30 minutes
4 August 2011
God created man as a free creature and gave him the freedom to make choices. God told man what is good and what is bad, what is right and what is wrong. Unfortunately, the first human beings chose the wrong path because they listened to Satan’s voice. They could have chosen the right thing. But by choosing wrong, they committed sin. After their sin, they tried to cover up their shame and sin before God but couldn’t. – We as children of Adam and Eve, continue trying to hide our sin and shame, but we fail to do so. May we manage to hide our sins and wrong-doings from other people’s sight but we can never hide them from God who sees and knows everything.
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاب کو سلام شناندههای گرامهی راژیو صدای زندگی امیدوارم که همهی شما دوستها خوش و سرحال بوده و آمادهی شنیدنهی برنامهی خیش باشین آرزو میبریم که تا پایان این برنامه شما را با خود داشته باشیم شادیم که اینکه با برنامهی دیگه از سریال فریاد زن در خدمت شما دوستها قرار میگیریم با آرزو خوشی و سعادت هر یکی شما دوستها اینکه میپردازیم به نشر برنامهی اینوبت خیش بازی سخته بوی میتر بازی دیگه سختندی نی؟ اینه بیبیبره دو باشتو که من بیبینم این زیاد نسخته امان جان به خیلیم کمک زیر دیگه گرفته یا سر دیگه یا زیر دیگه خونه سختندیشه من خود کل و کوشش خودم میکنم اینکه میسوزم من چطور کنم خونه آواتش هست اینکه میسوزم من چطور کنم خونه آواتش هست هر دفعه این چطور کنه؟ این چی قسم کار آواتش هست؟ که یک روز نان دود بویه سر دسترخان میاری یک روز سمحتره که چطور من چی بگویم؟ خودت میری چوب تره کش کرده میاری چند دفعه برد گفتم که چوب تره نخد از دود در گرفتهش چشمایم کر شد حال دود با نمیکنی؟ اون روز نان از پیش شر شده بود من نمیفهمم این خانه هست یا کاروان سرایه چیکار کن هر دفعه این مردکه سر دسترخان نان از سرمازار ساخته گاهی یک چیزه میگه، گاهی دیگه چیزه از خاطر گیباش که این مردکه برنج خوش داره برش برنج پخته کدم آخرم باز من رو میزنه میفهمم که من رو از کلمه وزن بدم یا یا به وضع که نام من بگیره من رو وزن صدا میکنه بس چی خونه دل گیگه پخته میکنم از دست دود چشمایم کر شد پلکایم تکید یک ذرا زیر دیگه رفت آسمان خود از زمین نخود باز من همیشه کوشش کرده ایم همیشه کوشش میکنم کروی رازی نگاه کنم باش که او خوش باشه در گروه طالع بدم ازامتهای من هیچ بشه چشمونه نمیگیره خوار مادرش هم در او خانه حتماً کل چیزها رو شنیدن دوستهای گرامی از شگونگی برخورد امان امرای همسرش سلما آگاه شدین ای بسیار ساده و آسان است که دگرها را به خاطر اشتباهشان زود ملامت کنیم و گناگار بشماریمشان بر یک لحظه آشپسخانی خود همه در نظرتان بگیرین و نانی را که شما در او آماده کدید و سر دسترخانه آوردین فکر کنین از شگونگی برخورد امان از شگونگی برخورد امرای همه در نظرتان بگیرین و نانی را که شما در او آماده کدید و سر دسترخانه آوردین فکر کنین سر دسترخان شما کدام فضا وجود داشته؟ آیا در وقت نان خوردن فضای خانه و دسترخانتان سمیمانه و شاد بوده؟ یا ای که مثل سلما و امان جگرخون بودین؟ خب دوسته در ای سلسله برنامههای رادیوی شما به ناله و فریاد زنان مختلف گوش دادین که در مورد بدبختیهای زندگیشون فریاد میزنن شاید شما هم با عین بدبختی سرد و چار باشین وله شنونده مهربان در ای جا داستان دگیه وجود داره و او داستان خدا هست که در کتاب مقدس زکه شده ای داستان از ای جا شروع میشه که چگونه خداوند جهان آفرید؟ خداوند جهان آفرید خداوند جهان زیبا و خوب هم بر زن و هم بر مرد آفرید ای جهان بر همه ماست بایی که خداوند جهان خوب و زیبا آفرید اما چیزای زیاده امروز در ای جهان وجود داره که خوب و زیبا نیست بسیار عمال زشت و بد در ای جهان وجود داره و زنان زیاده بخاطر بدبختیهایشون ناله و فریاد میکنن آیا گاه شما متحیر نشدن که چرای قدر چیزای بد و تأثیر آور در ای دنیا وجود داره؟ بزرگات فامیدن و درک ای موضوع که میگیم خداوند جهان خوب و زیبا آفریده بر ما مشکل است همه چیز را که او آفریده خوب و عالی بود اما زمانه که ما به چار طرف خود نگاه میکنیم خداوند جهان خوب و زیبا آفریده بر ما مشکل است همه چیز را که او آفریده خوب و عالی بود اما زمانه که ما به چار طرف خود نگاه میکنیم در اطراف ما فساد و شرارت زیاد وجود داره آیا تمام ای بدیهها را خداوند آفریده؟ ای همه بدیهها از کجا آمده؟ چرا در اطراف ما ای قدر شرارت و فساد زیاد وجود داره؟ مردم بعض اوقات فکر میکنن که علت تمام ای شرارت و زشتی زنا است از امی جهت است که زنا باید پتو پوشیده باشند بعض مردم فکر میکنن که زن سبب همهی گناه اطراف ما است مرد خدا کنترول کده نمیتانه از امی خاطر مردم میگن که باید زنا پتو پنهان باشند اگر کدوم چیز خراب روخ بده ای تقصیر زن است آیا ای حقیقت است؟ آیا زن منشی ای همه گناه و فساد است؟ داستان را که حال مشنویم یکی از مهمترین داستانهای کتاب مقدس است ای داستان برما میگه که چگونه گناه وارد ای جهان شد گرچه ای داستانها قبلن هم گفتیم اما باز هم خوب است که یک مرتبه دیگه به او گوش بدیم وقت خدابند انسان آفرید بر او بخش یا قسمت از دستورا و قوانین اداد که متابق او در باغ زیبایی که مملو و پر از درختهای متنوعی بود زندگی کنه ای باغ مملو از درختها و سبزا و بوتها و گلهای بسیار رنگ رنگ مختلف خلاصت تمام نباتات و سبزیات در ای باغ وجود داشت که همش بسیار زیبا و مقبول بود در ای باغ پر از درختها انسان آزاد بود هر چیزی را که خواسته باشه میتونه انجام بده انسان در ایک آزادی کامل زندگی میکد خدابند آزادی انسان را با دادن عقی انتخاب بارزش ساخت انسان نه تنها تانست که در آزادی کامل زندگی کنه بلکه انسان عقی انتخاب نیست داشت خدابند برای انسان فرمود و گفت تو آزاد هستی و میتونه که از میوی تمام ای درختها بخوری بغیر از میوی درخت شناخت نیک و بد اگر از میوی درخت بخوری مطمئن باش که خوایی مرد ای به این معنی بود که انسان میتانست انتخاب کنه اما بدبختانه اولین مرد و زن تصمیم بسیار خطرناک و خراب را اتخاظ نمودن این واقع زمان رو داد که خدابند زنها آفرید و او را پیش آدم آورد خب وقت مار که هوا گرم میزد آدم و هوا هر دویشان یک جای در باغ ادن بودن حال مار دیگه بسیار مکار و زیرک شده بود نسبت بعد تمام هیوانات وحشی که خدابند خلق کده بود این مار در حقیقت امو شیطان بود که در چهره مار ظاهر شده بود و امرای زن صحبت میکد او خطاب بزن گفت آیا ای راست است که خدابند گفت از تمام میوای این درختان نخورین؟ زن یعنی هوا در باسخ مار گفت ما میتونم که از میوای تمام درختهای این باغ بخوریم اما خدابند فرموده که شما نباید از میوای درخت که در وسط باغ قرار داره بخورین و همچنان شما به این درخت اتا دست هم نزنین در خیلی او شما میمورین مار بره هوا گفت که دلت جمع باشه، مطمئن باش، نمیموری برای که خدا میفهمه که اگر شما از میوای درخت بخورین چشمایتان واز میشه و شما مثل خدا میشین و نیکی و بدی را میفامین وقتی که هوا دید که این میوای بسیار زیبا به نظر میرسد و بسیار خوبش است برای بعد از آوردن اوشاری و دانائی مقدار از این میوای را چیند و خورد و اکم از اون را برای شابرش که آدم بود و همراه از اون یک جایی بود داد و او هم از اون میوای خورد اما طرح که مار بره شان گفته بود راستی چشما شان واز شد و دیدن که لاچستن و از برهنگی شان بسیار خجالت کشیدن چار طرف خود را دیدن و شاخهای درخت و برگای درخت انجیر در نظر شان خورد آدم و هوا برگای و شاخهای درخت ها را کندن و کله شایک جایی کدند و برخود لباس ساختند تا امو برهنگی شان پد شد دیگر امو روز وقتی که آدم و هوا صدای خداوند که در باغ را میرفت شونیدن خود را در بین درخت ها و گله ها و بوت ها پد کدند بنابراین خداوند متحال آدم ها صدا کرد آدم تو کجا هستی؟ آدم جواب داد صدای تو را در باغ شونیدم ترسیدم خود را پد کدم به خاطر که من لچستم خداوند برش گفت کهی برد گفت که تو برهنگ و لچستی؟ آیا تو از میوه امو درخت خورده که دستور داده بودم که از اون میوه نخوری؟ آدم گفت امو زن را که آوردی و پیش ما ماندشم امو مقدار از اون میوه را چند و آورد و بر مام داد و مام خوردم بعد از اون خداوند به زن خطاب کرد و گفت ای چی کاری بود که تو کدی؟ زن یعنی هوا جواب داد مار مرا فریب داد و ما اون را خوردم دوست های گیرانی خب دوست های گیرانی این داستان بره ما بیان میکنه که خداوند بره ما حق انتخاب کده نداده این اولین زن و مرد یعنی آدم و هوا میتانستن که اطاعت و فرمان برداری از خدا را انتخاب کنن و همچنان اونا میتانستن که به اطاعتی از خدا را انتخاب کنن این زن بودن و مرد بودن به چی معناست؟ من و تو همه ایما حق انتخاب داریم اگه حق انتخاب از ما گرفته شوه دوست صورت دیگه ما انسان نخواد بودیم اما این زن و مرد چی را انتخاب کدن؟ زن راه غلط را انتخاب کد و مرد نیز این همو کار کد هر دوی اونا به بیعتاعتی از خدا و گوش دادن به شیطان را انتخاب کدن این دیگه صرف یک عمل ساده و خرد نبود که اونا این کار را کدن بلکه دقیقت اونا تصمیم گرفتن که مخالف پلان خدا و کلام او زندگی کنن چیز را که خدا گفت بود اونا رد کدن و راه دیگه را انتخاب کدن آدم و هوا بخود اجازه دادن که فره به شیطان بخورن به این ترتیب گناه وارد این جهان شد اما تر این داستان ایران بما میگه که وقت هر دوی اونا یعنی آدم و هوا از خدا به بیعتاعتی کدن ترسیدن ترس اونا نسبت به شرمشان از خداوند زیاد بود شرم و ترس از همینجا شروع شد اونا شرمسار و خجل شدن ازی که بیرون از نقشه و پلان خدا گام گذاشته بودن اونا به این خاطرم از خدا میترسیدن که خلاف مشعیت خداوند را انتخاب کده بودن از خاطره که اونا ترسیده بودن احساس کدن که خدا پتو پنهان کنن ازی جست که مفکوره پوشش یا هجاب به وجود آمد و این یک حقیقت است اردوی این زن و مرد بخاطره که میفامیدن که کار خراب را انجام دادن خدا پوشاندن شنونده گرامی، وقته که ما یک اشتباه میکنیم فورا او را پت میکنیم و یا به خاطر امو اشتباه خود یک دروغ میگیم و یا او را به شکل دیگه پرداس میتیم آیا امروز ما این امو کار نمی کنیم؟ آدم و هوا گناه کدن و فامیدن که عمل خلاف را انجام دادن وقته که خداوند به باغ آمد، اونا ترسیدن و خودکت برگهای درختا پوشاندن و در بین درختا پنان شدن مگرم اونا تانستن که گناه خودا پنان کنند؟ آیایی امکان داشت؟ خب دوست های میرون، قسم که ما به داستان خدا ادامه میتیم در برنامه آینده ما خواهد شنیدیم که چطور خداوند پوشش را برگناه آدم و هوا آمده کد و همچنان ای پوشش ایز برگناه همه ما و شما تا برنامه آینده همه شما دوست ها را به خداوند مهربان میسپاریم شاد و موفق باشین با ما باشین تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را موسیقی تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را تصدیم نماین قلبم را تصدیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تصدیمت کنم وجودم را تصدیمت کنم وجودم را تصدیمت کنم وجودم را تصدیمت کنم وجودم را عزیز شنهنده گرامی در این بخش از نشرات خش توجه شما عزیزان را معتوف می داریم به پارچه شیری زیر نام دعای دل خداونده به درد ما دواده به دست ما همه جام شفاده در افتاده به دریای گناهیم به ما تازان دراییم دست و پاده به جانها عبر شادی را بباران تو پایانه به اندو و ازاده جهان تا روی آرامش بیبیند به ما روی نما درس صفاده چه برما بگذرت هرگز ندانیم خبرهای به ما از ماجراده زدلها تا که برخیزد دعای بدین امید برلبها صداده همه در جامعه بیگانگانیم به بیگانه لباس آشناده شکوه اشقتو بهتر زشاهیست شکوه اینچنین بر این گداده سرود ما بود مانند داوود بیا بر به نوایانت نواده چه می شاید چه می دانیم که آن چیست خدا یا آن چه می شاید بماده به خان دوست و به خان نغمه که می آید به خان هم دو سنایش که اون می آید به خان دوست و به خان نغمه که می آید به خان هم دو سنایش که اون می آید به خان هم دوست و به خان نغمه که می آید به خان هم دو سنایش که اون می آید ایمانداران باشه خوش همگی باید به خان هم دو سنایش که اون می آید رویم سوی سما کست مکانه شبیم ساکن زجایی که مسیح آید به خان هم دو سنایش که اون می آید به خان هم دوست و به خان نغمه که می آید به خان هم دوست و به خان نغمه که می آید آهده که بما بسته و می آید به خان هم دو سنایش که اون می آید به خان هم دوست و به خان نغمه که می آید همچنان شما می توانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساحت 8 شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط 1251 کلو هرتز بشنوید. خواهشمند نظریات و پیشنادهایتان را در باره کیفیت برنامه ها و طول موج رادیو صدای زندگی با آدرس زهل برای ما بفرستید. آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان. آدرس ما در قبرس sound of life post box 57000 لمسول سایپریس.