۲۹ دقیقه
۱۵ ژوئیه ۲۰۱۷
در زندگی در هر حالتی که باشیم، باید با مشکلات پنجه نرم کنیم تا زمینگیر نشویم. با آنکه معیوب به دنیا آمدم، اما امید خود را از دست ندادم. به تشویق دوستان و توجه پدر و مادرم، شامل مکتب ناشنوایان شدم. وقتی داخل مکتب شدم، دیدم که دهها تن مثل من از نعمت تکلم محروم اند. حتا افرادی بد تر از خود را دیدم. دیگر نا امیدیها را کنار گذاشتم و با دوستانی هم کلام شدم که همانند خودم بودند.
چیزیهای را از دوستان جدیدم در یافتم که با وجود تمام ناامیدیها نباید امیدهای خود را از دست بدهم و به آینده باید به دیده خوب بنگرم. پس روح و روانم را جایگۀ خوشبینیها و فرا گرفتن دانش ساختم و به آنانکه بسویم به دیده حقارت میدیدند، با لبخند جواب میدادم . با خود عهد بستم که بجز آموختن و یاد گرفتن و استفاده از توانایی هایم، دیگر به فکر کاستیها و کمبودی هایم، نباشم.
حالا در صنف دوازده هم هستم و تصمیم دارم پس از فراگیری علم و دانش معلم شوم. تا هم نوعانم، را در آموختن فن آوریهای جدید و کسبِ علم و دانش، کمک نمایم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بپاین ما و همکارای ما را بپذیرین امیدواریم تمانیات نیک ما را که اینکاس از محبت خالصانی ماست گرموی باشه بر لحظه های شما ما هم به نوبی خواست سلامای خودت تقدیم شما ایزا می کنم شما را یک بار دیگه به برنامه رنگ زندگی خوش آمدید می گیم خدا کنه که گرداوردای برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره آرزو می بریم لحظات را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند انباشت شوید بله خب شنوده های ارجمند ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل اجتماعی و خانودگی می پردازیم دوست های عزیز در این برنامه باس هم یکی از شنوده های عزیز ما داستان زندگی و سرگزشت خدا بر ما روان کردن بیاین شنوده های عزیز ببینیم که زندگی رنگ و چهری خدا در زندگی ای شنوده مخترم به چی شکل به نمایشت کذاشته توجه کنین در زندگی بازن کمی ها و کاستی های با وجود می آید که سبب ناومیدی و مایوسی انسان می شود اگر این کاستی ها مادی باشد ممکن روز حل شود اما اگر این کمی ها و کمبودی ها و یا نواقص در یکی از عزای بدن باشد برطرف کردن آن کار آسان و ساده نیست دختره هستم که 18 بحار زندگی را پشت سرگزشتاندم و در سنفه یازده همه یکی از مکاتب مسروف آمختن علم و دانش هستم والدن و دوستان ما زمان که سر روز از چشم گشودن هم می گذشت مرا مسکان هم گذاشتند و روزها و ماها را در انتظار خندیدن من با سبر و حیجان سپری نمودند وله سرنوشت و همتقدی زمان که من بیش از یک سال نداشتم و والدنم در عالم از بیخبری زندگی خوش راسپری می کردن که من به بیماری سخت مبتلا شدم که چیز برای خندیدن برای من نگذاشت و من را محروم از مکالمه با دیگران ساخت در حاله که پدرم برای شنیدن کلمه پدر از زبانم بی سبرانه انتظار می کشید دکتوران که من را مداوامی کردن بیخبر از مشکلاتی بودند که در پایان کار دامنگیر من شد زوج جوان و مادر کلان و پدر کلانم و دیگر دوستان همه منتظر حرف زدن هم بودند اما بیخبر از این بودند که موسکا دیگر نمی تواند با کلمات تفلانش لبخند بر لبانشان ببار بیاورد بعضی از عقارب ما می گفتند شاید در دو یا سه سالگی حرف بزند ویا شاید هم دیرتر دیگران می گفتند نانه هندو را برایش بدهید بزودی سرگب می آید ولی همه انتظارهایشان به خاک یکسان شده بود والدنم مرا از یک شفاخانه به شفاخانه دیگر می بردند تا اگر علاج و درمانه برای من بیا بند در آخرین معاینات که بالایم انجام دادند فهمیدند که بر علاوه این که حرف زده نمی توانم شنیده هم نمی توانم دیگر دانستند که پول های گذا فرا که بخاطر معاینات و درمان من به مسرف رسانیده بودند بیفایده بوده است کسی که هر کار کردن می تواند ولی تقدیر توانایی حرف زدن و شنیدن را از او گرفته است و هیچگاهی با همسن و سالانش حرف زدن نمی تواند هیچگاهی پدرش را در موقع زرورت با آواز بلند صدا کردن نمی تواند من هستم پس با دیده های نمناک و قلب های پر از ناومیدی به خانه برگشتیم قلبم می گریست ولی چاره نبود تنها موجزه می توانست دردهایم را علاج کند مگر من که هنوز عطر گل های بحار جوانی را نبویده بودم اما در انگام کودکی غنچه های امیدهای مرا خزان خشکیده بود و پیش از رسیدن به بحار جوانی گل های آرزوهایم از سردی زمستان ناومیدی پشمرده شده بودن همیشه از خود می پرسیدم چرا من با تشویق دوستان و توجه پدر و مادرم شامل مکتب ناشنوایان شدم وقت داخل مکتب شدم دیدم که ده ها تن مثل من از نعمت تکلم محروم هند حتی افراد بدتر از خود را دیدم که به حال خود شکرانه خداوند را بجا آوردم دیگر ناومیدی ها را کنار گذاشتم و با دوستان هم کلام شدم که هم مانند خودم بودن چیزهای را از دوستان جدیدم دریافتم که با وجود تمام ناومیدی ها نباید امیدهای خود را از دست بدهن و با آینده باید بدیده خوب بندگرم پس روح و روانم را جایگه خوشبینی ها و فرا گرفتن دانش ساختم و با آن که به سویم بدیده حقارت می دیدن با لبخند جواب می دادم با خود عهد بستم که بجز آموختن و یاد گرفتن و استفاده از توانعی هایم دیگر به فکر کاستی ها و کمبودی هایم نباشم با وجود به احساسی ها و نشخند های ادعی بشمار از افراد جامعه به درس هایم ادامه دادم هرچند نشخند هایشان بالایم اثر نمی گذارد ولی ندرتا باعث شکستن قلبم می شود حالا در صنف دوازده هم هستم و تصمیم دارم پس از فرا گیری علم و دانش معلم شدم تا امنوانم را در آموختن فن آوری های جدید و کسب علم و دانش کمک نمایم تا آنها نیز قادر شوند نیرو و توانعی هایشان را تبارز دهند و مانند دیگر افراد جامعه در آبادی کشور سهمشان را ادا نمایند همچنان نقاشی را دوست دارم می خواهم نقاشی هایم در آینده به جای من سخن بگویند و برای افراد سیاست مداران و دولت مردان بی احساس و بی درد احساسات درد ورنج های من و امثالم را بیان نمایند و اثر بر قلب های سختشان بگذارد تا خود در دور ساختن مشکلات تا اصصابات و سنگ هایی که صد راه افراد همچون من در جامعه در کسب علم و دانش می شود براین و دست یاری و کمک برای جوانان گردند که از نامیدی ها و ناداری ها و بیماری های گناگون روانی و جسمی مبتلا کردیدند شنانده های عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدای زندگی می شوند خوب فریبا جان ما شما خود داستان شنیدیم واقعا وقتا که من به این داستان گوش می دادم بسیار متحصر شدم متحصر به این حساب شدم که واقعا زمان که طفل ما و شما در دوره کودکی مریض می شد بسیار اون را ساده و آدی فکر می کنیم و می گویم خوب برای ایک ریزه شا سوای استولفه می کنه یا دیگر اصلا نشد توجه نمی کنیم در حال که امی به اتفاوتی ما شما ببینید که در آینده چقدر باعث مصیبت باعث نامیدی و باعث مشکلات برای اطفال ما شما می شود واقعا شاید جان واقعا همه تو که در هر برنامه می گیم شاید چنانده از ازیز ما بگید در هر برنامه شما می گین که چقدر متحصر شدیم واقعا داستان هایی را که برما روان می کنند تمام داستان ها پر از درد است و واقعا انسان ها متحصر می سازد و همه تو داستان موسکا ای دختر اوشیار و ذکیه که بخاطر یک مریضی عادی توان تکلم ها یا ارف زدن هم از دست می تا و همه تو که شما گفتین بخاطر ازی هسته که بسیار چیز های جوزوی را یا مریض های سعتی را ما نادیده می گریم و می گیم شاید با گرفتن یک پرستامول یا یک دوای تسکیندنده شاید خوب شود و در آینده می بینیم که بعض از ای مریضی ها باعث می شد که انسان ها از امو چار اشکال درست که می گیم از او باند و کوشش کنیم همیشه می بینیم که پدر مادر از اینا چقدر پول مصرف کردند اگر امی را از شروع مریضی توجه می کردند و به وقت و زمان دخترک خود را می بردند و به وقت و زمان اگر دختر تشخیص می داد و درست صدایی می کرد ضرور به قدر مصرف نبود و دوم دیگه ای میتونست که با حساب استشناوی خود را از است نتا و هم میتونست که گب بزنه ولی هندک بیتوجوی و غفلت پدر مادر را می بینیم که آیات دختر با حساب خراب شد بخاطر از ای که در بین دوست ها و همبازی های خود وقتی که بود در جامعه ما شما هر مایوب را که می بینیم به وزیر این مردم با حساب احترام بکنند از اونا امایه بکنند برعکس مایوبین را مردم آزار می تند و آزید می کنند و خود از این یک رنج بسیار کلان است که از طرف دوست هایش و از طرف همسون و سالهایش توین و تقیر می شود خودش خاطر نشان می کنند بزشتی و با حساب کتره و کیانه می گند ولی من جواب شانه صرف با یک لفخند میتوم و می بینیم که دختر چقدر با استعداد است چقدر زحمت کش است با وجود زی که نمی تانه گرم بزنه نمی تانه بشنوه اما بازم استعداد و طوانه زیر داشت که با امایه پدر مادر و سایر دوست هایشان بتانند برا به مکتب و درسهای خود در مکتب که برای کسایی که نمی شنوه و نمی تانه ببینند برای از اونا این مکتب است و در این مکتب چقدر می بینیم که زحمت می کشه و آرزو داره که بتانه چون امی درد خودش عملن است کرده که بتانه در آینده کسایی که امی مشکله می داشته باشه اونا را تعلیم بتا و چیزایی را که خودش یاد گرفته و فرا گرفته ای را برای اونا انتخاب بتند تا در آینده کسایی که امی مشکله دارند اونا هم فرا بگیرند شای جان بسیار در مملکت ما رائج است که اگر یک طفل مریض میشه یا مریض های مختلف یا اگر گفت نمی زنند رواند دارند در افغانستان که میگه اگر نانه هندو را برش بیتی سرگفت می آید و به نظر ما این خرافت است و مردم نباید به این حرفا باورد کنند بخاطر از اینکه نانه هندو چی فرق داره با نانه دیگر که بتانه موجزه کنه یا او را شفاه بدهد بیترین رایی است که در شروع مریضی از اونا معالجه شده و مرض شما شفاه پیدا کند در غیر این صورت وقتی که مرض دوام پیدا می کند تداوی شما سختر می شود یا مثل مسکا جان که اصلا تداوی نشد پس بسیار مهم است که والدین توجه داشته باشند و اگر اطفالشان مریض می شود بهتر از خودشان و بخاطر آسودگی خاطر خودشان این اطفال خود را پیش دکتر ببرند تا به این مرض ها مفتلا نشد قسمی که شما پیشت خاطر نشان کردین که مردم به این فکر هستند من فکر می کنم که مردم ما به این اعتقاد ندارند که به حساب نان این دو ها کدام کرامات دارد یا کدام موجزه دارد یک مشکل امدهی که در بین ما رواج دارد این است که هر کسی که یک جای می ره به دیدن مریض خودم منحصر یک داکتر فکر می کند و که می رهن هر کسی به نوبه خود یک نظر می ده که تو باید این کار رو بکنی یا این کار رو بکنی یا این غذا رو بخو یا این میور رو بخو تو رو کمک می کند امیدوار هستم که شنهده های عزیز ما و همه تانه ها عزیز ما با این عادات و رسم و رواج ها دیگر رو ودا بکنند ما دیگه در اون عصر زندگی نمی کنم که به حساب مردم بسواد باشند یا چیزی رو نفهمند آنه همه چیز در دسترس هست در مورد آدیترین مرض میتونند که و حتی در مورد مرض های بسیار پیش رفته میتونند که اونا معلومات بسیار کافی رو خودشان بدست بیرند از طریق انترنت از طریق ویبساده هایی که برای صحت و این گفت ها وجود دارند بله دقیقا و خب بعضی از پیشنهاده هایی که بزرگا می کنند یا از تجربه هایی که میگن شاید بد نباشد از زنجفیل و از زرچوبه و از این چیزا که اگر استفاده می کنند شاید چیز برد نیست چون خاصیت های خاص خود دارند ولی واقعا به گفته شما که در این عصر زمانه میتونند بسیار آسانی معلومات در مورد ار مرض که بخوایند از انترنت به دست بیارند و که خدای نکده اطفالشان به مرض های بیشتر یا مرض های نامعلوم و از این نقصانی از شنوهی بانم به این مرض های گرفتار نشند و ما کوشش کنیم هر کسی که یک مشکل دارد مثلا کور از یا کر از یا گنگ از یا لنگ از باید همیشه از اونا امایب کنیم همیشه در هر جایی که استن اونا را بدیده بسیار قدر نگاه کنیم اونا را هیچوقت بسیار انسان های پیش پا افتاده فکر نکنیم با اونا نگاه نکنیم اونا هم مخلوق خداوند هستند اونا هم شخصت و کرکتر خود را دارند همونطور که هر کدام ما شما میخواییم که در هر جایی باشیم چی در کوچه چی در سرویز چی در مکتب چی در محید کار در هر جایی که استیم توقعی هر کدام ما اینی است که باید مورد اترام واقع شدیم به این شکل چیز را که برخود میخواییم برای دیگرها هم بخواییم هرگاه ما مایوب را میبینیم همیشه باید اونا را دزگیری بکنیم امروشان با بسیار محبت و بسیار مهربانی برخود بکنیم و تاندازه میتونیم اتا بتانیم کمک شان کنیم مثلا این یک کور است میخوایی که از سرکت تیر شود چکه خوب است بحیوز از این که طرف سی کنیم یا اون را با حال خودش روحان بکنیم ببینیم که چخصمو تیر میشد و خنده بکنیم بحیوز خنده کردن چکه خوب است دست از اون رو بگیریم بسیار مهربانی و سرکت تیرش کنیم بگویمش که به کجا میریم و رهنمایش بکنیم واقعا شاید جان عمیتو که از زندگی موسکا یا از داستان موسکا واقعا تجربه میگیریم و یاد میگیریم که موسکا باوجوده که نصف شنوایی خدافت از دست داده بود ولی تسلیم نمیشه و آموختن علم و یاد گرفتن علم کوشش میکنه و مکتب خلاست میکنه تا بتانه مزرحان برای دیگره شده باوجوده که بسیاری از مردم رشخن میزنند و میگه که برای جوره کجا کار پیدا میشه که آل برکر و گنگ و مایوب پیدا شده ولی خدا را شکر که موسکا حتی به این عرفه توجه نمیکند و درست های خودم میخواند و امروز میتواند که در بین کسایی که واقعا به این مرض گرفتار هستند یا به این مشکل جسمی مبتلا هستند با اونا کمک کند و اونا را درست یاد بده و کوشش کنند که اونای در زندگی یاد بگیرند و واقعا آموختن علم شاید جان نه تنها به کسایی که سالم هست به همه مردم نیاز هست و بسیار خوب هسته که درست های خودم میتواند که در زندگی یاد بگیرم که در زندگی چی گناه باید رفتار کنم و عمت موسکا جان میبینیم که با کوشش مکتبه خلاس میکنه و شروع میکنه با کار فکر نکنید که کسایی که معیوب هستن دیگه کارا کرده نمیتونند اگر در کشورا و ممالک دیگه میبینیم که بیترین نقاشا شاید همین مردم هایی هستند و درست هایی که با دست کار میکند و کسایی که چیزای بسیار خوب میسازند درست هست که شاید نمیتونند کسایی که پا ندارند نمیتونند بدواند بلیگ میتونند بسیار کارای زیبا و قشنگ دگه کنند که بر جامعه مفید باشد و کسایی که معیوب هستند و تکلیف جسمی دارند اون ها نباید که نامید شود اون ها را هم خداوند بکمانزور خط کرده درست هایی که آنها به حساب نامید باشند و خود را از دیگرها پایین فکر بکنند همیشه کوشت بکنند که امیدوار باشند همیشه به خدا توقل داشته باشند و هیچ وقت خود را از دیگرها پایین فکر نکنند یک تکلیف جسمی هست خداوند میتونست که همه شما ما را به اون شکل خلق میکرد یکی را مثلا لنگ یکی را گونگ یکی را کر و هر کسی که یک تکلیف دارد در پالش یک خوبی دیگه هم دارد میتوند یک توانایی دیگه هم دارد که از اون توانایی خود مثل ما میتوند استفاده بکنند برای بهبودی جامعه برای بهبودی اجتماع خود بیاین که اگر از انجیل یوحنان در مورد داستان شایدان صحبت کنیم که ایسای مسیح برای شاگردهای خود میگن که یک کور بود به شاگردهایی امیسی سوال می کنند که آیا گناه خود از این شخص بود یا گناه پدر و مادرش بود که این نفر کور به دنیا آمد و بیبنیم که ایسای مسیح در جواب شاگردهای خود چی میگن بسیار خوب این داستانه در انجیل یوحنان فصل نو آی یک تاسه می خوانیم بسیار خوب که نشته شده وقتی از محل می گذشت کور مادرزاد را دید شاگردانش از آو پرسیدن ای استاد به علت گناه کی بود که این مرد نابینا به دنیا آمد خوده او گناهکار بود یا والده اینش ایسا جواب داد نه از گناه خودش بود و نه از والده اینش بلکه تا در وجود او کارهای خدا آشکار گردد بله واقعا می بینیم که زمانه که ما شما با مایوبین رو برو می شیم نباید با اونا نباید با چشم کمبینی بلکه ای قدرت خدود انتخاب کرد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد درست دارد