زنان کارگر و مشکلات شان در هرات

  ۲۹ دقیقه

  ۲ سِپتامبر ۲۰۱۷

زنانیکه که هر روز از ساعت هفت صبح تا چهار بعد از ظهر در یک زیر زمینی کثیف، بویناک و نیمه روشن مصروف پاک کردن پشم استند. کیسه‌های پراز پشم را پیش روی شان قرار داده اند و تارهای قهوه‌ای، سفید و سیاه پشم را با دست‌های زخمی و خراشیده‌ای شان جدا می‌‌کنند. در وقت کار در برابر گرد و بوی پشم، بینی و دهان شان را می‌بندند.
این زنان می‌گویند: "ما از صبح تا ناوقت عصر در داخل این گردوخاک هستیم بوی بد پشم واقعاً ما را ناراحت می‌‌کند. اما مجبوریم . اگر کار نکنیم چه کسی برای ما و فامیل ما پول خواهد داد، آن‌ها نان خوردن خود را ندارند."
قانون کار افغانستان حکم می‌‌کند که کارفرمایان باید لباس مناسب، کفش‌های خاص، ماسک، عینک، دستکش و دیگر تجهیزات حفاظتی مناسب کاررا بصورت رایگان در محیطی که این چیزها لازم است، در اختیار کارگران قرار دهد.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بپایان ما و سایر امکارای ما را بپذیرین امیدواریم تمانیات نیت ما را که این کاس از محبت خالصانی ماست گرمای باشه بر لحظه های شما شما را یک بار دیگه به برنامه رنگ زندگی خوش آمدید می گیم خدا کنه که گرداوردای برنامه طرف توجه و علاقیتان قرار بگیره آرزو می بریم لحظات را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند انباشت شوید بله خب شنوده های ارجومند ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل خانودگی و مسائل اجتماعی می پردازیم دوستان ارجومند تاوری که می دانید جنگ چقدر نابسامانی و مشکلات را بر مردم ما بار آردند بسیاری از فامیل ها ناناور خانه خود را از دست دادند و خانمای خانوده ویا فرزندهای خانوده وادار به ای شدند که باید کار بکنند تا لقمنانه را بر فامیل و خانوده خود فرام بکنند می بینیم که رنگ و چهری زندگی در زندگی از ای خانودهای عزیز واقعا به شکل بسیار ذشت خود تبارس داده توجه کنین آقای شاهد شما می فهمین که مشکلات بیکاری در افغانستان یا در وطن عزیز ما بسیار زیاد است و امتحان که شما گفتین بسیاری از خانوده ها سرپرست خانوده ایشان را اونا از دست دادند یا پسرهایشان را از دست دادند و اونا کسی ندارند و مجبور است ای خانوما که برن کار کنند و یک مقدار پول به دست بیرند تا بتانند خرچ و خوراک خانواده خود را به دست بیرند بیاین که امروز صحبت کنیم از خانومایی که مشکلاتشان به اندازه زیاد است و اونا در فابریک پشنپاکی اونا کار می کنند بیاین که از اونا بشنویم یک خانوم که اسم از اونا است بی بی گل زن شست ساله است که هر روز از ساعت 7 صبح تا 4 بجه دیگر در یک زیرزمینی بسیار کسیف و بویناک اصلا روشنی هم در اونجا بسیار کم است مصروف پاک کردن پشم است بیچارا دستایش زخمیست و خراشیده شدگیست و اما تر کار می کند و او بخاطر از این بوی و گرد و خاک که پشم داره او دان خود همیشه بسته می کند امرای چادر خود او گفت که من از سر صبح یعنی صبح وقت می روم تا دیگر نوخت کار می کنم و در این خاک و بد بوی پشم بسیار زامت می کشم و اینمی بوی پشم مرا بسیار آزار می تا می گه من مجبور استم که کار کنم اگه کار نکنم می گه کی برای من پیسه می تا من نواسه هایی دارم که اونا را من باید نان بتم اونا دیگر نان آور ندارن او روزانه تقریبای 120 افغانی را کار می کند یعنی ماهش از او است و بگفته خودش در برابر زامتی که او می کشه این پول بسیار برش کم است او می گه که شوورش و پسر شدوشان در جنگ ها کشته شده و او است که روز و شو زامت می کشه کار می کند تا نان برای خانوادی خود یا برای نواسه های خود و خودش بدست بیره او می گه که سردی و گرمی آواه برمه هیچ فرق نمیکنه بخاطر ازی که ما مجبور استم که باید این امینجا بیایم و یک لقمه نان به دست بیارم و کار کنم و زامت بکشم تا بتانم که امی نواسه های خود را بزرگ کنم او از دولت می خواهد که توجه به زندگی از او بکنه او می گه که دولت برما زنای بیچاره هیچ کار نمیکنه ما برای رفتیم در دروازای دولت می گه که ولی اسکرا مرا دشنام دادند و بیرون کدند و گفتند که برو گدایی که چرا اینجا می آیی یعنی که عرفای از اینا را حصلن کسانی که در دولت است نمشنوه همین صنعت پشم پاکی در ولایت حیرات حدود چار ست زن بکار گرفته ولی این زن ها در شرایط بسیار نمناسب و اما تر سات های بسیار طولانی با ماش بسیار کم کار میکنند غلام صدیق نظری ماوین شرکت نظری که این امی پروسس پشم اونا فابریکیش دارند دولت حیرات او می گه که بله واقعا کار بسیار مشکل و سخت است و ماشا همچنان بسیار کم و پایین است اما اونا روزانه برای کارگراه خود دو وقت غذای رایگان می تند بگفته امی غلام صدیق نظری و او می گه که با این کار اداقل ما برای زن ها کار خود می تیم که یک اندازه مشکلات اقتصادیشان حل شوه و می گه که واقعا ما آگاه استیم از مشکلات از این خانما مگر نمی تانیم که پول بیشتر برشان بتیم مسئولان حقوق بشر هم می گن که نبود قانون برای تعین ماشات باعث بدتر شدن شرایط شده عبدالقادر رئیمی رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر ده حیرات گفت که حکومت باید این مسئولان را حل کنه اما زبایر رعوف مدیر منابع بشری ریاست کار و امور اجتماعی شهده و معلولین گفت که اونا هرچی در توان داشته باشند انجام خود دادند با گفتی او کارگراه بدلیل ساتهای بسیار طولانی و ماش پایین با خطرات بسیار زیاد مواجه می باشند مسئولان صیهی می گن که کارفرمایه برکایش خطر کارمنده شان زحمت کم به خود می تنین اصلا به کارگراه خود اونا توجه ندارند یک خانم دیگه یا یک خوهر دیگه ما که اسمشان کریمه هست یکی از کارگراهی هست که می فاما که واقعا سهت از او در معرض خطر هست بخاطر ازی که او پشم پاکی می کند چون وقتا او پشم پاک می کند واضح است که در اونجا بوی هست و گرد و غبار هست که او را مبتلا به مشکل نفستنگی ساخته او می گه ما شبا نمی تانم که خواه بکنم چون که نفستم بسیار تنگ می شه و به بسیار سختی تنفس می کنم می گه تا چار پنج مای دیگه ما می فام شاید که این امی نفستنگی مرا از بین ببره اما بازم ما باید کار کنم چون مجبور هستم بر خانواده خود یک مقدار پول پیدا بکنم قانون کار در افغانستان اکم می کند که کارفرمایی باید لباس مناسب، بوتهای بسیار خاص، ماسک، آینک، دستکش و دیگه تجیزات حفاظتی مناسب کار را برای کارمندهای خود به صورت رایگان آماده بکنند و در اختیار کارگراه خود قرار بتند نظری مدیر فابریک پشم حیرات گفت که اونا یک مقدار تجیزات ایمینی را تیعا کردن یا امی تجیزات را مثل ماسک و دستکش و گپ های دیگه اونا آماده کردن ولی کارگراه ترجیه دادن که از اونا استفاده نکنند او میگه که درست است که ما برای کارکناه دستکش نمیتیم چون اونا با دستکش درست کار کردن نمیتنند اما تجیزات دیگه از جمله ماسک برشان داده شده سکینا هسینی اوزو شورای ولایتی ای ادعای امی ماموران رد می کنه و میگه که مفتشین در فابریکه ایچ نشانه از اقدامات ایمینی اونا در اونجا ندیدند اونا میگه که وقت تفتیش های از اونا از فابریکه دیدن کرده از کارگراه پرسیدن متاسفانه متوجه شدن که ای فابریکه حتی یک افغانی برخرید ماسک و دیگه تجیزات مصرف نکردن تایره سجادی فعال حقوق زن گفت که حکومت مسئولیتهایشا در برابر زنها انجام نداده از جمله تسهیل استختام اونا را مساعد نمی سازه او میگه وقت ما بر ملاقات با کارگراه امادگی میگیریم پیش از پیش کارفرمایه کارگراه نشانه تعدید میکنند و برشان میگه که اگر شما شکایت کنین از کار بر کنار تان میکنیم به امی خاطر اونا مشکلات شانه با ما شریک ساخته نمیتونند صدا خانم دیگه هم که دیی فابریک پشم ایرات اونا کار میکنند یعنی از زندگی خود چندان رازی نیستند و اونا ایچ خوشبینی برای اندام ندارند شنانده های عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدا زندگی میشنوین خوب مرور جان ما شما خود داستانه شنیدیم واقعا چقدر متحصر کننده است که میبینیم مردم ما خوصا خانمای بچاره چی زندگی فلاکتباره دارند میبینیم که جنگ چقدر مردم ما را خسته ساخته چقدر جنگ هست و بود مردم ما را ازشان گرفته و چقدر فشارای زندگی سرشان زیاد شده و زیاد فامیلی هستند که سرپرست خانماده خود را ازدزد دادند در اصل از این جنگ ها مثلا ما و شما این داستان را که شنیده ایم خوهر ما بی بی گل اونا 60 ساله هستند چون شوورش و پسرش اردوش در جنگ ها کشته شده و او دیگه کسی نداره یعنی ناناور نداره که برشان غذا تیاک کنه نان تیاک کنه و برشان بیاره و او یکانه کسی است که باید نان پیدا کنه و نواز های خورد و کوچک خودا نان بده و بزرگ کنه و سن بی بی گل 60 ساله هست در 60 سالگی باید او استراحت کنه باید او در خانه بیشینه که مثلا دخترش یا بچهش یا دگه از های خانواده او را خدمت کنند اما متاسفانه در اثر از این جنگ ها او هیچ کسی دیگه نداره و فقط نواز های خودا او خودش کمک میکنه و میره کار شاقر انجام میته دست هایش زخمی میشه مثلا او نفستنگی پیدا میکنه یا از هر مرض دیگه از او پیدا میشه چون گرد و خاک و اتاقی که اونا کار میکنند بسیار نمناک هست و بویناک هست و در اونجا در او تاریکی میشنه و پشمه ها را پاک میکنه و نان بر خانواده خود پیدا میکنه واقعا که بسیار متاثر کننده هست آدم زیاد جیگرخون میشه و میبینیم که جنگ واقعا چقدر تاثیرات ناغوار خوده سر زندگی اجتماعی ما وارد کرده و میبینیم که امی خانم که در جایی کار میکنه خودش میگه که من در ایک زیرزمینی کار میکنم که بوی میته نمناک هست و روشنی کافی وجود نداره و اگر مسئولین ای فابریکه که ای فابریکه پشم پاکی را را اندازی کردن اگر اینا واقعا توجه کنن بر کارمانده خود بر کارگراه خود اینا قدر شکایت نمیکنن و همچنان اینا مریض نمیشن بله توجه ای فابریکه همینطور قسمی که از داستانی خوهر ما آفامیده ایم پوش ازی هست که چطور بتانن به حساب از انرژی مفت رایگان از اینا سو استفاده بکنن در حال که امو قدر کار را که اینا انجام میتن برای ای کمپنی به حساب موهیان میسازن باید کمپنی باید احساس مسئولیت بکنه از امو فائده و آئد از او بتانن وسائل را بر از انها فرام بسازن که فضا برشان مساعد باشن فضای پاک باشن خود ازی خانم میگه که بوی است و نمناک است اگر اونا وسائل که فضا را پاک میسازه بادپکه باشه یا آواکش اگر اونا وسائل که فضای پاک داخل اتاق ببرده اونا مریض نمیشند یکی از کارگرهاشان میگه که من همیشه که اینجا میایم چون خاک هست بوی پشمه سیاست سر سینه و ششمه تأثیر گذاشت و میبینیم که بچه ها وقتی که خانم میرند میگه اتا من سری نفس کشیده نمیتنم و این بتفاوتی مسئولین فابریکر را نشان میتند در مقابل کارگرهاشان اگر واقعا در کشور ما جنگ نمیبود اگر قانونیت میبود اگر مسئولین احساس مسئولیت در برابر کارگرهاشان میکدند این حالت روخ نمیداد سر کارگره های بچه ها راست میگه نقیقت گفتین و اما تا اونا شکایت داشتند از این که اونا قدر زحمت میکشند اونا گفتند که مثلا 7 بجه صبح میایند و تا اسر کار میکنند و ماششان بسیار کم هست و اصلا او کفایت نمیکنه برشان و اگر مسئولین اما تا که شما گفتین این فابریکه فابریکه پشم هست و اونا مقدار هنگفت پول بدست میارند وقتی پشم و اینا پاک میشه و بعد اصلاس مردم در بیرون قرار میگیره واضح است که اینا پول هنگفت بدست میارند و هرگز توجه ندارند به این کارگره های بچه ها و از این کارگره های بچه ها که او قدر زحمت میکشند و پول بسیار ناچیز که اتا نمیتونند اونا امو زرولیات روزانه خدا محیاب سازند پس چقدر بیتر است که این مسئولین از این فابریکه توجه کنند به حال از این خوهرهای عزیز که اونا با زحمت و با مشقت کار میکنند لاقل پول بیتر یا معاش بیتر برشان بتند تا بتانند که زرولیات خدا این خوهر بی بی گول خواهد نشان کردند که میگه بر ما این فرق نمی کند که زمستان هست یا تابستان هست یا آواه سرد هست یا آواه گرم هست من در هر صورتش باید در این زیرزمینی بیناک بیم تا کار بکنم اگر کار نکنم من امو روز غذا نه برای خود تیاک کنم میتونم و نه برای نواسایم اگر خواهد می کنند پول پیدا بکنند تا بیصاب شکم خود سیر بکنند و میبینید که باس هم جنگ و بدبختی شواره این بیشاره رو از اون میگیره و شواره در جنگ ها کشتن میشه و طبیعی است که اطمان فرزنده هایشم کشته شده بیخواده از این که میگه مجبور هستم برای نواسایم بیصاب خرچ دو فامیل بیصاب سر این خانمه مجبور هست که خرچ خود ماهی ها بسازه و هم برای نواسای خود اگر جنگ نمی بود این زن مجبور نمی شد که این شرائط بده قبول میکرد و میرفت در این آلت بد کار میکرد و بیصاب برای خود و برای نواسای خود نان طیعه میکرد طبیعی بود وقتی که جنگ نمی بود اطمان فرزنده های این خانم زنده می بود و برای اولادهای خود اونا نان درست از گرد و خاک از گرد و خاک ازی که دستایشان خراشیده میشه و دستایشان بچارا میشه که پشمه جدا میکنند پشمه مثلا نسواری و سفید و سیاه و اینا را همیشه اینا جدا میسازند ازی خاطر اونا به دسکش ضرورت دارند در این مورد هم هیچ اونا توجه نمی کنند بله و میبینیم که خود امی مسئول فابریکه یا مدیر امی فابریکه نظری وقتی کمراج گفت میزند خودش به حساب در زبانه میشه و میگه که ما تمام وسائل محافظاوی را بر کارگراه خود محایات ساختیم و برشان میتونم ولی خود از اونا استفاده نمی کند ولی بعد از چند دقیقه خودش میگه درست از که ما برای اونا دسکش نمیتیم ببین پس خودش میگه درست از ما پس دسکش برای اونا نمیتیم بخادر ازی که درست کار کردن نمیتونند پس دروگوی از اونا در اینجا دوباره برملا میشه که امو گپای را که زدند که گفتم ما تمام وسائل محافظاوی را بخاطر سخت از اونا برشان دادیم ولی بعد ان خودش متوجه شدیم که میگه نه درست از که ما دسکش ها را برشان ندادیم بخاطر ازی که اونا درست کار کردن نمیتونند و میبینیم که از این فابریکه بای ساب در ظاهر میگه که ما بر 400 زن کار را فرام سختیم ولی میبینیم که از این فرام کردن کار از این زنا و از این کارگراه بچاره سوی استفاده میکنند و فقط مثل یک حیوان اونا را بردند در زیر زمینی انداختند نه از سعت از اونا موظبت میکنند نه از زندگی از اونا و نه مسئولیت از این را بای ساب بر خود متقبل میسوزند که اینا منعیس کار فرما در مخابل کارگراه خود مسئول هستند که شرایط بر از اونا باید مساعد بسازند و او خوهر دیگه هم گفت که او نفستنگی داره و او میفهمه که ای کار یک روز او را خواد کشد برای زی که بوی هست برای زی که تعفن هست در اونجا نم هست و او نفستنگی داره اما میگه ما مجبور هستم که باید اینجا کار کنیم و میگه تا روزی که من زنده هستم شاید شش مایی دیگه زنده بانم شاید که کمتر از او زنده باشم اما بازم من مجبور هستم که اینجا کار کنم کار خود از دست نتوم تا باشه که من بتانم خرچ و خوراک فامیل و خانوادی خود در فرهان بسازم واقعا متأثر کننده هست این قصه هایی را که ما شما مشنویم و امیدوار هستیم و امچنان میبینیم که دولت هم چون خود غرق و فساد هست نمیتونه که صدای این کارگره های مظلوم بچاره را بشنبه و اگر دولت درست ما شما میداشتیم از کارگره ها از مردم حمایه میکردن این کسایی که این فابریکه را دارن و این ظلم را سر کارگره های خود میکنند نمیتونستن که این ظلم را سرشان بکنند برای زی که اگر دولت واقعا چی مسئولیت در قبال کارگر دارا و کارگر چی مسئولیت ها در برابر آمر خود دارا ولی متاسفانه میبینیم که فساد و جنگ شرایط قسم مواعی ها ساخته که یکی کاملا مظلوم بچاره شده و یکی دیگر را تبدیل به ظالم ساخته که فقط متوجه از ایه هست که چطور ما بتانیم زیادتر پیسه به حساب جمع بکنیم زیادتر منفع به دست بیاریم بیدون از ای که در حال که خداوند از ما ایران نمیخواهد خدا از ما میخواهد که یک عرباب یا یک حکم فرمای عادل باید باشیم زندگی بلاخره روز بپاهن میرسه ولی هر کدام ما شما در مقابل خداوند در برابر کار که انجام میدیم جوابگو هستیم ببینید که کلام خداوند در ای زمینه چی میگه من از انجیل شریف از رساله 73 اینجیل شریف از رساله 73 از فصل ششم آیت نوهمه برتان میخوانم که میگه ای عربابان شما نیز نزبت به غلامان خود همین طور رفتار کنید و از تحدید آنها دست بکشید و بیاد داشته باشید که در آسمان غلامان شما و خود شما یک عرباب دارید و او طرفداری نمیکند چقدر خوب است که همون چیزی رو که ما بر خود میخواییم بر کارگراه خودم بخواییم کلام خدا ما رو دعوت میکنه که بر خود درست و انسانی امرای کارگراه خود داشته باشیم متوجه سهد از اونا باشیم اموتو امو رقمه که ایسای مسی بخاطر کلیسای خود جان خود داد و گناه از اونا رو به حساب پاک سخت اموتو ما رو دعوت میکنه که با الهام از امو باید ما و شما هم این بر خود بکنیم باید محبت و شفقت نزبت به بله راست میگن بله راست میگن بله راست میگن بله راست میگن به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود به خانواده خود هلالویه موسیقی موسیقی موسیقی هلالویه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی