God Cares About Us

  28 minutes

  1 February 2023

God our Father is a kind and compassionate. Not only is he merciful, but he is also forgiving. Because he is kind and compassionate, he does not get angry easily. He has mercy and salvation for all his creation. God is always aware of our condition. He knows our needs. He cares about every single one of us. This is because his essence is love. If we are in trouble, or pain and sorrow, he is with us.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنانده ازیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتای 49 متر بند پخش می گردد با شما شنانده ازیز و ارجومند برنامه با شما سلام چه حال دارین؟ خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنانده ازیز قرار داریم دوست ها ازیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی توره زنده می شنوید همچنان دوست ها ازیز شما می تانید که برنامه ما را از طریق فیسبوک هم توره زنده تقیب بکنید آدرس فیسبوک ما است facebook.com slash رادیو صدای زندگی دوست ها ازیزی که در برنامه زنگ می زنده ازی که برنامه ما زنده است زمان که زنگ می زنده لطفا سحبت بکنید همچنان دوست ها ازیزی که برنامه را از طریق فیسبوک می شنوید اگر شما تفسیر و نظر پیشنهاد دارید نوشته بکنید ما او را در برنامه بر شما می خوانیم خوب دوست ها ازیز ما باز هم جاوه جان دست ادیو با خود داریم جاوه جان خوش آمدین به برنامه با شما تشکر شاید جان خوش باشین ما هم سلام و اترامات خدمت تمام شنوینده ازیز ما تقدیم می کنم بسیار خوب خدا را شکر می کنم که باز هم می تونیم از طریق ای برنامه در خدمت شنوینده خود باشیم ولی واقعا خدا را شکر شاید جان یکی از شنوینده های ما پرسان کد گفتم امی فریبا جان کجاست من گفتم خدا را شکر مردم به فکر ما هستند و فریبا جان هم یادشان هست فریبا جان کمه مسروف بود متاسفانه نمی تونست امروئی ما باشه ولی با امید خدا که در برنامه جمعی آینده اطمان امروئی ما می باشند بسیار خوب خب جاو جان میشه که برما دوست های شنوینده ما کمیل از صدای ما شمار مستقیم از رادیو صدای زندگی می شنوان بگوین که دوست های ما زنگ زدند شنوینده های که برنامه را شنویندند چی سوالات داشتند شاید جان سوال ها زیاد هست قصه ها زیاد هست وطندار های ازیز ما که تیلفون می کنند خب مشکلات وطن ها می فهمیم ما و شما از سردی و بی زعالی و بی پولی و بیکاری شروع اما تا می تانیم پیش بریم حتی بی برقی بی برقی بله شاید جان و یکی از شنوینده های ازیز ما گفت گفت خدا در قصه ما نیست و امی برنامه را مگر شنوینده های ما یا دوست های ازیز ما در فیسبوک همیان تاقیب می کنند می بینند که عنوان برنامه ما همیست خدا در قصه ما نیست ایرا مستقیم امو چیزی که دوست ما گفت امو را گرفتم و امرای دوست ما شاید جان گب زدیم و واقعا بخاطر دردهایی که دارن مردم می نالن هر کسی را درده رسد ناچار گوید وای وای و مردم هم بتنگ هستند ولی امروز می خواهم سر امی مسئله گب بذاریم که آیا واقعا خدا در قصه ما نیست یا نه خدا در قصه ما هست شاید جان ما شما در وطن به حساب می گیم و مردم ها زیاد به حساب مسلمان ها زیاد می گن که خداوند رحمان و رحیم هست ولی یک کمبودی را در اینجا می بینم شاید جان مردم می گن که خدا رحمان و رحیم هست ولی عادل بودن خداوند را فراموش می کنند عدالت خدا را فراموش می کنند و زبوری 116 آیه پنجی را بسیار واضح می گه کامل می گه شاید هم امی بسم الله رحمان و رحیم و رحمان و رحیم گفتند شاید از امی آیا گرفته شده کتاب مقدس بارهایی را می گه ولی من شخصا فکر می کنم شاید از اینجا ولی امی عادل بودن خدا از اینجا به حساب عصف شده در این وقتی که می گیم رحمان و رحیم هستند چرا که زبوری 116 آیه پنج می گه می گه خداون رحیم و عادل هست و خدای ما رحیم هست در دگه جایی می گه خداون مهربان و رحیم هست در زبوری 145 آیه 8 و 9 می گه خداون بخشنده و مهربان هست درعذب و بسیار رحیم خداون برای همگان نیکست و رحمتهایش بر همه محلوقات ویست این کلام خدا هست که ما می بینیم شاید جان و واقعا باران رحمت خدا بر نیک و بد می باره این از مهربانی خدا هست اما یک حاندن هست به حساب یک شیر هست می گه اگر من جای او بودم حاندن هست که احمد زایر حانده به یک حساب عجب سبر خدا دارد اگر من جای او بودم و شما شایر های بزرگار بیترین چیز ها را نوشت کردن که مشکل در کجا است واقعا خدا اگر رحیم نباشه آفتابش بر همه نمی تابه شاید بر مردم های خوب بتابه یا مثلا باران رحمتش به تمام مردم شاید نباره برفش به تمام مردم نباره شاید به یک ادام مردم بباره ولی خدا خدای تمامی محلوقات هست خدا ذاتش محبت هست کتاب مقدس میگن ولی ما وقتی که خود را میبینیم امو ادالت خدا را وقتی که در بارش میخانیم در کتاب ارمیا فصل دوم آیه 34-35 میگن لباسهایتان هم با حون بیگناهان آلودند نه با حون دزد و راه زن با این هم شما میگوید ما بیگناه استیم و کار بده نکرده ایم که خدا برما هشمگین باشد اما من شما را به حاطر این که میگوید ما گناه نداریم محکوم میکنم خدا دل است و اگر حقیقت بگویم سر در گریبان خود کنیم و فکر کنیم که در این کشور ما چقدر تبایی و ویرانی شد چقدر حون بیگنا ریحتانده شد درست است که ما میگیم نیروای حارجی آمد نمی فهمم کی و کی و چی جنگ های ست سال پیش را به یاد بیاریم و آره کلشا میمونیم از انقلاب شروع تا اینقلاب و نمی فهمم این بیست سال که حارجی و هر چیزی که هست و آره کنار میمونیم بیاین که به خود ما فکر کنیم که خود همین وتندار وتندار خود را چقدر کشده بله چقدر ما و شما به یکی دیگر ظلم کردیم در این کشور خود ما سر یکی دیگر و کلام حدا محتی که میگه لباسایتان هم با خون بیگنان آلودن ما واقعا وتن حدا میبینم مردم حدا میبینم امی را میبینم که او مجاید میگه و او دگره مجاید میگه ولی یکی دگره میکشن میبینیم که به نام یکی نمی فهمم در این حکومت هستم و این در حکومت نیست یکی دگره چقدر کشتن ما و شما واقعا در حضور حدا گناکار هستیم همه گناه کردن و از جلال حدا کم آمدن ای را رساله رومیان بر ما واضح میگه همه گناه کردن و از جلال حدا کم آمدن و عدالت حدا چیست وقتی که صدا و گیریه و یتیما و بیوزنا را حدا میشنود فکر میکنین که چی باید کنه ما گناه کردیم ما، مردم ما، قوم ما بزد یکی دیگر اگر ازاره از بزد تاجیک تاجیک بزد ازبک ازبک بزد پشتون پشتون بزد ای ای بزد ازو کل گیر ما و شما متاسفانه مهماتر فقط به خاطر چی میگم که یعنی کل ما بزد یکی دیگر گناه کردیم ادفعیم نیست که راستی فلانی بزد فلانی ولی تمام ما و شما بزد یکی دیگر گناه کردیم شاهد جان بشکال مختلف بله اگر ما شما بیانیم کسی هایی که مسئولیت دارد در ارگونای دولتی یا در سابق انجوها بود هر کدام از اینا هر جا که دستشان رسید واقعا حق مردم را گرفتند بر خود بیترین زندگی را جور کردند وره حق مردم که واقعا شایسته بودند زوار بودند که امروز اونا کمک می شود امو پیزه از اونا را اونا بر خود گرفتند و امروز می بینیم که نه تنها داخل افغانستان در اینجا کاملا ما شما می بینیم که ارمیا فصل دو امی چیزا میگه که حتی لباس، قلب انسان خب است دست انسان ها بسیاری افغانای ما شما تا به حساب آرنج در خون آلوده است بخاطر از که زیر تاثیرات نفس اماره خود رفتند مخلوق خود را کاملا فراموش کردند بله شاید جان من یادم است من این را سابقا اگر یادتان باشد در برنامه گفتم ما یک امسایت داشتیم و این دختره که بسیار عزیز بود و این دختره فقط امی مجایدین که کابل را گرفتند دفتند ایچ کس سر بام دیگه زنها بالا نشند و این دختره کالا ششته بود رفت بالا شد من این قصه شم نوشته کردیم کدام رو شاید بخونم ولی درد داره با امو حاطر من جرات نکردیم ایچ وقت را در برنامه بخونم و بالا شد که کالا را اوار کنه امراه مرمی پیکا امواتر زدنش جای بجای مثل یک گنجشک کشته شد و نامزادش به حساب کسی که دوستش داشت این بچه رفت خانه دوستهای خود در مکرویان و هاو بود این امو دورانهای جنگ ها میگم سالهای 92 در کابل که جنگ بود امی مجایدین بین خود جنگ میکردند و امون جا راکت آمد درمو کلکین هورد و این بچه های که امون جا جان داد بچه تقریبا 22 ساله 23 ساله 22 ساله که این یک بچه خوبه بود نه در جنگ شریک بود نه ایچ یک بچه شیرین از کوچه ما بود و امواتر زیاد مردم دگه از شای جان کسایی که از منطقه کوچ میکردند بخاطر جنگ ها در کراچی فقط امو چار تا مال ها خود را انداخته بودند میرفتند که راکت هورد تکه تکه شد بچه بچه مامای خودم امو تا شد و زیاد مردم ما شما جنجال و چیزا زیاد داریم ولی بازم میاییم که آیا حدا در قصه ما هست؟ اینجا ما گفتیم که حدا بخشنده و میربان هست ولی آدل هست و پسان هندیم که کلام حدا میگه شما گناه کردین اما گناه کردن ولی آیا تمام شدی؟ وقتی که ما گناه کردیم دیگه باید تمام عمر ما باید اما تا در تبایی بسر ببریم یا رایه هست که ما نجات پیدا کنیم از این تبایی و ویرانی از این آلت ما نجات پیدا کنیم ارمیا فصل سیاه 12 و 13 میگه الان به طرف شمال برو به نبی حدوان میگه حدوان به نبی حد میگه برو و برشون بگو بر مردم بگو که حدوان میفرماید این را به قوم اسرائیل میگن ای اسرائیل بیوفا بسوی من بازگردید من قهر نیستم زیرا من خدای رحیم و میرابان هستم و تا ابت بر تو حشمگین نمیمونم الان به گنانت اقرار کن زیرا تو در برابر من حدوان که خدای تو هستم بعاوت کرده و در زیر ار دراحت سبز بطه ها را پرستیده ای و نخواستی که از کلام من پیروی کنی و شای جان میبینیم اینجا که بازم ما گناکار به حاطر هستیم که میگه ما به تورات زبور و انجیل ایمان داریم ولی چند وطندار ما هست که کلام خدا را خانده باشن چند وطندار ما هست که کلام خانده باشن بگه من طبق کلام خدا زندگی پاک و مقدس میگنم برعکس میگه می ایمان داریم و بعد از او اگر کسی بخونه او را بخونه میگه تو کافر هستی چرا؟ چرا کافر هستم؟ تو تورات زبور و انجیل را میخونی او بدر ایمان داری که تورات زبور و انجیل کلام خدا هست؟ بله پس چرا نخونیم؟ اگر نخونیم باید کافر باشیم خاندنش کفر نیست ولی ما را از کلام خدا متاسفانه سال هاست قرن هاست که دور نگاه کردن پس یه هم گناه ما هست اگر ما کلام خدا را بخونیم واقعا ما میفهمیم که اراده ای خدا چیست متاسفانه ما الان ما نیفهمیم شاید جان و کلام خدا میگه میگه من میرابان هستم باید که تو از من دور شدی باید که شما محلوق ما هستیم در اول گفتم که خداون خالق هست و میرابان هست و فیض و رحمتش را به تمام محلوقش با این تابیدن آفتاب و باریدن باران میبینیم پس خدا میخوای که ما نجات داشته باشیم پس ایسای مسیح چی میگن؟ ایسای مسیح آیا در انجیل مقدر چیز گفته در این باره؟ در باره میرابانی خدا چیز گفته؟ آیا به من امیده هست؟ شاید جان انجیل لقا فصل پانزده هم وقتی که میریم سی قصه جالب ایسای مسیح میگه میبینه مردمه دلش بر مردم همیشه میسوزه و اینجا میایه و ایسای مسیح میگه بر مردم اینجا مردم جمع شدن جزیگیراز و خطاکاراز کلیگی مردم جمع شدن و به گفت های ایسای مسیح گوش میگنند و پیروهای فرقی فریسی امو ملای تنراو و علمای یهود هم همکنان میگن که این مرد اشخاص بسرپایه یعنی همی گناکارا را با خوش رویی میپذیره و همرایشا نان میخوره بر از یا بر کسایی که بسیار خدروانی میگیرند بسیار بسیار ملاها هستند علما هستند و تنراو هستند یا خوش نیستند که ایسای مسیح امرای مردم عادی میشینه و نان میخوره و به این حاطر ایسای مسیح برشان یک مثال میگن میگه فرض کنین که یکی از شما صد دانه گوصفن داشته باشه صد رست گوصفن داشته باشه و یکی از ای گوصفند ها گم شوند میگه آیا امو نود و نو تای دگر دمو چراغا نمیمونین و پشت امو گم شده نمیرین که او را پیدا کنین و وقتی که او را پیدا کردین با حشالی او را در بغل گرفته پس نمیرین در حانام که میرین با زن و اولاد و همسایه با کلگی میگین که گوصفند ما پیدا کردم امو گم شده ما پیدا کردم و ایسای مسیح آیه 7 فصل 15 آیه 7 میگه میگه بدانید که به امان طریق اگر یک گناه کاری که توبه می کند در آسمان بیشتر خوشی و سرور خواهد بود تا برای 99 شخص پریزگاری که نیازی به توبه ندارن پس امو داره که پیشتر خوندیم ایسای مسیح میگه میگه اگر یک نفرم گوصفندار مثال میده میگه اگر صد تا داشته باشی یکیش گم شده پشت امو میری و پیداش کنی خوشحال میشی اگر یک ایشوری توبه می کند و به حدا رجوع میکند میگه در آسمان اموطوری خوشی رو میده ولی اموطور بعد از او میگه سکه گم شده میگه فکر کنین فرض کنین که یک زن 10 سکه نقره داشته باشه و یکیش رو گم کند آیا چرا نمی گیره و کل حانه را جورون نمی کنه نمی پاله زیر چپرکت، زیر تحت، زیر چارپایی زیر گلم، زیر قالین و زیر چشکار کلشم می گرده می پاله که پیدا کن امو یک سکه که گم شده و وقتی که او را پیدا می کنه امو غرحندهش و انساییش هر کس که هست دیگه اتتو حشالی کده می آیا پشن که شکر که سکه ما پیدا کده امو یک سکه نقره گم شده بود ما پیداش کده میگه به امو طریق بفهمین که بری یک گناهکاری هم که توبه می کند دیگه گم شدهی که پسیاف می شه میگه در بین فرشتها حوشی و سرور شروع می شه آیا حدا در قصه ما هست؟ نظر به این آیتی که شما خواندین واقعا خداوند آدل و کریم هست همیشه در فکر ما شما هست واقعا خدا را شکر می کنیم که کلام خدا را ما داریم و خوب هست که کلام خدا را بخانیم تلفون داریم شای جان تلفون داریم رادیو صدای زندگی سلام برادر عزیزم بفرمایین برنامه ما زنده است صدای شما را می شنویم یک نظر داشتم از موجزات ایسای مسیح زیادتر خودتش خانده شد تا شاید این وطنان را ایمان دیاره از این مشکلات های که داخل کشوره شاید امینا خلاش از کشوره آمید یک جان تشکر با احترام خداحافظ خداحافظ برادر عزیزم تشکر از برادر گل ما که زنگ زدن گفتن که در باری موجزات ایسای مسیح بگوین و امی تعلیم ایسای مسیح هم بر نظر من امروز موجزات هست ولی اطمان در برنامه آینده از موجزات ایسای مسیح هم بر وطن دارای عزیز ما اطمان میگیم و عدف ایشنوندهی ما شاید جان چی بود در باره موجزات بگوین تا که همین مردم ما بشنوان و از امی بلایا نجات پیدا کنن ایمان بیارن و خدا را شکر بردان تشکر ادامه میتیم از انجیل لقا فصل پانزده هم گفتیم گسفند گمشده سکه گمشده و پسان ایسای مسیح در باره پسر گمشده گفت میزنه و اینجا میگه میگه یک مرد بود بسیار پیسدار زندگی داشت دو بچه داشت یک روز بچه خردش میای پشت رویش استاد میشه میگه پدر امو ارس مرا امو اصه مرا از داروی بته و پدرش سل میکنه میگه صحیص امو دارویها در بین دو بچه ها تقسیم میکنه و چند روز بعد امو بچه خرد امی کل امو پیسه و هر چیزی که برش رسیده امو اصه ها در میگیره و حلاسه حرکت میکنه میره در شار و این پیسه ها را در اونجا در عیاشی بباد میتن باد کده میره فکر کن که یک کسی که به حساب میاید در شار جوان هست و تمامش هست و دمی وقت هست که ایسای مسیح میگه که در اون ملک قهطی بسیار سخت میاید و این بچه دو چاره یک تنگدستی میشه دگه نداره پیسه مفلس میشه و میره نوکر یکی از امو ملاکین اون منطقه میشه و این نفر هم میبینه که نوکر نو آمد میبرهش میگه برو در مزره خوکاییم کار کو و آیه 16 میگه میگه این بچگک آروزو داشت که شکم حدا با اون خوراکی که خوکا میخورند امرای امو پر کنه مگرم ایچ کس به اون چیز نمیداد در آلت شده که آزر از خوراک خوکا را بخوره در ایتا آلت هست این بچه میگه آخر به خود آمد همونطور ششته بود و کدام روز به خود میگه اتا مزدورای پدرم نان کافی داشتند اتا نان اضافی داشتند و من در اینجا نزدیک هست که از گرسنگی تلف شدم شاهی جان میبینه متوجه میشه و میگه میگه من میرم پس پشه پدرم و برش میگم که پدر من بزد تو و بزد خدا گناه کردم اگر آیه را بخونه میگه پدر من نزد با خدا و نزد با تو گناه کردم و دیگه لایق این نیستم که بچه تو حانده شوم میگه امروی من مثل امو نوکرهای طرفتار کوم و همیست که میحیزه و دیگه حرکت میکنه طرف خانه پدرهاد و وقتی که میای انوز فاصله بسیار دور مانده که پدرش او رو میبینه و دلش بالش میسوزه و پدر طرف بچه خود میده و کلام خودا میگه به دست در گردنش مندازه به گرمی او رو میبوسه بچه خودا میگه و بچهش میگه پدر من نزد با خدا و نزد با تو گناه کردم دیگه لایق این نیستم که بچه تو حانده شوم مگر پدرش به نوکرهای خود میگه برین بیترین چپن بیارین برا بچه با پوشانین انگوشتری در انگوشتش کنین بود در پایش کنین و امو گوثاله چاق بیارین امو گوثال کنین که یک جشن بگیریم به هاتره که بچه ما مرده بود زنده شد گم شده بود پیدا شد و به این ترتیب میگه یک جشن کلان گرفت و ایسای مسیح اینجا بازم برای ما و شما میگه میگه ما و شمام که محلوق خدا هستیم بزد خدا گناه کردیم از خدا دور شدیم با کارای علت ما پس اگر ما توبه کنیم این امو طور که بچه به فکر آمد و توبه کد و پدر چی کد پدر دوید و آمد به علش کد چپن دادش انگوشتر در دستش کد بود در پایش کد جشن گرفت ایسای مسیح میگه این امی رقم خداوندام که خالق ماست و پدر آسمانی ماست خالق ماست خدا امو طور نوشی میکند در توبه مردم در قصه ما هست شاید جان کاملان خداوند همیشه در فکر ماست همیشه نیکوی را خوبی را بر ما میخوایه و این را ما زمان خوب درک میکنیم که کلامش را بخانیم اگر ما کلام خدا را نخانیم شاید بر ما مشکل باشه شاید جان کاملان درست میگن و امروز شما عزیزا کلام و خدا را شنیدین امروز شما بازم شنیدین که خدا در قصه ما و تو هست ایداقل کلام خدا را بخونین ایداقل پشت پای نزنین نگوین که ما ایمان داریم ایداقل بر خود رو نگوین نگوین که ما ایمان داریم و باد از او بگوین نمیکنیم بگوین ها ایمان نداریم ولی در امق قلبتان در وجودتان میفامین که کلام کلام خداس پس اگر کلام خداس بخونین و چقدر علی Competition که توبه کنین از گناهتان و بگوین ای روح خدا ما میخواییم که تو در قلب ما در فکر ما در زندگی ما بیایی و تو ایسای مسیح ای روح خدا بیا و زندگی ما را تبدیل کو بگوین که ایسای مسیح ما زندگی خدا به دستای تو مسپاریم و هم توبه میکنیم از گناه ما و میخواییم که مثل تو پاک و مقدس زندگی کنیم بگوین توبه کنین و امروز هم آنوش خدا باز است که ما شما را بپذیره و تمامی بلایا را از زندگی و سرزمین ما دور بسازن تشکر جاو جان که به سیدی آمدین کلام خدا را شکر میکنیم که امروز ما در اختیار خود داریم و امیدوار اسم که دوستای شنویده ما بایی پای برده باشند که خداوند همیشه در هر حالت که هسیم حتی اگر گناه کرده باشیم قلب خداوند بر ما میترد خداوند فکر ماست که ما از تمرد سرپیچی بکنیم و به حضور خداوند بهیم و مطابق ارادی از او زندگی بکنیم خداوند همیشه میربان است خداوند همیشه رعیم است خوب دوستای عزیز این بود برنامه این وقت ما که تقریم شما عزیزها شد تا برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواهیم بود تمام شما دوستای گرامی را به خداونده به نیاز میسپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی