۳۰ دقیقه
۱۷ ژوئن ۲۰۱۷
چه ظلمهای سبب میشود که انسان عقل و منطق را کنار گذاشته و با دردی، دردهای خود را مداوا کند. با خود کشی و یا هم آتش زدن به پیکر خود.
انسان با این عمل خود چه را میخواهد به اثبات برساند؟ کم زوری و یا توان خود را؟! آیا دردِ خودکشی و خود سوزی، راحت تر از شکنجه و ظلم است؟
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بپایان ما و سایر همکارای ما را قبول فرمایید امیدواریم تمنیات نیک ما را که اینکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه بر لحظه های شما امیدوارستم که سلاما و تمنیات ما را بپذیرین شنونده های عزیز تور که شما از مختبیات برنامه ما آگاهی دارین ما در این برنامه در مورد مسائل خانوادگی و مسائل اجتماعی می پردازیم در این برنامه باز هم یکی از شنونده های عزیز ما داستان و سرگزشت زندگی خود را بر ما روان کردند به این دوست های عزیز به داستان زندگی ای دوست هرجومن گوشت بدیم و ببینیم که زندگی رنگ و چهری خود را در زندگی ای شنونده هرجومن به چی شکل به رمایش گذاشته توجه کنین موسیقی چی چیز باعث می شود که انسان از عزیزترین چیزی که در دنیا دارد یعنی زندگی خود گذاشته و دست و خودکوشی و یا هم خودسوزی بزند چی ظلم های سبف می شود که انسان عقل و منطق را کنار گذاشته و با درد دردهای خود را مداوا کند با خودکوشی و یا هم آتش زدن به پیکر خود انسان با این عمل خود چرا می خواهد به اثبات برساند کمزوری و یا توان خود را آیا درد خودکوشی و خودسوزی راحت تر از شکنجه و ظلم است؟ دختره هستم که پانزده سال آمر دارم و در سنفه هفته درس می خواندم و پس از دست دادن مادرم موقعی که از مکتب به سوه خانه می آمدم از سوه یکی از عقارب مادرم ربوده شدم که پس از گذاشت چند هفته که در اسارتش بودم مرا به زور به عقد نکاه خود در آورد گرچه موقعی برای حرف زدن نداشتم زیرا هم مانند یک زندانی با من رفتار می شد اما فکر می کردم شاید پس از این که زندگی مشترک را آغاز نمایم تغییر در روش و رفتارشان بیاید اما بیخبر از این بودم که من همچون غزال کوچک اسیر گرگ درندهی هستم که وحشیانه در فکر دریدن شکار خود هست و ایچ رحم در دل خود نسبت به شکار خود ندارد بجزد هوا و حوست فکر دیگری در سهر نمی پرونند پس از چند روزی که وحشیانه و ظالمانه از من بخاطر فرو نشاندن آتش عوضهای شیطانیش استفاده کرد من را تسلیم خانواده خود نمید بر روزی که در رحم مادرم بودم لعنت می فرستادم زیرا نتنها مادر و پسر سبب ازیت و آزار می شدند و لط و کوبم می کردند بلکه تمام اعزای خانوادهشان که هشت نفر بودند یکی پی دیگری هر قسم شکنجه و ظلمی را که یاد داشتند و یا در فلمها دیده بودند بر من دریغ نمی کردند بارها دعا می کردم و از خداون طلب مرگم را می کردم زیرا مرگ را یکان راه رهائی از اعمال وحشیانه که بر من روا می داشتند می دانستم ولی مرگ هم از تاله بد که من داشتم نصیبم نمی شد شاید هم فرشته مرگ از شناختن چهره من که گواه از آران ظلم و بیرحمی بود آجز مانده بود از این که درهای امید و رحمت برویم بسته شده بود آمی و دستگیری هم نداشتم تا به او پناه ببرم و هران برای عذیت و آذار جسمی و روحیم از هر وسیله استفاده می کردن یک شب هنگام که آسمان را نور ماه و درخشش ستارگان زیبایی بخشیده بود من آجزانه در زیر زربات مشتولگت روی زمین افتاده بودم با خود گفتم ملالای تو باید به این زندگی پردرد به زندگی که هر لحظه آرزوی مرگ می کنی باید خاتمه بدهی با وجود که از شدت درد بخود می پیچیدم و به مشکل نفس می کشیدم کشان کشان خود را به گیلن پترولی که در کنج دیگر اتاق که در آن قافل بود رساندم از بخت نیکم گیلن پر از پترول بود همه آن را بالایم ریخته خود را بخاطر آزاد شدن از ظلم و وحشت آتش زدم در میان شهله های آتش با وجود که سر و پایم را می سخت احساس راحتی می کردم اما از بخت بدم همسایه هایی که در موقع که می گریستم و با هزاران ازروزاری کمک می خواستم بد آدم نمی رسیدند تا مانه لط و کوب و هزاران ظلم و شکنجه هم شوند اما خاموشانه از پشت بام هایشان ظلم هایی که بالایم می شدی می دیدند برای خاموش کردن آتش شتافتند و مانه رسیدن من به آرامش عبدی گردیدند حالا در شفاخانه ولایت بستر هستم و با مرگ دست و پنجه نرم می کنم تنها می توانم که چند کلمه حرف بزنم زیرا تقریبا تمام وجودم سخته است آتش زدنم نشانه از کمزوری و زعف من نبود بلکه می خواستم دولت مردان و کسانه که خود را بانی حقوق بشر می دانند متوجه دردها و رنجهای زنان نمایم تا دیگر تنها از اقبه کمره های تیلویزیون ها و محافل و تجلیل از روز زن و در جراید احساساتی از حقوق زنان دفان نکنند بلکه در عمل نشان بدهند و زنان را نیز جز اجتماع قبول نمایند نباید که زن و دختران جوان وسیله خوشگذرانی مردان قرار گیرند باید در عمل از ایشان و از حقوقشان دفا شود هر ظلم که بالای زنان می شود و از جانب هر کسی که صورت می گیرد باید مورد بررسی قرار بگیرد و کننده کار را باید به سزای اعمالشان برسانند شنمده های عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدای زندگی می شنوید خب فریبا جان ما شما خب داستانی خوهر عزیز را شنیدیم واقعا چقدر درداور است دختر که آرزو داشت که درس بخانه مکتب ختم بکنه شاید آرزو از این را داشت که بتانه تحصیلات عالی خود را ادامه بتانه تا بتانه یک شخص مفید و خوب بر جامعه باشه ولی متاسفانه می بینیم که سرنوشت توره با آینده از این خوهر بازی کرد که از همه چیز به حساب محروم شد و بلاخره زندانی کسی شد که او بچاره را از راه ربود و حیاتش را خراب زاخد واقعا شاید جان وقتی داستان ها را آدم مشنوه چقدر متاثر ما که انسان هستیم اینقدر متاثر مشیم آیا خدا که خالق تمام انسان هست خالق امی دختره که هست چقدر متاثر شده وقتی که ظلم و وحشت که انسان ها بابا را اردند و عروضه بسر یکی دیگر میکنند میبینه واقعا من متاثر شدم دمی افته ما امرای مادرم گفت میزدم شاید جان و در مورد زندگی خانما در مورد زندگی که در افغانستان است واقعا صحبت میکردیم مادرم گفت که نمی فهمم که چی وقت خدا جواب دعای ما را میتند و آیا خدای وجود داره یا نداره میگه شاید که ای بزرگای ما کسایی که خدا علماء دین میگن کسایی که واقعا خدا فهمیده میگن و خدا ترس میگه میگه شاید اینا پای بردن که خدای نیست پس هر کاری که دلشان میخوایه همون کار انجام میده من امرای مادرم گفت دادم شاید جان برش یک چیز گفتم که کلام خدا ای خداد در مورد ازی صحبت کرده وقتی که گناه زیاد میشه وقتی که گناه بیداد میکنه خدا آرام نمیشینه خدا بداد مردم میرسه و امروز در افغانستان ایچ کسی نیست که بداد امی دخترها و امی خانمایی که در این بدبختی گرفتار میشه برسن نه قانون داریم و نه کسی داریم که از اینا پشتی کنه یا طرفداری کنه و یک چیزی که واقعا در موردش امرای مادرم صحبت کردم کلام خدا بود از کتاب اشعیاء نبی که اشعیاء نبی میگه وقتی شما دست تانه به طرف آسمان بلند میکنین وقتی میخوایین دعا کنین من دعای شما را نمیشنوام چون در دستای شما خونه میبینم و امروز افغانستان شایجان اگر ببینیم واقعا به خون آغشته هستند کسایی که واقعا تانستند تا وقت تانستند و تا وقت میتونند قتل میکنند کسایی که نمیتونند اتا فکرشان در فکر خود منتظرند که اروخ دستشان برسه از که انتقام بگیرند و که را بکشند بقیه خداوند از فکر و قلب و دل انسان آگاه هست پس کلام خدا میگه وقت دستتان بالا میکنین من در دستای شما خونه میبینم ای خونه چطور میتونیم پاک کنیم ای گناه هایی که در طول تاریخ در افغانستان صورت گرفته یا در طول تاریخ در بشریت صورت گرفته ای گناه را چطور میتونیم پاک کنیم واقعا کی میتونه ای گناه را پاک کنه و یکانه شخص که ادعا کرد که من ای گناه را پاک میکنم و یکانه شخص که گفت گناهتان را میبخشام خود عیسای مسی بود خدایی که در جسم زایه شد در افغانستان اومد میگن که عیسا بدون پدر تولد شد ولی هیچوقت سوال نمیکنند که چرا عیسای مسی اینجوری آمد چرا عیسای مسی بدون پدر به دنیا آمد یک راز نیافته هست دیگه بله و روح خدا است که در مریم قرار میگیره و همی پیام خدا را همی کلام راستی را همی بخشش و محبت را خدا خودش به دنیا میاره چون انسان هیچوقت نمیتونست به خدا برسه هر قدر هم کوشش میکرد در فساد مثل که امروز در افغانستان مردم غرق هستند مردم در فساد گناه همیشه غرق بودند کاملا پس یکانه راهی که داریم عیسای مسی هست هر وقت به طرف عیسای مسی نگاه کنیم هر وقت از عیسای مسی کمک بتلبیم هر وقت از عیسای مسی نجات بخواییم خداوند میاید و نجات میده خداوند هر روز پشت در قلب ما و شما استاده است و در را میکوبه میگه اگه در را باز کنین من میایم خدا را شکر که واقعا عیسای مسی با شمشیر نامد که بگو یا من را قبول کنید یا من شما را میکشم یا تکس بتین یا مالیات بتین یا دگر چیزا ولی عیسای مسی با سلح آمد میگه من منتظر تا وقت که شما بیمیرین منتظر میمانام و در قلب تانا میزنام که یک روز در را برای ما باز کنین بله و امتون ما شما در انجیل شریف میخانیم که میگن عیسای مسی میگه که با زبان تان خداوند عبادت میکنین ولی قلب تان از خدا کاملا دور است و امی گفتی های عیسای مسی را امروز عملان ما شما در جامعه خود میبینیم و مشاهده میکنیم ببینید که مردم امی کسای که آروده استند جنایت میکنند رشوه میگیرند اختطاف میکنند تجاواز میکنند ببینید که همشان به سرواز خدا قسم جور کردند که در نگاه اول فکر میکنید که چی انسان خدا ترس و با خدای است اما وقت که به ضمیرشان آدم نگاه میکنند اعمالشان میکنند زندگیشان آدم میکنند ببیند که چی انسان بده است که چقدر از خدا دور است اصلا زاهرش بسیار انسان است ولی باطنش مثل یک گرگ است مثل یک ایوان درنده است که هر لحظه منتظر است که شکار خود را پیدا بکنند و امروز ما شما میبینیم در سرگزشت ای خوهر ما که برما روان کردند که بیچاره پانزه ساله است خود ازی در سنف هفته مکتب بود بعد از فوت مادرش یکی از اقاربشان که از طرف مادرشان به حساب خشابندی داره ایر از رای مکتب به حساب اختطاف میکنه و میبرهش و به زور همراهش نکاه میکنه ببینید چرا این حالت میشه چرا؟ بخاطر ازی که این مردم از خدا کاملا دور شدند خدا را بیخی فراموش کردند فکر میکنند که امی دنیا است امی دنیا است امی جنایت که ما میکنیم این امی همه چیز است در حال که از زره زره از اعمال خود که ما شما انجام میدیم بلاخره در حضور خدا قرار میگیریم و در مقابل هر عمل خود ما جوابگو هستیم و واقعا زندگی ازی دختره میبینیم که چقدر بدبختی میبینه ایر فقط زندانی کردند و مثل یک حیوان با او رفتار میکنند و یک نتانا خودش بلکه برادرهایش پدرش مادرش ازی دختر واقعا تا که میتانند ظلم میکنند واقعا از خدا نمیترسند که بالای یک انسان که خدا هست کرده بالای از او ظلم میکنند آیا فکر میکنند که خدا ایچیزه نمیبینه یا فکر میکنند اگر در زیر چت خانه باشند دیگر چشم خدا اونا رو نمیبینه در حال که کلام خدا میگه خدا با چشمای نافذ خواد اینا رو میبینه خدا همه جا هست و خداون میبینه خدا از ار کار انسان ها آگاه هست چطور بخود یقه میتن چطور بخود یقه میتن که ای کار کنند واقعا وقت زندگیشا میخانیم که بسیار سخت هست تحمل ای زندگی اگر خود مردا امی فکر کنند که اگر خودشان اختطاف شده و امی ظلم رو که امروز سر امی دختر اینا کردند و اگر خودشان بیاید چه خواد کردند واقعا بسیار دردوار هست آیا میتانند تحمل کنند و میبینیم که بلاخره از بس که درد دارد از بس که دیگر تحمل ندارد ای دختره یک گلند پترول سر خود خالی میکند و خود در اتاق به آتش میکشند و خودسوزی میکند واقعا ای به نظر ما وحشتناک هست و خداون بی جزا نمیواند و میبینیم که متاسفانه در وطن ما شما موضوع خودسوزی و خودکشید چقدر دامنش وسیه شده در هر نقطه از کشور خود اگر ما شما نگاه بکنیم همین آدسه متاسفانه روخ میده چی در حیرات میبینیم یا چی در شمال کشور در مزار یا در تخار یا در طرف فاریاب اولاد هایی که در طرف شرخ کشور داریم همه جای همین متاسفانه رواد شده که بخاطر ظلم و شکنجه از طرف شوار از طرف خانواده شوار بیگانه رایی که خانما میبینند خودسوزی است که میخواند اینقدر درد از اینا به حساب رنجشان زیاد است شکنجه سختن رو ترجیح میده تا به اون زدن و به حساب دست شکستن و با همبور گوشت کردن اون رو ترجیح میده برای یک لحظه امی کسایی که امی کار رو انجام میده آیا آزر هستند که امی حادثه امی لط کوب امی شکنجه هر روز بالای دخترش سرد بکرد ия آزر هستند که امی چازی بری دختر خود میخواند آیا آزر هستند که امی چازی بر رخوهر خود میخواند برای خودشان آیا خودشان آزر هستند که امی شکنجه متقبل شواند به هیچ وجه آزر نیستند پس وقتی که شما آزر نیستید که امی آدثه بالای خودتارو سرد بگرد پس چطور? رفت آقای آندکه سر دیگر ها امی شکنجه را میخوابوند واعت تا دلتان میشه صر از اونا انجام میدند اگر واقعا دختر دوست داشت امی شوارش که فیلان فیلان امروش ازدوش کرده شایي جان اگر واقعا دوست ما داشت و به دوستی زندگی میکرد شاید لذت زندگی را میفهمید ولی آن در زندگی شان من فکر کنم که در زندگی چی شوارش خانم ازدوش ازش واقعا خراب است و میبینیم که اتا در آلات که اما در شفخانه افتاده زندگی از اینا آرام نیست و من فکر کنم که وجدانش ایچوقت او را آرام نخواد ماند شوارش که ای ظلم بالای ازی کرده ولی اگر به کتاب مقدس را جو کنیم به اولین ازدواج را که خود خدوان انجام داد ببینیم بسیار زیباست شایی جان وقتی که خدوان آدما میسازه و میبینه که ایچ یار مناسب برش پیدا نمیشه بر از او هوا را درست میکنه و هوا را از قبرگی چپش درست میکنه که نزدیک قلبش باشه و میبینیم وقتی که آدم چشمای خود را باز میکنه شیر میگه و میگه ای گوشت هست از گوشت خودم و سخانه هست از سخانه های ما و واقعا یک رابطی شیری نمیبینیم واقعا اگر این رابطی شیرین در بین زن و شورا باشه زندگی کاملا تغییر میکنه و امت و کلام خدا حضرت سلیمان یا سلیمان نبی که میگیم نشته کرده میگه از زن خود لذت ببرین واقعا مردم ما فیلن چشمشان طرف دیگه مردم هست باوجود که اگر زن دارن یا باوجود که جوان هستن چشمشان هر طرف هست از او میخواهید این نفر شده این نفر محبت کرده به نفر زندگی کنه به ما به این کلمه خدا سرتان هست و شما دو تا یکی هستین یک خدا شما را درست کرده اگر باوجود باوجود به این راز و یاد بگیرن که زن خود را محبت کنه من فکر کنم وقتی که زن محبت میشه ایش وقت آزر نیست که خانه شوار خود را ایلا کنه جای دگه بره ایش وقت آزر نیست که اشتباه کنه و وقتی که محبت میشه اما قدر شوار خود را احترام میکنه وقتی که محبت میشه اما قدر زن با وفا میمانه ولی متصفانه که امی مشکل در افغانستان چی از فرهنگ و کلچر چی از خدایی که براش ایمان دارن آمده و چی از کتابهایی که میخانن ایمان دارن آمده و امی مشکل آ ایجاد کرده ولی وقحم اگر مگه محبت بیشتر باشه خانه واده نتانا زن بلکه امو سمیمیت در فامیل در خانه واده بیشتر میشه بله و امی ترز برخورد با خانم ای نتانا که بالای خود همسر تأثیر خود داره بالای فرزنده هم تأثیر خود داره اگر فرزنده میبینند و اولادایشون میبینند که هر روز به حساب شاید جنگ پدر مادر خودستند شاید لطکوب مادر خودستند اونا هم به این شکل بار میاند اونا از امروز تین میشه اگر اونا محبت دوستی سمیمیت بین پدر مادر خود بیبینند اونا داهنده میتونند که میتونند پدرهای مادرهای با عساس با فهم بار بیانند اگر اونا شاید جنگ و دوا و لطکوب پدر میباشند که مادرشون رو لط می کنند اونا همشون خشن بار میانند بله نتانا خشن بار بیانند بلکه در زندگی خود باز این امی عرقات اعملی می کنند وقت که بزرگ میشند ازدواش می کنند امو کاره روی پدر و مادر خودی یاد گرفتند پدر و مادر یا زن و شوور نمونی بزرگ در بین جامعه هستند در بین اطفال خود هستند در بین خانواده هستند اگر زن و شوور سمیمیت داشته باشند اولادهایشان در محبت بزرگ میشند و وقت که بزرگ شدند به شوور خود به خانوم خود احترام می کنند دوست می داشته باشند او وقت هست که جامعه تغییر می کند بله و چیز دیگه که سبب آزار و عذیت زنا در افغانستان شده امی خود موضوع جنگ هست موضوع بیتفاوتی دولت در مقابل مردم هست و تأثیر دیگه اش هم یه هست که قانون همیشه در افغانستان پامال شده اگر واقعا دولت جلوی اوادسه بگیره و قانون سر مردم چی نتانا سر مردم عادی بلکه اگر از بالا امی قانون تطبیخ شده و تا پاین ادامه پیدا بکنه شده یک افغانستان خوب یک افغانستان که در او جا انسانیت باشد افغانستان که در او جا حق زن بر اسمت شناخته شده شدهش می باشد متاسفانه که دولت مردم همیشه بسیار خوش دارند که بیاین در کامره تلویزیون و در مقابل مایک های رادیو سادشن و بسیار بخوبی از حقوق زنا گره بزنند ولی در عمل امروز ما میبینیم که از ترک رادیو و تلویزیون تبلیخ می کند و از ترک موامل در زندگی زن آفغانستان مشاهده می کنند اگر این واقعا املی شود و صرف گفت هایی که انها می زنند مثل یک باد است که با حساب از یک وسیله خارج می شود دولتمنده باید کوشش بکنند نه تنها که گفت بزنند بلکه آنچه را که می گند در مقابل گفتار خود باید احساس آنچه را که می گند باید او را در عمل پیدا بکنند و سری قانون او را همایه و تدبیق بکنند بله واقعا همه تره شاهی جان و واقعا باید برای افغانستان دعا کنیم شاهی جان برای کسایی که در رأس دولت است که خداون چشم شان را باس کنه که امود دلسوزی چون خداون اجازه داده شان این یک فرصت داده شان که انا یک خدمتی با مردم کنند کسایی که در رأس دولت است همه تو به اونجا نرسیده بلکه اجازه خدا بوده یا به زور یا هرکی آورده شان مهم نیست بلکه خدا اجازه داده یک فرصت برشان داده یک چانس داده که بتانند مردم خدمت کنند و اگر آدم های اوشیار باشند از این چانس استفاده میکنند و مظهر خدمت بر مردم میشند خب فریبا جان درسته که همراه با دوست های شنودی ما در این قسمت از برنامه به سروت زیبا گوش بدیم بسیار خوب شاید جان مشنویم مشنویم اونگه که شغله عشقت خموش هست وجودت سرد و بیروه هست بدان که خدوان در کنار توست همون که خود محبت هست محبت خامیست و عشق آزادی آزادی از شر و بدی محبت هرگست تو رو ترف نگوین در غلبت شوله افروزه موسیقی یادار برسلی مرگ ناسری را آن مسهر محبت را موسیقی سرود زیبایی بود امیدوار هستیم که دوست های شنوینده ای ما از شنیدن سرود برکت گرفت باشند واقعا سرود زیبایی بود خب فریبا جان فکر میکنم که ما شما به آخر برنامه را رسیدیم ما شما نرگزیر هستیم که برنامه ای نوبت خدا بپایان ببریم شنانده عزیز با امید ازی که بتانین از زنهای افغانستان شما امایت کنین و محبت کنین و امدردی نشان بتین ای برنامه خدا بپایان می رسانیم خدا نگهدار همه ایتان امدردی نشان بپایان ببریم