31 minutes
31 August 2024
Stephen was a man full of God's spirit and wisdom. He used to go to the Jewish synagogues in Jerusalem to spread the good news of the salvation of Jesus Christ. When the Jews saw him in the synagogue, they usually argued with him about his faith in Jesus Christ. Because Stephen was a person who was aware of the teachings of Jesus and was full of God's spirit, and he manifested God's grace and power in his appearance. Stephen gave satisfactory answers to every question they asked him, which caused them to feel humiliated and falsely accuse Stephen, until they arrested him on a false charge of blasphemy. In fact, Stephen was one of the first to defend the Christian faith, which was opposed by the Jewish leaders.
Transcribed by AI
راژیو صدای زندگی شنودگان عزیز سلام شما آواز ما را از راژیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 متر بند پخش میگردد گاستانهای دنبالدار سلام شنودگان عزیز امیدوارم که با آرامش تمام آماده شنیدن برنامه این نوبت ما باشید خورسندیم که با افتمین برنامه های درامه های ایرادیی که بر اساس کتاب عمال رسولان آماده شده در خدمتی شما قرار داریم دوستان محرابان در برنامه قبلی شما مطالب را در مورد انتخاب 7 شخص نکنام و پر از روی خدا به منظور تقسیم خوراک روزانه در بین متاجان کلیس های اولیه شنیدید در روزگار ایسا برخی از یهودیان یونانی زبان در ارشلم زندگی می کردن که بعد از قیام ایسای مسیح بعضی از آنها به او ایمان آوردند در بین آنها زنهای بیوه نیز بودن که عضای کلیس های اولیه ایمان دارن به ایسا در ارشلم بودن بعد از چند عضای یودی یونانی زبان کلیس ها شکایت کردن که به زنان بیوهانها صحم مساوی از خوراک روزانه داده نمی شود وقتی رسولان ایسا از این شکایت آگاه شدن از آنها خواستن که از بین خود افتن را که از روی خدا پر باشن انتخاب کنن تا وظیفه تقسیم خوراک روزانه را در بین متاجان کلیس ها باوده بگیرن یکی از این اشخاص که برای این عمر انتخاب شده بود استیفان نام داشت استیفان مردی بود پر از روی خدا و عکمت و عادت داشت که به منظور پخش مجده نجات ایسای مسیح به کنیسه های یودیان ارشلم می رفت وقتی یودیان او را در کنیسه می دیدن معمولا با او در مورد ایمانش به ایسای مسیح جرابست می کردن چون استیفان شخص آگاه از تلمات ایسا و پر از روی خدا بود و هم در ظاهر خواد فیض و قدرت خدا را متجلی می ساخت استیفان به ار سواله که از او می پرسیدن پاسخ های قناعت بخش می داد امین عمر سبب شده بود که آنها خود را تعقیل شده ایس کنن و تلمات های دروغ به استیفان ببندن تا این که او را به اعتحام دروغین کفرگویی دستگیری کردن دوستان عزیز شما در برنامه قبلی داستان استیفان را تا امین جا شنیده بودید که او را دستگیری و در مجلس اعضای شورای یود آزیر کردن تا توسط اعضای شورای یود ماکمه گردد حالا بیایید با کمانده این داستان شگفت را بشنویم و ببینیم که استیفان چی گونه از خود در برابر رحبران و اعضای شورای یود دفع می کند او چی مطالب را بیان می دارد و سرانجام او در این ماکمه چی می شود چی می کنی؟ مره چی کار داری؟ شلیه چیستم؟ نمی بینی که کار را در یک گوشت جمع می کنن بیوازی ای که به من قومت کنی گف دیگه هم می زنی؟ او ناتان جان کار غراز نگی من خودم جمع می کنم مارتا می گفت تو و یوسف چیزای را در باری ماکمه استیفان از شمون شنیدین بیا بگو نتیجه ماکمه او چی شد؟ خب اینو می توی بگو خیلی تو اول نان را تیار کن و ما اینا می آیم بیا نان تیار است خیلی نان که تیار است اینا می آیم تا می آیی دسترخان را ما وار می کنم مارت دست پاکه که دستای من خوش کنم اینا اینا بگی این روزی نان را خوش که چقدر خوب پخته کردی بخاطر که ایزام خوشک بود وقتی ایزام خوشک باشه دود نمیکنه خب هر صورت مارتا اون روز همه که قصه کرد که استیفان کلانای یهود به اتحام دروغ دستگیر کردن اون را به اتحام کفرگوی دستگیر کردن زلائرخوا خوب چند نفر هم پیسه داده بودن که بیایند در پیش اعضای شورای یهود شهادت دروغ بدن نانت هم بخو قصه هم بکو عجب شهاید های دروغ بوی چی شهادت دادن بان که برات کل گفت ها را قصه کنم یهودی های کنیسه بره مردم گفته بودن که ما به گوشهای خود شنیدیم که استیفان نسبت به موسا و خدا گفت های کفامیز گفته یهودی ها که این گفت ها شنیدن استیفان را دستگیر کردن بردن پیش رهبار هایشان در عبادتگاه این گفت ها را از مارتا شنیده بودم تو بگو که بعد از اون چی گفت شد؟ بشنم که چی گفت شد؟ توجه کنین قرار که گفته میشه این مرد که استیفان نام داره اینجا در برابر شما استاده است سخنان کفرامیز نسبت به پدر ما موسا و خدا گفته اگر شاهد در بین شما هست اگر کسی در بین شما هست که سخنان این مرده شنیده باشه بیاید شادت بته که اون چی گفته؟ جناب کائن اعظم شورای قوم یهود اگر شما به من اجازه بتیم که به نمایندگی از دگه شاهده آنچه را که این مرد گفته و من به گوشهای خود شنیدم شادت بتوم اجازه هست این شخص همیشه برخلاف این مکان مقدس و شریعت موسا سخن گفته ما به گوشهای خود بارها شنیدیم که میگفت ایسای ناصری این مکان را خراب میکنه و سنتهایی را که موسا به ما داده تغییر خواهد داد استیفان حال تو بگو آیا این شاهد راست میگن؟ آیا تو چونین چیز را گفتی؟ آی برادران و آی پدران توجه بفرمایید خدای پر جلال به پدر ما ابراهیم در وقتی که در بحن نهرنگ سکونت داشت یال پیش از ماجرت بحران ظاهر شد و بهو فرمود وطن خود و خیشا وندانتا ترکو و به سرزمینی که به تو نشان میتون برو از این سبب پدر ما ابراهیم از سرزمین کلدانیان رفت و مدت دهران ما پس از مرک پدرش خدا پدر ما را از آنجا به سرزمینی که امروز شما در سکونت دارین آورد خدا حتی یک وجب از آن سرزمین با ابراهیم نداد اما ده همان وقت که او انوز اولاد نداشت به او قول داد که او و بعد از او اولاداش مالک آن زمین شواند پس خدا به این طریق به ابراهیم فرمود اولادای او مانند بیگانگان در یک سرزمین بیگانه زندگی خواد کنند و مدت چهار ست سال در بندگی و ظالم بسر خواد بود و خدا فرمود اما من از آن ملت که قوم من را بردگان خود ساختند بعد از آن آنها آزاد خواهند شد و من را در این مکان عبادت خواهند کرد در این زمان خدا سنتی را به انوان نشانه پیمان خود به ابراهیم عطا کرد به این ترتیب پس از تولد اصحاق او را در روز آشتم سنت کرد و اصحاق بسر یعقوب سنت کرد و یعقوب دوازد بسر خدا که بعدها هر کدام پدر یک طایفه ای اسرائیل شدند سنت کردند فرزندان یعقوب از روی بدبینی یوسف بردگی در مصر فروختند اما خدا با او بود او را از تمام زحمات اشرحانی و با او توفیق و اکمت اتا فرمود بطور که مورد پسند فرهان فرمان روای بسر واقع شد یوسف فرمان روای سرزمین مصر و دربار سلطنتی یردید در این انگام در سر تا سر مصر و کنهان قطیه پدید آمد که باعث مسیبت بزرگ شد به حد که اجداد ما چیزی برای خوردن نیافتند وقتی یعقوب با خبر شد که در مصر غلا پیدا میشد پدران ما را برای اولین بار با هنجا فرستاد در سفر دو هم یوسف خود را به برادران شناسانید و فرهان از اصل و نصب یوسف بخبر شد یوسف پدر خود یعقوب و تمام وابستگانشانه که جمعا 75 نفر بودن به مصر دعوت کرد به این ترتیب یعقوب به مصر قدم نهاد عمر یعقوب و اجداد ما در آنجا به سر رسید اجساد آنها را به شکیم بردن و در مقبرای که ابراهیم از فرزند خود حمور به مبلغ خریده بود به خاک سپردن در اینجا خواهی استیفان قصه پدرهای ما را میکنه که چی سرگزشت داشتن او خواه از خود دفاع نمیکنه آه، کاملا خودت بیخی درست متوجه شدی همین چیز نقطه بسیار مهم دفاعی استیفان هست اموطوری که تو میگی استیفان در این مجلس در برابر کائن حسن و دیگه اعضای شورای یهود از خود دفاع نمیکنه چرا؟ اگه خوب توجه کنی استیفان میخواه از انجیر ایسای مسید دفاع کنه نه از خودش یعنی او به دفاع از ایمان مسیحی استاده شده که یهودی ها کتی او مخالفت میکدن استیفان در دفاعی خود ایرن نشان میته که اراده خود هرگز ای نبوده که تنها در بین یک ملد در یک عبادتگاه یا حیکل در بین انسان ها زندگی کنه او میگه که قوم واقعی خود ها امو کسای هستن که حقیقتن به ایسای مسیح ایمان دارن آه بله هیچ فرق نمیکنه که ایمان دارا به ایسای مسیح از کدام قوم و قبیله و یا کدام نجاد و کدام مملکت باشن استیفان برای ای که همین موضوع را برای رهبرهای یهود ثابت بسازه از تاریخ قوم یهود از ابراهیم شروع میکنه او در ادامه گفتهای خود به ایسای مسیح میرسه گوش کنی که چی میگه چون وقتی آن نزدیک میشد که خدا به وعدهی که به ابراهیم داده بود عمل کنه قوم ما در سرزمین مصر رشد کد و تعداد آن افضایش شد بلاخره پادشای دیگری که یوسف را نمشناخت به پادشایی مصر رسید او با اجداد ما بانعی رنگ رفتار کد برهانا ظلم بسیار روا داشت به حده که آنها را مجبور ساخت که نوزادان خود را سر را بانند تا بیمیرند در چونین روزگار اموساک کودکی بسیار زیبا بود به دنیا آمد او مدت سه ماه در خانه پدر پرورش شافت وقتی او را سر را گذاشتند دختر فرهان او را برداشت و همچون پسر خود تربیت نمود به این ترتیب موسا در تمام فرهنگ و معرف مصر تسلط یافت در گفتار و کردار استعداد مخصوصی از خود نشان داد همین که موسا چل ساله شد به فکرش رسید که به دیدن برادران اسرائیلی خود برود او چون دید که یک مرد مصری با یکی از اسرائیلی ها بدرفتاری میکند به حمایت او اسرائیلی برخواست و او تجاوزکار مصری را کاشت موسا گمان میکد که امنشادش خواهند فامید که خدا او را وسیله نجات حانها قرار داده اما حانها نفامیدن فردای اوروز به دو نفر اسرائیلی که با هم جنگ میکردن رسید موسا برای رحف اختلافشان گفت ای دوستان شما برادر یک دیگر استین چرا با هم بدرفتاری میکنین مرد گناهکار او را عقب زده گفت چی کسی تو را حاکم و قاضی ما ساخته است؟ میخواییم مره هم مثل آن مرد مثلی که دیروز کشتی بکشی؟ موسا وقت ای جواب شنید از او سرزمین گریخت و در سرزمین مدیان آب آرگشت موسا دهانجا صاحب دو پسر شد پس از آنکه چل سال سپری شد فرشته در بیابانهای اطراف کوی سینا در یک بطه سوزان با موسا ظاهر شد موسا از دیدن او منظره غرقه حیرت شد وقت که نزدیک آمد تا بیتر بیبینه صدای خداوند به گوشش رسید که میگفت من خدای پدران تو خدای ابراهیم و عصاق و یعقوب استم موسا ترسید و جرت دیدن نداشت خداوند فرمود بوتایت را بکش چون در مکان مقدس استاده ای البته آن ظلم را که در مصر نضبت به قوم من می شود دیده و آخ و ناله اشان را شنیده هم و برای نجات آنها آمده هم برخیز تو را به مصر می فرستم به ای ترتیب کسی را کرهت کرده و به او گفته بودند چی کس تو را آقیم و قاضی ما ساخته است خدا به وسیله فرشته ای که در بوتا به او ظاهر شد او کمران و رخاننده گردانید ای موسا بود که با انجام موجزات و اجایب در مصر و در راه بهیره احمر اسرائیلی ها را بخارج از مصر ادایت کرد و مدت چل سال در بیابان احتدار رهبری آنها بود باسم موسا بود که به اسرائیلی ها گفت خدا از میان برادران شما پیانبر مانند من برای تان برمینگی زد موسا در اجتماعی بنی اسرائیل در بیابان حضور داشت و با فرشته در کوی سینا و با اجداد ما صحبت کد و پیام زنده خدا را دریافت کد تا او را بما برسانه اما پدران ما رهبری او را نپذید افتند دست رد به سینه ای زدند و عارضو داشتند که به مصر برگردند ازارون خواستند برای شان خدای بسازه که پیشا پیش آنها بروند و گفتند ما نمیدانیم بر سر این موسا که ما را از مصر بیرون آورده چی آمده است در این ایام گوه سالعه ساختند و در برابر او قربانی های بیسیاره کردند و افتخار ساخته و پرداخته ای دست خود جشن برپا کردند لیکن خدا از آنها رو گردان شد و آنها را به پرستش ستارگان آسمانی واقع گذاشت امان طور که در نوشته های پیانبران آمده ای خاندان اسرائیل، آیا تای این چل سال برای من در بیابان قربانی کرده اید یا عدیه تقدیم داشته اید؟ نخیر بلکه شما خیمه ملوک و پیکره ستاره خدای خود ریماغان با خود میبوردید آنها بطایی بودند که برای پرستش ساخته بودید پس شما را به آن سوی بابل تحبیت خواهم کرد ناتان، تو فکر می کنی منظور استفان از بیانی مسائل تاریخی بنی اسرائیل بر کائن ازم و دگه از آی شورای یهود چی بود؟ چند موضوع از که استفان می خواهد کاهن ازم و رهبرای یهود به اون تمجور کنند؟ یکی ای که قوم بنی اسرائیل در بود زمان از یک سرزمین به سرزمین دیگر نقل مکان می کند خدا هرگز عهدی را که با اونا بستقده بود ازیاد نبود همونطوری که استفان گفت خدا هر وقت در موقع مناسب وعده هایش را انجام می داد نقطه دیگر در دفاعی استفان است که استفان موسا را با مسیح مقایسه می کند البته بی ای که نام ازیسای مسیح ببرده او گفت که یهودی ها در ابتدا موسا را رد کردند با وجود ای که خدا او را پیش شان روان کده بود تا حاکم و نجات دهنده اونا باشه استفان در واقعی به این موضوع اشاره می کند که یهودی ها اموطوری که موسا را رد کردند اموطور مسیح را رد کردند که خدا فرستاده بود تا خداوند و نجات دهنده اونا باشه یک نکته دیگه را که من متوجه شدم ای از که استفان گفت موسا بر قوم اسرائیل در امو زمان گفته بود که خداوند خدای شما یک نبی را مثل من از میان برادرهای شما بر شما مبعوث خواد کرد تا جایی که من به یاد دارم پتروس هم به یهودی ها گفته بود که ایسای مسیح امو نبیه از که موسا در باری او بر شما پیش از پیش گفته بود آلما می فهمم که استفان چرا این گپای تاریخی را در باری موسا به رهبرای یهود گفت استفان می خواست بر اونا بگویه که مسیح امو کسی است که موسا در باری او گفته بود کافیلن درست است استفان می خواست بر رهبرای یهود بگویه امو طوری که بنی اسرائیل موسا را رد کردن و در صحرای سینا از او نافرمانی کردن حالا هم یهودی ها مسیح را رد میکنن و از او اطاعت نمیکنن راست میکنن خود ایسای مسیح در این باره به یهودی ها گفته بود اگر شما موسا را تصدیق میکدین من را هم تصدیق میکدین برای این که او در باری من نوشت کرده پس معلوم میشه که استفان می خواست اعضای شورای یهود باید مسیح را تصدیق کنن استفان می خواست توجه اونا را به این موضوع جلب کنه که خدا موسا را فرستاده بود تا نجات دهنده قوم بنی اسرائیل از اصارت مصریا باشد اما تر خدا مسیر را فرستاده بود تا نجات دهنده تمام انسان ها از اصارت گناه باشد ناتان استفان دگه چی گفت؟ او برای رهبارای یهود گفت اجداد ما در بیابان خیمه شهادت داشتند و این خیمه همون چیزی است که خدا با موسا عمر کرد که متابق او نمونهی که قبلن دیده بود بسازه نسل بعد پدرهای ما در وقت که زمین کنهان را گرفته بودند یعنی وقتی که خدا اقوام دگر از سر رایشان برمی داشت اون خیمه را با امروه یهوشه با خود آوردند و تا زمان داود اون خیمه در اونجا مات داود مورد لطف خدا واقعی شد و تقاضا که با او اجازه داده شود خانه برای خدا یعقوب بسازه ولی ای سلیمان بود که خانه برای خدا ساخت اما خدای متحال در خانه های ساخته دست بشرد ساکن نمیشه ای قوم گردن کش ای کسانی که دلها و گوشهایتان خطنه ناشده شما هم مثل اجداد خود همیشه برزد روح القدس مقامت میکنید کدام نبی از دست اجداد شما جفا ندیده آنها کسانی را که در باره آمدن او یک تای صادق پیشگویی میکردن کشتند و در زمان ما شما بخود او خیانت کردین او را به قتل رساندین بله شما شریعته که توسط فرشتگان به شما رسید قبول کدید اما از اطاعت آن دوری کدید به نظر ما استفان در این دفاعه خود یک نکته بسیار مهمه که بر رهبرای یهود میگه ای از که ایسای مسیح خانی که بنامی کنه خانی روحانی هست اما اطره که ما و شما میفانیم خانی واقعی خدا یک امارت نیست خانه یا معبد واقعی خدا مردم هاییست که خدا را با تمام دل دوست دارند درست هست کاملا درست هست معبد روحانی خدا را ایماندارا می سادند نه صنگ و چوب یعنی خانه خدا دل تمام کسایست که به ایسای مسیح ایمان دارند استفان در همین دفاعه خود شروع و زدیت کدن به شورای یهود می کند یهودی ها استفان را متهم کده بودند که بر زد خدا گفتده حاله او خود یهودیان را متهم می کند که با خدا و روح قدس که الهان بخش یهودی ها بوده زدیت می کند استفان به اونا می گه که اونا مثل اجدادشان هستند که از موسا و دیگه انبیه ها سرپیچی کدند استفان می گه که اونا هموی یهودی های هستند که ظاهرا خط نشدند اما دل و گشتان خط نشدند بله به نظر ما مانای این گره استفانی هست که اونا مثل هموی غیر یهودی های هستند که نه خط نشدند نه خدا را دوست دارند نه از او اطاعت می کند کاملا امتور است خدا دمو دوران انبیه های بسیار پیش یهودی ها روان کده بود که طوبه کند ولی اونا همیشه انبیه های خدا را رد کدند انبیه هایی که در مورد آمدن ایسای مسی نبوت کده بودند اونا را کشتند یک گپه مهم دیگه هم زلای خواهی است که یهودی ها در او زمان فکر می کند که عادل هستند برای اینکه شریعت موسا را دارند اما در اصل اونا شریعت خود هم سرپیچی کده بودند امتور که حال از ایسای مسی روگردان بودند بله راست می گید شنوندگان عزیز مسروریم از این که ما را تا این جای برنامه امرایی نمودید امیدواریم آنچه را در این برنامه شنیدید باعث برکت برای تان شده باشد خوب دوستان عزیز شما در این برنامه دفاعی استیفان را در برابر اتحام های کائن عظم و عزای شورای یهود شنیدید رهبران یهود استیفان را به اتحام دروغی نکفرگویی دستگیر و ماکمه می کردن ولی استیفان از خود دفاع نمی کرد بلکه او به دفاع از انجیل مسی پرداخته بود در واقع استیفان از نخستین کسانی بود که به دفاع از ایمان مسی پرداخت که رهبران یهود به آن مخالفت می کردن دوستان مهربان در سرگزشت استیفان از یک سو ماه رهبران یهود را می بینیم که می خواهند او را به قتل برسانند و از جانب دیگر ایسای مسی را می بینیم که بر دست راست خدا استاده است حالا چی بوده رهبران یهود تصمیم می گیرند که استیفان را سنگ سار کنند بیایید این موضوع را در برنامه آینده بشنویم تا برنامه دیگر تمام شما عزیزان را به خدای مهلبان می سفاریم موسیقی مرادم شدم من مریدش مریدی که از جان گذشتم مریدی که از جان گذشتم مریدی که از جان گذشتم موسیقی از اون روز که نامی صابی آمد به این سر نوشتم برایش نوشتم که در سر گذشتم من از سر گذشتم نوشتم برایم که او شد فدایم شبم من فدایش موسیقی من از سر من از سر من از سر سر گذشتم من از سر من از سر من از سر فهره سر بر گذشتم و بعدون مرادم شدم من مریدش مریدی که از سر گذشتم موسیقی از اون روز که نامی صابی آمد به این سر نوشتم برایش نوشتم که در سر گذشتم من از سر گذشتم نوشتم برایم که او شد فدایم شبم من فدایش من آتش آتش آتش آتش گرفتم من از روح پاکش حتی همچه آتش گرفتم و بعدون مرادم شدم من مریدش مریدی که از روح پاکش حتی همچه آتش گرفتم حتی همچه آتش گرفتم از اون روز که نامی صابی آمد به این سر نوشتم برایش نوشتم که در سر گذشتم من از سر گذشتم نوشتم برایم که او شد فدایم شبم من فدایش من از جان بزشتم من از جان بر جان رو بزشتم من از سر بزشتم من از جان بزشتم من از سر سر بزشتم
5 September 2024
19 August 2024
1 August 2024
16 July 2024
16 July 2024
3 July 2024
24 March 2025
24 March 2025