29 minutes
28 April 2016
When the ancestors of the Jews moved from one land to another, God never forgot the covenant He made with them. God always fulfils His promises at the right time. God had promised the prophet Abraham that his descendants would possess the land of Canaan (Israel). When the time came for the fulfilment of the promise, the people grew and multiplied in Egypt. Until another king arose who did not know Joseph. He dealt deceitfully with the Jewish people and humiliated their ancestors so that they cast out their children so that their descendants would not multiply.
Transcribed by AI
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد مجده نجاب شنونده های عزیز و دوستان محترم سلام مسروریم که با برنامه دیگری از زندگی سرشار در خدمت شما دوستان قرار داریم آرزوی ما است که همه تان در حفظ و پناه خداونده محرم باشین و از خدا می خواهیم که هفته پرباره را در طبال داشته باشین خب شنونده های گرامی در هفته گزشته برادرائی ما آقای پیام و جابت جان در مورد فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا با شانزده را برای ما شما با تفسیر همه جانبه این تقدیم کردن در این برنامه اونا کوشش میکنند که با کمک خداوند از فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از آیت هفته تا با چهل و سیره برای ما شما تقدیم کنند خب دوست های گرامی بیند که با هم یک جای با برنامه این حوبت گوشت بدیم و اگر در جریان برنامه بردان کدام سآل خلق میشه لطفاً برما نوشته کنین و ما جوابش ها بر شما هرچی زودتر میفرستیم سلام دوست های مهربان خوش هستیم که باز در خدمت شما قرار داریم در صحبت امروز ما آیات 17 تا چهل و سیره فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از زیری بحث قرار میتیم ما هم اطلاعات خود را به شما اززا تقدیم میکنیم ما در این صحبت ها کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس به صورت آیوار زیری بحث قرار میتیم دوست های عزیز در صحبت گذشته ما در باری این صحبت کدیم که استیفان در کنیسه بنامه آزادگان امراه یهودیان در باری ایسای مسیح صحبت میکد استیفان با منطق قوی و استلال که او به اساس کتاب مقدس میکد کسی نمیتونست که او را در گفتگو شکست بده بئی خاطر در مقابل او توتعی را براه انداختن که گویا استیفان در مقابل موسا و خدا کفر گفته اونا بخاطر قوی ساختن تومت خود شاهده دروگی را پیدا کردن و در مقابل استیفان شاهدت دروگین دادن بعد از او او را به شورای مذهبی یهود حاضر کردن و شاهده را هم خواستن و بعد از شوریدن شهادت اونا کاهن اعظم از استیفان سوال کرد آیا اینا راست میگوین؟ استیفان به وضعی که از خود دفاع کنه به دفاع از انجیل پرداخت او از عهد حتیق از ابراهیم که جهد یهوداس شروع کرد بعد از اساق و یاکوب به یوسف که چطور توسط برادرانش به مصر به غلامی فروخته شد با اونا توضیح داد ما این را هم گفتیم که در عهد حتیق کتاب مقدس نمونه های زیاده از ایسای مسیح وجود داره اما نمونه یوسف نسبت به همه برجستر است استیفان به مراحل مهم زندگی یوسف انگشت ماند و به این ترتیب یهودی ها را به کاری که در مقابل ایسای مسیح کده بودن متوجه ساخت صحبت امروز ما هم روی آیات متمرکز است که ادامه دفاعی استیفان در مقابل شورای یهود است خوب جاوید جان آره شما آیت عبدی فسد هفته ما بخانید میخانم و چون وقت آن نزدیک می شد که خدا به وعدهی که به ابراهیم داده بود عمل کند قوم ما در سرزمین مصر رشد کرد و تیداد آن افزایش یافت دوستهای مهربان با وجودی که اشداد یهودیان از یک جای به جای دیگر نقل مکان میکدن اما با وجود او هم خدا هیچ وقت عهد خود امرای اونا فراموش نکد خدا با ابراهیم عهد بسته بود که اولادهی او مثل ستاره های آسمان و یا ریگ بیابان زیاد خواد شد و سرزمین کنهان نصیب خواد شدن وقت که زمان عمل شدن ای وعده رسید تیداد قوم اسرائیل یا اولاده ابراهیم با وجود مشکلات در مصر روز بروز زیاد شده رفت وقت که یعقوب با اولادهش داخل مصر شد جمعا افتاد و پین نفر بودن اما وقت که بعد از چار ست سال غلامی از مصر خالد شدن تیدادشان بازارهان نفر رسید در کتاب عداد طورات میخانیم اینان هند شمردگانه که موسا و آرون با دوازده از سروران اسرائیل که یک نفره هان برای هر خاندان آبای ایشان بود شمردن و تمام شمردشدگان بن اسرائیل بر حسب خاندان آبای ایشان از بیس ساله و بالاتر هر کس که از اسرائیل برای جنگ بیرون میرفت همه شمردشدگان شیست سد و سه ازار و پین سد و پینجان نفر بودن اما لاویان بر حسب ثبت آبای ایشان در میان آنها شمرده نشدن یعنی از افتاد و پین نفر بدون لاویان و زنان و کسانه که سنشان از بیست کمتر بود تعدادشان به شش سد و سه ازار و پین سد و پینجان نفر رشد کرد خوب جاوید جان آیات عشده و نزده را بخانید بچشم آیات های عشده و نزده را میخانم بلاخره پادشای دیگری که یوسف را نمشناخت به پادشایی مصر رسید و با عجداد ما با نیرنگ رفتار کرد و به رانان ظلم بسیار را روا داشت به حده که ایشان را مجبور ساخت شنویندی عزیز به مرور زمان او سلسلی پادشاهانه که به یوسف و قومش محبت داشتن از بین رفتن و به عوض او یک سلسلی پادشاهانه دیگر روی کار شد که نه از خدمت یوسف به مصر اطلاع داشتن و نه به اونا التفات میکدن حتی در مقابل اونا نظر نیک هم نداشتن پادشاه نو وقتی که متوجه شد که قوم اسرائیل به سرعت رشت میکنه بر جلو گیری کدن از زیاد شدن اونا عمر کد که نوزادای یهودی که بچه به دنیا میعن باید در دریای نیل انداخته شون که بمارن اگه ایطور ظلم و وحشت در مقابل یهودیان نمی شد اونا ارگز به ای رازی نمی شدن که مصر را ترک کنن و به سرزمینی که خدا برشان وعده کده بود برن جاوی جان آل آیات بیشت و بیست یک رو بخوانین در چونین روزگار موسا که کودکی بسیار زیبا بود به دنیا آمد او مدت سه ماه در خانه پدر پرورش شافد و وقت او را سر راگ زاشدن دختر فراون او را برداشت و امچو فرزند خود تربیت نمود در ایطور حالت که باید نوزادای یهودی که بچه بودن باید کشته می شدن موسا به دنیا آمد موسا در دورانی به دنیا آمد که امکان زنده ماندنش بسیار کم بود اما خدا او را به طریق خاص خود محافظت کرد پدر و مادر یهودی موسا از فرمان فراون سرپیچی کده او را سه ماه در خانه خود پد کردن بخاطر که اونا متوجه شده بودن که موسا کدام طفل معمولی نیست در رساله ابرانیان می خانم وقت موسا متولد شد و والدینش دیدن که او کودک زیبایی بود آنها از روی ایمان او را مدت سه ماه در منزل پنهان کردن و از نافرمانی از همره پاچا نترسیدن دلیلی که چرا والدین موسا از بیطاعتی کدن از نافرمانی فراون نترسیدن او ایمان اونا بود اونا متوجه شده بودن که موسا یک طفل عادی نیست و خدا او را محافظت خواد کرد بعد سه ماه وقت که دیگر نمی تونستن او طفل در خانه پت نگاه کنن او را در یک قسمت دریای نیل که دختر فراون دوجه برای اوبازی می آمد ماندن والدین موسا امید داشتن که شاید دختر فراون موسا را ببینه و بخاطر زیباییش از او محافظت کنه همی تور هم شد دختر فراون او را یافت و به خانه خود برد و او را به حیث بچه خود پرورش کرد اما طریق یوسف در سرزمین مصر و یا سرزمین بیگانه رشت کرد و صاحب قدرت شد موسا هم بخاطر که در دربار فراون کلان شد و تعلم و تحصیل عالی را آسل کرد و سرزمین مصر قدرت زیاد به دست آورد به این ترتیب موسا در تمام فرهنگ و معارف مصر قابل شد و در گفتار و کردار استعداد مخصوصی از خود نشان داد وقتی که موسا چل ساله شد به فکرش رسید که به دیدن برادران اسرائیلی خود برود و چون دید مرد مثلی با یکی از آنان بدرفتاری میکرد به امایت آن اسرائیلی برخواست و آن تجاوزکار مثلی را به سزای اعمالش رسانید و او را کاشد موسا گمان میکرد که امنجادانش خواهند فامید که خدا او را وسیله نجات آنان قرار داده است اما آنان نفهمیدن فردای آن روز به دو نفر اسرائیلی که با هم جنگ میکردن رسید و برای رفع اختلافشان چونین گفت ای دوستا شما برادر یک دیگرید چرا با هم بدرفتاری میکنید مرد گناکار او را اقب زد و گفت کی ترا آکم و قاضی ما ساخته است؟ میخوایی مرا هم مثل آن مستی که دیروز کشتی بکشی؟ موسا وقتی این جواب را شنید از آن سرزمین گریخت و در سرزمین مدیان آوارا گشت و در آنجا صاحب دو پسر شد شرمندی یعنی تا وقتی که موسا در دربار فراعون به چل سالگی رسید بغیر از دختر فراعون که او را مثل بچه خود کلان کده بود دیگه هیچ کس در دربار فراعون نمی فامید که موسا یهودی و از قوم اسرائیل است موسا در تمام این مدت از قوم اسرائیل جدا نگه داشته شده بود موسا از تعلیم و تربیت به سویه اعلا که برای خاندان شاهی معسر بود استفاده کد و تمام علوم و فنون مراوج اون وقت را فرا گرفت اما بلاخره موسا یک روز تصمیم گرفت که برای دلوجوی قوم خود بره او یک مسلی را دید که امراه یکی از قومهای او یعنی یکی یهودی بطرفتاری میکد غیرت او برای قومش به جوش آمد او اون مسلی متاجعوزه کاشت از این مالم میشه که موسا تا حد احساس میکد که او از طرف خدا انتخاب شده که قوم بن اسرائیل از ظلم و ستم نجات بده اما قومش او را قبول نکدن استیفان با جرعت و شجاعت بسیار به نکات بسیار مهم تاریخ قوم اسرائیل تماس گرفت او در مقابل شورای یهود با این گفتار خود قوم یهود ملامت میکنه که اونا در گزشته هم نجات دهنده های خود رد کردن این نجات دهنده ها را خدا بره اونا انتخاب کرده بود این نجات دهنده ها یکی یوسف بود و دیگه موسا بود یهودی ها استیفان هم متهم به کفرگویی در مقابل موسا کرده بودن در حاله که استیفان از موسا دفع کرد او با بیان تاریخ اجداد اسرائیل ثابت کرد که مقصر و ملامت قوم اسرائیل هست بخاطره که اونا در گزشته هم نجات دهنده های خود رد کردن و آله هم کسی را که خدا بره نجات اونا روان کرده بود یعنی ایسای مسیر رد کردن وقتی که موسا او مسیری را کاشت ای گفت پت نماند همه از او خبر شدند که او یک مسیری را کشته به این خاطر موسا از مصر فرار کرد و به مدیان رفت مدیان در دامانه های شرقی سهرهای سینا موقعیت داشت جاوید جان شما آیات سی تا سی و چهار را بخورین؟ بچشم پس از آن که چل سال سپری شد فرشته در بیابان های اطراف کوی سینا در بوته سوزان با موسا ظاهر شد موسا از دیدن آن غرق عیرت گشت و انگامه که نزدیک آمد تا بیتر بیبیند صدای خداوند به گوشش رسید که می گفت من خدای پدران تو خدای ابراهیم و ازحاق و یحکوب هستم موسا ترسید و جرت دیدن نداشت سپس خدا فرمود نعلاینت را بکش چون در مکان مقدس استاده ای البته آن ظلمه را که در مصر نسبت به قوم من می شود دیده و آه و نعلایشان را شنیده هم و برای نجات آنان آماده هم برخی اصطراح به مصر می فرستم ما گفتیم که موسا چل سال در مصر در قصر شاهی به حیث یک شهزاده در بار فراون زندگی کد بعد از او وقت که خواست قوم خود ره بری کنه قومش او را رد کد و او مجبور به فرار به مدیان شد او مدت چل سال در مدیان زندگی کد و به سن حشتات سالگی رسید در این مدت چل سال خدا موسا را مثل که در بار فراون او را به رهبری قوم اسرائیل آماده میکد در مدیان هم مدت چل سال او را بره کار مهمه که در آینده باید او پیش می برد آماده کد در آخر چل سال زندگی موسا یعنی وقت که او حشتات ساله بود در مدیان فرشته خدا در یک بوتی سوزان به او ظاهر شد وقت که فرشته خدا به موسا در بوتی سوزان ظاهر شد برش گفت که در جایی که تو استاده استی زمین مقدس است در آلیکه یعودی ها به این یقینه داشتند که در روی زمین تنها یک جای مقدس وجود داره و او هم ایکال و یا معبت یعودی ها در اورشلیم است استیفان به این نقطه تاکید کرد ار جایی که خدا آذر باشد او جای مقدس است استیفان ای را پیشتر ذکر کده بود که خدا به ابراهیم در بینالن هرین ظاهر شد و حالا در دامانهای کوی سینا به موسا ظاهر شد خدا وقت که در بوتی سوزان به موسا ظاهر شد به او عمر کد که پس به مصر بره ای کامل نقشه خدا بود که موسا قوم بنی اسرائیل از مصر نجات بده در کتاب خروج میخانیم موسا گله پدر زن خود یترون کاهن مدیان را شبانی میکرد و گله را بدان طرف سحراراند و به حوریب که جبل اللہ باشد آمد و فرشتی خداوند در شوله آتش از میان بوتی بروی ظاهر شد و چون او نگریست این هکان بوته به آتش مشتعل است اما سخته نمی شود و موسا گفت اکنون بدان طرف شدم و این عمر غریب را ببینم که بوته چرا سخته نمی شود چون خداوند دید که برای دیدن ماهل بدان سو می شود خدا از میان بوته به وی ندا در داد و گفت بدین جا نزدیک مایا نالن خود را از پاحایت بیرون کن زیرا مکان که دران استادهی زمین مقدس است و گفت من هستم خدای پدرت خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یقوب آنگاه موسا روی خود را پوشانید زیرا ترسید که به خدا بنگرد و خداوند گفت هر آینه مسیبت قوم خود را که در مصر دیدم و استغاثه ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم زیرا غمهای ایشان را میدانم و نزول کردم تا ایشان را از دست مسیران خلاسی دهم و ظلم را که نیست که مسیران برایشان میکنند دیدم پس اکنون بیا تا تو را نزد فرهان بفرستم و قوم من بن اسرائیل را از مصر بیرون آوری دوستای عزیز از کلام خدا که خانده مالم میشه موسا کدام رهبر خود ساخته نبود برکه او برای عملی کدن نقشه خدا که قوم اسرائیل را از مصر نجات بده از طرف خدا انتخاب شده بود استیفان هم در مقابل شورای یهود به نکات برجسته زندگی و کارهای موسا اشاره میکنه از محافظت و زندماندن عجیب او در دوران طفولیت رد شدنش از طرف قومش یعنی یهودیان و بعد از او فرار او به مدیان و ظاهر شدن خدا به او در وجود فرشته به یاد یهودیان میره و اونا را به طرف واقعات زندگی ایسای مسیح متوجه میسازه آره امان موسا را کانان رد کرده و به او گفته بودند کی تورا آکم و قاضی ما ساخته است خدا به وسیله فرشته ای که دربوته به او ظاهر شد اکمران و رهاننده گردانید استیفان به شکل عجیب، موسا را امراه ایسای مسیح مقایسه میکنه بدون ای که نام ایسای مسیح را به زبان بیاره یهودیان ایسای مسیح را هم مثل که موسا را رد کرده بودند او را هم رد کردند در آل که ایسای مسیح نجادهنده اونا و تمام بشریت است این موسا بود که با انجام موجزات و قدرت ها در مصر و در رای بهیریه احمر اسرایلیان را به خارج از مصر ادایت کرد و مدت چل سال در بیابان ادادار رهبری آنان بود موسا با آیات و موجزات قوم یهوده بر آزادی و نجاد از غلامی در مصر رهبری کرد ما میخوایم صرف خلاصه ای جریانه به شما بگویم اموطوری که خدا به موسا ماموریت داده بود او امرای حارون پیش فراون رفت از او تقاضای آزادی قوم خوده کرد اما او قبول نکرد و خدا توسط موسا و حارون چندین موجزه را به او نشان داد و بلاهای بر اونا نازل کرد اما فراون باز هم به امر خدا گردن نمیموند و آخرین موجزه کشته شدن اولباری های مصریان بود موسا گفت خداوند چونین میگوید قریب به نصف شب در میان مصر بیرون خواهم آمد و هر نخصزادهی که در سرزمین مصر باشد از نخصزاده فراون که بر تختش نشسته است تا نخصزاده کنیزی که در پشت زستاز میباشد و همه نخصزادگان خواهن مرد و نعره عظیم در تمامی زمین مصر خواهد بود که مثل آن دیده نشده و مانند آن دیگر نخواهد شد اما بر جمعی بنی اسرائیل سگ زبان خود را تیز نکند نه بر انسان و نه بر بهایم تا بدانید که خداوند در میان مصریان و اسرائیلیان فرق گذارده است با دیدن این معجزه فراون مجبور شد و به قوم اسرائیل اجازه داد که از مصر خارج شد اما فراون بعد از برامدن یهودیان از مصر پشیمان شد و بلا فاصله فراون و سپاهیانش اونا را تحقیب کردن یهودیان در حال که اساکر مصری اونا را تحقیب میکدن بلب به بحیره سرخ رسیدن خدا توسط موسا او دریای بحیره سرخ را شق کرد و زمین خشک از زیر او معلوم شد قوم یهود از بحیره سرخ تیر شدن و صحیح و سلامت به طرف دیگه بحیره سرخ رسیدن اما وقتی که سپاهیان مصری میخواستن در پشتشان برند در دریا غرق شدن بعد از اون موسا مدت چل سال قوم اسرائیل در بیابان سینا که بین مصر و سرزمین کنهان واقع است ادایت و رهبری کرد خوب جاوید جان آل شما آیت سی وفت بخانید باز هم موسا بود که به اسرائیل فرمود خدا از میان برادران شما پیانبر امانند من برای تان برمی انگیزد در اینجا استیفان گفتی موسا و یا نبوت و پیشگوی او را در باریه ایسای مسی نقل قول میکند ای آیت در کتاب تصنیح فصل 18 آیت پانزه است یهوا خدایت نبی را از میان تو از برادرانت مسلمن برای تو محبوس خواهد گردانید او را بشنوید پتروس هم در معاوضه خود که ما در صحبت های گذاشته روی او گفت زدیم به یودیان گفت بود که ایسا امون نبی است که موسا در باره او گفت بود مقصد توزیحات استیفان در باره تاریخ ارداد اسرائیلی بود که به اونا ثابت بسازه که ایسای مسی همون نبی است که موسا در باره او پیشگوی کرده بود و در مقابل ایسای مسی هم مثل موسا و مشابه به او برخورد شد اینن هموطوره که موسا از طرف قوم رد شد و در صحرای سینا هم به تکرار از او نافرمانی کردن استیفان به شورای یهود با تاکید میگه حال هم اولاده او قوم یعنی شما یهودیان ایسای مسی رد کدید و از او اطاعت نمی کنید دوست های مهربان ایسای مسی خودش یک دفعه دی باره فرمود اگر شما به موسا ایمان می داشتید بر من نیست ایمان می آوردید زیرا او در باره من نوشته است اما اگر به نوشته های او ایمان ندارد چگونه گفتار مرا باور خواهید کرد در اقت استیفان به رهبران معذبی تاکید کرد که اونا باید ایسای مسی را قبول کنند با شورای یهود باید فهمانده می شد که ایسای مسی از طرف خدا برگذیده شده و مسی موحود است جاوه جان لطفا آیت سی وشت تا چله یک رو بخوانید به چشم این رو می خوانم و او بود که در اجتماعی بنی اسرائیل در بیابان ازور داشت و با فرشته در کوی سینا و با اجداد ما گفتگو کرد و پیام زنده خدا را دریافت نمود تا آن را بما نیز برسانند اما پدران ما رهبری او را نپذیرفتند و دست رد بر سینه زدند و عرضو داشتند به مصر برگردند و هزارون خواهستند که برای شان خدای بسازند که پیشا پیش آنها برون و گفتند ما نمی دانیم موسا ما را از مصر بیرون ها بر چی شده است و در هان هیام گوثاله ساختند و در برابر هان بود قربانی های بسیار کردند و به افتخار ساخته و پرداخته دست خود جشن برپان نمودند استیفان با ذکر اجتماعی بنی اسرائیل در بیابان و حضور موسا در بین اونا به یهودیان خاطر نشان می سازده که کلیسای مسیح و موجودیت مسیح در بین کلیسا مثل او اجتماع است استیفان با تأکید می گه که در او وقت هم اجداد ما به گفت های او گوش نگرفتند و او را رد کدند آره این او کارا شما اولادی او قوم در مقابل ایسای مسیح می کنید وقتی که موسا مدت چل روز در کوی سینا بود و کلام خدا را دریافت می کد در دامانه ای کو قوم یهود سبر و حسلی خود را اززدادند و یک دفعه دیگه او را رد کدند اونا گوز حالایی ساختند و جشن برپا کده و او را پرستش کدند خوب جاوید جان آل آیات چلو دو و چلو سی را بخانید لیکن خدا از آنان روی گردان شد و ایشان را به پرستش ستارگان آسمانی واقع گذاشت همان طوری که در نوشته های پیغمبران آمده است ای خاندان اسرائیل آیا تای این چل سال برای من در بیابان قربانی کرده اید یا عدیه تقدیم داشته اید نخیر بلکه شما خیمه ملوک و پیگره ستاره خدای خود رفان را با خود می بردید آنها بط ها بودند که برای پرستش ساخته بودید پس شما را با هانسوی بابل تعبید خواهم کرد قوم یهود با وجود دیدن ماجزات که خدا توسط موسا انجام داد آگاهانه در مقابل خدا گناه کدند اونا بط ساختند و او را پرستش کدند خدا هم اونا را مند که در گناه خود غخ شدند اونا حتی ستاره ها را هم پرستش کدند آموس نوی سدها سال بعد از ای بط پرستی اجداد یهودی خود را یاد آوری می کند خیمه ملکوم یک نو مراسم بط پرستانه بسیار نفرت آورد او زمان بود اونا برحلاوی مجسمی گوسالا و ستاره ها را هم پرستش کدند آموس نبی بعد از پیشگویی کدن می گه که خدا شما را با آن طرف دمش جلای وطن خواد کند ای پیشگویی پسانها عملی شده و خدا واقعا قوم اسرائیل بخاطر گناهانشان با بابل یعنی ایراق امروز فرار کند به ای ترتیب استفان از ای موقعی که او را در مقابل شورای یهود بخاطر کفرگویی استفاده کده بودند خوب استفاده کند او نکات مهم تاریخ اسرائیل و نافرمانی قوم از خدا ورد کدن نجات دهنده را به اونا بیان کده باقی مانده دفایه استفانت در صحبت آینده ادامه می تیم الان به امیدی که هر یکی ما شما بتانیم برای وسط ملوکوت خدا در بین قوم خود از هر موقعی بخوبی استفاده کنیم صحبت امروز با پایان می دسانیم بشنه هسونه دومه بشنه جرحالتو دیگه دیگه دیگه ایستان هسته من دو خیر شاوه هر به من خود سازمون جوده من دو رستنه هسونه دومه دشتنه جرحالتو دیگه دیگه دیگه ایستان هسته من دو خیر شاوه هر به من خود سازمون جوده من دیگه دیگه دیگه ایستان هسته من دو خیر شاوه هر به من خود سازمون جوده من
21 April 2016
14 April 2016
7 April 2016
10 March 2016
3 March 2016
25 February 2016
18 February 2016
11 February 2016