29 minutes
18 December 2025
Jesus, wounded on the cross, revealed to us his third healing principle, which is love. Normally, a wounded person does not feel the needs and pain of others. In fact, the wounds and sorrows of others do not matter to him. But the supernatural love that Christ showed to people throughout his life never diminished on the cross when he was wounded. True love never fades, and love for others makes the heart young and fresh. How good it is for us to think and talk about the present instead of the bitter and painful memories of the past. How beautiful it is to teach our children and others in times of difficulty and pain the word of the living God found in the Holy Bible; to love the Lord your God with all your heart, and with all your soul, and with all your mind, and to love your neighbour as yourself. In fact, the love of God should be taught to them from childhood - because only the love of God is seen throughout the Holy Bible. This love reaches its peak in Christ and from there flows into our lives and hearts.
Transcribed by AI
موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنوده های عزیز سلام. شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 41 متر بند پخش می شود. فریاد های شفابخش موسیقی شنوده های عزیز برنامه زخم های شفابخش سلام. چی حال دارین؟ امیدوار هستیم در هر کجایی که هستین سلامتی و آرامش شامل حالتان باشه. خوشحال هستیم که بازم با یک برنامه دیگر در خدمت شما شنوده های عزیز هستیم. من هم سلامت خواهد تقدمتان میکنم. امید که در صحت و سلامتی خداون باشین. واقعا شگره جان چقدر خوشحال هستیم که بازم خداوند زمینه را مساعد ساخت تا با شنوده های خود باشیم. بله امیدوار هستم که شنوده های ما این برنامه را بعیاد داشته باشن. برنامه قبلی ما را که در باره ایمان و طرز شفایفتان که سوال یکی از شنوده های ما بود صحبت کردیم. بله وایی جان بعیاد شنوده های ما هست بخواده که در بین هفته که هم قسمه که در تماس میشند زنگ میزنند امو برنامه های ما را یاداوری میکنند. بله واقعا شگره جان امروز قسمت را از کتاب اشیا فصل شست و یکم آیات اول با شنوده های ما قرارد کنید. بسیار خوب هست وایی جان. روح خداون بر من است. او من را مسکرد و فرستاد تا به مظلومان مشده بدهم. دلشکستگان را شفا بخشم. از سیران و زندانیان را آزاد سازم. آمین. امروز اگر دلشکسته هستی اگر اسیر هستی خدا میخواهد ترا آزاد بسازم. بله. چقدر دلنشین هست شنوده عزیز کلام خدا. شگره جان اگر ببینیم موضوع درس ما روی محبت هست. بله. موضوع دلشکستگان است. دردمندان است که حتی در زمان درد آیا ما به فکر دیگران هم میباشیم یا به فکر دردهای خود هستیم. ببینیم که کتاب مقدس در این بارا چی میگه بر ما. بله. چی درس را بر ما و شما دار. بله. چقدر خوب هست که با نشت یک صورت زیبا دوباره در خدمت شنوده ما باشیم. ما را فراموش نکنه شنوده عزیز. خدا من تو را برکت دهد. روی اشتبان بر تو باشد تا به عبد. روی خود را بر تو برفرازد و سلامتی بخشد. خدا من تو را برکت دهد. روی اشتبان بر تو باشد تا به عبد. روی خود را بر تو برفرازد و سلامتی بخشد. آمید... آمید... آمید... خدا من تو را برکت دهد. روی اشتبان بر تو باشد تا به عبد. روی خود را بر تو برفرازد و سلامتی بخشد. آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... آمید... او نه ما را بخشید نه مادرک ما بخشید. مادرک ما بانگ پدرا رفت. خلاصا بخص گلوشا بخت رو گریه امی کرد. یعنی یک ظاخم داشت در دل خود. اولاد هاین نه تانس که پدر خودا ببخشه. با وجود این شکری جان داستانی را از کتاب مقدس به یادم اس. از انجیل یوهنا فصل سیزده زمان کیسای مسی پاهای شاگردان خودشش. این درست از برای شما که شما فروتنی کنید. محبت کنید و از دیگرها کدر خورتر بگیرید خودا و خدمت گذار دیگرها باشید. شکری جان کتاب میکندم که میگه خانم با صدای بغزالود گلوش گرفت آمد تاریف کرد که چطور پدرش او را زخمی کده بود. سالهای سال خانوادش امی دختر خود را تر کرده بود. وقتی دختر دلتنگ شده بود خلاصه دیگر راه نیافته بود. آخر بعد از چندین سال باز هم از پدر خود که قدر دردیده بود به پدر خود زنگ زد. و پدرش هم در امو چند سال که گذاشته بود باز هم با لحن تند و تلخ دختر خود را از خود نرا ساخته بود. باز هم در امو تیلفون دو بد خود را زد. و این دختر که قلب خود را برای ایسای مسی داده بود شبان کلیسا میگه زخم و درد که در دلش بود گفت پدرم با وجود که آدم تلخ هست با وجود که من را سالها درد و رنج داده اما من اون را بخشیدم. همچنان امو الگوی شستن پاها را که ایسای مسی کرد میگه لگن را آورد من و خانم ما شاند و پاهای ما را شست. به اتاق که رفتیم بسیار برای ما یک سحنه عجیب بود. میگه زرف را آورد در پیش پاهای ما مند زانو زد و گفت میخوایم کار را انجام بدم که وقت پدرم خسته با خانم آمد من برای از اون انجام میدادم. آشویی را گفت شروع کرد وقت که اون پاهای ما را میشست با چشمای گریان دعا میکرد و برای پدرش بخشش میتلبید. با وجود که پدر زنده بود. هر کلمه که میگفت در درون قلب ما نفوظ میکرد. ما را تازگی میداد. و ما هم با اون یک جا گریه کردیم. شنواندهای عزیز اینجا میبینیم که چقدر یعنی بین یک ایماندار و غیر ایماندار اینجا فرق را میبینیم. پدرش که ایمان نداشت به ایسای مسیح خداوان. اما میبینیم که باز هم اون زیشتی ها و اون بدی و خرابی در وجودش هست که هیچ تغییرات نامده بود. چندی سال بعد وقتی که باز هم دخترش را تماس میشه امو چیزهای تکراری را باز هم تکرار میکنه. اما میبینیم دختر که ایماندار است به ایسای مسیح باز هم از تای دل پدر خود را میبخشه. برای از اون دعای خیر میکرد. و میگه در این زمان پایشویی این خانم با بخشش تمام اتاق ما را هم اتراگین ساخته بود. عشقش هیچ آرام نمیگه. یعنی شفا را برای خود دریافت کرد. چهرش میگه چهره درخشندگی پیدا کرد. چون که بخشش را دریافت کرده بود و اون پدرش بخشید. در این بخشش و پایشویی این دختر به ما نشان داد. به این شبان میگه حتی ما که پایدردی داشتیم. پایدردی ما شفا یافت. آمین. باعث شفا دل ما شد. یعنی درد در دل خود داشت و درد در دل خود دیگر نگاه نکرد. از دل خود بیرون کشید. در این بخشش دومی بوده که برپدر خود از خداوند طلب بخشش میکرد. بله. چون که پدرش نمیدونه. نمیفهد. خصوصا که ایسای مصیب روی سلیب گفت گفت پدر آنها را بخش نمیدونند که چی میکنند. کاملا. پسر زخمی یعنی ایسای مصیب روی سلیب سیومین نخش شفا بخش خود را ایلان میکنند. که امو محبت است. زخمی ترین مرد جهان عجیب ترین کلمات در زبانش جاری میشه. بخشش بروی سلیب. بله. ما در برنامه قبلی خود گفتیم که چی قسم او دزد روی سلیب که در پالو ایسای مصیب قرار داشت چطور ایسا او را بخشید و چطور با ایمان او به ایسا اعتماد کرد. و سخن گفت امو ایسا زخمی با هر ایلان خود باعث شفای اطرافیان خود میشد. بله. و آل شفای مریم و یوهنا شاگرد ایسای مصیب. یعنی تمام شریعت ها این بار در یک چیز ایسای مصیب خلاصه کرد. و او محبت است. واقعا. ما در انجیل متا فصل 22 آیه 37-39 هم میبینیم. ایسا جواب داد خداوند خدای خود را با تمام دل تمام جان تمام فکر خود دوست بدار. این اولین و بزرگترین حکم شریعت است. دومین حکم هم شبیه آن است. یعنی همسایت را مانند خود دوست بدار. دو حکم ایسای مصیب میبینیم که خلاصه میکنند. محبت میکنند. پس شنوینده عزیز. وقت که طفل یهودی به دنیا میاید و کم کم سر زبان میشه شکریه جان. میگه خود پدر و مادر بر از اینا آیات را یاد میده. که همیشه او به فکرش باند. از یاد کنند. در ذهنش بمانند. بله. چیزه که به طفلای خود اینا یاد میده. اموه که از کتاب تورات است که میگه. ای اسرایل بشنو خداون خدای ما خداوند یکتا و یکان است. خداون خدای خود را با تمامی دل تمامی جان و تمامی قوت خود دوست بدار. این سخنان را که امروز به تو ابلاغ میکنم. در دل خود نگه دار. به فرزندان خود تعلیم بده. خوا در خانه باشی خوا در بیرون. خوا در حال استراحت باشی خوا بیدار. همیشه در باره آنها صحبت کن. آمین. شنویندی عزیز. یعنی در واقع عشق به خدا از کودکی بر از اونا تعلیم داده میشه. بله. محبت خدا در تمام کتاب مقدس ما ببینیم که دیده میشه. چی در عهد. عطیف چی در عهد جدید. بله. و بروی سلیب به عوج خود میرسه. و از اونجاست که در زندگی ما. قلبهای ما سرازیر میشه. کاملا. شنویندی عزیز اینجا میبینیم که چقدر بین آن ایده کسایی که واقعا خداوان در دوست دارن. خدای حقیقی را میشناسند. چقدر یک تعلیمات درست. یک تعلیمات زیبایی. یک تعلیمات که. از کلام خدا. از کلام خدا. بر اولادهای خود نیاد میدن. از امکان ترکی اونو را در آی خداوان ادایت میکنن. رهنمایی میکنن. بله. اما متاسفانه که در کشور ما. واقعا بعض وقت قلب ما دل ما بخاطر اطفال که در افغانستان هست. میسوزه. کاملا. بله. ما چی اطفال خود را یاد میدیم. یا اطفال خود. چی چیزایی را ما یاد میدیم. چی چیزایی را گوش زد میکنیم بر از اون. بله. پس شنویندی ازیز. امروز چقدر درداور است که. در کشور ما اطفال. چی در همسایگی ما. چی در خانوادگی ما. چی در خیش قوم خود. چی در جامعه خود. در سراسر کشور ما میبینیم. ما منعیس پدر و مادر. چی به اولادهای خود یاد میدیم. آیا محبت کردن را یاد میدیم. آیا بخشیدن را یاد میدیم. آیا سلامتی را یاد میدیم. آیا چیزه که از کتاب حقیقی خداست. و کلام زنده خداست. آیا به اون یاد میدیم. یا چیزایی که ما خود ما. در تلخی و زخم هاستیم. دارن اونا از ما یاد میدیم. یا آن چیزایی که یاد میدیم. از کتاب یاد میدیم. که اصلا خود ما نمیفهمیم. پس اطفال ما چی بفهمه. و بسیار درداور است. شنویندهای عزیز. زمانه که طفلا را ما میبینیم. یک صافی را گرفته. شیشای موتر را پاک میکنند. در روی سرکت. طفلای را میبینیم که میرند. در زباله دانی ها. پشت یک لخمانان سرگردان هستند. یا پلاستیک فروشی میکنند. یا هر چیزی که میکنند. اونا گلای تازه است. که ما هر روز اونا را آبیاری کنیم. تازه تر شوند. شگفه تر شوند. و اول خداون خدای خدا. با دل جان دوست داشته باشه. نهی که سرسری در زبان خود خدا خدا بگوییم. و از محبت و عشق خدا نزده در خود بخبر باشه. بله. به این قسمت. یک آدم که زخمی باشه خودش احساس درد دیگرها را نمی داشته باشه. بموخواتر انوان برنامه ماست که در وقت درد آیا ما به فکر دیگرها هستیم که دیگرها را محبت کنیم؟ مثل که ایسای مسیر را میبینیم. خودش درد است. درد است. اما دیگرها را محبت میکنند. مادر خود را محبت نشان میته و شاگرد خود را محبت میکنند. اگر ما دردمند استیم شاید برما اهمیت نداشته باشه. یکان طور شکره جان درد درنی داریم یکان همه درد رنج دیگر هم برمونم. و درد خودم برخودم کافی است. اما در او زمان اگر محبت کردن را یاد بگیرن چشم درونی در قلبشان باز باشه. و با این کار خود نسه پاک شدن اشکای دیگران میشه. آیا ما در زمان دردها زخمهایی که داریم دیگرها را محبت میکنیم؟ مثل که امو خانم همسایه شکره جان میامد از پدر خود گلو شکایت میکد. با وجود که او گذشته بود رفته بود. امو غمها از فکرشی او از دلشی او از قلبشی دور نشده بود. کاملا. چون که خدا خدای زندگان مرده که رفت رفت. و این دختر هم که محبت کرد یا پدر خود را بخشید خود را آزاد ساخت و شفای خدا را دریافت کرد. چون که پدر زنده بود. ما دیگر با حق مرده چیز کردن نمیتونیم. همچنان پدر زنده بود و این جان دوم دیگر محبت خدا را در قلب خود داشت. فراموش نکرده بود. بله. شنویندی عزیز. شنویندی عزیز. چقدر ما باعث پاک شدن عشق های دیگر ها میشیم. چقدر در وقت زمان درد و مشکل به فکر دیگر ها هستیم. میبینیم که ایسای مسید در طول زندگیش که همه تا دیگر ها را محبت کرده بود زمان که در روی زمین بود. هیچ وقت حتی بالای سلیب که درد ناکترین لحظات بود. زخمی بود. محبت حقیقی را او از بین نبود. اول قرانتیان فصل 13 آیه 8 میگه محبت هرگز از میان نخواهد رفت اما پیشگویه ها بپایان خواهد رسید و سخنگفتن به زبانهای ناشنا خاتمه خواهند یافت و معرفت از میان میرود. یعنی محبت هرگز از بین نامیده. محبت همیشه بایاد میمونه. شما فکر کنین وقتی یکی را محبت میکنی هیچ وقت میگه امو کرده ات امو خوبیت. پراموشم نمیشه. و میبینیم که ایسای مسیح امو محبت نمیده کنه. او ای عشق با خود بروی سلیب برد و از اونجا در طول تاریخ اعلام شد و تا امروز محبت شما داره. و بر زندگی ما این محبت امروز اعلان شده. امروز با این محبت شما را شنوینده میتونیم محبت کنیم. چطور بتونیم بر فکر شفای قلب های یکی دیگر باشیم. محبت که واقعا ایسای مسیح محبت خدا که برمون نشان داد محبت یک روزه یا دو روزه نیست بلکه محبت عبدی هست. محبت که بروی سلیب برمون نشان داد جان خدا بخاطر ما و شما شنوینده های عزیز او قربانی داد. او فدا کرد. تا محبت از او برمون آشکار شد. همه قسم که اشیای نبی ست ها ست سال قبل از آمدن مسیح نبوت کرد ای اشق و محبت مسیح را که گفت بر شفای دل شکستگان او فرستاده شده. تا دل شکستگان شفا ببخشه. امین. امروز شنوینده عزیز ما پدر و مادر نباشیم که درد و آه و گزشته را پس تقرار کنیم. بله. مثل که امو خانم هنچیزی که بالایش گزشته بود امو را فراموش نکرده بود همیشه یاد آوری میکرد. و از او درد زیاده شده میرد. درد یاد میگیرند. وقتی که او قصه میکنه ما را به فکر دیگرها میبرند. و ما زخمی شده میریم. شنوینده عزیز کوشش کنیم که اطفال خدا برادر خدا خوهر خدا محبت کنند. محبت بالاترین چیز است که امو قسم در کلامش خانده ایم از باید نمیره. خداونده که خدای محبت است. بله. از خدا را فراموش نکنیم. شنوینده عزیز. بتانیم از او محبت ما به دیگرها هم نشان بدیم. به اولادهای خواد. بر خانواده خواد. بر خوهر برادر خواد. بر اطرافیان خواد. امو محبت را نشان بدیم. به جای نفرد. به جای بدی. به جای یاداوری های گذشته. و کلام خدا میگه پیشگویه ها از بین میره. خان زبان ها خاتمه پیدا میکنه. اما محبت پایدار و همیشه مندگار است. امیدوار استم شنوینده عزیز. امروز از کلمه ازی که حتی در زمان دردها ما چطور به فکر دیگرها باشیم. و ای را فراموش نکنیم. و محبت کنیم در زندگی خود تا الگوه بر دیگرها و باعث خوشنودی بر خداوند خود باشیم. آمین. آمین. بازم شنوینده عزیز ازی که وقت برنامه ما به پایان رسیده شما را به دستان پرقدرت خداوند میسپاریم با نشر یک سرود زیبای دگه از حضور شما مرخص میشیم. خداحافظتان. خداحافظ. آمیده آنجایی آمده مسیده اَنجه هان حال بر نجات هر اینسان هر که ایمان آرد بر آن ما خود براد با آسمان آمده مسیده در این جهان بر نجات هر اینسان هر که ایمان آرد بر آن ما خود براد با آسمان دنیای ما در گناه بود جویای خود دابن نبود دنیای ما در گناه بود جویای خود دابن نبود محبت کرد بما چونین بخود گرف جسم اینسان آمده مسیده در این جهان بر نجات هر اینسان هر که ایمان آرد بر آن ما خود براد با آسمان در بیابانهای تاری چوپانان گرده هم بودن در بیابانهای تاری چوپانان گرده هم بودن فرشتگان گفت پیدا شد امشب مسیده مهربان آمد مسیده در این جهان بر نجات هر اینسان هر که ایمان آرد بر آن ما خود براد با آسمان ستاره شد رهنما عالمانه افغانزمین ستاره شد رهنما عالمانه افغانزمین سوار بر اشتران شدن تا بیبینن در نیستان آمد مسیده در نیستان آمد مسیده در این جهان بهر نجات هر اینسان هر که ایمان آرد بر آن ما خود براد
23 December 2025
13 December 2025
9 December 2025
6 December 2025
4 December 2025
30 November 2025
24 November 2025
17 November 2025