Abundant Life 103 Prayer of Believers for Courage

  27 minutes

  25 February 2016

When the believers heard Peter and John’s report, they lifted up their voices in prayer and began to pray. You should notice that the believers here call Jesus the holy servant of God. The Greek word used here for servant can also mean son. Jesus was both God’s servant (i.e., God’s servant) and His Son. He was an obedient servant who suffered to the point of death, and He was the only Son of God who was appointed and anointed to be the Messiah (Christ), the Saviour of the world.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد مجده نجا شنونده های گرامی راڈیو صدای زندگی سلام امیدارم که تمام شما عزیزا در حفظ و پناه خداونده متعال باشین شادم که با پیشکشنمودن برنامه دیگی از زندگی سرشار در خدمت شما قرار داریم دوستانه محرابان در برنامه این حوبت زندگی سرشار برادران ما حاقای پیام و جابه جان می خواهند که از فصل چهارم کتاب اعمال رسولان از آیت 23 تا 37 تا برما شما تقدیم کنند و در مورد از او گب بزنند امیدارم آنچه تقدیمتان می شه با او بطقت گوش بتین زیرا با شنیدن آیات فوق در می آبیم که ایمانداران اولیه چه قسم کلام خدا را در بین مردم پخش می کردن و با چی مشکلات رو برو بودن برای ما ایمانداران افغان ای درست ها بسیار مهم است که یاد بگریم چه قسم با مشکلات رو برو شهیم و چه قسم در ایمان خود قوی شمیم و رشت کنیم خب دوستانه محرابان بیاین که با هم یک جای برنامه این عوض گوش بدیم سلام دوستانه عزیز خوش هستیم که باز در خدمت شما قرار داریم ما هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم از خداوند برای یک شما سهت و سلامتی آرزو میکنم کتاب اعمال رسولان با وجدامدن کلیسا و رشت او را بیان میکنه وقتی که یسای مصیب بروی سلیب جان میته و او را دفن میکنن او بعد سی روز دوباره زنده میشه وقتی که او دوباره از مرق قیام میکنه چل روز در جه های مختلف خود را به شاگرد ها ظاهر میسازه و بعد از او به آسمان سعود میفرماید کتاب اعمال رسولان از این قسمت شروع میشه که شاگرد ها بالای کوی زیتونی سیداده به چشمهای خود میبینند که استادشان به طرف آسمان سعود میفرماید بله کتاب اعمال رسولان بعد سعود یسای مصیب را بیان میکنه یسای مصیب وعده کده بود تا وقت که روح القدس به اونا نازل نشده در اورشلیم باقی ببانند او به وعده خود وفا میکنه و در روز پنتیکاست روح القدس به شاگرد ها نزول میکنه با نزول روح القدس شاگرد ها قدرت پیدا میکنند که با جرعت شاهد رستاخیدی مصیب باشند روح القدس در بین ایمانداران کار میکنه و از اونا کارهای عجیبه به ظهور میرسه پتروس و یوهنها بنامه یسای مصیب یک شله مادرزاده شفا میتند چون در کتاب اعمال رسولان کارهای عجیب روح القدس بیان شده به این خاطر کتاب اعمال رسولان کتاب کارهای روح القدس هم میگن دوستهای میرون ما این متلبه بخاطر بیان کدیم که تا حد صحبت های گذشته دوباره به یاد شما بیاید خوب، آلی بیاییم سر صحبت امروز ما در صحبت گذشته آیات اول تا 22 فصل چهارمه اعمال رسولان زیر بحث قرار دادیم در صحبت امروز روی آیات باقی موندهی این فصل گپ میزنیم ما گفتیم وقتی که پتروس و یوهنها داخل خانه خدا میشودن یک شله مادرزاده بنامه یسای مصیب شفا دادن که مردم از ایدن این موجزه تحجب کده خدا را عمد و سطحش میفتن و به دور اونا جمع شدن پتروس با اونا گفت این موجزه نتیجه زحمت ما نیست بلکه او را یسای مصیب شفا داده شما یسای مصیب را کشتین اما خدا او را از مرگ زنده کده و این موجزه بخاطر جلال دادان او صورت گرفته وقتی که رحبران مذهبی قمندان محافظ خانه خدا و صدقیان بیروبار مردم را دیدن پتروس و یوهنها را گرفتار کده سبایش اونا را به شورای یهود بخاطر محکمه پیش کدن پتروس با قوت و شجاحت با اونا در باره یسای مصیب گفت و اونا را به جواب ساخت بلاخره رحبران مذهبی بعد از تحدید کردن اونا که دیگر در باره یسای مصیب گفت نزنن اونا را اعلا کرد اما رسولان امر رحبران مذهبی را قبول نکدن بخاطر که یسای مصیب اونا فرموده بود که برن و همه ای ملت ها را شاگردی او بسازن رسولان به رحبران مذهبی گفتن ای بهتر از که ما از امر خدا اطاعت کنیم تا امر انسان صحبت امروز به ادامه ای مطالب هست خوب آل آیات 23 و 24 را بخانین وقتی که این دو شاگرد از آنجا رخصت شدن پیش دوست های خود پس لفتن و چیزهای را کسران کاهنان و کلان ها با آنها گفته بودن باز گفتن وقتی آنان با خبر شدن همه با یک دل به درگاه خدا دعا کردن و گفتن ای پروردگار خالق آسمان و زمین و دریا و آنچی در آنها هست دوست های مهربان رسولان مصیب به یقین کامل داشتن که اونا فرزنده خدا هستن و آزاد به دنیا آمدن اونا به خود حق می دادن که آزادانه به مردم بگوین در جایی که عوامر انسان در تزاد به عوامر خدا باشه اونا از عوامر انسان نی بلکه از عوامر خدا پیروی می کنن به ای خاطر پتروس و یوهنا مستقیمن پیش ایماندارای دیگر رفتن و دباری ای که چطور به نام ایسای مسیح خداوند یک شل شفای آفته بود و هم دباری ای که چطور با جرعت به نام ایسای مسیح شهادت داده بودن و شعورای آری یهود مجبور شده بود که اونا را ایلا کنن به اونا قصه کدن وقتی که ایمانداران کارهای عظیم خدا را دیدن همه با یک دل شروع به دعا کدن ایمانداران مذمور دوره خاندن که به سطایش و حمد خداوند هست برما کلمه یک دل بسیار تشویق کننده هست ایمانداران با یک دل دعا کدن وقتی که ما با یک دل صدای خدا به حضور خدا بلند میکنیم خداوند خوش میشه و ما هم قوت پیدا میکنیم که بر مشکلات غلبه پیدا کنیم میخواییم یک نکتره که اگرچه رنج آور هم از تلاوه کنم او ایست که متاسفانه و باز هم میگویم که متاسفانه بسیاری اوقات ما در بین خود یک دل نیستیم منظورم از ما ایمانداران افغان هست روی موضوعات نه او قدر مهم ما از یک دگه خفه میشیم وقتی که کسی خوب درست بتا ویا خوب جلسه رهبری کنه در مقابلش حسادت میکنیم کوشش میکنیم پشت سر او گب بزنیم و تخریبش کنیم اگر در یک برادر صلاحیت رهبری ویا تعلیم دادن موجود باشه اجازه نمیتیم که او تبارز کنه اگر ما رهبر جلسه باشیم میترسیم که نشه او از ما کده پیش شوه و ما پایین بیفتیم خداون ای قسم برخورده هرگز خوش نداره باید امکان ای معسر شوه که هر برادر ویا خواهر هر استعدادی که داره او را در خدمت ایسایی مسیح قرار بتا نه ای که سرکوب شوه لازم نیست که ما تشویش داشته باشیم که از موقف خود میفتیم ویا در مقابل برادرها و خواهرهای خود حسادت پنیم باید به ای ایمان داشته باشیم که خدا بره هر یکی ما جای خاص را در کلیسای خود تیین کده خداون در جایی که ما را تیین کده ویا تیین میکنه از ما خوبتر استفاده کده میتونه خوب جاوید جان آیات 25 و 26 بخوانین میسار خوب این را میخوانم تو به وسیله روح القدس از زبان پدر ما داود بنده خود فرمودی چرا مردم جهان شورش میکنند و قوم ها به باطل میاندهشند پادشاهان دنیا برمیخیزند و اکمرانانشان جمع میشوند و برزد خداون و برزد مسیحی اون ایمانداران به خداون در دعا میگن ای پروردگار ای خالق آسمان و زمین چرا مردم در مقابل تو دشمنی میکنند داود نبی پیشبوهی کده بود که مردم برزد خداوند و مسیحی اون میخیزند آلی این نبوت داود نبی عملی شده بود رهبران مسهبی عمر کدن که دیگه به نام ایسای مسیح خداوند کسی ماویزه نکنه اگرچه رسولان گفت اونا را قبول نکدن اما این آرزو و عمر رهبرهای مسهبی بود که کسی به نام ایسای مسیح ماویزه نکنه آلی هم در بعض جایا به ایمانداران به ایسای مسیح اجازه داده نمیشه که علنان به نام ایسای مسیح به مردم گفت بزنن و در باره او شهادت بتن اما باوجود و هم خداوند کار خود را در ایتر جایا میکنه و روز بروز به تعداد ایماندارا زیاد شده میره مثلا در چین سالها ایماندارا بخاطر ایمانشان و بشارتی که به نام ایسای مسیح میدادن شکنجه و حتی کشته شدن اما خداوند با ایماندارا شجاحت قوت و تجربه بخشید که به چی ترتیب در باره ایسای مسیح بشارت بتن امروز هزاران هزار کلیس های خانگی در چین فعال است و از کلیس های مسیح هم دو سنا به گوش خدای حقیقی میرسه ما در وطن خود افغانستان هم مشکلات خود را داریم اما خداوند با طریق مختلف کار خود را در بین ما افغان ها میکنه بیاین دعا کنیم خداوند ها ما افغان هستم و ایسای مسیح را باعث خداوند نجات دهنده خود قبول کدیم با ما قوت و حکمت بخش که بتانم نام ایسای مسیح را در بین مردم خود جلال بتم خداوند ها ما بعض وقت جرات کده نمیتونم که نام ایسای مسیح را پیش روی قوم ویا خیش خود ویا اعزای فامیل خود بیان کنم تو با ما عکمت بخش و با راه القدس خود رهنمایی کن که شاید امینی تو در بین خیش و قوم و مردم و وطن خود باشم آمین آمین خوب آنه آیتی 27 بخونین در واقع در امین شهر برزده بنده مقدس تو ایسا که تو مقرر فرمودی جمع شدند ایرودیس و پینتوس پلاتوس با غیر یهودیان و قوم اسرائیل دست به دست هم دادند وقتی که ایمانداران به دور هم جمع بودند و دعا میکدند و زبور دوم را میخاندند او را تعبیر هم کدند در زبور دوم منظور از مردم جهان رومی ها هستند و منظور از قوم ها قوم اسرائیل هست در حقیقت هم رومی ها و هم قوم اسرائیل برزده ایسای مسی شورش کدند امپراتور روم حکم روایات دست نشانده ای را در بسیاری جایا و در جمعه در فلسطین تین کده بود ای حکم روایات دست نشانده مثل ایرودیس امرای امپراتور روم دست به دست هم داده برزده ایسای مسی و پیروان او کمر بسته کده بودند رهبران مذهبی قوم اسرائیل به همکاری دولت روم ایسای مسی را مسلوب کدند خب اگر امکان داشته باشد آیت 28 بخوانید و اما عمال را که تو با قدرت و اراده خود از پیش مقرر فرموده بودی به انجام رسانیدن گفتیم قوم اسرائیل و حکم روایان رومی در مقابل ایسای مسی دشمنی کدند و او را مسلوب کدند وقتی که ایسای مسی را مسلوب کدند اونا ایطور فکر کدند که با قدرت خود تانستن ایسای مسی را بکشند اما در حقیقت اونا با ای کار خود اراده خدا را عملی کدند خدا از پیش تصمیم گرفته بود که ایسای مسی به سر یگانه و روحانی او بر روی زمین بیاید زحمت و رنگ بکشه و کشته شوه خدا ایرا تیین کده بود که ایسای مسی نجات دهنده بشر باشه اما به این نقطه باید متوجیه باشیم که خدا قادر است که از اعمال بد ما انسان ها بر خیریت ما استفاده کند مردم با خدا دشمنی می کند اما خدا بانیکی کدن خود بر بدی مردم غلبه حاصل می کند مردم شریر ایسای مسی را که بگنا بود کشتند اما خدا با واسطه ای مرد مسی را کفاره گناهان ما و نجات دهنده ما ساخته خوب آن روی آیت بشتنو تا سی گرم می زنیم اکنون ای خداون تحدیدات آنان را ملای زفر ما و بندگانت را توانا گردان تا پیام تو را با شحمت بیان کند دست خود را به جهت شفا دادن و جاری ساختن نشانی ها و موجزات که بنام بنده مقدس تو ایسا انجام می گیرد دراز کن در این قسمت ایمانداران با در نظر داشت مخالفت ها و دشمنی هایی که در برابرشان وجود داشت بر دلیری خود دعا کدند اونا دعا کدند که رسولان بتانند با شجاعت و دلیری موزه کنند و کلام خدا را به مردم برسانند بر علاوه بر موجزات و نشانه ها هم دعا کدند ما بیتانیم از ایمانداران اولیه یاد بگیریم که بر شجاعت و دلیری خود و برادران و خوهران خود دعا کنیم ای خداوند ما از تو شجاعت می تلبم که بتانم کارهای عزیزی می تره به برادران و خوهران خود بشارت و شهادت بتم ای خداوند با عزیزان ما که مسروف خدمت تو هستند به اونا هم دلیری و شجاعت اطافر ما آمین آیت سیویک هم می خوانم انگام که دعایشان با پایان رسید ساختمان محل اجتماع آنان بلرزه در آمد و همه از روح القدس پر گشتند و کلام خدا را با شهاهامت بیان می کردند وقتی که ایمانداران دعای خود را به پایان رساندند یک دفعی دیگر روح القدس با قدرت به اونا نزول فرمود در این وقت زلزله رخ داد و خانهی که ایمانداران در او جهان بودند او را به حرکت آورد از این آیت درک می کنیم که ایمانداران در طول زندگی یک دفعی از روح القدس پر نمی شند بلکه بارها می تانند پر شوند ما و شما هم می تانیم هر وقت از خداوند بخواییم که ما را از روح خود سرشار بسازه وقتی که از روح القدس پر می شیم این قدرت پیدا می کنیم که با جرعت کلام خدا را بیان کنیم خوب آن آیت سی و دو تا سی و پنج بخوانید همه مومنان از دل و جان هم دست شده بودند و ایچ کس دارایی خود را از خود نمی دانست بلکه همه در اموال یک دیگه شدیگ بودند رسولان براستاخیز ایسای خداوند با قدرت زیاد شهادت می دادند و خدا برکات فراوانه با آنها عطا می فرمود ایچ کس در میان ایشان محتاج نبود زیرا ارکس زمین یا خانه داشت آن را می فروخت پولش را می آورد و در اختیار رسولان می گذاشت و به این ترتیب بین محتاجان به نظبت ایتیاجشان تقسیم می شد همه مومنان از دل و جان هم دست شده بودند چی جمله تشویق کننده و با قدرت است؟ از دل و جان هم دست بودند لوقا نویسنده کتاب اموال رسولان چی تصویر فوقلاده کلیسای اولیه را به ما نشان می ته؟ ایمانداران از دل و جان متحد هستند سنونده مهربان اگر شما پیروی ایسای مسیح هستین حتما در ایک حلقه ایمانداران یا به شکل کلیسای کران و یا به شکل کلیسای خانگی و یا مشارکت شامل هستین به کلیسا و مشارکت خود دقت کنین و ببینین که آیا شما هم از دل و جان هم دست هستین؟ اگر نیستین باید هم دست و هم دل شدین قدرت ما در همدلی و همدستی ماست خداوند از طریق همدلی و همدستی ما کارهای عظیمی را انجام می ته وقتی که ایمانداران همدل و هم دست بودن ایچ کس در بینشان محتاج نبود اونا در مقابل برادران و خواران خود از مال خود تیر بودن اطور معلوم می شد که هر یکشان در مال یکدیگه شریک هستند باز هم ای سوال مترم می کنیم برادر و خوار عزیز آیا مشارکت روحانی شما ای خصوصیت داره؟ اگر ای خصوصیت نداشته باشه دعا کنین که خدا ای خصوصیت در بین شما با وجود بیاره در آیاتی که پیشتر خانده شد یک جمله موجود بود که همه در اموار یکدیگر شریک بودن ای هرگز به ای معنی نیست که در کلیسای اولیه ویا ایمانداران اولی ملکیت خصوصی نداشتن و ملکیتشان اشتراکی بود در کلیسای اولیه هر کس برای خود خانه زمین و چیزای شخصی داشتن اما اونا تمام ای چیزا را بخشش خدا می دانستن با داشتن ای نظر اونا با هم ایمانانشان با محبت کمک بیکدن محبت و فداکاری اونا از طریق مالشان با یکی دیگر به حدی بود که ای طور معلوم بشد که همه در مال یکی دیگر شریک استن شنوینده ازیز آل آیه آخر فصل چارم کتاب اعمال رسولانم می خانم مثلا یوسف که رسولان او را برنابا یعنی تشویک کننده می نامیدن و از قبیله لاوی و حل قبرس بود زمین داشت آن را فروخت و پولش را در اختیار رسولان گذاشت دیگه قسمت دوخوا نویسنده کتاب اعمال به طور نمونه نام یوسف که ملقب برنابا بود ذکر بیکنه برنابا یعنی تشویک کننده یوسف خودش تخلص تشویک کننده را سر خود نمانده بود بلکه ایمانداران بخاطره که یوسف واقعا تشویک کننده بود این لقبه به او داده بودند یوسف و یا برنابا بخاطره که بتانه هم ایمانان خود را در ایمان تشویک کنه از مال و دارایی خود صرف نذر کد او زمین خود را فروخته پول او را به رسولان داد حتما رسولان از این پول برای دستگیری از ایمانداران نظرورت من استفاده میکدن شنوینده عزیز وقت که من به رویه ایماندارای اولی دقت میکنم و رویه اونا را به رویه و مناصبات ما مقایسه میکنم احساس کمبودی و ناومدی میکنم جاوید جان شما درست گفتین ضرورت نیست که جزیات بیان کنیم بیاین از خداوند بخواییم که تشویک کننده یکی دیگه باشیم تشویق و حمایه برادران و خوهران هم ایمان خودا بالاتر از مال دارایی استعداد و موقف خود بدانیم کوشش کنیم که بر رشت و تقویی روحانی یکی دیگه خود مفید واقع شدیم خداونده خصوصیت و صفات ایمانداران اولیه را مثل تشویق کنن یکی دیگه همدلی و همدست بودن فداکاری به یکی دیگه و دلیل بودن بر خدمت به ایسای مسیر در بین ما رشت بدی آمین سر به بالش به نهاره تا به فردانی سهر تیغه تیدی سینم کار کنم وقتی در انتظار فردا بودم بر از ترس و قمه بودم توی اون لحظه های سر تاریک توی اون عتاب تاریک و کچیک خودم و با تو صفت تنگا دیدم یاد درد تو و درد خودم انجه تو و انجه خودم بیار دادم این دو اما من فردی دیدم این دو اما من فردی دیدم درد من یه قلب توی سینه بود قلبی که مال تو بود توی دستانی تو بود درد من حلاجی داشت کفارهی داشت رنج من تسلی داشت دوایی داشت شب تاریک دلم نیزه های خوشی داشت نیزه های خوشی داشت توی تنهایی و تشویش و غمم تو کنار من بودی تو رفیق من بودی جوی ترس و وحشت شباله تو ترسایی واسه قلب من بودی درد من که درد من بود درد من که درد من بود ولی درد تو عجب دردی عظیم درد تو دردی محیم رنج تو رنج سلیم ولی راه تو رگی پر پیچ و خم جان تو پر درد و بر تا بروی جوجت ما جان خود کردی فدا درد من که درد نبود رنج من که رنج نبود موسیقی دیدم آن راهی که رفتی راه من بود آن همه رنجی که دیدی بحر من بود بر سلیمی کابیختی نام من بود آن همه خفت و خاری حق من بود مرگ نمگی دین سلیم سزای من بود من سلیم سلیم من بود دردی آسه درد تو درد من که درد نبود در کنار رنج تو پنج من رنجی نبود در ازای مرگ تو واسه من مرگی نبود واسه من مرگی نبود درد من دردی نبود رنج من رنجی نبود درد من که درد نبود رنج من که رنج نبود درد من که درد نبود واسه من مرگی نبود درد من که درد نبود واسه من مرگی نبود درد من که درد نبود رنج من که رنج نبود