهم دیگر هم میگه او میگه که بعد از این شما شاهداء یعنی نمائند های من در نقاط مختلف جهان هستین تا شهادت بدین و پیام من را به مردم دنیا برسانین او پیام ایست که ملکوت خدا نزدیک هست میفهمی ایسای مسیح به این جهان آمد تا مردم جهان را از مجازات گناه نجات بده همین البته تمام ایماندارا و پیروای ایسای مسیح این وزیفه را ندارن که بر دیگرها موزه کنن ولی همگی ما ایماندارا وزیفه داریم تا شاهداء ایسای مسیح در روی زمین باشیم بله درست میگی زلای خواه یعنی همگی ما وزیفه داریم که شهادت بدیم روح القدس فرستاده شده تا به همگی ما ای توانایی را بده که شاهداء واقعی او در جهان باشیم میفهمیش امون قصه میکرد که بعد از این گفت ها ایسا تا حالا که تمام شاگردار به چشم سر خود میدیدن از روی زمین بالا برده شد و در میان یک عبر در آسمان از نظرها ناپدید شد خواه خواه وقتی ایسای مسی در پیش نصر شاگردار بالا برده میشد دو مرد سفید پوش یعنی دو فرشتی خدا در پالوی شاگردار استاده شده بودن خواه خواه اونا و شاگردار که با نگاه های وحشت زده به آسمان سعیل میکردن گفتن ای مرد های جلیلی چرا اینجا استاده شدین چرا به آسمان سعیل میکنین اموطوری که شما دیدین در پیش نصر شما ایسا به آسمان بالا برده شد همین رقم یک روز او پس میاید بعد ازی که شاگردار این گفه از فرشت ها شنیدن از کوی زیتون به اورش لیم پس آمدن از این گفتر مالوم میشه که ایسای مسی از کوی زیتون به آسمان بالا برده شده ها؟ заلي کاملا درست گفتی تو میفمین ها‌تان که فاصله کوی زیتون از شار اورش لیم چقدر است؟ زیلب его ها، هجب از تو تا بالا نمیفمین کی فاصله کوی زیتون از اورش لیم چقدر است و این ره تو نمیفمین امیطکه که دیه ما را از اورش لیم فاصله دارد امیطکه فاصله کوی زیتون از اورش لیم است اگر تو کدام روزی کته اولادا پای پیاده از دیه ما به اورش لیم بری، ده نیم ساعت میرسی فاصله کوی زیتون هم همه قدر است خب ما خیلی ایچ تا بالا اورش لیم نرفتیم، ناتان چطور فاصلهشا بفهمیم؟ غم نخو به امی زودی ها یک روز کته اولادا پیاده اورش لیم روان میشیم تا خیش قومتا در ویژه ببینی اینطور سونم سریل نکن، باور کن گفت من باز اگر کدام کار برد پیدا شد چطور؟ نه، کوشش میکنم که نشد باز اگر کدام کار هم پیدا شد پس مندازمش امیدوارستم، ببینم چی میشه بیاییم سر اصل گفت برال، وقت شاگرده به اورش لیم پس آمدن چی گفت شد؟ یهودهای اسخرویتی هم در کوی زیتون کته دیگه شاگرده بود ها؟ نه، او خب ایسار تسلیم کلانای یهود کده بود تمام شاگرده اونجا بودن مگرم یهودهای اسخرویتی در بینشان نبود خب او چطور میتونست؟ او به کدام روی میتونست اونجا در بین دیگه شاگرده باشه؟ راست میگی، واقعا راست میگی او نمیتونست اونجا در بین دیگه شاگرده باشه اوروز وقت شاگرده به اورش لیم پس آمدن امراه مادر ایسا و دیگه زنهایی که به ایسا ایمان داشتن در یک جای جمع شدن و کل روز دعا کردن ما از کسی شنیدم که در امو روز که شاگرده از کوی زیتون به اورش لیم پس آمدن یک مجلس گرفتن خب در این مجلس به جای یهودهای اسخرویتی کدام کسی دیگه یا کدام شاگرده دیگه را انتخاب کردن این گفت درست است؟ بله، این گفت خود درست است این گفت ما اشمونم شنیدیم خب ما این گفت هم شنیدیم که در امو روزی که ایسا به آسمان بالا برده شد در اورش لیم غیر از شاگرده تقریبا در عدود 120 ایماندار دیگه در اون جای بودن خب ما درست نفهمیدم که یهودهای اسخرویتی چطور خودکوشی کرد تو خبر داری زلیفا که یهودهای اسخرویتی به ایسا خیانت کرد آه او از کلان های یهود، از کاهن های قوم پیسه گرفته بود تا ایسا را تسلیمشان کنه خب ولی او بعد از خیانت کدنش پشی ایمان شد پس پیش کلان های یهود را پیسیشان را پست داد کاهن ها راضی بودن که به یهود ها از بیت المال پول بدن اما راضی نبودن که او را دوباره پس در بیت المال تویل کنن خب خب اونا گفتن که ای پول خونبه هست یعنی پولی هست که بر دستگیری و اعدام کسی داده شده است آه کاهن ها پولی را که یهودا پست داد گرفتن و زمین را خریدن که به مزرعی خون مشهور است او را بر تدفین غیری یهودیان خریدن که در اورشلیم از دنیا می رفتن از او جایی که زمین بر تدفین مرده ها بود به انوان هقودم محروف شد دلیل دیگه بر این نامگذاری ای بود که یهودا خود را در اون کشت آل پیش من یک سوال پیدا شده ناتان که چرا یهودای اسخرویتی بعد ازی که ایسا را تسلیم کلانای یهود کد رفت پیسهشان را پست داد؟ این کارو به نظر من هیچ دلیل ندارن در فکر من یهودای اسخرویتی فکر میکده که رهبرای یهود قصدی کشتن ایسا را دارند شاید اون پیش خود این فکر هم کده بود که شاید رهبرای یهود تمام شاگردهای ایسا را به شمول خود اون به قتل برسانند از امی خاطر یهودای اسخرویتی پیش خود فکر کده بود که اگر با کلانای یهود امکاری کنه ایسا را تسلیمشان بته زندگی خودش در امان خواد بود لیکن فکر اون غلط بود در نتیجه همین خیانت اون زندگی خود را از دست داد تو گفتی اون خود را گرگره کده بود ولی وقت اون را یافتن میگن شکمشان پاره شده بود من هم از مردم یه گفت شنیدیم میگن ریسپانی که اون خود را گرگره کده بود بعد از چند ساعت پاره شده جسدش از ریسپان خطا میخوره در زمین میفته شکمشم پاره میشه خون خون زن همسایی ما مارتا میگه که در اون زمین که به نام یهودای اسخرویتی خریده شده بود سالهای سال ایچ کس کار و زندگی نکد تایی که اون زمین قبرستان مردم غیر یهود ساختند که دور شیلیم زندگی میکدند آل قصه یهودای اسخرویتی را باند من میخواستم بفهمم که شاگردا کی را به جای اون انتخاب کدند تو ایرا بگو که چرا باید شاگردا یک شاگرد دگر را یا یک رسول دگر را باید انتخاب میکدند یازده شاگرد باقی مانده بودند کافی نبودند چی ضرورت داشت که یک رسول دگر را انتخاب کنند من امی سوال تو را از شمبونم پرسان کردم خواه او گفت که لقاه در کتاب اعمال رسولان از قول پترست میگه که او از مزامیر داود ده همی بار اینطور نقل قول کرده خانه هایشان ویران گردد و در خیمه هایشان ایچ کس ساکن نشود عمرش کوتا گردد و مقام و منصبش به دیگر تعلق این مذبور به ما میگه که باید یک شاگرد دیگر را بجای یهودا انتخاب کنیم ایساد بازده شاگرد اصلی را بر داوری دوازده قبیله اسرائیل انتخاب کرده بود به این خاطر درست نیست که یازده شاگرد باقی بمانند این گفت خوبی خیلی درست است اما شاگرد ها چی شرط ها را بر انتخاب داشتند؟ یکی از شرط ها زلنخان میفهمی بر انتخاب جانشین یهودا اصخریتی بود که او باید از امو شروع و امو ابتدای خدمت امرای ایسای مسیمی بود و هم او قیام ایسا را از میان مرده ها دیده می بود در اول شاگرد ها دو نفر را که ای شرط ها را پوره میکدند انتخاب کردند بعد از او از خدا خواستند که به اونا نشان بده که کدام یکی از او دو نفر را بر جانشینی یهودا اصخریتی انتخاب کنند از امی خاطر قرآن داختند ای دو نفر کی بود؟ یکی از ای دو نفر یوسف نام داشت که به نام برسابا هم او را یاد میکدند و نفر دیگیش متیاز نام داشت قرآن به اساس اراده خدا به نام متیاز برامد شادم از این که ما را تا این جای برنامه امراهی نمودد امیدوارم آنچه را در این برنامه شنیدید باید برکت شما شده باشد شنوندگان مهربان شما در این برنامه در مورد کتاب اعمال رسولان متالف چنده را شنیدید و همچنان شما از گفتگوی زلائخا و ناتان دریافتید که چیگونه ایسای مسیح بعد از سه روز از میان مردگان قیام کرد و چل روز دیگر با شاگردانش بود تا این که با آسمان سعود کرد توانمان شدن شاگردان بارول قدس و انتخاب جانشین یهودایی از خریوتی تواسط شاگردان از متالف دیگری بود که در این برنامه پیرامون آن گفتگو سرد گرفت در برنامه آینده شما متالف را پیرامون موضوعات نزول روح قدس و پیام پتروس خواهید شنید شنونده های گرامی متالف را که در برنامه این نوبت شنیدید در مورد آن خوب تعمق و فکر کنید تا برنامه آینده قوت روح خداوند با شما باد موسیقی جانم را تو خریدی بکونت مرا ششتی قلبم را گازه گردی در من رو عده میدی ظاهر من نیکه بود لیکن قلبم سیاه بود فکرم را روشن کردی از نور خودم میدی موسیقی جانم را تو خریدی بکونت مرا ششتی قلبم را گازه گردی در من رو عده میدی پاک نمودی عشق من شفا دادی درد من در سلیب جل جدا از مرد جادم دادی جانم را تو خریدی بکونت مرا ششتی قلبم را گازه گردی در من رو عده میدی جانم را تو خریدی بکونت مرا ششتی قلبم را گازه گردی در من رو عده میدی موسیقی