The Cost of Truth

  28 minutes

  1 July 2025

John the Baptist’s death is a symbol of standing against oppression and sacrifice in the cause of truth, showing that perseverance in the path of truth eventually leads to divine victory.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان میگن حقیقت تلخ است ولی بر شیرین داره ویا سمر شیرین داره دوستا سلام ما در دنیا زندگی میکنیم که ده اینجا بیعدالتی است، بیانصافی است، فساد است ولی بسیار سخت است که در مقابل از این کارهای زشت انسان استادگی کنه بسیاری کسا خود آرام میگیرند به خاطر که میترسند میترسند که شاید دوستای خود را از دست بتند میترسند که شاید قدرتمندان زندگیشون را در خطر بندازه و ما همیشه کوشش میکنیم که حقیقت را پنهان کنیم و نگوییم و ای باعث میشه که فساد، بیعدالتی، بیانصافی در دنیای ما زیادتر و زیادتر شوه ولی دوستای عزیز یهیای پیامبر ای قسم نبود یهیای پیامبر در مقابل حقیقت استادگی کد او از خداوند یک الهام گرفت وقتی که هیرودی سپادشا میخواست که که که خانم برادر خود ازدواج کنه یهیای پیامبر در مقابلش استاد و گفت که ای کارش اشتباه است و نباید ای کار کنه و ای گفتن حقیقت که یک بها داشت بر از او او در زندان افتاد تایی که باید مرگش شد دوستای عزیز، یهیای پیامبر درست است که حقیقت بیان کد در مقابل فساد او استادگی کد با وجود که فامید که زندگی خود از است میده او نه ترسید امروز ما میخواییم در مورد از امی گفت شنود امرای دوستای خود داشته باشیم ولی قبل از ای که ما ای گفت شنود را شروع کنیم ویا سوالای که داریم او را بیان کنیم میخواییم که امی داستان را از کتاب مقدس بخانیم و ما از خلجان خواهش میکنم که ای را از کتاب مقدس امی داستان را بخانه خلجان بسیار عالی واقعا که یهیای تحمیدهنده نماد حقیقت است و ما ای را میخواییم که بخانم از کتاب مقدس انجیل متا فصل چارده هام از آیت یک الا دوازده در این وقت هیرودیس انتپاس ولی جلیل در باره شعورت ایساش شنید هیرودیس به خادمان خود گفت این مرد همان یهیای تحمیدهنده است که از مرگ برخواسته است از امین خاطر موجزه های بزرگ از او دیده می شود چون یهیا به هیرودیس گفته بود گرفتن زن برادرت برای تو حرام است او یهیا را گرفتار کرد و دست و پای بسته به زندان انداخت هیرودیس می خواست یهیا را بکشد اما از مردم می ترسید سیرا در نظر مردم یهیا یک پیامبر بود ولی وقتی که جشن تولد هیرودیس برگذار شد دختر هیرودیا در برابر هیرودیس رقص کرد و هیرودیس که از رقص و خوشش آمد سوگند خورد که هرچی او بخواهد برایش خواهد داد دختر هیرودیا با دستور مادر خود گفت می خواهم همین حالا سر یهیای تحمیدهنده را در یک پتنوس بمن بدیخی ولی از شنیدن این چخانت بسیار نراحت شد اما به سوگند خود که در برابر مهمانان خورده بود وفا کرد هیرودیس امر کرد تا یهیا را در زندان سر بزنند و سر یهیا را در یک پتنوس آورده به آن دختر دادند و دختر آن را نزد مادر خود برد سپس شاگردان یهیا آمده جسد او را برده و بخاک سپردند پس از آن آنها نزد ایسار رفتند و به او خبر دادند انسان چقدر ظالم است ها؟ بله واقعا این داستان را ببینه که یهیا تعمیدهنده در مقابل امترک خود کشید فساد و دروغ و همچنان گناه خاموش نماند و حتی می فهمید که پادشای در پادشای پادشای را انتقاد کردند درست هست آسان نبود ولی بازم در بین مردم ما می گند که دروغ مسلحتامی است بهتر است از حقیقت فتنانگی است یعنی شما چی فکر میکنید؟ که های عرضش از این را داره که انسان بخاطر گفتن حقیقت زندگی خود از دست بده؟ اگر کسی بخاطر حقیقت زندگی میکنه یعنی بر خدا زندگی میکنه کسی که بر دروغ زندگی میکنه یعنی بر شیطان زندگی میکنه خدا این دروغ را پسیدی ما مانده یارهای خدا یارهای شیطان آزادی داده برای ما این آره ما اگر میریم دروغ مسلحتامی است میکنیم بخاطر نجات خود بخاطر که خود را در اون لحظه از مشکلات بکشیم پس ما بزرگ خدا عمل نیکنیم ما باید از یهیا پیغمبر یاد بگیریم که او اینقدر به خداون وفادار بود به خدا تکه کرده بود که از جان خودم تیر شد به خدایی که رای خدا را تحقیب بکنه پیروی بکنه و با مردم یاد بده و عمل کنه زندگی مردم عملی کنه آنطوری که زرگل مسلح است پیشتر هم که گفتم که میگن حقیقت تلخ است ولی بحر شیرین داره یا سمر شیرین داره انا در اینجا که میبینیم یهیا پیغمبر خود زندگی خود از از داد دیگه کدوم سمر شیرین یهیا پیغمبر درسته که برای حیردیز پاتشان میگه که تو با این خانم برادرت ازدواج نکن به خاطر که نه شریعتی را میپذیره نه ویجدان اینو من شخصا خودم دو خانم برادر داشتم جوان میخواستم به اردوش ازدواج کنم اردوش هم راضی بود اما من به خاطر ویجدان خود اون وقت من قدر متعالیه نداشتم که ما بفهم که به خاطر خدا نبایدی کار بکنیم که خدا نمیپذیره اما به خاطر ویجدان اجازه نمیداد که من به خانم برادر خود چطور ازدواج میکنم که چالت میکشیدم یعنی هنوز دو وقت برادرهایتان کشته شده بود در اینجا کت میخواستم زنده است آهان اون هنوز هم زنده است برادرش زنده است به خاطر که پاتشان یک مرتبه رتبهش بالاتر بود یا مقامش بالاتر بود درسته که یک کم پایینتر بود میخواستو استفاده کنه خانمشه بگیره و این یک فساد اخلاقی است سخت است یعنی واقعا در مقابل این فساد مثلا در بعض جهان ما میریم از نگاه مثلا اگر بگیری زندگی هر کدام ما ساری وقتا روبرو شدیم با مردم که چیزایی گفتن که باید در اونجا محقق گفته شده و آسان هم نیست اما وقت کتاب مقدس انجیل اما میخوانی میبینیم که همیشه روی حقق استوار مثلا خود ایسای مسیح میگه میگه که حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کنه هر کدام ما بخاطر ایمان مسیح خود ما با مشکلات و سختی ها روبرو شدیم بخاطر حق گفتیم و خواستیم که یه حقیقت هست حقیقت بسیار چیز خوب است چی گفته دیگه حقیقت گل است ولی خار داره اول که گفتی که حقیقت مسئلت آمیز بیتر است نه دروغ مسئلت آمیز بیتر است از حقیقت فتنانگیز در حال که حقیقت اصلا فتنانگیز نیست حقیقت چجور فتنانگیز نیست یک دفعه در حقیقت میگه در یک جای جنگ میشه میگه یک چیز مثلا پوشیده میباشه وقت شما میرین حقیقت را میگین او برملا میشه سری مردم ها بزرگشان تمام میشه و او باعث ماجرام میشه باید شوه برای اینکه حقیقت حقیقت است اگر او را با نیرنگ و با دروغ بپوشنید تو بزرگ خدا عمل کردید خدا دوست نداره کسی با نیرنگ و با دروغ مسئلت آمیز زندگی خود را پیش ببره یا دگار نجات بده بزرگ نجاتنده خود خداوند است نیاز نیست که آدم با نیرنگ مردم از مشکلات رایی بده و امروز یهیه نبی در حضور خداوند است و بسیاری کسی امروز در دنیا بینه که پیروهای صاحب مسیح جان خود است میتند بخاطر امی حقیقت که یک نفر میگهش خوب نگو و بگو که من مسیح نیستم خلاص بگو که من مسیح نیستم و تو آزاد میشه تا را کس گراز نمیگیره اما چرا ما حقیقت را نگوییم حقیقت چیز عالی است حقیقت ما را آزاد میزه از ترس از شرارت از فساد از دروغ درسته؟ ما میبینیم در این دنیا مردم دنیا را میبینیم که بخاطر دروغ بخاطر نیرنگ بخاطر مفاظ خود حتی جانهای خود هم از است میتند و ما بخاطر حقیقت چرا این کار را نکنیم که حتی جان خود را از است بتیم و چقدر جالب است که یهیه نبی نه تنهایی که در مقابل پاشا استاده ای در مقابل کل مردم استاده ای برشان اعلام میکده ابتدار که در کتاب ازقیال پیشگوی شده بود صدای نداکننده در بیابان فریات میزنه که رای خداوند باس کنید و توبه کنید و مردم دوت میکد به توبه و اونا را غصل تحمید میداد یعنی بسیار سخت است مثلا این دنیا ای که ما امروز زندگی میکنیم این چیز است مردم گناه میکنند و فساد میکنند ولی ما این جرات را نمی کنیم مثل یهیه تمیدنده که بریم ایلان کنیم که مردم شما گناه میکنند شما زنا میکنند شما قاتل استین شما بیاین توبه کنین ما این جرات را نمی کنیم یهیه تمیدنده بیترین سرمشق است برای ما که ما از او یاد بگیریم او تانست جان خود را بیتر از او جان نبود او تانست جان خود را بیتر و ما بخاطر حقیقت فرار کنیم یا کنارگیری کنیم نباید باید ما از او بیام آزیم و امو خشمی مثل یهیه پیغمبر باید ما حتی از جان خود تیر شیم و حقیقت هیچوقت پنهان نکنیم ولو که به ضرر ما تمام میشه هر قیمتی که تمام میشه برای ما ما باید حقیقت را برنامه بسازیم و یهیه تحمیدنده بیدونیم که ایسای مسی باز بعد در مورد خودش میگه میگه که نبی یا پیغمبر بزرگتر از یهیه نبوده من میخواستم سوال بعدی من امی بوده از شما که عکسل عمل ایسای مسی در مقابل ازی که وقتی وشونید که یهیه تحمیدنده یا یهیه پیغمبر کشته شده در زندان عکسل عمل ایسای مسی چی بود؟ شاگرده یهیه میان هنوز یهیه تحمیدنده یا یهیه نبی در زندان میباشه و بعض شاگرده ایش دیگه بعض شاگرده ایش میاید به دیدنش به دیدن یهیه پیغمبر آره خب صحیح است یهیه برشان میگه برو بره مسی بگو که آیا تو اموه استی یا ایست که ما منتظر کسی دگیه باشیم در اینجا بینین که ایسای مسی در دل یهیه چی میگذاره و او کی است از اونکه نبی بزرگ دیگه وجود نداره که آمدن خداونده بر مردم پیام میده و میگه توبه کنید کلیگی مردم با توبه دعوت میکنه حتی پادشان رو حتی پادشان رو ولی نمیترسه با توبه دعوت میکنه و بعد از اینکه یهیه نبی میگه که از ایسای مسی چون خودش در زندان هست میگه برین پرسان کنین آیا تو امو مسی هسته که میامد یا منتظر کسی دگیه باشیم در اینجا بینین بسیاری کسا شاید بگه خودش یک نبی بود چرا شک تردید شک تردید نه به اینکه او در زندان بود نمیدید کارهای خداونده که ایسای مسی مرده ها رو زنده میکد مریضه ها رو شفا میداد و چقدر مردم به پاتشای خداوند می آورد درست است نه این رو یحیان نمیدید از اینکه ایسای مسی بر شاگرداش میگه برش سوال خلق شده برو برش بگویم جامش نمیتکام من امو مسی هستم که قوم اسرائیل منتظر بودن برش بگو برش بگوین که کورها مینا میشن لنگار را میرن شالار را میرن مرده ها زنده میشه درست است چقدر عالی یحیان را خداوند به منو خاطر استفاده میکنه امروز ما از درست بزرگ را بگیریم بریم و بر مردم این حقیقت را بگویم که ایسا خداوند است ایسا نجاتهنده است و اون میتونه شما را آزاد بساز از گناهایتان است تمام آنچه که در زندگی تانه درسته تمام مسیح ها واقعا سخت است در بعض جای ما میشنیم در مسیحیت خود یحیان نبی یک الگو است خود یحیان نبی بر ما یک نمونه که چی قسم بر حقیقت زندگی کد و کاملا به خدا تکه کد و ما باید از او یاد بگیریم مثل از او باید به خدا کاملا تکه کنیم دراغه هست و دراغه نشد دراغه دراغه هست دراغه شده نمیتونه ما میفهمیم حکمت خداوند فراتر از درک انسانی ماست چطور خداوند اجازه داد چطور انسان ساله مثل یحیان به شکل فجیه با قتل برسه و از او چرا نگهبانی نکن هر چی کنه از حقه تا میدونه درست است نی و راستی هم خودش یک سوال است که چرا خداوند است یک کس درست کار راست کار صادق که بر خداوند صادق شد او را نکس داشت که مثلا زنده بمانه اگر یحیان پیغمبر استقامت خود نشان نمی داد پس امروز مردم دنیا اتقان نمی کدن به اون نیرنگ خود زندگی خود پیش می بردن او امروز یک نمونه شد بر مردم خداوند به خاطه این یک نمونه باشد اجازه داد تا از طریق از او بر مردم نشان بده که هتا مردم از جانهای خود تیر است تا به من تکیه کنند و بر من زندگی کنند و از حقیقت نگذرند این همچنان خارش است که پیش در که گفتیم حقیقت مثل گل گلاب است که خار دارد خیلی کشته شدن یحیان نبی بخش خارش است و یک موضوع دیگه هم است که خداوند بر یحیان نبی تا یک زمان را وقت تین کده بود تا چی زمانه تا وقت که به صلاح دامات می آید درست هستیم پیش ها پیش دامات پیش شاہ نیسای مسیمه را و بر مردم میگه که پادشاه داره آل آمدن رایش آماده کنین این زمانه بود که تا اینمی زمانه این به صلاح امیمیسیون یا امی خدمت داشت درست هستیم بعد از او باید پیش خداوند می رفت خودش به زبان خود گفت خدمت من دیگه تمام شد بله خدمت از او تمام شد کار را که باید میکد اعلانه که بر مردم میکد که رور آماده بسازین خداوند می آید اون کار را انجام داد گفت دیگه خدمت من تمام شد بله یحیان نبی میگه که شاگرداش میگه اینکه ایسای مسیح ها مردم آن تحمید میده در حال که خودش تحمید نمی دهد شاگرداش ایسای مسیح تحمید داد و یحیان نبی میگه دیگه آنم من پایین میرم تا ایسای مسیح بالا برم درست هستیم بله بله یعنی زندگی خود را یحیان از دست نداده فیلن ده حضور خداوندست اما ترک پیشتر گفتیم که اگر جسم ما را کسی نمی دهد بله ما نباید بترسیم بلکه چرا زندگی ما تزمین شدگی هست کسی که پیروی ایسای مسیح هست کسی که به ایسای مسیح ایمان میاره او دیگه هرگز نمی میره بلکه توابت در حضور خدا زندگی میگه خب امی شاگرداش ایسای مسیح هم خب مثل ما و شما و رنسان های معمولی بودن بله سرخدمت از واقع چی تاثیر کده کشته شدن یهی های پیانبر اطلاعی تاثیر کده شما متا را ببینید که از سر پول از سر دارایی از پشت ایسای مسیح روان میشه دیگه طرف او پیسا و طرف دارایی سیلا هم نمی کند کاملا خودم مصبر به خداوند و تسلیم میشه بر خدا و پیروی میکند یعنی گفتم که کشته شدن یهی های پیانبر سر خدمت شاگرداش ایسای مسیح او فکر میکنه زیاد جرت کردن به نظر من مقاومت پیدا کردن به طرف یهی های که دیدن مقاومت پیدا کردن که در مقابل حقیقت ایستادهی کرد از جان خود تیر شد و امروز ما او حق را میبینیم حق خود خداوند است خداوند ایسای مسیح است حق شما را آزاد میگرد آنها آزاد شدند در مرگ و رستاخیز ایسای مسیح شما میبینیم که شاگرداش ایسای مسیح وقتی که میبینند که ایسا دوباره زنده شده درست است در اینجا جرت میگرند کوت میگرند که برند ای بشاره تا ای حقه ای حقانیت را برای مردم دنیا بیان کنند یکی از پیشتر ما برادر یوسف گفت میزنیم اگر بخوایم در مورد حقیقت گفتگذنیم حقیقت بسیار بسیار یک موضوع وسیع است جامعی است مشخص بسازیم بینی که برادر یوسف گفت اگر بخواییم مشخص بسازیم در هر جای در هر مجلس که میشینی با هر کسی که روبرو میشی اونمو وقت است که تو بینی که دروخ و راست را باید تمیز کنی کسی که دروخ میگه تو باید که جایو شبیه اگر ما پنهان کنیم مثلا حقیقت پنهان کنیم مثلا ما رفتم در کابل در خانه تالبا که از قوم های ما بود در خانه شان شیشتیم چقدر عزت کردن شاید بعض قسمت های ویدیوش هم باشه که اونا با محبت رفتار کردن وقتی که موضوع یاد شد من نتونستم پنهان و حقیقت ها گفتم وقتی که ما حقیقت ها بر از اونا گفتم که ما مسیح استیم ما پرگرام ها داریم از طریق رادیو وقت رادیو کار میکردیم پرگرام های رادیوی داریم تلویزیونی داریم ما این پرگرام ها را دیدیم دیدیم که وضعیتشان دقیقه به دقیقه تغییر میکنند اما چون مردم ما یک عادت دارند کسی که در خانه شان باشه اگر دشمنشان هم باشه عزت میکنند اما بیرون خانه خود با دشمنی خودم میکنند واقعا اینا برنامه رادیوی را میشنیدن شما که گفتند که برنامه رادیوی داریم اونا گفتند آها خیلی او امی هست که آمدند دشمنشی وقتی که برادر ازادهیم هم که تیمه بود ما در موترسکل رفته بودیم وقتی که از خانه شان بر آمدیم بامان خدایی کدیم بچه هایش میخواست یک سلامه نشان بده پدرشان اجازه نداد پدرشان اجازه نداد ما از خانه ها جا دور شدیم فهمیدم که نال فیر مرمی پشت سر ما نمیرسه باز ما یک ذر راحت شدیم یعنی شما میتونستین که خاموش باشین درست هستیم میتونستیم پنهان کنیم اما خطه نتونستیم پنهان کنیم بخاطر که ما ویدیو را کشیدیم ویدیو را سیل کنند در اون یک چیز جالب بود فیلار نشان میداد که رسامی میکنند پیام هم آمد خلیجان آمد که ایسای مسیح خداوند هست از اینجا سوالا شروع شد گفتم ما مسیح هستیم یعنی در اونجا میتونستین چقدر شما قدر و عزت و میمانی و غذاها و کلیگی جمع شدن برادر یاسوب بعد از سالها آمده و این پشت روی چشم شما را میگرید که چی پتانه بگیری باز موضوع دیگه شد که بر ما بچه ماموای من تلیفون کرد گفت که پشت افتادن آدرست هم نده برشون و دیگه اکتشان در تماس هم نشون چقدر تجربه شخصی آدم میداشته باشه بعد از اینکه ایک حقیقت هم میگه و میفهمم که این گفتن از این حقیقت باید خطر میشه ولی باز هم جرات میکنه باید خطر باید شرمندگی حتی درست است نی بسیاری کسا ما را میگن در آغاز حتی اقارب نزدیک ما میفت که خلیل آره خب مسیح شدی کلیسا میری اموره خب برو خلاص کلیسای تا برویش برای کس نگو دیگه امیدو خودانشان نده ولی نمیتانیم دوست ها وقتی که ما بینیم کیسای مسیح یکانه راه و راستی و حیات است و او یکانه کسی از که ما را نجات میده یکانه قدوس خداوند است یکانه کس از که اتا جان خود را برما داده بسیار میتانیم که این حقه تا پنهان کنیم شرم است، عیب است، میترسیم مردم جد چی میگه و به این شکل در بین مردم و یک نفر که بیسای مسیحی مان میره میگن که تو دیگه در جامعه دیگه در اجتماع دیگه جای نداری و ترت میشن خود روح خدا وقتی که آدم بیسای مسیحی مان میره روح خدا در قلب آدم جای میگیره مردم قدر خوشحال میباشه که یکان دفع میگه که بسیاری کسا که خوش میباشه میگه من در لباسهای جای نمیشم قدر خوشحال استم که از داخل آدم دیگه مثل که خوشی فوران کنه از قلب آدم آدم نمیتانه مردم بخاطر باطل خود چقدر افتخار میکنن سر باطل خود چقدر مینازن بخاطر از او میجنگن بخاطر باطل ما بخاطر حقیقت نجنگیم بخاطر حقیقت ما استادگی نکنیم پس حقیقت ما پای مال باطل میکنیم بله بله یعنی که امی جایی که آدم نمیتانه حقیقت بگویه بخاطر که در مقابل انسان کسایی قرار میگیره که تکبر میداشتا باشن خودخواه میباشن و فساد دوست میداشتا باشن از او خاطر آدم جرت نمیکنه ولی این درس امی خود یحیی پیامبر برای اوتو کسا چی قسمی یک پیامه میده دوست های مسلمان ما نام یحیی نبی را شنیدن باید پیامبر را میشناسند ولی امروز این پیامه این حقیقت در مورد یحیی امروز ما بیان کردیم ما خودم این زمان شنیدم که یحیی یکی از انبیاه است من خودم شنیدم که خب این کی است چی کار است چی گفتد چی کردد چی نکردد ولی امروز در اینجا آشکار شد که امو یحیی نبی امو یحیی پیامبر که من به اون باور داشتم امروز ببینید که یک داستان بسیار عالی و عبرتنگیز بر ما رسیده که در مقابل حقیقت ما باید استاده شدیم و بگویم که پنهار نکنیم من در سابق فکر میکنم بله بله بله یک پیام میتر جانب خدا انتخاب شده خداوند است اما وقتی که من لقت کردم کتاب مقدس را خوندم دیدم که یحیی نبی قبل است توالدش انتخاب شده و امی استقامت از این امی تکیه از این به خداوند قبلن وجود داشته خداوند این را انتخاب کرد و اون آمد اون پیام خدا را به مردم رساند و خداوند را به مردم اعلان کرد اعلان کرد واقعا من دوستان فکر میکنم که برنامه ما داخل رسیده متاسفانه که وقت زیاد نداریم مجبور استم که امرای دوستهای خود خداوفزی کنیم دوستهای عزیز من امیدوار استم که شما از این برنامه برکت گرفته باشین و با یحیی پیامبر آشنایی پیدا کده باشین و این در ذهن تان باشه که یحیی پیامبر کسی بود که در مقابل فساد در مقابل کبر و غرور استادگی کد و من امیدوار استم که یک درس خوبه برما و شما باشه تا ما بتانیم که در مقابل حقیقت خداوند استادگی کنیم و جرت داشته باشیم که در رای حقیقت خداوند پا بگذاریم و بفهمیم که خداوند از ما مراقبت میکنه و سمر نیکو را در ما به وجود میره وقت وقت شما را آزاد خواهد کرده گفته ایسای مسیح است آمین دوسته ازیز تا برنامه آینده شما را به خداوند به نیاز میسپاریم خداحافظ و ناصرتان آمین موسیقی موسیقی