Problems in the First Family

  30 minutes

  25 August 2011

Jealousy is the root cause of most of our sins. The Bible says that one of the first sins in the world happened because of jealousy. One of the Adam’s sons, Cain, was jealous that his brother Abel’s sacrifice was more pleasing in God’s sight. This let to Cain killing his brother even though God had strongly warned Cain to control his jealousy. This was the first murder and from then on, murders have continued in the world. Let’s not envy others. Instead of jealousy, may our hearts be filled with love for one another. Never pray that something bad will come upon others, that is, never curse others, because God loves all of us. As long as our hearts are filled with jealousy, God will not accept our prayers.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادم بشنو دعایمم مستجاب کن سلام شنانده‌ای نهایت مهربان امیدوارم که همه‌ی‌تان جور و سرحال بوده و آماده‌ی شنیدنه‌ی برنامه‌ی اینوبد فریاد زند باشین نهایت آرزوی مست که گرداورد‌های برنامه‌ی حاضر طرف توجه و استفاده‌ی‌تان قرار گیرد با آرزوی خوشی و سوادت ارچی بیشتر شما دوستا می‌پردازیم به نشر برنامه‌ی اینوبد خیش از غزب بر کنار شو و خشم را ترکن خود را مشوش مساز که البته با ایسه گناه خواهد شد دوستای عزیز زاکره خانم میانستان دوستای عزیز زاکره خانم میانسال است که دارای چار دختر و یک بچه می‌باشه و اولادایشم همشان جوان استن زاکره ازی که دخترایش جوان و بسترسیده استن تمام کارای خانه را اونو انجام می‌تن و زاکره کدام مسئولیت خاصه را در خانه نداره به امی خاطر او روزای چارشنبی را دائم به زیارت می‌ره تا از یک طرف از خانه بودن خود را نجات بده و از طرف دیگر دوستای خود را در زیارت ببینه و امروز اونا یکصد قصه و راز دل کنه زاکره که یک هفته شده که از خانه بیرون نرفته بسیار خسته شده و امروز که چارشنبی است چادری خود را در سر انداخته و رای خانه خوار خرد خود زوره که دو کوچه پایانتر از اونا زندگی می‌کنه می‌شه زاکره که کم‌تر از خانه بیرون می‌ره تا خانه خوار خود زوره که می‌رسه کم مانده می‌شه و دروازه اونا را تقطق می‌کنه وی دیگه وقت چای صبح کهی است؟ کهی استی؟ ما استم دروازه را واسکو اینه آمدم وی سلام خوار جان چطور استی؟ والیکم خوب استی؟ آه دیگه دهی صبح وقت غیر از من دیگه کهی است که خانیتان می‌اید؟ مرزاگل هم خوب بود خوار جان اولادها کلش هم خوب استن کلگی سلام گفته اما خانه آقا چطور است؟ آه شکر خوب است امروز کم وقتها سر کار رفت من اتام چادریتا مندام شده وی چادری من چی می‌کنی خوارک برو که بریم در این صبح کجا بریم خوار جان؟ وی خوار جان پیر ما و کبتو یادت رفت که هر چارشمبی زیارت می‌ریم؟ وی امروز چارشمبی است؟ آه هستیم سقه کارو خانه اما حساب روزم از پیشم گد خورده خیلی بیشی خوارک من چای خود بخورم نخوردی چای تاله؟ باش که براتو هم چای پردام نه خوار جان نه هیچ اجده چای مای نیست امی پیشتر دسترخانه جم کدم چای خورده بیخی همتون شکمم پندیده خیلی چای کده چای جنگ نمیکنه خوارک؟ نه خوار جان تا ام چکه شلستی ایقا که گفتی دیگه خیلی پرد تو یک گلاست اینه اینه بگی خوار جان بنده باشی که آمدم میفهمی خوار جان درها چو خوب شمالک یخ بود بیرو رفتن هم دمت آوا خوش آدم میایم راست میگه خوار جان چای تا بگی؟ چرا تو چرخ میزنی؟ آه چی بگویم خوار جان امی نایید شیرینده خور مره چرتی و اسواسی ساخته چرا چی گفت شده خوار جان نایید نواسه ماما فته میمیگی؟ نه بابا کتو کم بخت من چی غراز دارم؟ آن امو نایید همسایی ما زنه علم تیل فروش میگام خوب چرا چیز گفته؟ ای او مره چیز گفته میتونه؟ دان خودش شور بته اقعه هفته دان خودش شور بته اقعه هفته پشتش در دستش میتونه از پیسای عرام ار روز کالای رنگ برنگ میپوشه تلای خوده سرما سوز میته چرا پیسای عرام خوارت شویش دکان داره هست؟ بعد بخوره شویشه ده تیل آو کته مبلین سختگت میکنه سر مردم بیچاره مفروشه دیگه و عرام نیست چیز؟ یه تو گفته نزن خوار جان پشته کسی گفت زدن و غیبت کدن خوب نیست اصل گفت بگو خوار جان چی گفت شده؟ از نایید بیخی نفرت میه خوارک میفمی میفمی زوره خوار دینا روز کته نسرین همسایه ما روبروی شدم از هر بام کتم گفت میزد که نایید از کوچه تیر شد وقته او رفت نسرین برم گفت که چند روز از که بربچه کلانو خود طلبگاری میرن پرسان کدم که پشتی که طلبگاری میرن؟ از خودگیهایشان است؟ گفت از خودگیهاشان نیست بیگانه است پشت دختر مالم رحیم میرن گفتم کدام مالم رحیم؟ گفتون امو مالم رحیم که در کوچه بالا خانشان است میفمی خوار جان گوشایم یکی تپ و تپ شد چرا؟ ما هیچ نفامیدم که چی رقم از سر بام پایان شدن یکی یکدام فشارم بالا رفت چرا خوار جان طلبگاری او میره فشارتو بالا میره؟ ویده گورتالین تا هم چقدر ای فامستی بخاطره که او دختره من بر سلیم جان زیر نظر دارمی نه؟ خواهی نه تو بگو خوارک بسیار دختر خوب است کلگی طریفشم میکنه میفامی؟ خوب خیلی از چی فرق میکنه خوار جان بره سلیم خب زن قات نیست؟ دختر مالم رعیم نه یک دختره دگه؟ نه ما که ای ماندن ورایش استم امروز ما خواست بخاطر ناییت زیارت میروم اموجه بند بسته میکنم نظر در گردن خود میگیروم روز جمعه پیش سعید میروم یک تاویز بگیروم که بخت بچهش بسته کنم اوی خواهی جان تاویز کردن چقدر ناداره هیچ کار خوب نیست بخی خوار جان بخی که نوقت شد باز درگرمی کی رفته میشه؟ خب باش که من اون چادری خود رو بگیرم شنوندهای گیرامی آیا گاه شما نیز مثل زاکره حسود بودین؟ چی فکر میکنین؟ آیا خداوند دعای زاکره را قبول خواد کد؟ طریقه را که زاکره در پیش گرفته ای طریقه درست هست؟ از این طریقه خداوند خوش هست؟ آیا از این شیوه خداوند رازی هست؟ آیا این طریقه است که خدا از ما میخوایه؟ چطور میتونیم مطمئن باشیم که خدا دعای ما را میشنوه؟ اگر ما نسبت به کسی در قلب خود حسادت و رشک داشته باشیم آیا باعث برکت برما خواد شد؟ نه شنونده یعنی این اتنا باعث برکت برما نمیشه بلکه باعث لعنت ما میشه پس وقت ما نسبت به کسی حسادت و رشک داریم چی باید کنیم؟ دوست های گرامی طور که ما به داستان خدا در کتاب مقدس گوش دادیم دریافتیم که چیگونه آدم و هوا گناه کدن و از باغ ادن رانده شدن؟ سر آدم و هوا چی آمد؟ اولادای اونا چیگونه بودن؟ چی فکر میکنین؟ اگه ما خوشی دیگرها را تحمل کنن نتانیم و نسبت به اونا حسود باشیم آیا خداوند ما را کتی یه قسم قلب مریض و آگنده از حسادت و رشک خواد پذیرفت؟ بیاین با هم به داستان دو پسر آدم و هوا گوش بتیم و ببینیم که چطور یک برادر کامیابی و برکت برادر دیگه خدا دیده نداشت؟ خدا دیده نداشت؟ وقتی که آدم و هوا گناه کدن و در گناه خود سقود کدن خداوند خطاب به هوا فرمود روز ممکن اطفالتو تولد خواد شدن ولی تولدشان آمخته با درد خواد بود خداوند به آدم و هوا فرموده بود که باربرو زیاد شبین و صاحب اطفال بسیار شبین بعد از تو که آدم و هوا از سر گناه از باغ ادن رانده شدن هوا حامله شد و پسر را به دنیا آورد وقتی که پسر خود را به دنیا آورد او وقت هوا گفت با کمک خداوند مرد را حاصل نمودم پس نام او را قاین گذاشت بعد از مدت پسر دیگه به دنیا آورد او نام او را حابیل ماند هر دوی اینا کلان شدن و بزرگ شدن قاین دهکانی را پشه خود ساخت و مثل آدم مشغول کشت و زراعت در زمین شد وقتی حابیل بزرگ شد مسروف گلداری شد بعد از مدت هر دوی اینا هدی را به پشگاه خداوند آوردند بانو می شود که هر دوی اینا از خداوند می ترسیدن و ترس خداوند در قلب خود داشتند قاین هدی از حاصل زمین خود به پشگاه خداوند آورد ولی حابیل حیوانی را که اول باری رمیش بود به حضور خداوند آورد خداوند با لطف به حابیل و هدی او نگاه کد ولی خداوند به قاین و هدی او با لطف نگاه نکد بنابراین قاین بسیار قار شد و شدت قار سرش بزیر انداخت مالم می شود که او غرق در حسادت است سپس خداوند از قاین پرسید چرا قار استی و سرت خم انداختی؟ اگر درست عمل می کدی آیا مقبول واقعی نمی شودی؟ آیا من توفیه تا را قبول نمی کدم؟ اما چون درست عمل نکدی گناه در کمین توست و می خواهی که سر تو مسلط شد ولی تو سر او زور شد و سر از او چیره شد روز قاین از برادر خود حابیل خواهش کرد که که تو به صحرا بره و حابیل هم همراه قاین به طرف صحرا روان شدند وقتی که اونا در صحرا بودند دفتن و بی خبر قاین سر برادر ش حابیل حمله کرد و او را کاشت بعد ازی که او را کاشت خداوند از قاین پرسید برادرت کجاست؟ قاین جواب داد من چی می فهمم؟ پوه کجاست؟ مگرم من خب نگهبان او نیستم؟ خداوند فرمود ای چی کاری بود که تو کدی؟ خون بیادرت از زمین پیش ما فریاد می زنه آله مرعون استی و از زمین که کدی خون بیادرت او را رنگین کردی ترد خواهی شد ازی پس هر چی کار کنی دیگه زمین محصول خودا اتر که قبلا به تو می داد به تو نخواهی داد و تو هم در جهان آوارا و پریشان خواهی بود قاین گفت خداونده مجازات من سنگین تر از او از که من بتانم او را تحمل کنم امروز من را از این سرزمین و از از او را خود می رانی و من را در جهان آوارا و پریشان می گردانی بس هرکی من را بیبینن من را خواهی کشد من چطور کنم؟ خداوند جواب داد چون این نخواهی شد اتو نخواهی شد زیرا هرکی تو را بکشه می فهمی مجازات از او 7 برابر شدی تر از مجازات تو خواهی بود سپس خداوند نشان برقاین گذاشت تا اگر کسی به او برخورد کنه و کسی که او را می بینه او را نکشه آنگا قاین از حضور خداوند بیرون رفت و در زمین نوت یعنی زمین سرگردانی که در سمت شرقی قدن از ساکن شد خب شنانده مهربان ما شما شنیدیم که قاین به حضور خداوند حدیه آواد مگرم خداوند حدیه او را قبول نکد چرا قبول نکد؟ خداوند بخاطر حدیه قاین را قبول نکد که قلب قاین پاک نبود قلب او پر از حسادت، خودخواهی و رشک بود اگر قلب ما مملو از این اوا خودخواهی و جا طلبی باشه نمی تانیم که دگرارا دوست داشته باشیم اگر ما خوشی و کامیابی دگرارا دیده نداشته باشیم و بر اونا دعای بد کنیم واضح است که خدا ما را هم نمی پذیره این به این معنی است که قلبای ما پاک نیست یعنی تار پود ما پر از قهر و غزب است و باعث رنجش دگرارا می شیم خب دوستا بیاین که یک بار دیگر در مورد زاکره فکر کنیم به یک اصاب زاکره هم مثل قاین است امو کار را که قاین انجام داد زاکره هم این امو عمل انجام داد قاین رفت که دعا کنه ولی خداوند دعای او را نشنید زاکره زیارت رفت که دعا کنه مگرم خداوند دعای او را نتانست قبول کنه بخاطره که قلبو هم مثل قاین پر از خشم و حسادت بود بیاین که یک بار دیگر در مورد داستان هابیل و قاین فکر کنیم این اولین داستان قتل است در تاریخ ذات بشر چرا قاین هابیل کشت؟ آیا این قتل بخاطر پیسه بود؟ بخاطر مسائل سیاسی بود؟ یا موضوعات دولتی؟ نه، این بخاطر این مسائل نبود این قتل بخاطر از این صورت گرفت که قلب قاین پر از خشم بود از امیده است که قتل و جنگ شروع میشه باید گفت که خشم و حسادت از قلب انسان سرچشمه میگیره اگر قلب ما پر از نفرت است ای بمانای ای است که ما بیش از یک قتل چیز نیستیم باز در مورد قاین فکر کنین وقت اون هابیل کشت آیا اون جگرخون بود؟ قاین به شکل بسیار بیتفاوت گفت که من پرواه اون را ندارم این به من ارتباط ندارم من خب محافظ اون نیستم من خب محافظ اون نیستم قاین یک روی بسیار غلط و خرابه کته برادرش در پیش گرفته بود مرگ برادرش برش بیتفاوت بود این چیز است که واقعی شد قلب قاین پر از خشم و حسادت بود زاکران مثل قاین بود برای این تیب افراد بیتفاوت است که کسی بمیره یا کدام زرر ببینه یک قسم افراد بخاطر رسیدن به آرزوهای خود دگره را پامال میکنن و از سر راه خود دور میکنن اتا اونا بخاطر رسیدن به آرزوهای خود اونا را میکشن شنوینده گران قدر مگم سر قاین چی گب شد؟ قاین آبیل نفرین کرد یعنی او را کشد مگم دا آخر خود قاین ملعون شد زاکرام خواست که امسای خود را نفرین کنه سر او چی خواد آمد؟ اگر قلب او پر از حسادت و خشم باشه بینزمی و شرارت را در او خواد کرد بخاطر که در کتاب مقدس میخانیم که چون هر جا حسد و خودخواهی هست در آن جا بینزمی و هر نوه شرارت است داود نبی ده زبور خاطر نشان میکنه که از غذب بر کنار شو خشم را ترک کن خود را مشوش مساسته البته باعث گناه خواهد شد و یک بار دیگه در انجیل مقدس میخانیم که ما نباید که مثل قاین باشیم او فرزند شیطان بود و برادر خود را کشد برای چه او را کشد؟ بخاطر این که عمال خودش نادرست و عمال برادرش درست بود پس دوست های گرامی پیشنهاد ما بر خوهر ما زاکراجان ای است که از حسادت و خودخواهی دوری کنه تا مرتکب گناه نشد خوب شنانده هرجمند ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم خاطر تان شد تا برنامه آینده که باز در خدمت شما خواهیم بود شما را به خداونده مهربان می سپاریم شنودگان مهربان در این بخشی از نشانات خیش شما عزیزان را دعوت میکنیم به شنیدن پارچ شیر که آنوانش هست خداونده نیکو خدا در آسمان و در زمین است نه اندر داستان کفر و دین است چو ساکن در وطن یا غربتی تو چه غمداری خدا با تو قرین است نشانش را چه می پرسیز هرکس بپرس از دل خدا چون دلنشین است اگر پایت بسنگایت همه دان که از دردت خدای تو حزین است خدا از تو جدا هرگز نگردد چو دست در میان آستین است خدای ما متاش خیر باشد دکان ما چرا شر آفرین است چو انگشتر بود آلم خدا را چو انگشتر بود آلم خدا را در این انگشتری آدم نگین است منقش چون در انگشت خدایی در این حلقه وجودت نازنین است نکوشاو چون خداوند تو نیکوست نکوشاو چون خداوند تو نیکوست مراد از دین و از ایمان همین است روحان و دست تازه کن روحن با لمس خود روشن کن افکار مرابان لور خود پر نمان قلب مرابانی کویت سیراب نمان از نهره آب حیات جلال بر تو پدر به در الق و دست جلال ای خداوند به روح پاکت جلال بر تو پدر به در الق و دست جلال بر تو جلال بر تو پدر هلیلویه روحان و دست تازه کن روحن با قدرتت روحان و دست زندگیم را تبدیل نما روحان و دست جاری کن مهره منجیم را روحان و دست تغییم کن با کلامت جلال بر تو پدر به در الق و دست جلال ای خداوند به روح پاکت جلال بر تو پدر به در الق و دست جلال بر تو جلال بر تو پدر هلیلویه هلیلویه ای خدات لمس کن قلبم را با روح تو علی پدر تغبیز کن افکارم را هلیلویه با دست های باز و دهانی برستم نام تو را نام و دوست را برابر با 7370 کلو هرتز و موج قطاع 49 میتر بند برابر با 6125 کلو هرتز و هر شب ساعت 8 و 30 به وقت افغانستان روی موج قطاع 41 میتر بند برابر با 7395 کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساعت 8 شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط 1251 کلو هرتز بشنوید بنان خواهش مندیم نظریات و پیشنهادهایتان را در باره کفیت برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما گوثیل دارید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان نشانی ما در قبرس صدای زندگی نشانی ما در پاکستان نشانی ما در قبرس