30 minutes
15 September 2011
If we read the story of Abraham in the Bible, we find that God fulfilled his promise to Abraham and Sarah. God has always kept his promises and will fulfil them sooner or later. He knows best when to fulfil them. We should therefore patiently wait for him. It is our faith and patience that draw us closer to God. We should remember that God always tests us, so let keep trusting in him.
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چگه زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاکو خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خداونده خب دوست های گرامی آیا شما فریاد ای زن قبل نام شنیده بودین؟ فریاد و ناله ای تیب زن ها ناومدی و بیچارگی یک زن و یک تازه عروس ها بیان میکنه خب تاوره که همه ما می دانیم بعد ازی که یک دختر عروسی میکنه و به خانه بخت خود میره بعد سپری شدن یک سال و چند ماه همه منتظر ازی هستن که چی وقت یه عروس تفل به دنیا میره و به خصوص خانواده داماد با سپری شدن یک یا دو سال از عروسی اگر عروس تفل به دنیا نمیاره همه گیه در باری عروس بیچاره کپ می زنن که چرا خانه او تفل نمی شه البته مریضه هست یا یکی سنده هست یا حتی می گن که البته سنش زیاده هست که خانهش تفل نمی شه همه کس در باری عروس بیچاره کپ می زنن البته دوست های گرامی همه ما شما می فامیم و درک می کنیم زن که تفل نداره یا اگر ساده تر بگوییم زن بیاولاد از بیاولادی خود رنج می بره درد و رنج ای قسم زن ها به مراتب زیاده هست بخاطر چی زیاده هست بخاطر از ای زیاده هست که از یک طرف از نداشتن تفل رنج می بره فهر جانب دیگه آمدن انباق هر لحظه زندگی او را تعدید می کنه و یا بسیاری از زن ها فکر می کنند که امی رنج و خم که دامنگیر اونا شده از طرف خدا سر اونا نازل شده یا بعض وقتا فکر می کنند که شاید کسی اونا را نظر کده به امی خاطر برای ای که آملا شده و صاحب تفل شوند دست به هر کار می زنند ولی دوست های ارجمند بیاین به کلام خدا مراجعه کنیم و به داستان ابراهیم و سارا نگاه بیان کنیم و ببینیم که خداوند با اونا چی وعده کد چی چیزی را خداوند برای ابراهیم وعده داد که انجام می ده خداوند برای سارا چی را وعده کد که انجام می ده آیا اونا در وعده خداوند شک و تردید داشتن؟ آیا خداوند همیشه به وعدهش وفا کده؟ آیا ما می تونیم به وعده خدا اعتماد کنیم که تمام چیزها را برای ما آماده می کنه و به وعده خود وفا می کنه؟ پس بیاین که در مورد وعده به کلام خدا با هم گوش بدیم فکر می کنم که همه ما شما نوح و خانوادی او را باید داریم که خداوند اونا را از یک سیلاب بسیار بزرگ و عظیم که همه چیزا از روی زمین محوه کد و از بین برد نجات داد دوازدن حصل بعد ابراهیم از نسل نوح تولد شد مردم که در او اسر و زمان زندگی می کدن تمامشان از خدا روی گردان شده بودن و همه بدپرست شده بودن و تمام اونا در سرزمین های بسیار دور افتادی زندگی می کدن روزی خداوند با ابراهیم فرمود که خانه پدری، سرزمین، مردم و کشور خدا ترکو و با سرزمین برو که من تو را به اوجه هدایت می کنم خداوند وعده بسیار با ابراهیم داد اول خداوند و ابراهیم وعده که او را پدر امتهای بسیار می سازه و نسل او را بهشمار می سازه سپس خداوند وعده که نام او را بزرگ می سازه خداوند فرمود که تمام مردم روی زمین از تو برکت خواهنی آفد و همچنان وعده که سرزمین کنآن با اولادی او بده از این سبب ابراهیم، امسرش ساره و برادرزادش لوته گرفت و با امر خداوند با سرزمین کنآن رفتند ولی ابراهیم و ساره اولاد نداشتند و در زمن هر دو پیرو که همسال بودند ابراهیم 75 سال داشت و خانمش ساره 65 سال پیش ازی که خداوند نامای اونا را تبدیل کنه، نام ابراهیم اول ابراهیم بود که مانایش پدر سرفراز بود و خداوند نام او را از ابراهیم و ابراهیم تبدیل کد که ابراهیم با معنی پدر قوم ها می باشه نام ساره اول ساره بود که مانایش جنگجو بود و خداوند نام او را از ساره با ساره تبدیل کد که با معنی شادخت می باشه ای وعده خداوند بود که ساره از ابراهیم تفله داشته باشه از ای وعده ساره یه زیاد سپری شد ولی انوز هم هر دوی اونا کدام فرزنده نداشتند و ای نداشتن تفل خصوصا بر ساره بسیار ننگین و غمگنانه بود به همی خاطر او در مورد وعده خداوند شک پیدا کد خداوند وعده فرزنده را به اونا داده بود که از نسل ابراهیم بوده و از ساره باید تولد شد که نامشه ایسا گذاشته بود خداوند دوقات مختلف به ابراهیم یاداور می شد که به سطرهای آسمان ببینه و کشیش کنه که اگر می تونه اونا را ایساب کنه زیرا خداوند به ابراهیم فرموده بود که نسل او را همچون سطرهای آسمان زیاد خواد کد چون ابراهیم به خداوند ایمان داشت به خاطر ایمانش آدل شمرده شد سال ها سپری شد حتی ساره زمینه را مساعد کد و نوکر خود را به ابراهیم داد تا از او صاحب فرزند شد ساره احساس کد این کار را به خاطر بکنه تا رسوان نشد اگرچه با این کار ساره ابراهیم صاحب فرزند شد ولی این متابق وعدی خداوند نبود وعدی خداوند به سر بود که از ساره باید تورد می شد و این وعده زمان عملی خاطر می شد که خداوند وقت او را مقرر کرده بود از وقت که اونا به کنان آمده بودن 25 سال سپری شده بود در جریان این سال ها که اونا در خیمه زندگی میکدن و از یک جای به جای دیگه کوچ میکدن و در سفر بودن یک روزه که اوها بیشتر گرم بود در مو افتا و ترق ابراهیم سی مرده دید که در نزدیکی خیمهش استاده است وقت اونا را دید از اونا خواست که بین و ماندگی خود را بگیرند ابراهیم او برشان آورد تا پای خود را بشویند و ابراهیم بر اونا گفت که من چیز براتان میارم تا بخورین و رفع گرسنگی کنین رفت و به ساره گفت اجلکو یک ذره نان جرکو و یک نوکره بگو که گشت و شیر و ماسته تیار کنه وقت که او سی مرد نان میخوردن از ابراهیم که در نزدیکی اونا در زیر سایی درخت استاده بود پرسان کدند همسرت ساره کجاست؟ ابراهیم جواب داد اونجا در داخل خیمه یکی از او سی مرد که در حقیقت فرشته خداون بود گفت من به اتمینان کامل میگم که سال آینده در چونین روز پیشتان خواد آمدم و ساره همسرت بسر خواد داشت در این وقت ساره در پشت دروازی خیمه به گپای اونا گوش میداد وقت ساره این گپای فرشته رو شونید خنده کد و کته خود گفت آیا زن پیری همچومه و شوورم که هر دوی ما پیر استیم و سال خورده استیم آیا میتونیم خوشی و لذت داشتن یک فرزنده تجابه کنیم و از او لذت ببریم؟ باید متذکر شیم که زمان تفل آوردن ساره کامل سپری شده بود خداوند به ابراهیم گفت چرا ساره همسرت خنده کد و گفت آیا واقعا ما صحبه تفل میشم با وجود که پیر استم؟ مگرم کاری است که برای خداوند مشکل باشه؟ من سال اینده در وقت تعین شدن از شما خواد آمدم و ساره تفل خواد داشت ساره ترسید و گفت که نهی من خنده نکدم خداوند روزی وعدی را که به ابراهیم و ساره داده بود بنجام رساند این وعده شامل حال ساره و ابراهیم بود فامل که خداوند از اونا خواسته بود که مردم و وطن خودت ترک کنن و به سرزمین برن و در اوجه زندگی کنن که خداوند این سرزمین را برای اونا و برای نسلشان وعده کده بود که میده موسیقی دوست های گرانی داستان خود از زبان قصه گو شنیدیم ولی بیاین که یک بار دیگه یاسمینه بخاطر بیاریم یاسمینه که از بی اولادی جنگ میبره و از خاطر حامل دار نشدن در غم و ناومیدی دست و پا میزنه و مایوس است خب اگر به دورو پیش خود بدقت نگاه کنیم و ببینیم زن های زیاده را در کشور خود میبینیم که در این حالت قرار دارن و از مسائل مختلف رنج میبرن و بدبختی را تجربه میکنن همه ما زن و مرد باید یک نکتر را بیاد داشته باشیم که خداوند خدای قادر مطلق است او هر کسی را که خواسته باشه برکت بته برکت میته او امو خدای یگانه است که اولاد هم میته و او میفهمه که کی آدل و خداجو است ای خداجوی های آدل کسای استن که به کلام خدا باوردارن به وعدای او باوردارن اعمال را انجام میتن که خدا حکم فرموده و از زشتی و پلیدی دوری میجوین شنونده میربان ابراهیم نبی یک شخص آدل بود و او بهترین مثال در این زمینه است ابراهیم نبی ایمان خدا در عمل نشان داد همچنان این نکتره هم باید داشته باشیم که ای ایمان ابراهیم بود که او را به خدا نزدیک ساخت نه عمل او عمال ظاهری مثل نماز دعا انجام عمال خوب و نیک و بتانای خود ایچ وقت ما را به خدا نزدیک نمیسازه و باعث آدل بودن ما نمیشه بلکه رابطه صحیو و درست که به اساس ایمان باشه ما را به خدا نزدیک نمیسازه و این به این معنی است که ما به این اعتماد قوی داشته باشیم چیز را که خداوند میگه به او عمل هم میکنه شنانده ازیز در داستان ابراهیم و ساره ما دیدیم که خداوند وعده میکنه که بر اونا یک بچه میته ما در برنامه آینده خواهیم دید که خداوند به چی قسم و به چی شکل وعده خدا به انجام میرسنه خب یک بار دیگه یاسمینه باید میاریم دوسته ازیز و برش میگیم که به خداوند که قادر مطلق است پناه ببره نه به زیارت و تاویز باید که به خدا ایمان داشته باشی و به کلام او باور داشته باشی اما تره که ابراهیم ایمان و باور داشت در کلام خدا میخانیم که آنگاه ابراهیم به خداوند اعتماد کرد و به همین سبب خداوند از او خوشنود شده او را پذیر افت خب دوستهای گرامی ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم خاطرتان شد تا برنامه آینده شاد و موفق باشین PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ
22 September 2011
8 September 2011
1 September 2011
25 August 2011
18 August 2011
11 August 2011
4 August 2011
28 July 2011