The Raising of Jairus’s Daughter

  29 minutes

Jesus Christ going to Jairus' house despite the news that Jairus' daughter is dead. Jesus Christ's emphasis on falling asleep as a girl.
But people still laugh at the words of Jesus Christ. Jesus takes the girl's hand and raises her from the dead. Was Jesus Christ not defiled by touching the dead girl according to the Jewish law?

Download

Programme Script / Lyrics

دختر یایروس از مرگ بر می‌‌خیزد:

م:           سلام دوستای مهربان، به شنیدن صحبت امروز از رادیو صدای زندگی خوش آمدین، مه می‌‌رویس هستم که بری تقدیم کدن یک برنامهٔ نو ده خدمت شما قرار دارم.

پ:         مه پیام هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم می‌‌کنم، دعا می‌‌کنم که با خانواده‌های تان صحت و سلامت باشین و از صحبت امروز برکت حاصل کنین.

م:           برنامهٔ که حالی به شما عزیزا تقدیم می‌‌کنیم به اساس انجیل مرقس تهیه شده. ده صحبت امروز ما روی آیات ۳۵ تا ۴۳ فصل پنج انجیل مرقس که شما ده شروع شنیدین گپ می‌‌زنیم.

پ:         وقتیکه روی ای آیات گپ می‌‌زنیم نقاطی ره که به توضیح زیاد تر ضرورت داشته باشن اونا ره توضیح می‌‌تیم. همچنان تعلیم و نقاط مهمه برجسته می‌‌سازیم تا بتانیم از اونا ده زندگی روزمرهٔ خود کار بگیریم.

م:           دوستای مهربان، ده قسمتی که از انجیل مرقس ما و شما ده شروع شنیدیم ده باری دختر «یایروس» رئیس کنیسه صحبت شده بود.

پ:         درست ده زمانیکه عیسی مسیح می‌‌خواست با «یایروس» به خانهٔ او بروه، یک واقعه دیگه به وقوع پیوست که امکان داشت رفتن عیسی مسیح به خانهٔ او لغو شوه. قاصدانی از خانهٔ «یایروس» رسیدن و به او خبر دادن که دختر او همین حالا مرده است و نباید استاد را زحمت بدهد.

م:           اما عیسی مسیح به «یایروس» وعده داده فرمود:«نترس، فقط ایمان داشته باش.» اما ای وعدهٔ عیسی مسیح به «یایروس» مثل نوش داروی به نظر می‌‌رسید که بعد از مرگ به سهراب می‌‌رسید.

پ:          بسیار کار‌های عجیب و غیر قابل باور ده کپرناحوم انجام یافته بودن. یک حالت بی حسی با غم و اندوه و وحشت ده مجموع حکمفرما بود. ده بین همهٔ ای نا امیدی و وحشت باز هم جرقه‌های امید به نظر می‌‌رسید که به «یایروس» قوت داده بود تا ده پشت سر عیسی مسیح اما به یک فاصله تا خانه اش راه بروه.

م:           باید به خاطر داشته باشیم که کپرناحوم یک ده کوچک بود. کسانیکه در خانهٔ «یایروس» جمع شده بودن به زودی اطلاع یافته بودن که استاد در حال رسیدن به خانه است.

پ:         در کشور‌های که مثل وطن ما افغانستان امکانات تداوی عصری کم است و مرگ و میر هم زیاد، وقتیکه مردم احساس می‌‌کنن یک عزیز شان در حال مرگ است، اونا پیش از پیش مراسم و ترتیبات لازم برای مرده داری ره آماده می‌‌کنن. ده فلسطین دوران عیسی مسیح هم حالت با کمی تفاوت تقریباً به ای شکل بود.

م:           ده مراسم ماتم کدن یهودیان اشخاص مسلکی بری گریه و ناله کدن وجود داشتن که اونا ده ای مراسم دعوت می‌‌شدن و حتا بعضی اوقات ای مراسم ماتم گریه و ناله با نواختن توله هم همراهی می‌‌شد.

پ:         اشخاص حرفه ای که برای ماتم کدن دعوت می‌‌شدن به خانوادهٔ ‌ماتم دار کمک می‌‌کرد تا بتانن کمی نفس راحت بکشن و خویشتندار باشن.

م:           ما و شما ده دنیای امروز خوب می‌‌دانیم که غم و درد ره ده خود حبس کدن چقدر خطرناک و برای صحت و سلامتی مضر است. وقتیکه به درد و غم روبرو می‌‌شویم، بهتر است اوناره از دل خود بیرون بکشیم نه اینکه اونا ره ده درون خود حبس کنیم.

پ:         اما عیسی مسیح بر خود و بر احساسات خود کنترول کامل داشت و می‌‌تانست کاری که ده پیش روی خود داشت او ره بدون کدام مشکل به پیش ببره. او تانست که بیروبار مردم ره از محل اصلی واقعه دور بسازه. معلوم نیست که او چطور ای کاره کده تانست. باد از او، سه شاگرد نزدیک خوده یعنی پطرس، یعقوب و یوحنا ره با خود گرفته به داخل خانه رفتن.

م:           عیسی مسیح فرمود: «او نمرده است بلکه او خواب است.» معمولاً ده دنیا قدیم و ده یهودیت و مسیحیت بری مرگ کلمهٔ خواب ره بکار می‌‌بردن. عیسی مسیح هم وقتیکه ده انجیل یوحنا فصل ۱۱ آیت۱۱ ده مورد ایلعاز فرمود او خواب است، مقصدش ای بود که او مرده است.

پ:         عیسی مسیح وقتیکه فرمود دخترک خواب است مقصدش ای بود که او مرده است. مرقس وقتیکه ای موضوع ره نوشته می‌‌کد شاید امیدوار بود که خوانندگان او قصهٔ کاشتن تخم و یا دانه ره بیاد داشته باشن که چطور به خواب می‌‌رود و دوباره بر می‌‌خیزد وای حالت حالا ده باری دختر هم واقع می‌‌شد.

م:           این‌ها همه علایم و نشانه‌های بودن که از اغاز به کارکردن ملکوت خدا خبر می‌‌دادن. همهٔ این علایم و نشان‌های غیر قابل باور به گفتهٔ ‌مردم توسط یک پیغمبر جوان ده یک ده خورد ده کنار بحیره جلیل واقع شدن. ده آخر داستان انجیل هم می‌‌بینیم وقتیکه مردم به سر قبر عیسی مسیح رسیدن با حیرت دیدن ده جایکه جسد عیسی را مانده بودن، ده اوجه جسد عیسی وجود نداشت.

پ:         مردمی که به عیسی مسیح و کار‌های او از ابتدا خنده می‌‌کدن باز هم به گپای عیسی مسیح که فرمود دخترک خواب است خنده کدن. اما کاری که عیسی مسیح باید انجام می‌‌داد پیش رفت و به او ادامه داد.

م:           جمعیت مردم با سوال‌های مختلف ده بیرون بی صبرانه انتظار می‌‌کشیدن که چه واقع خات شد. صرف شش نفر به شمول عیسی مسیح به داخل اطاقی رفتن که دخترک ده او درازکشیده بود.

پ:         ای بار اول است که عیسی مسیح دست خوده به طرف دختر دراز کد و کلمات خود ره به امر به او بیان کد. ای یگانه جای است که کلمات عیسی مسیح که به زبان «ارامی» بیان کده ده انجیل به اصل زبان حفظ شده است.

م:           عیسی مسیح به زبان «ارامی» به دختر امر کرد: «طلیتا قومی» یعنی «ای دختر به تو می‌‌گویم برخیز.» دختر هم ای امر عیسی مسیح ره فوراً اطاعت کده برخاست و ده داخل اطاق شروع به قدم زدن کرد.

پ:         ده وقت واقع شدن ای واقعه هم شاهدان عینی وجود داشتن و اونا ای واقعه ره به چشم‌های خود دیدن و به گوش‌های خود شنیدن که عیسی مسیح به اونا گفت به دخترک غذا برای خوردن بدهید.

م:           وقتیکه ای قسمت به آخر می‌‌رسه سوال‌های زیادی که جواب داده نشدن ده ذهن ما باقی می‌‌مانن. مثلاً چرا مرقس فرمودهٔ عیسی مسیح ره به اصل زبان «ارامی» به ما نقل کده.

پ:         بصورت شفاهی گفته می‌‌تانیم که عیسی مسیح و شاگردایش می‌‌تانستن به زبان یونانی که ده او وقت معمول بود گپ بزنن او ره بفامن. اما زبان روزمرهٔ شان زبان «ارامی» بود. سوال ای است که آیا چه چیز خاص ده ای کلماتی که عیسی مسیح به زبان «ارامی» فرمود وجود داره؟

م:           ای هم یک سوال است که چرا کلماتی مثل «ابا»(۱۴: ۳۶) که عیسی مسیح ده وقت مصلوب شدن بیان کده ده انجیل به اصل زبان حفظ شده؟

پ:         بهترین جواب می‌‌تانه ای باشه ده صحنه‌های که ای کملات بیان شدن بر پطرس و شاگردای دیگه تاثیر عمیق خوده به جای مانده. حتا وقتیکه اونا ده باری ای واقعات برای دیگران و غیر یهودان به زبان یونانی قصه می‌‌کدن، ای کلمات خاص ره به اصل زبان «ارامی» بیان می‌‌کدن.

م:           باید متوجه باشیم که ای کلمات کدام کلمات جادوگری و یا کدام فارمول بری زنده ساختن مرده نبودن و نیستن بلکه کلماتی بسیار عادی هستن که بری بیدار کدن یک دخترک که خواب است به کار می‌‌روند. اما یک موضوع بسیار مهمی که ده ای قصه ده ای قسمت و قصه‌های دیگی انجیل وجود داره ای است که، قدرت زندگی بخش خدا به شکل عادی و ده بین انسان‌های عادی هم می‌‌تانه کار بکنه.

پ:         یک سوال دیگه هم پیدا می‌‌شوه که عیسی مسیح چرا صرف دختر «یایروس»، پسر بیوه زن ده ناین (لوقا۷: ۱۱ – ۱۷) و ایلعازر (یوحنا۱۱: ۱ – ۴۴) ره از مرگ زنده کد؟

م:           امکان داره ده او وقت تعداد زیاد دیگه هم مرده بودن و نزدیکان شان با گریه و ناله نزد عیسی مسیح و شاگردایش با درخواست کمک آمده باشن که اونا ره زنده کنه، چرا عیسی مسیح اوناره زنده نکد؟

پ:         بعضی مردم اصلاً با ای قصه‌ها مخالف هستن و اوناره قبول ندارن و بری اونا ای قصه‌ها غیر قابل به نظر می‌‌رسن. بعضی مردم می‌‌گوین، وقتیکه عیسی مسیح دو سه بار مرده ره زند کد و باد از او خدای قادر مطلق خود عیسی مسیح ره از مرگ زه کد، چرا هر روز و هر بار ای کاره نمی کنه که مرده‌ها ره زنده کنه؟

م:           یا اونا ایمان و عقیدهٔ ما مسیحیان ره رد کده می‌‌گوین چرا خدا با عیسی مسیح به حیث یک موضوع خاص برخورد کد و او ره از مرگ زنده کد، چرا با دیگه انسان‌ها ای کاره نمی کنه؟

پ:         اگه خدا ای قسم کار‌های غیر قابل باور ره انجام داده می‌‌تانه، چرا او از وقوع جنگ‌های خانمانسوز، آفات طبیعی ویرانگر و ظلم و ستم بر مردم جلوگیری نمی کنه؟

م:           دوستای مهربان، برای کسانیکه سوال می‌‌کنن سوال همیشه موجود است و کسانیکه باید جواب بدهند اونا هم جامع الکمالات نستن که بتانن به هر سوال جواب داشته باشن. اما باز هم ما کوشش می‌‌کنیم که در یک جای دیگه و وقت دیگه تا حدی توان به سوالا جواب می‌‌گوییم.

پ:         باید متوجه باشیم که عیسی مسیح به ای خاطرنیامده بود که یک جنبش تک نفرهٔ آزادی بخش ره رهبر کنه و برابر با فرهنگ انقلابی او وقت ده صحنه ظاهر شوه. عیسی مسیح به ای خاطر هم نیامده بود تا مرکز درمانی تک نفره ره رهبری کنه. ده حقیقت او می‌‌خواست که یک انقلاب و یا یک دگرگونی ره آغاز کنه. ده ای دگرگونی او می‌‌خواست که قدرت شفا بخش خدا ره ده زمین پیاده کنه، باوجودیکه اهداف او از ای کده هم مهم تر و عمیق تر بودن.

م:           ای چیز‌ها علایم انقلاب اصلی، علایم شفای اصلی شفای همیشه گی بودن که خدای قادر مطلق توسط مرگ و رستاخیز عیسی مسیح میسر می‌‌ساخت. با وجودیکه ای علایم و نشان‌ها مهم بودن، اما آن‌ها هدف نبودن. برای رسیدن به هدف لازم است که ما به خواندن انجیل ادامه بدهیم تا به هدف برسیم.

پ:         یک سوال دیگه که مطرح می‌‌شوه ای است، که آیا عیسی مسیح ده ای قسمت به چه چیز زیاد تر تاکید کده؟ به یک چیزی که عیسی مسیح ده ای جا و جاهای دیگه زیاد تاکید کده ای است که به اونا گفته «به هیچ کس چیزی نگویید».

م:           ما ای موضوع ره ده فصل اول آیت ۳۴ ده وقت شفا دادن مردم از ارواح ناپاک و همچنان ما ده فصل ۷ آیت ۳۶ و فصل ۸ آیت ۳۰ هم می‌‌بینیم.

پ:         نقطهٔ مهمی که ده ای تاکید‌های عیسی مسیح به نظر می‌‌رسه ای است، آیا عیسی مسیح چه می‌‌کد و همچنان او چه می‌‌گفت که افشا شدنش خطرناک و باعث خرابی می‌‌شد؟ به ای خاطر عیسی مسیح ده باضی جاها به مردم ده زیر پوشش مثل‌ها صحبت کده تعلیم می‌‌داد.

م:           دلیل او ای بود، اگه هیرودیس و کسا دیگه که ده قدرت بودن از موضوعی که عیسی مسیح بیان می‌‌کد باخبر می‌‌شدن، عیسی مسیح ره پیش از ایکه کار خوده بری ملکوت خدا به انجام برسانه و به هدف خود برسه می‌‌کشتن. عیسی مسیح به ای خاطر پریشان بود.

پ:         اگه رهبران مذهبی ده معبد، یا کسانی که خوده متخصصین شریعت معرفی می‌‌کدن خبر می‌‌شدن کسی پیدا شده که خلاف شریعت قبول شده کار‌های ره انجام می‌‌ته و یا جنبش پادشاهی ره آغاز کده، اونا آخرین تلاش خوده می‌‌کدن که ای جنبش ره ده نطفه خفه کده از بین ببرن.

م:           ما صرف با دیدن به تمام تمام بعد‌ها و جوانب جنبشی که عیسی مسیح رهبری می‌‌کد به شمول بعد سیاسی او می‌‌تانیم حقایقی زیاد و تاریکی که ده عقب ای واقعات قرار داشتن، اونا ره به خوبی درک کنیم.

پ:         مرقس با بیان کدن ای قصهٔ بسیار صمیمی انسانی و بعضی اوقات بسیار سخت به تکرار کوشش کده که مخاطبین خوده به حقایقی که ده عقب ای صحنه‌ها جریان داشتن، به درستی متوجه بسازه.

م:           عیسی مسیح راهی ره می‌‌پیمود تا با ابلیس با تمام قلب و جانش مقابله کنه. او حتا خود مرگ ره به آغوش می‌‌کشید، که خلقت خوب و زیبای خدا ره تهدید می‌‌کد و بالاخره اوره شکست داد.

پ:         اما وقتیکه عیسی مسیح مرگ و شیطان ره شکست می‌‌ته، به ما هدایت نمی ته که ده ای باره به کسی چیزی نگوییم. بلکه به ما هدایت می‌‌ته که ای پیروزی بزرگ ره به تمام گوشه‌های دنیا اعلان کنیم.

م:           جلال بر عیسی مسیح خداوند.

پ:         آمین.

م:           دوستای مهربان......................................................

پایان.