30 minutes
8 January 2025
In this programme, you heard about the baptism of the Holy Spirit. The first mention of the baptism of the Holy Spirit in the New Testament is related to John the Baptist. In one of his sermons, he said: "I baptise you with water, and this baptism is a sign of your repentance, but he who comes after me is mightier than I, whose sandals I am not worthy to carry. He will baptise you with the Holy Spirit and fire." Other things you heard in this programme were that the apostle Paul cast out evil spirits from sick people in the name of Jesus. When seven Jewish magicians tried to imitate Paul in the name of Jesus by casting out an evil spirit from a man, the evil spirit did not recognise the seven brothers and attacked them.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شناندگان عزیز، شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح رای موجه کوتای 41 متر بند پخش می گردد. درستان های دنبال دار درستان های دنبال دار درستان های دنبال دار درود و سلام بر شما شنوندگان عزیز و عرجبند. مسرورم که با پیشکشنمودن برنامه دیگری از کتاب عمال رسولان که به شکل درامت تیه شده در خدمتی شما قرار داریم. تمنیداریم به دور از گزند روزگار به مطالب این برنامه گوش فرادید. دستان مهربان، اجازه بدید مرور گذرای برمطالب برنامه قبلی داشته باشیم. وقتی برای نخستین بار پولس از آتند پاییتخت کشوری یونان وارد شهر قلنتس شد او هیچ کسی را در آن شهر نمی شناخت. اما چیزی نمی گذارد که او با اکیلا و پرسیکیلا زن و شوهر یودی آشنا می شود و در خانه آنها اقامت می کند. پولس طبق عادت در این شهر نیست در کنیسه های یودیان انجیل مسیر را برای یودیان و یونانیان بشارت می داد. تا این که یودیانی که با بشارت او مخالفت می کند، آنها پولس را دستگیر و نزد آکم رومی جهت ماکمه می برند. آنها از آکم رومی شهر قلنتس می خواهند که مانعی موضع پولس کردند. ولی آکم رومی اتحام را که آنها به پولس وارد کرده بودند نمی پسندد و پولس را آزاد می کند. بعد از مدت بار دیگر پولس به سفر می پردازد و این بار رای بازگشت به انتاکیه را در پیش می گیرد. ولی اکیلا و پیرسکیلا در امان شهر باقی می مانند. در امین زمان یک مرد تصیل کرده یودی به نام اپولوس که از کتاب های عاده عتیق آگاهی دقیق دارد به افسوس و قلنتس می آید. اپولوس که وعیز خوبی بود در افسوس به تعلیم ایمانداران به مسیح می پردازد. وقتی اکیلا و پیرسکیلا ماوزهای او را شنیدند در یافتند که درک او از تعلیم مسیح کاسیهایی دارد. اما اشتباه او را در برابر دیگران آشکار نکردند زیرا نمی خواستند که او را ناز دیگران خجل بسازند. او را به خانه خود دوت کردند و به طور کامل خصوصی وصول ایمان را با او آموختند. و اپولوس هم با فروتنی به سخانان اکیلا و پیرسکیلا گوشت داد و آنها را پذیرفت. این بود خلاصه آنچه که شما در برنامه قبلی شنیدید. په اما در این برنامه شما باز هم مطالب مهم را در مورد تعلیم پولس رسول در شهر قرنتس خواهید شنید و از ماجرای پسران اسیکیوا متلی خواهید شد و سرانجام هم داستان شورش در شهر افیسوس را برای تان بازگو خواهد شد. بسیار خوش آمدین استاد محترم پولس. خوشحال هستم که شما را در شهر افیسوس در جمع ایماندارا به ایسای مسیه میبینیم. ما چند پیشتر اطلاع داشتیم که شما از راه خشکه مسافرت میکنین تا به شهر ما بیاییم. از این خاطر کل که ما بسبرانه منتظر آمدن شما بودیم. من هم خوشحال هستم که شما که به ایسای مسیه خداوند ایمان آوردین ملاقات میکنم. برادره بمایی اجازه بیدین متلب را از شما پرسان کنم. بفرماین استاد. بمایی بگوین وقتی که شما ایمان آوردین آیا رول قدس را دریافت کردین؟ استاد اجازه بیدین که حقیقت را برز شما برسانیم. ما حتی هم خبر نداشیم که روح القدس وجود دارد. پس بعد از ایمان آوردن به ایسای مسیه چه نوع تحمید گرفتین شما؟ تحمید یهیه. ما را در او غسل تحمید دادن. تحمید را که یهیه میداد او نشانه توبه بود. او به مردم میگفت که با آن شخص که بعد از او میاید یعنی به ایسای مسیه ایمان بیرند. پس ما را به نام ایسا تحمید بدین. دستانه در سرای ما بانین تا روح القدس برما نازل شود. برادره، ما به زودی این کار را خواهم کرد. برادره، ما به زودی این کار را خواهم کرد. برادره، ما به زودی این کار را خواهم کرد. برادره، ما به زودی این کار را خواهم کرد. مانایی گپیست که اوی ایماندار نسبت به گناه و طبیعت گناهالود قدیمی خود میمره. در همین زمان هست که او با قیام ایسای مسیه شریک میشه و از رای ایمان یک زندگی نوی روحانی را به دست میره. آه، کاملا درست میگه. هالا بیاییم سر اصل موضوع، پولست رسول و شاگرده. آه، بله. اما تا رو که شنیدید ناتان، پولست به شاگردهایی که تازه به ایسای مسیه ایمان آورده بودن، تعلیم داد که تحمید یهیه تنها بره آماده کدن انسانها بر زهور مسیه موعود بود. بله، بله. آل که مسیه آمده، شما به او ایمان آوردین، باید به نام ایسای مسیه تحمید هم بگیرین. بعد ازی که تعلیم او چند نفر شاگر تمام شد، همگیشان به نام ایسای مسیه تحمید گرفتن. وقت پولست دستای خود را در سر اونا ماند، روح القدس به اونا نازل شد. بعد از او همگیشان به زبانها گفت زدن، حتی پیشگویی کردن. تعداد او شاگردها چند نفر بود؟ تعداد شاگردها دوازده نفر بود. گفتمیشه که پولست در شاره افسوس مدت سی ماه ماند. او در این سی ماه هر روز شمبه یا هر سبت به کنیسی یهودیا در شاره افسوس می رفت. یهودیا را تعلیم می داد، اما هر روز که تیر می شد، مخالفت یهودیا کته پولست زیادتر می شد. از امی خاطر پولست شاگردهای خود را به یک جای دیگر نقل مکان داد. سلاح خاطر می فهمی که چقدر مدت پولست که شاگردهای خود در اون جای نو ماند؟ دو سال یا دونیم سال پولست در این مکان به تعلیم شاگردها و بخش خبر خوش نجات مسیح تلاش میکد. او تنها روزای شمبه بر مردم موزه نمیکد. هر روز افته بر یهودیا و غیریهودیای شاره افسوس که در اون مکان جم می شدن موزه میکد. گفتن می شد که در این مدت از طرف سوب پولست بخاطر گذران زندگی خیمه دوزی میکد و بعد از چاشت مردم تعلیم می داد. آفرینش با این ترتیب در این مدت تمام مردم که در ایالت آسیا سکونت داشتن خبر خوش نجات مسیح را شنیدن. در همین زمان کلیس های کلوسی و لوادیکیه توسط شاگرد های پولست بر آنمایی روح خدا تاثیز شدن. ما شنیدیم که در اون زمان خدا به دست پولست معجزه های زیاده را بر مردم نشان داد. از همین خاطر مردم دستمال و پیشبند او را می گرفتن می بردن سر بدن بیمارای خود می ماندن تا اونا از بیماری جور شوند یا روح پلید از بدن اونا بیرون شوند. همین کار هم می شود هم بیمارا شفا می افتند هم ارواه پلید از بدن اونا بیرون می شود. بله از همین خاطر وقت جادوگرهای یودی دیدن که پولست به نام ایسای مسیه دیوار بیرون می کنه خواستن که از او تقلید کنند. یک کاهن یودی در شهر افسس بود به نام اسکیوا. ای آدم هفت بچه داشت. بچه های ای آدم کوشش کردند که از پولست رسول تقلید کنند و یک روح پلید به نام ایسای مسیه از یک مرد بیرون کند. ولی روح پلید او هفت برادر را نشناخت. مرد دیوزده با قدرت روح پلید که در درونش بود سر او هفت بیادرم لکد. هر هفتشان را به شدت لکد. براستی که نام قدرت ایسا عظیم هست. اما فقط کسی یا کسای اجازه دارند که نام قدرت او را بکار بگیرند که مسیه مقرر کنند. جادوگر ها اجازه یا اقتدار ایرن ندارند که نام ایسای مسیه را بکار بگیرند. بله. شما راست میگین. تنها خادمین حقیقه و فروتن مسیه اجازه با کار بردن نام او را دارند. وقتی مردم در شارع افسوس دیدن که پولست با بردن نام ایسا دیوار را از بیمارا بیرون می کند، برخطا شدند. اونا فهمیده بودند که مخالفت با مسیه در اصل خدمت به شیطان است. امی چیز سبب شد که یک تداد زیاد مردم طوبه کدند و به ایسای مسیه ایمان آوردند. گفته میشه که بعد از این واقع بسیاری از جادوگر ها کتاب های جادوگری خود را جمع کردند. در پیش روی مردم سختاندند. ارزش کتاب های جادوگری که در اون روز سختانده شد در حدود پینجه هزار درهم براور شده بود. خوب خیلی خوب بیاین که سر اصل گفت بریم. بسیار خوب است؟ بعد از این واقعی پولست تصمیم می گیره که از مقدونیا و یونان دیدن کند. بعد از اون به ارشیلین بره. در همین زمان پولست امیدوار بود که بتانه یک سری هم به روم و اسپانیا بزنه. در همین زمان تیموتاوس امرای پولست در شاره فسوس بود. پولست تیموتاوس و ارستوسر را پیش از خود به مقدونیا روان کد. خودش میخواست که یک مدت دیگه در ایالت آسیا بانه. در همین زمان بود که یک شورش علیه پولست و مسیح در شاره فسوس درگرفت. چرا؟ از خاطر ای چی ای شورش درگرفت بود؟ ناطان گفت از ای قرار بود که مردم شاره فسوس یک مبد با شکو به افتخار الهه ارتیمس یا دیانا در شاره فسوس ساخته بودن. خوب؟ مردم شاره فسوس ای الهه را مادر تمام خدایانشان فکر میکدن. او را مظهر باروری، آسلخیزی طبیعت و اتا انسانها خیال میکدن. در این زمان یک آدم به نام دیمیتریوس در شاره فسوس زندگی میکد. این آدم کار نقره را میکد. او از نقره مجسمهای خرد ارتیمیس را می ساخت، برای مردم مفروخت. ولی از وقت که تعداد زیاد مردم شاره فسوس از پرستش الهه ارتیمیس دست کشیده به مسیح ایمان آورده بودن، فروش مجسمها کم شده بود. از این خاطر یک روز دیمیتریوس دیگه نقره کارا و کسابکارا را دور خود جمع کرد و برشون گاه دارد. دیمیتریوس در شاره فسوس برادران، من دیمیتریوس هستم. شما همه من را خوب می شناسین. امروز ما و شما در اینجا جمع شدیم تا در باره یک موضوع مهم گفت بزنیم. شما خبر دارید که با من در این بازار یک تعداد نقره کاران دیگر کار میکنند. همه ما مجسمه های از الهه ارتیمیس برای فروش به مردم می سازیم. تا چند پیش مردم خریدار مجسمه های ما بودند. ولی روز بر روز در آمد ما نقره کاران از فروش مجسمه ها کم می شد. برادران، زندگی ما به کار ما بسته است. کار ما را در اصل یک مرد یهودی به نام پولوس خراب کده است. مدتا است که او در شهر ما و دیگر شهرهای اطراف یک دین نو را تبلیغ میکند. همونطور که شما متعلیه استید، او تا کنون یک تعداد زیاد مردم را گمراه کده است. او برای مردم میگه که چیزهایی ساخته شده به دست انسان به هیچ وجه خدایان نیستند. برادران، خطر تنها در این نیست که ما کار خود را از دست می دهیم. خطر در این است که کار ما هم به زودی از اعتبار میفته. در آینده این خطر هم وجود دارد که معبد الهای ارتمیس بهرزش شود. برادران، حالا که الهای ارتمیس را مردم در سراسر دنیا پرستش میکنند، اما در آینده کسی این کار را نخواهد کرد. بزرگ است ارتمیس فستسیان. ما به کسی اجازه نمی دهیم که علیه ما کار خلافی انجام دهد. بزرگ است الهای ما ارتمیس. برادران من در بین شما دو تن از همکاران آن مرد یهودی را میبینم. چرا شما استادید؟ چرا آن دو همکار پولوس را دستگیر نمی کنید که به تماشا خانه شهر ببریم؟ همین حالا آنها را دستگیر کنید. نگذارید فرار کنند. اینه به این رقم شورش دشار در گرفت ناتان. خوب، گفت واضح است. دو دلیل برای خشم مردم موجود داشتند. یکی هم مذهبی، دیگه ایش هم اقتصادی. از این خاطر اونا قطع پولوس ضدیت داشتند. بله. زلائخو، اونایی را که مردم دستگیر کنند چی نام داشتند؟ نام های سخت دارند اگه راست بپرسی. یکی ایش غایوس نام داشت، دیگه ایش استراخوس بود. یه دو تا باشنده مقدونیه بودند. اینا کسایی بودند که پولوس را همراهی می کنند. پولوس در او روز در کجا بود؟ پولوس وقت خبر شد که مردم او دو نفر را کتر خود در تماشا خانه بردند، خواست که در بین مردم در تماشا خانه بره، کتر مردم گب بزنه. شاید پولوس می خواست از فرست استفاده کنه بره مردمی که در اونجا جمع شده بودند از خبر خوش نجات مسیح گب بزنه. اما شاکرده و بزرگای شارکه کتر پولوس آشنایی داشتند، سلا دیدند که مانیش شدند. نماندند که او جان خود را در تماشا خانه به خطر بندازه. کار خوب کدند. من فکر می کنم لازم از که ایماندارا به ایسای مسیح جان خود را در راه خدمت به مسیح از دست بدند. اما نباید جان خود را عمدی طرف کند. راست می گید. هاره بگو که در تماشا خانه چی گفت شد؟ در او زمان شارع فرسوس باید که زیر تسلط امپراتوری روم بود، ولی تا حد مردم را در تماشا خانه بردند، مردمش آزادی های خود را داشتند. شاردار افرسوس نمی خواست که ولی امپراتوری روم که در شارع افرسوس قامت داشت از بلوای مردم خبر شود. اون می فامید که اگر خبر بلوا به گوش ولی برسه، اتمن مردم شارع افرسوس را تنبیه می کند. شاید هم آزادی هایی را که مردم افرسوس داشتند از اونا می گرفت. از این خاطر خودش به تماشا خانه رفت تا که مردم گفت بزنه. برادران، اجازه بدهید بپرسم چرا از ما خواستید که در اینجا جمع شویم؟ حتی شما به ما نگفتید که موضوعی مورد بحث چیست؟ عده یک چیز می گویند و عده یک چیز دیگر. این مرد یهودی است. همین که سخن می گوید که یک مرد یهودی است. اجازه بدهید به عرضتان برسانم که یهودیان با مسیحیانی که شما به آنها مخالفت می کنین، هیچ ربطی ندارند. بزرگ است، آرتیمیست، الهای ما. خاموش باشین! خاموش باشین! لطفاً به سخنان من که شهردار شما استم گوش بتین. ای مردان افسوس! همه بدون استثنام می دانین که شهر ما افسوس حافظ بدکده ای آرتیمیست بزرگ و حافظ سنگ مقدسی هست که از آسمان به زمین آمده هست. ازانجا که این حقائق قیر قابل انکار هست، سلاحتان بر این هست که آرام باشید و ندانسته کار نکنید. این مردانی را که شما به عنوان ملامت به اینجا آورده اید. نه به محبت ما دستپورت زدند و نه نسبت به الهای ما سخن کفرامیز گفتند. پس اگر دیمیتریوس و همکارانش ادعایی برزد کسی دارند، در محاکم باز هست و فرمانداران نیز حاضر هست، آنها می تانند درانجا برزد یک دیگه شکایت کنند. اگر مسائل دیگری در پیش هست، باید در یک مجلس یا در یک جلسه رسمی حل و فصل شوند. زیرا این خطر در پیش هست که بخاطر کار امروز به اخلالگری متهم شوند. در حالی که هیچ دلیل برای آن وجود ندارد و شما هم هیچ جواب برای شورش ندارد. پس از اینجا بروید. اینا ناتان به این رقم شورش در شاره افسوز پایان یافت. امتونه که شونیدی، شاردار به مردم که بلوا کده بودند گفت که ارکست ارهده های علای کسی دیگه داره اختلاف خدا به ماکمه ببره. یا اگر کدام مشکل که تا قانون شار دارند، باید در شورای قضایی شار برند تا قضایی هایشان حل و فصل شوند. تا جایی که من فهمیدم، بلوایی را که اونا برای آن داخته بودند به ضرر خودشان بود. آهان، بله. شنوندگان عزیز، امیدوارم آنچه تقدیم خاطرتان شد. مثل برنامه قبلی، مایه برکت برای تان شده باشد. دوستان مهربان، شما در این برنامه متالبه را در مورد تحمید رول قدس شنیدید. نخوست این اشاره به تحمید رول قدس در عهد جدید مربوط به یهی های تحمید انده میگردد. او در یکی از موضوعش گفته بود من شما را در آب تحمید میدهم و این تحمید نشانه توبه شماست. ولی کسی که بد از من می آید از من تماناتر است و من لایقان نیستم که اتا نلعین او را بردارم و شما را با رول قدس و آتش تحمید خواهد داد. دوستان عزیز، اینکه شبانان کلیزه ها معمولاً شخص ایماندار به ایسای مسیر را با آب تحمید میدهند. اما در مورد تحمید رول قدس، ایسا خود شخص ایماندار را بر رول قدس تحمید میدهد. ایسا زمانه که در میان ما انسان ها میزیست استلاع تحمید رول قدس را به کار میبرد و بین تحمید یهی ها با آب و تحمید رول قدس تمایز قائل بود. همچنین ایسای مسیر تحمید با رول قدس را تجربه میداند که به انگام وقوع آن رول قدس بر شاگردانش نازل می شود. دوستان گرامی، یکی از مطالبی دیگری که شما در این برنامه شنیدید، این بود که پولس رسول به نام ایسا اروای پلید را از اشخاص بیمار بیرون می کرد. وقت افت جادوگری یودی خواستن که با تقلید از پولس به نام ایسا یک روی پلید را از یک مرد بیرون برانند، روی پلید این افت برادر را نشناخت و برانها اجوم برد. براستی که نام به قدرت ایسا عظیم است، اما فقط آنهای اجازه به کار بردن نام به قدرت ایسا را دارند که مسیح مقرر کرده باشد. همچنان شما در این برنامه وقعی مربوط به شروعش مردم را علیه پولس و مسیحان در شهر افرسوس شنیدید. و اما دستان مهربان، در برنامه بعدی شما متالب مهمی را در مورد مسافرات پولس به مقدونیه و یونان خواهید شنید. همینطور متالب مهم و دلچسپ دیگری را پیرامون آخرین بازدید پولس از شهر تراوس و خدافیزی و برهبران کلیسای شهر افرسوس را خواهید شنید. خوب دستانه گرامی، تا دقیمه برنامه آینده همه شما عزیزان روزهای پرباره را در پیش داشته باشید. خدا نگهدار. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. گر قلب پرعیشانه، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. گر قلب پرعیشانه، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. گر قلب پرعیشانه، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. گر قلب پرعیشانه، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در لطف و شفا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد. در اینجا که غمی باشد، در دست خدا افتد.
13 January 2025
8 January 2025
11 December 2024
27 November 2024
19 November 2024
19 November 2024
11 November 2024
11 November 2024