Ten Commandments

  30 minutes

God gave good and righteous laws to his people. Some of them are famously called “The Ten Commandments”. God promised that if they would follow these commandments they would live a happy life. Some of these commandments are: “I am your God and no one else!”. “Never worship any idols”. “Don’t misuse my name”. “Celebrate the Sabbath day, the day of rest!”. “Honor your parents!”. “Don’t murder!”. “Don’t commit adultery!”. “Don’t’ steal”. “Don’t lie!”. And “Don’t envy and be jealous what does not belong to you!”.
Jesus Christ later summarized the whole law of God by these two commandments: “Love the Lord, your God with all your heart, mind, soul and strength, and love your neighbour like yourselves!”

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است داستانهای کتاب مقدس برای اطفال از راژیو صدای زندگی می شنوند اطفال بسیار عزیز و نازنین سلام چطور استین؟ امیدوار استم که تمام تان جور و صحت مند برای شنیدن برنامه امروز تان آماده باشین داستان امروز هم بعدامه داستان گذاشته است که شنیدین دفعه پیشتر تا اینجا حالا جانتان برتان قصه کرد که قوم اومالیقی سر اسرائیلیا در دشت عمله کردن و موسا یوشه را حاش کرد که نفر جمع کنه و بر جنگ بره یوشه بسیار بچه جوان و قوی و شجاب بود بعد ازی که یوشه از بین قوم نفر جمع کرد که در جنگ بره موسا برشون گفت ما آساچوب امرویم گرفته سر طفه میروم و دستای ما بالا میگیرم و برتان دعا میکنم با شما برین جنگ کنین امو بود که تا به حروب قوم اسرائیل جنگ بردن و قوم اومالیقی ها را شکست دادن ای که بعد جنگ قوم اسرائیل چی کردن و کجا رفتن ای را امروز مشنوین پیش ازی که داستان امروز بشنوین ما از شما اطفال نازنین حایش میکنم که داستان بدقت گوش کنین ای داستانهایی را که مشنوین از کتاب مقدس هست و کتاب مقدس کلام حداست اگر در وقت شنیدن برنامه برتان سوال پیدا میشه اطمن سوالتانه برما نوشته کنین ما اطمن جواب سوالتانه برتان روان میکنیم اما تار یک حبر حوش دگه ای است که ما کتابای مقدس که بر اطفال با رنگهای بسیار قشنگ و مقبول تزین شده به زبان پشتو و دری ده دسترست داریم اگر میخواستین ما میتونیم او کتابا را برتان روان کنیم و اما تار ما کتابای قصه بر اطفال داریم مثل کتاب بابا پانوف که به زبان پشتو و دری او را داریم و کتاب پنوکیو زیبا و جانور زشترون که بسیار کتابای مقبول است مقبول تزین شده و شما میتونین او کتابا را بر ما فرمایش بتین که او را برتان روان کنیم اطمن از حاندن او کتابا لذت میبرین پس ما منتظر فرمایشتان استیم آلی بیاین که ادامه داستان بشنویم موسیقی اون دفعه برتان تا اینجا قصه کدام که قوم اسرائیل جنگ برد و امالقی ها را شکست دادن بعد از چند روز دیگه که مندگی خود خوب گرفتن آستاستا سفر خود را شروع کدن تایی که دا دشتای سینا دست دیر کوی سینا رسیدن از اون روز که قوم اسرائیل از مصر برامدن و تا کوی سینا رسیدن پوره سه ماه تیر شد کوی سینا کدام کوی بود؟ کوی سینا امو کوی بود که خداوند دفعه اول موسیقی را گفت که تو باید پیغمبر ما باشی و برش گفت که تو باید مصر بری و قوم اسرائیل را از مصر بکشی آهان راست میگه وقتی که خداوند موسیقی را مصر روان کد موسیقی زن و اولادهای خود را پیش خسر خود مانده بود نام یک بچه موسیقی جرشون بود و نام بچه دگیش علیازر بود وقتی که خسر موسیقی خبر شد که خداوند چقدر بر موسیقی کمک کرده و چطور قوم اسرائیل از مصر کشیده بسیار خوشحال شد و زن موسیقی را امرای بچه هایش گرفته پیش موسیقی آمد موسیقی و وقتی که خسر خود را امرای زن و اولادهای خود دید بسیار خوش شد و کل قصه را که سرشته شده بود از اول تا باخر بر خسر خود گفت یک ترون خسر موسیقی بعد ازی که کل قصه موسیقی را شنید بر موسیقی گفت راستی که خداوند قدرت دارد و شکر که مردم اسرائیل را از زیر دست بیرم فراون و مصری ها نجات داد مگرم موسیقی بر خسر خود نگفت که چقدر قوم اسرائیل او را هر دفعه نامید میزادند و هر دفعه سر موسیقی قار میشند و خلاصا موسیقی از سختی های خود ایچ قصه نکد شهر تا نوقت شیشته بودند و وقتی که صبح یا ترون از خواه بیدار شد دید که موسیقی در بیرون امرای مردم بسیار مصروف هست مردم چند لین دور و دراز جور کده بودند و به نوبت استاده بودند که شکایتهای خودا و مشکلات خودا بر موسیقی بگویند که موسیقی مشکلاتشانا و دعوایشانا الفاصل کند خسرش کل روز خودا در اونجا تیر کده و شهر وقتی که موسیقی پس در خیمه خود آمد خسرش برش گفت چرا یقع خودا امرای مردم مصروف نگامی کنید موسیقی گفت من مجبور هستم که بینشان قضاوت کنم و برشان شدیت خدا را درست بدم خسرش گفت تو تانا نمیتونی که کل کارا را کنید اگه از من میشنبید چند نفر را که سرشان خوب اعتبار دارید از بین قوم خوش کن که خدا ترست باشند امرای تو کمک کنند و کل مسئلای خرد و ریزه را عل کنند تانا گپای کلان نه که نتانه سنا الافاصل کنند پیش تو بیایند موسیقی فکر کنند که خسرم راست میگه و به بسیار دلپاک نصیحت خسر خود را قبول کند و چند نفر را خوش کند که امرایش در کار رهبری و تعلیم دادن قوم کمک کنند خسر موسیقی خوب یک آدم فهمیده بود آهان اگه نه موسیقی بچه را هر روز در دوا صاف کنند بود خود موسیقی هم بیشتر فهمیده بود آهان بود منگم خسرش یک در زیاد تجربه داشت و امو خاطر برش خوب نصیحت کند آهان کار موسیقی هم آسان ساخت خب بگو مادر جان بعد ازی که چند روز در منطقه تیر کدند موسیقی گفت که من سرکو میرم و امرای خداون رازو نیاز میکنم وقتی که سرکو رفت خداون بر موسیقی گفت به اسرائیلیا بگو که من شما را مثل اقاب که چوچای خدا سر بالای خود میگیره شما را از مصر گرفته تا اینجا آوردم و حالا ما شما را کمک میکنم اگه شما گفت من را بشنویدنا همه تو که من میخوایم زندگی کنین شما قوم خاص من خواد بودین کل دنیا را من ساختم و صاحب زمین و آسمان و کل مردم منستم مگرم شما را میخوایم که خدمتگذارای من باشین و بر من خدمت کنین موسا از که پایان شد و کل گرم های خداونده بر قوم اسرائیل گفت در آخر موسا از قوم پرسان که شما چی میگین میخواین همه تو که خداوند میگه زندگی کنین قوم اسرائیل گفتن آه ما همه تو زندگی میکنیم که خداوند میخوایم هرچی که خداوند بگویم ما قبول میکنیم وقت موسا جواب قوم اسرائیل پس به خداوند گفت خداوند بر موسا گفت ما میخوایم که پیش روی کل قوم امرایت گپ بزنام که کل قوم و کل مردم بفامه که تو گپای من رو برشون گفتی میخوایم که کل قوم صدای من رو بشنوان و گپای تا را باور کنند خداوند گفت ما در بین عبر پیش تو میایم و کتر گپ میزنام که کل قوم صدای من رو بشنوان خداوند میکشد که از مردم گپ بزنه؟ آهان بچه ایم خداوند خودش میکشد که امرای مردم گپ بزنه باز گپ بزن؟ آله گوش کن که برات بگویم خداوند بر موسا گفت که بر قوم اسرائیل بگو که امروز صبح خودتا تیار کنین کل تان خودا بشوین کالاتانا خوب پاک بشوین و دگه صبح ما میخوایم که در کوی سینا نازل شوام در گرد و گرد کوی یک خط بکشین که از امو خط ایچ کس پیش نبیایی نه آدم نه ایوان ایچ کس از او خط باید پیش نبیایی اگه از او خط کسی کوشش کنه که پیش بیایی و از خط تیر شوه او آدم باید زنگسار شوه اگه آدم باشه یا ایوان امو بود که موسا پیغام خداونده بر مردم گفت که خودتا تیار کنن دو روز تیر شد و قوم اسرائیل خودتا خوب تیار کدن که صدای خداونده بشنون روز سی هم صوبکی بود که صدای بلند علماسک شنیده شد کل مردم اول خطا کد کلگی از خیمهای خود بر آمدن موسا کلشون اطراف کو برد سر کو را عبر تیره گرفته بود مگرم بعد از چند دقه عبر دود و حاتش جور شد و صدای بسیار بلند مثل صدای شایپور بلند شد کل مردم از ترس میلر زیدن موسا امرای خداوند گب زد و خداوند ام بر موسا جواب داد بعد از او موسا سر کو رفت و خداوند به صدای بسیار بلند بر موسا گفت برو بیادرتا آرون امرایت سر کو بیار خداوند بر قوم اسرائیل ده فرمان داد رنگ مردم از دست ترس تفیت پریده بود کلشون میلر زیدن خداوند بر مردم ده فرمان داد که مردم باید او را اطاعت کنند و هرچی که ده فرمان گفته شده هم بهت کنند چرا خداوند او ده فرمان ها را داد؟ بچه ایم خداوند خالق ماست او ما را پیدا کرده تنها او میفهمه که چی چیز به خوبی ماست و چی چیز ما را بدبخت میسازه به امی خاطر خداوند به مردم ده فرمان داد و هرکی از ای ده فرمان پیروی کنه همیشه خوش و آرام میباشه احکام را که خداوند بر قوم اسرائیل داد ده او زمان بسیار مهم بود مگرم امو ده فرمان را که خداوند داد به کل مردم دنیا بسیار احمیت داره و فرمان های خداوند چی بود؟ فرمان اولی بود که من خداوند استم و تو ایچ خدای دگه بغیر از من نداشته باش به خاطر که من خداوند یگانه استم مردم دنیا بسیار چیزا را به جای خدا پرستش میکنند مگرم خداوند میخواهی که ما تنها او را پرستش کنیم هیچ چیز دگه باید جای خدا را در زندگی ما نگیره نه مادر جان؟ آه بچه ایم اطمان خداوند یکمه بخاطر داد که ما بفهمیم که خداوند تنها خدای یگانه است و تنها او قابلیتی را داره که پرستش شوه آه بچه ایم در فرمان دو هم خداوند گفت هیچ رقم باد مثل پرنده یا ایوان یا دگه چیزا جور نکنین و پیش از او زانو نزنین و او را پرستش نکنین مادر جان بود چیست؟ صورت جان مردم یگان چیزا خیالی جور میکردن حالا میکنند در فلم ها دیده باشی که از گل مجسم های شادی یا آدم های چند سپای داره جور میکنند و او را عبادت میکنند خداوند ای را خوش نداره حتما دمو وقت که خداوند فرمان ها را به قوم اسرائیل داد مردم او وقت هم این کار را میکردن ملومدار میکردن خداوند از امی خاطا گفت که بود نسازین و بود را به جای ما پرستش نکنین بگم به نظر ما بر بسیاری مردم پیسا میتونه بود شوه به خاطر پیسا آدم میکشند دوزی میکنند نه از کل چیزای دگه کده پیسا را دوز دارند به نظر ما همون پیسا هم بود است آه بچه ایم چوکی مقام پیسا کلش بر آدم بود شده میتونه خوا در فرمان سیوام خداوند گفت که از نام ما که خداوند تاستام سوایستفاده نکو و نام ما را بیقدر نساز و نه نام ما را به بیترامی در زبانت بگی و نه به نام ما قسم دروغ بخو اگر به نام ما قسم دروغ بخورین یا نام ما را به بیترامی در زبانتان بیارین شما را جزا میتم راستی هم اگر آدم رزگوی باشه و هیچوقت دروغ نگویه دیگه حاجت به قسم خوردن نیست آه مگرم اگر چال دروغ در دل کس باشه بخطر که نشامت اکی راست میگه قسم میخوره یک سنفی ما هر دفعه قسم میخوره یک دفعه نیه ده دفعه کلگی میشنستش که دروغ میگه و بخطر که مردم دروغش را باور کنه باست قسم میخوره خداوند هیچ دروغ خوش نداره زکی جان سنفی تا بگو که خداوند خوش نداره دروغ کس بگویه فرمان چارم خداوند نیبود که روز سبت یادتان نره روز سبت براتان روز مبارک باشه او را مقدس داشته باشین روز سبت کنم روز اسمان جان یادت است که خداوند در چند روز دنیا را سخت؟ آهان ماری جان خداوند در شش روز دنیا را سخت یادم است برما کسا کرده بودی آفرین بچه ام خداوند در شش روز دنیا را هست کد در روز هفتم دیگه هیچ چیز را نسخت گفتی روز استراحت باشه خداوند گفت در هفته شش روز کار کنین در روز هفتم روز سبت باشه که کس کار نکنه فقط خداوند پرستش کنه خداوند بر قوم اسرایل گفت نه خودتان در این روز کار کنین نه مزدورتان کار کنه و نه سرخر و گوتان کار کنین دیگه حکم خداوند ای بود که پدر و مادر تقدر بده و احترامشانه که عمره دراز داشته باشی این حکم پنجان بود ماری جان؟ آهان بچه ام اگر کس مادر پدر خود احترام کنه راستی است که عمره دراز می داشته باشه؟ آهان بچه ام در بین امی ده فرمان که خداوند داد امی فرمانش یک واده هم داره چطوری یاد نه مادر جان؟ در دگه فرمانها خود خدا گفت که این کارا کنین و این کارا نکنین مگرم در این فرمانها خود گفت که پدر و مادر تانا دوست داشته باشین نه برشان احترام کنین اگر این کارا کنین عمره دراز می داشته باشین یعنی هر کسی که به گپ مادر پدر خود کنه آهان خداوند خوش نداره که کسی کسی دیگر بکشه آهان بچه ام خداوند نمی خواهی که ایچ کسی کسی بکشه چی که کسی سر کس قاشبه و نفر بکشه یا ای که به حساب کی نباشه یا به خاطر دوزی باشه به هر خاطر که باشه قتل قتل است و خداوند میگه قتل نکنین فرمان اطتم خداوند ای بود که گفت زنا نکو خداوند میخواهی که هر کدام ما پاک زندگی کنیم امتوکه خداوند برای آدم عوار ساخت خداوند میخواهی که هر زنوشوی دوز باشند و اولادای خودم دوز داشته باشند و ایسای مسی میگه اگه طرف دختر یا زن مردم به چشم بد سایی کنین گناه کردین ما مسیان باید امتوک پاک زندگی کنیم که خداوند میخواهی در فرمان اطتم خداوند گفت دوزی نکو چی را دوزی نکنه؟ خداوند گفت دوزی نکو نگفت که چی را دوزی نکو یعنی ایچ کس حق ندارد چیز را که به دگه کس مربوط است برا خود بگیره آهان دوزی رنگ رنگ است کسی پیسه کسی دوزی میکنه کسی مال مردم را دوزی میکنه یک قلم یک صنفی تا مگه پود بگیری دوزی است کلش دوزی است آهان خداوند میگه دوزی نکنه بل ایچ چیز را کسی دوزی نکنه در فرمان نام خداوند گفت دروغ نگو آهان مانه جان خودت اردفع برمیگی که دروغ نگوید خداوند دروغ خوش ندارد یک روز از کلام شنیدم میگفت اگه کس بفایده یک کس دروغ بگوید خیلی اگه دروغ بگوید نه به نظر من ایک گفت صحیح نیست ایچ وقت دروغ نگو بخاطر که خداوند راستی را خوش داره و آل شنیدین که خداوند میگه دروغ نگو یه عمر خداوند است فرمان خداوند یعنی عمر خداوند اگران کسی ببینی که دروغ میگه باز جفیقاش یا بیادرش بخاطر که کم نبیه میگه که او راست میگه برای حسود دروغش کمک میکنه بچه میرام خداوند خوش نداره وام دروغ است خداوند میگه شهادت دروغ ندارید یا کلش دروغ است غورت درش است نی؟ آمده جان اگر از پیش دکاندار غوره بخرید او را در پاکت قاغزی برد بده امو غوره است یا نی؟ آمده جان اگر امو غوره را در خلطه پلاستیکی برد بده بازم امو غوره است یا نی؟ آه تنا خلطهش دگه است برای اینکه بانی غوره او امو غوره است آه دروغ هم دروغ است فقط اون گفتن دروغ فرق میکنه کسی به یک رخم دروغ میگه کسی به دگه قسم مگرم خداوند میگه دروغ نگوین فرمان دوم خداوندی بود که چشم تانه در مال و دارایی و خانه و ناموس مردم نگیرین مال جمعی را نفهمیدم چی معنی داره بچه این بسیاری مردم را دیده باشی میگن فلانی خانه داره کاش کم و خانهش از من میبود اون نفر را ببیدی چه خوب مال خوبش داره کاش کم و مالش از من میبود این را میگن چشم خدا در مال مردم گرفتن اطمن این را خداوند به خاطر گفت که مردم چشم خدا در مال یکی دگه میگرفتن باز وقت که اون مال از خود کردن نمیتونستن سایب مال را میکشتن و مالش را میگرفتن پس ناموس خاطر خداوندی فرمان را بر مردم داد آه اطمن امی آلم امی گب است هر کسایی که دوزی میکنند یا آدم میکشند به خاطر امی است کشت چشمشان در مال و زندگی مردم دگه است یا یکان کسی دگه را دیده باشی مثل خالا شاگل هر کسی که بیمینه کالای نو خریده باشه میگه از سر تبیل بانه من چون چرا هر کسی که میبینه کالای نو خریده باشه یا چیز میگه از سر تبیل بانه این را بچه مصادت میگن بسیاری مردم یادت دارند این کار هم خداوند خوش نداره این کار هم امو مانه را داره که چشمشان در مال و زندگی مردم بگیرید اگر ما دیگه مردم را دوز داشته باشیم یچ فرق نمیخواییم که برشان بدی کنیم یا چشم خود را در خانه و در مال و زندگیشان بگیریم مانه جان این همین فرمان خداوند بود؟ آه بچه هم خداوند این 10 فرمان را برای قوم اسرائیل داد که در زندگی خود کامیاب و خوش باشند و زندگیشان آرام باشند مانه جان مگه ایسای مسیح کله این 10 فرمان را در دو فرمان خلاسه کرد نه؟ آه ایسای مسیح گفت خداوند امرای کله قلب کله اقل و کله جانت دوز داشته باش تا حکم دوم خود گفت که همساییتم مثل خود دوز داشته باش گفت همه که خود دوز داری همساییتم دوز داشته باش آه هر کس خوده دوز داره اگه دگه را مثل خود دوز داشته باشیم دگه هیچ وقت برای کس بدی نمی کنیم آه دگه نه دمال کس چشم خوده می گیره نه کسم می کشه کس مجبور نمی شه که دراغ بگیر آه بچه ایم وقتی که خداوند برای قوم اسرائیل 10 فرمان را داد برای موسا گفت که من برای دو دانه تخت سنگ میتم که کلهی 10 فرمان داوه نشته شده مردم وقتی که ای تخت سنگ ها را ببینن بفامن که ای شریعت و فرمان های خود خداوند است مردم دگه طاقت شنیدن گپای خداوند نداشتن بسیار ترسیده بودن بمی خاطر کله گی برای موسا گفتن که خودت سرکو برو خداوند هرچی که می خواهی برای تو بگویا و تو بیا برای ما بگو و هرچیز را که تو برای ما بگویی ما قبول میکنیم موسا سرکو رفت و خداوند بغیر از او 10 فرمان دگه قانون و مقرارات هم که مردم بتانن در خوشی و آرام زندگی کنن برش داد خداوند میخواست که کل قوم گتی یکی دگیه خود به انصاف و میربانی رفتار کنند و یکی دگیه خود را دوست داشته باشند من که در این چند وقت قصه قوم استحاله شده ایم به نظرم قوم استحاله هم مثل مردم ما زیاد جنگ و دوا و دشمنی داشتند حتی سر یک بلچه کنام مثل کاکا خیراو و بچه کاکا قاسم جنگشان میخیده و دشمنیشان شروع میشه ها راستیم من خود سر این کاکا خیراو و بچه های کاکا قاسم خنده میگیره چقدر ساده هستند یک سال هست که دشمنیشان خلاص نمیشه بچه ایم بسیاری مردم ما در این آل و روز استند هر روز در دشمنی و دوا و بدبختی زندگی میکنند به نظرم هم این فرمان های خداوند بر مردم ما هم است که زندگیشان خوب شوه خب مرده جان که سر را بگو گفتی خداوند برقم اسرائیل دگام قانون هم داد دگه قانون ها و مقررات خداونی بود که مردم باید بیوزن ها و یتیم ها را کمک کنند بخاطر که بر از او بچار ها بسیار سخت بود بردیقان ها و زمیندار ها ایتون قانون داد که کل میوه خود را جمع نکنند یک کم میوه را در درخت ها بانند که مردم که خریده نمیتونند از امو درخت ها بچینند و بخورند در زمین ها هم یک ذره گندوم و جواری خود را ایلا کنند که مردم که ندارند او را بگیرند خداوند برشان گفت که اگه کسی قرضدار تان می باشد و شما چپنش را گرو می گیدین برشان اگه پیسی تان هم پس داده نتانست چپنش را برش پس بدین که شاو خونک نخوره میشه که او نفر غریب غیر از امو یک چپن دیگه هیچیز نداشته باشه که شاو سر خود پرده و زیرش خواه کند خداوند گفت اگه چپنش را گریدی و برش پس ندادی او نفر غریب پیش ما ناله کند من ناله شا مشنوم و به دادش می رسم و تو را جزا میتم بخاطر که من خدای مهربان استم خدا دباره ایوانا و پرندام مقررات داد که مردم بفهمه که خدا در فکر ایوانا و پرندام است آه خداوند کلی چیزا را پیدا کرد ایوانا و پرندام خداوند پیدا کرد اصلا صاحب اصلی کلی چیز خداوند است آه بچه، وقتی که خداوند برای قوم اسرائیلی قانونا را داد برشان نشان داد که من خدای مهربان استم و ایچیز و ایچ کار از نظر ما پت نمی ماند خداوند ای را برشان نشان داد که در فکر کلگی است هم در فکر غریبا هم در فکر بیوا و یتیما در فکر کلگی است وقتی که گپای خداوند خلاص شد موسا را گفت، آله برو و برای قوم اسرائیل کلی ای گپا را که شنیدی بگو همونطور که خداوند برای ابراهیم وعده کرده بود که نسل او را برکت می توا و او را در سرزمینی که برشان وعده کرده بود می رسانه برشان گفته بود که نسل ترا مثل ریگ دریا زیاد می سازم یادتانست که خداوند برای ابراهیم ای واده کرده بود؟ آه چطور نیست خداوند برای ابراهیم گفت که از خیمه بیرون بیا واز برش ستاره آسمان را نشان داد برش گفت که نسل ترا مثل ستاره که در آسمان می بینی همه قضیات می سازم آه یاد ما همست حال نسل ابراهیم که از زنش سارا و بچهش اصحاق بود بسیار زیاد شده بود و یک قوم بسیار کلان جور شده بود قوم اسرائیل؟ آه بچهم قوم اسرائیل یادتانست که اسرائیل کی بود؟ اسرائیل نام یعقوب بود خود خداوند نامش اسرائیل من قوم اسرائیل هم نواسه و کواسه یعقوب بود آفرین بچهم یادتانست بعد ازی که موسا کل گپای خود را برای قوم گفت خداوند باز امرای موسا گفت زد و برش گفت میخوایم که تا قوم اسرائیل حد و پیمان بست کنم اگر شما به گپ ما کنین و کل دستورای ما را که براتان دادیم به جایی بیارین و از گپای ما سرکشی نکنین من شما را سر دشمنهایتان پیروز میسازم و نان و آوهتانا برکت میتم و مریضیایتانا از بینتان دور میکنم و برتان اورادای سالم میتم و عمرتانا دراز میسازم و شما قوم خواست ما خواد بودین برم شه و همه قبص است بگوی یک دره دیگهش هم منه چون نه بچهم برم شه و همه قبص است از بیپی که زورگه که خواه برده خواه صحیح است مادر جان خوب اطفال عزیز داستان امروز تانم شنیدین بسیار داستان جالب بود دفتر اینده حالا جانتان ادامه داستان برتان قصه میکنه اطمن کوشش کنین که داستان افتی آینده را بشنوین خوب اموطره که من در اول برنامه برتان گفتم اطمن بخاطر دریافت کتابایی که بر شما اطفال نازنین داریم برما فرمایشتان روان کنین و یادتان نره که فرمایشتانا هم از طریق پوست با ادرسه که داخل برنامه برتان گفته میشه و هم از طریق ایمیل با ادرسه info at afghanradio.org میتانین برما روان کنین خوب ازی که وقت برنامه ما به پایان خود رسیده و برنامه اینده تمام شما اطفال نازنین با خداوند میسپاریم برکات ایستای مسیح خداوند با شما باشه ایستای مسیح خداوند با شما باشه من از رت می کشم که بسا مورسم من از رت می کشم که بسا مورسم دیگه چطور برانو مو برسم های دوستانه خوند که باشو مورسم با وساله حضور خدا راکو جاس راکو جاس راکو جاس میره شانه دمه سما با وساله حضور خدا راکو جاس راکو جاس راکو جاس موسیقی نامی آنکه در آوه تپا دشمن هز جسم نیست بلکه دشمن رو آد شب و روز در دینام که بسا آن رو آد آیا که میرا سات بسا ما با وساله حضور خدا میرا سات بسا ما با وساله حضور خدا راکو جاس راکو جاس راکو جاس میرا سات بسا ما با وساله حضور خدا