Judging Others and Boasting

  1 hour

  26 October 2025

James 4:11-16 warns against speaking evil and judging others, as this usurps God's role as the sole judge and lawgiver. The passage encourages Christians to avoid slander and criticism, recognise the fragility of life, and instead live in humble dependence on God's will for their future plans. Key takeaways include the dangers of using others to feel superior and the folly of making plans without acknowledging God's sovereignty.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سلح و آرامش به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که در هفته های گذشته ما برنامه های تکراری داشتیم و شما با وجود از او هم با ما تماس گرفتین، یک جهان سپاس کذار استیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنوید. امروز ما مهمان ما باسم برادر جاویدان استند. سلام جاویدان جان خوش آمدید به برنامه راز زندگی. سلام برادر شاید. تشکر برای که باس یک بار دیگر دعوت نمی دهد به این برنامه و برای همه تماس بینان و برادران خوهران محبوب سلام و شاد و خرسند باشد. زیرا که ایسای مسه شما را دوست می دارد. آمین آمین. خب دوستهای عزیز ما گفتیم چند هفته برنامه های تکراری داشتیم و در این چند هفته هم ما شاهد خبرهای بده از افغانستان بودیم حملات پاکستان بر افغانستان نه تنها در کابل بلکه همچنان در ولایات شرقی و جنوبی و یکتداد از موطنان ما کشته شدن و یکتداد هم زخمی شدن خانه ها خراب شدن و یکتداد هم بی جا شدن این واقعا همه ما را رنج می ته و درد است یعنی به این مناسد که وقتی ما در یکی از جلسات بودیم در یونان و یکی از افغانهای مسیحی او گفت که امی لحظه یک بم در منطقه تایمنی کابل انفجار کرد و مادرشان که می خواستن جای برند اونا این ویدیو را روان کردند و ما دیدیم که مردم آلت عادی داشتند ولی این بم انفجار کرد در کابل و حتما هر بم ای که انفجار میکنه هر راکتی که زده می شه این زخمی از خود به جای می مانه و ضرر می رسانه به مردم و همچنان به خانه های مردم و بدتر از همه که سلح آرامش مردم را می گیره و این واقعا درد آور است ولی همچنان از طرف دیگه خوش استیم که طالبا و دولت پاکستان اینا با هم توافق کردن و یک آتشبس را برقرار کردن و می خواهند که مشکلات خود را از راه مذاکره حل کنند ما مسیحی ها همیشه برزد جنگ هستیم ما همیشه برزد جنگ هستیم هر گونه جنگ و خشونت برزد مسیحیت هست برزد تعالیمات مسیح هست و ایسای مسیح ما می خوانیم در کتاب مقدس چی در عهد عتیق و همچنان در عهد جدید منحیث شهزادی سلح نام دارد و درس های از او تعالیمات از او در مورد سلح و آشتی است و ما خوش استیم که خوهرا و برادرهای تاجک ما تقریبا بعد سالهای نوود پنگ در سی سال آخیر نام تا حدود سلح دارند یک مقدار زمان اونا هم جنگ های داخلی وجود داشت ولی خوشبختان او جنگ ها ختم شد و آلی در سلح زندگی می کند جاویدانجان می خوایم شما در این مورد وقت شما می شنوید که ای جنگ های در افغانستان رخ می دهد خوهرا و برادرهای تاجک ما بخصوص مسیحی ها شما چی دعا می کنید و چی فکر می کنید در مورد این؟ اولش که بدارشوی بیاید که در اونجا مسیحی ها زیاد شدند و ما می خواییم سلح و ساشتگی بیاید به این دولت و ما چکر که گفتید سالهای 92 تا 97 جنگی شهروندی داشتیم بسیار مشکلی ها داشتیم در تاجکستان و در حاله که ما اون وقت خورد بودم بسیار لیکن اون مشکلی ها در خاطر هم هست کمتر و اینی زمان گفتمه شود که بسیار سلح هست لیکن دو سال پیش بین قرغستان و تاجکستان هم کمتر منقشه ها بود که من الاخنون بیرون از تاجکستانه که می بینم که بین تاجکستان و قرغستان سلح بستند و حاضر بین تاجکستان و قرغستان و ازبکستان اصول هست و مناصبت خوب دارند بسیار خورسند هستند و تاجکا بسیار خورسند هستند برای این چیز لیکن افسوس برای افغانستان کمتر مایوس می سازد برای آنجا وقتی که امریکا بر آمدند ما بسیار شنیدم که حتی کسان از گروسنگی فرزنده هاشون رو فروختند نمی دانم راست هست لیکن دروخ لیکن این دل را بسیار می شکند وقتی که این چیز را می شوندم از طرف افغانستان ما دعا می کنیم که آنجا صوح بیاید و خوشبختی بیاید برای مردم آمین آمین واقعا ما می خواهم اینجا چند آیت را از کتاب مقدس بخوانم از متا فصل 26 آیه های 47 تا 52 در این آیت ها می بینیم که وقت رهبرای مذهبی می آیند که ایسای مسیر را دستگیر کنند این نوشته شده می گه ایسا هنوز سخن می گفت که یهودا یکی از آن دوازده شاگرد امراه با گروه زیاده از کسانه که شمشیر و چوب به دست داشتند و از جانب سران کاهنان و بزرگان قوم فرستاده شده بودند با آنجا رسیدند یهودا خاین با آن جمعیت نشانی داده بود که هر کسی را که بوسیدم همون شخص ایسا است پس یهودا مستقیم به طرف ایسا رفت و گفت سلام استاد و او را بوسید ایسا با او گفت ای دوست کارت را به زودی انجام بده پس آنها پیش رفتند و ایسا را محکم گرفته دستگیر کردند در این لحظه یکی از کسانه که با ایسا بود دست انداخته شمشیر خود را کشید و با غلام کاهن اعظم حمله کرد و گوش او را برید ولی ایسا بالا گفت شمشیر خود را غلاث کن هر کسی شمشیر بکشت، به شمشیر نیز کشت ش در این آیت درس بزرگ ایسای مسی به ما میتا اول ایسای مسی چی میگه؟ میگه شمشیر خود را غلاف کن یعنی که دگه خشونت نکو خشونت نکو دگه خشونت نکو این عمر ایسای مسی هست ولی چی میگه؟ میگه هر کسی شمشیر بکشت، به شمشیر نیز کشت شو یعنی کسی که دگرها را میکشه، او خودش هم معرض از این وجود دار که کشت شو یعنی عواقب طبیعی جنگ هست وقتی شما به یک کسی حمله میکنه، نفر مقابل حمله میکنه یعنی مقصد ما در اینجا هست که تالبا هم دگرها را کشتن، پاکستان هم حمله میکنه هم از خودش کشته میشه و هم از تالبا یعنی شمشیر یا خشونت همیشه چی میکنه؟ بیشتر خساره میرسنه هلقه دورانی داره و در آیت های بعدی ما تا ما میخوانیم که ایسای مسی امی کسی را که گوشش بریده شده بود ایرا چی میکنه؟ شفا میتر یعنی چی گفته است؟ در اینجا چندین درس را از ای آیت ها میگریم اول ای که ایسای مسی میگه که شما دیگر خشونت نکنید، از خشونت بپرهیزین شمشیرهای خودتان را غلاف کنین یعنی که از صلاحتان، از زورتان استفاده نکنین و درس دوم ایرا میگه که هر کسی که بکشه، او کشته میشه هر کسی که بکشه یعنی خشونت خشونت را باوجود میره، انتقام، انتقام را باوجود میره
و درس صوام که در آیت های بعدی گفته ایسای مصی شفا می‌ دا وختراکی noodlesheafی خوشموم بریده شده بود ایسای مصیم Large Andes كان میگه اگر شما در جریان اذی جنگ ها در جریان اذی اختلافات بین کشور ها یا بین مردم شما زرر می‌ بینین شما زخمی میشین ایسای مصی میگه ما می Mom ma Sir roof شفا pet بینید. ایسای مصی میگه maimoma شما شروف شفا pet در کتاب مقدس خانده شده که ایسای مصی شفا دهنده هست با زخمهای از او ما شفا یافتیم و دعای ما برای کسای که در ای جنگ ها یا در ای زد و خورت هایی که بین پاکستان و افغانستان شدن و انها زخمی شدن یا خانه خود را از دست دادن یا جای خود را از دست دادن زمین خود را یا به هر صورت خساره دیدن زرر دیدن که ایسای مصی حاضر هست شما را شفا بتن به ایسای مصی پیشش برین از او بخواین که شما را شفا بتن و همچنان ما دعای مایی هست که خداوند رهبران طالبان رهبران پاکستان را حکمت بتن که اختلافات خود را دشمنی های خود را از طریق گفتگو از طریق مذاکره هل کنن که تقریبا شروع شده اما همچنان ای آتشبس بسیار معقدی هم هست یعنی هر لحظه میتونه که ای از بین بره و مردم بیشتر خساره ببینند خب جاویدان جان ما میخوایم شما در ای مورد امی آیت که ایسای مصی میگه ولی ایسا به او گفت شمشیر خود را غلاف کن هر کسی شمشیر بکشت با شمشیر نیست کشت شود شما چی نظر دارید؟ درست ما فکر دارم ظلم ظلم دیگر را میبیارد برای همین در نویشت جاد میگهید که بده را با نکی مغلوب کن بنابراین اگر که بر جواب ظلم ما باید ظلم میکنیم ظلم افزایش میگیرد ولی ما بر جواب ظلم نکی میبیاریم آن ظلم را میستایاند و دیگر جای در انجیل مرقص بابی چار و یا تویی بیستی چار میگرد من بر توجیه که میخوانم و به آنها گفت پیخست کنید که چی میشوند با کدام اندازه که چین میکنید با شما چین کرده میشود و با شما که میشوند باست هم بی افزاید اندازه با اندازه این که چی قدر بدیگران شما میکنید به همین قدر بر میگرده چه قدر که شما گفتید اول طالبان آمدن جنگ کردند و باز برگشته استاده هست روح اساسی و اما همه جنگ همه چیزهایی که میشود این از غرور و مغروری آدمی زاد و حال این است که فرای تنیهیم و فرای تنیهیم از ایسای مسیح می آید وقتی که با ایسای مسیحیمو می بیاریم و یک مثال است میگم حاضر نفقا در افغانستان حاضر در اوکرینی و روسیه جنگی بسیار سخت اشدهی شده است بسیار مردم مرزی استاده درست و اینجا در یک کلیسه بودم که هم اوکرینی ها بودند و هم یک شهراند روس ملت روس و او ملت روس باید که معویزه میکرد نیکن در معویزه گفتند برادرات من میخوام که برای شما از پرسم که کشوری من در کشور شما این خیلی کار میکند و در آنجا گرچنده که در باید روسی و اوکرینی جنگ است نیکن در آنجا ما در صلحه در محبت بودیم برای اون که در بینیم ایسای مسیح هست آمین واقعا ایسای مسیح نه تنها صلح آشتی رو میره بلکه امی حلقه دورانی انتقام و جنگ رو هم قطع میکنه و وقت ایسای مسیح که میگه که شمشیرت غلاف کو یعنی که دیگر خشونت انجام نده یعنی قطع شد و وقت این دوران قطع میشه در کسی باید کار انجام بده متاسفانه در این حملات کرد هم پاکستان دولتش و حکوم راناشونها افتخار میکردن که حمله کنه و هم تالبا افتخار میکردن که ما اینقدر پاکستانی رو کشتیم در حال که دوستای عزیز در کشتن انسان کدام افتخار نیست چی افغان باشه چی پاکستانی باشه چی ایرانی باشه دوست داره نداره که ما بگویم کسی رو میکشیم نخیلی نی برخلاف در بخشش در سلح در آرامش در این افتخار و ما باز هم دوستای عزیز میخواییم دعا کنیم جاویدان جان میشه که شما دعا کنین در این سلحی که در افغانستان ای داییمی باشه بین افغانستان و پاکستان بفرمین خدافند پادشاهی ما این زمان من راجعت میکنم زیرا که تو بزرگ هستی خدافند و تو خدافند قابلیت داره که همین همه جنگ ها رو باز استایانی خدافند ما حاضر این کشور های افغانستان و پاکستان و ایران رو بشه تو میبرداریم خدافند که سلح و ساشتگی تو بیاد نه انسانی بلکه از طرف تو سلح و ساشتگی که تو میدهی خدافندم این مستحکم هست و این حقیقتن هم خورسندی میارد خدافندم و من برای همه ای خلقوی که در افغانستان و در پاکستان هستند من میخواهم که چشمان روحانیان ها کشاده شود واس شود و دلهای آنها ملائم گردد تا که تو رو ببینند زیرا حل هر این مشکلی ها تو هستی خدافندم و در زانو استاده اعتراف کنند که تو خدافند هستی ایسای مسیح آمین آمین خب دوست های عزیز و امید که یک سلح دائمی همیشگی در ایسای مسیح بین افغان ها و پاکستانی ها برقرار شد و یک کلپ را با هم ببینیم دوباره برمیگردیم بیننده های عزیز من سلام های خودت به شما تقدیم میکنم و امروز باس هم خوشحال استم که میتوانیم یکی از داستانهای دیگه از کلام مقدس ها یک جاب ببینیم که از او اولیی که ما چی میاموزیم و چی مشکلات در اون هفته هست داستانی که من امروز انتخاب کدیم راجی به زندگی دو خوهرها که لیا و راهل هست و اینا اردوش خانمای یقوب بودن راجی به او صحبت میکنیم در کتاب مقدس قسمی که ما بارها گفتیم وقتی که خدا انسان خلق کرد خدا خواست که زن و مرد اونا با هم ازدواج بکنن یعنی یک تن شدن خدا نخواست که یک مرد چند زن داشته باشه خدا خواست که برای مرد یک زن خلق بکنه مگر متاسفانه گناب باعث شد که انسان ها از خداوند دور شوند گناب باعث شد که خداوند او نقشه را که در زندگی انسان هم میخواست داشته باشه او نقشه دیگر نشوند تطبیق شوند نه بخاطر که خدا نمیتوانست بخاطر که انسان ها خودشان از خدا دور شدند توسط اعمالشان توسط کردارشان توسط گناهایشان و در زندگی یقوب هم میبینیم که این قضیه رو خطاب همه ما به اسم یقوب آشنا هستیم و در کلام قدس برما راجعه به یقوب میگه که یقوب رفت پیش مامای خود که نام از او لابان بود و اونجا وقتی که دخترش راحله میبینه از او خوشش میشه آشقش میشه و میخوای که از او ازدواج بکنه متاسفانه لابان ماماش از دخترش امرای یقوب میتانه بگم دروغ گفت یا فربکاری کد وقتی که برش گفت صحیص ما دختر خود راحله برتون میتونم مگر در شب عرصی بجایی که راحل برا دختر بزرگتر خود لیا را روان کد این رسم در افغانستان هم است که دختر خرد نمیتونه پیش از دختر کلان عرصی بکنه و اگر ما ببینیم راحل و قربانی است اردو هم که خوهره که اشتداد رابطه نزدیک یکی دگر دست به درد یکی دگر بگن را کمک کمک مشوره و وقتی که یکی درد درند درد دل داری اگر ما ببینیم گناه انسان و بشری خودخواهی و غرور انسان باعث شد که این دو خوهره نه تنها رابطه شان دور شد بلکه در رقابت هم باشند
قسمی که گفتیم، پدر ای دو خوهرا لابان با یاکوب فریبکاری کرد و دختر بزرگتر را برش شب عرصی فرستد در حاله که او باید با راحل ازدواج میکرد مگرچون یاکوب راحل را دوست داشت، او 7 سال دیگه زیادتر برای مامای خود کار کرد تا بتانه امروی راحل هم ازدواج بکند نمیتانم بگویم که آیا اشتباه یاکوب بود، لابان امروش غلطی کرد درست است مگر یاکوب هم وقتی که ازدواج کرده بود امروی لیا با وصفه که او خواستش نبود یا ای که او فکر نمیکرد که با او ازدواج کرده، میتونست که با امو یک خانم زندگی بکند زندگی خود هم تلخ نسازد، زندگی دو خوهران هم تلخ نسازد امروز راجبه ای صحبت نمی کنیم راجبه ای صحبت می کنیم که چکسم امی مشکل انباقداری یا دو زنه یا چل زنه چی مشکلات در زندگی بابار میره چکس زندگی را تلخ نسازد و چکس رنج و درت بابار میره وقتی که ما می خوانیم در کتاب پیدایش بابی بیستونو در آیه سیویک خداوند دید که یعقوب لیا را کمتر از راهل دوست دارد بلیا قدرت بچه دارشدن بخشید ولی راهل نازا ماند در اینجا ما می بینیم که یکی از اوامل که در این عرصی بود او که راهل نازا بود در حال که خداوند لیا را برکت بخشید خداوند درد و رنج لیا را دید خداوند دید که لیا را شبرش دوست ندارد یا خوها را از او درقابط است هر چیز که در زندگی ما میکزر ها خداوند او را میبیند خداوند از او آگاه است چی درد سمتید، رنج سمتید، خوشی سمتید شادی سمتید جایی که سرما ذلم می شود، جایی که حق ما به عدالتی می شود هر چیز که خداوند او را میبیند هچیزه از دیدگاه خداوند پرهان نیست خداوند دید که لیا را شبرش دوست ندارد به خداوند زندگی از او را برکت داد تا برای از او یک خوشی در زندگی باشد تا زندگی لذت ببرد تا باعث شده که بچه دار بودن یا اولاد دار بودن از او باعث شده که برای او توجه بده، برای او محبت بده بگر کلام قدس برما میگه که راحل نازا بود اینو هم ببینیم که چقدر راحل از ای رنج می بود چقدر درد می بود و وقتی که لیا خوهرش آمله می شود چقدر او خواست که از ای استفاده بکنه خوهر خود را خرد بیاره و خرد کنه و او را امروز او اصادت بکنه و در بین دو خوهران رقابت بود، اصادت بود من یادم می آیه وقتی که خانه خوهرم تفل شد من چقدر خوشی بودم چقدر خوش بودم چقدر خوهرزاده من دوست داشتم و چقدر میتونم بگم که در خوشی از او من شریک بودم مگر اینجا می بینیم که دو خوهران بجایی که راحل در خوشی خوهرش خوش باشه به اون خوشی از او را شریک بکنه امروز امروز کمک بکنه امروز خوهرزاده خود محبت بکنه مگر می بینیم که نه راحل در اینجا جگرخون بود در اینجا غم داشت و لیا هم از این اشراعات استفاده کد و امروز خوهر خود دیگه هم بجایی که خوهری بکنه امروز گرم هم بکنه متاسفانه کسمی گفتم این کلش باعث شد همی گناه های ما باعث شد که این دو خوهرا در این شراعت بفتند گناه پدرشان چون او دروغ گفت چون او فرپ کاری کرد امروز خوهرزاده اش امروز یکوب او باعث شد که خوهر ها در این مشکلات بفتند امروز در افغانستان هم متاسفانه بسیاری از مرد ها چندید زن دارن وقتی که اونا زن دوم می گرند ایچ فکر نمی کنند که بالای زن اولی چی خواهد گذشت او زنی که مادر اولادایش شاید باشه او زنی که فداکاری کرده او زنی که احترام کرده او زنی که محبت کرده وقتی که جای از او را یک زن دگه می گیره چقدر با او زن درد آورد چقدر درد آورد چقدر او خود حقیر احساس می کند چقدر درد می داشته باشه چقدر رنج می بره از او که شوبرش کسی دگه را آورد بجای از او امروز متاسفانه ما می شنیم بسیار وقت در افغانستان که می گن نه می تانی که دو یا سه یا چار زن داشته باشی اگر همه را یک رقم دوست داشته باشی ایچ امکان نداره که ما بتانیم همه خانمها رای خود به یک مرد ایچ امکان نداره که یک قسم دوست داشته باشن من خودم شخصا شاهد بسیار زیاد از رنجها و دردها بودم که دیدم چقدر زن اول درد دید چقدر اولادای زن اول درد دید اتا اولادا بین خود اونا رقابت دارند بجایی که خوار و برادر رابطه داشته باشند مناسبات داشته باشند اتا اونا با هم دشمنی میکنند خداوند میگه که امکان قسمی که از لیا را دید خداوند که شوبرش کم دوست داره یا دوست داره و بلای از او رحم کد و برای از او تفل داد که او توجه شوبرش با او جلب شده یای که محبت شوبرش برای از او بیشتر شده امکان خداوند با وصفه که راحل نازا بود و دردهای از او را هم خداوند دید به این منانه که خداوند میخواست راحل ها بگم یا سزا بده یایی که از نداشتن و دردهای از او تفل او را محروم بکنه که لیا دوست داشتن شده وقتی که خداوند میبینه که چقدر لیا از این شراعت درد میبره باب سی در آیه بسیدو خدا راحل را باید آورد دعای او را میستجاب کرد به او فرزند بخشید و آمله شد و پسر زهید راحل گفت خدا پسر بمن داده و به این وسیله ننگ مرا بطرف خود سخته است اولین نام او را یوسف گذاشت و گفت خدا مند پسر دیگر هم بمن خواهد داد خدا مند راحل را فراموش نکرده بود در دردهایش در رنجهایش ای که او به تفل بود اولاد نداشت فراموش نکرده بود وقتی که راحل دعا کرد خدا مند او را به خاطر آورد خدا مند خواست که او را برکت بده خدا مند بر از او تفل داد تا آغوش از او گرم باشد خدا مند بر از او پسر داد که نام از او را گذاشت یوسف ما همه از داستان زندگی یوسف خبر هستیم و می فهمیم که چه قسم او یک برکت شد به تمام قوم اتا در مصر او برکت شد بر مصر وقتی که ما اعتماد میکنیم بالای خدا مند قسمی که لیا کرد چون لیا هم به خدا مند دعا کرده بود او درد خود را به خدا مند گفته بود که برا شوارم دوست نداره او خواهر مند بیشتر دوست داره و وقتی که رحل از نازا بودن خدا مند دعا کرد خدا مند دعای هر دو را شنید خدا مند بالای هر دو رحم کرد خدا مند برای زنان تفل داد خدا مند محبت شوارشا برای لیا بیشتر کرد و آقاش رحل ها از تفل پر ساخت مگر مشکل ای که یک مرد چند زن می گیره این مشکل بسیار بزرگ است که کلام قدس هم با اون موافق نیست نه بخاطر که یعقوب دو زن داشت که ای خواست خدا مند بود قسم که گفتیم ای خواست خدا مند نبود ای یک فریبکاری بود که لابان در مقابل یعقوب کرد مگر هر شیزی که باشه ای مشکل بسیار بزرگ است اولی که ایراده خدا مند نیست ای خواست خدا مند نیست و دومی که چقدر مشکلات با بال میارد در خانواده چقدر رنج ها و درت ها را خانوم ها متقبل می شند بخاطر ازی که چند زن وقتی یک خانواده باشند یک مرد چند زن داشت باشند اونا در رقابت است اونا یکی به دیگر اصادت می کنند یک حس بشری اصد نرمال اصد به دیگر اصادت چون هیچ کس خوش ندارد دوست ندارد که یک کس دیگر جایش را بگیرد یا کمتر دوست داشت شد یا ای که کمتر برای از او توجه شد اولاد همچنان کمتر توجه می شد با اولاده زن که کمتر دوست داشتنی است و ما دومی کنیم واقعا برای وطن عزیز ما برای وطنان عزیز ما خصوصا به مرد های افغان که اونا خودشان بفهمند که افغان خداوند ای نیست که من چند زن داشته باشم اونا خودشان بفهمند که خداوند یک زنه برای مرد خلق کرد نه چندین زنه برای یک مرد و همچنان بفهمند که چی قدر باعث رنج و درد خانمها و اولادهایشان می شند چون که ارقدر اگر یک مرد پول دار باشه که بگویا من تمام زرورت های اونا را من تحمیل میکنم از نگاه احساسی از نگاه انسانی بشری امکان نداره که یک مرد باید با تمام زنهای خلق امکدر محبت کنه که بزنه اولی و دومی میکنه به اون خاطر ما دعا میکنیم که ای رسم بگوییم ظالمانه و گناه هست و ای ضد پلان خداوند هست ای رسم از افغانستان دور شود تا همه با خداوند ایمان بیارند تا بفهمند که نقشه خداوند برای خانواده چی هست با مرد و زن چی هست آمین
پرسفر 1-226-476-4462 زنگ بزنید با یا از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی ڈات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک ڈات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم دوست های عزیز در این قسمت برنامه با درس های خود از رساله یعقوب دوام میتیم و امروز در مورد قضاوت کردن و لاف زدن مطابق رساله یعقوب فصل 4 آیه های 11 تا 16 صحبت میکنیم من این آیت ها را میخوانم همچنان برادر جاویدان از ترجمه تاجکی استفاده خواد کردن من اول میخوانم ترجمه دریش را بخوانم بعد از از شما خواهش میکنم جاویدان جان که صحبت کنین یعقوب فصل 4 آیه های 11 تا 16 ای ایمانداران نسبت به یک دیگر بدگویی نکنید کسی به خوهر یا برادر ایماندار خود بد بگوید و یا نسبت به او قضاوت کند در حقیقت شریعت را بد گفته و در باره شریعت قضاوت کرده است اینجا وقت شریعت میخوانه مقصده سر شریعت یهود است که در عهد عتیق بوده اگر شریعت را محکوم کنی اطاعت کننده آن نبوده بلکه خود را فراتر از شریعت قرار داده اید دهنده شریعت و داور تنها خدا یک تا است فقط او قادر است انسان را نجات دهد یا نبود سازد پس تو کیستی که در باره همسایه خود قضاوت میکنی؟ ای کسانی که میگوید امروز یا فردا به فران شهر خواهم رفت و درانجا یک سال تجارت خواهم کرد و صود فراوان خواهم برد اما این را نمیدانید که فردا چی خواهد شد زندگی شما مانند چیست؟ زندگی شما مانند غبار است که یک لحظه ظاهر میشود و بعد از بین میرود پس شما باید بگوید اگر خواست خداوند باشد زنده خواهم ماند و چونین و چنان خواهم کرد اما اکنون شما در غرورتان لاف میزنید و همه این لاف زدنها گناه است بنابراین کسی که بداند نیکی چیست و نیکی نکند گناه کرده است خداوند کلامش برکت بده بفرماین جاویدان جان تشکر برادر و بشیر نزدیک است وقتی که به تجکی ما میبینم و شما به تری میخانید من به تجکی آیت 11 را میخانم ای برادران در حق یک دیگر بدگویی نکنید کسی که برادرش را بدگویی کند کسی که برادرش را حکم نموید و شریعت را بدگویی میکند و شریعت را حکم نموید وگر تو شریعت را حکم نموید پس اجرا کننده شریعت نیستی بلکه دوار هستی بشیر نزدیک است وقتی که ما بابی چارم گذاشتیم در اونجا میبینیم که یعقوب از چی سر میکند از کجا در بین شما دعوت و جدال هست و این فکر را برده برده به اونجا میبینیم که رشه همه این چیز در مغرور غروری ما هست و میگید که کسایی که مغرور هستند از روی غرورشان میخوان یک چیز را بدست بیارند یک مال و ملک بدست بیارند میخواند که یک نام بدست بیارند ولی نمیگیرند بدست نمیارند برای که نادرست فکر میکنند از روی غرور عمل میکنند و حالی مسئله را میگید که خداوند به مغرور ها زید هست ولی به کسانی که فروتان هستند فیض میبخشد و در دوامین این چیز را میگرد که حکم نکنیم پدگاهی نکنیم اگر وقتی که ما میبینیم فصل سی اومد که ما گذاشتیم در اونجا میگرد چکل که ما زبان را ایداره کنیم باز چند نمونه میبیارد که یک علاب چقدر چیز را میسازند و خلاص در باری ایداره کردنی سخن گرم میرود لیکن در اینجا باشد وقتی که آیات های یازده میبینیم یعقوب مخصوص جدا کرده از آنجا اگر که گریم این هم در داخلی فصل سی اومد هست لیکن یعقوب باشد آن را جدا کرد زیرا که این بسیار مهم هست جدا کرده در اینجا گفته است بادگویی نسبتی برادر نکند و در ترجمه دریب باشد بسیار خوب کردند که گفتند برادر و خوهران گفتند و بسیار این موضوعی مهم هست اگر ما به این چیز بسیار جدید عمل میکردیم بسیار منقشه ها بسیار زیدیت ها بسیار جنگ را خفگی را ما چهت میکردیم ولی افسوس که ما اگر از تاریخ میبینیم ما بسیار خطاگی ها کردیم مخصوص در این موضوعی ما بادگویی کردیم ما حکم کردیم و وقتی که در اینجا میبینیم کلمه یونانی شاید شما شنیده باشد در یونان بودد کتلالیلاها وقتی که میگریم در اینجا هم دست کتلالیلاها معنوی آن هست که بری اگون کس تهمت کردن گفت های ندرست برزید کسی گفتند که در اینجا حضور ندارد اگر که عادی کرده گوییم در یک کلمه این غیبت هست وقتی که ما غیبت میکنیم و عادی کرده گوییم یعقوب میگرد که غیبت نکن درست و این چیز آسان هست وقتی که خصوصا در مدینتی ما وقتی که ما را به همین چیز تعلیم دادند که با کلان سالان به رویششون دویده گفت نزند به چشمشون نگاه کرده گفت نزند احترام را نگاه دارد و در این وقتی که ما را تعلیم دادند از خوردی همون وقتی که ما دیدم یک چیز ندرست یک چیز کار ندرست و از این وقتی ما در روی نمی گوییم افسوس که در روی نمی گوییم لیکن از پشت آن آدم گفت می زنیم که آدم این کاری خطا کرد و این حتماد به آن آدم می روید لیکن در نتیجه منقشه بتر می شود ولی اگر در راستی پشت آن آدم گفت زنیم ممکن نتیجه دیگر می آورد من یک کتاب خوانده بودم که پول میلر شخصیتی مسیح می گوید در آن کتاب در باری راستقاولی گفت می زند که چقدر ما باید راستقاول باشیم و مثال می بیارد ایسای مسیح را از بابی چارده همه لقا وقتی که ایسای مسیح را یک سروعتمن دعوت کرده بود و ایسا می بیند که چقدر مردم جوی های بهتر را انتخاب می کند ایسای مسیح نگفت که وقتی که از آن جا رفت دیگر جا در آن جا یادتان هست که ما همون جا مهمانی بودیم آدم ها جای های خوب را گریفت و نسبت آدم ها آن وقتی که آن ها در وضعی اونه بودند بدگویی نکردن که در خود همون جا ایسای مسیح آنها را سرزنیش نکرد بدگویی نکرد نیکن با طرزی درست فهموند که طرزی درستی را افتار چی خیل می شود در دوامش با اون شخصون گفت و دیگر در شخصی کسی که آرا دوت کرده بود و گفت که اگر که تو دفعه دیگر باز جم می کنی بگذار این خیل این خیل باشد اگر که می خواید باز آیتی چارده فصلی چارده کتابی لقا را می آمیزید می بینید که ایسای مسیح چی خیل افتار کرد در آن جا و ایسای مسیح در آن جا نسبتی آن مردم نسبتی کسی که او را دعوت کرد راستقوالی نشان داد و چی خیل این آیتی
آسان هست یا مشکل هست وقتی که ما یکس را می بینیم که کار خطا کرد به فکر ما، شاید ها کار درست کرده باشد وقتی که ما صحبت می کنیم روی برای گره می زنیم نه سببی که چخل که در موباین گفته بود در از روی مغرور نیکه از روی فرهتنی وقتی که ما می بینیم گره می زنیم دیگر نتیجه می دهد وقتی که ما گره می زنیم راسته گره خود ما به این کار ها مزدون می شویم بعد بعضی وقتی که ما ممکن نفهمیده یا که از روی مغرور خود ما گره می زنیم لیکن آیانده در یک خلاصه در فکر باید شایمان می شویم. ممنون و افسوس که خواهر بهتر شاعرش گرفته بر مقابلی مهم برای مقدار نکند مخصوصی مهم بود که می در سلوک باشیم و در راستی باشیم و شما چی فکر می کند که چی خوب است که در دیل نفرت و چیز گرفته است که آدم کار ندرس کرد و بعد دیگر کسا براته می کند. و دیگر کسا از پشتی گفتیم که رو برای استاده گفتیم و دیگر فهمی گفتیم. و واقعا شما موضوع خوب را صحبت کردین در موردش که امی کتاب مقدس به ما میگه که بدگویی نکنین بخصوص اکثریت بدگویی ها در غیاب نفر صورت می گیرند. شما گفتین در فرهنگی که ما بزرگ شدیم از خاطر احترام یا هر چیزی که است در مقابل نفر نمی خواهیم گفتیم بد بزنیم ولی در اقیبش چون او ظهور حضور نداره در اول ساده تر است بدگویی کردن. واقعا غیبت هم امی است غیبت در حقیقت بدگویی یا تهمت زدن در اقیب یک نفر است ولی مثلا اگر من با یک کسی در مورد شما صحبت می کنم ولی اگر حقیقت را می گم و او هم به شکل باشه که مصبت است از شما خوبی یاد می کنم او غیبت نیست. غیبت وقتی است که من یک بدگویی را کنم یا تهمت را بر شما بزنم در اقیب شما ای غیبت است که گناه بزرگ است ولی در ضمن هم یک موضوع مهم است که چگونه ما راستی را ابراز کنیم چطور حقیقت را بگوییم. کتاب مقدرس درس های کتاب مقدرس بما می آموزانه که حقیقت را با حوصله و با محبت بگوییم و بعض وقتا شاید یک تیداد از دوست های ما یا چی در خانواده یا در جای دیگر اونا آماده پذیرفتن حقیقت نباشن و معمولا بهترین راه گفتن حقیقت صحبت رو در رو با نفر است و در این روز ها ما شما می دانیم که از طریق صفحات مجازی پیام زیاد رواج پیدا کردند. مثلا شما از طریق واتساب یا ایمیل یک پیام را می دانید یا می خواهید یک حقیقت را بگویید یا می خواهید یک مشکل را حل کنید. این را اکثران کسایی که مشکلات را حل می کنند می گند بهترین شعوه ارتباط است. به خاطر ازی که شما حقیقت را می رسانید اما طرف مقابل احساس شما را درک نمی کند. مثلا شما اگر یک ایمیل می نویسید یا یک پیام در واتساب می دیند شاید یک متر را نشته می کنید ولی احساس تان در اونجا انتقال پیدا نمی کند. به این خاطر این میشه طرف مقابل را بیشتر جگرخون بسازه. به این خاطر ما همیشه توصیح میکنیم و کسایی که در مورد ارتباط گرفتن یا حل مناقشات کار میکنند همیشه توصیح با این میکنند که بهترین کاری است که صحبت روح در روح است. حضوری یا صحبت از طریق تیلفون و بخصوص ای که شما بدانین که نفر آماده است. بفرماییم. درست گفتید و این را بقیه که میگوید یاقوب میپایوندد با اون که وقتی که ما بدگویی میکنیم ما شریعت را حکم میکنیم. این را با شریعت میپایوندد. چرا؟ برای اون که دراست در شریعت موسا و در شریعت یسا گفته شده است که حکم نکن. محکم نکن. اگر ما عبادت فصل 19 میبینیم آیت های 16-18 چون این نویشته شده است. این از تورات از شریعت موسا است. درمیان قوم خود غیبت گویی نکن. نسبت بخونی یار خود بپروا نباش. من خداواند هستم. به برادره در دل خود اداواد نکن. یارت را مظامد نمود. و برای او گناه کار نخوای شد. از فرزندان قوم خود انتقام نکش. و کینه در دل خود نگیر. و یارت را مثل خودت دست دار. من خداواند هستم. اینجا مشکلی را گرفته استاده است. ولی در دوامش حل این را گرفته استاده است که یارت را مثل خودت دست دار. این هست حل این مشکلی که اگر ما یار خود را دست می داریم. در مثال ایسای مسئله آورده بود که چقدر ما یار خود را دست داریم. خود را در جایا می گذاریم. ما فکر می کنیم هر دو طرف و از این چیز ما دور می شویم. در دوامش می گوید اکنون گوش کنید شما ای کسانی که می گوید امروز یا فردا به فلان شهر رفته در آن جا یک سال زندگانی می کنیم و با تجارت مشکل شده فایده می کنیم. در صورت که شما نمی دانید که فردا چی حادثه رو خواهد داد زیرا چی زندگانی شما بوغست که به مدت کتاهای ظاهر گردیده بد نیست می شود. بجای آن شما باید بگوید اگر خدا خواهد ما زنده می مانیم و چونین یا چنان می کنیم. لیکن اکنون شما به سبب هوا بلندی خود لاف می زنید. هر لافی مانند این بد است. خب جاویدان جان بیاین بریم یک سرود را بشنویم دوباره در این مورد صحبت می کنیم. در این مورد صحبت می کنیم. در این مورد صحبت می کنیم. در این مورد صحبت می کنیم. در این مورد صحبت می کنیم.
از دشمنان جانم از ما زرده راست او جان مرا را نگاه می دار از دشمنان جانم از ما زرده راست با صدای خوب صوی خدایم فریاد جانسوز میکشش با صدای خوب صوی خدایم اندو هم را بیان میکنم موسیقی خدای من امید من تنها در روز نجات من خدای من امید من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من تنها در روز نجات من
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}