Paul's Presence in the Jewish Council

  29 minutes

  5 February 2025

In order to find out on what charge the Jews of Jerusalem were seeking to kill Paul, the Roman commander requested that the members of the Sanhedrin convene a meeting to determine the charges against him, but the meeting was inconclusive. When the Roman commander realised that Paul’s life was in danger, he returned him from the meeting to his soldiers’ barracks. When the Roman commander learned of the plot hatched by forty Jews to kill Paul, he no longer considered it advisable to keep him under his guard, because if Paul, a citizen of the Roman Empire, were killed as a result of a plot by the Jews, he would be held accountable for his failure to protect him. Therefore, he ordered his soldiers to take Paul with full security to Caesarea and hand him over to Felix, the Roman governor.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنوندگان عزیز شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح رای موجه کوتای 41 متر بند پخش می گردد داستان های دنبال دار شنوندگان عزیز و مهربان سلام های سمیمانه ای ما را بپذیر اید خوشحالم که با برنامه دیگری از درامه رادیوی که به اساس کتاب اعمال رسولان تییه شده در خدمت شما قرار داریم دوستان مهربان نخوص اجازت دید مرور گذرای برانچی که در برنامه قبلی اتفاق افتاد داشته باشیم در برنامه گذاشته شما شنیدید وقت پرس با شاگردان به ارشلم آمدند یهودیان او را به این اعتام که یک شخص غیریهودی را با خود به داخل عبادتگاه برده و آن مکان مقدس را نجست کرده است سعی کردن پولس را بکشند ولی یکی از فرمانده هان رومی منعی قتل پولس شد وقت او را به قلعه نظامی انتقال می دادن پولس به زبان یونانی از فرمانده رومی تخوازا کرد تا با او اجازه بدهد با مردم که فریاد زنان آنها را دنبال می کند صحبت کند فرمانده رومی با او اجازه داد تا از خود در برابر آنها دفع کند پولس در ابتدا خطاب به جمعیت خشمگین می گوید که او نیز منند آنها یک فرد یهودی است که در شهر ارشلم پرورش یفته است بعد از آن با آنها توضیح می دهد که چگونه در رای دمشق ایسای مسی با او سخن گفته و زندگیش دیگر گونگشته است پولس همچنان داستان کرشدن و ایمان آوردنش به ایسای مسی را برای آنها بیان می دارد پولس تصور می کرد که یهودیان از شنیدن اقایت توبه او آنقدر تحت تاثیر قرار خواهند گرفت که خود نیز توبه کرده مسی را خواهند پذیرفت اما چونین نشد وقتی جمعیت آشبگر شنیدند که او به سویامت ها فرستاده شده است تا خبر خوش نجات را بشارت بدد باری دیگر غوغا برپا کردند و فریاد زدند که او را بکشید فرمانده رومی وقت خشم جمعیت را دید پولس را به در اون قلعه نظامی برد چون او از سخنان پولس و آیاوی جمعیت خشمگین چیز نفهمیده بود به زبان یونانی از پولس تقیقاتش را آغاز کرد تا این تقیقات معلوم شد که پولس یکی ازت بای روم است و او نمیتواند او را شکنجه کند از امین را از رحبران شورای یهود تقاضا کرد تا مجلس برگذار و معلوم کنند که او چی جرم را مرتکب شده است دستان محبان شما دستان زندگی پولس رسول را تا اینجا شنیده بودید که از های شورای یهود بنابر امر فرماندهان رومی مجلس را برگذار می کند و سربازان رومی هم پولس را در برابر رحبران یهود قرار می دهند حالا چی اتفاقات رخ می دهد بیایید در این برنامه بشنویم از های شورای یهود نخواست اجازه بتین از برگذاری مجلس که بنابر تقاضای ما برگذار کردین از شما سپاسگذاری کنم ما این مرد که خود را پولس مرفی می کند حالا در حضور شما قرار داده ایم تا حقیقت امر در مورد او بدانیم فرماندهان ما علاقه مندند تا علت آشوق در شر و اتحام را که شما به این مرد بارد کدید از زبان شما بشنویم آن چرا شما تقاضا دارید انجام خواهیم داد بگذارید از این مرد بپرسم که به زبان خودش بگوید او کیست های برادران مردم مرا پول و صدا می زند من امان کسی هستم که تا با امروز در حضور خدا با وجدان پاک زندگی کرده هم به کسانی که در کنار این مرد استادند امر می کنم به دهان این مرد با مشت بزنند تا دیگر چنین ادعایی نکند های دیوار سفید شده خدا تو را خواهد زد تو آنجا نشسته ای که متابق شریعت در مورد من قضاوت نمایی و حالا برخلافان امر می کنی که مرا بزنند ای مردم شما شنیدید که این مرد چه گفت؟ تو می دانی با چه کسی سخن می گویی؟ آیا تو می دانی او کیست؟ آیا تو به کاهن عظم خدا احانت می کنی؟ برادران به من گوش بدید من نمی دانستم که او کاهن عظم است ولی این را می دانم که طورات می فرماید با پیشوای قوم خود ناسزا نگو برادران شما می دانید که من یک فرد یودی فریسی استم و فریسی زاده شدم آیا شما مرا به خاطر ایمان و امید به رساخیز مردگان در این جامعه که من می نمایید؟ ای برادران لطفا خاموش باشید به من گوش بدید ما اعضای این شورا که از فرقه فریسی استیم در این مرد هیچ تقصیری نمی بینیم از کجا معلوم است که یک روح و یا فرشته با او سخن نگفته باشه؟ اینه به این رقم مجلس اعضای شورای یهود که قرار بود معلوم کنند که پولس با چی اتحان می خواهند بکشند به هم خورد صاحب منصب رومی که اعضای را بسیار خراب دید از ترسی که مبادا و جمعیت مردم پولس را تک تک کنند برای سربازهای خود عمر کرد که پولس را از مجلس بیرون بکشند او را پس به قلعه نظامی ببرند زلای خواب پیش من در همین باره یک سوال پیدا شده چی سوال؟ پولس چطور تانست بگوید که من تا به امروز در حضور خدا با وجدان پاک زندگی کده ایم او خب مسیح ها را بسیار آزار داده بود منظور پولس از این گفت چی بود؟ ببیناتان پولس خود جفای را که به کلیس های مسیح کده بود پت نمی کند بله ها او یچ پت نکد او خودش این گفت بار بار تکرار کده بود منظور پولسی بود که او صادقانه به این بابر بوده که در همه موارد وظیفه خدا نسبت به خدا انجام داده بله با این که شرارت کده اما وجدانش پاک بوده با وجود این پولس به عدالت خود اعتماد نداره بلکه به عدالت مسیح اعتماد می کند بله او باور داشت که عدالت با ایمان به مسیح به دست می آید پولس این را می فهمید که عدالت از انجام شریعت به دست نمی آید او از عدالت گفت می زند که با ایمان به مسیح به دست می آید کاملا درست میگی عدالت واقعی همون عدالتی هست که از راه ایمان به ایسای مسیح به دست به بله در اصل عدالت حقیقی توفی خداست بله هیچ کس این توفه را با انجام کارهای نیک به دست آورده نمی تایید بیخی درست است عدالت حقیقی توسط فیض خدا نسیبی ما و شما می شند آمین بله بله پولیس در یک رساله خود در همین مورد ایتر میگه شاید ما در خود کدام عیب نمی بینم ولی این دلیل نمیشه که ما بیگنا هستم بله خود خداست که در باره ما قضاوت خواد کد این که او میگه ما در خود عیب نمی بینم به این مانانه نیست که او یک آدم مغرور است آهان درست میگی بله منظورش ایست که او در کمال صداقت کدام کار خلاف انجام نداده تا وجدانش او را ملامت کنه نکته مهم در این جه ایست که باید که وجدانش او را ملامت نمی کنه ولی پولیس خود را بیگنا تصور نمی کنه برایی که در بیسیاری مواقعی ما انسان ها یا گناه خود را نمی بینیم یا گناه خود را فراموش می کنیم ولی خدا همه چیز میبینه او از گناه های پنان ما باخبر است بله از امی خاطر ما نمی تانیم خود را در وضوع خدا بیگنا قلم داد کنیم ظلی خواه بیاییم سریع اصل گفت پولیس برای کاهن ازم گفت که ای دیوار سفید شده دیوار سفید شده به چی ماناست؟ در اینجا دو گفت بسناتان خوب اولی که پولیس نمی فامید کسی که عمر زدن او را داده کاهن ازم است دومی که زدن کسی که ماکمه می شه برخلاف قواید شورای یهود بود یعنی زدن کسی که انوز مجرم شناختن نشده باشه مطابق شریعت یهود مجاز نبود بله اگه دیده باشی در شهر ما یکان دیوار مخروبه را سفید کردن دیوار که سفید رنگ شده دزاهر سالم و ماکم به نظر می رسه ولی از درون خراب شده خوب دیوار سفید شده به کسایی گفته می شه که دزاهر آدم های پاک میربان و خوب مالم می شند ولی از درون آدم های پلید و بافسات و خراب هستند یک دفعه ایسای مسیح رهبرای یهود قبرای سفید گفته بود که وهم به همین مانه هست بله کاملا دقیقی گفتید من می فهمم که یهودی ها به دو گروه تقسیم شدند بله صدوقی ها و فریسی ها فریسی ها به استاخیز مرده ها باور دارند اما صدوقی ها به این باور نبودند فریسی هایی که در اون زمان مسیحی می شدند فریسی هم باقی می موندند بله شما درست می گین این مثل ای از که بگویی یهودی هایی که مسیحی می شدند یهودی باقی می موندند مثال این گفت خود پولس رسول هست پولس یک مسیحی بود در این حال یک یهودی و فریسی منده بود البته در همون زمان ولی پسانا رهبرای یهود تصمیم گرفتند که یهودی هایی که به مسیح ایمان برند نمی تانند داخل کنیسه شدند بله خودت راست می گی گفته می شد که اتا پیش از ایسای مسیح فریسی ها به قیامت جسمانی باور داشتند بله از این خاطر فریسی هایی که مسیحی شده بودند به این باور بودند که ایسای مسیح اولین کسی هست که از میان مردان قیام کده این گفت کاملا درست هست تا جایی که من خبر دارم در اون وقت کاهن اعظم یک صدوقی بود صدوقی ها هر وقت کوشش می کنند که با مقامات رومی روابط خوب داشته باشند بله از این خاطر اونا با هر کسی که گفتش باعث بلوای مردم دشار می شد بخالفت می کند بله صدوقی ها می فهمیدن که هر بلوا دشار اورشلیم رومی ها را نراحق می کند در نتیجه همین بلوا ها ممکن بود که اونا موقعیتشان رومی ها از دست بدند بله از این خاطر کاهن اعظم می خواست که پولس محکوم کنه تا مورد التفات والی رومی قرار بگیره بله وقت پولس بر اونا گفت که او یک فریسی هست به قیامت موردها باور داره او ایده از اعظای شورا که از فرقه فریسی بودن طرف پولس را گرفتند بله امی چیز سبب شد که جنجال بین فریسی ها و صدوقی ها در مجلس شروع شد از گپای فریسی ها اتر مالوم می شد که پولس به اعظای مجلس گفته بوده که ایسای مسیح قیام کده و با او گب زده سای مسیح رومی که به گمانم کلودیوس نام داشته پولس را در مجلس آورده بود تا بفهمه که اتحام او چیست آه بله اما از جار و جنجال مجلس او هیچ چیز نفهمیده بود حالا این را بگو بعد از اینکه پولس را به قلعه نظامی بردن چی گفت شد؟ ناتان وقت پولس را پس به قلعه بردن شو شده بود در اون شهر ایسای مسیح در رویا به پولس ظاهر شد و برش گفت دل قوی دار چون همون طور که در ارشلیم در باره من شهادت دادی در رومنیز باید چنان کنی اینه به این رقم مسیح پولس را تشویق کرد برش گفت که تصمیم گرفته او را به روم روان کنه تا خبر خوش نجات او را بره مردم روم بشارت بده بله سبای اون شهر بعضی از یهودی ها دوره هم جمع شدن قسم خوردن تا که پولس را نکشن به کدام خوردنی یا نوشیدنی لب نزنند گفتمیشه که دی اید اسیسا زیادتر از چل نفر شریک شده بودند بله اونا پیش را برای یهود رفتند و برشان گفتند شما چرا اینجا جمع شدین یکی از شما با من گفت بزنه اجازه بدین من به نمایندکی از دیگران با شما سخبت کنم بگو چی میکی همه ای مردم یهودی که اینجا جمع شدن قسم خوردن تا پولس را نکشن لب به کدام خوردنی یا نوشیدنی نخوانزند شما چند نفر هستین و چطوری کار را میتونین انجام بتن ما بیشتر از چهر نفر هستیم قصد ما کشتن پولس هستیم و نیاز به کمک شما داریم خب بگو ما چی کار برای شما انجام داده میتونیم ما از شما و اعضای شورا میخواییم که با صاحب انصابان رومی سخبت کنند خب و از اونها بخوایند که پولس را برای تحقیقات بیشتر پیش شما بیارند اگر ما این کار را انجام بتیم شما چگونه او را خواهید کشد؟ ما طبق نقشه که داریم پیش از آن که پولس به پیش شما برسد در راه او را خواهید کشید معلوم میشه که رهبرهای یهود با توتهی قتل پولس موافق بودند بله اگر موافق نمیبودند مخالفت میکدند یکی از سنت های قوم یهود ایست که اگر بخوایند کار مهم را انجام بتند قسم میخورند که تا او کار را انجام نداده باشند چیزی نخورند بله اگر کار را که قسم خوردند ناشد میبود چی میکدند او وقت؟ در او وقت مطابق سنت یهود اگر انجام او کار ناشد میبود در این صورت قسم خود به خود پاتل میشد به هر حال باقی ماجره را بگو بله گفته میشه که یک مرد جوان که خوارزاده پولس بوده از ماجره خبر میشه او دویده دویده بر دیدن پولس در قلعه نظامی میره او پولس از تمام دستیسه با خبر میسازه وقت پولس از دستیسه و چل نفر خبر میشه یکی از صاحب منصبه رومی را صدا میکنه برش میگه که ای مرد جوانه پیش قومندان خود ببر تا موضوع مهرمه را که او خبر داره بر قومندان بگویه صاحب منصب او مرد جوانه پیش قومندان خود میبره برش میگه که ای مرد جوان از یک موضوع مهرمه بسیار مهم خبر داره قومندان دست او مرد جوانه میگیره او را به یک گوشه میبره تا خبر مهرمانی او را بشنوه مرد جوان بر قومندان میگه که یهودی ها نقشه کشیدن از شما تقاضا کنن که پولس سبا به شورا ببرین بانی اونایی از که میخواین معلومات دقیق تر دباره پولس پیدا کنن قومندان رومی که خبر مهم یافته بود از مرد جوان پرسان میکنه چند نفر هستن در کجا قصد دارن سر پولس املا کنن؟ خب مرد جوان برش میگه چل نفر از یهودی ها قصد هم خوردن که پولس در راه وقت شما او را سونه شورای یهود ببرین املا خواد کدن بعد از او قومندان به مرد جوان اختار میده که ای گپه به هیچ کسی دیگه نگوید پیش خود نگاه کنه عجب ماجرای قومندان رومی بعد از ای که از توتعه خبر شد چی کرد؟ وقت او از توتعه خبر شد دیگه سالا ندید که پولس از زیر نظارت خود نگاه کند چرا؟ برای ای که پولس تابیت روم داشت اگر کشته می شد اطمن از او بازخواست می شد پس او دیگه چی کرد؟ شوا شاو به صاحب منصبهای خود عمر کرد که سربازا و از پای خود را فورا اماده کنند پولس را بگیرند محفوظ او را با خود به قیسریا ببرند به والی روم فیلیکس تسلیم بتند من شنیدیم که در حدود 470 سرباز کتر پولس همراه شده بودند تا هیچ کس نتانه دراست سر اونا حمله کند می گن قومندان رومی یک نامه هم بر فیلیکس نوشته کده بود تو شنیدی او در نامه خود چی نوشته کده بود؟ بله او در نامه خود ای طور نوشته کده بود کلودیوس لیسیاس به جناب والی فیلیکس سلام می رساند این مرد را که نزدتان فرستاده هم یهودیان گرفته بودن و قصد داشتن او را بکشند همما وقت فهمیدم که او یک نفر رومی است با اساکر خود به آنجا رفته او را از چنگیشان بیرون آوردم چون می خواستم علت تهمت را که به او وارد کرده اند بفهمم او را نزد شورای آنها بردم اما متعجیه شدم که موضوعی مربوط به اختلاف عقیده آنها در خصوص شریعت خودشان است و او کاره که مستوجه به ایدام یا حبس باشد نکرده است پس وقت فهمیدم که آنها در صدد سویقه است نسود و جان او هستند فورا او را نزد شما فرستادم و به مدیعیان اونیز عمر کردم که دوای خود را در پیشگاه شما به عرض برسانند موسیقی از این نامه مالوم میشه که سربازهای رومی بسیار زود پولس به قیصریه پیشید والی رومی انتقال داده بودند آه بله شه و شه او را به قیصریه انتقال دادند وقت والی رومی نامه را خاند از پولس پرسان که از کدام ولایت است وقت فامید که او از ولایت قلیقیه است برش گفت وقت مدیعیتو اینجا برسند او وقت به دفاعیتو گوش خواد کردند بعد از او او دستور داد که او را در قصر هیرودیس ببرند در امونجا زیر نظر نگاه کنند تا مدیعیتو بیایند موسیقی شنوندگان عزیز مصروفیم که ما را تا این جای برنامه امرایی نمودید امیدواریم آنچرا در این برنامه شنیدید در موردش فکر کنید دوستان مهربان شما در این برنامه شنیدید که فرمانده رومی برای این که به چی اتحام یودیان ارشلم میخواهند پولس را به قتل برسانند تقاضا کرد تا اعضای شورای یود مجلس برگزار کنند و معلوم نمایند که اتحام او چیست ولی مجلس به نتیجه برهم خورد وقتی فرمانده رومی دریافت که جان پولس در خطر است او را از آن مجلس به قلعه سربازانش برگردانید ایسای مسیه که در مراحل مختلف زندگی پولس با او در رویاه صحبت کرده بود شب امان روز نیز با او صحبت کرد و با او فرمود دل قوی دار چون امون طوره که در ارشلم در باره من شهادت دادی در روم نیز باید چنان کنی وقتی فرمانده رومی از توتعه که چل تن از افراد یود برای قتل پولس چیده بودند آگا شد دیگر سلا ندید که او را تحت نظارت خود نگه دارد زیرا اگر پولس که یکی از اتبای امپراتوری روم بود در حسر توتعه یودیان به قتل می رسید او بخاطر کوتایی در محافظت مورد بازخواست قرار می گرفت از امین رو او به سربازانش عمر کرد که پولس را با محافظت کامل به خیسریا ببرند و به فیلکس والی رومی تسلیم بدهند در این حال فرمانده رومی که کلودیوس نام داشت تایی نامه ای تمام ماجرارا برای والی نوشت والی وقت نامه را مطالعه کرد به پولس گفت تو در اینجا نزدما خواهی بود تا وقت مادهیان تو اینجا بیایند آنگا دفایت را خواهم شنید این بود تمام واقعیات که شما در این برنامه شنیدید حالا در محکمه پولس چی می گذرد؟ پولس چگونه از خود دفا می کند؟ و چی رابطه بین پولس و والی رومی فیلکس برقرار می گردد؟ بیایید پاسخ این پرسش ها را در برنامه آینده بشنویم تا برنامه آینده تمام شما شنونده های گرامی را به خدایی که من به این محبت هست می سپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی