The Chosen Disciples

  1 hour

  28 May 2021

In John 1: 35-51, we read a story about four disciples of Jesus: Andrew, Peter, Philip and Nathanael. These for disciples were ordinary people who believed in Jesus as their Messiah. Jesus changed the life of these four disciples, in such a way that, they became great servants for the Lord and His Kingdom. In the book of Acts, we read how God used Peter and Philip to spread the Good new of Jesus. Afghan believers are ordinary people too and God can use and will use each Afghan believer to share the Good News of Jesus.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی بوجود بیاورید. برنامه خداوند یکتا و بزرگ به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین. امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشید. از این که با ما در هفته گذاشته تماس گرفتین یک جهان سپاسگذار استیم. ما همیشه خوش می شیم از شما بشنویم. سوال، انتقاد، پیشنهاد، نظر اگر داشتا باشین با ما از طریق فیسبوک، از طریق تیلفون ما یا از طریق واتساب تماس بگیرین. و کارکناءی ما همیشه کوشش میکنند بزودی باز شما دوباره در تماس شوند. و همچنان اگر دوستای عزیز خواهش دعا داشتا باشین میتونین با ما تماس بگیرین. ما برنامه ایسای مسی دعا میکنیم تا خداوند شما را کمک کنه در مشکلات تان، در پیروزی های تان و در چالش های تان در همه خداوند شما را کمک کنه. دوستای عزیز ما امروز بسیار خوش هستیم که بانو بلقیس، بلقیس جان با خود داریم در برنامه. سلام بلقیس جان. سلام سلام به همه شما امکاران عزیز، برادر شاعب، بیننده های عزیز خدمت شما سلام عرض میکنم. امیدوارستم تک تک شما جور و سلامت باشین. بله، خب بلقیس جان بفرمایید شما کدام یک شعر را میخواستین بخوانید. شما بسیار آواز زیبای دارین، ما شنیدیم کلپ های شما را و همچنان دیدیم، بیننده های ما هم دیدن بفرمایید. تشکر برادر شاعب از دوست نظر شما. باشه چشم در شروع با یک دکلیمه شعر آغاز میکنیم. آمختم در زفهایم. تکیه کنم بر خدایم. قلعه بلند منوست. هم سخره و هم ملجایم. قرچند مانند پتروست بارها انکارش کردم. لیکن چشمان زیبایش مرا احیان موده است. لیکن چشمان زیبایش مرا احیان موده است. آمختم چون یوهنه در رو شدم با خدایم. ارچند در جزیره تنها بشنوم صدای او را. ارچند در جزیره تنها بشنوم صدای او را. گوید ما ترس ای فرزندم. من مردم و زنده شدم. بینگر کلیدهای داود قرار دارد در دستایم. بینگر کلیدهای داود قرار دارد در دستایم. آمختم دعا کنم. خواهد شنید او صدایم. خواهد شنید او صدایم. نه بلیاقت خودم بلکه در نام ایسایم. نه بلیاقت خودم بلکه در نام ایسایم. آنچه خواهم عطا کند برای جلال نامش. اراده پدر نیکوست یقین بر فرزندانش. اراده پدر نیکوست یقین بر فرزندانش. افغانهای مسیحی در جایی که است این یا در جای دیگر قرار دارند؟ چی خدمات را چی کارهای را میکنید بر بیننده های ما اگر یک کم روشنی پردید؟ بله برادر شاید مدت 16 سال در کلیسای افغان داشتیم و فیلان بودم. اما نظر به کوید نینکین و کورونا تقریبا یکونیم سال است که نمیریم کلیسا. البته در خانه مشارکت داریم با عزیزان. و همچنان خدا را شکر میکنیم که خداوان ایچ وقت کلامش را نمیگذاره که عقب باند. با وجود که کلیسه ها در لاس انجلیس بسته است. ما از طریق برنامه زوم یعنی بیشتر بیشتر برکت گرفتم. بیشتر خادمین خدا، فرزندان خدا و افغان های عزیزی که به ایسای مسیح ایمان آوردن در اروپا آشنا شدیم از طریق برنامه زوم. و هر چاشمبی شب ما برنامه داریم. اصابه از اونا شب است و اصابه ما روز است. ما این برنامه را برای دو ساعت با پرستش دعا و حضور همدیگر و صوبت های همدیگر باقن بنامیشیم. و 16 سال هم که از کلیسه یاد کردم باقن ما خدمت کردیم. افغان های مخیم لسانجلیس تشریف می آوردن. بسیار پربرکت بود. خدا را شکر می کنم از این بابت که خداون لایق دیده. ما را در خدمت گرفته و دعا می کنم که تا آمدن ایسای مسیح ما در خدمت خداون باشیم و بتانیم این خبر خوشبه عزیزان ما در افغانستان برسانیم. چرا که بدون ایسای مسیح زندگی ما ایچ پوچه است. اصلا زندگی منانداره. واقعا ما زمان که ایمان آوردم اصلا فکر میکردم خب یک کتاب در شروع ما دیدم که انوانش بود فرق بین مسیحت و اسلام چیست. من فکر میکردم خب اگر من این کتاب رو بروم بخوانم شاید کافر شوم. اما دعا کردم خدااندان من رو بگذار که من این کتاب رو بخوانم ببینم که نظر مسیحان اسلام چی فکر کردن. یعنی واقعا به اون غرور اسلامی که داشتم من باید بفهم که این مسیحان چی فکر کردن اسلام رو. وقتی من این کتاب رو آواز کردم و خواندم آیات در اونجا بود که از کتاب مطاز فکر میکنم. آیات شاید نمیخوایم یادواری کنیم یا شاید زیاد باید یادم نباشه. اما الفاظی که در این کلام گفته شده بود که ایسای مسیح میگه امسایت دوست داشته باش. برادرت دوست داشته باش. اگر کسی به روی تو سیری میزنه روی دیگه تا دور بته. و من واقعا عجیب رقم غوغا در اندرونم آمد با توهم با گریه که خدا منده امسایت دوست داشتن و یا دشمنتت دوست داشته باش این خب عجیب است. کار آسان نیست. مثلا ما اون زمان در مکران که زندگی میکدیم اشتکار کلشان پیش ری بلاک ساتری میکدن و خب اشتکار جنگ میکدن. مادر های وزدکی یعنی یک سلو پیس بین اشتکار بیارن. مادر ها هم در جنگ داوامی شده و کی نوع قدرت از این قبل گفت ها. من میدونم که امسای به این حساب نمیتونم امسای خدا دوست داشته باشیم. چطور اینجا امکان داره؟ امی بود که واقعا عجیب بود این کلام. عجیب بود برما. و این که نگیم ما از روح خدا برما آمده بود و خداوند قلب من را لمس کده بود اما من نمیفهدیم چی شده برما. و در اون زمان واقعا ساعت پنجینیمه اصر بود. رفتم در برنده به اسطلاح مکران میخواین که برنده داره هر خانه. من رفتم و امی رقم دعا کردم روی خدا باسمان کردم و تاوام با گریه میفتم خداونده چی کار کنم؟ نکنم من کافر شده باشم؟ ایسای مسیح اومد به قلبم شیشت. این چی میگه این کتاب؟ این عجیب وقتم الفاظ است. واقعا این الفاظ نمیتونه که از یک پیغمبر باشه. این واقعا کلام خداست. این چطور میتونه؟ به هر صورت همینطور که گریه میکدم چشمایم اشکالود بود و ستارها کم کم امیتون بیرون آمده بود. من ایتو مبالغه نیست فکر میکدم که یک ستاره با من چشمک زد گفت که یکانه راح به صوری خدا فقط مسیح است. بر من امی رقم الهام شد. در حال که من از کلام خدای جاگایی نداشتم حتی نمیفمیدم مسیحت چی است. زمان که من در رادیو تلویزین کار میکدم پردوسر برنامه موسیقی بودم در برنامه خود در برنامه خود من یک آهنگ مثلا آهنگ های خارجی میگرفتم یک آهنگ پشتو یک فارسی یک خارجی خلاص رنگ آرنگ یک برنامه را جور میکدم. و من یک آهنگ مسیر نشر میکدم که برای کرسمس خانده بود من معنی از اونو نمیفمیدم اتا در استیدیو همکاران نمیفمیدن تخنیکر نمیفمید کسی که برنامه را چک میکد متوجه نمیشد و من ایچ نمیفمیدم چی معنی داره اما وقت که وقت زمان خداوند رسید او عزیزانی که من را میشنختن منظورم واقعا از اون میشنری هایی بود که میشنختن مارا و برای ما دعا میکدن یعنی شاید اینا مدت سه مایه دعا کده بودن برای ما چرا که این کتاب هایی که از عزیزی از مسیحا به من داده بود در این میز بود و اونا مثل که در باری ما صحبت کده بودن بعد سه ماه من متوجه شدم که خداوند وقت زمانش رسید که امو روز به من روح القدس ادایت بکنه که من برم اون کتاب را بخانم و کلام خدا خداوند پیش از پیش قلب من را بخانم
لمز کده بود، من رو واقعاً آماده ساخته بود که با این دو جمله که امسایت دوست داشته باشد، دشمنت دوست داشته باشد اگر برادر تسلیم میزنه روی دگه تا در بده عجیب رقم من زیرون شدم واقعاً از امو وقت با بعد من نمی فهمدم که امو زمان بعداً که من آمدم و کلیسا و اینا در افغانستان که کلیسا ما نبودیش نمی فهمدم وقتی که آمدیم و بعداً برنامه راژیو را با کمک خود را شروع کنیم اون وقت ما میدونیم که من تحمید روی قدوس گرفته بودم امو زمان من تحمید گرفته بودم و از امو روز من ایتا فکر می کنم که خدای از کجا شروع کنم کتاب از کجا بخانم فرزمان از ده در عتیق شروع کنم، میخوندم و میدونیم که بازم خداون اگر مرد این کار رو بکنه و کلشم مرد و مرد سالاری است ایش خب قصه زن نیست وقتی پرسان میکدم کسی هم نبود پرسان کنم خود روی قدوس برمون میگفت اگر ما خدا هستیم، اگر ما این چیز رو گفتیم خب همیست و ما واقعاً با بسیار آرامش میپذیرفتیم و به این ترتیب واقعاً ادایت خداون وزور خداون در زندگی خود میدهیم به این رقم تا استاستا زندگی تغییر خورد و آمدیم سفرهای بود، باید سفر میکدیم آمدیم و خلاصا در امریکا و لاس انجلیس و اینجا کلیس های ایرانی میرفتم که دولادها بعد از اون خداون خدمت بزرگ را داد کلیس های افغان پیشتر یاد آوری کدام به این ترتیب ما خدمت را شروع کدیم و تا حال با خدمت خداون دستان خدا را شکر گذار هستیم تشکر با این که دوست های افتخار است در آغاز ما گفتیم خداوند یکتا و قادر مطلق وقتی ما میگیم خداوند قادر مطلق یعنی به این معنی است که خداوند قادر است از راه های مختلف از راه های مختلف ما را به خود از طریقه های مختلف ما را به خود بکشانه اما اگر خداوند بکشانه اما راه به سوی خدا یکی است راه ایسای مسی ایسای مسی میگه ما زندگی است ما حقیقت است ما کلام است راه به خداوند یکی است اما از طریقه های مختلف یکی از طریقه کتاب مقدس به عیسای مسی یکی از طریقه خواب یکی از طریقه ایسای مسی خودش خود نشان می تا و ای مربوط به کارمام مربوط به اعمال ما مربوط به ای که ما زن استئم یا مرد استئم یا جوان استئم پیر استئم. نیست ای لطف خدا است خدا با ما لطف میکنه و از طریق روای از طریق خواب از طریق کلام خود از طریق دگه مسی ایسای مسی با ما چی میکنه شریک می سازه قلب خود ایسای مسی را و وقت ما به اون ایمان میاریم واقعا این جای افتخار است بر ما که هر کدام ما این شهادت این گواهی را داریم که وقت ما ایمان میاریم ما از خوشی قلبی پر می شیم ایسای مسی قلب ما را لمس میکنه. شاید این بر شما یک چیز با اسطلاح میگن نامنعوست بیایی یا یک چیز بیایی غیر عادی ولی اگر شما ایسای مسی را قبول کنین در قلبتان در فکرتان اقرار کنین شما هم میتونین امی خوشی را احساس کنین شما هم میتونین امی خوشی را تجربه کنین امی خوشی قلبی را خوشی درونی را و خوشی را که همیشه با شما خواهد بود. خب دوستا بیاین بریم یک کلپ ویدیوی را ببینیم دوباره برمیگردیم دوستا برمیگردید که از اونجا میگذرت گفت آن دو شاگرد این سخند را شنیدند و به دنبال ایسا برا افتادند ایسا برگشت و آن دو نفرا دید که به دنبال او می آیند از آنها پرسید به دنبال چی میگردید آنها گفتند یعنی ای استاد او به ایشان گفت بیاید و ببینید پس آن دو نفر رفتند و دیدند کجا منزل دارد و بقیه روز را پیش اوماندند زیرا تقریبا ساعت چار بعد از اور بود یکی از آن دو نفر که بعد از شنیدن سخنان یهیا به دنبال ایسا رفت اندریاز برادر شمعون پتروز بود او اول برادر خود شمعون را پیدا کد و به او گفت ما مسیح یعنی تطهین شده را یافتیم پس وقت اندریاز شمعون را نزد ایسا برد ایسا به شمعون نگاه کد و گفت تو شمعون پسر یونا هستی ولی بعد از این کیفا یعنی پتروز به معنی سخرا نامیده می شوی روز بعد وقت ایسا میخواست به جلیل برود فلپوس را یافته و او گفت فلپوس مانند اندریاز و پتروز ایفتی بیت سیده بود فلپوس هم رف و نتنائل را پیدا کرد و به او گفت ما اِن کسی را که موسیٰ در تورات ذکر کرده و پیانبران در باره او سخن گفتن پیدا کرده ایم او ایسا پسر یوسف و از احالی ناصره است نتنائل به او گفت آیا می شود از ناصره چیزی خوبه بیرون بیاید فلپوس جواب داد بیا او ببین وقتی ایسا نتنائل را دید که به طرف او می آید گفت این است یک اسرائیلی واقعی که در او مکره وجود ندارد نتنائل پرسید مر را از کجا می شناسی؟ ایسا جواب داد پیش از آن که فلپوس ترا صدا کند وقت زیر درخت انجیر بودی من ترا دیدم نتنائل گفت آی اصطاد تو پسر خدا هستی تو پادشای اسرائیل می باشی ایسا در جواب گفت آیا فقط به علت این که به تو گفتم ترا زیر درخت انجیر دیدم ایمان آوردی؟ بعد از این کارهای بزرگتری خواهی دید آن گا به او گفت به یقین بدانید که شما آسمان را باز و فرشتگان خدا را در حال که بر پسر انسان بالا وفایین می شود خواهید دید برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم هفته گذشته ما سلسلا درس هایی را از انجیل یوهنا آغاز کردیم انجیل یوهنا یکی از چار انجیلی هست که زندگی ایسای مسیر را برما معرفی می کند انجیل های متا، مرقص و لوقا آنها زاوی بیشتر انسانی ایسای مسیر را که از نسل داوت هست که نجات دهنده هست اما انجیل یوهنا زاوی خدای ایسای مسیر را برما معرفی می کند این بسیار مهم هست انجیل یوهنا فهمیدنش کار ساده نیست یک ذره ضرورت داره که ما بیشتر متعالق کنیم یک ذره ضرورت داره که بیشتر فکر کنیم ضرورت داره که بیشتر بخانیم در مورد کلام خدا تا چیزهایی را که در انجیل یوهنا گفته شده خوبتر و بهتر درک کنیم جای خوشی در این است که در مسیحیت سوال کردن هیچ وقت نگناه است و نشرم ما همیشه می تانیم سوال کنیم از یکی دیگر سوال کنیم از کسایی که بیشتر تجربه دارند در کلام خدا سوال کنیم حتی می تانیم از خود عیسای مسیح سوال کنیم دستای عزیز شما هم اگر چیز را نمی فامید اگر مسیحی ها در دور بر تان نیست نمشناسید از خود عیسای مسیح سوال کنید بگو
این ایسای مسیر را بگوین این امی چیزه که در انجیل آمده ما نمی فهمیم. ایسای مسیر چون قادر مطلق است, چون خدای بخشند است, چون کسی است که مهربان است, محبت داره او با شما خودش راه را پیدا میکنه که سوال شما را جواب بکنه. خوب دوستا بسیار خوش استیم که امروز در برنامه بلقیس جان را با خود داریم. بفرماید بلقیس جان با ما شریک بسازید خداوند هر چی در قلب شما در مورد انجیل یوهنا فصل اول آیه های 35 تا 51 تحت انوان انتخاب شاگردان. هر چی در قلب شما خداوند گذاشته با ما شریک بسازید. بله بله بسیار عالی است. واقعا انجیل یوهنا را بسیار زیاد دوست دارم. که ما میبینیم که خداوند یعنی یوهنا سر بشانی ایسای مصید گذاشت. یعنی قلب خداوند بود ایسای مصید. منظورم از یوهنا مذرب میخوایم. و ما امروز اما تا رو که شما گفتید از انجیل یوهنا از فصل یک آیات 35 تا 50 را که قبلا ما فلمشا هم دیدیم. او را مورد مطالب قرار میکنیم و در موردش که حفظ میزنیم. که میگن خوستین شاگردان ایسا. که ایسای مصید شاگردانشو وقتی انتخاب میکنه. ما سر از ایها صحبت میکنیم که در شروع ما سر دو شاگرد از اینکه اندریاس و پتراس هستند. ای را صحبت میکنیم که ببینیم چی برکات را و چی موجزات را خداوند در زندگی از اینا کرد. و ملکوت خداوند در توسط از اینا چطور پیش بود. وقتی میگه که یها ما همطور که در فلم دیدیم. یها روز بعد میگه امرای دو تا شاگرد خود استاد بود. که میگه ایسای مصید را دید. وقتی ایسای مصید را دید میگه به شاگردان گفت که این از برای خدا. و ایسای مصید را برای از اینا قسمت محرفی کرد. و میگه از این دو شاگرد از این یکیش که اندریاس است. میگه بعد انها یکی از رسولان مهم ایسای مصید انتخاب شد. به شمار میره. که میگه یکی از این دو شاگرد یهای تمیده امو اندریاس بود. و اندریاس به مجرد که خبر خوشم میشنوان. یعنی میبینه. ایسای مصید را وقتی میبینه یافت میکنه. یا ایسای مصید اول در شروع ما میبینیم که ایسای مصید اینا را یافت میکنه. ایسای مصید میخواهی به جلیل بده. که خود ایسای مصید یک الهیات داره. یعنی او خودش میفهمه که چی باید بکنه. پیش از پیش میفهمه. یک ادف یک مقصد داره. وقتی شاگردار میبینه اندریاس ایسای مصید را قبول میکنه. از دل جان میپذیره. یعنی از دید تا دید است. دید ظاهری نیست. دید است که فهمید که ای کی است. فورا میره فهمید که یک خبر خوشی هست در این آمدنی ایسای مصید و این کی است شخصم. که را بعد تعریف میکنیم. میره راستم شمبون پتروس که برادرش است میره او را یافت میکنه. وقتی شمبون پتروس را پیش ایسای مصید میاره. ایسای مصید... مزرد میخوایم. سه رو صبح ماست. ایسای مصید وقتی که میگه شمبونه گیت. به مجرد که شمبونه نیبینه. ای را برش میگه ای شمبون. از این به بعد نام تو کیفا. که در زبان آرمانی میگه به معنی سخرا است. و به زبان یونانی سخرای یعنی پتروس. یعنی میگه از این به بعد به تو نام جدیدی میگذارم. و منظور ایسای مصید ایست که در کلیسای خود را به این سخرا برنامه میکنه. بعدن باز ما میبینیم. اما اینجا در شروع ما متوجه میشیم که میگه در عد جدید. در اون زمان اسم شخصیت و... یعنی بسیار مهم بود. که نشانه شخصیت و اقتدار یک انسان بود. و خداون فل فاور نام شمونه که در نام یودی از شمون بود. اون را به پتروس یعنی سخرا برش میکنه. نام تو از این به بعد این است. چرا این نام را برش میمانه؟ با وجودی که ما میبینیم در انجیل دیدیم که پتروس در کلام خدا اتا در زمانی که در ازماهش قرار میگره. ایسای مصید سه بار انکار میکنه. اما میگه لیکن خداون در آخر کمک رور قدوس پتروس را تبدیلی به یک سخرا نمود. که بعدان ایسا پتروس را شاگرد اصلی خود گردانید و باید فرمود که سخرایی خواهد شد که کلیسا را برو بنا خواهد نمود. که ما این را در متا کتاب انجیل متا اگر شما برادر شاید بازش کنین این کلامه در انجیل متا فصل 16 آیه 17 و 18 را ببینیم که ایسای مصید برای پتروس را بیشتر بگردید. فصل 16 آیه 17 و 18 میگه آنگا ایسا گفت ایشم اون پسر ینا خوش ها به حال تو چون تو این را از انسان نیام اختی بلکه پدر آسمانی من آن را بر تو آشکار ساخته است و به تو میگویم که تو پتروس استی و من بر این سخرا کلیسای خود را بنا میکنم و نیروهای مرک هرگز بران دست نخواهد یاد. دوست های عزیز اینجا ای آیت ها بسیار مهم است یک دقیقه بلقس جان ای آیت ها اگر ما در چوکات آیت های قبلی هم ببینیم اینجا میگه در آیه 13 میگه وقت ایسا به نوحی اطراف قیسر یا فلپوس رسید از شاگردان خود پرسید. به نظر مردم پسر انسان کیست؟ آنها جواب دادند. و با کلیسای ها میگویند یا تحمین دهنده است و دیگر میگویند ایلیاس یا ارمیا او یکی از انبیاء است ایسا پرسید شما مراک میدانید شمعون پتروس همی کسی که بلقس جان در موردش صحبت کرد او چی میگه؟ جواب داد تو مسی پسر خدا زنده هستی تو مسی پسر خدا زنده هستی ای اعتراف ای ایمان پتروس بود یا شمعون پتروس بود ایسا گفت ایشم اون پسر یونا خوشا به حال تو توچون این را از آن نیام اختی بلکه پدر آسمانی من یعنی چی مناست؟ یعنی ای که ای ایمان که داری پتروس ها میگه ایسای مسی ایمان که داری تو ای اعتراف کردی به ای که ایسای مسی پسر خدا زنده هست ای باساس ایمان تو رو میگه خداوند به تو آشکار سخت و به تو میگویم که پتروس هستی ون بر من بر این سخره یعنی بر اساس این ایمان که هیچ کلیسای ایسای مسی بدون ایمان به ایسای مسی وجود داشتن نمیتونه یعنی بر اساس ایمان به ایسای مسی میگه که من کلیسای خود را بنامی کنم بله برادر شیف ما در اینجا بسیار تشریخ است بر ایماندارها که ما در قسمت اندریاس اگر نگاه کنیم برادر پتروس که اندریاس زیاد مثل پتروس بعد انا قدر که پتروس خدمت خداونده کرده و در انجیل هست از اندریاس زیاد یاد نشده اما اندریاس کار رکد یعنی خبر خوش پتروس رسان که او نمیفمی که پتروس برادرش بعد انا چی مقام را و یا چی خدمت را در کلیسای جهان میکنه و خدمت در ملکوت و خداوند میکنه و اینجا ما میبینیم که اندریاس میگه کسی را پیش ایسای مسیح آورد یعنی یک سخرا را پیش ایسای مسیح آورد یعنی او فکر میکرد میر برادر خدا میگه و یک خبر خوش را برش میده اما چنان خدمت را در طول کلیسا انجام داد اندریاس که رفت یک سخرا را به ایسای مسیح آورد که ایسای مسیح بنابود کلیسای شبانیازی بسازن و ایسای مسیح ای را ضرورت داشت یعنی ما وقتی که ایمان میاریم خداوان چنان با ما قدرت میده اندک کمک را اندک خدمت را که ما به یک امنوای خود میکنیم و یا خبر خوش را برش میرسانیم فکر کن که اون خبر خوش ضرورت ملکوت هست ما این کار را وقتی انجام میدهیم مثل اندریاس بعدنا اندریاس شد اول اندریاس ایسای مسیح اول اندریاس را یافت ایسای مسیح رفت برادر خدا شامونه یافت اما مقام پتروس بعدنا بسیار بالا است در کلام خداوان اما اینجا مهم نیست که نام پتروس چند بار یاد شده در کلام مهم ایست در ملکوت خداوان که چیک خدمت را انجام داد یعنی او سخری را که ایسای مسیح ضرورت داشت برش آورد به این مانا که بعد امروزه بر ما ایماندارا و خادمین خداوان درگر بگوییم این مهم است که مثلا ما اگر از خود سوار کنیم که آخرین باری که کسی را بر ملاقات بر ایسای مسیح آوردیم چی وقت بود؟ آیا یک سال پیش، دو سال پیش، دیروز، چی وقت؟ اما این به این مانا است که بسیار در ملکوت خداوان این مهم است و عرضش داره یعنی ملکوت خداوان را میتونه به پیش بره و در جاهای دیگر ما میبینیم که مثلا اگر ما خبر خوشحک شنیدیم و برخود نگه داریم و به دیگر شریک نسازیم، فایدی از او چی؟ مثلا در اکثر جایا زمان که خانواده میفهمون میمان آوردیم بگن خب پیش خود نگاه کو دیگر چرا به دیگر ها میگی؟ کافر شدی پیش خود نگاهش کو اما ما برشون گفتیم که یکانه عشق است عشق ایسای مسیح که میتونه لبریز شده و در او اصادت و بخیلی نیست ما میتونیم که عشق ایسای مسیح به دیگر ها بگوییم در عشقای دنیای اگر ببینیم خب همگی پت و پنهان و اصادت و بخیلی است اما این عشق واقعی است که این را میخواییم که دیگر ها بچشن که عشق ایسای مسیح از اصل شیرین تر است و اون معنا و مقصد زنگگی همگی ما و شما است و امیدوار است بله دوستهای عزیز وقت ما از عشق ایسای مسیح صحبت می کنیم این عشق خدایی است محبت خدایی است که بالاتر از انسان ها است کاملا این محبت خدایی است که مرد و زن و حیوانی
چیزا این روابط به این منانه نیست وقتی ما از اشق ایسای مسیح و محبت خدا صحبت میکنیم. و در اینجا یک آیه که مهم بود آیه چل که شما هم خاندین میگه یکی از آن دو نفر که بعد از شنیدن سخنان یهیا به دنبال ایسا رفت. اندریاز پدار پرادرش هم اون پتروس بود. ببینین دستای عزیز امروز هم آوازهای زیاده است در زندگی ما هر روز که ما میشنویم. آوازهای زیاده است. امروز چی از طریق فضای مجازی، چی از طریق تلویزیون ها، آوازهای مذاهب مختلف است، طریقه های مختلف است، همه چیز. امتک دو هزار سال قبل بود. اما شما میتونین با وجود از این دیگر آوازها را میشنوید، ولی شما میتونین مانند اندریاز پیروی ایسای مسیح شوید. شما میتونین مانند اندریاز دنبال ایسای مسیح برین. و ببینین که ایسای مسیح چه تغییرات را در زندگی شما میارد. دستای عزیز بریم یک کلیف را با هم ببینیم. دوباره برمیگردیم. مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن جلال خداوان مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن مرمه اشمه شان رونه دوبه رخشن
که دیگه داستان ما دیدیم خاج سرای عبشی خداوان چقدر دل سوز است. می دید که خاج سرای عبشی در او زمان کتاب باز کرده و داستان ایسای مسیل که در عده جدیده است ویا پیش می شوده ای رو می خوانه اما معفومش نمی فهمه. یعنی لسان یا لسان مسیت واقعا فرق داره با تمام زبان های دیگه دنیا. زبان مسیت ها تا رور قدس با ما و شما نه آیا تا خداوان قلب ما را لمس نکنه اصلا نمی فهمیم. امتحان بسیار سخت است که بر ازیزان ما وقت بشارت می کنیم اونا اصلا نمی تونن بشنوان. چرا وقت و زمانش نرسیده خداوان گوششان را باز نکرده قلبشان را باز نکرده نمی فهمند که یعنی چی است. و اینجا است که خداوان فلپوس را بهش وظیفه میده که برو و جلوتر برو بهش میگه. امتحان در داستان دیدیم گادی را میگه استاد کن و بیبین که میگه خاژسرای عبشی داستان را میخانه اما صدای بلند اتاو میخان که بفهمه چی میخانه نمی فهمید. و خداوان قدر دلسوز است و وقت زمان ما میرسه که فلپوس را بهش وظیفه میده که برو خدا بهو برسن و کلام را بهش معنی کن. و فلپوس می آیه از بقل گادیش گیر میشه میگه چی میخانی؟ آیا تو میفهمی چی میخانی؟ و او از خداهای خود میخواهی که بخبه یک کسی برش آمد میگه این من اصلا نمیفهم که چی میخانم. خواهش میکنم اگر میفهم بیا برما بگو. و فلپوس در اینجا یعنی روی قدس باباو است از روی خدا پر شده وظیفه از عیسای مسید رفته. خداان انتخابش کرده و میره بر خاجه سرای عبشی این داستان رو برش باز میکنه و برش میگه. و خب داستان رو ما خاندیم به این قسمت نمیخواهم تکرار کنم. و در اینجا است که خاجه سرای عبشی وقتی میبینه ایره ملوم میشه که به کلام خدا پیشبیه هایی که شده ایمان میاره. و پس اونجا نشان میکنه میگه خب اونجا میبینن که دریاچه های آب است. برای فلپس میگه چطور است با فروتنی فکر کن. یکدام فروتن میشه یادم. یکدام تمام اون چیزی که در وجودش هست و غروری که هست از بین میره. و از این فلپس پرسان میکنه. میگه آیا امکان داره که من در این آب تحمید بگیرم؟ و فلپس اتا خداان باز اینجا میبینیم که چی رخم قدرت بر فلپس داده. که فلپس دو عمر خود شدیدی کارار نکرده. اولین بار است میگه آب و با اون جرات با اون قدرت که خدا برش داده. با اون ایتماد به نفسی که داره. و خوژه سرایه بشیره میگه آب بیاه. و این رو به حساب تحمید میده. و تحمید دادن در اینجا به معنی است که ما وقتی که تحمید میگیریم گناهان ما زیر آب میشه. از بین میره. وقتی سر از آب بلند میکنیم دوباره یک آدم جدید میشیم. آدم نو میشیم. لائق ملکت خدا میشیم. که بتانیم مثل فلپوس خدمت کنیم. واقعا ببینید دوستای عزیز صحبت بسیار جالب است. ما یک استلاح داریم میگن که کور از خدا چی میخواهید؟ دو چشم بینا. کور از خدا چی میخواهید؟ دو چشم بینا. وقتی ما یک چیز را میخانیم اما نمیفامیم که مقصد از ای چی است. ما ضرورت داریم. ما خود ما نمیتونیم. فکر کنین یک کسی اگر چشم نابی نداشته باشه هر قدر تلاش کنه که بیبینه دیده نمیتونه. باید یک کسی دیگه او را کمک کنه که جای ببره یا چیز را برش نشان بده یا داکتر عمل کنه یا خداوند شفا بده. یعنی یک کسی باید در کار باشه. اما تو هم وقتی ما کلام خدا را میخانیم معنند امی خاجه سرای حبشی. معنند ازو که یک آدم یک آمر بود یا چیک آدم معمولی باشیم. یک دانشجو باشیم یا یک معلم باشیم یا یک داکتر باشیم. وقتی کلام خدا را میخانیم وقتی نمیفامیم ما ضرورت داریم باز هم که سوال کنیم. پرسان کنیم. یعنی وقتی ما نمیفامیم کلام خدا را در اقت ما نابینا است. در اقت ما کور است. باور کنین دوستای اصیز بر همه مسیحی ها. چشمای ما را باز کرده. ما کور بودیم نمیفامیدیم کلام خدا چی میگه. ولی خداوند چشمای ما را باز کرده. همه مسیحی ها را. و خدا چی است؟ خدا خودش راه را جسد و جو میکنه. خدا خودش راه را جسد و جو میکنه. این نقطه مهمه است. که ما با قدرت خود نمیتانیم کلام خدا را بفهمیم درک کنیم. و این درک من فهمیم من شب کتب باید میخوام میگم. روح خدا از روح خود را پرشد. وقتی روح خودی است. ما به اسیاسی مسیحی ایمان بیاییم روح خودا میگه، ما را فرام میده، مغز ما را فرام میده، زبان ما را فرام میده و ما را چی میکنه؟ ما به انسان دیگه تبدیل میکنه. براخود بفرماییم. بلخیات جان. بله. بلخیات جان. بله. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان. بلخیات جان.
داشته باشید. و آسمان باز از ببین ما. وقتی آسمان باز از فکر کنید. این چی فیض و برکت است که نصیب ما شده. اینجا ایسای مسیح یاد آوری میکنه و برای نتانایل میگه. و در آیات دیگر در یواننا ببخشید. فصل چار یواننا آیات شش ایسای مسیح برش میگه که من را و راستی و آیات هستم. هیچ کس جز به سیلی من نزده پدر نمی آید. و اینجا یا آیات خود ایسای مسیح برش میگه که این امی را و راستی هست. بدون ما رای دیگری نیست به خدا رسیدن. و در قسمت بعدی از این ما متوجه میشیم که اینجا پسر انسان ایسای مسیح خدای خطاب میکنه. امتحان که پیشتر بادر شایب هم در موردشو گفتند. پسر انسان خدای خطاب میکنه. این رو میخوای بگوید که ایسای مسیح چون از آسمان آمد. صد درصد خدا صد درصد انسان است. چون از مریم و باکره تولد شد. و ما این را میتوانیم که کتاب دانیال فصل 7 آیه 13 و 14 را اگر بخوانیم بیتر خواد شد که شما عزیزان ببین پیشگویی که در عهد عتیق دانیال کرد که در فصل 7 آیه 13 و 14 چی میگه؟ یعنی چی پیشگویی شد در مورد پسر انسان؟ در او زمان قدیم. یعنی ایسای مسیح نامده بود. زمان ابراهیم و موسا و یعقوب و ایساق. که مردم یهود فقط منتظر از ای بودن که ایسای مسیح بیاید. اما نمیفامیدن. پیشگویی میکدن. و اینجا پیشگویی شد پسر انسان. و اینجا... ما این آیت را میخانم با اجازتان. در دانیال فصل 7 آیه 13 و 14 میگه در خواب موجود را دیدم که شبیه پسر انسان بود. او بر عبرهای آسمان آمد و به حضور موجود ازلی رفت. به او اختیار و جلال و قدرت سلطنت داده شد. تا همه اقوام از هر زبان و نجات خدمت او را بکنند. قدرت او ابدی و سلطنتش به زوال است. دوستای عزیز میریم یک کلیف را میبینیم دوباره برمیگردیم. در افغانستان با دنیا آمدیم. در افغانستان در خانواده مسلمان با دنیا آمدیم. از کشور افغانستان. از کشور افغانستان. برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما استیم. افغانستان در خانواده مسلمان برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما استیم. ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم. لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید. در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟ در مورد درس امروز چی است؟
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}