Two Kinds of Wisdom

  1 hour

  21 September 2025

James 3:13-18 distinguishes between two kinds of wisdom: "wisdom from below" (earthly, unspiritual, demonic) and "wisdom from above" (pure, peace-loving, gentle, full of mercy and good fruit). Worldly wisdom is driven by bitter envy and selfish ambition, leading to disorder and evil practises. In contrast, heavenly wisdom is characterised by a good life, deeds done in gentleness, and a harvest of righteousness.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرید. امیدوار استم که همه تان جور، سیعتمن و سریحال باشید. از این که در هفته گذاشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاسگذار استیم. ما همیشه خوش می شیم از شما بشنید. دوست های عزیز مانند همیشه دانیال جان همکار ما یک جای ما این برنامه را پیش می بریم. دانیال جان خوش آمدید. همچنان آرف جان از سویدن با ما وصل شدند. خوش آمدید می گم به هر دوی شما. سلام برادر شاید و عزیز. من خوشحال استم که باز هم فرصتی ما حیاش شد که بتانیم در یک برنامه مهمان عزیزان ما در هر کجای دنیا که استن و امیالی برنامه ما را سعی میکنند. نه ای فهم امیالی به صورت لایف و یا در آینده به صورت باز پخش سعی میکنند. سلام میکنم برای همگیشان و دعا میکنم واقعا حضور خداوند باعث برکت یکایی که شما عزیزان باشد. آرف جان من برای شما سلام عرض میکنم و خوش آمدید میگم براتان. خوشحال استم که باز هم با هم میتوانیم در یک برنامه باشیم. یک جان تشکر برادر شایب و برادر دانیل عزیز. واقعا جای خوشیه که همراه شما باشم و از این چینل قدوطندارای گل ما در مورد انجل مقدس در مورد ایسای مسیح بیتون سحبت بکنیم. یک جان تشکر که دعوت کردیم. بله خب دوستای عزیز من میخوایم چند آیت را از کتاب مقدس از دوم قرانتیان فصل 5 آیه های 20 تا 21 بخوانم. و ای در مورد از این میگه که ما مسیحی ها سفیران مسیح هستیم. ای نگفته که تنها خادمین تنها کشیش ها یا تنها بزرگای کلیس ها سفیر مسیح هستند. تمام مسیح ها را گفته شما در هر جایی که هستین سفیر مسیح هستید. من میخوانم دوم قرانتیان فصل 5 آیه 20 میگه پس ما سفیران مسیح هستیم. چنان که خدا از زبان ما شما را به آشتی میتلبد. پس ما به انوان سفیران مسیح از شما التماس میکنیم که با خدا آشتی کنید. مسیح کاملا بی گناه بود ولی خدا تمام گناهان ما را بر دوش او گذاشت. تا ما در پیوستگی با او از جانب خدا آدل شمرده شویم. خداوند کلامش برکت بده. وقتی ما میگیم سفیر مسیح هستیم. ببینید سفیر در هر کشوری که میره از جانب پاتشا یا رهبر یا رئیس جمهور میره. یعنی از جانب دیگه کسا نمیره از جانب پاتشا رهبر رئیس جمهور میره. و از ما هم وقتی میگیم سفیر مسیح هستیم. ما نماینده مسیح که پاتشای ما است. خداوند ما است. نجادنده ما است. رهبر ما است. سرور ما است. از او هستیم در هر جایی که هستیم. در خانواده ما. در جای کار ما. در بین رفقای ما. در کلیسای ما. و همچنان سفیر ها میتونن به جاهای مختلف برند. و مسیح هم به کشور های مختلف میرند. و من امروز از عارف جان خواهش کردم. چون او چند ماه تحتیلات تابستانی خود. بجای از ای که در آفتاب و در اروپا بسیار خوش بگذرانه. بجای از او رفت به ایک جزیره در ریونان تا افغان ها را خدمت کنه. و ای واقعا هم جای شکرگذاری است و هم قابل افتخار است عارف جان عزیز. شما دانشجوی مکتب الهیات استید و میخوایین که بیشتر خدمت کنین خداونده. و ای که از این وقت تان رفتین و خدمت کدین بسیار ما خوشحال استم. میخواییم که شما در مورد از ای خدمت تان و بخصوص امی آیت ها که ما سفیر مسیح استیم. چیگونه شما کلام خدا را شریک ساختین و چیگونه افغان ها در مقابل کلام خدا و روح خدا و صحبت های شما واکنش نشان دادن. بفرماییم. یک جان تشکر به شاید عزیز. بعد و همتون که خاندیم که ما سفیر های ایسای مسیح استیم و همون اقتدار هم ما از طرف ایسای مسیح دریافت میکنیم. و خبر بشارت خبر خوش انژی را بدیم. و همه از ما مسیحی ها کسی که در ایسای مسیح امان دارن فرمان بزرگ یادشان است که ایسای مسیح گفت که برید و همه قوم ها را همه ملت ها را شاگرد بسازید. و این همه قوم ها و همه ملت ها شامل وطندار های از ما میشد شامل افغان ها میشد از هر قوم و طبار که است. و چیزی که من فکر میکنم که در سه بشارت خیلی مهم استه چی ما میتونیم یاد بگیریم از کار خود ایسای مسیح. ما خب تجسسود یا همو که ما بعض وقت از اون تجسسوم و همو جسم گرفتن ایسای مسیح داریم. و این میتونه بهترین نمونه برای از ما باشه. این را ما اگر فلیپیانه بخانیم من دعایه فقط میخوانم و نکتره برای تان مگم. مگر او از ازل دارای ذات الهی بود. اما این را غنیمت نشمرد که برابری با خدا را به هر قیمت حفظ بکند. بلکه خود را از تمام برطریهای آن خالی نمود و به صورت یک غلام در آمد و شبیه انسان شد. بینید وقتی که خدا ایسای مسیح شخص دوم تسلیس استه هم ذات با خدا استه و او آمده و خود خالی کده و شبیه انسان شده تا که ما بیتونیم او را درک بکنیم تا ما متوجه شبیم. پس وظیفه از ما به عنوان سفیرها و مباشرهای ایسای مسیحی استه که اولین وظیفه از ما استه که ساده صحبت بکنیم. در کانتکست صحبت بکنیم که وطندارا و دوستا متوجه شدن. این چیزی که ما اول از یاد میگیریم. و بعد از وقتی که ایسای مسیح جسم میگره و او جسم بشری را داره او میقعد یک زبان صحبت میکنه. حالا کسایی که متعلق کردن ایره میدونن که در زو وقت زبان یونانی مثل زبان انگلیسی هم یاده بود. زبان آلما و فرخهده ها بود. زبان رومی ها بود. ولی ایسای مسیح او را انتخاب نکرد. یک زبان دیگه هم موجود داشت که او زبان مذهبی ها بود. علمای مذهبی ها دیگه ابریه را خوب یاد داشتن. و ایسای مسیح حتی برای صحبت با مردم عادی او را استفاده نکرد. بلکه او زبان آرامیه که یک لحجه دیگه یا زبان ابریه هسته که ساده تر هسته و کل مردم را مفهومید از او استفاده کرد. و همچنین وقت قدر مردم صحبت میکرد او از مسئله ها استفاده میکرد. و تا مردم متوجه شدن. پس چیزی که ما یاد میگیریم ای است که ما بتنیم از مسئله های که در فرهنگ از ما هسته در کالچر از ما هسته از او بتنیم استفاده بکنیم. تا ما بتنیم بشارت بدیم و خبر خوش آره در مردم بدیم که اونا متوجه شدن. و بخش دیگهی که من مخواستم را از او تحکیت بکنم همطور که شما گفتم برادر شوارب که ما سفیر های عیسای مسیح هستیم. و ما هم اما قدرت و اقتدار داریم. چون عیسای مسیح ما را فرستده. مثل سفیری که یک کشور را یک حکومت زمینی می فرسته درسته. او نماینده از او کشور هسته و هر تصمیمی که بگره تصمیم از او کشور حساب موشد. ما وقتی که داستان اعظام شاگردار را می خوانیم در اونجه یک چیز متوجه موشیم. از آیه از لقا باب نه آیه دوره می خوانیم. او سپس آنها را فرستد تا پادشاهی خدا را اعلام کنند و مریضان را شفا ببخشند. و وقتی دا فصل ده عیسای مسیح هفتاد دو نفر را می فرستد همد از نها همین اقتدار را می دیند. و در آیه نه فصل ده مگه که مریضان آنجا را شفا دهید و بگوید پادشاهی خدا با شما نزدیک است. ما یک جنبش را داریم بین مسیحی ها و این جنبش سهی از ای داره که بیشتر امو ایمان که مسیح های اولیه را زندگی میکنند امو را زندگی بکنند. اینا میاند جمعاتهای خیلی بزرگ با هم کل زندگی را شریک میکنند نفق زندگی تلسایی کل زندگی را شریک میکنند. و یک از کسایی که خیلی در این باره می نویسته و ما افتخار از او داشتیم که کتاب از او اشان بخانیم آقای مارک کومر.
و این چند تا کتاب ها ما خدمت از دانشان بدهم در این کتاب این توضیح می دهید که چطور ما باید اون طریق عیسای مسیح را تمرین بکنیم، اون را عملی بکنیم و یک بخش از اون موگه اموط را هنجام بده که عیسای مسیح هنجام داد مثل عیسای مسیح هنجام بده و در این کتاب خود در بخش Demonstrating the Gospel که موگه که انجیل هنجام بده پس ما دومین اصلی مهمه که انجیل یاد بگیریم ما نه تنها انجیل بشارت می دیم بلکه باید بتنیم انجیل هنجام بدیم خبر خوش را بتنیم هنجام بدیم آرف جان شما برمه یک متن را از خاهر تریسا روان کرده بودید انگلیسی شا من امروز ترجمه فارسی دری شا جور کردم این را می خواهم بخونم بسار در این مورد متن خوبه هست خاهر تریسا اویلا این را دوستان با مادر تریسا چی نکنن این دو نفر مختلف هست خواهر تریسا اویلا میگه مسیح هیچ بدن در زمین ندارد مگر بدن شما این چشمان شما هست که او با آن با این جهان دلسوزانه نگاه می کند این پاحای شما هست که او با آن برای انجام خوب قدم می زند این دستهای شما هست که او با آن تمام جهان را برکت می دهد مسیح هالا در زمین هیچ بدن ندارد مگر بدن شما واقعا این موضوع بسیار خوبه هست که بر همه مسیحی ها گفتند ما ایتالیا نرفتیم ولی میگن در ایتالیا چای مسحبی زیاد هست با حساب نمونه ها یا نقاشه های مسحبی میگن در اونجا یک مجسمه از مسیح هست بدون دست پا و در اون نوشته کردن در پایینش که شما دست پاه مسیح هستیم واقعا ما مسیحی ها دست پاه مسیح هستیم که میبریم پیامش شما گفتید انجام خبر خوش انجیل انجام بدیم یعنی این که این خبر خوش را میرسانیم و در پالیش خود ما در زندگی خود او را تطبیق میکنیم دانیل جان شما میخوایید اضافه کنین چیزه؟ بله ما واقعا بخش های مختلفی را از کتاب مقدس به یاد میابردیم که در رابطه با این رساندن پیام خوش هست که از جاهای مختلف کتاب مقدس در ذهن میامد که پولوس رسول در رساله به رومیان میگه که در باب یک میگه از انجیل سرفکنده نیستم چرا که قدرت خدا هست و به یاد میارم وقتی که کلام خدا را خاندم من چطور این قدرت خدا وارد زندگی من شد؟ اگر دوست من که نامش علی بود در ایران بود او برا من انجیل رایی نمیکرد و بشارت نمیداد خب من هیچوقت کلام را نمیخوندم و یا با مسیح آشنا نمیشدم پس چقدر این مهم است؟ باستم در همین رساله رومیان پولوس رسول در باب ده اشاره میکنه میگه که چطور ایمان بیاورند آیات 13 تا 17 است میگه چطور اشخاص ایمان بیاورند اگر نشنوند یعنی از انجیل نشنوند پس وقتی که شما در ابتدا در از رساله دوم قرانتیان با پنج اشاره کردید در راوطه با ازی که ما سفیران مسیح استیم خب این یک وظیفه خیلی مهم است مهم است که خداوند روی دوشی ما میمانند که اون فرمان بزرگ رو عملی کنیم جای دیگر باست پولوس به تیموتاوس در دوم تیموتاوس باب چهار اشاره میکنه میگه که تو را مکلف میکنم به تیموتاوس میگه ای تیموتاوس تو را مکلف میکنم تیموتاوس ایک جوان است یک رهبر جوان میگه تو را مکلف میکنم که آماده باشی که گاه و بیگاه کلام را موهزه کنی یعنی به نوع بشارت بدی پس ای میتونه خیلی برای یک و یک ایمانداران به مسیح مهم باشه که ما باید آماده باشیم و زندگی ما که گفتار ما و وقتهای ما میتونه زمانهای پربرکتی باشه بر از ای که به یک شخص کمک کنیم بشارت بدیم و مشورت بدیم گب بزنیم امید ببخشیم دعای برکت برش بکنیم تا او هم این نجاتی را که ما دریافت کردیم او هم دریافت کنه و زندگیش عوض شده در مسیح یک زندگی تازه به دست بیاره من میدونم که آرفشان تجربیات خیلی خوبی داره در امیسه ماه گذاشته یا دو ماه گذاشته در جزیره و خیلی دوست دارم بیشتر بشنوان که چه اتفاقی افتاد ویا چطور بود مسافرتشان خدمتشان من میدونم که عزیزان هم دوست دارن بیشتر بشنوان آرفشان چطور بود سفرتان خدمتتان در امی مدتی که در جزیره بودید تشکر دانیل جان بله سفر خدا را شکر خیلی خوب بود و جزیره خب ما در دو جزیره خدمت میکدم هم جزیره لسفوس و هم جزیره ساموس در جزیره لسفوس وضعیت کم بهتر است و که ایران ما داشتین اشاره میکنیم بعدا که چرا بهتر شده و خدا را شکر و وضعیت وطندارا بهتر است و در مقابل در جزیره ساموس وضعیت کارای پروسه ایدائی بسیار کند پشت میره و اونجا کم وضعیتشان بدتر بود و برحال ما خدمت اونجا رم دیدم برای یک سفر چاروزه رفته بودم و افتخار داشتم که وطندارا اونجا خدمت بکنم و آقای کمر در مضبوط بخش کتاب چار پنج چیز داشتشان رم بکنه که ما شهادت ها رم گفتیم که دلدابادای از اونها بگویم جان ما اتاق شما شده دانیال جان و از طریقه و مگه که چطور ما میتونیم که انجیل انجام بدیم و یکی از او شفا دادن هسته ما میتونیم که وقتی موریم جایی مردم شفا بدیم یکتره در عیسای مسیح درمون داده و وقتی که ما در جزیره بودیم خب خد یک برادر ما آشنا شدیم و یک چند روز نامد دلتنگ زی شدیم چطور شدت نامدیم کجا هستی و یک روزی ایران برانی کمپ گیر کدیم و گفتیم که چطور است که نامدیم و بسیار یک مرضی بد گرفتیم و امونجا روی خدا ادایت کرد و ما برازی دعا کردیم و چندین روز ای خدازی بماری دست پنجان رم کنه بود و بسیار سریع شفای خدایی پس یافت و ای بیخی یک شهادت ببره از ما که امروز ما تصادفان ایران جدیدیم و براتن استیم برازی دعا بکنیم دعایی شفا بکنیم و عیسای مسیح او را شفا داد و دومین چیزی که آقای کمپ لیست مکنه ایه که آزاده آزادی یا رهایی ای از نامیدی از ترس از گرفتاری و در شعه به دانیل جان وقتی که اونجه شما وطندارا رو میبینین در کل از این چیزا یک جای است در مردم مردم در نامیدی است تازه بحره تیر کده که خطرهای شما در آخر مگم یعنی ما یادناسه که برنامه آخر ما برای در شعه در از برای گپ زدیم که ما تشویق نمی کنیم کسی در محاجرت و در آخر از برنامه ما مگم که چرا تشویق نمی کنیم که ما خودما چی چیز رو اونجه دیدم و یه است که ما بیتنیم وقتی که اونجه هستیم بریم وطندارا رو از این مشکلات از این ترس ها از این نامیده ها ما اونا رو نجات بدیم اونا رو رهایی بدیم الا بکنیم که الا شدن و در مدت که ما خدمت مکدیم یک خانم 70 ساله می آمد یعنی پشت ما و پر از ترس و نامیدی بود نامید از این که من کجا بروم من شاید اینجا قامت اینا رو بدیم ولی بعد از اون من کجا بروم اگر پشت از این بچه بروم شاید اون من رو قبول نکنن تناب ممنن از این خانواده می که هستم این ها حتمان من رو تناب ممنن و یک جای راه هم مکنن و در از این مدت ما تا نیستیم اون رو خدمت بکنیم و در از اون امید بدیم بگیم که یک امید بزرگ کره هست خدامان برای اصلا یک برنامه داره تو رو تا اینجا نه آورده که اینجا تو رو اعلا کنه و در یونان بانه و یک شفای خدا حتما برای روایت خانوادگی جاری شد یعنی همون دعایی که عزیزها کدن یک شفای خدا جاری شد و یک تصمیم تایستن بگن که کل از این خانواده به جایی که تتپرک شن در چند کشور مختلف برن و این یک از شهادت هایی بود که در این چند ماه اتفاق افتاد و مورد سومی که آقای کمر نقل مکنه نبووت کدم هسته و نبووت کدم در یک طرح مسیحی هسته یعنی این که ما برای آینده کسی یک خبر میدیم برای زو یک امید میدیم این موشن نبووت کدم و یک خانواده اماندار برای آینده کسی یک خبر میدیم یک خانواده اماندار بودند و اینا دختر از این خانواده جواب نمی گرفتند و بیخی یک نامیدی عظیم این خانواده را گرفته بود خب چطور میشه که کسایی که امان ندارد در ایسای مسیح یا میان جواب میگرند پاسپورت شده میگرند تکتار را میگرند یا میرند و ما که امان داریم ما اینجا مندیم و یک روز دما وظیفت دادند گفتند که شما می کنید کلاس کتاب مقدس را شما پیش ببرین
در اونجا ما داستان ابراهیم و ساره را میخواندیم که چطور ای فرزند وعده تخییر میکد و اونجا یک حالت نبووت پیش آمد و ما تنسیم برای از ای یعنی ما برای از او تحییه درست دعا بودم که خدابند ما چی بگم برای ازی عزیزان چی پیام تو داری از طریق خضاییات و پیام ای بود که اگر وعده دیر بکنه نتیجهش هم بهتر است ای را ما در زندگی ابراهیم میبینیم او سالها منتظر فرزند وعده که اصحاق اصلا میمانه و در اول او فقط پدره قرار بود که پدر فرزندهای بسیار خانده شده ولی وقتی که وعده تخییر کرد خدا خود ناموید شد ابراهیم امید خازیست داد ولی در آخر او پدر قامهای بسیار نام گرفت یعنی نامش ابراهیم بود خدا نام از او را در ابراهیم تغییر داد و همین نبوت خیلی برازی خانواده هم بنا کننده بود و هم این نبوت زودترین وقت تحقوق هم پیدا کرد و دو هفته بعد جوابشان آمد اینا فکر میکنند کل از این کیس بسته شده و جواب نمی آین و این جوابشان آمد که بسیار یک شهادتی از کار عظیم و امن خدا هسته و این که خدا همیشه با ما هسته ما را تنها نمی مانند اگر چیزی که سیر میشه یعنی خدا اون را کنترول داره آمین آمین واقعا دوست های عزیز چقدر مهم هست وقت ما منحی سفیر مسیح عارف جان رفتند و یونان و در اونجا از طریق عارف جان خداون هم شفا داد همچنان نبوت را انجام داد و کمک کد به دگران خب دوست های عزیز بیایید بریم یک سرود را با هم ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم محبوبم از آن من هست و من از آن وی هستم شهره خود را به نما و آبازت را بشنام ای محبوب مومنان ای ایسا ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی محبت تو بین سه هست باز محبوب من هست در قلبم را می توبد با صدای دل نوازش من را به نازش می خواند محبوبم ایسا آزان من هست محبوبم ایسا آزان من هست ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی محبت تو بین سه هست ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی ای منجی یا آسمانی تو تنها لوه جهانی mentioned in mentioned in ا درس سگن نıyاند که درس نیاند که درس نیاند که انفو سگن نیاند که انفو سگن نیاند که راز زندگی داکت هل myRazeZendgiy.com Facebook program riened and wa wa myFacebook program وصول konsol على اありがとうございます saying instagram peacefully last you forget Yeah Say yeah Say Yeah yeah yeah yeah yeah دوست های عزیز ما در آغاز از عارف جان شنیده ایم که چی گونه من حیث یک سفیر مسیح در بین افغان ها در ایونان خدمت کردن ماهای تحتیل خدا و خداوند سپاسگذار استیم و دعا می کنیم که افغان هایی که شنیدن خبر خوش را شفای آفتن و اتا برشان نبوت شد و کمک شدن اونا در ایمان خود رشت کنن خب دوست های عزیز می خواییم به درسهای خود از رساله یعقوب دوام بتیم موضوع امروز ما هست دو نوعه حکمت حکمت آسمانی و حکمت دنیاوی از رساله یعقوب فصل سوام آیه های سیزده تا اشده ما ای را می خوانم و دانیال جان بر ما ای آیت ها را صحبت می کنن و تفسیر می کنن امچان عارف جان نظر خود خواد دادن خب می خوانیم حکمت آسمانی و حکمت دنیاوی آیا در میان شما شخص دانا و با حکمت وجود دارد؟ اگر است او باید گفتار و کردار نیک خود را با فروتنی و حکمت نشان دهد اما اگر شما بی اندازه حسادت دارید و خودخواه هستید با آن افتخار نکنید و برخلاف حقیقت دروغ نگوید چونین حکمت از آلم بالا نیست بلکه حکمت دنیاوی نفسانی و شیطانی است زیرا و در جایی که حسادت و خودخواهی وجود دارد در همان جا بینظمی و هر نوع شرارت شرارت دیگر نیز موجود است اما حکمتی که از آلم بالا است اول پاک بعد مسالمت آمیز با گذشت نصیحت پذیر پر از رحمت دارای سمرات نیکو و بی طرف و بی ریاه است پس میوه ادالت از دانهی سر میزند که بدست سلح جویان در سلح و سلامتی کاشته میشود خداوند کلامشه برکت بته بفرمایید دانیال جان آمین تشکر برادر شاید بخاطر از که قراعت کردیدی بخشارا وقتی که آیات ابتدائی روبه رو میشیم میبینیم که یعقوب بلا فاصله پرسان میکنه میگه که کیست ما بین شما که از حکمت برخوردار باشه و یک سؤال عمیقی هست و یک سؤال میتونه سؤال چالش برانگیزی هم باشه که من از خود پرسان کنم که آیا من حکیم هستم و آیا او حکمتی را که یعقوب یا کلام خدا من در نظرش هست و من دارم و یا ندارم ولی این قسمت خیلی خوب شروع میشه ابتدای پاراگراف یا بخش در رابطه بود دو گونه حکمت صحبت میکنه و اگر که قبل از این که من ایماندار شوم از من پرسان میکردن میگفتن چند نوع حکمت داریم شاید من متوجه نمیشدم که منظور کسی که از من پرسش میکنه چیه از چند تا اگر حکمت میشه داشت ولی وقتی که کتاب مقدس رو میخانیم متوجه میشیم اون منبعی که کتاب مقدس به ما میبخشه از رفتار از منش شیوه زندگی منابعی که کتاب مقدس به ما میبخشه به ما کمک میکنه که نه تنها موضوعات اخلاقی و یا رفتارهای نیکو بیان شده بلکه اون موضوعات در زندگی ما خود را عاشکار کنن نشان بته و بعد ما بتانیم تشخیص بدیم که چه نوع حکمتی در زندگی ما هست و بتانیم به یه جمعندی برسیم که بله دو نوع حکمت وجود داره
حکمتی که دنیاویست، نفسانیست، و یا حکمتی که آسمانیست و یعقوب خیلی خوب شروع میکنه و ویژگی های حکمت دنیاوی و یا زمینی و یا نفسانی را خیلی کتا ولی کامل تشریح میکنه، تقسیم بندی میکنه میکنه حصادت شاید تلخ یا یک حصادتی در اون تلخی هست، در دل اون شخصی که فکر میکنه باید چیزهایی را داشته باشه و به دست بیاره از مسیرهای نادرست، جاه طلبی خودخواهانه، به دنبال مقام و شهرت و آبرو میگرده ولی نه از مسیر درست با گرور و تکبر و در رابطه با بینزمی و هر نوع عمل شرارت آمیزی صحبت میکنه که مردمان دنیا تلاش میکنن و اون را به دست بیارن مثلا وقتی که دمی روز ها ما یک شبکه سیاسی یا مردمان سیاسی نیستیم و سیاست در کتاب مقدست الهیاتی خاص داره که در پرتوه رابطه با خدا معنام میشه ولی فکر کنید یک کشور میخواهی پیروز شوه در جنگی که پیش روی داره و او از هر ابزاری استفاده میکنه برای پیروزی و میتونه مردم را در قهطی نگاه کنه میتونه مردم را بمبار کنه و راه ها را ببنده برای زی که به اون مردم خوراک نرسه میتونه مسیر های متعددی را در نظیر بگیره برای زی که آسیب برسنه و تمامی این شرارت ها و افکاری که در اون فساد و از بین بردن هست تحبیر شد به حکمت بله تحبیر میشه به حکمت ولی حکمتی که زمینیست به دنبال نتیجه زمینی میگرده نه به دنبال نتیجه آسمانی از این خاطر در دنیا در دنیا پیرامون خود در سیاست ها کشور ها اقوام مختلف میبینیم اونها به دنبال نتیجهی میگردن که در اون نتیجه خداوند حضور نداره از این جهد میتونیم تصمیم بگیریم و با این بخش همراه شویم و ما هم تعیید کنیم که بله حکمت دنیاوی وجود داره که بسیار نتیجه گره است سیاست ها مردم جوام قومیت ها به دنبال این گونه حکمت میگردن تا خود بالاتر ببرن خود بهتر نشان بتن و از هر مسیری هم استفاده میکنن که به اون نتیجه برسن ولی کتاب مقدس در رابطه با حکمت دیگری صحبت میکنه که الهیست و یا آسمانیست من میخوایم از کمک شما یا نظر شما هم استفاده کنم در رابطه با همین حکمت زمینی و یا دنیاوی اتفاقهایی که ما شاهدش هستیم چه در بخش کچک دنیا پیرامون، زندگی، همسایه، اطرافیان و چه در بخش بزرگتر که یک جامعه، کشور و یا قومیت میتونه این حکمت دنیاوی را آشکار کنه برادر شاید، برادر آرف نظر شما چیست؟ آرف جان ما میخوایم مختصر بگویم ما شما همه میدانیم که در این روزها انترنت فایبری در تقریبا ده ولایت افغانستان قطع شد خب ما نمیدانیم که علت اصلی از این چی است ولی نتیجه ایست که یک تعداد زیاده از خانمها و دخترهایی که اونا بشکل آنلاین درس میخاندن یا میخواستن آگاهی و دانش خود را بلند کنند، او دیگه کار را با مشکل میتونند بکنند و دوم امروز حتی بسیار معاملات و بزنس ها، حتی کارهای دولتی در افغانستان هم توسط انترنت صورت میگرد و این باعث از این میشه که بزنس ها، تجارت، بسیار چیز های در افغانستان شد و قطع شد به خاطر از این کار یعنی ما میبینیم که هدف هرچی که بوده ولی نتیجه ایش به مردم کمک نمیکنند این حکمت دنیاوی یا هرچی که میگن؟ آرف جان شما چی نظر دارید؟ در مورد حکمت دنیاوی، شاید ابرام شاید دو دست بندی کرد و ما مفهومیم که خود قدرت تفکر و تعقید هم خدا در ما داده و برحال وه هم از طرف خدا هست و این در نظر من از این است که چطور رو استفاده بکنیم؟ یعنی ما از فلسفه برای تحصیل الهیات استفاده میکنیم درسته؟ پس این درسته ولی اگر اینکه بخوای ما از دانش خود خوب و از این تفکر رساله یعقوب برین برای فریب مردم، برای از این که سعی کنیم که در مردم حکمرانی بکنیم و در مردم دروق بگیم، مردم رو فریب بدیم خب این یک استفاده خیلی بد ما از فهم و شعوری که خدا در ما داده از هکمت که خدا در ما داده انجام میدیم و قطعاً یک کار شیطانی است بله دقیقاً وقتی که در رابطه با هکمت غیر الهی صحبت میشه یعنی هکمتی که دنیاوی هست پس نتایجم میتونه دنیاوی باشه چون بر اساس نتایج دنیاوی یا نفسانی این هکمت در نظر گرفته شده فکر کنید علمی که در جهت اشتباه استفاده شده حالا این علم میخواهی دانش اشتماعی یا مردم شناسی باشه و یا علما متخصصی که در رابطه با هر موضوع دیگری باشه و یا علم سیاست که حالا یا به صلاح سیاستی که در دنیا امروز وجود داره و اونا خیلی میتونه به یک کشوری قدرت سروت و یا هر چیز دیگری ببخشه ولی وقتی که میبینیم تمرکزش روی مسائل دنیاوی هست متوجه میشیم که اونا هم هکمتی را دارن دنبال میکنن که غیر الهی است یعنی آسمانی نیست و یعقوب میایی هکمت غیر الهی را در برابر هکمت الهی قرار میده و نتایجش را هم میگه یعنی در کنار اعلانش نتایج از این هکمت الهی را هم عنوان میکنه من یک لیست کتایی گرفتم از همه هکمت آسمانی که منشهش از خداست از رابطه با خداست از خاندن کلام، رفتن به کلیسه، پرستش کردن، دعا کردن هست و اینجا یعقوب اشاره میکنه که منشهش الهیست، آسمانیست یعنی شما در شرایطی را دریافت میکنی که رابطه با خدا داشته باشی اگر نداشته باشی پس او هکمت را دریافت نمیکنی میگن یکی از ویژگی هاشی هستش که پاک هست یعنی در او یک قدوسیتی هست که از خدا میایی یعنی در او شرارت نیست در او بدی نیست در او فریب و دروغ و نیرنگ و نیفهم ظلم و ستم نیست و این خصوصیت هکمت الهیست موضوع دیگره ایشی هست که سلطلب هست به دنبال جنگ نیست و این هکمت نشانه هکمت الهیست به دنبال سل میگرده کلام خدا میگه که خوشا به حال سلجویان چرا اونا فرزندان خدا خانده میشن چرا چون اونا به دنبال سل هستن نه به دنبال برقراری جنگ پس این هم یک حکمت هست جای دیگر هستش که ایسای مصیم میگه اگر کسی بر گونه چپت زد گونه راست در بگردان این نشانه زف نیست ایسای مصیم اشاره نمی کنه ما زعیف باشیم اشاره به او حکمتی می کنه که در همه ابتدا به سل فکر می کنه و با سل و محبت می خواهی ادالت رو برقرار کنه پس سل طلب هست ملایمت و فروتنی در او حکمت دیده می شه به دنبال نشاندادن خود معرفی کردن قوم خود زبان خود قومیت خود مذهب خود نیست و با ملایمت و فروتنی می شنوه و صحبت می کنه حقیقت و راستی را احلان می کنه پر از رحمت و سمرات نیکوست سمره شما می تونیم ببینیم درختی هست که میوه خوب میاره نه میوه بد خیلی ها هستن خیلی از ایدولوژیا ها هستن در دنیا که در رابطه با ازی صحبت می کنن که ما مفکوره خوب داریم ما رفتار نیکو داریم ما مکتبی هستیم که نایفهم کامل هستیم بهتر هستیم ولی در نهایت وقتی به میوه و سمره زندگی او جامعه می بینیم می بینیم که میوه خوب نمی دن پس حکمت الهی سمره خوب هم داره اگر کسی حکمت داشته باشه در زندگی از او آشکار می شه در رفتارش زندگیش و نسلش و او کارهایی که می تونن انجام بده و برای جامعه مفید باشه بی طرف و صادق هست کسی که حکمت الهی را داره با صداقت رفتار میکنه و در نهایت شاید یک از موضوعات دیگر که در رویته با شخصی که حکمت الهی را دنبال میکنه خیلی برای ما جالبه است ای که تعلیم پذیر هست یاد می گیره همه چیزدان نیست و اشاره نمی کنه که شخصی که حکیم هست او اعلان میکنه که فقط من می فهمم و دیگرها نمی فهمن نه کسی که حکیم هست و حکمتش الهی است او اعتراف میکنه چرا؟ چون فروتنی خداوند با او هست و او اعتراف میکنه که من همه چیزدان نیستم من باید یاد بگیرم
و کلام خدا میشن منبعی برای یادگیری. من نمیخوایم که تنها من صحبت کرده باشم. آمید جان. در این نقطه ما و شما همه کورسهای مختلف را از کلام خدا یا دانشگاه الهیاتی مختلف خانده ایم. عارف جان خودت حال درس میخوانی و یک موضوعی که همیشه استادهای الهیات بیشتر از دگرها میگن و اوی است که میگن من نمیفهمم. باور کنین بسیار وقتا شما از استادها، کسای تجربه دارن با وجود که مثلا دکتورا میداشت باشن اکثران یا سالها در ایک مورد تحقیق کردن، کتاب نوشت کردن ولی در نهایتش وقتا که نفهمه میگه من نمیفهمم و ای واقعا برما بسیار جالب و دارف جان شما همون تجربه دارید؟ بله خب ما بعضی استادها هر کسی یک تخصیص داره و خصوصیت دارن در باقی تخصیص دیگر نمیشن اگر که استاد الهیات سیستماتیک است و او نمیگه بگه که میتونه تفسیر بکنه ولی او نمیگه که ما ساید نظر هستم و تفسیر از ما درست است و یا کسی که استاد انحد عتیقه است و عتیقه درس میده و او نمیگه بگه که نه ما حتما الهیات سیستماتیک میفهمم تاریخ کلیسه را ما کلن ممنونم که استاد هستم و هیچ کسی دیگر بیشتر از ما تاریخ کلیسه را نمیدونه و این را ما در فضای اکادمیک نمیبینیم و معمولاً برخوردی که در از چند وقت ما داشتیم بسیار آدم های شکسته و واقعاً پخته هستن به صدای کسایی که در کالیج داریم و واقعاً این شنیدن از نا بودن در محضرشان یک برکت است خدا را شکر برای از اون آمین واقعاً اینجا بله بفرمایید نه نه بفرمایید من بعد از شما ادامه میدم در اینجا آیه 18 بسیار مهم است که میگه پس میوی ادالت از دانه سرمیزند که بدست سلح جویان در سلح و سلامتی کاشته میشود آمین یعنی مقصد در این است که حکمت دنیاوی و آسمانی بزرگترین فرقش در این است که حکمت آسمانی همیشه سلح جوی است همیشه سلامتی دگرارا میخواید همیشه خوبی دگرارا میخواید بله دقیقا این یک تعلیم تنها یک تعلیم نظری نیست که بحث و نایفهم جدل باشه نه این یک شیوه زندگی و عملی هست که کلام خدا تلاش میکنه که این سمره در زندگی ما خود آشکار کنه از این جایت هست که این قسمت به نام حکمت آسمانی و یا حکمت الهی میتونه تعریف شد چرا؟ چون سمره شما میتونیم در زندگی خود ببینیم و او سمره هم برای ما شیرین هست هم برای ما کار بردیست و هم جامعه از او بهره میبره دیگر مردمان بهره میبرن از او میوه سلح و سلامتی این روزها روزهای خیلی سختی هست من هفته پیش با یک از خوهران در ارتباط بودم در افغانستان که درس های آنلاین میخوند و در یک دانشگاه درس میخوند به صورت آنلاین به چه سختی تانسته بود خودش شامل بکنه و او وقتی خبر شده بود که انترنت رو قطع کرده بودن میگفت دنیا برای من دیگر خلاص شده و من آرزوی مرگ میکنم برای من خیلی سخت بود که ای را شنیدم از او خیلی نراحت شدم و برایش دعا کردم که واقعا خدا او را قوت ببخشه و کمک کنه که بتانه از موقعیت های دیگر استفاده کنه من عیف ها و مردم افغانستان که از ای تاریکی که حک فرما شده در این سرزمین آزاد میشن ولی دعا میکنم واقعا نور خداوند حضور خداوند باعث نجات شده سیاست ها قدرت ها مذهب ها نمیتونن نجات بتن تنها خود خداوند ایسای مسیح هست که میتونه نجات بتن خب دوست ها بیاین بریم یک سرود را ببینیم بشنویم دوباره برمیگردیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خب ازیزان به بخش پایانی برنامه امروز میرسیم و معمولا در این بخش ما جمبنده میکنیم صحبت ها را و نتشه گیری میکنیم در بخش دومش ها را به دون و حکمت شد حکمت الهی یا آسمانی حکمت زمینی و یا دنیوی در قسمت دوم آخر برنامه قسمت دوم آرفشان میخواستن چیزی را اضافه کنند که تایم مات خلاص شد ولی آلی از آرفشان میشنویم نظرشان را در رابطه با موضوعی که میخواستن بیان کنند بعد اما در مورد آیه هجده دانالد جان و این چیزی که آقای کومر نامو برام و یکی از او بخش های انجام دادن اینجیل تلاش برای عدالت است و مثالی که ما باید از اون میتونم بیارم این که وضعیت جزره لسبوس و کمپ مسیحی ها عوض کنند این ها نتنستند شرحیت سیاسی را تغییر بدن نتنستند با دولت ینان فشار بیارن ولی فضای کمپ یا امن ساختند و از سال 2019-2020 این کمپ جایی بود که هر روز چار یا پنگ نفر زخمی میشد و ششاید دو نفر کشتن میشد و مسیحی ها اینها خانه هایش را ایلا کردند از کانادا، از امریکا، از کشورهای دیگر و آمدند و اونجا از آفتاب سازان ینان اونجا خدمت میکنند تا این کمپ را جای مناسب برای زندگی بکنند و یکی از دلائید که قسمت وزیعت ما هجاب بهتر است در جزیره فقط بودن مسیحی ها است کسایی که حتی اجازه ندارند داخل کمپ آنها قدم شریک بکنند فقط میرند و صادقانه خدمت میکنند و بعد اینکه خدمت میکنند آرف جان من میخواستم از شما سوال کنم که خب شما این حکمت آسمانی و دنیاوی را در عمل در خدمت تان چگونه دیدن در جزیره ینان؟ خب در این خدمت بعض وقت آدم یک پلان داره و اون پلان از من نشد و خدمت امسال پلان خدا بود و اون من میکنم که اون حکمت الهی بود که خدا بعضی از درار را برای از من بسته کرد و خدا را شکر کنم واقعا وقتی که اونجا بودم خدمت را دیدم شرایط را دیدم
و این افتخار که وطندار ها را خدمت بکنم، خدا را شکر کنم. خدا را شکر کنید که اون درهایی که من میخواستم تو بستی. اونها را بسته کنید که من اینجا بیایم. و همچنین که بعض وقتا یعنی حکمت الهی رایی ترم میشه دید که کسایی که آینده را میبینند. یعنی شما کسایی را میبینید که چهار سال و پین سال اینا آمدند و یعنی در کشور خود که اینا اگر برگردن اینا برای سالها از زندگی دنیاوی عقب آمدند. ولی اینا به خاطر حکمت بالا، به خاطر فراخوندگی که ایسای مسیح اینا را فراخونده از اون میاند و زندگی خود را ایلا کردند و اونجا خدمت میکنند. واقعا همینطور از اعتماد کردن به خدا همیشه میتونه باعث برکت باشه. وقتی که حضور خدا باشه سبریش شکل میگیره که این سبر از جنس اجبار نیست از جنس اعتماد و تسلیم است. وقتی حضور خدا باشه امیدش شکل میگیره که این امید برانسان ها نیست بلکه بر خداوند هست. از این جهت باز هم میبینید شخصی که ایماندار و در رابطه با خداوند هست هم امیدوار هست و هم سبور و این میتونه به اون حکمت و بخشه بر از اینکه بتانه با دیگرها در سلح و سلامتی زندگی و رفتار کنه. پس بودن و رابطه داشتن با خدا همیشه به نفع ماست. خیلی ها فکر میکنند که به نفع خداست. مثلا خدا میخواهید منفع تلوی کنند. نه. خدا میخواهید که ما را کمک بکنند. و ما به میزان رابطهی که با خدا برقرار میکنیم چه در خاندن کلام، چه در دعا کردن، چه در مشارکت، مشارکتهای کریسائی در تمامی اینها خداوند تلاش میکنه و اون حکمت آسمانی و الهی را به ما بخشه و به ما یاد آوری کنه. به نوعی زندگی ما را منظبت کنه. زندگی ما را به نظم بیاره و به ما کمک بکنه که بتانیم دریافت کنیم و عمل بکنیم. و این میتونه خیلی بر ما کمک کننده باشه. در همین کتاب یعقوب بابه یک آیت پنش شاید در برنامه های اول مایی را با هم سپریه کردیم که میگه اون کسی که از حکمت برخوردار نیست از خدا متالبه کنه، تلب کنه. خدایی که بخشنده و سخاوتمنده است به اون حکمت عطا میکنه. یعنی ما میتونیم در رابطه خود حتی با خدا از اون پرسان میکنیم و بگوییم که خداونده ما نیاز به حکمتی داریم که از جانب تو باشه. یک داستان دیگری هست در زمان که خداوند با سلیمان، سلیمانی که پادشاهی خدا شروع کرده یک ملاقاتی صورت میگیره. در اون ملاقات خدا از سلیمان پرسان میکنه چی چیزی میخوای من براتو عطا بکنم. سلیمان میگه من از تو حکمت میخوایم. نمیگه قدرت میخوایم، سروت میخوایم، شوکت میخوایم، جلال میخوایم، شکو، شهرت، نام و آوازه میخوایم. اینها را نمیگه و اشاره میکنه که من حکمت میخوایم و خداوند به اون حکمت میبخشه و به نوعی در عهد عتیق سلیمان یکی از حکیم ترین اشخاصی معرفه میشه که اون هم قدرت داشت، هم پادشاهی داشت، هم سروت داشت و هم نام خدا را جلال میداد. پس تمامی این موارد به ما کمک میکنه که رابطه خود را با خداوند اصلاح بکنیم، یک نتیجه گیری کنیم، یک دوت از این قسمت که ما را دوت میکنه برازی که بتانیم این نتیجه گیری را بکنیم. این تصمیم را بگیریم که چه نوع حکمتی امروز در زندگی ما وجود داره؟ حکمتی که الهی است و به دنبال محبت و سمره و سلح است؟ و یا حکمتی که دنیاوی است؟ که بر اساس حسادت و رقابت و منفع تلبی و یا نتیجه گرابودن بر اساس اصول دنیاوی است؟ تمامی این ها ما را دوت میکنه که امروز انتخاب کنیم، واقعا انتخاب ما و انتخاب شما چی است؟ چه نوع حکمتی را متالبه میکنید؟ برادر شاید شما بفرماییم. من فکر میکنم شاید یک چند دقیقه اگر بتانیم ما شما بر رهبرای افغانستان دعا کنیم که خداوند اینا را حکمت بتا که تصامیمی که میگیرن او سلح و آرامش را بیاره و مردم زندگی بهتر داشته باشه و ای بسیار مهم است که ما دعا کنیم بر رهبرای افغانستان که خداوند بر اینا حکمت بتا که جلب پیشرفت مردم را نگیرن جلب سلح و سلامتی مردم را نگیرن جلب آرام بودن مردم را نگیرن بخصوص در قسمت انترنت بله دقیقا وقتی که ما همون اول اشاره کردیم ما یک برنامه سیاسی نداریم و یا یک برنامه نداریم که بخواییم ادیان ایدولوژی ها و یا مکاتب دیگر را زیر سوال ببریم ولی وقتی امروز در راویت با حکمت آسمانی صحبت میکنیم متوجه میشیم خیلی از رفتارهای مذهبی و اصولگرایانه تالبا در سرزمین افغانستان باعث آزادی پیشرفت سلح نمیشه ولی برای از اونها یک اصولی هست که باید رایت شوه اگر کسی ریش بلند داشته باشه قلب پاکی نداشته باشه آیا اون انسان خوبی هست؟ اگر یک نفر نمیفهم شبان روز دعا کنه نماز بخوانه نظر نیاز بکنه ولی در درونش هیچ اصلاحی صورت نگرفته باشه رفتارش تغییر نکرده باشه زندگیش عوض نشده باشه سمره خوبی نداشته باشه آیا باز هم چیز درستی هست؟ ولی این مردم بازیچه دست سیاست ها و قدرت ها و مذاهبی شدن که اونها برایشان یک حکمت دروغین رو میارن و تلاش میکنن بر اساس اون نتائج مذهبی تمام یک مملکت رو درگیر افکار و اصول های غلط مذهب بکنن ولی در واقع خداوند ما در کتاب مقدس به دنبال سلحی دیگر بود به دنبال زندگی دیگر بود به دنبال سمراتی بود که در زندگی افراد دیدن شده از این خاطر شد اشاره کردیم هیچ دولتی نمیتونه با خودش آزادی بیاره دولت ها بر اساس قیام مردم کودتا، قدرت، دخالت های کشورهای بیگانه، عبر قدرت عوض میشه و این دولت ها دوچار مشکل هستن و همچنان دوچار مشکل میمونن ولی اون چیزی که باید عوض شد دل انسان هاست نه دولت ها، نه موقعیت ها امروز شاید افغانستان ما نیاز با یک همچین شرایطی داره مردم ما نیاز دارن که نجات رو طور دیگری دریافت بکنن در رابطه با ایسای مسیح در رابطه با خداوند ما ایسای مسیح اینجاست که آزادی رو تجربه میکنن هرچند افغانستان به نوع خود سلحی نداره در کشور افغانستان هنوز هم جنگ هست جنگ اقایت، جنگ مسحب، جنگ قدرت، جنگ شهرهت و هنوز هم جنگ هست هرچند در بدترین شرایط کسانی که مسیح ایمان اوردن میتونن سلح خداوند رو تجربه بکنن حتی اگر در زندان طالبا باشن موسیقی در موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}