Healing of the Official's Son

  1 hour

  8 February 2026

The Capernaum royal official believed that Jesus could make his son well because he had heard all the stories of the miraculous signs Christ did in Jerusalem. The Greek word translated “royal official” is basilikos, meaning “kings’ man.” This was a person of high rank, one of Herod’s trusted officials. His rank means nothing now though—he was a man in need of his son’s healing. As he saw the boy’s health declining, desperation, hope and faith in God began to rise when he heard of the miracles and healings of Christ. Jesus Christ healed his son from a distance. The Royal Official believed, and his household believe in Jesus as well.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی بوجود بیاورید. برنامه خداوند سلح و آرامش به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های ما را بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که در هفته گذاشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم، ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. همچنان دانیال جان با ما هستند، سلام دانیال جان و روز شما خوش. سلام برادر شاید و عزیز، خوشحال هستم که باز هم فرصتی فراهم شده تا یک جای باشیم و مسائل یا مطالبی را با هم مرور کنیم از کتاب مقدس، از زندگی روزمره که باعث برکت یک آیک ما باشن. و همطور سلام میکنم به همه شما عزیزان در هر جایی که هستید. امید هست که حضور خداوند در زندگی شما باعث برکت و سلامتی باشه. خوب، تشکر دانیال جان. ما همه میدانیم که در این روزا بین مسیحی های ایرانی و افغان موضوعان مختلف صحبت میشه. یکی از یه هم واکنش مسیحی ها در برابر ظلم و بعدالتی هست. ما همه میدانیم توره که در تاریخ هم میخانیم و میبینیم که ظلم و بعدالتی همیشه وجود داشتند. خود مسیح گرچه هیچوقت گناه نکرده بود اما بر او ظلم و عدالتی انجام شد. شاگردان مسیح یا هواریون گرچه هیچ کار در برابر دولت ها یا رعبرای مذهبی نکردند ولی به استثناء یک یوهنای رسول یا ده شاگرد دیگر همه زندگیشان بخاطر ایمانشان گرفته شد و برلایشان ظلم شد. مسیحیان و کلیسه های مسیح در سی ست سال اول مسیحیت مورد ظلم، شکنجه و بیعدالتی قرار گرفتند. امروز هم مسیحی ها در افغانستان، پاکستان، ایران مورد ظلم و بیعدالتی قرار دارد. و شکنجه میشند یا در زندان هستند. مسیح افغانستان، ایران و پاکستان در زندان هستند. پس با چونین واقعیت تاریخی و زندگی کنونی مسیحان افغانیا ایرانی چه واکنش در برابر ظلم و بیعدالتی میتونیم ما داشته باشیم؟ این سوال حساسه هست. امتحان است دانیال جان؟ بله واقعا برای مردمانی که دردمند هستند و تجربیات خیلی دردناکی دارند حالی چه در موضوع ایمانشان به خداوند و مورد جفاش قرار گرفتند آذار دیدند، زندانی شدند و یا چه مردمانی که در سراسر دنیا یا به خصوص افغانستان و یا ایران مردمان سرزمین ما که به نوعی زندگی اونها با یک رنجی رقم خورده که در اون بیعدالتی و ظلم سالها دیده شده پس واقعا صحبت کردن در این رابطه میتونه خیلی چالش برنگیز باشه که یک ایماندار مسیحی در برابر این بیعدالتی در برابر این ظلم چطور باید رفتار بکنه و یا چه واکنشی نشان بته و خود متعلق به چه نظر، ایده و آیدیای معرفی بکنه تا با اون آیدیا و نظر بتونه در برابر بیعدالتی استاد شوه در برابر ظلم استاد شوه و همچنان در محبت خداوند این کار رو انجام بده از این موضوع میتونه خیلی چالش برنگیز باشه و اگر من یک خاطره تعریف کنم ما جلسات دعا داریم در هر هفته و جلسات دعای ما به صورت لایو از طریق زوم انجام میشه و خدارشک تداد خیلی زیاد از عزیزان هر هفته در جلسات دعا شرکت میکنن در یکی از هفته ها، یکی از موضوعات دعایی جلسه ما دعا برای طالبان بود برای سردمداران و حکومت طالبان، برای رهبرانش دعا کنیم که خداوند با اونها ملاقات کنه و اونها رو نجات بده از این شرارت، از این بدی و در اون جلسه، چهار نفر از عزیزان ما که به تازگی آمده بودن، ایماندار شده بودن و در جلسه حضور داشتن وقتی دعا تمام شد، اونها اطراس کردن گفتن شما برای دشمن ما دعا میکنید کسانی که ظلم کردن، کشتن، از بین بردن، تعقیب کردن و مادران رو غمگین کردن، پدران رو غمگین کردن خیلی هارو یتیم کردن و مملکت ما رو به یک همچین روزی رساندن شما دارید برای از اونها دعا میکنید، ای ادالت خداست و خب ما دعایی ما برای این نبود که ظلم اونها رو تعیید بکنیم و یا شرارتی رو که اونها انجام میدن رو تعیید بکنیم دعایی ما برای فرصتی بود برای نجات و برقرار شدن ادالت خدا از طریق محبت ولی این عزیزان واکنش نشان دادن و از جلسه خارج شدن و من یک مقداری خاطره شاید طولانی باشه از خاطر ازی که ما بتانیم اونها رو تسلیم و وقشیم یا به اونها کمک بکنیم، نزدیک به چهار جلسه خود من به اونها وقت ماندم ولی در نهایت معافق نشدم خیلی کمکشان کنم و اونها از کلیسه رفتند خب دستای عزیز در کشورهای غربی مصیحی ها یک استلاح دارند بنامه righteous anger میگن یا خشم و قهر بجا و درست و حسابی خب مصیحی ها روبات یا ماشین نیستند که ما روبات ها را وقتی تا ایار می سازند اونمو صد فیصد متابق پورگرام حرکت می کنند نه کدام حرکت خلاف ازشان باید سر نزده اگر حرکت خلاف سر بزنه، اون روبات از بین می برند مصیحی ها روبات نیستند مصیحی ها ماشین نیستند مصیحی ها مانند همه انسان ها احساسات دارند حسابی میشند، قهر میشند در افسسیان فصل 4 آیه 26 میگه اگر حسابانی شدید، گناه نکنید و نگذارید خشمتان تا غروب آفتاب باقی بماند در اینجا پولیس رسول از مضمور 4 آیه 4 اختباس می کند در مضمور 4 آیه 4 ما می خوانید خشم سبب گناه شما نشود در دلها بر بسترهای خود تفکر کنید و خاموش باشید یعنی گناه نکنید وقتی که خشمگین شدید یا حسابانی شدید همچنان من یک آیت دیگر رو می خوانم از یعقوب اول آیه های 19 و 20 میگه ای برادران عزیز پس باید هر کدام شما با دقیقت بشنود و مطابقان جواب دهد و زود حسابانی نشودد زیرا حسابانیت انسان هدفهای عادلانه خدا را براورده نمی سازند به دوامی ازی در کولیسیان 3 آیه 8 میگه اما اکنون باید از هر نوع خشم و غذب رهائی یابید و تهمت غیبت و ذشگویی در لبهایتان نباشد یعنی کلام خدا ما را از هر گونه خشم برهزر میدارد کلام خدا بایی شما موافق استین دانیل جان خشم یک احساسی هستش که برصورت باید کنترول و مدیریت شده آیا نارضایتی مدنی یک خشم هست یک قهر هست یک گناه هست؟ امروز در کشورهای مختلف مردم هفت دارن نارضایتی خود را از دولت و رهبرهایشان نشان بدن مثلا در همین روز ها شما میدانید در امریکا ست ها هزار مردم در روز های شمبه تظاهرات میکنند بخاطر بعدالتی یا ظلم که هست و اکثریت از انها هم سیاپوستا هستند و اکثریت سیاپوستا هم مسیحی هستند اتا بعض اوقات بیرق امریکا را آتش میزنند آیا این خشم هست؟ آیا این گناه هست؟ یا مردم ایران که اکثریت جوان ها هستند ما دیدیم که در هفته های قبل و انوز هم جریان دارد در خیابان ها رفتند و ابراز نارضایتی خود را از دولت و در برابر ظلم و بیادالتی نشان دادند آیا این گناه هست؟ به نظر ما این گناه نیست خوب برمی گردیم بر واکنش مسیحیان این نقطه بسیار منوست که ما چگونه مسیحیان افغان و مسیحی های ایرانی چگونه واکنش نشان بدیم من در اینجا یک آیت را میخانم و از شما میخوام دانیال جان که در این مورد یک کم برما روشنی پردید پولس رسول در رساله اول قرانتیان فصل ده آیه بیست سه میگه میگه شاید کسی بگوید هر چیز برای من رواست اما هر چیز مفید نیست بله میتوان گفت هر چیز برای من رواست ولی هر چیز انسان را تقویت نمیبخشد در اینجا پولس رسول اگر این رابطه بدیم مقصدش در اینجا به نظر شما چی است؟ اگر که خود این آیه را بخواییم در رابطه با این آیه صحبت بکنیم در امو جایی که پولس رسول در رابطه با رفتار اعضای کلیس های قرانتوس و یا ایمانداران در قرانتوس صحبت میکنه خب میتوانیم
یک معنی و مفاهمی داشته باشه که مرمود به او تاریخ و کلیس های قرانتوس هست ولی اگه این رو بست بتیم و یک مقدار بیشتر کنیم و بیاریم به زمانه خود باید باید یه فکر کنیم که چشم کاری شایسته و درست هست بعضی وقتا ما تشخیص میدیم که واقعا بیعدالتی و ظلم آشکارا داره انجام میشه و این ما رو خشبگین میکنه چرا؟ چون از طرف ما باید در برابر بیعدالتی و ظلم استاد شویم ولی چطور باید این کارا انجام بدیم؟ چطور باید رفتار بکنیم؟ چطور باید عمل بکنیم؟ تا این رفتار ما خداوند رو جلال بده و یا بینش ما یا بینش کتاب مقدسی ما رو آشکار بکنه پس در این شرایط یک موقعیت بسیار حساسی هست یادم هست یکی از شاگردان ایسای مسی نامش شمعون قیور بود و ای از قیورانی بود که بر اساس کتاب مقدس، اهده عتیق، عاموس آیاتی داشتن که اینا باید پادشاهی خدا رو بیارن و با دولت و یا امپراتوری روم مبارزه کنن مبارزه تن به تن یا مبارزه با سلاح و او شاگرد مسیح بود، او هم خشبین بود، او هم معترز بود و تلاش میکرد که از این طریق ادالت رو برقرار کنه ولی ایسای مسیح او رو دعوت کرد به برقرار ادالت از یک مسیر دیگر، از یک شیوه دیگر، از یک روش دیگر پس میتونه هر چیزی درست باشه ولی چطور عمل کردن است که به ما کمک میکنه که در چه مسیری رفتار درستی داشته باشیم بله، واقعا در اینجا امروز ما میخواییم که در این مورد صحبت کنیم که ما شاید حق بسیار کارها را داشته باشیم اما باید با حکمت و با هدایت روح مقدس عمل کنیم که آیا این کار یا عمل ما به نفع پاتشایی خدا است یا نه یعنی این سوال باید در هر عمل ما وقتی در برابر ظلم و بیادالتی ما استادگی میکنیم باید این سوال را کنیم که آیا این عمل، این گفتار، این کردار ما به نفع پاتشایی خدا است یا نه ما یک مثال بر شما میتونم اگر ما بخوایم از امروز ما همه میدانیم که در افغانستان ظلم و بیادالتی بیش از حد در برابر زنا و جوانا وجود داره این چیز پتوپنهانه نیست پس وظیفه ما چیست؟ ما میتونم شعارهای زیاده بر علای آکمای افغانستان بتم مرگ، مرگ، مرگ امروز در بیسار جای ها ای روان است من میتونم همه بیرک ها یا علاییم رو که طالبان دوست دارد اون رو بخوایم به آتش بکشم آیا این کمک میکنه؟ ولی در پالوش اگر ما به شما یک قصه رو بگویم مثلا قصه خدیجر تکواندوباز بیست دو ساله در هرات افغانستان که اون توسط طالبان زندانی شد و طالبان براسر افشارهای بین امروزی در سوشل میدیا اون رو بعد از سیزدار روز رها کردن آیا کدام یک از این عمل یا کاری که من میکنم شما را تقویت میکنه به کمک پاتشای خدامیر کمک میکنه بر افغانستان من در اینجا میخوایم سه وظیفه مصیحی ها را در این مورد در واقع کنش به ظلم و بیادالتی بر شما بگویم وظیفه اولی مایی از صدای کسانی باشیم که صدایشان در افغانستان شنیده نمی شود صدای از اونا باشیم صدای بیوه ها، صدای کسایی که معیوب هستند صدای اطفال، صدای جوانا، صدای دخترها صدای خانمها، صدای متقایدین صدای از اونا شنیده نمی شود دولت گوش خود را کر انداختند پس ما میتونیم صدای از اونا باشیم در امثال سی وی اک آیه های اشت و نو ما میخونیم میگه دهان بکشا و از حق کسانی که بی زبان و بیچاره هستند دفاع کن دهان خود را باز کن و با عدالت داوری کن و با کمک مردم فقیر و مسکین بشتا دانیا جان ما چیگونه میتونیم صدای زنان افغان صدای جوانان افغان باشیم بله بخته که چون من یک مه پسی رو نتونستم خلاص بکنم باید از نظر ذهنی از او آزاد شوم وقتی که برای این چهار جوان قصه کردم که دعای ما برای آزادی افغانستان و آزادی از ظلم و عدالت نتیجه بخش هست این عزیزان برگشتن گفتن نه نتیجه بخش نیست چون اونها ظلم کردن و بی عدالتی را آشکار کردن ما باید با اونها مبارزه کنیم و من تلاش کردم برای از اینکه به اونها کمک بکنم که شروع بله شروع میتونه از یک احساسی باشه که در درون ما شکل میگیره که معمولا یه احساس همونطور که شما اشاره کردید با خودش خش میاره با خودش نفرت میاره با خودش دوری و عدم رضایت میاره کسی نمیتونه طالبان را رفتارشان را تعیید بکنه و مطمئنن ما از این رفتارشان بر خودشان مطمئنن قلب ما به درد میاید و یک واکنش احساسی را در همه ابتدا انجام میدیم ولی در ادامه باید چطور عمل بکنیم که همونطور که شما گفتید باعث جلال نام مسیح باشیم و کمک بکنیم به پادشاهی مسیح چون مسیح وقتی شروع کردی پادشاهی را به کشورگوشایی از طریق مرس ها و یا به لشکرکشی از طریق نیروهای نایف هاون جنگی و عدوات جنگی فکر نکرد او گفت که پادشاهی من از جنس دیگری هست او پادشاهی میکنه که برقلب هاست ولی بازی دلیل نمیشه که ما به دنبال این موضوع فراموش بکنیم وزیفه انسانی خود در براور بیادالتی و ظلم پس ما وزیفه داریم به عنوان یک مسیحی در براور بیادالتی و ظلم بیستیم ولی چطور باید استار شد همینجا چیزی که شما میگید خب یکی از این شیواهی هستش که واقعا صدای کسانی باشیم که اونها نمیتونن از حق خود دفاع بکنن پس کلیسا میتونه اینکارو بکنه کلیسا چرا نباید اینکارو بکنه بعض وقتا خیلی ها در این آیا گم میشن که دشمن خودت رو محبت کن ایسای مسیح گفته دشمن خودت رو محبت کن و برای از اون دعای برکت بکن و در همینجا ختم میشه و ایمانداران فکر میکنن که همینجا تمام است دیگه من نباید کاری بکنم و فقط باید دعا بکنم تا اونها برکت بگیرن نه اتفاقا باید در برابرشان استادگی بکنیم تا اونها برکت بگیرن تا متوجه بشن که تاریکی چه معنایی داره و نور چه معنایی داره ادالت چه معنایی داره در کتاب مقدس پس ایمانداران همونطور که شما گفتید باید صدای ادالت باشن از چه طریقی؟ از طریق رسانه، سوشال میدیا، مشفراتهای فردی، کلیسا از طریق دعا کردن، رفتن به حضور خداوند و دعا کردن برای از این مسائل تسلی دادن همراهی کردن کسانی که در درد و رنج استن از هر طریقی ما میبینیم که مسیحیان، میسیونوریها، کلیساها تلاش میکنن که تا اونجایی که میتونن، حتی از طریق کمک های مالی خوراک، پوشاک، بتونن دیگرانی که در ظلم هستن رو تسلیب باشن پس کلیسا همیشه یک قدم باید برداره بله، یعنی ما اول صدا باشیم ولی صدا هم به تنهایی خود کافی نیست ما میتونیم بسیار چیغ بزنیم ولی یه تنها کافی نیست وظیفی دوم مسیحیان، کمک به نیازمنده هست اشعیه فصل پینجاو اشت آیه افت میگه غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید دروازه خانه تان را برای مردم مسکین و به خانه باز گذارید و برهنگان لباس بدید و از خیشامندان تان خود را پنهان نکنید یعنی ما مسیحیان در هر جایی که باشیم وظیفه داریم که با کسایی که نیازمند هستن بخصوص مسیحیانی که در شاره های غربی زندگی میکنند امی که چیز را میخواییم در زندگی خود عمل کنیم از طریق سازمن های مسیحی از طریق خیشامندان از طریق های مختلف این اطمان نیست که ما جار بزنیم یا به هر جایی بگوییم که من این کمک را میکنم فقط یک کمک از قلبی و تاندازه طوان خود ما باید انجام بدیم یعنی اول صدای مردمی که مظلوم هستن زن ها جوان ها و اطفال افغانستان باشیم دو هم به نیازمندان کمک کنیم چرا امروز اکثریت افغان ها بدون درامت هستند کار ندانند فقیر هستند ما به هر وسیله که میشه باید حتی یک خانواد را باید کمک مالی کنیم بخصوص باز هم میگم دوست های خانواد های مسیحی ها را ما در کلام خدا وظیفه داریم مسیح ها وظیفه دارند که دیگر خوهر ها و برادر های مسیحی ها در هر جایی که هستند بخصوص افغانستان پاکستان یا ایران یا ترکیه اینا را کمک کنیم و بخصوص خانواده هایی را که مادرشان تنهای ناناور هستند یا اطفال ناناور هستند و ای خانواده هایی که مرد در خانه ندارند اینا را باید بیشتر کمک کنیم ای وظیفه دو هم ما بود وظیفه ثوم در این مورد ما هم نظر شما را میخواییم دانیل جان وظیفه ثوم چی هست؟ ایست که ما توانمند سازی کنیم یعنی زنان افغانستان جوانان افغانستان اینا را همه را کمک کنیم از هر طریقه که ممکن است اینا درس بخوانند اینا آگاهی حاصل کنند
یک دیگر را کمک کنن و کار و بزنس خودشان براه بیان دازن این بسیار مهم است که ما باید اینا را توانمند سازی کنیم شما هم تجربه های زیاد دارین در این مورد میخوایم در این مورد با ما صحبت کنید دانیال جان دقیقا همین موضوعات که اشاره کردید وقتی ما به این فکر میکنیم که چه کمک هایی میتونیم با کنیم ای که صدای یک مظلوم باشیم و صدای او را آشکار کنیم و به دیگران برسنیم ای که کمک هایی را که میتونیم انجام بدیم را انجام بدیم و موضوع دیگر ای که نسلی تازه بسازیم از خانه خود شروع بکنیم توانمندی ها، کسب قابلیت، شایستگی اینها را از خانه خود شروع بکنیم بسیاری از مردان و زنان کتاب مقدس یک دفعه صاحب یک موقعیت، امکانات برای رهبری، برای خدمت نشدن اونها سالها تلاش کردن برنامه رزی کردن، فکر کردن یاد گرفتن، آموزش دیدن و آموزش دادن پس ما در هر جایی که هستیم یکی از وظیفه های شخصی خود منی استش که من باید یاد بگیرم من باید تحقیق بکنم من باید بیشتر بفهمم تا بتانم یک صدا باشم اگر نه هر کسی میتونه یک صدایی باشه ولی ما باید یک صدای تأثیرگذار باشیم یک صدای ماندگار باشیم و این از خود من شروع میشه که من باید خود ارتقاب و بخشم ظرفیتهای شخصی خود ارتقاب و بخشم و همینطور به فرزندان خود کمک کنم که اونها هم در یک خانهی کلان شوند که اونها بتانن صدای مظلوم باشند و یا در برابر بیادالتی و ظلم استادگی کنند دنیا برای از اونها سیاه و سفید است و تنها به خودشان فکر میکنند ولی مسیحی ها اینطور نیستند ایسای مسیح بارها در برابر فریسیان صدقیان و ظلم زمانه استاد شد یهیه رسول آمد جلوه هیرودیس استاد شد و جان خود از دست داد و شاگردان مسیح رسولان مسیح برای برقرار ادالت جان خود را از دست داد اونها در په شاگرسازی بودن در په آشکار کردن نور مسیح بودن پس آشکار کردن نور مسیح نیاز داره به آموزش، یاد گرفتن، یاد دادن و یک کار یک روز، دو روز، سه روز نیست شاید سالها زمان میبره مردم سرزمین ما نیاز به آگاهی دارن خدا را شکر میکنم برای سرزمین ایران من وقتی با هر ایرانی صحبت میکنم متوجه میشم اونها خیلی انسان های فریخته و آگاهی هستن، بسیار حوشیار هستن پس اگر یک انقلابی، یک اعتراضی صورت میگیره برای دادخواهی از صدای مظلوم شرط اولش آگاهی هست پس این یک وزیفه هست که کلیز ها هم باید این آگاهی را بمخشه به انسان ها تا اونها بتانن درده ببینن تا بتانن ظلم تشخیص بدن تا بتانن بدنبال ادالت باشن و صدای مظلوم باشن پس این وزیفه دیگر ما هستش که بسیار مهم هست بله دوستهای عزیز نظر شما چیست؟ ما میخواییم نظر شما را هم بشناییم میتونین از طریق فیسبوک یا واتساب یا بیان بگذارین نظر شما در مورد واکنش مسیحی ها در برابر ظلم و بیادالتی چی است؟ نظر ما این است که اول گفتیم صدای مظلوم ها باشیم صدای زنان افغان صدای جوانان افغان صدای اطفال افغانستان باشیم که اونا را برسانیم قصه های زندگی شان را برسانیم از طریق سوشل میدیا از طریق ویدیو ها از طریق کلپ ها از طریق یوتوب از هر رایی که از درد ها و رنج های مردم افغانستان را به گوش خود مردم افغانستان و به گوش تمام مردم دنیا برسانیم دوهم به نیازمنده داخل افغانستان کمک کنیم هر کمکی که از دست ما می آیا چی پینجا دالر باشه چی ست دالر باشه هرچی که باشه از طریق سازمان های مسئی از طریق سازمان های خیریه یا از طریق خیشاونده های خود سوهم کاری که می کنیم توانمند سازی می کنیم به مردم افغانستان به جوانا به خصوص به نسل آینده به خانمها به زنان برنا آگاهی می کنیم آگاهی از کلام خدا آگاهی از کامپیوتر درست زبان انگلیسی از هر راهی که می شه به اینا آگاهی می کنیم که اینا خودشان سرپای خود استوار شوند و به امیدی از ایستیم که مانند خوهرا و برادرهای ایرانی ما امتحان شما گفتید اونا آگاهی دارند اونا سالها کار کردند ایرانی ها شاعر ها نویسنده هایشان و همچنان هنرمنده هایشان ورزش کارهایشان سالها کار کردند تا ای توانمندسازی را در بین جوانای ایران کردند که امروز هزارها نفر بشکل بسیار مسالمت آمیز در خیابانها مبرایند و نارضایتی خود را بر اوزا و احوال نشان میتند و حکومتها را مسئول می سازند حکومتها باید به فکر مردمش باشند یعنی به امید ما یک کم دورتر استیم ولی امید داریم آرزو داریم که مردم افغانستان هم با یادگیری از مردم ایران از جوانای ایران از خانمهای ایرانی با یادگیری از انها هم یک روز خودشان با آگاهی در برابر ظلم استادگی خواد کردند و نارضایتی خود را بشکل مسالمت آمیز نارضایتی خود را بدون خشونت ابراز خواد کردند ما ایمان داریم ادامه ش厲害ین خداواند RUS באیی و خداواند هم کمک میکند دوست هاي عزیز یک چیز دلیل اینکه هم eg sempre خداواند همهش gasket خداواند همه ش ترفدار مسلم است همه ش و همه ش در طول تاریخ فteraینده هم ترفدار مسلوم است ترفدار زنانی انستان از ترفدار اطفال از ترفدار بیچراهای افغانستان پگیرا در و ترفدار مسیحی انستان به امید و دعا میریم یک کلیپ را یک سرود را میبینیم دوباره برمیگردیم حالای ایسا آولو آخری نست ایسا دهن در تارا شفا صد آمدم بروح خستم دستم پدر قلبم شکستم وجودم پرشدم از آهنالا اگر خوبه در این باها نماندم بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم که دیگر دستم پدر محکم بدستم صفا و قلبه نام ایسا مره عزیز ترینه نام ایسا اول و آخرینه بگیر دستم پدر محکم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برامگزار تو تنها توی ایسا توی سلطان قلبها بگیر دستم پدر محکم بدستم در گناهان من نیفتم دیگر هرگز
موسیقی بینندگان گرامی، آیا می خواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید با یا از طریقی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم دوست های عزیز ما هفته گذاشته ارمورد موجزات ایسای مسی درس هایی را شروع کرده ایم و امروز موجز دوم ایسای مسی را دانیال جان با ما صحبت کردن موجز دوم ایسای مسی شفای پسر نفر دربار بود که مطابق یوه نافصل 4 آیه های 46 تا 54 است من ای آیه ها را میخانم دانیال جان و شما داریم اورد صحبت کنین درست است؟ بله تشکر بفرمایید یوه نافصل 4 آیه های 46 تا 54 میخانم ایسا بار دیگر به منطقه قانای جلیل رفت جایی که آب را به شراب تبدیل کرده بود در آنجا یک کارمند دربار شاهی بود که پسرش در کپرناهون مریض بود وقت شنید که ایسا از یهودیه به جلیل آمده است نزد ایسا رفت و با او التماس کرد که بیاید و پسرش را که در حالت مرک بود شفا بخشد ایسا به او گفت شما بدون دیدن نشانه ها و کارهای حیرت انگیز ایمان نخواهید آورد آن کارمند دربار به ایسا گفت ای آقا پیش از آن که پسرم بمیرد با من بیا آنگاه ایسا گفت برو پسرت زنده میموند آن مرد به سخنه که ایسا به او گفته بود باور کرد و به طرف خانه رفت او هنوز در راه بود که غلامانش او را دیدند و به او گفتند پسرت زنده وطن درست است او پرسید در چه ساعت حالش خوب شد گفتند دیروز ساعت یکی بعد از زور تب او قطع شد آنگاه او فهمید که این درست همون ساعتی است که ایسا به او گفته بود پسرت زنده میموند پس او و تمام اعضای خانوادهش ایمان آوردند این دومین نشانه قدرت ایسا بود که پس از آمدن از یهودیه به جلیل انجام داد خداوند کلامشه برکت بته بفرمایید دانیال جان بله تشکر برادر از خاطر ازی که آیات رو متعلق کردید و ما رو بردید به اون فضا برای ازی که بتانیم این آیات رو بهتر درک بکنیم همونطور که اشاره شد این دومین موجزه هست در انجیل یوهنا و بقتی که در اولین موجزه ما با هم مرور کردیم تبدیل کردن آب به شراب اشاره به تبدیل کردن ماهیتی بود که چست خداوند کسی دیگر نمیتونه این ماهیت رو و یا این شکل رو تغییر بده یعنی آبی که تبدیل به شراب بشه و این ماهیت تغییر بکنه و بعد از اویسای مسیح میره به سمت سامره جایی که در پای یک چاهی که برصورت تعاریف خوده داره اون چاه یک زنی رو ملاقات میکنه و این داستان معروف شده به زن سامری و ایسای مسیح با این زن به اون منطقه سامره میره و در اونجا روزهای خیلی خوبی رو با مردم سامریان داشته چرا اونها از ایسا استقبال میکنند و در اونجا هم ایسا با تعالیم کتاب مقدس این مردم رو برکت میده و اونها خیلی ایسا رو عزت میکنند و وقتی ایسا دوباره بر میگرده به قانای جلیل و همون جایی که به اصطلاح به نوعی به اونجا تعلق داره متوجه میشه باز قبل این آیاتی که بخانیم این قسمت شاید خانده نشد ایسای مسیح میگن نبی در شهر خودش طرفتار نداره یا کسی او را حرمت نمیمانه ولی ایسا بر میگرد دوباره به همون منطقه جلیل جایی که یهودیان زندگی میکنند و وقتی این درباری به حضور ایسا میاید شاید در همه ابتداه چیز دیگری از ایسا پرسان نمیکنه و بلا فاصله مشکل خودم اطراح میکنه خب این درباری از جای دوری آمده بوده تقریبا نزدیک به از کفرناهوم پسر بیماری در کفرناهوم داشته از کفرناهوم تا جلیل تقریبا 35 کلومت فاصله یا 30 کلومت فاصله است پس این راه طولانی را سپری کرده بوده تا به ایسا برسته یک قدم ایمانی خوبی برداشته بوده در ابتداه ولی وقتی ایسا داره اشاره میکنه به نیاز این شخص درباری درواقع داره به دیگرانی هم که در اونجا حضور دارن اشاره میکنه تا شما یک آیت و یا یک نشانه و یا یک برکتی را به صورت خاص از من نگیرید ایمان نمی آورید خب این قسمت اول اشاره مسیح به این داستان است که بعضی وقتا خیلی شبیه است به زندگی خود ما در همین امروز و یا بسیاری از دیگر عزیزان تا زمانی که از خدا چیزی را دریافت نکنن تا زمانی که خدا به صورت مشخص و معلوم در زمان مشخص اونها را برکت نده اونها باور نمیکنن و ایمان نمیارن یعنی به نوعی داره اشاره به یک رابطه داد و ستدی میکنه که در این رابطه ایمان نیست تنها گرفتن هست تنها برکت هست و یا به یک تعبیری نگاه ما به برکت هست یا به برکت دهنده ما میخواییم با برکت رابطه برقرار کنیم و یا با کسی که برکت دهنده است پس اینجا میبینیم که ما خودم میتونیم در اون جایگاه قرار بدیم و مفهوم صحبت ایسا را درفت بکنیم که چرا ایسا در جلیل در حضور دیگران میگن شما قومی هستید که تا یک آیت نشانه برکت نگیرید ایمان نمی آورید پس اینجا باز برای ما یک درسی میتونه داشته باشه که امروز ما نیاز هست وارد یک رابطه تنگا تنگ و جدی تر با خدا بشیم نه از خاطر برکات و نیاز ها درست هست که برکات و نیاز ها بخشی از زندگی ما هست ولی در ابتدا خود خداوند هست که برای ما میتونه ارزشمند و مهم باشه من احساس کردم برادر شایب شما میخوای چیزی اضافه کنید شما موضوعی بسیار خوب را گفتین در مورد برکت و برکت دهنده خب ما همه در فرهنگ که بزرگ شده ایم یا در شرایط که بزرگ شده ایم یا در اقیده و مذهب قبلی خود بیشتر برای برکت میدیدیم که چیگونه خداوند ما را برکت میده و چیگونه ما میتونه به حساب زندگی ما بهتر شده بیشتر پول پیدا کنیم یا کار بهتر داشته باشیم یا صحت ما خوب باشه و هیچوقت بفکر از این نبودیم که آیا ما میتونم با برکت دهنده با خداوند یک رابطه داشته باشیم همینطور است ما همیما هیچوقت مثلا میدانستیم که این خداوند برکت میده یا شاید بعض اوقات دعا میکنیم اما هیچوقت این فکر برمان نمی آمد که ما میتونم با خدا یا با برکت دهنده یک رابطه داشته باشیم دقیقا همینطور است وقتی که عیسای مسیح از سامره میایم خاطره ای داره از سامره و میبینم اون مردم بدون این که در اونجا یک موجزهی صورت بگیره اون مردم به صحبتهای عیسا و به خود شخص عیسا احترام میگذارند و بعد وقتی میایی بین مردم خودش میبینم مردم خودش بدنبال موجزه و برکت استند اونها به مسیح ایمان نیاوردند اونها بدنبال برطرف کردن نیازهای بیرونی خود استند بدنبال موجزه استند یا بدنبال برکت استند این میتونه خیلی مهم باشه که امروز ما بدنبال موجزه هستیم یا خودمونجی بدنبال برکت هستیم و یا برکت دهنده در قسمت بعدی اگر بخواییم این موضوع باز بیشتر با هم مرور بکنیم میبینیم که درد همیشه نیاز درد خواسته انسان رو وادار میکنه به حرکت به سمت از این که درد رو برطرف بکنه این نیاز رو برطرف بکنه این درباری برای من خیلی جالب بود وقتی داستان رو میخوندم این درباری پیسه داشت در یک دربار بود موقعیت اجتماعی داشت امکانات داشت پول داشت و میتونست از همه اونها استفاده کنه ولی انگاری درد انقدر برای ازو شدید بود و غیر قابل حل بود که این حرکت کرد به سمت یک امیدی که شاید برای ازو هنوز مشخص نبود که شدنی هست و یا شدنی نیست بس همیشه درد یک دردمند رو وادار به حرکت میکنه و این حرکت ها بعضی وقت ها به سمت درست هست بعضی وقت ها به سمت درست نیست یعنی به سمت سرگردانی هست به سمت نمیتونم فریب خوردن هست سرزمین ما مردم ما هم درگیر یک همچین تذاتهای هستن حال فقیر و سروتمند
قای منصب نداره مردم ما هم دردمند هستن ولی وقتی که برای دردشان حرکت میکنن میبینیم بارها و بارها دشار خطا شدن به جاهای اشتباه رفتن کارهای اشتباه انجام دادن تا درد خدا برطرف کنن نمیخوام نمیخوام باز وارد موضوعات فرهنگی یا مذهبی ویا چیزهای از این قبیل شوم ولی میبینیم که اونها برای برطرف کردن دردشان متوسط به انسان ها میشن ویا متوسط به جادو و جنبل و نایف ها از این گفت ها میشن و نمیتانن توسط اصلی ویا رابطه اصلی را با خداونده ما ایسای مسی داشته باشن در این داستان میبینیم که درباری تقریبا 35 کلومتر پیاده میره برای از این که درد خدا دوا کنه به نوع اون وابستگی احساسی که نسبت به فرزندش داشته را برطرف کنه ولی پیش شخص مناسب میره اون شخصی که میتونن شفا بتن و شخصی که واقعا تأثیر گذار است و برخورد ایسای مسی و این درباری هم خیلی برخورد قوی هست یعنی بعد از موجزه در قانای جلیل میبینیم ایسای مسی در خانه اون شخص در کفرناهم به صورت فیزیکی حضور نداره از راه دور در همون لحظه در این درباری میگن برو فرزندت شفا پیدا کرده یعنی باز داره خدایی را معرفی میکنه که به نوعی حاضر مطلق هست اون میتونه در هر جای حضور داشته باشه حضور فیزیکی اون تنها مهم نیست اون حضور داره در هر نقطه و مکانی میتونه حضور داشته باشه پس یوهنای رسول در اشاره به این موجزه دوم که یکی از همین آیاتی هست که تنها خود خداوند میتونه یک همچین قابلیتی داشته باشه را به ما بیان میکنه که با موجزه اول ماهیت مواد تغییر میکنه در موجزه دوم ببینیم خدایی که خدایی حاضر مطلق هست میتونه درد ما را ببینه و وارد شده در جایی که درد هست و شفا ببخشه در صورتی که در این داستان عیسای مسی در جلیل بود و از همون جا گفت برو و فرزندتو شفا پیدا کرده پس این باز بر ما یک تشمیق هست وقتی درد داریم پیش کی میریم کجا میریم درست هست که برای برطرف کردن مشکلات جسمی نیاز به داکتر هست نیاز به استفاده از علم روسی هست خداوند به ما فیض بخشیده عقل داده تا تجربه کنیم تا علم به دست بیاریم و در مسیر شفا قدم برداریم ولی در کنار تمام این کارها باید پیش عیسای مسی یا پیش خدا هم بریم و از او هم مطالبه کنیم که تمام این مسیرها در جهت شفا ختم شده بردار شاید شما بفرمید بله واقعا این نقطه که شما هم گفتین که ما پیشی کی میریم وقتی رنج و درد داریم رنج و درد ما را در دنیا مذاهب زیاده هست راه و طریقه های مختلف وجود داره که مردم میخواین درد و رنج خود را کم کنند چی از طریقه داکتر دوا همچنان چی از طریقه پول یا از قدرت از انوای مختلف مردم ولی فقط یک شخص وجود داره فقط در تاریخ دنیا یک شخص وجود داره که در کلام خدا میگه با زخمهای از او ما شفا یافتیم فقط یک شفا دهنده وجود داره و او عیسای مسیه هست و او عیسای مسیه هست ما هم شما را دوستای عزیز دعوت میکنیم در هر حالت دارین هر درد دارین یا هر حالت زندگیی که دارین پیش امی شخص برین چرا ای شخص نتنها در کلام خدا نوشته شده که ای شفا دهنده هست بلکه همچنان ما را ما که در اینجا صحبت میکنیم ما را بارها شفا داده و شفای از او در زندگی ما جاری هست وقتی با ما به مسیح ایمان میاریم در اینقدر شفای مسیح در زندگی ما جاری هست هر روز ما را کمک میکنه هر روز ما را دست ما را میگره هر روز ما را قدرت میته امی که ما را آرامش میته امی خودش بزرگترین شفا هست امروز مسیحی ها با مشکلات زیاده چی در خارج از افغانستان چی در داخل افغانستان مواجه هستن شما وقتی با آنها صحبت میکنین میبینین که آنها از یک صلح درونی از یک آرامش برخوردار هستن مشکلاتشان کم نیست بلکه بیشتر از دیگر افغان ها کرده ولی یک صلح آرامش درونی دارن این به این معنی هست که ایسای مسیح امو شفا را بر از آنها داده و شفای مسیح در جریان زندگی از آنها هست امچنان در زندگی ما هست و اگر شما میخواین که این شفای مسیح در زندگی شما باشه پس زندگیتون را به اون بتین پس به اون رجوع کنین به این شخصی که دانیال جان گفت به این شخصی که در کلام خدا خاندیم به این شخصی که درباری رفت ساعت ها پیاده گشت تا به ایسای مسیح برسه و رسید و در اونجا شفا را یافت و مشوری ما هم به شما امی از دوست های عزیز به ایسای مسیح مراجع کنین او شفا دهنده هست او نجات دهنده هست او سرور ما هست و او خداوند هست دقیقا همینطور هست وقتی که باز بریم در متل داستان و خدا بذاریم جای از او درباری میبینیم در همون مرحله اول درباری از ایسای مسیح پرسان میکنه بیا و فرزند ما پسر ما را شفا بده از او یک درخواست میکنه برای آمدن و ایسای مسیح وقتی که باز برگردیم به او آیتی که برمیگرده تا شما موجزه نبینید یا برکت نگیرید ایمان نمی آورید یا شما فقط به دنبال برکت و موجزه هستید ایسای مسیح اشاره میکنه که این مرد درباری باید با ایمان باور و اعتمادش رفتار کنه میگه برو پسرت شفا پیدا کرده یعنی اولش درخواست میکنه اگه تو قدمت بیا بلید برای ایسای میگفته برو و اینجا این مرد درباری باید یک قدم عملی و ایمانی برداره باید اعتماد کنه از اون حالت دیدار باید بیعه به حالت اعتماد از اون حالت حسی و درد باید بیعه به حالت اعتماد و ایمان و امید ایسا بهش میگفته برو و بعد میبینیم این درباری میره اصطاد نمیشه درد درون درباری میفته که این فقط قدرت خدا میتونه این را شکل پته و این درباری حرکت میکنه و برمگرده و شاید کسان دیگری بودند میگفتند نه تو حتمان باید بیعی تو حتمان باید باید دست بگذاری تو حتمان باید باید یک کاری بکنی ولی درباری رحا میکنه و میره به نوعی اون دیدنش و درخواستش تبدیل به ایتماد درونی میشه و این مسیر رو دوباره برمگرده و رابطه با خدافند به این شکل هست ما با درد به حضور خدا میریم در قسمت اول در رابطه با انسانهای دردمندی در افغانستان و ایران صحبت کردیم آیا اونها حق اعتراض ندارن؟ آیا حق شکفه و شکایت ندارن؟ آیا حق نالکردن ندارن؟ چرا اتفاقا ما حق داریم؟ خدافق مقدس پر از مراسی و مزامیری هستش که اشخاص در حالت سختی به حضور خدافند رفتن و درد خدا گفتن ولی بعد از این که درد خدا گفتن بعد از اون یک آرامش یامده چرا؟ چون این آرامش در حضور خدا هست که شکل میگیره و این درباری هم همی کار کرد درد خدا گفت خدا وارد شد و اون با آرامش برگشت با اعتماد برگشت و اون رفت برای ادامه زندگی و وقتی در راه بود یک دفعه ازیزانش یا دوستانش یا کارگرانش در راهش آمدن گفتن پسرش پسر شفا پیدا کرد بعد اون جویا شد کنی شفا پیدا کرد؟ گفت فلانه ساعت در ساعت هفتم در فلانه وقت شفا پیدا کرد متوجه شد در همون ساعتی که خدا گفته بود اون شفا پیدا کرده بود درد مند هستیم نراحت هستیم قمگین هستیم مورد ظلم و جفا قرار گرفتیم به حضور خداوند میریم درد خدا آشکار میکنیم این مرحله اول هست ما باید درد خدا آشکار کنیم اگر آشکار نکنیم خدا شفا نمیده اگر بازگو نکنیم خدا چطور شفا بته؟ و پتی بازگو میکنیم شفا میاید آرامش میاید و من میتونم قدم بردارم دوباره در مسیر زندگی این شخص درباری برگشت و دوباره به زندگی خودش برگشت قدم برداشت و در راه شفا را دید و ایمانش قوی تر شد بله در اینجا ما میخوانیم امچنان که میگه پس او و تمام اعضای خانوادش ایمان آوردند یعنی این چی کار اول پیش مسیح آمد درد خدا به مسیحی گفت مسیح شفا داد پسرش و این وقت که رفت دید شفا را خودش و خانوادش ایمان آورد اما بعض اوقات مشکل ما انسان ها در این است که ما برکات را میبینیم از جانب مسیح مسیح چی مسیحی باشه چی یهود باشه چی مسلمان چی هندو همه را برکت میده و شفای از او در زندگی بسیار در جریان است وله مشکل در این است که بسیار بطانای ما
می بخشید امی شفا را اونا را نمی بینند که امی مسیح شفا می دهند. مسیح یکانه شفا دهنده است. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. دوستا بیاین بریم یک سرود را ببینیم. یعنی ایسا نه آمد در اونجا حضور پیدا بکنه، فقط گفت برو او شفا پیدا کرده. پس میبینیم ایمان از این یک رتفه بالاتر یا بیشتر شد. از موجزه تبدیل به اعتماد شد. از موجزه تبدیل به باور شد. و در محله ثبت میبینیم که ایمان از این درباری به صلاح منتحی شد به این که خانواده از اون نجات پیدا بکنه. یعنی این نجات وارد کل خانواده از اون شد. پس این میتونه باز در زندگی ما یک درسی داشته باشه و عملی باشه. پس ایمان واقعی بر اساس دیدن نیست. بر اساس اعتماد به خداوند هست. همونطور که این درباری اعتماد کرد. اگر وقتی که ایمان ما زمانی قوی هست که همه چیز رو به دست بیاریم و یا برکت به دست بیاریم و یا ایمان ما روی فقط دریافت برکت بنا شده باشه در زمانهای سختی ما به سرعت دوچار چالش میشیم. به سرعت از خدا پرسان میکنیم که تا حالی کجا هستی؟ به سرعت باور امید ما از بین میره و ایمان ما تحت تحصیل شرایط قرار میگیره. و بعد موضوع دیگری هم که میتونیم از این بخش با هم برداشت بکنیم این هستش که زمان بندی های ما با زمان بندی های خدا متفاوت هست. در این داستان اون شخص همون لحظه شفا میخواست. پسر من را آلی شفا بده. ایسا گفت برو اون شفا پیدا میده. اون یک روز دیگر در راه بود. پس ما در دعاهای خود ما نیازهای خود ما خاسته های ما که به حضور خداوند میبریم مطمئن باشیم که در اعتماد ما به خدا زمانها در دست خداوند هست. او هست که کنترل و امور در دستانش هست. پس وقتی دعا میکنیم و به حضور از او میریم اجازه بدیم خدا در زمان خودش ما را برکت بده. و انگار نیاز هست ما هم این مسیر رو برگردیم یک شبان روز در راه باشیم تا مشاهده کنیم که خدا چطور ما را برکت میده. ایمان یک نفر میتونه یک خانواده را نجات بده. ای چقدر مهم هست برای مردم ما در افغانستان یک پدر ایمان میاره و ای ایمان خودش شریک میسازه و رابطه خود آشکار میسازه و میگه ما با یک همچین خدایی با یک همچین شخصی ملاقات کردم که او مرا برکت داد. او مرا ملاقات کرد لمس کرد و نجات بخشید. و بعد میبینیم یک خانواده نجات پیدا میکنه. همون چیزی که در بخش اول گفتیم یک بچه ها نسل شفا پیدا میکنن او رابطه قلط او رابطه اشتباه میشکنه و رابطه تازه و خلغتی تازه شکل میگیره. باز باز هم دوت میکنم چه کسانی که پدر هستن در خانواده مسیحی هستن چه کسانی که مادر هستن و مسیحی هستن مطمئن باشید ایمان شما میتونه تبدیل به یک ایمان نجات بخش برای خانواده شما باشه. و چه برادران و خوهران دوستانی که در خارج هستن و دوستانشان در افغانستان هستن برادر خوهرشان در افغانستان هستن ایمان شما میتونه تبدیل به یک ایمان نجات بخش برای اونها هم شود. ولی دوستهای عزیز شما را به امید و دعا به دستهای مبارک خداوند میسپاریم و ما را در صفحات اجتماعی دنبال کنین خوشمشیم از شما بشنویم خداحافظ شما موسیقی موسیقی موسیقی
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}