The Law of Moses and Salvation Through Jesus Christ

  29 minutes

  19 November 2024

In this programme, we hear important points about the Law of Moses and salvation from sin through Jesus Christ. There is only one way to salvation, and that is to believe in Jesus Christ. There is no other way to salvation. The Jews, especially the Pharisees, thought that if they perfectly obeyed the commandments and ordinances of the Law, they could achieve salvation, but Jesus Christ proved to us that no one can always and perfectly obey the Law. Our human experience also confirms this. The Law does not save people, but condemns them. Christ came to free people from the bondage of the Law and show the true way of salvation.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنوندگان عزیز، شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح رای موجه کوتای 41 متر بند پخش می گردد. داستان های دنبالدار سلام شنوندگان عزیز و با دیانت امیدوارم خوش و سرحال بوده و روزهای پروبار را در پیش داشته باشید دوستان مهربان، وقتی پولس و برنابا به انتاکیه برگشتند، عزای کلیس ها را جمع کردند و انها را از آنچه که خدا با وسیلی آنها در این سفر بشارتی انجام داده بود، آگاه ساختند. با آنها گفتند که چگونه خدا رای ایمان آوردن را به روی مردم غیری یهود باز کرده است. دوستان عزیز، در این زمان بود که ایده ای از یهودیه به شهر انتاکیه آمدند. حالا چی اتفاقات رخ می دهد؟ بیایید در این برنامه بشنویم. زولای خا، چقدر خوب شد که آمدی. همین دیروز تصمیم گرفته بودم کسی را خانه ایت روان کنم. که یک دفعه بیایی، ببینم ات. زنده باشی خورک، خودت خب می فامی که چقدر کارخانه زیاد است. ناتان سرزمین بنده دارید. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی. خورک، خودت خب می فامی که چقدر کارخانه زیاد است. ناتان سرزمین بنده است. ما در این روزها غیر کارخانه، باید غم درخته را هم بخورام. می فامم. ایچ نگو که چقدر کار است. خلاس شدنی خب نیست. راست میگی. بشی. چرا استاده هستی. خورک، چطور است که بریم در زیر از اون درخت بشینیم؟ بله، باش که این فرشه هوار کنم. زنه ای خواه. یوسف می گفت دیروز کده ناتان ارشلیم رفته بودی که گبه های شمعون را بشنوی. آه، بله، کاش که تو اونجا می بودی، می شنیدی. شمعون از جنجال های رسول ها و مسیه های یهودی نجاد در شهر انتاکیه گفت می زد. جنجال سر چی بوده؟ تو از یوسف نشنیدی؟ یگان چیزهای گفت، مگر مکمل نگفت. خواه. تو بگو، گفت از چی قرار بود؟ بعد ازی که پولوس و برنابا از سفر بشارتیشان به انتاکیه پس می آیند، چند وقت بعد، یک تعداد از مسیه های یهودی نجاد از ارشلیم به شهر انتاکیه می آیند. ای یهودی ها، با ای که مسیهی شده بودند، فکر می کنند که رعایت کدن شریعت موسیه بر مسیه ها ضروری است. خواه. اینا شنیده بودند که تعداد زیاد مردم در شهر انتاکیه و اطرافش به مسیه ایمان آوردند. اونا در اصل ازی می ترسیدن که ما بودا غیریهودی ها کلیس ها را نجست بسازند. عجیب است. یهودی ها خب غیریهودی ها را نجست می گند. اما مسیه ها چطور کلیس ها را نجست می سازند؟ در اصل اونا دستدد یافتن راه بر جلو گیری از آلودگی های اخلاقی مسیان غیریهود بودند. از امی خاطر اونا در نظر داشتند که اطاعت از شریعت موسیه را بر مسیه های غیریهودی اجباری بسازند. من شنیدم که اونا می گفتند اگر مسیه های غیریهود خط نداشتند ممکن نیست نجات را به دست بیارند. از امی خاطر مناقشه بین مسیه های یهودی نجات از یک طرف و کلیس و برنابا از طرف دیگر زیاد شده می رفت. ایچ کس گپ کس دگر قبول نمیکد تا به ای فیصله رسیدند که پولوس و برنابا و چند نفر دگر بر حدایت دباری موضوع به ارشلین پیش رعبرای کلیس ها برند. مارتا جان ده اینجا یک نکته جالبه برد بگویم. چی از بگو؟ وقته بر بار اول مسیه های یهودی نجات به انتاکیه می آیند، پتروس هم اونجا می باشند. پتروس که تا او وقت در یک سمیمیت کامل که مسیه های غیریهودی کار می کند، زیر تاثیر گپای مسیه های یهودی نجات قرار می گیرند. او کم کم از مشارکت رفت آمد به مسیه های غیریهودی خودداری می کند. گفته می شه که بعض رسول های دگام در اون زمان این مشکل پیدا کده بودند. اما پتروس بالاخره به حقیقت پایی می بره و چند وقت بعد از پولس رسول که متوجه تفرقه در کلیسا بین ایماندارا به خاطر این تعلیم غلط شده بود، پشتیبانی می کند. شاید یاد پتروس می آیا که چطور کرنیلیوس غیریهودی و خانوادهش به مسیه ایمان آورده بودند. بله. چطور توسط ایسای مسیه پذیرفته شده بودند بیدون از این که خط نشوند؟ آه بله شاید اما تا رو که تو می گی باشد. برال، وقت پولس و برناباه و دیگه کسایی که امرای اونا بودند به ارشیلیم می رسند، رهبرای کلیسای ارشیلیم در یک مجلس از اونا استقبال می کنند و کارایی را که خدا توسط اونا در نقاط مختلف انجام داده بود، برعضای کلیسا می گند. بله ها. در همین مجلس، یکی از فریسی هایی که به مسیه ایمان آورده بود، از جای خود می خیزد، در باری جنجال هایی که ایجاد شده بود، گپ می زند. برادران به من گوش بدهید. توره که شما خبر دارید، مسیهان انتاکیه مخصوصا برادران ما پولوس و برناباه تعالیم مسیهان یهود نجات را پذیرفتند. اختلاف میان این دو گروه تا کنون حل نشده باقی مانده است. لذا کلیسای انتاکیه پولوس و برناباه را به همراه برخ دیگر از ایمانداران اینجا نزد ما و شما فرستادند تا این موضوع را همراه اعضای انجمن که تشکیل داده ایم مورد بحث قرار بدهند. ما مسیهان یهود نجات به این امر باور داریم که باید مسیهان قیر یهودی شریعت موسیه را نگاه دارند و هم خط نشوند. حالا دیگر برادران در این خصوص شما چی نظر دارید؟ ما میشنوید. برادران من پتروس هستم. همه شما من را میشناسید. شما این را نیز میدانید که مدت ها پیش خدا من را از میان شما برگوزید تا غیریهودیان مجده نجات را از زبان من بشنوان و ایمان آوانند. خدا که از قلب ها آگاه هست این کار را با عطای روح القدس به آنها به همان طریقی که به خود ما عطافر بود دائید کرد و هیچ فرق بین ما و آنها قائل نشد بلکه قلب آنها را با ایمان پاک ساخت. پس حالا چرا میخواهید خدا را بیازمایید و باره بر دوش این مومنین بگذارید باره که نه پدران و قدرت تحمل آن را داشتن و نه خود ما بلکه برعکس ما از راه فیض ایسای خداوند ایمان می آوریم و نجات می آویم و آنها هم همین طرف. از قرار معلوم مسیحی های یهودی نجات از ارشلیم تعلیمات غلط خدا به کلیسه های نوبنیاد ایالت غلطیه برده بودن. آه بله این امو کلیسه هایی بود که پولس و برنابا در او ایالت تحسیز کده بودن. بسیاری مسیحی های یهودی نجات که این تعلیمات غلط را شروع کده بودن از فرقه فریسی بودن. تا جایی که ما خبر دارم در او زمان فرقه فریسی سخت گیرترین فرقه مذهبی یهود بود. بله راست میگی از امی خاطر اونا اسرار می کدن که مسیحی های غیریهود باید شریعت اونوسا را رعایت کنن و هم خط نشوند. بله ها ولی پترس مثل پولس و برنابا فهمیده بودن که خدا بین یهودی و غیریهودی فرق نمی مانند. اونا فهمیده بودن که انسان به عمال یا اصل و نسبش عادل شمرده نمی شد. بلکه تنها با ایمان به ایسای مسیح پاک و عادل شمرده می شد. درسته سولایخو جان اما تو که گفتی پترس در باره شریعت هم گفت زد. بله او بیخی درست میگه شریعت یهود مثل یک یوغ سنگین هست که در هر مورد سطحا قایده جوزی تاره که باید مراعاد شود. راست میگی بغیر از فرقی فریسی دگه مردم یهود هم به این باور بودن که شریعت موسا یک یوغ بسیار سنگین هست. بله از این خاطر پترس سوال می کند که چرا مسیح های غیریهودی تمام این قواعد هم را راعت کنند در حاله که خودشان او را بارگران می دانند. درسته است این گپ بسیار مهم را که پترس مطرح کده بود یه بود که خود یهودی ها با راعت کدن این قواعد نمی تانستن نجات با دست بیارند. یهودی ها و غیری یهودی ها فقط با ایمان به ایسای مسیح به فیض و نجات با طور رایگان با دست میارند. درسته است زولای خا. مسیحی های یهودی نجات باید پیش خود به این موضوع فکر می کند. آهان بله. وقت یهودی ها با راعت کدن شریعت نجات نمی آفند، غیری یهودی ها چطور می تانستن با راعت شریعت نجات بیافند؟ آهان براس می بینیم. زولای خا، اون مجلس را که رهبرای کلیس های ارشلیم دایر کده بودند که به سخنرانی پتروس خلاس نشد؟ نه، باید که پتروس دا اون مجلس سخنای کاملان قنار بخش گفته بود ولی هنوز مناقشه بین مسیحی های یهودی نجات از یک طرف و پتروس، پولس و برنابان از طرف دگه هنوز کاملان عل نشده بود. چقدر بعد؟ آه، از امی خاطر یعقوب بیادر خورد ایسا که دا اون زمان رهبر کلیس های ارشلیم بود، از جای خودخیست برایی که مناقشه عل شوه گفت. ای برادران، توجه کنید، شمون برای ما شرع داد که چیگونه خدا در ابتدا قوم را از میان اخوام جهان برگوزید تا فقط با او متعلق باشند و به این وسیله الاقیات برگوزید. ای مطابق سخنان پیامبران است، چنان که کلام خدا می فرماید. بعد از این باز می گردم و خانه ویران داود را از نو می سازم و خرابی های آن را بار دیگر آباد می گردم و آن را برپا خواهم کرد تا بقیه بنی نوه بشر طالب خداون گردند. یعنی جمعی ملد های که نام خود را برانها نهاده هم، این است آنچه خداون می گوید، خداوند که این چیزها را از زمانهای قدیم آشکار کرده است. بنابراین رای مایی است که غیر یهودیانی را که به سوه خدا آمدن دوچار زحمت نسازیم، جز ای که کدبن به ایشان عمر کنیم که از خوردن گشت که در سر تقدیم شدن به بطا ناپاک و نجست شدن و از زنا و از خوردن حیوانات خفه شده و همچونین خوردن خون بپرهیزند. چون شریعت موسا از زمانهای قدیم در هر روز عبادت در کنیسه ها خانده و تعلیم او در تمام شرحا موزه می شد. به این رقم یاقب رای خدا دهی باره سادر می کند. او می گه که خدنکدن مسیحای غیریهودی یا اطاعت از کل شریعت یهود بر مسیحای غیریهودی ضرور نیست. او می گه که ایچ شرط بر نجات وجود نداره بغیر از شرط که خدا مقرر کده و او شرط هم ایمان آوردن به ایسای مسیح است. از امی خاطر ایچ کس حق نداره که کدام چیز دگه در ای شرط خدا زیاد کند. آهان بله ولی یاقب در همین سخنرانی خود از مسیحای غیریهود خواست که سی چیزا مراد کنند. یکی ای که گشت ایوانات را که بر بطا قربانی شده نخورند. دومی که از زنا پریز کنند و سی اومی که از خوردن گشت ایوانات خفش شده و خون بپریزند. آل سوال ایست که چرا یاقب از مسیحای غیریهود خواست که ای سی چیزا مراد کنند؟ از نظر ما یک دلیلش ای است که بین مسیحای یهودی نجات و غیریهود مشارکت سمیمانه و دوستی دوام پیدا کند. آه بله کاملا درست میگی. دلیل دگیش ای میتونه باشه که چیزایی که یهودی ها را از غیریهودی ها جدا می ساخت به بندباری جنسی و اخلاقی غیریهودی ها بود. مثلا بر غیریهودی های او زمان فرق نمیکد که گشت ایوانات را بخورند که بر بطا قربانی شدند. درست میگیم. امی چیزا سبب می شود که مسیحای یهودی از غیریهودی دوری کنند. برای که مسیحای یهودی نجات در مشارکت هایشان در کلیسا یا در افتامده در خانه هایشان با مسیحای غیریهود ازید نشند. ای سه مورد خواسته شده بود که مراحت شدند. مالوم می شود که بعد سخنای یعقوب مناقشه در این مورد پایان یافت. آهان بله پایان یافت. در ختم این مجلس رسول ها و رهبر های کلیس های ارشیلیم موافقت کردند که چند نفر ها از بین خود امرای پولس و برنابا به انتاکیه روان کنند. اونا دو نفر را انتخاب کردند. یکی یهودای ملقب برسابا و دگه سیلاست. گفته می شود که در اون زمان این دو نفر از جمعه افراد برجسته در کلیس های ارشیلیم بودند. زوله اخا جان به این دو نفر کدام وزیف هم داده بودند؟ آهان بله رهبر های کلیس های ارشیلیم یک نامه عنوانی کلیس های انتاکیه و دگه شعر ها نوشته کده بودند. نامه را در دست این دو نفر دادند تا به ایماندار های غیریهودی برسانند. زوله اخا تو خبر داری در این نامه چی نشته شده بود؟ مارتا جان در این نامه رهبر ها و رسول های کلیس های ارشیلیم به اتفاق هم فیصله خوده بر رفع مناقشه ایتر نوشته کده بودند. برادران شما یعنی رسولان و رهبران به برادران غیریهودی مقیم انتاکیه و سوریه و کلیسیه سلام میرسانند. و ما خبر رسیده است که بعضی از افراد ما بدون اینکه عمر داشته باشند با سخنان خود شما را دوچار تشویش کرده و افکارتان را پریشان ساختند. بنابراین همه ما با یک دل تصمیم گرفتیم چند نفر را انتخاب نماییم و به امرای عزیزان خود برنابا و پولس که جان خود را بخاطر خدمت خداوند ما ایسای مسیح به خطر انداختند پیش شما بفرستیم. بنابراین یهودا و سیلاس را فرستادیم تا شفاعن همان چیزها را برای تان بیان کند. رای روح القدس و ما این است که جز عوامری که در زیر می آید بار شما را سنگین تر نسازیم. و آن این است که از هر چی برای بطها قربانی شده و از خون حیوانات خفه شده و از زنا دوری جوید. چنانچه از این چیزها پرهیز کنید کار نیکوی انجام دادید و سلام. اینه مارتا جان به این رقم تفرقی که اتحاد مسیحای یهودی نجات و غیر یهودی را می تانست خدشدار کنه از بین رفت. زرایخا می گن بعد از حل همین مناقشه بود که بین پولوس و برنابا اختلاف پیدا شد. آهان راست می گی درست هست. قضیه از این قرار بوده که پولوس به برنابا پیشنهاد می کند که به کلیسه های نو بمیاده که در قبرس و اطراف شار غلاطیه تشکیل شده سرکشی کند. برنابا می خواهد که مرقص در این سفر کتی اونا امرا شود ولی پولوس موافقت نمی کند. چرا؟ تو از شمون پرسان نکدی؟ چرا نی پرسان کدم. او گفت که دهی باره چیز نوشته نشده. اتر گفته می شه که پولوس از امرا شدن مرقص خوش نبود برایی که در اولین سفر بشارتیشان مرقص اونا را ترک کده بود. پس به انتاکیا آمده بود. در این حال مرقص یکی از خیشاونده برنابا بود. از امی خواهد برنابا می خواهد که در این سفر مرقص کتهشان باشد. به این دلیل اونا از همدیگه جدا شدند. آدم از شنیدن اختلاف غمگین می شود. این چیز در حقیقت ضعف ما انسان ها را نشان می دهد. راست می گی مرتا جان. امی چیز نشان می دهد که اونا مثل ما انسان ها بودند که اتا یک اختلاف باعث جدایی شان شده بود. بله. شمون می گه که امی اختلاف یک جنبه خوب هم داشته. جنبه خوب؟ من نفهمیدم. منظور چیست دلیل؟ واضح بود که پولس و مرقص کتی یکی دگه جور نمی آمدند. از امی خاطر مجبور کدن مرقص به سفر کته پولس یک کار عاقلانه نبود. درسته است. درسته است که رشد روحانی مرقص که ده او زمان که یک مرد جوان بود زیر اقتدار پولس متوقف می شد. ده امو زمان برنابا ده ای باور بود که زیادتر از پولس می تانه در رشد روحانی مرقص کمک کنه. او فکر می کند که مرقص در آینده یک شاگرد توانا بر ایسای مسیه می شد که امو ترام شد. درست می گی. مرقص پسانا یک همکار بسیار خوب پترست شد. غیر از این مرقص یک انجیل و قدرت روح خدا نشته که حاله به نام انجیل مرقص معروف است. آه! بله خدا را شکر. از اون و بعد برنابا که مرقص به بشارت خبر خوش نجات مسیه مشغول شدن و پولس و سیلاس هم برای خود رفتن. گفته می شد که چند وقت بعد نظر پولس در باره مرقص تغییر کرد. بعد از او اونا چندین سال همکارای نزدیکی یک دیه بودن. چقدر خوب. آه! نتیجه خوب دیگه که از اختلاف پولس و برنابا حاصل شد ای بود که بجای یک گروه بشارتی دو گروه بشارتی به وجود آمده بود. خدا را شکر. برنابا و مرقص به منظور بشارت خبر خوش نجات مسیه به قبرس محل تولد برنابا رفتن و پولس و سیلاس به سوریا و قلیقیا محل تولد پولس رفتن. شنونده های پاک سرشت شما در این برنامه نکات مهم را در مورد شریعت موسیٰ و نجات توسط ایسای مسیه از گناه شنیدید. امنطوره که شما در این برنامه شنیدید برای نجات تنها یک طریق وجود دارد وان هم ایمان آوردن به ایسای مسیه است. ایچ طریق دیگری برای نجات متصاور نیست. یهودیان با ویژه فرقه فریسیان تصور میکردن که اگر به شکل کامل فرامین و احکام شریعت را به جا آورند، میتوانند نجات را آسل کنند. اما ایسای مسیه بما سابط سخت که ایچ کس نمیتواند همیشه و به شکل کامل از شریعت اطاعت کند. تجربه انسانی ما نیست این موضوع را تصدیق میکند. شریعت انسانها را نجات نمیدهد، بلکه انها را محکوم میسازد. مسیه آمد تا انسانها را از بند شریعت برهاند و طریق احقیقی نجات را نشان دهد. دوستان گرامی، در برنامه بعدی شما از رشت روحانی کلیسا و شرحای لسترا و دربه و دیگر نقاط دنیا مانند فلیپی خواهید شنید. اما اون طور با شخصیت های دیگر مسیحی مانند سیلاس و تیموتاوس آشنا خواهید شد. تا آن وقت تمام شما شنوند های گرامی را به خدای مهربان که منوی آیات ابدیه هست میسپاریم. جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را بازگردی در من را عده میدی. ظاهر من نیک بود لیکن قلبم سیاه بود. فکرم را روشند کردی از نور خودم میدی. جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را بازگردی در من را عده میدی. پاک نمودی عشق من شفا دادی درد من. در سلیب جل جدا از مرد جادم دادی. جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را بازگردی در من را عده میدی. PYM JBZ