29 minutes
5 January 2026
Confession and repentance are one of the important keys to healing. Confession is not just a religious habit; it is not just about stating our mistakes. It is stored within us that hurts our conscience and should be shared with someone we trust. Whoever covers up their transgressions will not prosper, but whoever confesses them and repents of them will find mercy. We humans need it these days. Confession is a way to heal and comfort that many wounded people are not freed because they hide their pain. God will not despise the heart of the repentant. Repentance is actually an admission of error and apology in order to receive healing. The thief on the cross admitted his mistakes. How many people only blame others and point the finger of accusation at those who have hurt them; but they never see their own sin. Like the man who heard the message of healing and went a long way to repent and ask for forgiveness to be free from the burden and wound that he had for years. What about you and me!?
Transcribed by AI
موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنوده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنود که هر صبح روی موج کوتاه 41 میتر بند پخش می شود فریادهای شفابخش شنوده های عزیز برنامه فریادهای شفابخش سلام چه حال دارین؟ از خداوند شفا و سلامتی براتان طلب میکنیم من هم سلام های گرمخواد تقدیمتان میکنم شنوده های عزیز امیدوارستم در هر گوش و کنار از دنیا خاکی که زندگی می کنیم جور ستمند باشه برای زخم های که در زبان ما جاری است نفرت از کجا سرمنشا می گیره شروع می شه؟ کاملا ورای حلش هم با شنوده های عزیز خود درمیان گذاشتیم که از کجا شروع می شه و چطور ختم می شه ورای علاجش چیست؟ و ما شنوده های عزیز یک طبیب آسمانی داریم طبیب های زمینی هست شکر با وجود داکترات و طبابت و هر آن چیز اما طبیب آسمانی می خواهد درون ما را قلب ما را شفا بده و این داکتر را دعوت کنین به خانه تان به خانه قلب تان بله به زندگی تان بله هر انسان از خود یک بیماری داره خاصتا بیماری های قلبی فکری روانی کاملا در وجود هر انسان هست وحی جان بله قلب های ما فکر های ما لمس می شد و امیدوار هستیم شنوده های ما هم در این آرامش خدا قرار بگیرین بله اما چقدر خوب هست موضوع درس ما هست شفا از طریق اعتراف و طببت چطور جاری می شد چطور خود را آزاد بسازیم بله با شنیدن یک سروت با ما باشین موسیقی باز من اینجا هستم روی زان و وانم نزدیک هست به لقظ قرغ درد و رنج باز تو اینجا هستی تا کنی محبت روح و قلب و جانم ای مره هم زخما خدا من ترکم مکن یک لحظه از من دور مگاش به یاری دلم بشه تا بین جاتم خدا بندم موسیقی خوب شکرا جان هم قسم که دیدیم اعتراف یکی از کلید های مهم شفا هست مثل که یک خانه قلف باشه و تو یک کلید را از جای دریافت کنی و با این کلید قلف باز کنی و داخل خانه وارد شوی کاملن خدا من هم از اعتراف ما خوش نود می شه بله اعتراف فقط یک عادت مذهبی نیست شنوانده عزیز یا بیان خطاها نیست که ما او را تنها بیان کنیم بلکه بیان از درون ما که بسیار چیزهایی که در درون و صندقچه دل خود سالهای سال نگهداری کردیم او را بیرون میکنیم و اعتراف میکنیم که امو وجدان ما را آزار میده شاید یکان وقت در فکر ما بیاید او ما یکی را آزار دادیم چطور بتانم با ای آشتی کنم؟ یک کم جستجو میکنیم اما اگر بیدار باشیم یعنی امو مشکل هل میکنیم با هم آشتی میکنیم یا با کسی درمیان مگذاریم و او رای هله برما نشان میده در کشور ما شما در بین مردم ما ای چیزها بسیار زیاد هست و کلام خدا شکریجان در کتاب همسال فصل عجد های چارده هاو میگه روح آدمی او را در مریضی برپا نگاه میدارد اما روح افسرده را کیست که تحمل تواند کرد؟ سوال هست روح آدمی در یک مریضی هست در یک بیماری هست اما روح افسرده را کیست که بتاند؟ بسیار کسا هستن شکریجان که همه قسم صورت چیره شان نگاه کنی ببینی یک قسم میگی افسرده همه باشن پجمورده همه باشن اما نامدی را چشما شان میبینی چرا مریض هستی؟ رنگ چرا زرد شده؟ چی باعث شده؟ آشغ شدی؟ چیز کمبو داری؟ و این چیزها در وجود ما انسان ها هست اما متاسفانه ویژان بسیاری کسا را وقتی که به چیرش نگاه میکنی در اوتا حالت میبینیش اگر پرسان شان میکنی میگه نه من خوب هستم هیچ کدام مشکل ندارم در حال که در درون دلش بسیار چیز های هست که اطراف کردن نمیتونه یا گفتن نمیتونه کاملن و در همسال 28 دایه 13 ها میگه ارکی نفرمانی های خود را به پوشانت کامیاب نقوت شد اما هرکی آن را اطراف کند و ترک نماید رحمت خواهد یافت یعنی هموطن عزیز در دلت نگاه کنی نگاه کنی نگاه کنی کامیاب نمیشی پیشرفت نمیکنی در خود درگیر و افسرده و جگرخون میباشی همون وقت که تو اطراف میکنی به این منام میخوایی که را ترک کنی اینجاست که رحمت خداوند بر تو جاری میشه اطراف گناهی که ما نمیفامیم شاید انجام داده باشیم و اینجاست که اطراف قلبی ما میایه شکره جان من یک داستان را در کتاب شفا و زخمها خواندم که میگه سالهای پیش یک شبان کنیسا در یکی از کنفرانس ها میگه جوان پیش ما آمد بغض گلونشا گرفته بود و نراحت مالم شد با سختی قلبشا بر ما باز کد کلی در یعنی تاو داد و قلب خود را باز کد که سالها او را رنج داده بود بازگو کد با وجود که من ایماندار به عیسای مسیح بودم اتا در خدمت فعال بودم میگه من تا آزار میداد در خود پتش کده بودم میگه ناگهان امو گریش سر داد و زخمهایشا بر ما باز کد گفت که من دوازده سال زیادتر عمرم نبود در نوجوانی بودم پدر دوستم من را مورد تجاوز قرار داد سخت رنجیده بود ما بر از او دعا کردیم و با ای دعا و اعتراف از او یعنی قلبش سبک شد آرامش پیدا کرد و با ای اعتراف زخمهای درونیش از طریق زبانش شفا پیدا کرد و سخن گفت و دعا شده از امو سالها خلاصه خودها آزاد ساخت بله ایوهی جان امو قسمه که میبینیم که ای خانم چه قسم از امو درد خودها آزاد کرد آیا شنواندهای عزیز شما چی زخمها در درون خود دارد که شما را نمیماند که شما آزاد شدید اعتراف نمیماند کنید و شنواندهای عزیز ما میبینیم در همسایگی ما بسیار وقت بچه ها دختر ها خانم ها مرد ها با چشمهای بسیار گنالو طرف ما سایی میکنند یعنی مثل از ای که یک پرنده را میخوایند به دست خود بگیرند و در قفز زندگی خود نگاه کنند و آسیب برسانند پس همه قسم که شکرا جان از شما پرسید کی شما را آسیب برسانده و اگر این را اعتراف کرده نمیتونید لطفا با ما با تماس شو ما برتون دعا میکنیم تا خداون شما را از این بارها آزاد بسازه هر گناه خودا ما میپذیریم و میریم پیش یک مرد خدا که کلام خدا حقیقت خدا را میفهم اعتراف میکنیم با ایمان برما دعا میشه و شفا جاری میشه در سنگی ما نه اینکه ما را سرزنش کنند بلکه برعکس برما دعا میکند و اعتراف کلید مهم و فراموشده است که در این روزها احتیاج تمام هموطنهای ما به این ضرورت دارند سالهای سال از در کشور ما در این روزها هم صدای جنگها نارامی ها نبود کار بکاری بسیار چیز هست که حتی خانواده ها یکی با دگه درگیر میشند واقعا وحید جان تا جایی که ما میبینیم شنانده های عزیز که تنها افغانستانه بلکه میبینیم که تماما دنیا وحید جان در این قسم سرا و سیمگی قرار دارند و مزمور دو مثل که خانده هم گفت چرا مردم دنیا شورش میکنند علیه خدا و علیه ایسا مسیح همه قسم شکره جان در رساله رساله یهکوف فصل پنج های شانزده هم کلام خدا را جیب اطراف میگه پس نزدی یکی دیگر به گناهانو تان اطراف کنید برای یکی دیگر دعا کنید تا شفای آبید شفای شخص پارسا با قدرت بسیار عمل میکند شنانده عزیز از اطراف کردن نشرمید بسیار ما شما افغان ها اطراف کردن نمیتونیم میخواییم یک گناهی که دیگرها بر ما زخم رساندن یا ما به دیگرها زخم رساندیم اطراف کردن نمیتونیم و کلام خدا میگه اطراف کنید نزدی یکی دیگر اما نزد کسایی که مورد اعتماد دارد بله بله واقعا بس کسایی هستند که وقتی که میرید نزدشان اطراف میکنی و در آینده اورو در پیش رویت میارند در دیگرها میگن به این خاطر هست که بسیار مردم ما اطراف کردن نمیتونند اما شنوندی از این اول پیش خداوند اطراف کنیم بعدا پیش از او شخص که قابل اعتمادتان میباشه بله داستان دیگه با یادم آمد که در این کتاب نوشته بود میگه دختر دیگه که سالها قبل در اثر درد و مشکلات خلاصه درگزشت رفت میگه مادر از او که زن بسیار روحانی بود تسلید داشت دختر دیگهش آرام نمیشد در این دعا کردن میگه ناگهان به شدت گریان کرد اطراف کرد که گفت دو عفت قبل از خوهرم پیش از این که فوت کنه دعای لفظی بین ما دو خوهر شروع شد و او قار با ای بود که گفت نتانستم او را ببخشم تانستم با او آشتی کنم یعنی بین دو خوهر ها جنگ و دعا از در هر خانواده با قهر از او جدا شده بود و او گفت امو درد زخمه که مدت ها در خود نگاه کرده بود وقت اطراف کرد خدا آزاد کرد فکر کنین که چطور میتونین خدا آزاد بسازین اطراف طریقه برای شفا و تسلیش بود و توبه همچنان بسیار افراد زخمی هستند آزاد نمیشند امو درد خود را مخفی میکنند یا پت میکنند یا گفته نمیتونند امو دردشان امو زخمشان اگه وقت باز زخم مبتلا میشه که ایچی علاج نمیداشته باشه وعی جان بله شما چقدر خوب است شنودهای عزیز که ما منتظر از این را نباشیم که بیا باز من در یک وقت که پیر شدم باز یکی را میبخشم نزدیک مردنم شد باز من اطراف میکنم نخید برو بچه امتحان بخشیدم امو از تای دل نیست نیست بله خوب است که شنودهای عزیز از این لحظه که صدای ما را میشنوید شما دست بکار شوید از این لحظه شروع کنید بله یک دختر قصه میکنه میگه من با پدر میانه بسیار مشکل داشتم با پدر مشکل داشتم همیشه درگیر و جنگ و دوا اتا از اون نفرد داشتم وقت میگه من چیخ زدم و امو را اعتراف کردم آزادی خود را دریافت کردم شفا در وجود ما آمد و من حس کردم و آزاد شدم اما شنویندی عزیز این داستانهای را که ما بر شما یاد آوری میکنیم این کسایست که پیروان ایسای مسیح استند به ایسای مسیح ایمان دارند و آرام قدرت مند انجیل درگ میکنند شاید تا به این لحظه شما به ایسای مسیح ایمان ندارد و نمیتوند ببخشین این ایلت است ما به این خاطر میگیم که یعنی شما ببخشین یعنی شما کلام خدا را بخانید جوینده کلام خدا باشد تنها آزادی شفا در دستان خداوند ایسای مسیح است که ما را از گناهان ما آزاد میکند مرزی های ما را از درون دل ما را شفا میکنند کاملا و شنوینده عزیز پیش خداوند اعتراف کردند اعتراف به گناه ها توبه شما را آزاد میسازد توبه هم یکی دیگر از کلید های مهم بر آزادی از شفا میباشد مزمور پینجاویک آیه عبده هاو میگه قربانی های پسندیدی خدا خدا روح شکسته است خدایا دل شکسته و توبه کار راخوار نخواهی شمارد آمین ما قربانی پسندیدی خدا شویم قربانی که خدا میخواهی گناها و نبخشیدنیها و نفرت و بدیده که مثل یک پاکت در درون دل خود و قلب خود نگاه کردیم و آن تلخیه ها را بیرون بندازیم و این قربانی قلبی ما است که خدا دل شکسته و توبه کار را خواهی نمیشه آیا میخوایی شنوانده عزیز که این قربانی دل شکسته و توبه کار را به دست بیاری؟ کاملا ما دعا میکنیم شنوانده عزیز براتان که قربانی های پسندیدی خدا است که ما درون خود را قربانی کنیم قربانی که اعتراف کنیم ببخشیم دوست داشته باشیم محبت کنیم چون که خداوند ما خدای پر محبت است خداوند ما خدای بخش شاهنده خدای محربان خدای عادل است خدای نیست که ما را با خشم غذب خود از بین برن بلکه میخوای با محبت خود شفای از او در زندگی ما در درون دل ما در فکر ما امکسم جاری باشن این توبه در واقع پذیرفتن خطا و ازرخواهی است بر دریافت شفا امو دوست دروی سلیب سهم خودا که در خطاهایش پذیرفته بود اعتراف کرد چی بسا کسای هستند که فقط دیگران مقصر میدن انگشت اتحام ما همیشه بسوی کسایست که آنها را رنجاندیم اما دست انتقاد ما یا کل که انتقاد ما بطرفش نباشه ولی هیچگاه گناه خود ما نمیبینیم در مذمور 119 آیه 75م مذمور نویز چونین میگه میگه خداونده میدانم که قوانین تو عدل است و مسیبت که بر من وارد آورده ای از امانت توست خدا عدل بعض حادثات را در زندگی ما میارد بعض مسیبت تا امیارد اما خیریت خود فکر کنیم چی او پی گو او او او آیلا نکنیم باز و وقت سختی هست مشکلات هاست که ما را میصازه اگر سختی ها و مشکلات را در زندگی ما نباشد پس ما ساخته نمیشم همه چیز براما بهارده بی هوده همه باشد اهمیت هست برما دستانی را خوندم که شابان کلیسا میگه سالهای پیش وقتی که در یکی از کشورها بر چند روزه رفته بودیم بر خدمت شفای درون و رحایی از زخمها میگه ما متوجه شدیم به برادر که بنامه میکاین نام داشت در ای کنفرانس بود و یکدام کنفرانس را تر کرد و بر طرف یک کشور دیگر رفت ما متوجه داستا شدیم که چرا ای برادری کنفرانس را تر کرد اما شنیدیم که با شنیدن پیام توبه و اعتراف وقتی که میگه امو درسا را میدادیم امو به خطای خود پی بوده امو لحظه رفت تکت خرید میگه بعد از امو به موتر ساعت های ساعت تا به امو قریه و محل رفت که در یک خانواده میخواست عزرخواهی کنه و میکایل پس از ایمان به ایسای مسی و شنیدن در گذشت همخدمت سربازی میکردن دوچار عذاب وجدان شد نمیتونست خود را ببخشه و با شنیدن پیام شفا او بسیار رای طولانی را از یک کشور به دگه کشور صرف بخاطر توبه و طلب بخشش به ای خانواده قدم مند رفت پیش پدر و مادر خانواده ایش امو بار زخمیه که سالها در خودش نگاه کده بود میگه خدا عزار ساخت و از ای خانواده بخشش خواست که ما پسر شما را در زمان سربازی که یک جایی بودیم بسیار عزار داده بودند بله ای کاش که پیش از فوت از ای پسر خودش بخشش را میخواست ای خوبتر بیتر باز هم خدا را شکر میکنیم که یک کلمه کلام خدا کار میکنه که انسان بیداری میتر و ای قلب پر اعتراف میخواهی خواهد امروز هموطنی عزیز خواهد کی شما را میتونه به ای اعتراف واداره تو حاضر استی کسی را که مثلا در جلالباد است کسی که در حیرات است از حیرات بیایا کابل یا از کابل برا قندار به خاطر یک اعتراف و ای روح خدا است که ما را وادار میسازه پس شکریه جان حتی پادشه ها را میبینیم من به دوم سماویل فصل 16 هم آیات 9 هم الا 14 هم را میخواهم بخانم که میگه آنگا عبیشای پسر زریعه پیش آمد و به پادشه گفت یعنی داود پادشه چطور اجازه میدهی که ای سگ مرده به آقای من پادشه دشنام بدهد اجازه بده که بروم و سرش را از تن جدا کنم اما پادشه گفت به شما پسران زریعه چی بگویم بگذار مرا دشنام دهد زیرا اگر خداون به او گفت است که به من دشنام دهد پس چی کسه میتواند به او بگوید که چرا این کار را میکنی آنگا داود پادشه به عبیشای و همه خادمان خود گفت پسر خودم که رگ خون من است قصد کشتن مرا دارد پس چقدر بیشتر از این بینیامینی بگذار که او مرا دشنام دهد زیرا خداون به او چونین گفت است شاید خداون مسیبت مرا ببیند و بخاطر این دشنام ها عجر و برکت به من بدهد پس داود و امروحان او برای خود ادامه دادن شمی همچنان به دنبالان ها در امتداد دامنه که موازی با مسیران ها بود را میرفت و دشنام میداد و به طرف داود سنگ منداخت و خاک میپاشید پادش ها و همه کسانی که با او بودند خسته به کنار دریای اردن رسیدند و استراحت کردند یکی از راه های شفاه ای از که بدانیم که ما هم خطاکار هستیم بسیار تقصیرهای خود، اشتباهات خود لفظی، زبانی، فکری باید از بپذیریم و در اینجا میبینیم که داود از است پسر خود عبوشالوم میگره یعنی پسرش میخواست پدر خود را از بین ببره و پادشایی بیشینه اما در مسیر که داود میره مرد به نام شمعی میای با سنگ و گل چوب بطرف داود مندازه بعد میگه اما داود در این مورد تقصیر خود را میپذیره و میگه اگر ناسزا گفتن او از آن روز که خداوند به او گفته است داود را ناسزا بگو کیست که بگوید چرا چونین میگوید پس او را به حال خودش بگذار تا ناسزا و بعد بگوید زیرا خداوند به او چونین گفته شاید این آزمایش های زندگی باشه بر ما شاید هموطن عزیز تحمل کرده نتانیم اما چطور شفا در اعتراف و توبه جاری میشه داود که یک پادشا بود شکریا جان میبینم که میگه بگذار که او هرچی میگه شاید این کار خدا باشه که من آزمایشم که قلب من چقدر قلب شکست نفس هست آیا امروز میتونی که تو چنین چیزا را کسایی که ترا زخم میرسانه بپذیری؟ اما ویدیو جان یک سوال دیگر ما بارهای بار در برنامه خود گفتیم که تا که کسی روحی خدا را نداشته باشه بخشیده نمیتونه تا که ما روح قدس که ایسای مسیح برما وعده داد برما داد تا که ما نداشته باشیم نمیتونیم که دیگران را از طای دل بخشیم یا اعتراف کنیم یا توبه کنیم از گناهان خود پس هموطن عزیز امروز از این درست چی یاد گرفتیم؟ چطور بتانیم که تقصیرهای خود را بپذیریم اعتراف کنیم اما پیش مرد که مورد اعتماد ما میباشه میتونین به شماره که در آخر برتون گفته میشه شما با تماس شوید ما در خدمت شما هستیم چطور میتونیم برتون دعا کنیم تا یعنی شفای درونی در شما جاری شوه و شما آزاد شوید چیزی را که داود برما یاداد شاید از جانب خدا وقت آزمایش باشه شما در وقت سختی ار درد و رنجی که دیگرها را دادین هستای دل اعتراف کنین توبه کنین و شفاره و آزادی را در نام ایسای مسیح خداوند بتلبین آمین تا برنامه آینده با نشت یک سرو زیبا شما با خداوند مسپاره روح شفابخش خداوند ایسای مسیح با شما باشه خداحافظ شما موسیقی آمد مسیح در این جهان بر نجات هر انسان هر که ایمان آرد بر او آمد مسیح در این جهان بر نجات هر انسان هر که ایمان آرد بر او با خود برد به آسمان موسیقی دنیای ما در گناه بود جویای خداوند نبود دنیای ما در گناه بود جویای خداوند نبود محبت کرد بما چونین بخود گرف جسم انسان آمد مسیح در این جهان بر نجات هر انسان هر که ایمان آرد بر او با خود برد به آسمان موسیقی در بیابانهای تاری چوکانان گرده هم بودن در بیابانهای تاری چوکانان گرده هم بودن فرشتگان گفت پیدا شد امشب مسیح به مهربان آمد مسیح در این جهان بر نجات هر انسان هر که ایمان آرد بر او با خود برد به آسمان موسیقی ستاره شدن و ما آلمان افغانزمین ستاره شدن و ما آلمان افغانزمین سوار بر اشتران شدن تا بیبینن برنیزدان آمد مسیح در این جهان
17 January 2026
30 December 2025
23 December 2025
18 December 2025
13 December 2025
9 December 2025
6 December 2025
4 December 2025