29 minutes
29 October 2016
Should we work hard and make a lot of money because we have a good and prosperous life, or should we resort to bribery and corruption?
Is morality and a clear conscience important to us, or is it money and fame?
Is our morality a good name, or is it the wind money that has been obtained through bribery and unethical practices?
To find out the basics, we invite you to listen to this program. Thank!
Transcribed by AI
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شرمده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بپاین ما را که از هماق قلب ما سرچشما می گیره پذیراشوین امیدوارم تمنیات نیک ما را که انکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه برای لحظه های شما امیدوار هستم سلامای ما را هم بپذیرین شما را یک بار دیگه به برنامه رنگ زندگی خوش آمدید می گیم خدا کنه که داشته های برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره آرزو مندیم لحظه هایی را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند که ما را با یه همه کوچکی ما دوست داره انباشته شوین بله خب شنانده های آرجو مند زمان که ما شما از خانه خارج می شیم و می ریم به طرف شهر چی در کابول و چی در سایر شهرهای وطن خود ما شما بعض وقتا خیمه هایی را می بینیم که در اون مردم زندگی می کنند که همه چیز خدا از دست دادند خانه خدا زندگی خدا جای خدا از دست دادند و پناه بردند به اون خیمه ها و یا می بینیم در بعض از تعمیر ها که در سر جنگ ها ویران شده به مخروبت تبدیل شده ولی بازا می بینیم که در اونجا بعض انسان ها از سر ناچاری زندگی می کنند و به حساب گزاره می کنند و روز خدا سپری می کنند آیا انتظار ما از کسایی که از پالی این خیمه ها تر می شه انتظار ما از اونا چی خواد بود؟ خب شنانده های ارجمند امی سوالات در ذهن تان داشته باشین و ما شما را دعوت می کنیم به شنیدن این داستان توجه کنین موسیقی زیبایی های زندگی را با روح و روان خود باید احساس کرد از فراز و نشیب های آن باید آموخت و از توانایی هایی که خداوند برای ما انسان ها اطاع کرده هست با قلب های مملو از محبت با آنان که تاریکی ها را دوست و یاور خود می دانند و امید زندبودن، زندگی کردن و هست و بودشان بنابر عوامل مختلف از آنها گرفته شده نوشداروی دردها و چراغ برای روشن شدن آشیان های تاریک و از هم پاشیدهشان باید شدن مدتها قبل زمانه که آختاب گرم تابستان با گرمی تمام می تابید و بادهای شامگاهی با شدت تمام گرد و خاک، خس و خاشاک را از در و دیوار و کوچه ها و پس کوچه های خسته از جنگ با خود بر آسمان نیلگون، صاف و پرستاره کابل بلند و بر سر و صورت و لباس کابل نشینان می پاشید موقعی که همه در فکر خود و خانواده های خود بودند وقتی که تازه نور کمرنگ امید از فاصله های دور معلوم می شد من با خانواده کوچکم تازه پس از روزهای سیاه و سالهای زیاد با کابل بازگشت نمی دادیم و شبها جلوه چراغ گازی درباره روزهای ابتحاد و همدلی راستی و صداقت، همدردی و دستگیری از ایام که با درامد کم زندگی خوش و پر از محبت داشتیم یاداوری می کردیم و از این که دیگر نشانه ازان مردم و روزها را به مشکل می توانیافت همه غرق حیرت می شودیم و پرسش های بیشمار در ذهن همه وعدا می شود چرا؟ چرا؟ همه اعضای خانواده هر لحظه آن روزها را با خون و تارپود خود احساس کرده و به خواب می رفتیم فردای آن بعد از صرف صبحانه مانند همیش به سوی کار با موترهای شهری روان شدم در جرایان سفر متوجه شدم که ادعی از مسافران که در داخل موتر بودند به سوی یک تعمیر ویران که آثار جنگ سر و صورتش را از هم پاشیده بود می دیدن فراجی به اکفال و زنان محاجره که در آنجا زندگی می کردن سخن می گفتند احساس عجیب قلبم را فرا گرفت فردای آن روز پیش از آن که به محل کارم بروم خانمم را با خود گرفته به محل که از داخل بس شهری دیده بودم رفتم با نزدیک شدن و آن حرابه قسمی معلوم می شود که قبلا آنجا آمده باشم زیرا همه جا برای ما اشنا بود در تفکر بودم که با سیل از اکفال و زنان و مرد ریش سفیده که لنگ لنگان از اقبشان به سوئه ما می آمد روبرو شدیم چونین معلوم می شود که اونی یکی از قربانی های بیرحمی روزگار جنگ است هنوز حرف نگفته بودم که از هر گوش و کنار آواز بلند می شد که می خواستند خواستها و ضروریاتشان را بیان نمایند حیران مانده بودیم بکی گوش بدهیم و گفتی کی را بشنگیم تا این که مرد پیر با صدای بلندش همه را خاموش ساخته گفت انجینیر صاحب ببخشید که اینها غالمغال کردن بلی اینها از ضرب آواز خود را بلند می کنند زیرا ادهه گرسنه شمار بیلباس و سرپناه و تعداد هم اطفالشان بیمار است همه در انتظار همدردی و یا دستگیری هستند تا دردهایشان را مداوان مایند من که از چونین کار آجز بودم زیرا با درامد کمی که داشتم نمی توانستم همه خواستهای آنها را براوردن مایند صرف تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که اطفالشان را جمع کرده هر آن چه برای یک فردای خوب ضرورت است برایشان بیاموزانم که با بمیلیشان مواجه شدم آنها حق بجانب بودن ولی آن چه تقاظا داشتند از توان من بالا بود و شاید هم برای یکی دو روز می توانستم غذا برایشان تحیه نمایم ولی مطمئن بودم که به بسیار زودی درک واهند کرد که نباید برای همیشه دستشان بسای دیگران بخاطر کمک دراز باشد فردای آن روز من و خانمم را با سه نفر دیگر اجازه دادند تا بسیار زود کار خود را آغاز نماییم در جایی که ندر داشت و ندروازه و سقفه ها نیز از اثر جنگ در امان نمانده بود قلبم از این که توان کمک بیشتر از این را نداشتم می سخت ولی چاره نبود فردایش روز پرمسروفیت برای همه ما بود باید تمام اطفال را نظر به سن و سالشان نام نویسی می کردین و هفته بعد پس از تهیه مواد درسی برای 120 طفل در اتاقهای تاریک بدون دروازه و کلکین درس را آغاز نمودین اطفال با چنان شوق و کشی به درس حاضر می شودند که دیگر اصلا خوردن قضا و نوشیدن آب برای شان معنی خود را از دست داده بود هفته اول با وقای خاص ولی با یک تغییر کلی در طرز برخورد گفتار و کردار اطفال سپری شد که من و تیمم را شگفت زدن نمی داد و ما را بیشتر از پیش وادار می نموند تا به کار خود ادامه بدهیم هر روز صبح خود را با کلمه استاد خوش آمدید آغاز می نمودم که مرا امید بفردای بهتر می داد پس از سپری شدن چند ماه برادر عزیزه که از تصمیم ما خبر شده بود برای مدت طولانی دست ما را گرفته یارینم شش سال چنان زود هممانند خواب خوش سپری شد که خواست بیدار شدن را نداشتم ولی مشکلات امنیتی هممانند برک بالای ما باریدن گرفت و همان طوری که پرندگان با فرا رسیدن فصل زمستان مجبور با ترک آشیانه هایشان می شوند ما نیز با آشیانه که با محبت و خوشی ساخته بودیم خداحافظی نمودیم ولی هیچگاه فراموش نخواهی کنم با امید بهار دیگر هستم تا هممانند پرندگان دوباره با آشیانه خود برگشته و خوابم را به حقیقت مبدن سازم خب فریبا جان ما شما خود داستان شنیدیم واقعا وقتی که ما به ای داستان گوش دادم یک امیدواری بر ما پیدا شد واقعا و امیدواری بخاطر ازی که خدا را شکر میکنیم که انوز هم در وطن ما کسایی هستند که در فکر مردم خود هستند بله در فکر هموطن خود هستند بسیاری کسایی را ما شما می بینیم که موتر آخرین مودل در افغانستان سوار می شند بیترین تمیره را برای خود بزور گرفتند و ساختند بنام خود ساختند بنام خود ساختند و آباد کردند و حتی چند خانه را یک جایی ساختند و برخود قصرها جور کردند ولی این تیپ افراد اصلا در فکر مردم نیستند در حال که اگه اینا گزشتی خود را بیاد بیارند اینا زندگی به مراتب فلاکتبار از کسایی داشتند که فیلن اینا بخاطر خودخواهی خود زندگی از اونا را تل خود تبا ساختند و واقعا می بینیم که با وجود که اتا افراد بسیار زیاد استند و در بینشان می بینیم که مثل این زن و شورد چی مردم های مهربان هم داریم بله کسایی که احساس دارند کسایی که دلسوزی دارند کسایی که مهربان استند و بخاطر درد دیگرها عشقایشان می ریزند بله و خدا را شکر می کنیم که وقتی که می بینند و وضع هموطنان خود را می بینند اینا بیتفاوت نمی مانند اینا همدرد و شریک غم و زندگیشان می دانند واقعا همه تر است شایی جان و چقدر لذت داره یکی از نشته هایی که من همیشه خوش دارم میگه تا استاده ی دست افتاده گیر بله تا وقتی که استاده استی تا وقتی که توان داری تا وقتی که می تانی باید دست افتادگار بگیری بله و خداوند از ای خوشنود می شه کاملا از ای کار راضی می شه و خداوند ای کار بسیار بسیار خوشحال می سازه تایی که با اون پولت بری گو و گوصفند قربانی کنید خداوند گو و گوصفند ما و شما را کار نداره تمام گنجهای ای دنیا از خود خداوند است بله تمام ای دنیا بخود خداوند تعلق داره پس ما نمی تانیم بخاطر خوشنود ساختن خداوند چیز را که از خودش است به خودش بتیم بله بهترین کار برای یک انسان امی است که بتانیم یک دیگر را محبت کنیم بله و خصوصا امنم خوده بله می بینیم که در مشکلات است در سختی است برهنه است لباس نداره شکمش گرس نداره نان نداره برای خوردن خدا از ما می خواهی که ای تیپ افراد دستگیری بکنیم بله کلام خداوند در این زمینه چقدر واضح گفته ما از انجیل متا از فصل بیست پنجم از آیت سی و یک براتان می خانم توجه کنین وقت پسر انسان با جلال خود همراه با همه فرشتگان می آید بر تخت پادشای خود خواهد نشست و تمام ملت های روی زمین در حضوره جمع می شوند آنگاو مانند چوبانه که گوزفندان را از بزها جدا می کند آدمیان را با دو گروه تقسیم خواهد کرد گوزفندان را در دست راست و بزها را در دسته چپ خود قرار خواهد داد آنگا پادشای با انهایی که در سمت راست و هستند خواهند گفت ای کسان که از جانب پدر من برکت یافته اید بیایید و وارث سلطنت شود که از ابتدای آفرینش آلم برای شما آماده شده است چون وقت گرست نبودم بمن خوراک دادید وقت تشنه بودم بمن آب دادید هنگام که مسافر بودم مرا به خانه خود بردید وقت اوریان بودم مرا پوشانی دید وقت بیمار بودم با عیادت من آمادید و وقت در زندان بودم از من دیدن کردید آنگا نکان جواب خواهند داد ای خدابند چه وقت ترا گرست ندیدیم که به تو خوراک داده باشیم ویا چی موقع ترا تشنه دیدیم که به تو آب داده باشیم چی زمان مسافر بودی که ترا به خانه بردیم یا برهنه بودی که ترا پوشانیدیم چه وقت ترا بیمار یا محبوظ دیدیم که به دیدن ات آمدیم پاتشا در جواب خواهند گفت بدانید آن چی به یکی از این برادران من کردید بمن کرده اید آنگا با آنهای که در سمت چپ او هستند خواهند گفت ای لعنت شدگان از من دور شبید و با آتش عبدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده هست بروید زیرا وقت گرسنه بودم بمن خوراک ندادید وقت تشنه بودم بمن آب ندادید وقت مسافر بودم بمن منزل ندادید وقت برهنه بودم مرا نپوشانیدید و وقت بیمار و محبوظ بودم به ایادت من نیامدید آنها نیز جواب خواهند داد چی موقع ترا گرسنه یا تشنه یا مسافر یا اوریان یا بیمار یا محبوظ دیدیم و کار برایت نکردیم او جواب خواهند داد بدانید آن چی به یکی از این کوچکان نکردید در واقع به من نکردید و آنها به جزای عبدی خواهند رسید خداوند از هر کدام ما شما میخواهد که دست بینوائن بگیریم کسایی که گرست نستند باید آنها را نان بدیم کسایی که لباس ندارد برشان لباس بدیم کسایی که سرپناه ندارد سرپناه در اختیارشان قرار بدیم خداوند این چیزها را از ما میخواهد فریبا جان شما در سکانتان پیشتر گفتید که قربانی میکنند و خدا از ما این قربانی ها را نمیخواهد ولی متاسفانه ما شما ببینیم که بسیاری کسا قربانی میکنند و امی گشت قربانی خودم برای کسایی روانه میکنند که اونا بمراتب پول دارستند بله خود تمامی چیزا بخاطر خودنمایی هستند بله و بخاطر امچشمی هستند در حاله که اگر میخوایی که واقعا خدا را خوشنود بسازید واقعا میخوایی که اراده خدا را انجام بدید بیتر امی است که امی کسایی که سرپناه ندارند نان برای خوردن ندارند لباس برای پوشیدن ندارند ای تیپ افراد شما باید دزگیری بکنید و در فکرشان باشید امیدوارو که ای خانواده در فکرشان شدند بله خدا را شکر و خداون ای زوجه برکت میده فامیلشا برکت میده و امیدوارو که داستانشا خانده میبینیم که با چی قلب پاک میره و میخوایی که ایارا کمک کند با وجود که پول نداره که ایرا تمام روز اینار نان بده بله با امو چیز کمی که داره با امو استداد یا امو عتیه که خدا دادش امو را استفاده میکنه تا بچه های از ایارا کمک کند بله و خدا را شکر به طوان و قدرت از ای و بیترین سرمایه را ای فامیل در خدمت از ای اولادهای که بسرپرست استند و بسرپناستند در خدمتشان قرار میدهند اینا در قد آینده از اونا را تصمیم کرده اینا در قد آینده از اونا را روشند ساخت بخوادر از اینکه علم چیز است که مارا میتونند کمک بکند واقعا امتحان است و واقعا وقت که چشم از ای بچه ها باس شد و وقت درس خانده را یاد بگیره وقت است که امی دلسوزی استادهای خدا امی زن و شوور که ای کار شروع کرد و میبینیم که روز دگه چند افر دگه با اشان ید جای میشند و امی گروه کوچک چقدر اطفال مارا نجاد داد از بدبختی از بسوادی از آیندهای تاریک و خدا را شکر میکنم که ای خانواده عزیز در قد اراده خدا را اینا انجام دادند بخوادر از اینکه وقتی که ما شما به انجیل ما قدس نگاه میکنیم یکی از علمای دینی یهود از عیسای مسیح پرسان میکنه که بزرگترین حکم خداون چی است عیسای مسیح پرسان میکنه که بزرگترین حکم خداون ای است که خداون خدای خدا با تمام جان با تمام قلب و با تمام قوت دوست داشته باشد و امسایتا مثل خود محبت نماند و میبینیم که در اینجا ای برادر ما واقعا یک امسایه خوب و امسایه نیک است که وقتی که انا را میبینند امروشان همدردی میکنند و امو دلسوزی را که بر خود دارد بر از انا هم دارد بله اونا را با چشم اولادهای خود میبینند امی اولادهای شان وقتی اطفال را میبینند وقتی مردم را میبینند وقتی سرسفید و ریش سفید را میبینند ما حکم پدر یا مادر یا اطفال خود طرف ازوا نگاه میکنند شاید جان اگه ما شما ببینیم که سالانه چقدر نفر بر عج میرند از خود افغانستان چقدر مردم همون بر عج رفتن میرند و عج رفتن هم پول بسیار گذاف کار دارد در ماه روزه وقتی که روزه میگیرند چقدر پول مصرف میکنند باور که شاید جان یکی از دوستهای ما میگه در ماه رمضان خرچ ما سه برابر زیادتر از ماهای عادی است پس میبینیم که خرچ های اضافهگی چقدر زیاد هست ولی کلام خدا در مورد روزه یقیقی چی میگه در کتاب احشای نبی فصل پینجه و اشت از آیه شش میخانم میگه روزه ای که من میپسندم این است که زنجیرهای ظلم را پاره کنید و یوغ ستم را بشکنید و مظلومان را آزاد کنید خوراک تان را با گرسنگان تقسیم کنید و فقیران بی کس را به خانه خود بیاورید اشخاص برهنه را لباس بپوشانید و از کمک به بستگان تان دریخ نکنید اگر چونین کنید من نیز رحمت خود را همچون سپی ددم با شما خواهم داد و عمراز شما را فورا شفا خواهم داد حضور پرجلال من همیشه با شما خواهد بود و شما را از هر طرف محافظت خواهم کرد وقت دعا کنید اجابت خواهم کرد و انگام که کمک بتلبید بیاری شما خواهم آمد کلام خدا چقدر زیبا در مورد روزه حقیقی میگه کاملا میگه روزه وقت میگیری خوراکتا چی میکنی با امسایت با کسی که غریب هست با اموتند با اطفال بچاره که بدون لباس هستند با اونا تقسیم کن بله و خدا امی چیز از ما میخواهد بله بیترین حج و بیترین روزه فیلن در افغانستان هست بله چقدر مردم گرسنه هستند چقدر مردم بسرپناه هستند چخه خوب است امی پیسی رو که بسیاری از دموتانهای ما به خاطر رفتند به حج اقتصاص میدند امی رو تقسیم کنند بین امی کسای که غذا ندارند کالا ندارند سرپناه ندارند و آید ندارند که اونا زندگی خود رو پیش بارند با امو پول میتونند زندگی یک فامیله از بدبخت نجات بتند بله وله متاسفانه متاسفانه که بسیار کم میبینیم که از ای اشخاص پیدا میشه که با سخاوت بتانن امو زندگی خود رو امرای دیگرها تقسیم کنند فیلان بدبختی در افغانستان امی است که اره کس که دارم میخوای بیشتر داشته باشه وقتی که داستان از ای زن و شوفر رو میشنویم میبینه میگه چرا دوستیات و سمیمیت و امو صداقت اولی رو در افغانستان ما نداریم چرا هم قدر مردم بیشتر پول دار میشند بیشتر خود پرست میشند بله با فکر خود میشند بله با فکر خود میشند زیادتر میخوایند که پول زیاد داشته باشند موتر زیاد داشته باشند خانه های فیشنی زیاد داشته باشند امی چیزها است که ما رو از خداوند دور میسازند بله رفت آماد ها چقدر کم شده محبت در بین فامیل ها چقدر کم شده چرا چون مردم چشم خدا از خدا و از نیاز دیگرها برداشتند و تمامی چیز همروز مردم بخود میخوایند بله پس ما داخل به این نتیجه میرسیم که هموطنان عزیز کسای رو که میبینین که بسرپناستند نان خوردن ندارند لباس ندارند بیتر است که ما و شما همون چیز رو که دختیار داریم همراه شان شریک بسازیم بله و این چیز است که خداوند از هر کدام ما شما میخوایند اگر ما واقعاً به خدا اعتقاد داریم اگر میخوایم که اراده خدا رو انجام بیتیم این امی اراده خداوند است کسایی که در چار طرف ما است کسایی که در خيمه زندگی میکنند کسایی که در دکان زندگی میکنن خانه نیست ولی در دکان زندگی میکنند امی افراد به کمک ضروعت دارد و خداوند همی را در چار طرف ما و شما قرار داد تا ما شما بتانیم انهارا دستگیری بکنیم و اراده خدا را بجایی بیاریم بله خوب فریبا جان خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خیلی خوبه خوشی از صفتی خونه مدانه ترسم چون زنده از برسی ندارم چون دانم آینده در دستنایه اوز وزیستن ازش دارد چون او زنده از روزی که من از نهره مد بگذرم رنجهایم به پایان میرستم چون پس از مرگم آید بیروزیم با چشمان خود بینم کیسا زنده از چون زنده از از پردانه ترسم چون زنده از برسی ندارم چون دانم آینده در دستنایه اوز وزیستن ازش دارد چون او زنده از به زودی دیسا به جهان بازاید ای عزیزان داندید وقت کم هست وقتی واید ایمانداران را به حضور پر جلاد خدا براد چون زنده از از پردانه ترسم چون زنده از برسی ندارم چون دانم آینده در دستنایه اوز وزیستن ازش دارد چون او زنده از به زودی دیستنایه اوز وزیستن از پردانه ترسم چون زنده از برسی ندارم چون زنده از برسی ندارم چون زنده از پردانه ترسم چون زنده از برسی ندارم چون زنده از برسی ندارم چون زنده از
5 November 2016
22 October 2016
15 October 2016
10 September 2016
27 August 2016
20 August 2016
13 August 2016
6 August 2016