28 minutes
When Jesus Christ asked the healed leper not to tell anyone about this, what was his purpose? Doesn't this guidance of Jesus Christ mean that we don't testify to others what Jesus Christ does in our lives? Let's pray to God to give us wisdom on what to say and when to say or not to say.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم با شنیدن برنامه این عوض موسیقی سهرگاه روز بعد ایسا از خواب برخواسته از منزل خارج شد و به جای خلوت رفت و مجغول دعا شد شمعون و امروهانش به جستجوه او پرداختند و وقت او را پیدا کردند به او گفتند اما به دنبال تو می گردند ایسا به آنها فرمود به جاهای دیگر و شهرهای اطراف برویم تا درانجا هم پیغام خود را برسانم چون من برای همین منظور آمدم ایسا در سراسر جلیل می گشت و در کنیسه ها پیام خود را اعلام می کرد و عروای ناپاک را بیرون می نمود یک نفر جزامی پیش ایسا آمد زانو زد و تقاضای کمک کرد و گفت اگر بخواهی می تواری برای پاک سازی دل ایسا به حال او سخت دست خود را دراز کرد و را لمس نمود و فرمود البته می خواهم پاک شو فورا جزامش بر طرف شد و پاک گشت بعد ایسا در حال که را رخصت می داد با تحکید فراوان به او گفت حوش کن چیزی به کسی نگویی بلکه برو خود را بکاهن نشان بده و بخاطر این که پاک شده ای قربانی را که موسا حکم کرده تقدیم کن تا برای شفای تو شهادت باشد اما آن مرد رفت و این خبر را در همه جا منتشر کرد به طور که ایسا دیگر نمی توانست آشکارا وارد شهر شود بلکه در جاهای خلوت می ماند و مردم از همه طرف پیش او می رفتند سلام دوستهای مهربان من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم از خداوند می خواهیم که شما و عزیزهای انتان سهت و سلامت باشید من میرویس هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم دعا میکنم که با خانواده هایتان در آرامی زندگی کنین برنامهی که حالی به شما عزیزها تقدیم میکنم به اساس انجیل مرقص تهیه شده در صحبت امروز ما روی آیات 35 تا 45 فصل اول انجیل مرقص که شما در شروع شنیدین گفت می زنیم وقتی که روی این آیات گفت می زنیم نقاطی که به توضیح زیادتر ضرورت داشته باشن اونا را توضیح می دیم همچنان تعلیم و نقاط مهمه برچسته می سازیم تا بتانیم از اونا در زندگی روزمره کار بگیریم دوست های عزیز در قسمت که در شروع از انجیل شنیدیم در باره شفایی آفتن یک جزامی توسط ایسای مسیح صحبت شده بود ایسای مسیح وقتی که مریض جزامی را شفایی داد به او گفت به کسی چیزی نگویه اما او گبه در دل خود نگاه نکد و به هر جایی که رفت قصه کرد پیام سیب یک آدم مشهور می گفت من می تانم هر کار بکنم و با هر چیز مقابله کنم اما بغیر از وسوسه وقتی که یک راز از زبان یک شخص آگاهانه و یا ناگاهانه بیرون می شود در حالی که به مخفی نگاه کدن او تعهد کده بود بعد از او می گوید آه! من چه کار خرابی را کده به هر صورت کار فوقلاده که ایسای مسیح انجام داد به یک شکل و یا از کدام طریق به گوش های مردم رسید و افشار شد و همونان وقتی که یک راز افشار می شد ما در باری او گمانه زنی های مختلف می کنیم و می گیم امکان داره توسط فلان شخص و یا به فلان طریق افشار شده باشه افشار شدن راز صرف به ای رازی که ایسای مسیح به مخفی نگاه کدنش به او شخص تعکید کده بود محدود نمی شود بلکه حتی راز های مهم مقامات بلندپایه دولتی ریاست جمهوری و یا از دربار پادشان افشار شده سرش مردم خبر می شوند دوست های مهربان در کابل قدیم که مثل ایمروز وسائل خبری رادیو و تلویزون وغیره وجود نداشت وقتی که مردم می خواستن از راز های دربار و عرق بخبر شوند به گفت ها و سرگوشی های مردم در سر چوک شهر گوش می گرفتن مردم می گفتن خبرهای سر چوک نسبت همه خبرها هم تازه و هم دقیقه هستن وقتی که در سر چوک مردم به یک دیگه می گفتن آوازه هست که پادشا هفته دیگه جلالاباد می ره یا می گفتن آوازه هست که پادشا مریض هست چند روز بعد معلوم می شود که ای آوازه ها راست هست در باری افشا شدن ای راز یک افسانه قدیمی هم وجود داره قصه می کنن که سلطان محمود دیگه از نوی هر تفاقی سلمانی سر و ریشی او را اسلام میکد مرده و زنده سلمانی گم می شد مردم می گفتن که سلطان اونا را می کشه سلمانی ها وقتی که سر سلطان محمود را اسلام میکدن می دیدن که سلطان شاخت داره پادشا نمی خواست که این رازی او افشا شد به این خاطر سلمانی ها را می کشد یک دفعه یک سلمانی که موهای سر پادشا را اسلام کرد از این راز بخبر شد او فهمید که پادشا او را می کشد به سلطان بسیار ازرزاری کرد و گفت که تفلاه خرد دارد اگر او نباشد اونا از گشنگی می مرند او به پادشا تعاود کرد که به هیچ صورت این راز افشا نمی کند اگر افشا کرد او را با اهل و ایالش بکشه پادشا هم گفت او را باور کرد به او اجازه داد که زنده بره بعد از این واقعه سلمانی یک روز و دو روز و یک هفته سر خود فشار آورده این راز در دل خود حبس کرد اما هر روز که تیر می شد او احساس مریضی و دلتنگی می کرد او حیران بود که چی کنه و بلاخره یک چاره را سنجید و به یک کوی دورتر از محل زندگی مردم رفت و در سراخه که در کو بود تا که می تانست فریاد بلند زد و گفت او مردم سلطان محمود شاخ دارد وقتی که چند دفعه این قسم فریاد بلند زد آه بلند کشید وقتی که فشار درونیش کم شد پس به خانه آمد واقعا نگاه کدن یک راز آسان نیست بعضی وقتا ما می بینیم که مقامات بالای دولتی و یا اشخاص بزرگ خودشان قستن یکان رازهایشان افشا میکنن اونا با وجود که می گوین که این راز باید افشا نشوه اما خودشان از راه دیگه او راز افشا میکنن دلیلشی است که افشاشدن او راز بنافعشان است و باعث دوام قدرت و اعتبارشان در بین مردم می شوه اما عیسای مسیح هرگزی کار نکد سوال با وجود می آه وقتی که عیسای مسیح بروی زمین بود آیا واقعا نخواست که شفا بخشیدن نجات بخشی یک مریض جزامی که توسط او صورت گفت افشا نشوه؟ چون عیسای مسیح می خواست که مجده نجات را برای وسط زیادتر ای ملکوت خدا در بین مردم بخش کنه آیا افشاشدن ای ماجزه نجات بخش به ای ماموریت او زیادتر کمک نمیکن؟ چرا عیسای مسیح به مرد بچارک که از جزام شفای افت بود با فشار زیادتر گفت که دی بارم به کسی چیز نگویه؟ کلمه ای که دی قسمت در متن اصلی یونانی به کار رفته به تحکید کدن شدید عیسای مسیح به شخص جزامی اشاره می کنه برای ما و شما که در دنیا امروز زندگی می کنیم آیا ما هم کارهای را که عیسای مسیح در زندگی ما انجام می ته ما هم باید در باره اونا چپ باشیم و چیزی به هیچ کس نگوییم؟ دوست های محرمان جواب همه ای سوال ها در قسمت داده شده که عیسای مسیح بعد از شفای افتن جزامی به او گفت کلمه جزام مریضی های جلدی زیاده که در او زمان در بین مردم وجود داشتن و بسیار ساری هم بودن همه ای اونا را در بار می گرفت در حالی که در دنیا امروز کلمه جزام صرف به یک نو مریضی که بسیار ساری هست اطلاق می شد به دلیل ساری بودن شدید این مریضی ها بود که در او دوران کسانی که به مرض جزام مبتلا بودن دور از شهرها و محل زندگی آم مردم در جمامه کوچک خودشان زندگی می کردن شفایی آفتن جزامی از شفایی آفتن مریضهای دیگر فرق می کرد وقتی که یک شخص اینا بینا را ایسای مسی شفا می داد و به او بینایی می بخشید او می تانست که از شفایی آفتن خود به مردم خبر بده به این قسمت وقتی که ایسای مسی یک آدم شل را شفا داد او هم می تانست به مردم بگوید که او حال راه رفته می تانه و شفایی آفته دوستای مهربان حال یک سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم چشمانم به تو است ایسا از تو بر نگردم دنبال تو آیم ایسا با خوشی پرستم ترا ترا دوست می دارم ایسا از تو بر نگردم دنبال تو آیم ایسا با خوشی پرستم ترا ترا دوست می دارم ایسا از تو بر نگردم از تو بر نگردم حضور تا را می خواهم وجود تا را دوست دارم همیشه نزدت می مانم از تو بر نگردم منتظرت هست همیسا از روحت پر نما مرا تا دوباره برگردی تو در اینجا نزدما تا وقت آمدن تو زیست کنم با قدرت تو تقدیز کن روح جانم را مرا حاضر نما چشمانم با تو است ایسا از تو بر نگردم منتظرت هست همیسا از روحت پر نما مرا تا دوباره برگردی تو در اینجا نزدما تا وقت آمدن تو زیست کنم با قدرت تو تقدیز کن روح جانم را مرا حاضر نما چشمانم با تو است ایسا از تو بر نگردم از مرزی جزام شفای افته بود چون مثل بینا شدن یک نابینا و راه رفتن یک شل ثبوت مشخص شفای افته نداشت که مردم با دیدن به طرف او به ادعایش باور میکدن وقتی که او به ده و منطقه خود میرفت و به مردم میگفت که از مرزی جزام شفای افته مردم به ادعای او شک میکدن به ای دلیل ایسای مسیح به جزامی شفای افته گفت که باید او از طریق رسمی دباره شفای افتنش به پیش بروه او اولتر از هر کار دگه باید به کاهن منطقه که در او زندگی میکد از شفای افتن به او خود نشان میداد صرف کاهن اعظم بود که دورشلیم مستقر بود کاهن های دگه در تمام ایالات یهودیه و جلیل پراکنده بودن و به حیث رهبران رسمی مذهبی و حتی سیاسی، سیهی و اداری در بین جوامه محلی کار میکدن ای شخصی که از جزام شفای افت باید اول به ای کاهن ها مراجع میکد تا اونا از شفای افتنش تصدیق میکدن بعد از او هر وقت که به اورشلیم میرفت متابق به شریعت موسا باید بر سپاسگذاری از خدا بر شفای افتنش قربانی های را در محبت و یا خانه خدا تقدیم میکد وقت که او شریعت موسا را سر خود تطبیق میکد او از محبت تصدیق رسمی نوشته شده را با مهر و نشانی به دست میاورد که میتونست او را به کسایی که در باره شفای افتنش سوال داشتند با اونا نشان بده جزامی شفای افته ضرورت داشت که حکم شریعت موسا را رعایت کنه نه صرف بر ای که او حال از مرض جزام شفای افته پاک شده بلکه او سنت ظاهری که میتونست دیده شده که او واقعا پاک شده را در دست خود میداشد شریعت موسا زیادتر به ظاهر اشخاص میدید اما یسای مسیح از افشاشدن و پاک شدن اخبار ای شفای افتنهای مختلف بخاطر پریشان بود که ای خبرها میتونستن رهبرهای مذهبی را در خود معبد و در ارشلیم به چالش بکشند ما با ادامه دادن با متعالیه انجل مرغس بزودی میبینیم که ای قسم موضوعات زیاد واقع میشوند وقتی که خبرهای شفای افتنها به وسط زیادتر پخش میشند امکان داشت که مردم زیادتر به یسای مسیح حجوم میاوردند و یسای مسیح هم نتانه که از یک جا به جای دیگر سفر کنه در انجل مرغس ما میبینیم که ای قسم حالات بعدها تا حد کم و یا زیاد به وجود هم آمدند اگر ای کار صورت میگرفت در حقیقت مردم با یک جهت نادرست رهنمائی میشودند یعنی به عوض معمولیت اصلی یسای مسیح که نجات بخشیدن بود بس صرف شفابخشی و معجزگری او زیادتر توجه میکدند یسای مسیح اصول و سیستم را که مردم سالها تحت او زندگی کده بودند اونا را نادیده میگرفت به این خاطر هم مردم از او آزرده میشند وقتی که او این کارها را انجام میداد بر اونا فورای این سوال به وجود میامد آیا او واقعا یک یهودی متعهد است؟ آیا پیامی که او در باری ملکوت خدا اتحام میکنه واقعا حقیقت تارند؟ آیا ما میتونیم به گفت ها و اعداهای او باور کنیم؟ آیا او خطرناک نیست؟ آیا او از گلی میخواد پای خود زیاد درازت نکده؟ دوست های عزیز در پشت سر تمام فعالیت های عمومی و زندگی یسای مسیح کسی قرار داشت که او را یسای مسیح آبا و یا پدر خطاب میکد پای بندی به دعا کردن یسای مسیح مورد توجه نزدیک ترین شاگرداش قرار میگرفت ای چیزا آبا یا پدر و دعا منبعی اصلی صلاحیت و قدرت یسای مسیح بودن وقتی که انجام شدن کارهای زیاد تحجب آور یسای مسیح در بین مردم به وسط زیاد پخش شد در پهلوی او خبر ملکوت خدا هم به سرعت زیادتر پخش شد در این حالت یسای مسیح میدانست به یک احساس اتمنان درونیه که از طرف خدا باشه به او ضرورت داره با داشتن این احساس درونی او میتانست که در روشنی او مسیر حرکت خدا به پیش تحین کنه و هم بتانه به او قوت درونی بخشه دوست های عزیز کارهایی که در آینده صورت میگرفتن لازم بود به اساس موفقیت های گذشته انجام میشدن و در آینده هم به استقامت درست ادامه میافتن وقتی که ما پیروای یسای مسیح که در دنیای موجود زندگی و خدمت بیکنیم اگر ما صادقانه و از دل نساختگی و ظاهری از یسای مسیح بخواییم که بما کمک کنه او دست ما را میگیره و بما کمک میکنه یسای مسیح که ما پیشتر در باره او گب زدیم او امروز هم همان یسای مسیح با همان قدرتش که در بین ما حضور داره مطابق به وعدهی که بما کده هر وقت میتونه پیش ما حضور پیدا کنه تا ما را رهنمایی کده و در خدمتی که به او مسروف استیم ما را تشویق کنه یک قسمت رهنمایی های یسای مسیح ای خواد بود که بما توان میبشه تا تشخیص بدیم که چی چیز را در راز نگاه کنیم و خاموش باشیم و چی چیز را علنی ساخته با تجلیل کدن و جشن گرفتن او را علنی کنیم بعضی اوقات و در بعضی حالات خاص در بعضی کشور ها به شمول کشور ما افغانستان ایمانداران به یسای مسیح ترجیح میتن بعضی کارهایی که خداوند یسای مسیح در زندگی اونا انجام میته در باره اونا خاموش باشن و نمیخواهن که توجه زیادتر مردم را به طرف خود جلب کنن ای کار اونا به معنای ترسو بودن و بزدل بودن اونا نیست بلکه نشاندهنده حکمت اونا هست اما وقتی که موضوع یسای مسیح و بشارت دادن به او و پخ شدن کلام خدا در بین هست لازم هست که ای کار باید در هر صورت باید صورت بگیره اما باز هم لازم هست که در ای بار دعا کنیم و هدایت را که در نتیجه دعا از خدا دریافت میکنیم و به او اتمینان پیدا میکنیم به حیث اتباه ملکوت خدا بر رساندن خبر خوش یسای مسیح قدرت شفابخش و محبت بی پایان او به تمام دنیا آماده پرداختن هر قیمت باشیم جلال بر ایسای مسیح دوستای مهربان بررامه ای نوبت ما در اینجا به پایان میرسه تا بررامه بعدی خدا یارو نگه داره تونه ایسا مسیح خبولو شاگردانو تو فرمایل هر کل چه تاسو دعا کوایه نو داسه وایه این پلا را این پلا را چه پاسمان این پلا را چه پاسمان نم دیوی پا پخول جهان این پلا را با چای دراشی پهر زدکه و گناه ندخلاشی هر انسان این پلا را ستار زاده پراشی پاسمکه لکچه پرکیگی پاسمان این پلا را نننه رزق زنگارا پلانن ترازکی رخیم رخمان این پلا را زمون قصورو نربا موافقرا زکچه مودی بخلی خلق سلوارا این پلا را مماجوا عزمیخه خوشتانو بدینا زگرامان این پلا را دغه سوال دت قبول کرد با چایی و قدرت تازی هر زمان این پلا را زمون قصورو نربا موافقرا زمون قدرت تازی هر زمان این پلا را زمون قدرت تازی هر زمان