The First Cleansing of the Temple

  28 minutes

  22 May 2025

Two significant events in the life of Jesus—the cleansing of the temple and the prophecy of his death and resurrection—demonstrate his divine authority, his mission to reform the corrupt religious systems, and his ultimate purpose of saving humanity through his resurrection from the dead.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان وطندار های عزیز سلام. امیدوار هستیم که خوب و جور و سرحال باشید. امروز میخواییم که از کتاب مقدس کتاب انجیل یوهنا فصل دو آیت سیزده امرایتان گفت و شنود داشته باشیم امرای خالی جان گفت و شنود داشته باشیم و سوالای را که دوست های ما طرح کردن او را دمیان بگذاریم و در اینجا ما میبینیم که در کتاب مقدس در اینجا نشته است در این قسمت که دو واقعی مهم زندگی ایسای مصیر در موردش نشته است که اقتدارشا نشان میده اقتدار و عدف از او را آشکار میصازه خب ما میخواییم که ایرا از کتاب مقدس این بخش را بخانم نشته است چون ایده فسای یهودیان نزدیک بود ایسا باورش علیم رفت در خانه خدا کسانی را دید که مصروف فروش گو، گوصفند و کبوتر بودند و ایده از سرافان نیز درانجا نشسته بودند پس ایسا از رسمان قمچین ساخت و همه آنها را با گوصفندها و گوها از خانه خدا بیرون راند سکه های سرافان را دور انداخت و میزهای آنها را چپک کرد به کبوتر فروشان گفت اینها را از اینجا بیرون ببرید خانه پدر مرا با بازار تبدیل نکنید شاگردان ایسا بایاد آوردند که نوشته شده است آتش غیرت نسبت به خانه تو در من شالور است پسران یهودیان به او گفتند چی نشانه با ما میدهی که حق انجام چونین کارها را داری ایسا جواب داد این عبادتگاه را ویران کنید و من آن را در مدت سه روز آباد خواهم کرد در اینجا بسیار یک واقعه عجیب رخ داده اولی که سرافان بیرون کرد و معبد خانه خدا را میخواست پاک کنه تحتیر کنه اونجره و دیگه ای که به مرگ و قیام خود در اینجا اشاره کرد خالجان من هالا سوال میکنم که عدف یسای مسیح از تحتیر معبد در ورشالیم چی بود؟ از چی بود؟ از این تحتیر کدنش، این پاک کدنش آه، پاک کدنش خود تحتیر، یک چیز دیگه شده پاک کدن معبد یک چیز بسیار مهمه برما آشکار میسازه که وقتی معبد میگیم از هم اول تر ما باید که به این فکر باشیم که معبد تنها موضوع اینیست که یک تعمیر است یک جای است که مقدس و پاک است و مردم میرند و سرای خدا در دیواراش میزنند یا میبوسند یا میرند سجده میکنند و این طرف و اون طرف اقتدا میکنند اصل حدف معبد دل خود انسان است اگر دل ما شادمان باشد و در دل خود ما آرامش داشته باشیم اگر خدا را در دل خود داشته باشیم نیاز نیست که ما به معبد بریم یا زیاد سر معبد پفشاری کنیم یعنی برگشت میکنیم به اصل موضوع که چرا در اینجا یسای مسیح کار کرد ولی حدفش اگر بگوییم حدف یسای مسیح است که دلهای ما نه همیشه متوجه ازی باشد که چطور منفعت پدست بیاریم در این دنیا چطور ما به اسطلاح دلهای خدا پراز افکار بسازیم بسازیم که دو خدخوایی است دو کیندوزی است دو نفرت است و این چیزهایی که خودت خاندی تمامش این مفهومی هم میتواند و امروز میبینیم که در دنیا دل زمین درد است امتحان که دل هر انسان به درد میاد دل زمین به درد است چون که در دنیا میبینیم که بخاطر یک معبد که در ارشالیم است امروز دنیا میجنگه بخاطر یک نقطه کوچک یک جایی که یک معبد بوده نبوده یا هر قسمت که است ولی امروز دنیا سر از او در جنگ است و که دیگه خدا میکشن میدرن بخاطر از ای که میگن ای از ما است ای از ما است و امیثاری کسام در قسمت از او تجارت و بزنس میکنن ما میبینیم که چقدر سلاح ها در اونجا خرد فروش میشه بخاطر از ای که در اونجا جنگ باشه ما میبینیم که چقدر مردم سر خودم میتن بخاطر از ای که در اونجا برسن او میگه از ما است یهودی ها میگه از ما است مسلمان ها میگه از ما است خب پس ای یک پیشبینی بوده تمرد منصوب امروزی بله یعنی یک به اسطلاح یک اشاره بوده اشاره نیه بلکه اگر به اصل معنای از ای فکر کنیم امی است دل انسان است و امروز میبینیم در دل انسان ها چی است خب یعنی از امو زمان های سابق هم تا حال جنگ سر معبد است جنگ سر معبد است و مخصوصای ای که خرید فروش در داخل معبد معبد یعنی خانه خدا و خرید فروش و ای که سرافه ها در اونجا بودند بله بله تمامانش و جالب شیه است که وقتی کیسای مسیح میای و عرصبان جور میکنه و اونا را کلشان را میکشه اکسل عمل از اینا چقدر جالب هست بخطر که اینا نمیفهامند نمیفهامند اصلا که ایسای مسیح چرا ای کار را میکنه بخطر که اونا در فکر منفعت خود است اونا تجارت میکنند امتحان پیشتر گفتم تمام افساد مثلا در اونجا بینی که حتی در این قسمت آیت خوانید که سرافه ها را میبینید سرافه ها کی بودند سرافه ها کسایی بودند که اینا صدخوری میکدند صد در داخل خانه خدا بس ای تمامانش گواهی یا به صدا نماد یا روشنی به این منده در که دلهای ما پر است چی چیز ها است یا شاید اونجا کسای هم بیایند که امی کبوتر یا گوصفند یا گو ایوانات برای قربانی میکردند یا برای کدام چیز نزر چیز میکردند اصلا اینا روحانی هم بودند اما در مورد از ای فکر نمیکدند که چطو که خانه خدا را اینا جای خرید و فروش اموال ساختند و چطو مثلا ای در فکرشان نمیکشد چطو که برخود جازه می دادند که کار کنند وای فکرم دو هزار سال پشت اتفاق افتادد درست است و تا فیلن دین و مثبت آلی دست انسان است که سرزو تجارت کنند این آن مثلا میبینید که مردم مسلمان ها میرند در کعبه یا مثلا یهودی ها میبینید که در ورششلیم مثلا اهل تشویه میرند به چیز ایراق درست است ولی ایسایی مثل این وقت که به زن به زن سامیری روبرو میشه درست است برش میگه که ما اگر واقعا خدا را میخواییم پرسش کنیم او را با روح و راستی پرسش کنیم نه در اینجا نه در اونجا نه در ورششلیم نه در مکه نه در اینجا و آنجا بلکه ما خدا را در دل خود درست است با مستقیم قلب ما با خدا پاب باشه قلب ما با خدا وصل باشه خب پس عدف ایسای مسیح خود امو معبد که یک تعمیر بود عدفش از وام نبوده خب درست است کنجا یک جای مثلا خب یک چیز واضح است که مردم جمع میشن در یک جای نه در یک نقطه که باید پرسش کنم مثلا ما در اندوستان یادتانه است که جایی نداشته میرفتیم در در درخت میرفتیم و سروت میخوانیم و خدا هنده پرسش میکنیم و نیازی به معبد نبود خب برای از اینکه معبد جای باشه که مثلا جای امن باشه برای مردم یعنی معبد یک نماده است یک نماده است ببینی که در اول اتا در وقت که قوم اسرائیل از مصر بیرون میشه پیش از اینکه اینا براند خدا هند به موسا میگه که بر فراون بگو که قوم ما آزاد بسازه و من را پرسش کنه وقتی که در دشت سینا میباشند این یک خیمه عبادت بود در اونجا درست نیست یک نماده است خدا هند میخواهی که از طریق نمادهای جسمانی درست نیست برای ما چیزهای عالی امیقتر معنی و روحانی را برای ما آشکار بسازه چون ما انسان ها نمیتونیم که ما روحانی را درک کنیم خب دو وقت که یک خیمه عبادت بود خدا هند دونه میخواهی خیمه عبادت حضور داشت ولی این برای خدا هند فرق نمی کنه که خیمه عبادت باشه یا تعمیر عبادت باشه یعنی خدا هند این کار را می کند درست نیست در خیمه عبادت می آمد یا بعد می بینی که سلیمان را گفت که تو برای ما خانه بساز و سلیمان برای خدا هند خانه می سازه و این موضوعات بخاطر از این که گفتم که باسم که ما بدانیم که خدای هست درست نیست خدایی در مکان وجود داره و در عهد عتیق ما این چیزها را که می بینیم این تمام اونش خدا هند میخواهید برای مردم بفهمانه که اون خدایی هست در یک جایی باید تو پرست شوه اما به این معنانیست که شما اون خانه را آلوده بسازین به این معنانیست که به اونجا تجارت کنین درست هستنی و همیشه متمرکز اون خود خانه را پرستش کنین این کلام خدا میگه که میگه که نباید هر چیزی که در بین خدا و انسان قرار میگیره او بط هست اگر چوب هست اگر سنگ هست اگر هر چیز که هست و این عدف خدایی بوده که وقتی که شما در اونجا جمع میشین ویسای مزید در عهد جدید هم میگه درست هستنیم دور هم جمع میشند من در میانشان هستم خیمی خدا معبد راستین خدا خیمی راستین خدا مکان راستین خدا اون تعمیر ها اونجا نیست اون یک نماد بود یک مثال بود یک زمانی بود که باید خداون خدا به مردم آشکار میکنه ولی معبد اصلی خدا خیمی اصلی خدا مکان اصلی خدا جایید که خودش تخته پس وقتی که یسای مزید قمچین ساخت و ایوانات و سرافا و اینا را کلشان را بیرون کد عدفش قلب ما بود یعنی که قلب ما جسم ما معبد خداونده درسته دو وقت امورم میخواست که بر مردم بفهمانه در حد یعنی مردم یهود آنها میخوانند توراتا میخوانند اما معنای اصلی از اونو نمیخوانند درست خداون یک نماد میخواهد در ماه تشریح کنه مثل دیگه یک معلم میخواهد یک موضوع را تشریح کنه مثلا بیولوجی یا در مورد انسان اگر بخواهد در مورد گوش و بیری صحبت کنه یک نفر را میخواهد نشان میته به قسم یک نمونه درسته دیگه که در فکر زن شاگرده باقی بمانند که بدانند که همچی چیزای وجود داره به این شکل خداوند یک نماد را قرار داد ولی مردم چی کردند؟ مردم ایواز که خدا را پرسش کنند اونا پشت معبد را گرفتند که معبد را پرسش کنند چیزای جسمانی را کتاب ها را پرسش کنند امروز مردم بخاطر کتاب ها جان خود را میتند دیگه را را میکشند یک کتاب در میگرد در یک جایی میگرد که چی میگرد ای کلش بوت هست خداوند میخواهد که در قلب های ما زندگی کنند دیگه نیست که ما بریم پشت چیزای جسمانی را بگردیم و عیسای مسیح وقتی کمچین همین سازه میکشه همین معنا را میده که وقتی که مردم به دل خود فکر کنند دلهای ما پرست بوزها و بوزفندها و گوها و گوهای شاخدار پرست پرندگان هست پرست فساد هست یعنی که افکار ما پرست چیزای دنیاوی هست یعنی ما ایقدر افکار ما مصروف و مشغول دیگه چیزا هست که ما نمیتونیم در مورد خود خداوند فکر کنیم ما اصلا فراموش کردیم دلهای ما پرست کینک و دورت پرست فساد همیشه در فکر هستیم که چطور مال مردم را بگیریم چطور مثلا تجارت خود بزنس خود را پیش بریم ولی به این فکر هستیم که دلهای ما با خدا راست باشد درست یعنی واقعا انجیل دوست های عزیز وقتی که یک موضوع را میگه در اینجا مردم زیادتر ببینید که دوست های مسلمان تحکیم سر موضوعات جسمویش میکنند اکلا ایتو شد کلا چرا ایتو شد نه ما باید که معنای اصلی امیق روحانی را سرش فکر کنیم و بساری کارای کار ببینید خود خداوند یعنی مثلا ایسای مسیح جسم گرفت درست هست نه خدا روح هست ولی امو خدای که روح هست در جسم انسان آمد جسم گرفته باشه که برما نشان بته محبت خدا دست ما را میگره دست خدا بگذاره سرشانی ما را نوازش کنه گناه های ما را بخشه ولی خدا که جسم نیست خدا در جسم ظاهر شد ای را دوست های مسلمان ما نمیتونند در کنند چرا ما همیشه جسمونی فکر میکنیم و اونجا که بود ای قمچین ای قمچین داستان های که وجود داره و حقیقتا انتفاق افتاده ولی اصل مفهوم و معنایش ای هست که غلاف های ما برای خدا باید پاک باشه خانه خدا هست خانه خدا یک شعر هم هست شعر مولانا یادم رفت تا که شعر مولانا یاد خودت بیاید ما یک سوال یک دوست ما را مطرح میکنه نشته بود برما اگر عیسا مسیم میخواست که معبد پاک کنه چرا یک ریسپاند ساخت و کله گیره به بسیار شکل اصابانیتش از معبد میخواست بیرون کنه چرا به یک شکل دیگه که عیسا مسیم چه کامیرمان عامی روی جان قربان یعنی میگه چرا به یک شکل دیگه استفاده نکد که قمچین ساخت و مردم بزرگ از معبد میخواست خورش کنه خود دیگه ببینید که اصلا مفهومی نداره اینجورش هست که غیرت خانه ای تو در دل من در انجیل متا ما میخانیم این موضوع این موضوع دفعه اول بود که عیسا مسیم داخل معبد میشه و او را پاک میکنه ولی یک بار دگه هم پیش از این که به طرف سلیب را میره او را پاک میکنه و در اونجا بینید که غیرت خانه خدا در دل از اون آتش افروخته بود ما میخوایم که این خانه پاک باشه اینا همه آیت نو نشته هست و او امید شاگرده بایدش میارن بایدشان میاید ای از اعطاق آمده واقعا عیسا مسیم امو کسی بود که غیرت خانه خدا در قلبش هست یعنی غیرت خدا در قلبش هست و دگه ای که عیسا مسیم یک گفت بسیار جالب دگه هم بسیار امیق در اینجا میگه شما این خانه را همه ابد حراب کنین ما پست در سی روز آباد میکنمش ادف شی بود این بخید دیوانگی بود این گفت دیوانگی بر نظر مردم این بخید اماقت بود از انخوطه سرار یهود آیت بهبود میخونه میگه صاختن این عبادتگاه چش سال طول کشید در سی روز بنا کنی؟ ازی که دیوانگی در فکر از اینا حوجود نداشته درسته اینا که ترک میکن عبادتگاهی که ایسا ازان صخمه بدن خودش بود بدن خود ایسای مسیح بود بدن ماست عبادتگاه خدا بدن ماست و ایسای مسیح وقتی که او را در سر سلیب کشتند به خاطر که ادعای خدایی میکد میں پسر خدا هستم درست هستن امشون امیر همون سرش آوردن پیش پاساک رفتن خانه خدا را ویران کنند خانه را ویران کنند میخواد چی کنیم؟ خانه خدا را ویران کنند خراب کنند دکتر جاگه و گوزپند خودم فروشه هیچ چیز نمیدونه برمو باقی پس ایره تو باید که امر کنید که ما ایسای مسیح را بکشیم و پادشا امر میکند و ایسای مسیح را میبرند به سر سلیب میخوب میکنند ولی میبینید که ایسای مسیح جان خدا داد مرگ و قیام و رستاخیز خدا ایسای مسیح در اینجا پیشگویی کده این خانه را شما ویران کنید من در سی روزی را دوباره آباد میکنم خودش معبد خداونده خودش رفتند کشتند واقعا امتشاد مسلوب شد دفن شد روز سیوم برخواست روز اول کشتانش روز دوم دفن بود و روز سیوم رستاخیز سی روز در ورد گرفت خواست روز در قبر بود متابقه اتونیک روز چیز یهود و بعد سی روز ای سی روز ای قیام میکنه دوستان همش معنا و مفهوم بهت عالی دارد که معبد خدا ایسای مسیح برای ما واضح نشان داد معبد خدا ما و شما هستیم نیاز نیست که بره برند بران برند مردم پای مال کنیم که ما به خدا برسیم خدا در ما زندگی می کنه اگر ما از او بتلبیم امروز ما دعوت می کنیم به بیندهای از بیندهای زیزه که شما از خدا بتلبید نیاز نداری که برین جه های دور پول مصرف کنین بگوشین یکی دیگره که باش به خدا برسیم خدا به شما میرسه اگر از او بخواین بگوین که ای خدا من گناهکار استم کلب من پر از پر از بدیه ها است پر از کینه ها است من نمیتونم دشمن خدا بخشم من نمیتونم کس رای که به من بدی کده بخشم بیا و این کلب من را پاکو ایسای مصیر رفت که خانه خدا را پاکد و امروز حاضر است که قلب های شما را پاک کنه گناه های شما را ببخشه و در اون شامل شوی یعنی روح خدا در شما ساکن شوی که به ایسای مصیر ایمان بیاره روح قدوسه به قسم یک توفه یک حدیه به دست بیاره که همیشه در اون زندگی خواهد کده و اون رحبر و حادیز خواهد کده واقعا که خدا من روح خدا برما توفه داده در قلب ما همیشه است امروز ما ساکن است و این امی است که خوشی برما داده و ما میخواییم این خوشی را تقسیم کنیم بر وطندارهای خود بردگه مردم دنیا که اونا ایسای مصیر را بچشن ببینن که چقدر عالی است چقدر نیکو است و ما تحجب میکنم که چطور کلام خدا که واضح نشته است و درمورد ایسای مصیر چقدر خوب نشته است چطور که مردم مثلا اینکار میکنند دوست های دوست های مسلمان واضح میگن اولا خود میگن که ایسای مصیر شفا میداد درست نیم میمورد ها را شفا میداد و حتی مرده ها را درست است زنده می صاخت و نفس میداد پرنده ها را نفس میداد ولی باس هم در مورد این فکر نمی کنند کن نسبت به دیگه انسان های کنها پیرای میکنند چقدر بالاتر و بالاتر است هنوز هم نمیتونند این را درکنند یک موضوع دیگه است که ایسای مصیر به طرف موجز هایش می رفتند با اونا اعتماد نمی کند بله اونا سرش اعتماد می کند که کلام شاید می خواند بخاطر موجزات زیاده که ار وقت که از ما پیرای ایسای مصیر میکند اگر تو قدرت داری خدایتان قدرت داری اینی کار را بکنند موجزه کنند مردم دیندار مزاحب متظر موجزه استند و مردم روشن فکر استند کلام خدا می گه یهودیان متظر موجزه استند که ار روز برای اینها موجزه نشان داده برو که اینه خوششان تو باور کنند اگر موجزه نشان ندهدی باور نمیکنند و امروز بسیاری پیرای ایسای مصیر خوب کسای که تازه می خواند ایمان بیاره می گه خدا اگه این دعای من جاب دادی موجزه کدیم من ایمان بیارم و به این شکل یونانیان منتظر موجزه بودند ایسای مصیر و یونانیان که مردم فلسفه و ای چیزا بودند درست اقل بودند خرد بودند اینا همیشه می خواستند که متابقه اقل خردشان درست حکمت با حکمت گفت بزند ولی پولست رسکل میگه میگه نی نبا قدرت نبا حکمت نبا موجزه بلکه ما با قدرت روی خدا بیش شما می آییم خوب ایسای مصیر تنا برای موجزه کدن برای موجزه نشاندادن در دنیا نه آمده بود بیشتر و عظیم ترده اگر ما قبول کنیم آیانا به نجات ابودی رو میکنیم بسیاری وقت وقت ایسای مصیر موجزه نشان لی حضر اضافه 04 دخترک موجزه موجز مارس موجز موجز موجز مقصد موجز شما یا ایستان ایستان ایستان ایستان ایستان ایستان ایستان ایستان مجموع نیست ایستان ایستان موقع موقع نیست ایستان ایستان ایستان ایستان موگز زیادی زیادی همچنین balloon همچنین امکان موضوق یو پلی ایستان interestingly روی منتظر بخاطر حضور در آن وقت فریسی ها آمدند با کدوم حقی کار می کنید چرا در این وقت گوهید گوهید برود می کنید و این به عبد را ویران کنید خواهی یعنی خدا بری ایسائ مصیح قدرت داده او ده اینجا شاید کم سویت افخام پداشد خدا او ده اینجا آمدند آمدند آمدند آمدند آمدند آمدند