داستان ظاهر

  ۹ دقیقه ۴۲ ثانیه

ظاهر مسیحی شده است. داستان او از شناخت عیسی و کشف هدف خدا برای زندگی او را بشنوید

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

سلام می‌کنم به همه شما عزیزان من یک افغان هستم و در افغانستان به دنیا آمدیم در ایک خانواده مسلمان و من از هفت سالگی داخل مسجد شدم و من شروع کردم در قرآن خاندن و شروع کردم و بغیر آداب و چیز‌های اسلامی را من باید یاد می‌کردم و از طرف خانواده هم همیشه ما را در زور روان میکد که من در مسجد همیشه باید حضور داشته باشم و تا سن 13 سالگی 14 سالگی من در مسجد بودم و 200 نفر همیشه شاگرد در مسجد ما بودن شاگرد بزرگتر بودم و در شاگردان در نبود آخون شاگردار درس می‌دادم و قرآن یاد می‌دادم و فروه دین و اصول دین و نماز و چطور باید نماز بخانند و چطور باید وضوح بگرند و بعد از او که من کم کم بزرگ شدم و بعض سوالات در ذهن ما آمد که اصلا خدا چرا ما را ساخته یا چه رقم هست که ما به وجود آمدیم یا انسان‌ها چطور شده و ما چطور شده که در افغانستان افتددیم هدف زندگی ما چه است و ما متانیم واقعا مفيد باشیم یا چرا این همه فتنه و نفاق در بین ماست یا ما چرا نمتانیم با یک دیگه خود در خوبی و یا در آرامی زندگی کنیم خب این سوال‌ها همه در ذهن ما بود و همه این سوال‌ها خب کم کم بازیاه اشانه می‌تونست جواب بده و بازیاه اشانه که و بعد آخرش ما با خشونت رفتار میکد و چند باره ما را از مسجد انداخت بیرون به جور مزید که شما این سوال هایی که تو می‌کنی اینا سوال کفر هست و تو کافر شدی و این سوال‌ها را تو نباید بپرسی خب بعضی این اتفاق‌ها افتاد و ما واقعا در دیگه زندگی کم کم برای ما در مسجد تلخ شده بود و کم کم دیگه ما خوشم نمی آمد و همون ملای مسجد در ما توضیح داد که هر کدام ما دو تا فرشته داریم یکی چپ یکی راست و اینا چیزهای ما را می‌نویسن مثل فرشته راست اعمال خوب ما را می‌نویسن و فرشته چپ اعمال بد ما را می‌نویسن و ما که به خود فکر گردیم ما گفتیم که ما همه اش اعمال بد دارم پس ما امیدتا مستقیم می‌روم در جهانم سن چارده پونزه سالگی ما تصمیم گرفتیم که افغانستان را ترک کنم و تصمیم ما به ای شد که ما بیاییم سمت اروپا و از رای ایران تصمیم گرفتیم که بیاییم ایران و ترکیه و رسیدم در یونان ما اولین بار در یونان در زمان که در کم بودیم ما دیدیم که چند نفر خارجی هستند که خوب بود همه اینا مثلا کمک می‌کنند مہاجره را غذا می‌ارند برای ما و او می‌ارند و میوه می‌ارند و ما خود زبان بلد نبودم و ما همیشه سعی می‌کنیم که از اینا سوال کنیم که شما که ای غذا‌ها را می‌دین شما خود پیسه نمیگیرین چراخم هستند کجا می‌ارین اینا را مثلا شما یق خوبی می‌کنید با مہاجره ما در افغانستان محبت دیده بودیم به طول را بعد از چند روز ما فهمیدیم که اینا مسیحی هستند و اینا در ما کمک می‌کنند تا موقعی که ما ارتباط داشیم و موقعی که ما از کمپ آمدیم بیرون دیگه ما امروز اینا ارتباط نداشیم در افغانستان یا چیزایی که در ما گفته بودند اوروپا آدم‌های کلشان کافر هستند و یعنی یهودی‌ها بد هستند و یا کافر‌ها بد هستند و ما زمانی که اینا را دیدیم و محبت ای مردم را دیدیم واقعا سوال در ذهن ما اجاز شد که ای واقعا مشکل در کجا هست در ما اشتباه گفتن و ما مخواستم یک جواب برای سوال خود پیدا کنم و ما در اونجا تصمیم گرفتم که ما باید بیشتر بیشتر با ای مسیحی‌ها اشنا شوم و در اینجا تصمیم گرفتم که باید برم کلیسا داخلی جماعت اینا شوم و سائه کنم ما اگر کتاب مقدس در زبان فارسی خود پیدا کنم و ما بیشتر بتونم به زبان فارسی و مارے ری خود به فارسی ما از همه اول شروع کردیم دائقا از زندگی آدم و هوا شروع کردیم و از همه اول فهمیدم که خداوند انسان‌ها را چقدر دوست دار و امت رفته رفته و زمان که ما رسیدم به خود زندگی عیسائی مصی که عیسائی مصی شتور شد متولد شد و در مورد زندگی عیسائی مصی در ارشالیم و از بابت ما تازه فهمیدم آره خداوند ترز فکر در ارشالیم خداوند خیلی فرق داری یک تفاوت خیلی بزرگ بین کتاب مقدس و بین قرآن خیلی جای قرآن نوشته هست اگر کسی به تو زرار برسان تو باید خاموش نمانی و تو هم می‌تونی پس در او شخص زرار برسانی ولی در حالی که عیسائی مصی در موزه روی کوه مگه اگر کسی با اکسی لید تو باید طرف چپ تن با او نشان بدی که طرف چپ تن اکسی لی بزنه و همیشه صحبت می‌کنیم که چقدر از محبت در کتاب مقدس صحبت می‌کنه و کلش از محبت هست اینجا من شروع کردم از همه اول که داستان عیسائی مصی رو بخانم و من واقعا فکر می‌کردم که ای اصلا امکان نداره که خدا خودش بیاید روی زمین و ایق محبت کنه از بدبختی نجات بده تا ما رو مثلا از گناه نجات بده و خودش بره روی صلیب بخاطر گناه‌های ما تحقیق ما در مورد عیسائی مصی تقریباً یک سال طول کشید واقعا هرچ بیشتر کتاب مقدس رو می‌خواند و من بیشتر علاقه پیدا می‌کدم که من هرچ بیشتر عیسائی مصی رو بشناسم و بعد یک سال من تصمیم گرفتم که دیگه باید قلب و جان خود از دنیا رو عیسائی مصی کنم و خصل تحمید گرفتم و از او به بعد شروع کدم که من یک پیدا برای عیسائی مصی باشم قبل ازی که من ایمان بیارم من سعی می‌کدم که همیشه از بقیه یک قدم جلوتر باشم و من همیشه می‌خواستم که یک فرصت پیش بیا که من سر یک کرکولا بزارم ایچ محبت در قلب ما نبود ایچ محبت در وجود ما نبود من اول باید به خودم فکر کنم نه به دیگران اگر اتفاقات بدیم می‌افتد او برای من مهم نبود و بعد ازی که من عیسائی شدم و موقع ما تصمیم گرفتم که من باید محبت خود با دیگران نشان بدم ما باید دیگران رو دوست داشت باشم و دشمنان خود رو دوست داشت باشم و کسایی که بدی می‌کنن اونا رو دوست داشت باشم از این ما آرزو می‌کند و دعا می‌کند و عیسائی مسیح هم این قدرت در ما داد که من بطنم در دیگران کمک کنم و من خدا رو شکر می‌کنم امروز که من و عیسائی مسیح اشنا شدم و امروز خدا رو شکر می‌کنم که خیلی از خوهر و برادر هایی است که ما رو کمک می‌کند و خوهر برادر هایی که واقعا محبت دارد پیام ما برای کسایی می‌خواهن بیشتر با عیسائی مسیح و کلام خدا رو اشنا شد می‌تانید کتاب مقدس در زبان فارسی خود پیدا کنید و از همون اول کتاب مقدس شروع به خاندان در طول خاندان کتاب مقدس من ای را صد درصد برا شما قول می‌دون محبت واقعی و محبت واقعی خدا رو درد کنید و اυτICES ان لو کردن و منحتش سرز که ندرست و در Thunder در رای کاه برکت که یه برکت که یه واقعیت در رای از رای از من در من در من در من