The Calling of the Disciples

  28 minutes

When Jesus Christ invited the fishermen to become his disciples, did they know what fate they would face? When Jesus Christ said repent, what were they repenting of? Just as Jesus Christ invited the fishermen, he will invite you one day and say, follow me. How will you react?

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی پس از توقیف یهیا ایسا به ولایت جلیل آمد و مجده خدا را اعلام فرمود و گفت ساعت مقرر رسیده و برقراری پاتشاهی خدا نزدیک است توبه کنید و به این مجده ایمان آورید وقتی ایسا در کنار دریای جلیل قدم می زد شمعون و برادرش اندریاس را دید که طور به دریا می انداختند چون آنها مایگیر بودند ایسا به آنها فرمود به دنبال من بیایید تا شما را یاد بدهم چطور مردم را ساعت کنید آن دو نفر فوراً طورهای خود را بزاشته و به دنبال او رفتند کم دورتر ایسا یعقوب بسر زبیدی و برادرش یوهنا را دید که در کشتی مشغول آماده کردن طورهای خود بودند ایسا آن دو نفر را نیز فوراً پیش خود خواست آنها پدر خود زبیدی را با مزدورانش در کشتی گذاشته به دنبال او رفتند سلام دوستهای محرمان من پیام استم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم از خداوند می خواهم که شما و عزیزهایتان همه صحت و سلامت باشید من میرویس هم به شما شنواندگان عزیز سلام تقدیم میکنم دعا میکنم که با خانواده هایتان در آرامی زندگی کنین برنامهی که حالا به شما عزیزها تقدیم میکنیم به اساس انجیل مرقص تحیه شده در صحبت امروز ما روی آیات 14 تا 20 فصل اول انجیل مرقص که شما در شروع شنیدین گپ می زنیم وقتی که روی ای آیات گپ می زنیم نقاطی که به توضیح زیادتر ضرورت داشته باشند اونا را توضیح می دیم همچنان درس و نقاط مهم برجسته می سازیم تا بتانیم از اونا در زندگی روزمره خود کار بگیریم دوستهای عزیز در قسمتی که از انجیل شنیدیم در باره دوست شدن شاگرده از طرف ایسای مسی صحبت شده بود یک شاعر بسیار مشهور غربی در خاطرات خود توشت کرده که در نوجوانی پدرش از او میخواست در کار که از پدر و پدر کلان به اونا میراس رسیده بود شریک شوه اما شاعر در او وقت به شریک شدن در کار بار خانوادگی هیچ علاقه نداشت و میخواست که عدیب و شاعر شوه در نوجوانی ما اکثران شوقهای عجیب و بلند پروازانه داریم منم میخواستم که پلوت شوه پدر شاعر همیشه کوشش میکده که نظر خود را به علای بچه خود تحمیل کده بقبولانه به او میگفت چیزی که تو در آرزویش هستی به غیر از زیخگیال احمقانه چیز دیگه نیست تو باید در کار و بار فامیلی شریک شوی که هم باعث پیسه پیدا کدن زیاد و پیشرفت کار و بار مشهور میشه به پالی اون نام و نشان خانوادگیی که تا حال به ما به میراس رسیده او را ادامه میتیم و به او افتخارم میبخشیم نام و نشان خانوادگی در بین همه مردم و به خصوص در بین ما افغانها چقدر مهم است ما نمیخوایم که نام و نام خانوادگی ما گم شوه پدر ای شایر برش میگفت تو نسل چارم خانواده ما هستی که باید ای کار و بار خانوادگی را به پیش بباری و او را ادامه بتیی که گم شده از بین نره تو فرزن ما هستی تو هم باید ای کار بکنی اما ای شایر ای خواست پدر خود رد کد و بالاخره به شایر و عدیب مشهور جهانی تبدیل شد ما و شما در شروع در آیت 14 تا 20 فصل اول انجل مرقص نام خانواده ماهیگیر به نام زبدی گرفته شد ما دقیق نمیدانیم که خانواده زبدی از چند نسل به ای طرف به کار و بار ماهیگیری در ساحل بحیره جلیل مصروف بودن اما به اعتمال زیاد اونا اضافه تر از چهار نسل به ای کس با کار ادامه داده به او مصروف بودن در سرزمین فلسطین و فرهنگی او و در بسیار فرهنگهای دنیا کار و بار خرد خانوادهگی نتنها از یک نسل به نسل دیگر ادامه پیدا میکد برکه حتی در طول قرنها در خانواده ادامه پیدا میکد دلیلش هم ای بود که تا حد زیاد کاروار خانوادهگی از سغود کدن و از بینرفتن مسؤون بود ازای یک خانواده همه با هم با اعتماد به یک دیگر پشت به پشت به کاری که از کلانهایشان یاد گرفته بودن ادامه میدادن و او کار با آیندگان هم یاد داده انتقال میدادن چی قسم کار کنن و اگر زیاد زحمت بکشن چی نتیجه به دستشان میاد وقتی که شرایط زندگی برشان سخت بشد اونا زیاد زحمت میکشیدن و زیادتر کار میکدن تا بتانن از مشکلات بگذرن بر علاوه ای چیزهای مصبت کاروار خانوادهگی به افتخارات و نام و نشان خانوادهگی اونا هم گره خورده بود و نمیخواستن که با سغوت او به ای افتخارات و نام خانوادهگی صدمه وارد شود خوب به اصل موضوع که در شروع خوندیم بر میگردیم در حاله که خانواده زبدی مصروف کاروار خانوادهگی خود یعنی ماهگیری بودن که یک پیغمبر جوان از ناصره از اوجد تیر میشد که زندگی اونا را دگرگون کرد ای پیغمبر جوان به یعقوب و یوهنا پسران زبدی و هم به همسایه های اونا شمعون و اندریاس گفت کاروار خود را ایلا کرده در پشت او روان شوند بسیار عجیب است که اونا هم ای گپ او را قبول کرده ای کار را کردند در جایی که شما شنمدی از ای زندگی میکنین حتما در نزدیکی تان دکان ها و کاروار ها اوجود دارند وقتی که شما از پیش روی اونا تیر بیشوین به یک دکان داخل شده به دکاندار بگوین کاروار خود را مونده در پشت سر شما روان شده آیا او به ای تقاظهای شما چه اخصال عمل نشان خواد داد؟ اگه یک کمی به زندگی یعقوب و یوهنا و هم شمآن و اندریاس دقیق کنیم اونا عیسای مسی را پیش از این موضوع نمیشناختند اونا ای را هم نمیفامیدن که با قبول کدن ای دعوت عیسای مسی اونا به چه سرنوشت روبرو خواد شدند اما یک چیز واضی بود که قبول کدن ای دعوت عیسای مسی به معنای وارد کدن زربه شدید به زندگی شخصی و خانوادگی اونا بود در حقیقت اونا کار را که دباره او خوب میفامیدن او را باید ترق میکدن ای کار که ترق میکدن باعث صبات اقتصادی خانوادهای اونا بود نام و نشان و افتخارات خانوادگی اونا هم به او مربوط بود اونا باید تصمیم گرفتن که همه ای چیزها را ترک کدن پیروی کدن ایسای مسی را انتخاب میکدن آیا شما خاننده عزیز که ای قسمت انجیل مرقص را میخانید به ای نکته متوجه شدید که امکان داره یک روز از شما هم ای قسمت یک طغازا سورت بگیره آیا شما به او چی قسمت اکسالعمل نشان میدین دوست های عزیز قبل ازی که به جواب ای سوال به پردازیم بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به بررامه خود ادامه میدیم سلطان ما بخشید گناهان ما آزاد کردین جان ما با شدید ایمان ما مسلوب شد سلطان ما بخشید گناهان ما آزاد کردین جان ما با شدید ایمان ما موسیقی شکست و پنده گناه پیروز شد و برفناه بیرون کرد نشه مرگ را پشش بیای بی نوا شکست و پنده گناه پیروز شد و برفناه بیرون کرد نشه مرگ را پشش بیای مبتلا سود کرد و بر سما نشه از در تخت خدا تکمیل کرد نجات ما شکرت کنم ایمازیها سود کرد و بر سما نشه از در تخت خدا تکمیل کرد نجات ما شکرت کنم ایمازیها موسیقی گریا کردم سوه سما صبوه و شام من در دوا در عزت و در گوش ما کسوه شایگدار مسلوم شد سلطان ما بخشید کناهان ما آزاد کردین جان ما با شردین ایمان ما مسلوم شد سلطان ما بخشید کناهان ما آزاد کردین جان ما با شردین ایمان ما دوست های مهربان به طریقی که مرقص ای داستان بیان می کنه در وی اینکاس و قصه های عهد قدیم کتاب مقدس به خوبی به گوش می رسه در کتاب پیدایش عهد قدیم کتاب مقدس می خوانیم که خدا به ابراهیم فرمود وطن اصلی و خیشاوندان و خانه پدری خود را تر کن و به طرف سرزمینی که به تو نشان می ده هم برو ابراهیم هم او کار را کد که شمهون یعقوب و دیگرها انجام دادن و او هم به جایی رفت که برش گفته شده بود مرقص با بیان کدن ای داستان به خانندگان خود اشاره کدم می گوید که مردم خدا لازم است وقتی از اونا برای انجام دادن کار دیگر دعوت می شود باید کار و بارو خانوادگی خود پشت سر منده به دنبال او کار روان شوند در حقیقت خداون با شاعر های نو ضرورت دارد که اونا اشاره نو بسرایند و مردم که به خدا تعلق دارند اونا را دعوت کنند که همراه اونا یکجا با آواز بلند ای سرود ها را بسرایند عنوان شعره نو که باید سروده می شود پادشاهی خدا بود در ای سرود جدید که باید سروده می شود در او کدام تعلیم جدید خدا ویا کدام مشوره جدید خدا بیان نمی شود در او کدام اجنده سیاسی هم وجود نداشت در ای شهر جدید که باید سروده می شود کدام شکل نو روحانیت هم بیان نمی شود اما امکان داشت که در او اجنده یک دعای بسیار مهم بیان می شود شاید نسبت به دعا هم در او یک موضوع زیادتر مهم بیان می شود ای شهری که سروده می شود یک خبر بسیار خوش نیز بود اما در این زمان بره بعضی ها بسیار خطرناک هم بود چون ای شهر و سرود اعلان میکد که خدای زنده به حرکت آمده در حقیقت او به پادشاهی و یا ملکوت خود بازگشته است به این موضوع خوب توجه کنین که ایسای مسیح چطور لحظهی را بره عمل کدن انتخاب کد وقتی که یهیای تحمید دهنده ملکوت خدا را اعلان میکد در او وقت ایسای مسیح در لب دریای اردن بود وقتی که یهیای تحمید دهنده به زندان انداخته شد ایسای مسیح دانست که ایسای مسیح دانست که زمان عمل کدن او رسیده تا جایی که ما و شما دباره ایسای مسیح میدانیم این معلومات به ما میگوید که ایسای مسیح همیشه دعا میکد و به خدای پدر انتظار میکشید که به او ای احساس را بده که زمان عمل کردن او رسیده است همچنان خدا از طریق واقعات که رخ میدن و حالات که به وجود میدن هم با ما سخن میزنه یا هم با صداهای بسیار خفیف در درون دل ما با ما سخن میزنه خدای پدر به ایسای مسیح هم ایره گفت که این ملکوت که برای برقراریش آمده باید په اقاب نروه بلکه به پیش بروه و رشد کنه باید متواجب باشیم که ایسای مسیح به دیه خودش مثل یهیای تحمید دهنده نرفت که در او متوطن شوه بلکه برای معقد و به حیثی یک پیغمبر سرگردان رفت که همیشه در حال سفر باشه ایسای مسیح به حیث پیغمبر سرگردان ضرورت آجل داشت که در هر جایی رفته و به مردم بگویه که چی چیزهای مهم در حال واقع شدن هستند او به تکرار بشنوندگان خود میگفت زمانی که خدا در نظر داشت او وقت حال رسیده زمانی که شما و همه سالها در انتظارش بودین در قسمت از انجیل مرقص ما در شروع شنیدیم ایسای مسیح ای را هم فرمود ساعت مقرر رسیده و پاتشاهی خدا نزدیک است توبه کنید و به این مجده ایمان آورید در این هیچ جای شک وجود نداره که ایسای مسیح به تکرار از مردم طغازا میکرد که از گناهانشان دست بکشند اما توبهی که ایسای مسیح از مردم طغازا میکرد به دو معناه هست اول از اونا طغازا میکرد که اجنده های سیاسی و غیر سیاسی که اسرائیل را بعث یک ملت و یا جامعه به طرف جنگ و ویرانگری کشنده بود به صورت کامل دست بکشند ما و شما افغانها که سالها جنگ و خرامی ها را در وطن خود تجربه کدیم نتیجه پیروی کدن از اجنده های سیاسی غیر سیاسی و ایدیولوجی های مختلف را به گوشت و پوست خود خوب چشیدیم در کدام کشور دنیا نیست که ما در او جد آورگی زندگی نمیکنیم مردم اسرائیل در زمان ایسای مسیح به شرایط مشابه کشور ما مهاجی بودن گاهی اونا را روم که یک سپر پاور دنیا در او وقت بود اشغال میکد و گاهی هم بابول سپر پاور دیگه دنیا گاهی اونا را در کشورهای خودشان به غلامی میوردن و گاهی هم اونا را در کشورهای خودشان غلام خود بی ساختند دوستای عزیز رهبران سیاسی و مذهبیشان هم بره چور و چپاول زیادتر مردم خودشان با اشغالگران دست خدا یکی میکدن ایسای مسیح از مردم میخواست شما که همه چیزتان سیاسی ساختین از این کارتان توبه کده دست بکشین دومین مقصد توبهی که ایسای مسیح فرمود به این معنی بود که از اسرائیل تقاظا میکد تا حقیقتن از گناهانشان رو گشتند به طرف خدای حقیقی یهوه خدای خودشان روی بیاورند کسانی که گپای ایسای مسیح رو میشنیدن اگه یک کمی دباره کلام خدا در کتاب مقدس هم معلومات میداشتن اونا میفامیدن پیش از ای که خدا بره نجات قوم اسرائیل اقدام میکد اونا باید از گناهانشان توبه میکدند از گناهانتان توبه کنین تا خدا بره نجاتتان دست بکار شو ایسای مسیح میفرمود زمان معین بسیار مهم فرار رسیده و این زمان زمان آزادی بزرگ و زمان نجات دادن از طرف خدا هست به این ترتیب هست که تقاظا بره توبه با دعوت و ایمان آوردن با هم یک جا به پیش برده میشه هم اسران ایسای مسیح مثل دوران ما و شما به بسیار چیزهای دگه اعتماد کردن که موانه را بره قبول کردن ای دعوت به وجود میاورد اونا با اجدادشان با زمین و سرزمینشان با معبد و یا خانه خدا و شریعتشان نسبت به خدا زیادتر اعتماد میکدن خدا در گزشته بره اجداد اونا بزرگترین کارها را انجام داده بود که میتانستن به او به صورت کامل اعتماد کنن اما حالی ایسای مسیح از اونا دعوت میکد که به مجده جدیده که او با خود آورده هست اعتماد کنن چون خدا میخواهه بره اونا کارهای نو را انجام بده بره ای که اونا بتانن عملا در ای دعوت شامل شوند لازم هست تمام روابط و دلچسبی های دیگه خدا که پیشتر بیان کدم قطع کنن و به خود ایسای مسیح و پیامش اعتماد کنن قبول کدن ای دعوت ایسای مسیح هم در وقت و هم امروز بره ما و شما کار ساده و آسان نیست اما با وجودی مشکل بودن ای دعوت شمون پتروس، اندریاس، یعقوب و یکنه به او بله گفتن و او را انجام داده به او عمل کدن دوست های عزیز، ما و شما و همه ای کسانی که به ایسای مسیح ایمان داریم دعوت شدیم که امروز، فردا و تا رسیدن روز خداوند به ای دعوت عملن ادامه بتیم جلال بر ایسای مسیح خداوند از امروز تا عبدالعباد آمین دوست های مهربان، برنامه ای نوبت ما در اینجا به پایان میرسه تا برنامه آینده خدا یارو نگاه دارتان موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی