Paul Speaks About His Faith in Christ

  30 minutes

  28 January 2025

Paul is the one who was commissioned by Jesus Christ to preach the good news of salvation to Jews and Gentiles. In these words, he tells the Jews how he met Jesus Christ on the road to Damascus and how he believed in Jesus, so that they would accept his gospel and believe in Jesus Christ, but they did not accept his gospel. Paul knew that the Jews had intended to kill him from the very beginning of his mission, but he was not afraid of persecution and death. He was led by the Spirit of God. He was willing to give his life for the gospel of Christ. He had only one goal in life and he wanted to fulfil it. His goal was to fulfil the ministry that Jesus Christ had entrusted to him, therefore, he did not care about his physical life or his physical death.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنوندگان عزیز، شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح رای موجه کوتای 41 متر بند پخش می گردد. داستان های دنبالدار سلام شنوندگان عزیز و گرامی مصروفیم که با پیشکش نمودن برنامه دیگر ایدرامه رادیوی در خدمت شما قرار داریم شاده ایم که با 22 درامه رادیویی که به اساس کتاب امال رسولان آماده شده است در خدمتان قرار داریم دوستان مهربان، اجازه بدید مرور گزرایی برمطالب برنامه قبلی داشته باشیم وقتی پولس با شاگردان به ارشلم می رسند او و شاگردان به دیدار یعقوب برادر خورد ایسای مسی که در آن زمان رهبری کلیسای ارشلم را به اعداد داشت می روند پولس در این دیدار گزارش مفصل از املکردهای خداون که توسط او انجام شده بود برای آنها می دهد یعقوب و دیگر رهبران کلیسای ارشلم خدا را سپاس می گویند رهبران کلیسای ارشلم که به خوبی از شاییات نادرست در میان مسیان یهودی نجات پیرامون املکردهای پولس اطلاع داشتند در صدت بودند تا این شاییات نادرست را رد کنند و هم مسیانی یهودی نجات را در مورد پولس مطمئن نمایند تا با او به مثاله برسند از این سبب رهبران کلیسای ارشلم از پولس خواستند که با چار مرد دیگر مسیانی یهودی نجات مراسم تحتیر را مطابق شریعت موسا انجام بدهد تا اجازه داخل شدند به عبادتگاه را بیابد پولس با این عدف که بتواند از این طریق یهودیان را به سوئی مسید جلب کند این طرح را میپذیرد اما وقت او داخل عبادتگاه میگردد یهودیانی که از شهر افیسوس با ارشلم آمده بودند به اتحام این که او یک غیریهودی را بخود به داخل عبادتگاه مقدس آورده و آن را نجست کرده است دستگیر کردند آنها پولس را از سان عبادتگاه به بیرون بردند با این که پولس از این اتحام دروغ بحری بود آنها میخواستن او را به قتل برسانند تا این که یک فرمانده و تعدادی از سربازان رومی در آن محل رسیدند و منی قتل او شدند فرمانده رومی که زبان مردم محل را نمیدانست نتمانست از احاوی آنها که برپا کرده بودند ایلت شورش مردم را در یابد و هم بفهمد که پولس چی جرم را مرتکب شده است فرمانده رومی نزده خود دران وزیعت ناگوار به این نتیجه رسیده بود که اطمن پولس جرم بزرگ را مرتکب شده است و همین دلیل دستور داد تا او را به زنجیر ببندند ولی نتوانست و ایلت آشوب و مردم که دور او و سربازانش القزده بودند پولس را از آنجا دور کند مردم که دور پولس و سربازان رومی را گرفته بودند مرتب فریاد می زدند که پولس را بکشید سرانجام فرمانده رومی به ایلت خشم مردم و سربازانش دستور داد تا پولس را بالای شانه هایشان برداشته و به سوی قلعه شان برا بیفتند سربازان رومی در حال که پولس را بالای شانه هایشان عمل می کردند مردم زیاد آنها را دنبال می کردند و همچنان فریاد می زدند که او را بکشید انوز آنها به قلعه سربازان نرسیده بودند که پولس به زبان یونانی به فرمانده سربازان گافت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی این هم به این رقم پولس در برابر اون مردم خشبگین از خود دفا کرد بهتر از نگویم دفا کرد او حقیقتی را که می فامید بر مردم گفت در اصل او از مسئولیتی که ایسای مسی به احتیه او مانده بود به مردم گفت مردم گمان کرده بودند او یک غیره یهوده کته خود به عبادتگاه برده تا عبادتگاه نجست شد در حالی که ای اتحان قلط بود مرتا جان خودت کاملا درست میگی وقتی پولس به اونا گفت که او هم یک یهودی است در اصل می خواست بر اونا بفامانه که او دشمن عبادتگاه یا شریعت موسیقی نیسته یوسف اگه متوجه شده باشی پولس در همین سخنای خود از هننانی ها نام می گیره در اینجه پولس از ایمان آوردن خود به ایسای مسیح گب می زنه او میگه که هننانی ها او را به نام ایسای مسیح تحمید داده بله از راه ایمان به ایسای مسیح گناه هایش پاک شده مرتا جان یک گب مهم دگر هم پولس میگه یوسف جان او چیست؟ پولس میگه که او از ایسای مسیح وظیفه گرفته که پیش مردم یهود و غیر یهود برد و خبر خوش نجات ایسای مسیح را بشارت بده به این ترتیب او بره مردم میگه که او رسول خدا منصوب شده همین موضوع را هننانی ها هم در همون زمان تصدیق کده بود یوسف درست است هننانی ها به پولس گفته بود خدای پدران ما تو را انتخاب کده تا ارادی او را درک کنی بله بنده عادل او را ببینی و صدای او را از دهان خودش بشنوی بله برایی که تو در برابر تمام مردم دنیا شاهد او میشی و تو به چیزایی که دیدی یا شنیدی شهادت خواهد دادی حال چرا معتل استی؟ بخیز تمید بگی به خدا روی بیار و از کناهایت پاک شو همین سخنای هننانی ها در اصل تعیید رسالت پولس است اگه زندگی پولس ایقدر تغییر نکرده بود اگه پولس ایسای مسیر را با ایطور یک قاطعیت نمشنخت او هیچ وقت نمیتانست کده ایقدر خوشی تمام او سختی های را که یکی پشت دیگه سرش آمده تحمل کنه بله یوسف جان ای تنا رسول های ایسای مسیر نیستن که میتانن با ای قوت ایسا را بشناسند هر کدام ما و شما هم میتانیم به کمک روح القدس با قاطعیت کامل مسیر را بشناسید مرتا جان خودت درست میگی ما هم به ای باور هستیم پولس در ای سخنرانی خود میگه که خداوند در رویاه با او گفت که زود بخه ارشالیم را ترک کو برای ای که احالی ای شار شهادت تو را دباره ما قبول نخواد کدن به ای قسم مالومدار بود که یهودی های ارشالیم شهادت او را دباره ایسای مسیر قبول نخواد کدن اونا گمان میکدن که پولس یک خاین به قوم یهود است اما پولس خیال کده بود که یهودی ها با شنیدن داستان واقعی زندگی او زیر تاثیر قرار میگیرند تا جایی که خودشان توبه میکنند به مسیح ایمان میارند از همین خاطر اگه متوجه شده باشی پولس با خداوند شروع به مباهثه میکند میگه خداونده اینا میفهمند که من همه کسی هستم که مومنهای تو را به زندان منداختم در کنیسه ها اونا را میزدم وقتی خون شاهد تو استیفان ریخته شد من همونجا بودم از کالای قاتلهای استیفان نگهبانی میکدم به این رقم معلوم میشه پولس خیال میکده که میتونه مجده نجات مسیح را بره یهودی ها بشارت بده اما ایسای مسیح میدانست که این کار او بیفایده است از همین خاطر نمیخواست که پولس در ارشالین باشه میفهمی مرتا جان ایسای مسیح میدانه که کی او را میپذیره کی او را نمیپذیره از همین خاطر ایسای مسیح به پولس گفت که من تو را به جایای دور پیش مردم غیر یهود روان خواد کدم یوسف جان در همین جی است که پولس از سوی خدا رسالت میافد که در قدم اول در بین اممت ها یعنی غیر یهودی ها بشارت نجات مؤذه کنند بله مرتا جان حال بگو که بعد از این سخنرانی سر پولس چی آمد؟ میفهمی بعد از این سخنرانی مردمی که دوروبر او جمع شده بودند تا وقتی به سخنای او گوش کردن که او گفت خدا من را به جایای دور در پیش مردم غیر یهود روان کرده وقتی مردم کلمه اممت ها یعنی غیر یهودی ها را شنیدن باز جنجال شروع کردن لباس های خود را پاره کردن فریاد میزدن که او را بکشین ای تو یک آدم نباید زندبانه اما جا که گفتم علت اصلی خشم اونا ای بود که گمان می کردن او یک غیر یهودی را به عبادتگاه همراه خود برده وقتی کلمه اممت ها را از زبان او شنیدن فکر کردن که او به یقین ای کار کرده صاحب منصب رومی وقتی خشم مردم را دید پولس را به داخل قلعه نظامی برد صاحب منصب رومی که زبان عبری نمی فهمید از سخنرانی پولس چیزی نفهمیده بود برای ای که بفهمه او چی جرمی را مرتکب شده عمر کرد که سربازهایش او را بسته کنند شلاخ بزنند وقتی سربازها او را برای قمچین زدن بسته کدند پولس به صاحب منصب رومی گفت هایا شما اجازه دارین یک نفر رومی را بدون ای که جرمش ثابت و حکمی بالایش صادر شده باشه شلاخ بزنین؟ تحجیب میکنم تو بایی لباسهای جنده و بایی سرباز میخوایی بگویی که تابیت رومی را داری؟ بله من یکی از عدمای روم هستم من نمی فهم که تو چی قسمی تابیت را به دست آوردی؟ ول من به به دست آوردن این تابیت قیمت بشار گذافه پرداختم اما من هیچ قیمت گذافه نپرداختم من به همین تابیت به دنیا آمدیم اینه یوسف جان به این ترتیب وقتی صاحب منصب رومی فهمید که پولس تابیت روم دارد ترسید که ما بادا دوچار کدام مشکلات شده خب از همه خاطر از شکنجه پولس صرف نظر کرد در اون زمان در امپراتوری روم قمچین زدن یکی از بدترین شکنجه ها بود درست برایی که قطعات خورد خورد آهن یا استخانه در لای چرم قمچین میموندن که وقتی کسی را میزدن همون توته های آهن گوشت از استخان جدا میکرد بسیاری مردم در اون زمان در اثر همین شکنجه میماردن پولس تا این زمان پنج دفع از دست یهودی ها قمچین معمولی خورده بود سه بار هم رومی ها اون را چوب زده بودن اما تا این زمان کسی اون را با قمچینی که در اون پارچه های آهن یا استخان جای داده شده باشه نزده بود مرتا جان تا جایی که من خبر دارم مطابق قانون روم در امپراتوری روم کسی اجازه نداره کسی را که تابیت روم داره قمچین بزنه حتی اگر در محکمه کدام کسی مجرم شناخته می شود معمولا او را قمچین نمی زده بله مالوم می شه که پولس از تمام قوانین امپراتوری روم خوب خبر داشته بله یوسف جان درست هست در او زمان تابیت روم داشتن یک امتیاز کلان بود بله تابیت روم دو رقم به دست نامد کسی که در روم از مادر تولد شوه یا در بدل خدماتی که انجام داده باشه می تونه این امتیازه به دست بیاره اموطوری که خود پولس میگه او با همین تابیت به دنیا آمده بله شاید پدرش در بدل خدمتهایی که به امپراتوری روم انجام داده بود این امتیازه به دست آورده باشه از گپای او صاحب منصب رومی مالوم می شه که در زمان پولس کسایی که پیسه داشتن می تونستن تابیت روم خریداری کنند دلیلش هم ای بود که مقامات رومی از همین راه درامد خوب داشتن از همین خاطر او صاحب منصب تحجب کرده بود که پولس با این سروست با این کالای تکتک و کنه چطور تونستد که تابیت روم خریداری کنه در حالی که او نمی فامید که پولس با همین تابیت تولد شده از این گپا که بگذاریم بگو که بعد از این چی سر پولس آمده بود یوسف جان می فامی سبای اوروز صاحب منصبای رومی که هنوز نفامیده بودن حقیقت گپ چیست امر کدن که شورای یهود شارع ارشالیم یک مجلس تشکیل بدن خب بعد از او پولس را در مجلس بردن درست پیش روی اعضای مجلس استاد کدن درست شدمندگان محرمان تشکر که با یک برنامه دیگر این سلسله که با اساس کتاب آمال رسولان تیا گردیده گوش می دهید دوستان محرمان شما در این برنامه سخنان پولس را برای یودیانه که علیه او در شارع ارشالیم آشب برپا کرده بودند شنیدید پولس امان کسی است که از جانب ایسای مسی رسالت داشت تا به یودی ها و غیر یودی ها خبر خوش نجات را بشارت بدهد او در این سخنان چگونگی ملاقاتش با ایسای مسی در رای دمشق و شعر ایمان آوردنش به ایسای مسی را برای یودیان بیان می دارد تا مگران ها بشارت او را بپذیرند و به ایسای مسی ایمان بیاورند اما انها بشارت او را نپذیرفتند پولس می دانست که یودیان از زمان آغاز رسالتش قصد کرده بودند که او را به قتل برسانند ولی او از جفا و مرک نمی اراسید او با روی خدا ادایت می شد او راقب بود که جان خود را بخاطر اینجل مسی بدهد او تنها یک ادف در زندگی داشت و میخواست که آن را با کمال برساند ادف او انجام خدمتی بود که ایسای مسی به اودش گذاشته بود ازمین رو او نه برای زندگی جسمانیش اهمیت قایل بود و نه برای مرگ جسمانیش اما توریک او در رسالهش به فلیپیان گفته هست زیرا انتظار زیاد و امید من این هست که من ایچیز خجالت نکشم بلکه حالا با دلیری کامل ماننده امیشه مسی را در وجود خود جلال دهم خواه با مرگ من باشد خواه با زندگی من دوستان عزیز داستان زندگی پولس رسول را شما تا اینجا شنیدید که اعضای شورای یهود بنابر امر فرماندهان رومی مجلس به منظور یافتن اعتهام پولس دایر کنند اعضای شورای یهود این مجلس را برپا کردند و سربازان رومی هم پولس را در برابر رهبران یهود قرار دادند حالا چی اتفاق رخ می دهد؟ بیاید در برنامه آینده پشت نویم عرضو می بریم آنچی در این برنامه تقدیم شما شد مایه برکت برای شما شده باشد و باعث این شود که آنچی شما در این برنامه شنیدید در موردش تفکر نماید به امین آرزو مندی برنامه این نوبت خیش را به پایان می بریم تا برنامه آینده فیض ایسای مسیح شامل آل شما باشد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی