Jesus Christ Raises Lazarus From the Dead

  28 minutes

  14 February 2023

Faith in Jesus Christ causes eternal life for our soul and spirit. Jesus not only gives life, but he is life itself. In order to receive spiritual life, a person must first die and then be resurrected and reborn. First we have to die to the sinful life of the past, then comes the resurrection and then life. Jesus gave Lazarus new physical life to show that he has the power to give a new spiritual life. In order to show that he can rescue people from spiritual death and give them spiritual life, he brought Lazarus back from physical death to physical life.
Then Jesus said to Martha that everyone who believes in him, even if he dies, he will live. A believer's body dies, but his soul and spirit do not die. Physical death is only the door to eternal life.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده ازیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتای 49 متر بند پخش می گردد با شما شنونده ازیز و ارجومند برنامه با شما سلام خوشحال استم که باز یک بار دیگه از طریق برنامه آزر تور زنده در خدمت شما دوستهای ازیز قرار داریم دوستهای ازیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی تور زنده می شنوید همچنان دوستهای ازیز شما می تانید که برنامه ما را از طریق فیسبوک هم تور زنده تقیب بکنین آدرس فیسبوک ما است facebook.com slash رادیو صدای زندگی دوستهای ازیزی که در برنامه زنگ می زنند ازی که برنامه ما زنده است زمانه که زنگ می زنند لطفاً صحبت بکنین همچنان دوستهای ازیزی که برنامه را از طریق فیسبوک تقیب می کنند اگر شما تفسیر از نظر پیشنهاد دارین نوشته بکنین ما را در برنامه بر شما به خانش می گیریم خب دوستهای ازیز ما با سمت جاو جان و فریبا جان در صدو با خود داریم دوستهای ازیز اردوی شما به برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان ما هم سلام های خود در خدمت شما و تمام شنوده ازیز ما در هر جوی که اصلا تقدیم می کنم همچنان خدا را شکر که در خدمت شما و شنوده ازیز ما هستیم شاید جان دعا می کنم که شنوده ما بتانن برنامه را بشنوان و اگر سوال نظر پیشنهاد دارین زنگ بزنن ما در خدمت شان هستیم بسیار خوب خب دوستها در برنامه گذاشته ما و شما در مورد موجزات ایسای مسی صحبت کردیم و نظر به زیقی وقت نطال استیم که مکمل در مورد صحبت صورت بگیره بنان صورت های خود را ادابه می دیم شاید جان شما گفتید نسبت به زیقی وقت و واقعا نیم ساعت برنامه را که می بینیم و کلام حدا را می بینیم شاگرد های ایسای مسی وقتی که نوشته کردن می گه اگر تمام موجزات و زندگی ایسای مسی را در بارش نوشته می کدیم تمام کتاب های دنیا هم گنجایشش نداشت واقعا یعنی ایقدر کار های زیبا و عالی کرده ایسای مسی که ما می فهم خدرت داشت تمانایی داشت محبت داشت فیض داشت رحمت داشت و تمامش راسی هم در کتاب ها نگنجیده و ما شما هم نمی تانیم در نیم ساعت برنامه بگنجانیم بله و جاو جان امتوکه گفتید شاگرد های ایسای مسی یوحن های رسولی را می گه ولی امن قد به شما نوشته کردیم که شما ایمان بیارید که ایسا امان مسی است بله بله ایمان بیارید و نجات پیدا کنید نجات پیدا کنید پس شای جان در برنامه گذشته در باری از ای گفتیدیم که چطور ایسای مسی روحای پلی در از مردم بیرون می کند و داخل هم بر شنونده های ما گفتیم و باز هم می خواهم یاد آوری کنم دوست های عزیز که اگر شما کسایی دارین در حانواده تان یا حد تان احساس می کنین و می فهمین که روحای پلید در حانواده یا در زندگی تان است لطفا دعا کنین دعا کنین چی که تیلفون کنین بله تیلفون کنین چرا که تمام روحای پلید با دعای هر کسی هم هر دعا جواب داده نمی شود هر دعا جواب داده نمی شود ولی اگر تیلفون کنین بر ما ما به نام پرقدرت ایسای مسی دعا می کنیم و امیدوار هستیم و به خاطر قدرت نام ایسای مسی مطمئن هستیم که روحای پلید اطمن گم میشن دور میشن بله و همچنان دوستهای ما اگر بیاد داشته باشن یکی از دوستهای ما در برنامه مستقیم زنگ زدن و خواهش کردن که در مورد موجزات ایسای مسی صحبت بکنین بله و امیدوار هستیم دوستهای زیزی که شما زنگ بزنین و بخواهید که در مورد چی باید صحبت صورت بگیره بله بله پس در باری روحای پلید گب زدیم روحایی که بسیار قدرت داشتن روحایی که قدرتشان نسبتاً کمتر بود در یک نفر دیدیم که فوج روحای ناپاک بود در یک نفر کدام عمل بسیار حراب نمیکد فقط امو شخص ازید میکد آزار میداد پس تمامش ایسای مسی بیرون کرد بسیاری از مردم نمیفامند بله فقط امی رو شنیدن که ایسای مسی موردها رو زنده کرد و خلاس بله و امروز از لقا فصل 7 از آیه 11 تا 17 رو میخانیم و برمه این قسمت بسیار جالب است اگر ما و شما انجیل نمی داشتیم بله یعنی انجیل مقدس کاملاً اصلاً در دسترس ما نمی بود و فقط امی قصه که در انجیل لقا فصل 7 از آیه 11 تا 17 سبت شده اگر تنها امی قسمت و ما و شما می داشتیم باید ایمان می آوردیم به ایسای مسی بله بس بیاین که این قصه رو بخونیم و ببینیم که چطور ایسای مسی مورده رو زنده می کنه بسیار خوب فریبا جان لطف کنین اگر شما بخونین این قسمت بسیار خوب انجیل لقا فصل 7 از آیه 11 تا 17 براتون میخانم بله فردای آن روز ایسا با شاگردان خواد امرای جمعیت زیاده به شهر بنام ناین رفت همین که به دروازه شهر رسید با مراسم جنازه روبرو شد شخص که مورده بود بسر یگانه یک بیوزن بود بسیاری از مردم شهر امرای آن زن بودن وقت ایسای خداوند آن مادر را دید دلش به آله و سخت و فرمود دیگر گریه نکن ایسا پیش رفت و دست خود را روی تابوت گذاشت و کسانی که تابوت را می بردن استادند ایسا فرمود ای جوان به تو می گویم برخیز آن ماردنش هست و شروع به صحبت کرد و ایسا او را به مادرش سپرد همه ترسیدن و خدا را تمجید کرده گفتن پیانبر بزرگ در میان ما ظهور کرده هست همچنین می گفتن خدا آمده هست تا قوم برگذیده خود را رستگار سازد خبر آنچه که ایسا کرده بود در سراسر ولایت یهودیه و امه اطرافان منتشه شد آمین آمین اینجا وقتی که شروع میشه میگه فردای آن روز اگر یک روز پیش ببینیم ایسای مسیح مردم از شفا میده ایسای منصب علام رومی که ایسای مسیح شفا میده جالب از این قصم مردم می آید ایسای منصب رومی میفهمه که علامش مریضه هست و می آید ایسای مسیح ازش میخوایی که علامش شفا بده و ایسای مسیح میخوایی که بره امروش ولی ایسای منصب میگه اهی استاد من خودم منصب هستم ازکرها زیر دستم هستند و بره کسی که بگویم برو میره بره کسی که بگویم بیا میایی امرو مرا قبول میکنند و من ایمان دارم که از اینجام اگر فرمان بدی علامش شفا پیدا میده و ایسای مسیح میگه چی ایمان عالیه و امو وقت اول میارن که به ایسای مشنوه که علام جور شد ایسای مسیح شفا میده و بعد از اون میگه فردای آن روز ایسا امرای شاگرده های خود به ایسا امرای جمعیت بسیار روان هست موجزات ایسای مسیح اتو نبود که پت پت یک کار شد و دروخ گفته شد پشتش که فلانی اتو موجزه کرد که نمیدونم و کلش دروخ باشد کسان ندیده باشد فقط یک نفر یک دروخ گفته باشد بازو با یک کس دگر روایت شده باشد بازو دو برابر ساخته بود امو مسئله یک زه چلزا که ما شما گفتیم اتور قصه ها میتونه باشد امیدوارستم قصه یک زه چلزا شنیده باشید میتونه اتور چیزها باشد که فلانی از فلانی روایت کرد که فلانی فلانی فلانی را پدرش فلانی بچه فلانی یک وقت یک چیز گفته بود یک لاف زده بود یک دروعی گفته بود اینجا مسئله دروع نیست به کدام شهر مند؟ به شهر نایین شهرش مردم شاگرداش کلگی شهد مسئله هستند و امی که به درواز شهر میرسد چی میکنند میبینند که یک جنازه را میبرند یک توبوت را میبرند و این شخص که فوت کرده بچه جوان یکانه بچه بیوزن هست و چقدر جالب هست که عیسای مسیح وقت که میبینند میگه دلش به حال او زن سوعت دلش به حال او مادر سوعت دلسوزی عیسای مسیح را ما شما بسیار قصهای زیاد شنیده ایم که فلانی شهرواره دارید فلانی گرگواره کشت فلانی نمیفمم که شهر خدا شد بخاطر که سربورید جالب هست جواد جان امیالا گپ میزدی بفکر از این افتادام که بیوزن میتونستن کتش ازدواج کنند یک بیوزن هست اگر میخواید یک بیوزن را کمک کنند اولین گره هست اینی بیا کتر من ازدواج کن که من تو را کمک کنم یا فلانی که هست کترش ازدواج کنند که کمک کنند به حساب دلسوزی نداریم واقعیت همیست واقعیت تلخ هست ولی امی واقعیت هست در مملکت ما ما خودم مادرم بیوه بود و کاکای خودم امی پیشناده داد میخوایی من سرپرست باشم میخوایی من کمک کنم امرای من ازدواج کن و این یکی از بدترین چیز هست دلسوزی نیست بله و زیارت هاییم ما زیارت داریم در کابول شاه دو شمشیره با دو شمشیر آیا محبت میکرد آیا دلسوزی میکرد مردم میایند و به حاطر امی زیارت امو دخترک نامش چی بود فرخونده در آنکه شروعی مردم کشته شد زنده سوختانده شد به حاطر بپرده شد بله ما اینوزم میرین با زیارت ها میگیم که این زیارت ها با ما مراد مورد بده در حال که اگر رقیقتا فکر کنیم آیا زیارت ها یا این کسایی که در اونجا دفنشدن چی کارهایی کردن بنامه شخص پاک میرن اون رو پرستش میکنن در حال در آنکه کشتن بله امی خود نام شمشیر شمشیر همیشه بر قتل بر خوانرزی استفاده میشه بقیه که موضوع شمشیر در میان میاد در اونجا نه کدام محبتی وجود داره نه کدام خیلخوائی در وجود داره حتی در این مورد در یه و آخر بدن نظریات دیگه هم شونده میشه که بگن هی شاید عمر لعیس باشه در مورد این جایی که شما نام بردین شاید و شمشیر هست در وایسی دلسوزی فریب ژان گفت که نگوفتهش بیا که همه ها روسی کن نگوفته شاگرده همه ها روسی کن بلکه دلش میسوزه و بعد از اون اسی های مسیه چی می کنه کله گیره میگه دست خودها سر توبوت میمونه و میگه که اصتادشون و بعد از اون فرمان میگه آی جوان به تو میگویم برخیست و آنمورد این نشست که ایسا برخیست و توبت کردن کد و ایسا اورا به مادرش سپرد چقدر جالب اصلا ایسا دلسوزی می کنه و با قدرت که داره قدرت که از خداست خودش ایسایی که ما شما میگیم در افغانستان میگیم ایسای روح و لاص ایسا قدرت خداوندی را از زنمت استفاده می کنه و موردر عمر می کنه و زنده می شد ایسایی که فقط خدا میتونه کنه یک موردره فقط خدا میتونه زنده کنه امروزه اتا طب نمیتونه مورده ها را زنده کنه ولی ایسای مصیح می بینیم تنها یک موردره نه بلکه چندین موردره در کلامش می بینیم که زنده کرده و همه تو که پیشتر در مشروع گفتین که شاگرده ایسای مصیح میگه ایسای مصیح هر روزش با موجزه بود کار خدا برای ما موجزه هست برای ایسای مصیح کار روزانیش بود هر روزه از آرام موجزه انجام می داد می بینیم که چقدر مثلا گفته بسیاری از مرضا شفا پیدا کرد و این بسیاری مالوم نیست شاید پینجا بوده سد بوده شاید هم بالاتر از او بوده بله اگر ما شما دستان موجز ایسای مصیح زیادتر دقت بکنیم ترهم ایسای مصیح برای مادر پسر که فوت شده این یکانه فرزندش بود کدام پناه دیگه نداشت و دلسوزی ایسای مصیح رو در اینجا می بینیم امتوک پیشتر فریبا جان گفتند که اگر کسی دیگه می بود شاید می گفت به شرطی رو زنده می کنم که تو امرای ما عرصی کنی ولی شاید او می گفت به شرطی رو زنده می کنم اگر این مرد آخر خدمت بکنه یا نوکرم شد ولی ایسای مصیح به اون مهربانی و دلسوزی که نسبت به مادر داشت واقعا دل ایسای مصیح برای او سخت و امچنان نه تنها که پسر زنده سخت بلکه مادر هم برکت داد که یکانه فرزندش دوباره برش داد و همه تا جوا جان می بینیم که یک موجز بسرگ صورت گرفته بود کل مردم شاید بود در جایی که زندگی می کردن یا در دعاتی که بودن یا شهرها بسیار مردم یکی دیگر را می شناختند رفت آمد داشتند همه تا که در افغانستان اولوسی هست همه تا که در جامعه می شناختند تمام مردم سر جنازه می آمدند پس یک موجزی بود که در بین را و در بین تمام مردم اتفاق افتاد و می گه همه ترسیدن و خدا را تمجید کرده گفتن پیانبر بزرگ در میان ما زور کرده هست و دیگر چی می گن؟ می گه خدا آمده هست ما بسیاری جایی می گم که بسیاری مردم می گن که ایسا هیچوقت نگفته من خدا هستم و به یکی از دوست هایی که به ما زنگ زده بود من این را گفتم ایسای مسین نیاز نداشت که به کسی بگو یا خدا هست البته زیاد جایی می گم انو پدر یکی هستیم یا خالق هست یا مالک هست ایسای مسین پیانبر هست ایسای مسین می تانه که موجزا کنه یکی از پیانبر های علول عزم هست ولی مردم اینجا ما شما می بینیم که آل فکرشان تنهیر می کنه می بینن و با عقیقت رو برومشن و می گن می گه خدا آمده هست تا قوم برگذیده خود را رستگار سازد دعای من ایست که امروز شما وقتی که برنامه را می شنوید در انجیل لقا در اینجیل که شما می خوانده ایم و می خوانده ایم فصل هفته می خوانده ایم آره فصل اشتهام اینجا هم فصل اشتهام از آیه چل می گن گامه که ایسا به طرف دیگر به این را بازگشت مردم با گرمی از او استقبال کردن زیرا همه در انتظار او بودن در این وقت مرد که اسمش یایوریس بود و سرپرسی کنیسیا را به وعده داشت ایسا را پیش پای ایسان داخت و از او تقاضا کرد که به خانه اش برود زیرا دختر یگانه اش که تقریبا دوازده ساله بود در آستانه مرگ بود وقتی ایسا در راه بود مردم از هر طرف به او فشار می آوردند پس اینجا می بینیم که حقیقت باز می بینیم نفر نامشه می گیره که کی است سرپرس کنیسیا است با مقام است با قدرت است مردم بسیار زیاد است این آدم می آیند در پای ایسای مسیح خودم دازد خواهش می کند که دختر دوازده ساله اش که بسیار دوست دارد می خواهد که شفا بده پس اینجا ایسای مسیح می بینیم که نفر زیاد از هر طرف سرش فشار است و می بینیم که چی میشه اینجا یک موجزه دیگر می کند یک زن شفا می دهد و بعد از او اینجا یک زن شفا می دهد در بین این مسئله در بین تمام مشکلات که هست فشار هایی که هست باز هم اینجا می بینیم که فکر ایسای مسیح به طرف مردم از دل سوزی می کند از زن را که دوازده سال خون ریزی دارد شفا می دهد و می گه انوز گرم صحبت بودند که مرد با این پیغام از خانه سرپرست کنیسی آمد دخترت مرد از آمد نده چی ایک نامیدیه دخترت مرد دخترک دوازده سالید که دوست داشتی مرد دگه استاد از آمد نده وقتی ایسا این را شنید به یای ریز گفت نتست فقط ایمان داشته باش او خوب خواهد شد انگام ورود به خانه اجازه نداد کسی جز پتروس و یوهناو یعقوب و پدر و مادر آن دختر با او وارد شد همه برای آن دختر گریه و ماتم می کردن ایسا فرمود دیگر گریه نکنید او نمرده خواب است آنها فقط به او ریشهن می زدن چون خوب می دانستن که او مرده است اما ایسا دست دختر را گرفت و او را صدا زد و گفت ای دخترک برخیز روح او بازگشت و فورا برخست ایسا به اشان فرمود که به او حوراک بدند والدین او بسیار تحجاب کردن اما ایسا به تحکید از آنها حواست که ماجرا را به کسی نگویند بله پس اینجا ما شما می بینیم که باز مردم است باز ایسای مسیح موجزه می کند و دخترک زنده می سازند روح بر می گردند و دختر واقعا وقتی خدا می آیا خدا خوشی می دهد جوا جان یک چیز را که باید داشته باشیم در این دنیای که پر از غم و رنج است پر از بدبختی است پر از عشق است آه است ناله است مرگ است ایسای مسیح می آیا همینطور که با بیوازان گفت دگه گریه نکن بله دگه گریه نکنید بله دگه گریه نکنید وقتی خدا می آیا وقتی که خدا لمس می کنه خوشی می آره وقتی که خدا ملاقات می کنه عزور از خوشی می دهد ایسای مسیح زندگی بخشید با پسر یکانه زن بیوازان و دختر یایروز که سرپرست کنیزه بود آدم ساده نبود و بسیاری امرایش بودن امتوکه گفتیم در ایرا چندین موجزه انجام می دهد زنه شفا می دهد و باید از او خدام چقدر نفر دگه کسایی بود که فقط دامن ردا ایسای مسیح را می گرفتند و شفا پیدا می کند و اینجا دیگر گریه نکنید ایسای مسیح اشکار را می خواهید دقیقا دقیقا و جالب از داخل میگه از خانوادهش و والدنش هست که با کسی ماجرا را زیاد نگوین ایسای مسیح نمیخواست که فقط به نام یک موجزگر باشه اون موجزه می کند تا مردم بیبینند و ایمان بیارند و بشناسند اون را و این چیز را سرپرست کنیزه میگه اگر ایمان داشته باشی نترس مردم امروز بعض کسای هست که ایمان دارند ولی هنوز هم میترسند ولی ایسای مسیح میگه نترس فقط ایمان داشته باش در قلب تو به من ایمان داشته باش و من آیات را در زندگیتان میارم خوشی را در زندگیتان میارم برکت را میارم بله فریبا جان شاید امروز شما عزیزم که امیال برنامه ما را مشنوین شاید نامید باشین ایمان بیار و من کار بزرگی میترسند در زندگیتان کنم بیاین یک قسمت دگر را میخانیم بحتر از ایک وقت بسیار کم هست الیازر را زنده میکنه در یوانا فصل فصل یازده هم ولی یک چیز را که از اینجا میخوایم بگویم که ایسای مسیح احوار الیازر برش میگه مردم میگه من اگر اینجا میبودی بیادرم نمیمورد و ایسا برش میگه بیادر زنده میشه و این حانم میگه میفهم در روز قیامت زنده میشه ایسا گفت من قیامت و زندگی هستم کسی که به من ایمان بیاورد اتا اگر بیمیرد زنده خواهد شد و کسی اگر زنده باشد و به من ایمان بیاورد ارگز نخواهد مرد امروز این چیز را میخواییم که این آیه را شما به یاد داشته باشین قصه را شنیدین ولی این آیه مهم هست ایسا قیامت و زندگی هست اگر ایمان بیارین به ایسای مسیح میتونین که زندگی عبدی را ایسای مسیح زندگی عبدی میتونه برتان بتا چیزی که ایچ پیانبر دیگه وعدهش را نتانسته بتا جوا جان یک چیزی که میخواییم بگویم یه هسته که ایسای مسیح قیامت هست و قیامت میاید و مردم ما این کلمه را نفهمه بسیاری مردم از این کلمه وحشت داره که قیامت آمد قیامت میاید و ایسای مسیح میگه من قیامت هستم و وقتی قیامت بیاید اگر ایمان داری زنده خواهی بود تشکر دوسته عزیز دوسته عزیز شنیدین برنامه را امیدوارسیم که شما هم اعتماد بکنین بالای ایسای مسیح و امو شادی خوشی را که بیوزن تجربه کرد و او پدر شما هم ایره تجربه بکنین خوب دوسته عزیز ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم به شما عزیز هاشد تا برنامه اینده که بازم در این ساعت در خدمت شما خواهیم بود تمام شما دوسته ای گرامی را به خداونده به نیاز میسپاریم به خداونده به نیاز میسپاریم به خداونده به نیاز میسپاریم بگیر دستم پدر حلبم شکستن وجودم پرشده از آهنالن دیگر تو پدر این پاها نماندن بگیر دستم پدر محکم به دستم گیر دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برا مجاز تو تنها توی ایسا توی سلطان قلب ها بگیر دستم پدر محکم به دستم گیر دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برا مجاز تو تنها توی ایسا توی سلطان قلب ها گرفت ایسا مرا در آغو شیخ ها گرفت در دو غمم را بردو شیخ ها اگر امروز تو هم عزیزی ای دوست بدان تنها دفعی درد دوست نام ایسا با وقت حیات جان با نام ایسا دهد صفا و قلب ها نام ایسا مرا عزیز ترینه نام ایسا اول و آخرینه بگیر دستم پدر محکم به دستم بی دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برا مجاز تو تنها توی ایسا توی سلطان قلب ها بگیر دستم پدر محکم به دستم بی دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برا مجاز تو تنها توی ایسا توی سلطان قلب ها توی ایسا توی سلطان قلب ها