۱۴ دقیقه
داستان گم شدن اما نجات یافتن توسط عیسی جواد را بشنوید!
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی این داستان زندگی منه موسیقی اسم من جوات استش از افغانستان شهر کابل من ایران به دنیا آمدم تهران بزرگ شدم به عنوان ایک مهاجر در تمام زندگی خودم به عنوان ایک مهاجر یک سوال خیلی بزرگ در زندگی من بود و اون حوضیت من بود من به دنبال حوضیتم بودم ترس داشتم از آینده که چه میشه چه اتفاقی میافته در خانواده کاملا متوسط زندگی کردم بزرگ شدم در سال دو ازار و چار یکی از دوستان من به من گفت که یک فیلمی آمده که این فیلم اجازه نیست در ایران داشته باشی یا ببینیش و در مورد زندگی ایسای و میدونید هر موقع یک چیزی اجازه نیست به خاطر همون هست کانچکاوی خودم من اینو به دست دوردم و یک روزی که کسی خانواده نبود من این فیلم رو نگاه کردم من از زندگی پیامبر های دیگه کمی میشناختم و میدونستم اونا جنگیدن به خاطر چیزی که پشت عقیده داشتن و در انتظارم بودم در این فیلم که ایسا به جنگ جنگی شروع کنه ولی اینکار نکرد در مورد محبت صحبت کرد در مورد بخشش صحبت کرد در مورد نجات و همین باعث شد که من کانچکاو بشم بازم با همون هست کانچکاوی خودم که ایسا کیه؟ شخصیت ایسا؟ براهم جالب بود ولی به خاطر همون شرایط که گفتم اجازه نبود این فیلمو حتی داشته باشی نمیتونستم سؤالم رو از کسی پرسم نمیتونستم به دنبال جوابم باشم این داستان فراموش شد تا وقتی که پدر من در سال 2006 فوت کرد و دو سال بعدش در سال 2008 من تصمیم گرفتم که برای آینده خودم برای نگهداری از خانواده مادرم به سمت اروپا معاجرت کنم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی چارده سال پیش تو خیابونهای آتند ساعت پنج صبح من مثلم تو فروتگاه می رفتم با ترس با قم و با استرس زیاد امید داشتم برای ساختن آینده خودم موسیقی من به کشور نروژ رفتم و در سال 2009 یکی از دوستان نروژی من من رو به کلیسا دوت کرد برای تحمید بچه خودش فرزند خودش وقتی اونا جلسه رو شروع کردن با پرسه شروع کردن با شادی و برای من عجیب بود چون من از جای اومده بودم که ما ها قمگینیم برای پیان برای کسانی که از جانب خداستن و مردن دیگه نیستم و من می دونستم در این فیلم که ایسا دیگه نیست ایسا مرد در جلسه گفتن که این شربت و این نان به یاد خون ایسا و به یاد بدن ایسا که روی سلیب رفت به خاطر گناهان همه دنیا و این همه دنیا برای من باز این سؤالا وجود آیا من هم شامل این همه دنیا هستم و چطور ایسا یک انسان یک پیانبر میتونه تمام گناهان رو بشوره همه دنیا خودش تمام گناهان رو ببخشه با بدنش که رو به سلیب رفت آیا من به منوان کسی که خانواده مسلمان آمده ام جزوش می شم یا نه این سؤالا رو در آخر جلسه از یکی دوستای نروژین پرسیدم و اون با لفخندی به من گفت که بله ایسا زنده است ما برای این شادیم نه برای مردنش شادیم چون ایسا زنده است و یک روز بر می گرده و در مقابل سؤال دوم هم که آیا من هم شاملش می شم گفت بله اگر ایمان بیاری به کاری که ایسا رو به سلیب کرد گناهان تو هم بخشیده می شه و به همین دلیل ایسا رو به سلیب رفت این باعث شد که من خیلی جذب شخصیت ایسا بشم جذب این بشم که بیشتر بشنسمش این شروع من مود به کلیسا رفتم و در سال دو هزار و ده من به کشور آلمان رفتم چون در نوروش من مهاجرتم جواب منفی گرفتم به علت بی هویتی یعنی من هویت نداشتم در کل سیستم اروپا من هیچ هویتی نداشتم من در ایران متولد شدم ولی ایرانی نبودم من اهل افغانستان هستم اهل افغانستان هستم و این باعث شد که اونا به من بگن که تو نه ما به تو قبولی میدیم نه ما تو رو میتونیم دیپورت کنیم چون نمیدونیم کدام کشورت رو دیپورت کنیم سال دو هزار و دوازده من خواستم این شانس خودمو در آلمان برای مهاجرت امتحان کنم در آلمان وقتی من با ایماندارای فارسی زبان بودم و کتاب مقدس رو به زبان فارسی به زبان مادری خودم خوندم این باعث شد که من بیشتر رشت کنم در ایمان خودم و تصمیم بزرگ در زندگی می گرفتم که قلب زندگی ما به ایسا بدم و این بهترین شروع برای زندگی من بود وقتی من تحمید گرفتم جواب بزرگی گرفتم که همیشه سؤال من بود که من کیم وقتی من رو تحمید دادن گفتن تو از الان فرزند خداون هستی و این واقعا یه شادی خوبی بود من نگه به عنوان به عنوان مهاجر بودم در آلمان ولی دیگه نمیخواست به دنبال خوبیتم بگردم چون ایسا به من خوبیت داد و تمام گناهان من رو بخشید دو سال بعد سال 2012 همچنان با این که خوبیت خودم رو در خداون شناخته بودم ولی خوبیت من بر دولت ها شناخته شده نبود دولت ها همچنان به من میگفتن که ما تا رو نمیشنسیم تو باید برگردی به کشور خودت ولی ما حتی نمیتونیم تا رو دیپورت کنیم چون نمیدونیم که شرط کجاست و من تصمیم گرفتم به افغانستان کشور پدریم برم اولین بار بود که من به کشور پدری خودم رفتم افغانستان و وقتی من داخل حوپه ایمان نشستم که به سمت کابول پرباز کنم من به خداون گفتم خداون دامن جایی میرهم که همیشه ترس ازش داشتم خبرهای بد شنیدم از اخبار تلویزیون و هیچ کسه نمیشنسم درسته کشور پدری خودم ولی بازم قریبم ولی ایمان دارم تو با من میرید ایمان دارم تو منو تنها نمیذارید من برای اولین بار کل فامیلمو دیدم خاله کاکا ماما خانواده بزرگ ولی هنوز اون هست قریبی بود چون هنوز من به دنبال این بودم که آیا من اینجا کشور من هست یا نه ولی خوشحال بودم چون راحت شده بودم از اسم مهاجر چون دیگه کشور من بود میتونستم بگم اینجا کشور منه و من حبیت خودم را شناختم خداون من را کمک کرد در افغانستان با ایماندار افغان آشنای کنم و برکت بزرگی بود تو زندگی خودم بعد از چندین روز خداون دریا برا من باز کرد به کشور زدیدی برم به هند رفتم به هند رفتم برای شناخت بیشتر خداون برای رشد بیشتر در ایمانم و این دقیقا جواب همون دعا بود و خداون نشون داد پلان من ادامه داره بعد از این که درس های من تمام شد من به افغانستان برگشتم ولی بخاطر شرایط امنیتی اونجا دیگه نمی شد مون من تصمیم گرفتم برای مهاجرات دوباره و به سمت اروپا آمدن برای دوباره این بار من من میخواستم به کشور نرویژ برم جایی که به مسیح آشنا شدم برای اولین بار یا این که به آلمان برم جایی که تحمید گرفتم جایی که زندگی ما به مسیح دادم ولی پلان خداون بود در کشور اتریش باشن و این سواله کردن از خداون خداون در اگه این پلان توه اگه این چیزیه که تو برای من تصمیم گرفتی من میخوام اطاعت کنم و تو را خدمت کنم من وقتی به شهری که من را منتقل کردم به عنوان مهاجر با کلیسای محلی آشنا شدم و خداون معرفی کردم و اونا به من گفتن دو سال هست که ما داریم دعا میکنیم کسی بیا در گروه فارسی ما را کمک کنیم و خوشحالیم که تو جواب اون دعا هستی و من خدمت همون شروع کردم چیزی که تغییر کرده بود دیگه من کسی نبودم که به دنبال حبیت خودم بگردم چون حبیت خودمون در مسیح پیدا کردم در سال 2016 خداون به من برکت داد و من قبولی خودمون گرفتم به عنوان مهاجر نه تنها این بلکه خداون من برکت داد به من خانواده داد من ازدواز کردم و دو تا فرزند دارم دو دختر دارم و همینطور خداون خدمت کردم و سال گذشته من و خانومم تصویم گرفتیم برای خدمت به بین مهاجرین بریم بین کسانی که خداون قلب ما گذاشت خدمت به مهاجرین کسانی که مثل خود من به دنبال حبیت هستن کسانی که مثل خداون قلبشان شکسته شده کسانی که مثل خداون خانوادهشون رو ترک کردن دور از خانواده هستن و احساس تنهایی دارن پیامو ببارم از جانب خداون که نگران نباش خداون با توه هر جایی که بری هر جایی که باشی تو تنها نستی خداون با تو میاد خداون با تو هست و خداون آیندهی برای تو داره و اگه امید داشته باشی به این که خداون برای تو پلان داره پلان زیبایی داره و ایمان بیاری به ایسای مسیح خداون واقعی کتاب مقدس رو مطالعه کنین خداون واقعی رو بشناسین دست از تلاش خودتون بردارین در زندگی شما کار کنین چون اون به شما آرامش میده برکت میده و خوبیت موسیقی موسیقی