29 minutes
20 January 2025
In this programme, you heard important information about Paul’s missionary journeys in the cities of Miletus, Tyre, and Caesarea until Paul and his companions reached Jerusalem. During the journey to Jerusalem, some people kept asking Paul to refrain from going to Jerusalem, but Paul’s friends did not understand God’s will for Paul. Paul’s main purpose in going to Jerusalem was to deliver the donations that had been collected by the churches in the provinces of Antioch and Galatia. Paul hoped that by presenting these donations, unity and reconciliation would be established between Jewish and Gentile Christians. When Paul arrived in Jerusalem, as you heard, the Jews from Ephesus who had come to Jerusalem stirred up a riot in the city and arrested him on the false charge of defiling the temple. As the soldiers were taking Paul away, he asked the Roman soldiers to let him speak to the people.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنوندگان عزیز شما آباز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح رای موج کوتای 41 متر بند پخش می گردد درستان های دنبالدار درود و سلام بر شما شنوندگان عزیز کمین لحظه به برنامه این نوبت ما گوش می دهید امیدوارم با خانواده هایتان با آرامش خاطر به این برنامه های ما گوش فرادهید توره که می دانید این درامه رادیوی به حساس کتاب اعمال رسولان تیهیه و آمادهی نشرت شده است دوستان محرابان اجازه بدید مرور گذراعی برمطالبه برنامه قبلی داشته باشیم وقت فتن خاموش شد پولس شاگردان را نزد خود خواست با انها خداحافظی کرد و آزمه مقدونیه شد پولس پس سه ماه اقامت در یونان وقتی می خواست به سوریه برود خبر شد که یهودیان شهر قرنتس توده چیدن تا او را به قتل برسانند از امین رو تصمیم گرفت که از رای مقدونیه مراجعت نماید پولس انگام آخرین بازیدش از شهر تراوز مرد جوان را که از طبقه سیوم خانه پایین افتاده و مرده بود دراغوش گرفت با آزران گفت که ناراحت نباشید او انوز زنده هست بعد ازان پولس به شهر ملتوس سفر کرد و می خواست که در صورت امکان پیش از روز پینتیکاس در روشلم باشد در شهر ملتوس او به رهبران کلیسه های شهر افسوس بیغام فرستاد که برای آخرین دیدار نزد او بیایند پولس در امین شهر یک سخنرانی رنه مودی برای رهبران کلیسه ها انجام داد که شرعه آن را شما در برنامه قبلی شنیدید دوستان عزیز، این برنامه ما از آن جای آغاز خواهد شد که پولس با رهبران کلیسه های افسوس در شهر بندری ملتوس خدافیزی می کند تا با دیگر شاگردان کمک هایی را که از کلیسه های ایالات انتاکیه و غلاطیه گردوری نموده اند پیش از روز پینتیکاس با متاجان مسیح در شهر روشلم برسانند پولس امیدوار بود که با امین کمک ها وعدت و مساله بین مسیانی یهودی نجات و غیریهودی برقرار شود حالا در جریان این سفر چی حادث اتفاق می افتد بیایید بشنویم سفر کاربند ذل خواه خوش به حالت چند هفته شده که در کاربند موندم نتانستم پیش شمون در روشلم بروم آهان می بینم که در کاربند استی اگر خوش داری گفتش شمون را در بعره سفرهای پولس بشنوی خود هفته یک ساعت بکار کو دیگه کاش که می شد ای چی گفت هست که می زنی؟ می شد اگر خودت بخوایی یک کاری خواد کدم او روز تو در باری مویزه پولس بر رهبرای کلیسای شارع فسوس گفت زدی حالا ای را بگو که پولس بالاخره همون کمکهایی را که مسیحی ها جمع کده بودن بر روشلم برد یا نه؟ بان که ماجرها را برات مکمل قصه کنم مگرم اول تو برو دستو پای تا بشوی اونا در سر سفه بر تاو ماندیم وقتی پولس از بندر بیلوتوز سون روشلم روان می شه لوخو هم کتشان می باشه؟ آه او هم دیگه وقت پولس هم سفر بود آه آه این را بگو که پولس و هم سفرایش از بندر بیلوتوز کجا می رن؟ اینه خوب شد که پای تا ششتی بیا بیشی که برات قصه کنم آه آه سبر کن اینو حالا قصه کن بله پولس و هم سفرایش از بیلوتوز سوار کشتی می شن از قبرست تیر می شن به یک شاره به نام سور می رسن در بندر شاره سور کشتی لنگر مندازه تا بار خود خالی کنه پولس و هم سفرایش از کشتی بیرون می شن در شاره سور ایماندارا رو پیدا می کنن افت روز در کلیسای اونا می مانن خب بعض از ایماندارای امی کلیسا از روح خدا فامیده بودن که پولس در شاره ارشیلیم سردچار سختی می شه از امی خاطر از پولس خواستن که به ارشیلیم سفر نکنه اما تا جایی که من می فهمم پولس توسط روح خدا هدایت شده بود که هرچی پیش بیاید او باید به ارشیلیم بره بله از همین خاطر او نمی تانست از سفر به ارشیلیم سرف نظر کنه راست می گی، این گفت خود درست است بیاییم سر اصل موضوع وقت کشتی بار خدا خالی کرد خب پولس و همسفرهایش با ایماندارای کلیسای سور خرد و بزرگ زن و مرد دساهل دور همدیگه شیشتن دعا کردن خب بعد از او با پولس و همسفرهایش خدافزی کردن تایی که کشتی به یک جای دیگه در شمال اسرائیل به نام قیسریا رسید در شار قیسریا اونا در خانه یک ایماندار به نام فیلیپوس ماندن این آدم بیست سال پیش به قیسریا آمده بود گفته میشه که او یکی از امو افت نفر بود که از طرف کلیسای ورشیلیم بر بشارت انتخاب شده بود خوب خوب فیلیپوس چهار دختر داشت که ارچارشان نبوت میکدن و در این حال در کلیسا هم خدمت میکدن ما شنیدیم که کدام نبی به نام اگاپوس یا اگابوس در امو شار که پولس ملاقات کرده بود تو در این باره چی شنیدی؟ بله این گفت درست هست وقتی پولس و همسفرهایش در قیسریا بودن امی آدم از منطقه یهودیه به قیسریا میرسه خوب او پیش پولس و شاگرده ها میره کمربند پولس ها از کمرش واز میکنه دست پای پولس ها کتر کمربندش بسته میکنه و میگه چیزی که روح القدس میگه ای از که یهودی های مقیم شارعورشلیم صاحب این کمربند ها اینطور بسته خواد کدن و او را به دست بیگان ها خواد دادن معلوم دار است که منظوری او از بیگان ها رومی ها بوده من فکر می کنم که اگاپوس پولس ها از رفتن به ورشلیم ممانعت نکده فقط او چیزی را که قرار بود در ورشلیم روخ بده نگافت ناتان اگه یادت باشه ایسا همین رکم یک نبوت در باره خود کده بود اما ایسا از انجام راده خدا در باره خود سرپیچی نکد پولس که از این تعلیم ایسا با خبر بود چطور میتونست از دایت روح خدا سرپیچی کنه؟ اما اینجا مشکلی بود که امسفرهای پولس درک نمی کدن که اراده خدا در مورد پولس چیست از امی خاطر اونا گریه و زاری می کدن که پولس به ورشلیم نره اونا هم مثل پتروس کوشش کده بودن که مانی رفتن ایسا به ورشلیم شوند جناب پولس از اون وقت که خبر شدیم که چی چیست قرار است تره شما در ورشلیم بیاید همه ما بسیار به شدت متحصر شدیم ما و تمام احالی پیزره از شما تقاضا می کنیم که از این سفر سرف و نظر کنید این چی کار است که شما می کنید؟ چرا با عشقهای خود دل من را می شکنید؟ من نه تنها آزارم به زندان بروم بلکه آزارم در ورشلیم بخاطر ایسا خداوند بمرم باشه هرچی اراده خداوند است همونطور شوه اینه به این رقم از روزاری شاگرده و ایمانداره شهر قیسریه ایچ تاثیر سر پولس نداشت خوب اون تصمیم داشت امو کار را انجام بده که روح خدا به اون دیو مانده بود بله چند روز دگام پولس و همسفرهایش در قیسریه ماندن بعد از اون باز بار سفر را بستکدن سون ورشلیم روان شدن خوب چند نفر از شاگرده مقیم قیسریه هم کته اونا امراشدن در جریان سفر همین چند شاگرده که از قیسریه کته اونا امراشده بودن پولس و همسفرهایشه به خانه یک ایماندار قدیمی به نام مناسون میبره بله گفته میشه که مناسون از احالی قبرس بوده و یکی از ایماندارهای بسیار قدیمی وقت پولس و همسفرهایش به ارشلیم میرسن ایماندارهای شهر ارشلیم همه گی به استقبال پولس میرن آفرین سبای اوروز پولس و شاگرده با دیدن یاقوب میرن ناتان تو میفهمی که یاقوب کی بود؟ بله یاقوب برادر خرد ایساست که در او زمان رهبری کلیس های ارشلیم به وقت داشت وقت پولس و شاگرده پیش یاقوب میرن تمام رهبرهای کلیس ها در اونجا جمع میباشن پولس بعد از احوال پرسی از کارهایی که خدا به وسیله او در بین ملتای غیریهود انجام داده بود یک گزارش کامل بر اونا میته خیلی؟ پولس بر اونا گفت که تعداد بسیار زیاد از ملل مختلف به ایسای مسیح ایمان آوردن و هم کلیس های بسیار در مناطق مختلف تاثیز شدن بله همطور پولس در باری کمک هایی که سایر اومت ها جمع وری کده بودن گپ زد و نمائند های کلیس هایی که با او ای کمک ها را آرده بودن بر رهبرهای کلیس های ارشلیم معرفی کد خوب رهبرهای کلیس های ارشلیم از شنیدن ای گزارش بسیار خوش میشن خدا را سپاس میگن بعد از او یکی از اونا از جای خود میخیزه بره پولس میگه ای برادر همونطور که میبینی هزاران نفر از یهودیان در ارشلیم به ایسا ایمان آوردند و همه آنها نسبت به شریعت تحصوب بسیار دارند برای آنها گفته شده است که تو به یهودیانی که در کشورهای بیگانه سکنت دارند تعلیم میدهی که از شریعت موسا اطاعت ننموده فرزندان خود را سنت نکند و دیگر رسوم خود را نگه ندارند حالا تو بگو چی باید بکنیم؟ آنها حتما از آمدن تو با خبر خواهند شد پس هر چی به تو میگوییم انجام بده در اینجا چهار نفر مسیحی یهودی نجات هستند که نظری نمودند تو همراه آنها برو و با آنها مراسیم تطهیر را به جای بیاور و خرچ اشان را هم قبول کن تا آنها بتوانند سرهای خود را به تراشند و به این ترتیب همه خواهند فهمید که در این شایاد هیچ حقیقتی وجود ندارد بلکه برعکس تو هم مطابق شریعت زندگی می کنید و اما در خصوصی غیری یهودیانی که ایمان آوردند ما قبلن حکم خود را کطبند به اطلاع آنها رسانیده ایم تا از خوردن غذاهایی که به بودها تقدیم می گردد و خون و گشت حیوانی خفش شده و از زنا پرهیز کنند برادرم با آنچه که شما مطرق کردید موافق استم موسیقی حال سوال ایست که چرا اونا این گپه ها را مطرق کردن؟ تا جایی که من می فهم اورشلیم یک شعر یهودی نشین است مسیح هایی که در اون زمان در این شعر زندگی می کنند دراصل یهودی بودند با این که به ایسا ایمان آورده بودند اما هنوز هم پابند شریعت موسا بودند مسیحی هایی یهودی نشاند این شعر را شنیده بودند که گویا پولس به مسیحی هایی یهودی نشاند گفته که لازم نیست از شریعت موسا پیروی کنند از این خاطر اونا این را یک توحین بزرگ از طرف پولس فکر می کند مسیحی هایی یهودی نشاند این را می فهمیدند که مسیحی هایی غیری یهودی مجبور به خطنه نیستند یا لازم نیست که اونا تمام شریعت موسا را پیروی کنند بله از اونا فقط خواسته شده بود که بخاطر مشارکت با مسیحی هایی یهودی سی چیز هم را راحت کنند که تو را می فهمیدن آتان بله من این را می فهمم او سی چیز یکیش ای بود که مسیحی های غیری یهود از خوردن گوشت حیوانات که بر بطها قربانی می شند نخورند بله دیگه ای که خون و گوشت حیوانات خفش شده را نخورند درست و سیامم ای که از زنها پرهیز کنند آه بله ذلیخا سوال من ماند سوال تو چی بود؟ سوال ای بود که چرا رهبرای کلیسای ارشلین از پولس خواستن که متابق شریعت یهود سر خود بتراشه یا مراسم پاخ شدن انجام بده؟ ما هم سر از امی فکر می کنم من فکر می کنم که یا قبو رهبرای کلیسای ارشلین یک را می پالیدن که پولس از شر شاید خلاص کنند دراصل اونا می خواستن که مسیحی های یهودی نجاد در باری پولس متماین بسازند تا کته او از در سل پیش بیایند بله یاقوب و دگره را برای کلیسای ارشلین فکر می کنند که اگه یک رقم نشان بتند که خود پولس شریعت یهود را مراحت می کند در این صورت مسیحی های یهودی نجاد رازی می شند درست میگی همه چیز در ذهن ما هم می گشت در همه روزا از حسن تصادف چار مسیحی یهودی نجاد در شارع ارشلین بودن که کدام نظر داشتن خب اما این چار نفر به اساس شریعت یهود در روزایی که نظر گرفته بودن نجست شده بودن لازم بود که خود را تاهر کنند بله حالی اگر پولس به اونا یک جای بشد مسارف اونا را هم می داد مثل اونا خودم مطابق رسم و رواج شریعت در حضور مردم پاک می ساخت همه گی می فامیدن که پولس شریعت موسا را مراحت می کند بله در این صورت مسیحی های یهودی نجاد هم قبول می کند که او شایی ها دروغ بود البته یعقوب و دگره برای کلیس های ورشلیم نمی خواستن تصمیم را که چند وقت پیش گرفته بودن تغییر بتن تصمیم را که اونا چند وقت پیش گرفته بودن ای بود که مسیح های غیریهودی مجبور نیستن که شریعت موسا را انجام بتن فقط همون سه چیز را که تو پیشتر گفتی مراحت کنند بله تو شنیدی که پولس با تر را برای کلیس های ورشلیم موافقت کرد شاید هالا کسای پیدا شوند که پولس را انتقاد کنند حتی ممکن است او را متهم به درویی کنند اما به نظر من این انتقاد بی جاست من فکر می کنم وقت پولس به اون تر موافقت کرد تنها یک هدف داشت هدف او ای بود به هر رقمی که می شه یهودی ها را به طرف مسیح جلب کنه آمین بله سبای او روز پولس او چار نفر را کته خود برد تا مراسم پاک شدن را مطابق شریعت یهود انجام بتن این مراسم پاک شدن هفت روز دبر می گرفت در ختم امی مراسم پولس او چار نفر بعد از انجام مراسم قربانی پاک می شدن اون وقت اونا می تانستن بداخل عبادتگاه ورشیلین برند آله بیاییم سر گرفتاری پولس پیشتر گفتم که وقت پولس آزم ورشیلین بود یک تیداد یهودی های شهر افسوس و دگه نقاط ایالات آسیا کته پولس به ورشیلین آمده بودند تا مراسم پنتیکاست را به جا بیارند بله تا جایی که من خبر دارم یهودی های شهر افسوس از پیش با پولس دشمنی داشتند آه بله چند روز پیش از اید پنتیکاست یهودی های شهر افسوس پولس کتی یک غیریهودی به نام تروفیموس دیده بودند تروفیموس از احالی شهر افسوس بود یهودی های شهر افسوس فکر کده بودند که پولس بعد از پاک شدن تروفیموس کتی خود به داخل عبادتگاه بودند در او زمان در نظر یهودی هایی یک جرم بسیار کلان بود آه بله از امی خاطر هر غیریهودی که داخل عبادتگاه یهودی ها می شد فوراً کشته می شد برای اینکه اونا به این یقینه بودند که غیریهود عبادتگاه را نجست می سازند آه بله شما راست می گین از امی خاطر یکی از یهودی ها با اشاره و پولس بمنظور تحریک مردم گفت ای مردان اسرائیلی کمک کنین این همه هر کسی هست که در هر جا برزد قوم ما و شریعت موسا و این مکان مقدس تعلیم می دهد از آن گذشته یونانیان را نیز به این عبادتگاه آورده و این مکان مقدس را نجست کرده است اینه به این رقم در اثر یک اتحام دروخ مردم در شاره علیه پولس شورش کردن بایی که این اتحام به پولس وارد نبود مردم وجود بردن پولس را دستگیر کردن اون را از عبادتگاه بیرون بردن و دروازه های عبادتگاه را بسته کردن همون رقمی که مردم شاره افسوس بخاطر بی احترامی به معبت الهی آرتیموس شاره با آشوب کشیده بودن همون رقم حتی به همون دلیل یهودی های اورشلم علیه پولس بلوا کردن خب حال بگو که بعد از دستگیری چی گفت شد؟ یهودی هایی که پولس را دستگیر کرده بودن می خواستن که او را در بیرون عبادتگاه بکشن وقتی این خبر به گوش صاحب منصب های رومی رسید اونا یک صاحب منصب و چند سرباز را رایی کردن که بیبینن چی گفت است اگر امو چند سرباز رومی دمو وقت در بیرون عبادتگاه نمی رسیدن یهودی ها پولس را کشته بودن وقتی اونا سرباز های رومی را دیدن از زدن و کندن پولس دست کشیدن اما مطر غال مغال می کدن هر کس یک چیزه می گفت صاحب منصب که که سرباز های رومی آمده بود نفامیدن که گفت از چی قرار است اونا فکر می کدن که پولس حتما کدام جرم بزرگ هم ارتکب شده از امی خاطر دست پای او را در زنجیر بسته کدن صاحب منصب رومی از یهودی ها که دورشان جم شده بودن پرسان کد که ای آدم چی جرم را مرتکب شده باز آمر کدام اونا یک گفت زدن بلاخره صاحب منصب رومی نفامید که گفت از چی قرار است از امی خاطر خواستن که پولس را کتا خود ببرند اما تیداد بسیار زیاد مردم دورشان گرفته بود صاحب منصب رومی به سربازهای خود عمر کد که پولس سرشانهای خود وردارن و او را از بین مردم بکشن ده همین زمان یهودی ها فریاد زدن شروع کدن که او را بکشین او را بکشین و از پشت سر سربازها روان شدن این دراست مثل همون سالهای پیش بود وقتی که ده همین شهر جمعیت مردم علیه ایسای مسیف فریاد می زدن که مسلوبش کو مسلوبش کو خب بگو که بعد از او چی شد؟ سربازهای رومی پولس ها کته خود سن قلیه شان می بردن یهودی ها هم از پشت سرشان روان بودن ده این زمان که غال مغال می کدن فریاد می زدن که او را بکشین او را بکشین ده نیم را بودن که پولس به صاحب منصب رومی به زبان یونانی گفت اجازه میتی چیزی بگویم؟ عجب است تو یونانی هم می دانی؟ بله من یونانی می دانم خیلی تو آن مرد مصری نیسته که چند پیش فتنه برپا کده بود و چهار هزار آدم کشه با خود به بیابان برد؟ نه من آن مردی که شما می گین نیستم من یودی هستم اهل شهر ترسوس قلیقیه و طبیعی یک شهر بزرگ و مهم هستم خواهش میکنم اجازه بتین تا با مردم دمی جه صحبت کنم خوب است تو می تانی با آنها صحبت کنی شنواندگان عزیز امیدوارم آن چی در این برنامه تقدمتان شد باعث برکت شما شده باشد جهت آگاهی بیشتر شما باید خاطر نشان کنیم که این درامه راژیویی بر اساس کتاب اعمال رسولان تییه شده است دوستان مهربان شما در این برنامه مطالب مهم را پیرامون سفرهای بشارتی پولز در شرحای ملتوس، سور و قیسریه شنیدید تا اینکه پولز و همسفرانش با ارشلم رسیدن در جریان سفر به سوی ارشلم اموره ادهی از پولز می خواستن که از رفتن به شهر ارشلم امتناور زد اما دوستان پولز اراده خدا را در مورد پولز درک نمی کردن زمان پتروز سیکرده بود تا ایسار از رفتن به ارشلم بازدارد آنها نیز در پای آن بودن که منعی رفتن پولز به ارشلم شوند ولی پولز از آنها تقاظا کرد که منعی رفتن او به ارشلم نشوند عدف اصلی پولز از رفتن به ارشلم رساندن احانات بود که از سوی کلیسه های ایالات انتاکیه و غلاطیه گردواری شده بود پولز امیدوار بود که با تقدیم امین کمک ها وحدت و مثاله بین مسیانی یودی نجات به غیری یودی برقرار گردد وقتی پولز به شهر ارشلم رسید امن طوری که شنیدید یودی های شهر افیسوس که به ارشلم آمده بودن در شهر آشب بپا کردن و به ایطهام دروغین نج ساختن عبادتگاه او را دستگیل کردن وقتی سربازان پولز را با خود می بردن او از سربازان رومی تقاضا کرد تا با او اجازه بدهن که با مردم صحبت کند حالا پولز در این صحبتش چی چیز را با مردم می گوید بیایی در برنامه آینده بشنویم تا آن وقت خوش و سرحال باشید به حضور و با ترنم بیایید ای تمامی زمین خداوند را آواز شاد مانیدهید خداوند را با شادی بادت نمایید به حضورش با ترنمایید به دروازه هایی و با هم بیایید به سهنایی و با تسبیر و را هم گویید و متبرک خانید زیرا که خداوند ما نیکوزد خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا ای جمیع اومدها خداوند را سپاس بگویید و ای تمامی قبایل او را ستایش کنید زیرا که رحمت خداوند برما عظیم هست خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا خداوند نیکوزد خداوند نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا زیرا که خداوند ما نیکوزد رحمتی و تا عباد و بابا
28 January 2025
13 January 2025
8 January 2025
8 January 2025
11 December 2024
27 November 2024
19 November 2024
19 November 2024