Paul's Journey to Rome

  30 minutes

  24 March 2025

In this programme, you will hear the story of Paul's sea voyage to Rome. They were adrift on the ship for fourteen days. As a result, all the passengers had lost hope of survival. None of them wanted to eat anything. At that moment, an angel of God said to Paul, "Do not be afraid, Paul, for you must stand before Caesar, and God has granted you the lives of all those who are with you." Paul conveyed the angel's message to the passengers and said to them, "Therefore, gentlemen, be of good cheer, for I believe God and know that it will be as I have been told." As the angel of God had said, not only the apostle Paul but all the passengers on the ship arrived safely on the shore of a small island in southern Italy after the terrible events.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راژیو صدای زندگی شناندگان عزیز سلام شما آواز ما را از راژیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موجه کوتای 31 متر بند پخش میگردد داستانهای دنبالدار سلام شنونده های عزیز و گرده ها امیدواری هر مجایی که استه با خانواده هیتون در آسایش بسر برده آماده ای شنیدنه برنامه ای این نوبت ما باشید دوستان محرمان بعد از اون که ایسای مسید در رای دمشق به وزایر میگردد پولس از جانب ایسای مسید رسالت میگیرد که به سوئی ملال جهان برود و مجده نجات او را در میان آنها پخش کند تا چشمان ایشان بازگردد و از ظلمت به سوئی نور و از قدرت شیطان به سوئی خدا برگردند وقتی مباعثه ای پولس با اگریپاس پادشا و فیستوس آکم رومی بپایان میرسد اگریپاس و فیستوس به این نتیجه میرسند که پولس جرمی را مرتقب نشده است که مستجب اعدام ویا عبص باشد و اگر او از امپراتوری روم تقاظای دادخوایی نکرده بود میتوانست آزاد گردد چند پیش از این مباعثه ایسا در رویا با پولس گفته بود که او باید برون برود و در آنجا درباره او شهادت بدهد دوستان محرمان به این ترتیب اراده خدا در مورد پولس انجام میشود چون فیستوس دیگر نمیتوانست به قضیه پولس رسیدگی کند قرار بر این شد که او را برون بفرستد حالا بیایید بشنویم که در این سفر چی بر سر پولس می آید خوب شد آمدی مارتا جان دیروز معتلت بودم نامدی دیناروز بچه خوردم پای خود را در سنگ اوگار کده بود او را پیش دکتر قریه برده بودم که تدویش کنم خوبی چطور خراب کار شد پایش زیاد زخمی خب نشده را رفته میتونه آره را میره فقط گشت پایش کمک زخمی شده استخان پای شکر خدا صدمه ندیده خدا را شکر غم نخو زود خوب میشه بخید دختر ما مارنج خودا زخمی کده بود در چند روز خوب شد یک کم ملم زخم در خانه دارم اگه کارش شد بگو که برد بیارم مارتا جان چی برد بیارم دوغ میخوری یا برد یک پیال شیر بیارم خوارک از دوغ شیر کده یک پیال آب بده که القم تازه شوه خو خو بسیار خوب اینه اینه از کوزه آوی یخ برد میارم ما خب ندانستم کدید پیش شمون بروم قصه پولس رسوله کده اغریباس پاتشا بشنوم تو بگو اوروز چی شنیدی؟ بیا که برد قصه کنام اینه اینه خوارک میایم اینه اینی هم آو بگی زنده باشی تشکر خو قصه کومارتا جان بین پولس و اغریباس چی گفت شد؟ وقت گفتگوی پولس و اغریباس خلاس شد خو فیستوس از اغریباس پرسان کده که پولس مجرم است یا نی؟ خو اغریباس برش گفت پولس مرتکبه هیچ جرم نشده راست گفته ویدیو پولس برش گفت راست گفته ویدیو پولس به اگر زنگ روم کردی اغریباس را رای خود شدی نگاه خود رای خود شدی درست است خود پولس از فیستوس خواهش کرده بود که اگر زنگ رومی را را راست میکشه تا درابر امپراتور روم ماکما شود از این خاطر خود فیستوس نمیتونست که به قضیه پولس رسیدگی کنه فیستوس باید پولس را برام روان میکرد بله زولیخا اگر یادت باشه وقتی پولس در بندی خانه بود یک شه ایسا در رویا به پولس گفته بود که او باید به روم بره و در باره اون به مردم شهادت بده بله آم اینه به این رقم اراده خدا انجام میشد هلولویا آمین بگو که سفر پولس رسول به طرف شهر روم چطور شروع میشه زولیخا جان پیش از این که برات بگویم پولس چطور به روم سفر میکنه یک گفت درگره باید برد بگویم بسیار خوب بگو خوارجان بگو شمعون میگفت پولس در این سفر تنها نبود کی کتش بود؟ لوقا کتش بود امو کسی که غیر از انجیل لوقا کتاب اعمال رسول ها را هم نشته کده خوب خوب خیلی لوقا تمام وقایی را در این سفر به چشم سر خود دیده بوده؟ بله از امی خاطر وقتی قصه سفر پولس به روم نشته میکده خوب از صورت جم کار میگیره مثلا میگه ما از اینجا به اونجا رفتیم یا میگه ما این کار را کدیم یا ما به کجا رسیدیم خوب خوب خوب وقتی قرار به ای شد که ما از رای بحر به ایتالیا سفر کنیم پولس و چند زندانی دیگره به یک سایه منصب رومی به نام یولیوس تحویل دادن بعد از اون به یک کشتی که آزم بندرهای ایالت آسیا بود سوار شده حرکت کدیم در کشتی یک آدم به نام عرسترخوص مقدونی از احالی اتصال مکی همراهی ما بود روزی بعد در بندر سیدون لنگرن داختیم یولیوس به پولس محبت کرد به اون اجازه داد که در بندر سیدون به دیدن دوستای خود بره ضروریات خود از اونا بگیرند از اونجا بار دیگر رای بر در پیش گرفتیم چون بعد از جهت مخالف بیوزید از هاشه قبرس که بادپناه بود تیر شدیم پس از تیر شدن از آبهای قلیقیا و پنفیلیا و لیکیا رسیدیم یولیوس در اونجا به پشتی اسکندریی را که آزم ایتالیا بود پیدا کرد ما را سوار اون کشتی کرد روزای زیاد آهست آهست پیش می رفتیم تا ای که با زحمت بسیار به بندر کنیدوست رسیدیم چون بعد مخالف ما بود جهت دیگر را در پیش گرفتیم پشتی را از کنار دماغ سلمونی و ساحل جزیره کرید که بادپناه بود راندیم به سختی از اونجا گذاشته به نزدیکی های شهر لسائیه به جایی بنامه بندر نک رسیدیم ما وقت زیاد را تا اینجا در سفر گذارانده بودیم دیگر ادامه سفر ما با خطر روبرو بود زیرا سمان زیاده از روز کفاره که در اوائل خزان از گذاشته بود از همین سبب پولوز با اونا نسید کرد آقایان میبینیم که سفر ما از اینجا ببند پرخطر خواهد بود و کشتی و بارو خساره زیاد خواهد رسید و بر خود ما هم طلفات جانی خواهد داشت اما صاحب منصف رومی برفای ناخدهای کشتی و کسی که صاحب کشتی بود بیشتر توجه داشت تا به گپای پولوز چون او بندر بر اقامت زمستانی نمراسب بود اقصد اونا سلا دانستن که از او جا حرکت کنن تا شاید به فینیکاس برسن و زمستان را در او جا که ایک بندر کریطی و روبع شمال غربی و جنوب غربی هست بگذارانند موسیقی تا جایی که من می فهمم پولوز رسول زیاد مسافرت کده بود او یک مسافر با تجربه بود وقتی او گفت که از ای پیشتر نرن زمستان در منجه تیر کنن چرا گفتش گوش نکدن پولوز در اصل نبوت کده بود که اگر پیشتر از ای برن به مسافرا و به بار و به خود کشتی خساره وارد می شه یک دلیلش خودخواهیست دلیل دگیش ای می تانه باشه که اونا پولوز رسول خوب نمشناختند تا ام راست میگی لوقا از روز کفاره گفت گفت که بسیار وقت از روز کفاره تیر شده بود روز کفاره کدام روز از یادم رفته؟ مطابق شریعت یهود روز کفاره یک روز در اوائل فصل خزان است که کاهن ازم بر کفاره گناهای قوم یهود قربانی می کند خب خب تو خود اباری کفاره می فامی که خون یک هیوانه مطابق شریعت بخاطر خلاص شدن از قذب خدا می ریزند آه بله می فام به هر حال بیا که ببینیم در این سفر چی گفت می شه خب بسیار خوب آه لقا از روز کفاره گب زد گفت که بسیار وقت از روز کفاره تیر شده بود روز کفاره کدام روز از یادم رفته؟ زلائقه جان مطابق شریعت یهود روز کفاره یک روز در اوائل فصل خزان است خب که کاهن ازم بر کفاره گناهای قوم یهود قربانی می کند خب تو خود اباری کفاره می فامی که خون یک هیوانه مطابق شریعت به خاطر خلاس شدن از غذاب خدا می رزند تو راست می گیره می فامم به هر حال بیا که ببینیم در این سفر چی گفت می شه بسیار خوب موسیقی پس وقت نسیم جنوبی برخواست به گمان ای که به مقصد خود رسیدن لنگر کشتی را برداشتند از نزدیک کناره یک ریت گذاشتیم اما طولی نقشید که یک باد شدیدی که به باد شمال شرقی محروف است از خشکی به طرف ما برخواست و خود با کشتی زد در اون زمان ما قادر نبودیم کشتی را مستقیمن در خلاف جهت باد هدایت کنیم بنابراین خود را به دست باد سپردیم تا به جوریان او پیش بریم در پناه جزیره کوچکی به نام کاودا با زحمت زیاد دوانستیم قایق کشتی را به اختیار خود تره هاریم اونا قایق را به کشتی سوار کردن و با تناب اعتراف کشتی را به حکم بستند و از ترسی که مبادا کشتی در جای کم آمق خلیج سیریتیس گیر کنه بادبان کشتی را پایین کشیدن و ما همچنان با جوریان باد پیش می رفتیم باد شدید ادامه داشت به طوری که روز دوم بار کشتی را به بهر ریختند در روز سیوم بادستای خود اسباب و لوازم کشتی را به بهر انداختند روزهای زیاد نه افتاق بچشم می خود و نه ستاره ها باد همچنان با شدت میوزی و دیگه هیچ امیدی به نجات ما نبود من تا باله هیچ وقت در دریافت کشتی زفر نکدیم لوقا گفت که با زامت زیاد تانستی این کشتی را در کنترول خود بیاریم راستش پرسان کنی من مانای این گبه او را خوب نفهمیدم زولیخا هر کشتی از خود یک یا چند تا کشتگک های خورد داره که بر نجات مسافر ها از او استفاده می شه وقت که هوا خوب باشه این کشتگک ها را در پشت سر کشتی کلان بسته می کنند وقت که هوا توفانی می شه کشتگک های نجات را داخل کشتی می ارند در بغلای کشتی بسته می کنند وقت که دریافت توفانی شده کشتیبان ها بادبان های کشتی را پایین می ارند تا بعد کشتی را این طرف و طرف نبره غیر از این تا جایی که من شنیدم کشتیبان ها وقت توفان کوشش می کنند که چوبای چار طرف کشتی را به همدگه شخ بسته کنند که موجای توفان کشتی را نشکنانه خواه خواه معلوم می شه که کشتیبان ها این کارها را کده بودند اما طور که لوکا گفت در روز اول بار کشتی در روزهای دگام کشتیبان ها دگه وسایل کشتی را به دریافت داختند تا کشتی سبک شوه آهان اون طور است می گن باد چارده روز کشتی پولس را کتخاد به طرف غرب پیش برده بود از امی خاطر کسایی که در کشتی بودند نمی فامیدن که در کجا هستند در امو چارده روز آسمان عبری بود دائم باران می بارید آهان اطمن او در داخل کشتیا هم جم شده بود اونا اتا ستاره را هم نمی دیدن که بفامن کدام سن روان هستند به گمان من در ایتر یک حالت ایتمال غرق شدن کشتی و مسافر ها بسیار زیاد است از امی خاطر در کشتی همه گیومیده خود از دست داده بودند خوب با هر حال بیا که ببینیم در این توفان سر کشتی و مسافر ها چی گره می شه بسیار خوب موسیقی مدت زیاد بود که مسافر ها گرست نمانده بودند اونا می دیدن که کشتیشان در میان آبهای توفانی سرگردان است روزی پولس در میان مسافر ها استاد و به اونا گفت دوستان کشت شما برخواه ما گوش می دادید و از کریت سفر نمیکردید تا این قسم زرر و زیان نمی دیدید خوب حالا که ات شده از شما می خواهم که خود را نبازید ایچ زرر با جان ایچ کس نخواد رسید بخواد کشتی از دست ما خواد رفت زیرا دیشب فرشته ی آن خدایی که ما از او هستم و او را می پرستم در کنار ما استاده شد و گفت ای پولس نتست زیرا تو باید در حضور امپراتور حاضر شوید و خدا جان همه هم سفرانت را به تو بخشیده است پس آقایان باید قوی دل باشید زیرا من به خدا ایمان دارم و می دانم همونطوری که به من گفته هست فاعد شد ما به زودی با کناره یکی از این جزائر در این نزدیکی ها رانده خواهیم شد وقت شب چارده هم فرا رسید ما هنوز در بحیره ایدریاتیک ازیس و به اوسو رانده می شدیم نزدیک های نصف شب کشتی رانان احساس کردن که به خشکی نزدیک می شند پس عمق آب اندازه گرفتن فهمیدن که کشتی در عمق تقریبا 38 میتری آب قرار داره اندک باد دوباره عمق هوا اندازه گری کردن دریافتن که کشتی در عمق 27 میتری آب قرار داره کشتی رانان چون می ترسیدن که ما با دا کشتی به سنگهای زیر دریا تصادم کنه چهار لنگر کشتی را از چهار طرف و داخل بحر انداختن دعا میکدن که زود روز شبه چیزی نقصرشد که کشتی رانان وسه وسه شدن که کشتی را ترک کنن اونا برای عماری ساختن نقشه خود می خواستن که قایق از جلب کشتی به آب به اندازن و فرار کنن پولس که متوجه این موضوع شده بود بسایه مساب و اساکر رومی گفت اگر کشتی رانان در کشتی نمانند نجات شما ممکن نخواد بود آنگا اساکر رومی تنابای قایق بریدن و قایق در آو ایلاه کردن کم پیش سپیده دم پولس به همه اصرار میکد که چیزی بخورند او به مسافران کشتی نگفت امروز چاردر وز است که شما در تکلیف استین و در طول این مدت چیزی نخوردین از همه شما میخوایم که چیزی بخورید زیران نجات شما بسته به ای است این را هم باید بفامید که موی از سر هیچیک شما کم نخواد شد پولس در حالی که این گفت ها را میزد نان را برداشت و در حضور همه اینا پس از این که خدا را شکر کرد او را پارکد و شروع بخوردن کرد پس از اون همه قوی دل گشتند و شروع بخوردن نان کردند در اون زمان تعداد ما در کشتی جمن 276 نفر بود پس از او که همه سیر شدند بقیه غلر را به بحر ریخدند تا کشتی سبک شد وقتی صبح شد کشتیرانان خوشکی را که از دور بیدیدند نرشناختند اما متوجه قلیه با یک ساحل ریهی در اون نزدیکی ها شدند تصمیم گرفتند که در صورت امکان کشتی را در اونجا به گل بشنند سپس بند لنگرها را بریدند و اونا را در بحر علا کردند همون وقتی بند های سکان را هم شل کردند و بادبان جلوی کشتی را بالا کشیدند بعد کشتی را یک راست به طرف ساحل برد در همین وقت کشتی به یکی از طباهای زیر آب برخورد کرد و در اونجا گیر کرد دماغی کشتی ثابت و به حرکت مانده بود ولی قسمت احقب کشتی در نتیجه برخورد با امواج شدید در هم شکست در این موقع اساکر فکر میکردن بهتر از زندانی ها را بکشند اونا میترسیدن مبادا یکی از اونا با شنا فرار کنه اما صاحب مذهبی که میخواست پولس سالم به مقصد برسانه مانی انجام دادن این دخشی اونا شد او عمر کرد اول کسایی که شنا بلد هستند خود از کشتی به داخل او به اندازند و خود را به خشکی برسانند بقیه یا روی تختپاره ها و یا هم روی قطعات کشتی به دنبال اونا بروند به این ترتیب همه ایما صحی و سالم به خشکی رسیدید زولای خا، چرا اسکرای رومی میخواستن که بندی هایشان را با کشند؟ مارتا جان، در او زمان متابق قانون امپراتوری روم اگر کدام بندی از بندی خانه یا کدام جای دگم میگرد کسایی که وظیفه نگاه دادن برسانه برسانه برسانه برسانه برسانه برسانه برسانه کدام جای دگم میگرد کسایی که وظیفه نگاه داری بندی هارا داشتن امو جزایی را میدیدن که سر بندی اکم شده بود یعنی اگر بندی باید که به سلیب کشیده شوه بجویش امو سرباز یا نگابان به سلیب کشیده می شد که وظیفه نگابانی او را داشته از امی خاطر ازکرا از ترسیه که مبادا بندی ها بگریزن می خواستن همگیشان بکشن ولی صاحب منصبشان نمانده شانه او میخواست که پولوس سالم برون برسانه اینه به این رقم امو طوری که فرشته خدا به پولوس گفته بود همگی سالم به خوشگی رسیدن خدا را شکر موسیقی شنوندگان عزیز از شما تشکری میکنیم که تا این جای برنامه ما را امروی نمودید دوستان مهربان شما در این برنامه داستان سفر پولس را در دریاب سوی روم شنیدید آنها مدت چارده روز در کشتی در دریا سرگردان بودند از این رو همه مسافران امید زنده ماندن را از دست داده بودند هیچیک از آنها تمائل بخوردن چیز نداشت در این زمان فرشته خدا به پولوس گفت ای پولوس نترس زیرا تو باید در ازور امپراتور آزر شوی و خدا جان همه امسفرانت را به تو بخشیده است پولس پیام فرشته خدا را به مسافران بیان کرد و به آنها گفت پس آخوایان باید قوی دل باشید زیرا من به خدا ایمان دارم و می دانم امن طوری که به من گفته شده است انجام خواهد شد شنهدگان عزیز امن طوری که فرشته خدا گفته بود نه تنها پولس رسول بلکه همه ای مسافران کشتی بعد از واقع این آگوار بسیار سالم به سائل یک جزیره کوچک در جنوب ایتالیا رسیدن حالا در این جزیره چی عوادس اتفاق می افتد؟ آیا سر انجام پولس بعد از این همه ماجراها برون خواهد رسید؟ تا بشارت را که از جانب ایسای مسیح با اودادارت دراندیار به مردم برساند؟ شما پاسخ این همه پرسش ها را در برنامه آینده خواهید شنید به امین امیدواری برنامه این نوبت خش را به پایان میبریم تا برنامه آینده شما عزیزان را به خدای پر از فیض و راستی می سپاریم لالالالالالالالا بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی مجھ راحت کی ندیو پر باست میرا خدا لے جاتا ہے میری جان بحال کرتا ہے بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست لالالالالالالا چاهی موت که سایه کیهی وادی سے من چگی گزرونم تو جو پاس هست میرے خدا من کسی بلا سے کیو درونم مجھ راست هست تیری وفا بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست میره دشمنو که سامنه تو میرا میز لگاتا ہے خوشحال کرتا ہے مجھ کو بھرپور میرا پیالا ہے و مجھ کو پیار دکھاتا ہے بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست بخدا میرا چروحا ها هست هی یکی مجھه تیری رحمت میره سات رهی امر بھر هوگا صدا میرا بھلا گر تو هست میرا همسفر تیره گھر رهونگا من صدا بخدا میرا چروحا ها هست مجھ کو کمی نه ہوگی بخدا میرا چروحا ها هست لالالالالالا