Abundant Life 119 the Mission of Barnabas and Saul

  30 minutes

  14 July 2016

As the believers were worshipping God and fasting, the Holy Spirit said, “Set apart for me Barnabas and Saul for the work to which I have called them.” 3 Then they fasted and prayed, laid their hands on them, and sent them off. While the leaders of the church in Antioch were worshipping, the Holy Spirit spoke to them. The more Christians worship the Lord, the more the Holy Spirit speaks to them and guides them. The Holy Spirit said to them, “Set apart for me Barnabas and Saul for the work to which I have called them.” The leaders laid their hands on them as a sign of their appointment as evangelists for the church and also as a sign of their participation and support of that church.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنوندگان عزیز، شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 41 متر بند پهش می گردد مجده نجاب سلام شنوندهای گرامی برنامه زندگی سرشار آرزوی ماست که همه تان در حفظ و پناه خدابند ما ایسای مسی ناجی عالم بشریت باشین شادیم ازی که باز وقت نشری برنامه ما فرا رسیده آرزو می بریم که تمام تان جور و سرحال بوده و پیش راڈیو تان شیشته بود و به برنامه این حوبت ما گوش بدین خوب دوستای مهربان در برنامه این حوبت زندگی سرشار برادرهای ما پیام و جابه جان از فصل سیزده همه کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا بیست و پنجه برموش ما می خوانند و سرش گپ می زنند در جریان شنیدنی این برنامه اگر برتان سوال پیدا می شه لطفا سوال تانه همرای ما در میان بگذارین خوب پس بین که با هم یک جای به این برنامه گوش بدیم دوستای مهربان سلام من پیام هستم به شما به شنیدن صحبت امروز خوش آمدید می گویم من جاوید هستم من هم به شما عزا سلام و اترام خود را تقدیم می کنم دوستای مهربان ما در این صحبت ها کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس ها آیه با آیه می خوانیم و روی هر یک آیات صحبت می کنیم ما در صحبت های گذشته فصل دوازده هام با آخر رساندیم و در صحبت امروز از فصل سیزده هام شروع می کنیم در صحبت گذشته ما خواندیم که هیرودیس یعقوب پسر حلفی که یکی از رسولان ایسای مسی بود به قتل رساند و پترس رسول هم زندانی کرد که او را هم به قتل برساند اما خدا نخواست که نقشه هیرودیس در باره پترس عملی شود او پترس رسولا توسط فرشته خود بشکل موجزه آسا از زندان نجات داد اما هیرودیس که بسیار مغرور شده بود و بعیوت جلال دادن خدای حقیقی خود جلال می داد و خود خدا فکر می کرد توسط فرشته خود زده کشت و او را خوراک کرمها کرد خداون قادر مطلق است او با اراده آزاد خود پترس رسول از مرک نجات داد و هیرودیس مغرور خوراک کرمها کرد خوب دوستهای محرمون امروز صحبت خود از فصل 13 کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس شروع می کنیم جاوید جان شما آیت اول بخانید دران زمان در کلیسای انتاکیه ایده نبی و معلم از قبیل برنابا و شمعون ملقب به نیجیر و لوکیوس قیروانی و مناهم که با ایرودیس پاچا بزرگ شده بود و شاول حضور داشتند در اینجا بر علاوه شاول و برنابا از سی رهبر دیگه کلیسای انتاکیه هم نام گرفته شده شمعون، لوکیوس و مناهم بعضی دانشمند های کتاب مقدس فکر می کنند که شمعون ملقب به نیجیر او آدم است که سلیب ایسای مسیره حمل کرد وقتی که ایسای مسیره بری مسدوب کردن می بردن او چون در اثر شکنجه و لطکوب بسیار ضعیف شده بود نمی تونست که سلیب خود را حمل کنند اساکر رومی یک نفر را به نام شمعون گرفتند او را مجبور کردند که سلیب ایسای مسیره تا جلجتا جایی که مسیر مسدوب شد حمل کنند لوکیوس قیروانی که از شرحای شمال افریقا بود از جمله اولین کسان بود که انجیله در انتاکیه معوضه کردند و مناهم برادر شیری و هیرودیس بود یعنی از یک مادر شیر خورده بودند البته ای او هیرودیس نیست که در فصل دوازده اعمال رسولان در باری او ذکر شده که ما در صحبت گذاشته روی او گفت زدیم ای هیرودیس او پادشای هست که در وقت تولد ایسای مسیر پادشای یهودیه بود ای هیرودیس از سال چار قبل از ملاد مسیری تا سال سی و افت ملادی پادشای یهودیه بود ای او هیرودیسی هست که سر یه هیای تحمیدنده را قلم کد و او ای هیرودیسی هست که ایسای مسیر را گرفتار کده شکنجه کده مورد تمثار قرار داد مناهم یکی از رحبران کلیسای مسیر امرای ای هیرودیس در یک خانواده کلان شده بودند و از یک مادر شیر خورده بودند اما هر کدام اونا چیز سرنوشت های متفاوت را پیشروی خود داشتند در بعض ترجمه ها پیشروی یهودیس تیتراخ نوشته شده تیتراخ یعنی اکمروای چار بخش امپراتوری روم هر ولایت خود را به چار بخش تقسیم میکدن و برای هر بخش یک آکم تیین میکدن اما یهودیس آکم چار بخش بود خوب دوستهای مهربان آله به آیات دو و سی فصل سیزدی احمان رسولان توجه کنین جاوه جان شما لطف کنین ای آیت را بخانین یک روز که آنها روزدار و مشغول عبادت خداون بودن روح القدس به ایشان فرمود برنبا و شاول را برای آنکاری که من هانها را خواستم مقرر کنید پس آنها بعد از روزه و دعا دست به سر هان دونه هاده آنها را به وزیفه فرستادن وقتی که ای پنج رهبر کریس های انتاکیا یعنی شاول، برنبا، شمون، لوکیوس و مناهم به عبادت مسروف بودن روح القدس خدا امراه اونا گفت شد ایمانداران هر قدر زیادتر به دعا و عبادت مسروف باشن روح القدس خدا هم امراه اونا زیادتر گفت میزنه و اونا را رهنمایی و حدایت میکنه بر علاوه ای رهبران کریس ها روزدار هم بودن ایمانداران به مسیح اکثر اندر زندگی ایمانی خود ای را تجربه کردن وقتی که اونا با روزه مسروف عبادت میشن میتانن صدای روح القدس خدا را بسورت واضی تر بشنون و ادایت او را بخوبی درک کنن خدا پیش برنابا و شاول انتخاب کده بود که بغیر یهودیان بشارت بتن آل روح القدس خدا با ایمانداران فرمود که برنابا و شاول برخدمت مخصوص بسازن آل وقتی ای رسیده بود که برنابا و شاول کلام خدا یعنی انجیل با شهرهای دیگر موزه کنن ای سه رهبر یان شمون، لوکیوس و مناهم به نشانه انتصاب کدن شاول و برنابا به عیس مباشر و پشتیبانی و تایید کلیسا از خدمت اونها سر اونا دست ماندن و اونا را مخصوص کدن یعنی شاول و برنابا به هدایت روح القدس خدا و کلیسای انتاکیه به خدمت فرستاده شدن وقتی که اونا پس آمدن راپور مکمل خدمتی که انجام داده بودن به کلیسا تقدیم کدن از وقت حالی در کلیسا ای رواج باقی مانده کلیسا خادمینه به خدمت روان میکنن و خادمین هم بعد از پایان خدمت راپور خدمت خدا به کلیسا تقدیم میکنن خوب جاوید جان، حالی آیت 4 و 5 بخوانین این دو نفر که فرستادگان روح القدس بودن به بندر سلوکیه رفتن و از هنجا از رای دریا به قبرست آمدن و وارد شهر سلامیس شدن و در کنیسه های یهودیان کلام خدا را منتشر می ساختن و یوهانا که مرقص لقب داشت دستیار ایشان بود سلوکیه شهر بندری انتاکیه بود شاول و برنابا بر سفر به سلوکیه رفتن و از او جا توسط کشتی به شهر سلامیس که یک شهر بندری جزیره قبرست بود رسیدن جزیره قبرست جای توالد برنابا بود سلامیس یک شهر مهم بندری قبرست بود که امروز هم به این نام وجود دارد برنابا و شاول بعد از رسیدن به سلامیس بر مویزه کلام خدا اول به کنیسه یهود رفتن برنابا و شاول به هر شهر که می رسیدن بر مویزه کلام خدا اول به کنیسه یهود می رفتن و از طریق کنیسه به خدمت بشارتی خود می پرداختن در این سفر مرقص که نام اصدیش یوهنا بود اونا را هم رایی میکد ما در صحبت گذشته گفتیم که مرقص بسر کاکای برنابا بود خوب من آله آیات شش تا آشتمه می خانم هانها تمام جزیره قبرست را طیع کردن تا بشر پافست رسیدن در هنجا به یک جادوگر یهودی که پیغمبر دروغین بود و بریشو نام داشت برخوردن او از ملازمین سرگیوز پولس والی قبرست که مرد اوشمند بود به شمار می آمد والی برنابا و شاول را به حضور خود خواست زیرا می خواست کلام خدا را از آنها بشنود اما آن جادوگر که نام یونانی او حلیما بود با آنان مخالفت میکرد و کوشش میکرد والی را از ایمان آوردن باز دارد برنابا و شاول از شهر بندری سلامیس قبرست سفر کده به شهر پافست رسیدن پافست حیثیت پایتخت قبرست داشت و مقر والی رومی بود والی رومی او وقت قبرست سرگیوز پولس نام داشت ای والی یک ملازم به نام بریشو داشت نام یونانی بریشو حریما یعنی جادوگر بود والی رومی سرگیوز پولس آدم عوشیار بود وقت او از آمادن برنابا و شاول به شهر خبر شد اونا را پیش خود خواست که بفهمه اونا چی پیامه را امراه خود آوردن اما علیمای جادوگر به ملاقات والی امراه برنابا و شاول مخالف بود بخاطر که او میفمید اگه والی به مویزه اونا گوش بده و به خدای حقیقی ایمان بیاره او اعتبار خود را پیش والی از دست میده علیما حتی در حضور والی هم در مقابل شاول و برنابا مخالفت میکد و میخواست که مانی ایمان آوردن والی شده خوب، آل آیات نوه تا یازده را میخانم در این انگام شاول که به نام پولس مروف شده بود پر از روح قدس شده به آن مرد چشم دخت و گافت ای فرزند شیطان، ای دشمن تمامی نیکی ها، ای سرچشمه نیرنگ و طبخ کاری آیا از گمراه ساختن مردم از راه راست خدا دست نمیکشی؟ آلا ببین دست خدا تو را خواهد زد و نابینا خواهی شد و تا مدت نور آفتاب را نخواهی دید در عمان وقت دنیا در نظر علیما تیره و تار شد و کرکرانه به این طرف و آن طرف میگشت تا شخص را برای رهنمایی خود پیدا کند این قسمت کلام خدا را که شنیدم بسیار جالب است بعد از این مرقص نویسنده کتاب احماد رسولان شاول را به نام پولس یاد میکنه مرقص نویشته میکنه شاول که به نام پولس معروف شده بود پولس یا شاول سابق پر از روح القدس شده بود وقتی که دید علیما منع ایمان آوردن والی میشه علیما را مجازات کد این ان اموطوری که خود شاول و یا پولس در راه دمشق که در اون وقت امرای ایسای مسیم مخالفت میکد کر شد علیما هم با سرزنش کدن پولس نابینا شد این جادوگر که تا این وقت با چالاکی و جادوگری خود مردم را کر ساخته بود و اونا را بازی میداد و از زیدن حقیقت اونا را دور نگاه میکد آن خودش از بینایی محروم شده بود او خودش چرخک میخورد و به کمک دیگرها محتاج شده بود کر شدن علیما درس بزرگ برای کساییست که در راه انتشار کلام خدا یعنی حققت سگندازی میکنند ایتر مردم با چالاکی و با اسطلاح با نشان دادن شهد و شراب، حور و غلمان در دنیا دیگر مردم بازی داده از درک حققت کلام خدا دور نگاه میکنند اما در حقیقت خود اونا کرستند و حقیقت خدا را نمیبینند پر از اقدا و نفرت در مقابل حقیقت استند و مثل علیما به دور خود چرخ میخونند و هیچ نمیفانند که چطور خود را از چاه حلاکت نجات بدند خوب، آله آیات دوازر را میخانم والی که این جریان را دید ایمان آورد زیرا استعالیم خداوند بسیار ایران شده بود ما پیشتر گفتیم که والی سرگیوز پولس آدم حوشمند بود او با وجود مخالفت علیما به سخنان پولس و برنامه بدقیت گوش گرفت او میخواست که حقیقت را برای خود معروم کنه و بعد از او تصمیم خود را بگیره ایسای مسید انجیل میفرمایه که حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد والی رومی، سرگیوز، پولس چون در طلاش یافتن حقیقت بود خدا حقیقت را به او نشان داد وقتی که والی کلام خدا را شنید از قدرت او حیران مند آنه هم اگر هر کس با فکر و ذهن باز به حقیقت کلام خدا دقت کنه مثل والی رومی میتوانه حقیقت را در کنه و به خدای حقیقی ایمان بره خوب جاوید جان آنه آیت سیزده را بخوانید پولس و امروان او پافست را ترک کردن و از راه دریا بپرچه پنفلیه آمدن یوهانا یعنی مرقص از آنها جدا شد و به اروشیلین بازگشت دوستهای محرمان، تایی قسمت مرقص نویسنده کتاب احماد رسولان در نویشته خواد اول نام برنابار را نویشته میکنه و بعد از او نام شاوله ویا پولسه اما بعد از ای او اول نام پولسه نویشته میکنه و بعد از او نام برناباره از ای معلوم میشه که در اول برنابار رحبر ای گروه خورد سی نفری بود اما آهسته آهسته پولس رحبری ای گروه با دست خود میگیره شاید بخاطر محفقت شاول کوالی رومه به ایمان دعوت کد و محفقتهای دیگه که در بشارت دادن نصیبشان شده بود و رحبر ای گروه شد تغییر نام شاول به پولس هم امکان داره بخاطر ای باشه که او والی رومی قبرسه که سرگیوز پولس نام داشت بر ایسای مسی فته کد یعنی او را متی ایسای مسی ساخت در او زمانه هر کمندان که یک شهر را فته میکد نام او شهر را به نام خود علام میکد شاول هم سرگیوز پولس را بر ایسای مسی فته کد و نام او را به خود گرفت یک درس بسیار مهمه که از ای قسمت می تانیم بگیریم او در مورد فروتنی و خدمتگزاری است برناباه رحبر ای گروه بود و بعد از ای پولس رحبر ای گروه شد و برناباه زیر دست او خدمت میکد برناباه امتحانی ای نامش تشویق کننده بود او واقعا دگره را برای پیشتفت کدن و ترقی کدن تشویق میکد او مشوق پولس هم بود او پولس رسوله به کلیس های انتاکیه معرفی کد او در خدمت بشاراتی امرای پولس مسروف بود وقتی که پولس رحبر ای گروه شد برناباه از این موضوع در ای جای شکایت ویا مخالفت نکن ما هم در زندگی ایمانی خود لازم است که از نمونه ای برناباه یعنی تشویق کننده پیروی کنیم ای حتمی نیست که ما چون نسبت به دیگرها در ایمان خود مسنتر استیم حتما باید رحبر هم باشیم و یا سن سال ما زیاد است باید حتما رحبر باشیم اگر سن ما زیادتر است و جوان کلیس های ما را به خوبی رحبری میکنه باید متیو باشیم و او را احترام کنیم ما مثل برناباه مشوق دیگرها باشیم که دیگرها رشت کنند فرق نمی کند که ما پس ماندیم اگرچه از لحاظ خوی و عادت انسانی تعمل ایواز مشکل است اما هرچی است ای بیترین طریقه خدمت کدن است و ایماندارای حقیقی به ایسای مسیح لازم است که از این رویه پیروی کنند برناباه نظرات به پولس در ایمان خود سابق دارتر بود اما پولس را تشویق کرد که پیشرفت و ترقی کنند متاسفانه ما ایمانداران افغان در مشارکت ها و کلیس های کوچک خود وقتی که احساس میکنیم که برادر و یا خوهر ما امکان داره که جای ما را بگیره از هر طریق کوشش میکنیم که مانع پیشرفت و ترقی او شویم از او به دیگرها بدگویی میکنیم به او توحمت میکنیم و نظر دیگرها را در مقابل او خراب میسازیم برادر و یا خوهر که ما در ایمان آوردن به او و با ایسای مسیح کمک کردیم تعمل ای برای ما مشکل است که او نظبت به ما پیشرفت کنه ای واضح است که ما خوی و عادت صرف خودخواستن از زندگی گزشتی خود به زندگی مسیحی خود به میراز گرفتیم اما اموطوری که در ایمان خود رشت میکنیم لباس که کنه خودخواهی و غرور را به دور پردیم و به عوض لباس فروتنی و گزشت بطن کنیم پولوس و برناباو و یوهانا ملاقب به مرقص به شر پرچه پیمفیلیا که آل در جنوب ترکیه امروزی موقعیت داره رفتند به رسیدن به پرچه مرقص از پولوس و برناباو جدا شده پس به اروشیلم رفت مرقص دلیل جدا شدن خود از پولوس و برناباو ذکر نمیکنه اما دلیلش هرچیکی بود پولوس رسول از او خوش نبود آل آیت چارده را میخانم ایشان از پرچه گذاشته به شر انتاکیا که یکی از شهرهای ولایت پیسیدیه است آمدند در روز هفته به کنیسه داخل شدند و نشستند پولوس و برناباو از شهر پرجه به شهر انتاکیا که در منطقه پیسیدیه بود که هاره در جنوب ترکی امروزیس رفتند لوخان نویسنده اعمال رسولان این شهر را به نام انتاکیا پیسیدیه یاد میکنه بخاطره که این انتاکیا از انتاکیایی که در سوریه بود و از او جا پولوس و برناباو سفر خود را شروع کده بودند فرق شده پولوس انتاکیای سوریه را مرکز اصلی خود تیین کده بود و در کلیسای انتاکیای سوریه پولوس و برناباو را به خدمت بشاراتی بعد از دزگذاری روان کدند وقتی که پولوس و برناباو به انتاکیای پیسیدیه رسیدند در روز شمبه متابق به عادت خود به کنیسه یهودیان رفتند خوب جاوید جان آن آیت پانزر را بخانید بعد از قراعت تورات و کتاب انبیاه روحسای کنیسه پیش ایشان فرستادن و گفتند ای برادران چنانچه پیام تشکیل کننده برای این قوم دارید بفرمایید دوستهای محرمان در کنیسه های یهود رواج بود که معفل عبادت خود با خاندن آیات از تورات و یا صحایف انبیاه شروع میکدن و بعد از او کسی از جمله حاضران میخیست و معوضه میکد وقتی که حاضرین پولوس و برنابار را در کنیسه در جمع خود دیدن از را برای معوضه کدن دهوت کدن پولوس که عاشق معوضه کدن بود از خدا این چیز را میخواست جاوید جان آن آیت شانزر را بخانید پولوس برخواست و با اشاره دست از ایشان درخواست نمود که خاموش باشند و بعد چونین گفت ای مردان اسرائیلی و همه شما که خدا ترس هستید توجه نمایید معمولا در کنیسه های یهودی در او وقت دو گروه مردم شرکت میکدن یکی یهودیان بودن که پولوس به اونا ای مردان اسرائیلی خطاب میکنه گروه دو هم غیر یهودیان بودن که دین یهودی را قبول کده بودند پولوس اینا را به حیث خدا ترسان خطاب میکنه پولوس رسول معمولا با مخالفت یهودیان مواجه میشد اما در هر جای به استقبال این گروه مردم که پولوس اونا را خدا ترسان خطاب میکد روبرو میشد غیر یهودیان که به دین یهود میگرویدند باز هم نمیتونستن که از هر لحاظ با یهودیان که از لحاظ نجات یهودی بودن برابر باشن از لحاظ اونا با وجود که به دین یهود گرویده بودن اما باز هم مورد تبهیز یهودیان قرار میگرفتند اما مجده نجات توسط ایسای مسیره پولوس ماویزه میکد در اون بین یهود و غیر یهود هیچ فرق وجود نداشت هر کس ایسای مسیره به حیث نجات دهنده خود قبول میکد نجات یافته فرزند خدا میشد اما یهودیان که غیر یهودیان را از خود پستر میدانستن وقتی که میدیدن که پولوس غیر یهودیان را در تمام برکاتی که یهودیان به خود منصوب میدانستن شریک میسازه با او زیاد مخالفت و دشمنی میکدند خوب جاوی جان آل آیات 17 تا 20 تر بخوانید خدای قوم اسرائیل نیاکان ما را برگذید و در هان انگام که آنها در سرزمین مصر در غربت زندگی میکردن آنان را قوم کلان ساخت و دست خود را دراز کرد تا آنان را از آن سرزمین بیرون آورد مدت چل سال در بیابان ها متعمل ایشان شد پس از نابود ساختن آن هفت ملت که مقیم کنهان بودن سرزمین آنها را تا مدت 450 سال به انوان میراز به تصرف اسرائیل در آورد بعد از آن هم تا زمان سموئیل پیغمبر داوران را به ایشان بخشید ما گفتیم که پولوس به کنیسه یهودیان رفت او موزه خود را با بیان کدن خلاصی تاریخ اسرائیل شروع کرد او از ابراهیم و اسحاق و یعقوب یاد آوری کرد که چطور با فیض خدا برگوزیده شدند او بر علاوه ازی که خدا چطور بابازوی قوی خود اونا را که در مصر در غلامی به سر می بردن نجا داد و چل سال شکایت آخ و ناله اونا را در بیابان تحمل کرد در راه سفر با کنان قوم اسرائیل مدت چهل سال در بیابان سرگردان شدن علت سرگردانی اونا هم شکایت کدن بودپرستی و نافرمانی خود اونا بود بودپرستی در نظر خدا نفرت آوردترین گناه هست خدا اونا را مورد مجازات قرار داد اما نسل دومی که در جوریان سفر با کنان به وجود آمد مورد رحمت خود قرار داد و اونا را به سرزمین کنان رهنمایی کرد خدا سرزمین کنان را به میراس اونا بخشید وقت قوم اسرائیل در کنان مسکنگوزین شدن اونا پادشای نداشتند و قاضی ها اونا را رهبری میکدند تا اینجا پولس تاریخ قوم اسرائیل را به صورت خلاصه تا دورن قاضی ها و یا داوران با اونا بیان کرد خوب جاول جان آل آیات 21 تا 25 بخوانید وقت آنها خواستند که برای خود یک پادشا داشته باشند خدا شاول پسر قیس را که مرد از طایفه بین امین بود به ایشان داد تا او مدت چل سال حکم روانی کند بعد از آن او را برکنار کرد و داود را برنگیخت تا پادشای ایشان شود خدا در حق داود چونین گواهی داده گفت من داود پسر یه اثار را مورد پسند خود یافتم او کسی است که ارچی بخواهم انجام میدهد از نسل امین مرد خدا متابق وعده خود ایسا را به انوان نجا دهنده برای اسرائیل برنگیخت پیش از آمدن او یهایا لزوم طوبه و تحمید را به همه قوم اسرائیل اعلام می کرد و وقت خدمت خود را به انجام رسانید گفت من آن کسی که شما گمان می کنید نیستم اما بعد از من کسی می آید که من لایقی آن نیستم که بند بوت او را باز نمایم ما گفتیم که در اول قوم اسرائیل قاضی ها رهبری بکند اما پسانا قوم اسرائیل هم خواستند که مثل قوم های دیگر از خود پادشا داشته باشند خدا شاول را به حیث پادشا برای او را انتخاب کرد به این ترتیب شاول اولین پادشای اسرائیل شد اما شاول از خدا نافرمانی کرد و خدا هم از او روی گشتند بعد از شاول خدا داود را به حیث پادشای قوم اسرائیل انتخاب کرد خداوند به داود وعده کرد که از نسل و شخصی به وجود خواهد آمد که پادشایی و تا عبد برقرار باشد این یک پیشگویی است که در باره آمدن ایسای مسی شده تقریبا هزار سال بعد از داود ایسای مسی که از نسل بشری از اولاده داود بود بر نجات قوم اسرائیل روان کرد پادشایی مسی عبدی است چند نسل بعد حکومتی که توسط داود به وجود آمده بود تزیه شد و بلاخره از بین رفت قوم اسرائیل به کشورهای دیگر تعبید شدند خداوند توسط از یقیان نبی پیشگویی کده فرمود و من آن را سرنگون سرنگون سرنگون خواهم ساخت و این دیگر واقعی نخواهد شد تا آن کس بی آید که عقی اومه باشد و من آن را بوای اطا خواهم نمود این پیشگویی هم دباره مسی هست که سلطنت داود حق اومه باشد خدا در ایسای مسی وعده ای را که به داود داده بود عملی کرد یعنی برقراری عبدی سلطنت او بر علاوه ارمیا از آمدن شاخه عادل پیشگویی میکنه که می آیا و قوم اسرائیل را نجات میتر این نجات دهنده ایسای مسی بود که خدا توسط ارمیا وعده آمدن او را داده بود او امو مسی موعود بود که یهودیان منتظر آمدن او بودن پولس این مجده را به یهودیان انتاکیه پسیدیه رساند باید یهودیان از این مجدهی که پولس به اونا رساند باید با گرمی استقبال میکدن اما با تعصف که ایطور نشد پولس به اونا گافت که پیش از آمدن ایسای مسی موعود یهیا تحمیدهنده آمد که مردم را به طوبه دعوت میکد و اونا را به قبول کدن مسی به عیس نجات دهنده آماده می ساخت اما یهیا خودش مسی موعود نبود یهیا خودش گفت که حتی لایق نیست که بندی بوتای مسی را باز کنه شنادهای مهربان ای بود برنامه اینوبت ما که تقتیم خاطر شما عزیزا شد آرزو می بریم آنچه را که امروز شنیدین در زندگی روحانیتان از او استفاده کنین پس زیاد وقتتان نمی گیریم تمامتانا به خداونده مهربان می سپاریم شاد و موفق باشین بسنه حسوه یومه تشنید جرحالتو بسنه حسوه یومه تشنید جرحالتو دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من بسنه حسوه یومه تشنید جرحالتو بسنه حسوه یومه تشنید جرحالتو دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دیگه دیگه دیگه گیستان هسته من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من دو هفت شعبه هسته من پرسازمون شوده من